اطلاعیه ی کانون نویسندگان ایران درباره ی تخریب کانون در پوشش «انتقاد» از هیئت دبیرانِ آن

به تازگی متنی با امضای ۳۱ نفر و به تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۰ با عنوان «به اعضا و هیات دبیران موقت کانون نویسندگان ایران» در فضای مجازی منتشر شده است. این متن یکسره بی اعتبار و  برخلاف اساسنامه ی کانون نویسندگان ایران است. ادامه خواندن Continue reading

دردسرکلاه‌گیس در سینما و تلویزیون ایران / از توقیف تا اما و اگرهای مراجع

مسعود آذر

سریال “روزهای ابدی” و کلاه‌گیسی که تعدادی از بازیگران زن این سریال دارند، بار دیگر معضل به تصویر کشیدن چهره واقعی یک زن روی پرده نقره‌ای سینما و قاب تلویزیون را برجسته کرده و به حاشیه‌ها دامن زده است.

تلویزیون ایران در اقدامی کم سابقه رضایت داده که در سریال “روزهای ابدی” شماری از بازیگران به دلیل موقعیت زمانی، شغلی، وابستگی سیاسی و دیپلماتیک روسری سر نکنند و از کلاه‌گیس به عنوان موی سر استفاده شود تا به قول تهیه‌کننده سریال، داستان طبیعی و قابل قبول دیده‌ شود.”زن” هنوز یک مساله حل نشده و سوال بزرگ برای سینما و تلویزیون است.این کشمکش از اول انقلاب مثل یک سریال بلند کشدار، بیش از چهل سال است که ادامه دارد و شماری از فیلم‌ها و سریال‌ها بخاطرش توقیف یا سانسور شده و ضوابط و پروتکل‌های نوشته و نانوشته‌ درباره “زن” از لحظه‌ای که داستان در ذهن نویسنده شکل می‌گیرد تا زمان تولید و حتی اکران و پخش وجود دارد و همیشه این شمشیر بر سر فیلم‌های بخصوص “زن‌محور” است که اگر از تمام ضوابط و قوانین و بخشنامه‌ها عبور شد، ممکن است واکنش یک مقام مذهبی تمام آنچه را که بافته شده، پنبه کند.

سریال “روزهای ابدی” به کارگردانی جواد شمقدری می‌خواهد ۹ ماه از اوایل انقلاب اسلامی (از بهمن ۱۳۵۷ تا آبان ۱۳۵۸ ) از انقلاب تا اشغال سفارت آمریکا را روایت ‌کند. این سریال که از شبکه یک پخش می‌شود،ادامه سریال “خط تماس” است که دو سال پیش از صدا وسیما پخش شد.

تهیه کننده این سریال می‌گوید نوشتن فیلمنامه ۵ سال و مراحل تولید سریال هم ۱۷ ماه طول کشیده و به گفته او سریال براساس “مستندات تاریخی نوشته ‌شده و تاریخ را تحریف نکرده” و شخصیت‌های اول انقلاب مثل مهدی چمران و ابراهیم یزدی ( هر دو از دولت موقت)، اصغر وصالی (از اعضای سازمان مجاهدین خلق که بعد از انقلاب به سپاه پاسداران پیوست ودر درگیری‌های کردستان کشته ‌شد)، ولی‌الله فلاحی فرمانده وقت ارتش و مریم کاظم زاده خبرنگار و عکاس جنگ در این سریال بازسازی شده‌ اند.

سریال چقدر با تاریخ و حوادث آن روزها مطابق است مساله دیگری است و آنچه این سریال را در رسانه‌ها و شبکه مجازی مطرح کرده استفاده از کلاه‌گیس است. محسن علی‌اکبری درباره استفاده از کلاه‌گیس در این سریال می‌گوید “روزهای ابدی” کاری سیاسی است و قصه آن در برخی از سکانس‌، که بازیگران کلاه گیس دارند، درباره موضوع تظاهرات ضد حجاب در یک مقطع تاریخی روایت می‌شود و بنا به اقتضای قصه از کلاه گیس استفاده شده‌ است.

او درباره مقایسه‌ این سریال و فیلم سینمایی “کاناپه” به کارگردانی کیانوش عیاری که بخاطر استفاده از موی مصنوعی توقیف شده، می‌گوید سریال ما هم در تلویزیون با سانسورهای زیادی مواجه شد و دو سوم سکانس‌های ما که از کلاه گیس استفاده شده بود حذف شد و فقط یک سوم با خواهش و اصرار ما پخش شد، آن هم به این دلیل بود که برای شخصیتی که باید تصویر می‌شد نیاز بود کلاه گیس استفاده شود.او می‌گوید در سریال “روزهای ابدی” زنانی که کلاه‌گیس دارند، بازیگران ارمنی هستند و “به شدت” مخالف استفاده از بازیگران زن مسلمان برای این نقش بودیم.

