باز هم در باره جنبش “تحریم ” / علی جلال

مردم شریف ایران! از هم اکنون آثار همبستگی بزرگ شما درسرای “جمهوری اسلامی ” پدیدار است . خامنه ای وقتی که می ترسد آرام حرف می زند، با موذی گری خاص خویش، می کوشد خود را “سید مظلوم و بی طرفی ، که کاری جز نصیحت و خیر خواهی ندارد” بنمایا ند، او آخرین سخنرانی خودرا چنین طراحی کرده بود

زنده باد مردمان ایران     پاینده ایران 

پیش بسوی سا ختن ایرانی آباد، آزاد، پیشرو

 

ایرانی که به جایگاه تاریخی خود در فرهنگ منطقه و جهان باز می گردد، فرهنگ نپذیرفتن سلطه و سلطه بیگانگ وایستادگی علیه سلطه جویی بیگانگان فرهنگی، فرهنگ مدارا، فرهنگ مروت، فرهنگ عشق، عشق مرد مان، عشق دختران و پسران، دلدادگان جوان ! که جوهر اصلی حیات جامعه انسانی است 

جریان اسلامی – سیاسی درمنطقه ما با روی کار آمدن خمینی سربرآورد (ازایران ) و افول آن نیز با خیزش تاریخی ۱۳۸۸ ایرانیان آغاز شد؛ جنبش کنونی مردم ما ادامه ۸۸ است حتما تومارجریان اسلامی_سیاسی را در ایران و تبعا در منطقه درهم خواهد پیچید. 

شرکت دراین انتخابات پیش از هرچیز، یا به معنی همراهی با رئیسی است یا به این معنی است که “جنایتکار بود رئیسی علیه بشریت “به گذشته مربوط است. این رژیم همین یکسال پیش بدستور مستقیم خامنه ای، که خودش شخصا پشت تلویزیون اعلام کرد، در عرض ۴۸ ساعت بین ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر(بطورمیانگین ۴۵۰نفر درروز) را با تیراندازی کور به جوانان مردم در خیابان ، بدست سپاه بسیج و وزارت کشور دولت روحانی (دولت آقای همتی)، کشت. شرکت در این انتخابات دستکم به این معنی است که حکومت حق داردمردم رابکشد، شرکت در انتخابات یعنی مجوز دادن به رژیم که هروقت مردم به خیابان آمدند یا …؛ جوانان آنها را انبوه انبوه بکشد. هرکس دراین انتخابات شرکت می کند دستکم از این پس مسئول کشتارایرانیان بدست رژیم ضد ایرانی جمهوری اسلامی است؛ 

ما از سالها پیش به درستی نشان دایم که جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است ام: 

هیچ قانونی هیچ قراردادی و بویژه “قرارداد اجتماعی” بدون ضمانت اجرا ، ارزشی عملی ندارد و روی کاغذ می ما ند ؛ تنها صف مستقل مبارزاتی مردم است که می تواند ضمانتی برای اجرای تعهدات هر رژیم و اجرای قوانین مردمی با شد. 

شرکت در انتخابات رژیم نه تنها هیچ عمل پیشروی سیاسی نیست ،بلکه عملی ارتجاعی است. شرکت در انتخابات رژیم، یعنی مجوز دادن به اعمال  ضد مردمی که رژیم در این چهل سال انجام داده است 

خطاب به آقای همتی : اینجانب فرض می کنم که شما تابحال گناهی علیه مردم ایران مرتکب نشده ای اما : 

تو از ۱۸سالگی دردرون این رژیم هستی، رئیسی هم تقریبا از همین سن. تو در عمر خودت کجا یک عمل میهن پرستانه انجام دادی که مردم را دعوت می کنی که بخاطر “ایران ” در انتخابات شرکت کنند.میدانی معنی “عمل میهن پرستانه ” چیست ، یعنی از منافع خود یا از بخشی از زندگی خود برای “میهن ” و مردم “میهن ” بگذری. تو درهمین مناظره، چون یک نوجوان نگران از رئیسی می ترسیدی، ترس تو ناحق نیست اما ادعای میهن پرستی تو در برابر مادران و پدرانی که فرزندشان و درمواردی تنها فرزندشان و در مواردی همه فرزندانشان! (آری فهمیدی! همه فرزندانشان : پنج جوان ) را در راه ایران و مردم ایران دادند، نشان می دهند که تو دستکم بخاطر نوع زندگی ات درکی از “ایران” و مردم ایران نداری. اما حقیقت این است که سالهای سال است که توبا اعمالت ثابت کرده ای که برای تو اصل اساسی “حفظ نظام ” است و نه ایران وگرنه امکان نداشت که تورا ۴۰سال در ایندستگاه نگه دارند و ارتقاء مقام دهند. مردم ایران می دانند که اگر رژیم بفهمد که کسی ایران ومردم ایران را دوست دارد اورا هرگز بدرون “نظام” راه نمی دهد یا اگر وارد شده بود فورا اخراجش می کند 

