نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

نه! همگانی در انتخابات فرمایشی، لازم است ولی کافی نیست / نادر عصاره

در این باصطلاح انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی، ظاهر سازی و صحنه آرایی دیگر مقدور نیست. ابراهیم رئیسی، مأموری که دستانش تا آرنج به خون فرزندان مردم آلوده است، برای نشستن بر تخت ریاست دولت اسلامی تعیین شده است. نمی‌خواهند که پرونده او در شکنجه و زندان و اعدام کردن، بیشتر روشن شود. در این نمایش انتخابات، زیان ظاهر سازی و صحنه آرایی بر سود آن می چربد. ظاهر سازی و صحنه آرایی سودی نیز برای جانیان و فاسدان یعنی هسته سخت حاکم ندارد. این بار، انتخابات فرمایشی رژیم بیش از هر زمان با موج عظیم تحریم روبروست. پس، از خیر صحنه ارایی گذشتند و چهره واقعی خود را نشان دادند. آشکار ساختند که انتخابات در جمهوری اسلامی نمایشی است برای انتصاب مهره های سرسپرده. آشکار شدن این خصلت که نقیض حق انتخاب آزاد و آگاه شهروندان بوده است، باعث حیران شدن کسانی شده که چهل و چند سال است با سکوت نسبت به حذف دیگران، چشم بر نقض حق مردم بسته اند. تا امروز که نوبت حذف ناگزیر خود آنان نیز رسید.

مشروعیت اخلاقی، صلاحیت کشور داری و کاردانی و سیاست ورزی داخلی و دیپلماسی خارجی رژیم اسلامی، همگی بی اعتبار گشته اند. رژیم ولایت فقیهی و جمهوری اسلامی، با بازی با سرنوشت مردمان و این آب و خاک بلا دیده، به شیوه مافیایی، با فساد و جنایت، کشور را به مرز فروپاشی کشانده است. برای تعریف رفتار رژیمی که فرزندان مردم ایران را می کشد و زندگی و آسایش همگی را نابود می کند تا بقایش در قدرت تضمین شود واژه دیگری وجود ندارد. موج تحریم انتخابات رژیم که از مدتی قبل اوج گرفته، با انتشار لیست کاندیداها توسط شورای نگهبان رژیم، می رود تا به نه! همگانی تبدیل شود. این نه! همگانی لازم است، اما کافی نیست. نه! همگانی، باید کامل شود.

چرا بختک استبداد با رنگ های سلطنتی و اسلامی دست از سر ملت ایران بر نمی دارد؟ چون آزادی اگر همگانی نباشد، به بندگی همگانی و به آزادی برای یکی تبدیل می‌شود. همانطور که امروز در کشور و تحت سلطه جمهوری اسلامی شاهد هستیم، و در گذشته نیز، تحت سلطنت پهلوی پدر و پسر چنین بوده. شرط رشد و شکوفایی فردی و عمومی، وجود آزادی همگانی است. مصالح عمومی، با آزادی همگانی یعنی حق حضور همگان در سپهر سیاسی، تامین می شود. حاکمیت ملی برای این که پشتوانه حقوق ملت باشد، باید با حضور همگان بینانگذاری شود. حضور همگان در سپهر سیاسی، در سیاست عملی به روش مدرن و باز و شفافی می انجامد. یعنی حق با وظیفه گره می خورد. وظیفه هرگرایش اجتماعی و سیاسی است که خود را متشکل سازد و در اتحاد با موئلفین خود در پیکار دموکراتیک شرکت جوید و شرایط شکوفایی افراد و احاد و ملت را فراهم سازد با تکیه بر ابزار و آلات تشخیص اراده آزاد همگانی ملت. این رو ش مدرن، باز و شفاف، مغایر است با روش سنتی همه با هم که می شود همه با من و نقیض مفهوم آزادی است.