تلویزیون و سابقه استفاده از کلاه‌گیس

تلویزیون دولتی ایران همیشه در مقایسه با سینما از ضوابط سخت‌گیرانه بیشتری برای زنان اعمال کرده و می‌کند، به گونه‌ای که مساله حجاب از داستان و قصه در سریال‌ها مهمتر است.همین سختگیری‌ها به گونه‌ای پیش‌رفته که تقریبا حتی با وجود تغییر مدیریت‌ها همین سیاست‌ همچنان حفظ شده و انگار بعضی از سریال‌هایی که هم اکنون پخش می‌شود از نظر اجرا و داستان با سال‌های گذشته تفاوت چندانی ندارند.

در طول این سال‌ها در بین سریال‌ها بخصوص موضوعات تاریخی چند استثنا وجود دارد که گاهی برای نشان دادن بخشی از موی سر از کلاه‌گیس استفاده شده، سریال‌های سربداران،امیر کبیر، یوسف پیامبر و کلاه پهلوی از جمله سریال‌هایی بودند که برای طبیعی نشان دادن داستان از این ترفند بهره گرفتند البته بعدها، فرج‌الله سلحشور کارگردان یوسف پیامبر در پاسخ به انتقادها مدعی شد که برای بازیگر سریالش از موی مصنوعی استفاده نکرده و از “کاموا” به عنوان موی استفاده‌ کرده‌است.

اما آنچه در سریال “روزهای ابدی” اتفاق افتاد نادر است و بازیگران چند نقش به طور کامل بدون روسری دیده‌می‌شوند. با وجود اینکه تهیه کننده می‌گوید با “اصرار و خواهش” یک سوم سکانس‌های مربوط به کلاه گیس حذف نشده اما رضایت دادن به همین حداقل‌ها، به قول کیانوش عیاری کارگردان فیلم “کاناپه” یک گام رو به جلو است.

شاید این تصمیم،سیاستگذاران صدا و سیما را مجبور کند که با سایر سریال‌ها رفتار یکسانی داشته‌ باشند. بسیاری از منتقدان سینمایی معتقدند که بین کارگردان و تهیه کنندگان سینما تفاوت وجود دارد و کسانی که به حکومت نزدیکتر هستند،همیشه از بخشی از ممیزی‌ها عبور می‌کنند و روابط پشت‌پرده نقش مهمی در چنین تصمیماتی دارد.

از چریکه تارا، آدم برفی تا کاناپه

لیست فیلم‌هایی و سریال‌هایی که بخاطر پوشش زن دچار سانسور و توقیف شده‌اند، بلند و بالاست. سریال‌هایی که در تلویزیون دولتی تولید و پخش می‌شود، گاهی مشمول سانسور می‌شود اما دردسر سانسور سریال‌ در شبکه خانگی تولید و نمایش بیشتر به چشم می‌خورد یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌های سانسور به سریال‌ ۲۶ قسمتی “ممنوعه” در سال ۹۷ برمی‌گردد. کارگردان این فیلم اعلام کرد که ۳۰۰ دقیقه از سریال دچار ممیزی شده و شخصیت‌ها و داستان تغییر اساسی کرد و بخش زیادی از این سانسور به حجاب و روابط دختر و پسر برمی‌گشت.

لیست فیلم‌های سینمایی که بخاطر حجاب توقیف شده‌اند کم نیست. “چریکه تارا” و “مرگ یزدگرد” به کارگردانی بهرام بیضایی و “خط قرمز” به کارگردانی مسعود کیمیایی از اولین فیلم‌های بعد از انقلاب بودند که بخاطر حجاب بازیگران توقیف شدند و این روند ادامه پیدا کرد تا سال ۷۳ که به فیلم “آدم برفی” به کارگردانی داود میرباقری رسید.

استفاده از کلاه‌گیس برای بازیگر مرد این فیلم جنجالی شد و فیلم برای سه سال توقیف شد و با سانسور به روی پرده رفت اما پس از چند روز از اکران عمومی با حمله افراد تندرو به چند سینما دوباره توقیف شد.

در نمونه جنجالی دیگر در سال ۹۵، کیانوش عیاری در فیلم “کاناپه” در اقدامی “نامتعارف و ساختارشکنانه” از کلاه‌گیس استفاده کرد تا بازیگران زن در خانه بدون روسری دیده‌شوند و و وقتی به خیابان می‌روند روسری بر سر ‌کنند. این فیلم توقیف شد و کارگردان فیلم اعلام کرد که “دیگر هرگز فیلمی نخواهد ساخت که در آن جنس مونث در خانه با حجاب حضور داشته باشد”.