تحریم پیروز است، “جمهوری اسلامی” علیه آن به هر حیله و سرکوبی متوسل خواهد شد، اما هنگامیکه جنبش عمومی ایرانیان برای بیرون راندن، برای حذف، برای خرد کردن پدیده ای بیگانه در”میان ما” آغاز شود هیچ سعد ابی وقاص، هیچ چنگیز و تیموری نمی “ماند”! ایران و مردمانش پاینده اند! وباز این وطن مشترک را، بازو به بازوی رنگارنگ خود خواهند ساخت. 

هیچ نیرویی در جهان (جمهوری اسلامی که جای خود دارد) گردونه ای را که به دوران آمده نمی تواند باز دارد. فقط کودن های نوع “جمهوری اسلامی ” میتوانند آرزوی باز گشت را داشته باشند. درطول تاریخ ۱۴۰۰ ساله ما همواره کسانی جامانده اند. اینجانب به سهم خود همه آنانی که شخصا و مستقیما و با هدف پیشین، علیه مردم ایران اقدامی نکرده اند، اما هنوز در صف دیگر قرار گرفته اند را وا می نهیم تا باز بیندیشند. 

کسانی که نامی دارند وشناخته شدنشان بخاطر تلاششان برای حفظ این رژیم بوده وهست، هیچ! اما “نامداران”ی که زندگی خود وخانواده اشان را مستقل از رژیم بدون هیچ چشم دا شت به رانت های مستقیم و غیر مستقیم آن برپا داشته اند، در این یا آن مساله ملی (سیل زلزله و … )به یاری مردم آمدند، دراین جنبش در کنار دشمن اصلی مردم ایران (جمهوری اسلامی ) قرار نگرفته و نخواهند گرفت. 

مردم شریف ایران! از هم اکنون آثار همبستگی بزرگ شما درسرای “جمهوری اسلامی ” پدیدار است . خامنه ای وقتی که می ترسد آرام حرف می زند، با موذی گری خاص خویش، می کوشد خود را “سید مظلوم و بی طرفی ، که کاری جز نصیحت و خیر خواهی ندارد” بنمایا ند، او آخرین سخنرانی خودرا چنین طراحی کرده بود. بدستور او همین الا ن شورای نگهبان دو عقب نشینی کرده، تن داده است که : ۱_ علت رد صلاحیت را به خود نامزد اعلام کند. ۲_ کاندیداها در حین برگزاری انتخابات، در شورای نگهبان نماینده داشته باشند. 

اساسا آخوندها قشری هستند که بیش از هر قشر دیگری درک طبیعی از روانشناسی توده ها دارند واز همین روی نیز(درجوامعی نظیر ما ) مخدرترین پدیده علیه روح و روان توده ها می باشند(۱) . مواظب باشیم کسی فریب خامنه ای را نخورد . من همینجا وبرای آینده یاداوری کنم که اگر او هنوزعمری داشته باشد خواهیم دید ولو در تلویزیون می اید درحالی که دنباله عمامه را به گردن انداخته اشک ریزان خودرا “سید مظلوم، سلاله پیغبر، و باز مانده حسین، صحرای کربلا، اهل بیت و…”می نمایا ند تا مردم را ازراهشان ولو اندکی باز دارد . هرکس در هر شرایط و مرحله ای فریب خا منه ای را بخورد یا به هر دلیل دیگری در برابر او کمی کوتاه بیاید یا عقب بنشیند، خامنه ای بابیرحمانه ترین و رذیلانه تری کردار به او شبیخون خواهد زد و حتی به اهل و عیال و ایل و تبار او رحم نکرده همه را از دم تیغ می گذراند. 