مفهوم آزادی، تحقق آزادی برای همگان است و غیر از این آزادی ممکن نیست. سلب خودسرانه و غیر عادلانه آزادی در این یا آن عرصه از آزادی های شناخته شده این یا آن فرد و گروه نقض تحقق آزادی برای همگان و نقیض مفهوم آزادی است. نقض آزادی و نقیض مفهوم آن، برای محافل روشنفکری و مطبوعاتی ایرانی از زمان های گذشته، امر ناشناخته ای نبوده است . برای مثال در یکی از مطالب نشریه طنز ملا نصرالدین تحت عنوان «دعوای فرقه ها»، در اسفند ۱۲۹۹، یعنی یکصد سال پیش می خوانیم: “مادرم می گفت: فرزندم، راست می گویی، اما در آن زمان آزادی مفهومش این بود که هر یک از فرقه هایی که نیرومند بود و قدرت را به دست می گرفت، آزاد بود که دیگر گروه های ضعیف را خرد کرده و از صحنه بیرون کند.”

گرچه یکصد سال پیش ادعای آزادی، یعنی آزادی برای جریان نیرومند مورد نقد بوده، لیکن این نقد در فرهنگ سیاسی ما ایرانیان رسوخ ننموده و به معرفتی عمومی تبدیل نشده است. در هنگام به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی همین کمداشت بود که به این روزگار پر مصیبت انجامیده، و آینده ایران، بدون تغییر جدی در این گفتمان، با مشکلات موجود دست به گریبان خواهد ماند.

طی روزهای اخیر، با تصمیم شورای نگهبان و حمایت علی خامنه ای، ولی فقیه، چند گرایش مهم حکومتی از عرصه رقابت انتخاباتی حذف شدند؛ این اقدامات حذفی و بسته‌تر شدن فضای کشور، از نظر هر نیروی میهن پرست و آزادیخواهی محکوم شناخته می شود و اقدامی شوم و ننگین تلقی می گردد. ولی توجه کنیم که هیچ کدام از این گرایشات طی بیش از چهل سال، به نقض حق قانونی اپوزیسیون جمهوری اسلامی که طرفدار مبارزه خشونت پرهیز نیز بود، اعتراضی شفاف و جدی نکرد. همه می دانند که از نهضت آزادی تا جبهه ملی و نحله های مختلف فدائیان گرفته، تا گروه‌های دیگر چپ و دموکراتیک و ملی قومی، با سرکوب روبرو بوده اند؛ و شکنجه و زندان و اعدام خشن، بیرحمانه و وحشیانه، بخشی از آنها را مجبور به مهاجرت کرده است. اینها اولین گروه های سیاسی میان مردم ایران بودند که آزادی آنها نقض شد. و پُر واضح است که نقض آزادی محدود به اینها نماند، آقایان منتظری، موسوی و کروبی و بستگانشان نیز به زندان خانگی افتادند. نقض آزادی بی وقفه ادامه یافت و امروزه شاهد مرحله جدیدی در به بندگی کشیدن همگانی هستیم. مدت ها اصلاح طلبان حکومتی، آزادی را با برخورداری خود از حق فعالیت و شرکت در مبارزات انتخاباتی تعریف می کردند؛ انتخاباتی که در آن مشارکت اصلاح طلبان حکومتی تأمین ولی اپوزیسیون جمهوری اسلامی از آزادی فعالیت محروم باشد، انتخابات آزاد نبود و نیست. این، در بهترین حالت، انتخابات نمایشی است. ولی اصلاح طلبان حکومتی و دیگر وابستگان جمهوری اسلامی، انتخابات آزاد را نه محل حضور همگان، که با شرط حضور خود، تعریف می کردند. پذیرش نقض آزادی دیگران بدینگونه، ضد آزادی همگان بود و نمی توانست جز در خدمت استبداد و بندگی همگانی قرار گیرد. نقض آزادی دیگران، به نقض آزادی اصلاح طلبان حکومتی نیز میرسید که از مدتها قبل رسیده و تشدید شده است.

هر جریان سیاسی که از آزادی و دموکراسی دفاع می کند، باید نشان دهد که ازادی را برای همگان می خواهد حتی به بهای باخت خویش در این یا آن رقابت؛ آن که از آزادی حرف می زند ولی به آزادی برای همگان، در حرف و در عمل، باورمند نباشد، به نام آزادی، دانسته یا ندانسته عوامفریبی می کند.

نه! همگانی به رژیم اسلامی در انتخابات فرمایشی فراروی، لازم است، ولی وقتی کافی می شود که با مفهوم آزادی برای همگان و با مرزبندی با جریانات سیاسی غیر پای بند به این مفهوم همراه گردد.

سه شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰ – ۲۵ می ۲۰۲۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>