آقای عیاری در چندسال اخیر از حرف‌هایش کوتاه نیامد و حالا با پخش سریال “روزهای ابدی” از تلویزیون می‌گوید “خوشحالم که آقای شمقدری این کار را کرد و یک گام به جلو است”.

نظر مراجع درباره کلاه‌گیس

استفاده کردن یا نکردن از کلاه گیس در سینما و تلویزیون، به حجاب اجباری در ایران و به نظر مراجع شیعه به استفاده از موی مصنوعی برمی گردد.

براساس نظر اکثر مراجع، کلاه‌گیس همان حکم موی انسان را دارد و باید از نامحرم پوشانده ‌شود.

بعضی از مراجع استفاده موی مصنوعی برای بازیگران زن را با ملاحظاتی بلااشکال دانسته‌اند. آیت‌الله یوسف صانعی در پاسخ به استفتا روزنامه “قانون” گفته بود “نمی‌توان گفت کلاه‌گیس حرام است …در صورتی که تماشاگران بدانند که با کلاه گیس است و منشا فساد و تبلیغ فرهنگ بی حجابی در جامعه نشود، نمی توان گفت حرام است”.

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی گفته است “پوشش‌هایی مثل (سریال) معمای شاه که بازیگران زن استفاده می‌کنند، اشکالی ندارد چون چیزی روی موهایشان کشیده شده” یا آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی می‌گوید “کلاه‌گیس به قصد زینت نباشد”.

با وجود چنین فتواهایی، آیت‌الله علی خامنه‌ای درباره استفاده زنان از کلاه‌گیس در سریال‌ها و آثار نمایشی می‌گوید “خانم‌ها بنا بر احتیاط واجب باید کلاه‌گیس‌شان را از نامحرمان بپوشانند.”

به نظر می‌رسد تفاوت دیدگاه مراجع برای استفاده از موی مصنوعی این فرصت را به موافقان و مخالفان استفاده از آن در سینما بدهد که هر کدام به فراخور خودشان از این نظرها برای پیشبرد نیت‌شان استفاده کنند، مدیران تصمیم‌گیر از یک طرف و سینماگران از طرف دیگر.

حجاب به مثابه یک خط قرمز

به نظر می‌رسد صدا و سیما در ایران به عنوان یک سنگر در دفاع و حراست از حجاب عمل می کند. به نظر سیاست و یکی از ماموریت‌های این سازمان عریض و طویل این است اجازه ندهد گره روسری زنان در قاب تلویزیون شل شود و شاید این نگرانی وجود دارد که کوتاه آمدن صدا و سیما از سیاست‌های فرهنگی‌اش باعث شود، نوع پوششی که امروز زنان در سطح جامعه دارند مشروعیت پیدا کند و روسری نیم‌بندی که برسر زنان است، بیفتد.

بی‌بی‌سی

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران) پیرامون واکسن کرونا و مطالبه واکسیناسیون فوری و فراگیر

طبق آمار رسمی وزارت بهداشت، از زمان شیوع ویروس کرونا در ایران تا کنون، بیش از یک میلیون و ۳۲۴ هزار نفر در کشور به‌طور قطعی به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند و تعداد جان‌باختگان کرونا نیز نزدیک ۵۷ هزار نفر رسیده است. ادامه خواندن Continue reading

جابه‌جایی در مکان، حرکت در زمان :مهاجرت ایرانیان در صد سال گذشته / علیرضا بهتوئی

اگر نظریه‌ی مهاجرت نخستین انسان‌ها (هموساپین‌ها Homo sapiens) از آفریقا به سایر نقاط دنیا دقیق باشد، آن‌گاه باید پذیرفت که مهاجرت پدیده‌ای است به قدمت طول تاریخ بشر. امواج مهاجرت و تغییرات فرهنگی، در دوران‌های مختلف زندگی انسان، نقشه‌ی جمعیتی، اقتصادی و فرهنگی مناطق مختلف جهان را شکل داده است. ادامه خواندن Continue reading

۱۷ میلیون ایرانی در معرض “مخاطرات تغذیه‌ای” قرار دارند

مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود عملکرد بیش از نیمی از استان‌های کشور در زمینه تورم را “بد” توصیف کرده و از “مخاطرات تغذیه‌ای” ۱۷ استان در سطح کشور خبر داده است. ادامه خواندن Continue reading

روایت پرستاران از مشکلات شغلی در دوران کرونا

امیرسام گودرزی

سی‌ام آذر امسال، مصادف با روز پرستار در ایران بود. در یکسال اخیر و به دلیل انتشار و رشد ویروس کرونا در جهان، پرستاران در صف اول مقابله با آن قرار داشتند. در بسیاری از کشورها پرستاران با حقوق و مزایای شغلی کافی و وجود قوانین حمایتی، در شرایطی مناسب و رضایت بخش، به مراقبت از جان بیماران کرونایی می‌پردازند. در ایران اما شرایط متفاوت است.