راهی که در پیش گرفته ایم راهی است که توده ها درآن شرکت دارند و روز به روز به صف آن می پیوندند، گردونه ای که به گردش درآمده وهرروز فراخ تر،گنده و سترگ می شود. هوشیاری اساسی این است که کسی فریب خا منه ای که مکار ترین است را نخورد ؛ ابزار اصلی او، قدرت شدید حیله گری و فریبکاری اوست او هزاران مکر درآستین دارد. نگذاریم با سوء استفاده از احساسات انسانی _ مذهبی برخی از هموطنان ما گامهای آنان راسست کند. 

آری هم اکنون “ترس” سرای “جمهوری اسلامی ” را به لرزه درآورده: جنبش تحریم کنونی از جنبش ۱۳۸۸ که دستکم ۸ ماه درخیابان تظاهرات کرد، فعلا بزرگتر و “خطرناک”تر نباید باشد. پس چرا بهزاد و کروبی و در صدر آنان خاتمی و همین آقای رئیس بانک و … چنین به میدان آمده اند. بخاطر “ایران”؟! از بهزاد بپرسید دستکم از بعد از انقلاب کی و کجا تو به یاری “ایران” آمدی. وقتی رونالد ریگان در آمریکا روی کار می آمد (۱۳۵۹) تو سراسیمه برای دفاع از حکومت خمینی به الجزائر رفتی و یکی از خیانتبارترین قراردادها را با امریکا امضاء کردی، قراردادی که تنها از جنبه مالی آن تا کنون آمریکا هزاران ملیارد دلار اموال ایران را دزدیده و تا روزی که ملت ایران آن قرار داد خفت بار را لغو کند تا ابد امریکا می تواند، هرجای دنیا، دارایی های ایران را ضبط کرده و برباید. اگر من اشتباه می کنم که ابزار اصلی آخوندها مکر و فریب آنان دربرابر توده ها است اگر کروبی و خاتمی “یک جو” راست گویی دارند پاسخ دهند که آیا: 

اصل “حفظ نظام اوجب واجبات است” را، قبول دارند یا نه؟ درحالیکه برای ایرانیان، اصل! “ایران و مردم ایران” است بر پایه انساندوستی ومروت و مدارا. 

کروبی و خاتمی …حیله گرند؛ حرف اصلی آنان نه مخالفت با رئیسی بلکه کشاندن مردم به “شرکت در انتخابا ت ” است. آری بهزاد خوب فهمیده که این جنبش از آن جنبش ها نیست، “این” سر ایستادن ندارد این گردونه ای است که بزرگتر بزرگتر می شود.تظاهرات در خیابان را شاید بشود “کنترل ” کرد، پاسدار می خواهد و بسیجی! اما “تحریم” را چگونه می توان کنترل کرد و از حرکت بازداشت.تحریم از”این انتخابا ت ” شروع میشود و به همه “جا” میرود، هرجا و همه جا که رژیم است: انزوای جمهوری اسلامی توسط “ایرانیان”! بهزاد اینرا خوب می فهمد ،چون او زمانی (تا پیش از ۵۴) در جنبش ترقی خواهی و روشنفکری ایران بود(بعد رسما به آن خیانت کرد)، بهزاد و دوستانش بکمک بنگاه سخن پراکنی انگلیس و…؛ قیام ۱۳۸۸ را مصادره کرده آنرا “اصلاح طلبی” نامیده بودند(۲). آری شماری از کسانی که از آغاز در اردوگاه جمهوری اسلامی بوده اما درسالهای اخیرژست دینی_مدرن گرفته بودند میدانند و می فهمند که این جبش “سکولار”! است آری این است مشکل اصلی کروبی و خاتمی و بهزاد و…(وآن بی سواد “فیلسوف” در خارجه و..). این جنبش به این قطعیت رسیده که درچارچوب “جمهوری اسلامی “، میهن مشترک مردمان ما از نابودی نجات نمی یابد ،این “نظام ” ماهیتا نا بود گر ایران است. این صف بندی طبیعی است، اگر کس یاکسانی متعجب شده اند باید گفت حالا این آغاز روند توده ای است، صف بندیها مشخص ترو نقابها کنار زده خواهند شد. هر آدم ساده ای می داند در جایی که رفسنجانی را حذف می کنند درست به این دلیل که می تواند رای بیاورد ، وقتی با موسوی که رای آورده بود چنین کرده و می کنند ، آنگاه همتی را می گذارند…!؟ ، کروبی تنها کاندید ریاست جمهوری در تاریخ این رژیم است که هر وقت که حذف شده “رسما” گفته که علیه اش تقلب شده. حالا امروز! در چنین شرایطی اینها وانمود می کنند که “هدف اصلی شان از دعوت مردم به شرکت در انتخابات “رای نیاوردن رئیسی، پیروزی همتی ” است. دروغ میگویند! هدف اصلی بهزاد و خاتمی و کروبی و…شکستن صف “تحریم” است، اخلال در “تحریم ” است. هدف اصلی اینان، اصل “شرکت در انتخابات” است، نه رای آوردن همتی! بهزاد و کروبی و خاتمی ازاین جبش همگانی درون مردمی که چون “سایه ” گسترش می یابد ، سمت و سویش “نه به کلیت نظام ” است، سکولار است وحشت دارند. توسل فریبکارانه به ایران و نام ایران  حیله ای است که از بهزاد یاد گرفته اند. 

سخن شخصی با بهزاد نبوی : توبهتر از هرکسی، پوشالی بودن این رژیم رامی دانی تو می دانی که میزان هارت وهورت رژیم در بیرون بازتاب تزلزل و شکستنهای درونی اش است تو حساسیت اوضاع را فهمیده ای، جنبش تحریم به چشم محتسب نمی اید، تو بوبرده ای که این جنبش اساس “نظام ” را تهدید می کند. تو می دانی وقتی “نظام” تو! واقعا بترسد درهمان آغاز انقدر سراسیمه و دستپاچه می شود که پیش از “رسیدن مردم” درهم میریزد. و تو! می دانی که دراین حالت، بزن ! بزن! شروع می شود! اینبار درون “نظام”، همدیگر را می زنند وتو! در آن روز بی پناه ترین هستی از اینجا رانده ازآنجا مانده اینست عاقبت “خیانت به مردم “۰ 

حیله های خامنه ای 

ــــ(نخست بگویم که اوبیش از هرکسی ترسیده). مرحله اول استراتژی او: خونسرد نشان دادن “نظام “، با رای سازی و تبلیغات 

(۳ ) کم نشان دادن شمار تحریم کنندگان. 

مرحله دوم: بی تاثیر نشان دادن “تحریم “، ولو باجذب این و آن ، خرید یا حتی باج دادن به این وان ، تبلیغات تلویزیونی و ..؛ 

سوم :ایجاد شکاف دربین تحریم کنندگان، خسته و مایوس کردن تحریم کنندگان 

چهارم : حمله به آنان 

اما حضرت “آقا”! تو پیر شده ای! بسیار! اینرا می دانی و همه هم می دانند ! نه! منظوم “تو” نیستی “نظام” توست. حیله هایت کارساز نیست، آنانی را که سالهای سال کشتی ! انبوه! انبوه!؛ احمقانه خیال کردی که با محو قبورشان، “ایده” هایشان را محو می کنی! اما صدای “انسان ” را نمی توان بست! صدای انسان در همه آفاق پیش از من و تو بود و پس از ما هم. برای هستی فرقی نمیکند! تو هم یکی دگر رفته به زباله دان تاریخ. 

در آخر باید گفت که بسیاری از اصلاح طلبان حکومتی در مساله تحریم کنونی به مردم نزدیکتر مانده اند تا به خامنه ای، من به سهم خود اینرا می ستایم و برخی ازآ نان هم که پیش ترها، بنا به شرافت مبارزاتیشان به صف مردم پیوسته بودند. 

پیش بسوی فردایی روشن 

که البته مبارزه و پایداری می خواهد 

زنده باد صف مستقل مردم ایران 

علی جلال 

پاورقی :

  

۱_ منظور از آخوند، ملایی است که کار گزار دستگاه روحانیت است. منظور ملا یان مستقل نیستند 

۲_انگلستان دردستگاه تبلیغاتی خود شعارهای مردم را دستکاری کرد، ازقضا برخی اصلاح طلبان خوب تکنیکهای انگلیس را جذب می کنند 

۳_حتی به کمک همراهانش در لندن

سوسیالیسم اکولوژیک مارکس، راهی برای مبارزات امروز / آرن جوهانسون/ ترجمه ی : الف. شیبانی

بسیاری از سوسیالیست ها و حتی بسیاری ازمارکسیست های انقلابی زمان زیادی را سپری کردند تا متوجه آنالیز زیست شناختی گسست یا انقطاع متابولیک جبران نشدنی سرمایه داری با سیاره زمین و طبیعت شوند. موضوعی که کارل مارکس و فردریش انگلس در قرن نوزدهم بر روی آنها کار کرده بودند. ادامه خواندن Continue reading

لحظه‌های خطر و فرصت در هزارتوی بحران‌ها / پرویز صداقت / در حاشیه‌ی انتخابات ۱۴۰۰

در هزارتویی از بحران‌ها به‌سر می‌بریم: بحران فقر و شکاف طبقاتی، بحران مهلک کم‌آبی و دیگر خطرات زیست‌محیطی، بحران رکود اقتصادی همراه با تورم کمرشکن، انواع بحران‌های مالی، بحران ناشی از فرار دایمی سرمایه از اقتصاد ایران، توأم با بحران مشروعیت و انسداد فضای سیاسی، بحران یأس و سرخوردگی و فروریزی حلقه‌های همبستگی اجتماعی و این همه همراه با بحران‌ ناشی از همه‌گیری کرونا و در دل  بحران‌های حاد ژئوپلتیک منطقه‌ای و جهانی. این بحران‌ها همگی در پیوند با یکدیگر و در مسیری شتابنده روبه تعمیق و گسترشی هرچه بیش‌ترند.

ساختارها و سازوبرگ‌های کنترل‌‌کننده‌ی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران امروز توان حیاتِ درازمدت ندارد و در برهه‌ای به سر می‌بریم که طیف متنوعی از اتفاقات محتمل است: از گونه‌هایی از فروپاشی اقتصادی – اجتماعی و حرکت به سمت «دولت فرومانده» تا شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی و تلاش برای فرارفتن از وضع موجود. به‌راستی در این میانه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری چه معنایی خواهد داشت و چه چشم‌اندازهایی در برابر داریم؟

(۱)

از خرداد ۱۳۷۶ تا خرداد ۱۳۹۶ سلسله‌ای از انتخابات، با فرازوفرودهایی روشی مؤثر برای تصویرکردن نمودی «دموکراتیک» بر ذاتی «غیردموکراتیک» بود. نظارت استصوابی  که در پی جنگ هشت‌ساله و از ابتدای بازآرایی فضای جناح‌های حکومتی و شکل‌گیری رهبری جدید، در  رقابت‌ها بر سر کرسی‌های مجلس چهارم در سال ۱۳۷۱ عملاً آغاز شد، ابزاری افزون بر چارچوب‌های قانونی موجود برای تهدیدزدایی احتمالی از هر انتخاباتی بود. نظارتی که در ادامه‌ی حیات خویش حتی به بانیان خود در طیف راست سنتی هم وفا نکرد و سرانجام در مقطعی به حذف هاشمی رفسنجانی رسید و در انتخابات اخیر علی لاریجانی نیز از صحنه‌ی رقابت منتهی شد. همین حذف‌های اخیر به‌روشنی نشان‌دهنده‌ی آن است که هسته‌ی اصلی ساختار قدرت کنونی، یعنی بخشی از قدرت که قادر به اخذ تصمیمات اصلی در عرصه‌ی سیاست خارجی و داخلی است، اکنون  به جریان نومحافظه‌کار و راستِ نظامی – روحانی جدید محدود شده است.

پاسخ جریان / جریان‌های حذف شده در مقطع کنونی فراتر از ابراز قهر و دلخوری نبوده است اما آیا در این سطح باقی می‌ماند و ممکن است به انواع دیگری از رویارویی مانند ۸۸ بینجامد؟ بسیار بعید به نظر می‌رسد چراکه این جریان‌ها پایگاه اجتماعی مستقلی از پایگاه اجتماعی سنتی حاکمیت ندارند و نامحتمل است فراتر از نامه‌نویسی و قهر منتظر اقدامات دیگری دست‌کم در سپهر اجتماعی باشیم.

(۲)

با همه‌ی این‌ها، انتخابات «اهمیت» داشته و «اهمیت» دارد، چراکه به‌رغم ساختار صلب سیاسی در حوزه‌ی تصمیمات راهبردی، در حوزه‌های تصمیمات «فرعی»، رییس‌‌جمهور بخش بزرگی از بوروکراسی دولتی را در اختیار دارد و از آن رو توان زیادی به‌ویژه در توزیع رانت‌های شغلی و فرصت‌های بهره‌مندی از موقعیت‌های سودآور اقتصادی و بوروکراتیک را دارد. به عبارت دیگر، دسترسی مقام ارشد قوه‌ی اجرایی به بخشی از فرصت‌ها و امکانات مالی و اقتصادی موجود، یکی از مهم‌ترین عواملی است که انتخابات را به عرصه‌ی رقابت جدی گرایش‌های درون حاکمیت مبدل ساخته است. به همین سبب شاهد پدیده‌ی متناقضی هستیم که می‌توان «ناسازه (پارادوکس) اهمیت و بی‌اهمیتی همزمان» انتخابات ریاست‌جمهوری نام نهاد.

(۳)

به دلیل همین «اهمیت» است که بخش غالب جناح‌های موسوم به «اصلاح‌طلب» و «میانه‌رو» به هیچ عنوان از انتخابات دل نمی‌کنند چراکه به عنوان بخشی از طبقه‌ی فرادست نیاز دارند حتی‌الامکان در دستگاه دیوان‌سالاری حضور و در تصمیم‌گیری‌ها نفوذ داشته و از منافع ناشی از توزیع منصب‌ها و منابع مالی منتج از آن بهره‌مند باشند. آنان هر حقارتی را می‌پذیرند اما از قدرت دل نمی‌کنند. اگرچه هیچ برنامه‌ی ایجابی برای حلّ بحران‌های پیش رو ندارند. اگر بسیاری از آنان و سخنگویان‌شان در آن سوی مرز، لحظه‌ای از «تکرار» خطای مکرر دست برنمی‌دارند، مهم‌تر از هر چیز، مسأله منفعت مالی است، برادر!

 

(۴)

جریان موسوم به اصلاح‌طلب تا امروز عمدتاً به پشتوانه‌ی رأی معترضان به وضع موجود، در بخش اعظم آن چیزهایی که تحت عنوان انتخابات در سه دهه‌ی گذشته برگزار شد، صاحب وزن اجتماعی مؤثری بود. اما به نظر نمی‌رسد دست‌کم تا این لحظه توانسته باشد شوری برای شرکت در انتخابات میان مردم ایجاد کند. اگر وضعیت به همین منوال باشد این انتخابات تاحدودی کمیّت واقعی پایگاه اجتماعی این جریان  را مشخص می‌سازد. به عبارت دیگر، حذف بخش عمده‌ی آرای اعتراضی از سبد رأی «اصلاح‌طلبان» گویای وزن واقعی اجتماعی آنان خواهد بود.

(۵)

با این همه، انتخابات سال جاری را نباید در امتداد سلسله انتخابات برگزار شده طی ۲۵ سال اخیر، که همچون یک رویداد سیاسی در امتداد خیزش‌های اعتراضی دی ۹۶ و آبان ۹۸ دانست و به همین دلیل برخلاف چند دوره‌ی اخیر که سیاست تحریم انتخابات سیاست مؤثری نبود در این دوره کاهش مشهود مشارکت چه‌بسا به ارتقای اعتماد به ‌نفس در جریان روبه اعتلای‌ «سوم» در عرصه‌ی سیاست ایران منتهی شود و چه بسا بتوان امیدوار بود با شکل‌گیری و تقویت جنبش اعتراضی به‌تدریج به شکل‌گیری و اعتلای گرایش‌های مترقی در سپهر سیاست ایران بینجامد.

(۶)

اما مسأله‌ی مهم تأمل در چشم‌اندازهای هزارتوی بحرانی کنونی در پی استقرار دولت جدید خواهد بود. قبل از هر چیز به بحران‌های ناشی از سیاست خارجی بپردازیم. از بدو تلاش حاکمیت پساانقلابی برای استقرار تا امروز، رابطه‌ی نظام سیاسی ایران با بحران‌های ناشی از سیاست خارجی همواره بر نیاز به خلق و استمرار دایمی بحران‌ مبتنی بوده است، چراکه استمرار «وضعیت اضطراری» مستلزم استمرار بحران‌ها بوده است. به همین دلیل، بحران‌هایی مانند گروگانگیری و جنگ هشت‌ساله نقش کلیدی را در استقرار حاکمیت پساانقلابی داشت و بلافاصله پس از پایان جنگ شاهد خلق سلسله‌ای از بحران‌های کوچک و بزرگ بودیم تا بازهم وضعیت اضطراری استمرار یابد. در این میان، از همه مهم‌تر بحران‌های مکرر هسته‌ای و منطقه‌ای طی دو دهه‌ی گذشته بوده است.

اما علاوه بر نیاز به بحران، روابط اقتصادی ناشی از این سلسله‌های بی‌پایان بحرانی در استمرار بخشیدن به آن‌ها نقش داشته است. اشاره‌ی سال‌های اخیر به «کاسبان تحریم»، به‌روشنی گویای همین روابط قدرت اقتصادی برخاسته از بحران‌هاست.

بنابراین، خواه «برجام» احیا شود و خواه نه، بحران‌های خارجی کماکان استمرار می‌یابد. باید در نظر داشته باشیم که با «برجام» و یا بدون «آن»، نه سیاست خارجی جمهوری اسلامی تغییر استراتژیک می‌کند و نه سیاست خارجی دشمنان منطقه‌ای آن، از اسراییل تا کشورهای حاشیه‌ی جنوبی خلیج فارس. علاوه بر آن در دل جنگ سرد نوظهور در فضای جهانی، زمینه‌ی مساعدی برای استمرار بحران‌های خارجی و تشدید درازمدت آن نیز وجود خواهد داشت.

(۷)

تردیدی نیست که احیای «برجام» گشایشی در منابع ارزی ایجاد می‌کند، فشار تورمی ناشی از افزایش چشمگیر بهای ارز را کاهش می‌دهد و به دولت بعد امکان می‌دهد که از این فرصت برای «تخفیف» برخی فشارهای معیشتی بهره بگیرد. اما بازهم تردیدی نیست که قادر به «حل» بحران‌های ساختاری ما نیست.

شاید با امکان‌پذیر شدن ورود برخی منابع ارزی بانک‌ها از خارج، ابعاد بحران بخش بانکی اندکی تخفیف یابد، اما قادر نیست شکاف ترازنامه‌ای بانک‌ها را پر کند و زیان انباشته‌ی آن‌ها را به‌طور جدی کاهش دهد. نه امکاناتی برای افزایش سودآوری ایجاد می‌کند و نه فرصت چندانی برای فروش دارایی‌های منجمد بانک‌ها و مؤسسات اعتبار. از سوی دیگر، احیای «برجام» تأثیر کاهنده روی بهای سهام شرکت‌هایی در بورس دارد که با پیش‌بینی افزایش نرخ دلار افزایش بها داشتند و از این رو پی‌آمد کوتاه‌مدت مثبتی روی بازار سرمایه نیز نخواهد داشت.

بحران بیکاری و فقر و شکاف طبقاتی روزافزون نیز با «برجام» یا بدون «برجام»، ولو به درجات گوناگون، رو به تشدید و افزایش خواهد داشت. فراموش نکنیم که در سال‌های پذیرش برجام نیز روند نزولی سرمایه‌گذاری در ایران (براساس ارقام واقعی) که از ابتدای دهه‌ی ۱۳۹۰ آغاز شده بود با فرازوفرودی استمرار یافت. بنابراین اگرچه احیای «برجام» می‌تواند ظرفیت‌های خالی‌مانده‌ی ناشی از تحریم‌ها را پرکند ولی در چارچوب نهادی موجود، قادر به ظرفیت‌زایی جدیدی در اقتصاد نخواهد بود و به همین دلیل پی‌آمدی جدی و راهگشا در کاهش بحران‌های ناشی از فقر و بیکاری و رکود اقتصادی نخواهد داشت. بعد از مدتی باز به چرخه‌ی سقوط بی‌پایان ارزش پول ملی بازمی‌گردیم و تشکیل سرمایه‌ی ثابت ناخالص داخلی به روند نزولی درازمدت خویش ادامه می‌دهد.

روشن است بحران زیست‌محیطی کماکان رو به وخامت دارد. اساساً نه برنامه‌ای برای تخفیف این بحران‌ها وجود دارد و نه توانی برای آن. تخفیف پایدار بحران زیست‌محیطی در ایران نه تنها مستلزم دگرگونی‌های جدی در روابط قدرت در ایران که فراتر از آن به خاورمیانه‌ای متفاوت از امروز نیاز دارد. شاید در مقطعی باران‌ها سیل پدید آورد و در مقطعی دیگر کم‌بارانی خشکسالی، اما بحران زیست‌محیطی روبه وخامت خواهد گذاشت.

طبیعتاً در چنین شرایطی آن‌چه در نیمه‌ی دوم قرن خورشیدی اخیر به شکل فرار پایدار سرمایه و نیز مهاجرت از ایران شاهد بوده‌ایم استمرار می‌یابد و کماکان امکانات توسعه‌ی اقتصادی در ایران را تقلیل می‌دهد و ازهم‌گسیختگی اجتماعی را تشدید می‌کند.

(۸)

این هزارتوی بحرانی، بحران مشروعیت حاکمیت را تشدید کند. به تبع بحران‌های منطقه‌ای و درونی و به‌موازات کاهش مشارکت مردم در انتخابات، کاهش میزان نفوذ ایدئولوژی حاکمیت در گروه‌های مختلف اجتماعی، و ته‌کشیدن امکانات مالی دولت برای سرمایه‌گذاری و اجرای سیاست‌های بازتوزیعی، بحران مشروعیت تشدید می‌شود و احتمال بروز انواع بحران‌های مشابه خیزش‌های دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ به‌ویژه در نیمه‌ی دوم سال وجود دارد. بنابراین در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت که میزان اتکای دولت (محافظه‌کار یا میانه‌رو!) بر ابزار سرکوب در کنترل اجتماعی بیش‌تر می‌شود و توان آن برای کنترل اجتماعی به اتکای ابزارهای اقتصادی یا مشروعیت‌زایی ایدئولوژیک هرچه بیش‌تر کاهش می‌یابد.

 

(۹)

نه کاندیداهای ریاست‌جمهوری برنامه‌های چندان متفاوتی دارند و نه اگر هم داشته باشند ساختار قدرت این انعطاف را دارد که با تغییر رئیس‌جمهور سیاست‌های متفاوتی اجرا کند، فقط می‌توان شدت ناکارآمدی متفاوتی را در دولت‌های متفاوت انتظار داشت که به تبع آن بخش‌هایی از بحران که ناشی از ناکارآمدی حکمرانی است شدت و ضعف می‌یابد. صلبیت دستگاه سیاسی نیز کماکان روبه افزایش است و بیش از هر زمان دیگر نگاه به بالا نگاهی عبث و بیهوده و یأس‌آفرین خواهد بود. ضمن این که انطباق کامل شکل و محتوا در ساختار سیاسی، به‌رغم بستن برخی فرصت‌های ولو بسیار محدود، نشانه‌ی توهم‌زدایی از ساختار قدرت و شناخت بهتر آن است و به تبع آن می‌تواند به تلاش برای فرارفتن از آن یاری می‌کند.

(۱۰)

برهه‌ی بحران ساختاری، برهه‌ی لحظه‌‌های توأمان خطر و فرصت است، لحظه‌هایی برای مداخله کردن در سپهر سیاست برای خطر کردن و فرصت‌زایی. لحظه‌ی  فراخواندن به کنشگری: کنش فکری، کنش اجتماعی، کنش فرهنگی و کنش سیاسی.


خزانه‌داری آمریکا از صدور معافیت تحریمی برای مبادلات کرونایی با ایران خبر داد

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه دستورالعمل جدیدی برای مبادلات کالاهایی که برای مقابله با ویروس کرونا ضروری هستند٬ صادر کرد که براساس این دستورالعمل چنین مبادلاتی را با کشورهای تحت تحریم مانند ایران، سوریه و ونزوئلا از قوانین تحریم‌ها معاف کرده است. ادامه خواندن Continue reading