هشتم آذرماه بود که پرستاران در نامه‌ای گلایه‌آمیز خطاب به رئیس‌جمهوری، نسبت به گسترش اعتراضات و نارضایتی‌های مدافعین سلامت به علت بی‌توجهی به مشکلات و نیاز‌های آنان در ایام کرونا از جمله خستگی، فرسودگی و سختی کار، کمبود نیرو، کاهش در پرداخت‌ها، عدم تحقق کامل شرایط فوق‌العاده و ویژه، نبود ایمنی شغلی و ابتلای بالای آنان به بیماری و اجرا نشدن مصوبات ستاد ملی کرونا هشدار دادند.

آنان در این نامه نوشتند در آبان‌ماه، «تعداد ۳۰ شهید پرستار [داشتیم] و مجموعاً تا امروز تعداد شهدای پرستار به ۸۴ نفر» رسیده؛ و «تعداد مبتلایان پرستار، ۵۰ هزار نفر و تعداد پرستاران قرنطینه، بستری یا … که از خدمت منفک شده‌اند از مرز هشت هزار نفر گذشته است.»

این پنجمین نامه پرستاران کشور به حسن روحانی بود. نامه‌ای که مانند ۴ نامهٔ قبلی با پاسخی از سوی رئیس‌جمهوری و هیأت دولت مواجه نشد.

پای صحبت پرستاران در یک بیمارستان تهران
مطالبات پرستاران از یک سو و شرایط نامساعد کاری آنان از سوی دیگر، ما را به یکی از بیمارستان‌های دولتی تهران کشاند تا با آنان به گفتگو بپردازیم. گفتگویی که به دلیل فعالیت مداوم پرستاران در محیط کار، چندین ساعت به طول انجامید.

یکی از پرستاران گفت:

«با ۲۸ سال سابقه کار، با وجود اینکه پرستاری جزو مشاغل سخت و زیان‌آور است و طبق قانون استخدام کشوری پرستاران می‌توانند بعد از ۲۵ سال با ۳۰ روز حقوق بازنشسته شوند، مسئولین ما هر روز به یک بهانه از قبول درخواست بازنشستگی من و امثال من سرباز می‌زنند. یک روز می‌گویند نیرو نداریم، روز دیگر نبود بودجه برای استخدام پرستاران تازه فارغ التحصیل شده و پرستاران بیکار را بهانه می‌آورند. روزی دیگر به سخنان مقامات عالی رتبه استناد می‌کنند که پرستاران باید تمام و کمال در خدمت بیمارستان‌ها باشند و بهانه‌های دیگر.»

او ادامه می‌دهد: «در همین بیمارستان چند نفر دیگر هم شرایط مرا دارند، در همه‌جای تهران وضعیت همین است. شهرستان‌ها را نمی‌دانم ولی بعید است که وضعیت در آنجا بهتر باشد. خود من از نظر روحی و جسمی توان ادامه کار ندارم.»

پرستار دیگری نیز در همین رابطه بیان می‌کند:

«کلاً مسئولین ما با پرستارانی که متقاضی بازنشستگی و استفاده از قانون مشاغل سخت و زیان‌آور هستند به بهانه‌های مختلف مخالفت می‌کنند. ظاهراً قانونی که خودشان نوشته‌اند، فقط روی کاغذ است و اجرا نمی‌شود و ما از مزایای شغل سخت و زیان‌آور محروم هستیم.»

این پرستار نیز می‌گوید: «من سالها پرستار بالینی بوده‌ام. یعنی بیش از ۲۵ سال است که بر بالین بیمار حاضر شده و مدام هم در حال کار بوده‌ام. مسئول نبوده‌ام که روی صندلی بنشینم. حالا هم خسته و فرسوده هستم. یا قانون را اجرا کنند یا آن را لغو کنند. قانون برای پشت ویترین که نیست. تمام مشکلات ما پرستاران از همین بی‌قانونی‌ها ناشی می‌شود.»

این مشکلات در حالی مطرح شد که ۲۳ آذرماه، قائم مقام سازمان نظام پرستاری کشور هشدار داده بود: «فشار کاری شدید پرستاران هم از نظر جسمی و هم روحی روانی آنان را به سمت خستگی و فرسودگی زیادی برده است. بنابراین لازم است هر چه زودتر با ورود نیروهای تازه نفس و جایگزین از این فشار کاری کاسته شود.» هشداری که در یکسال اخیر بارها از سوی پرستاران و سازمان نظام پرستاری مطرح شده اما بدون پیگیری مانده است.

تجمع‌های اعتراضی پرستاران و پاسخگو نبودن دولت
از ابتدای امسال، تجمعات اعتراضی بسیاری در شهرهای مختلف ایران از سوی پرستاران و کادر درمان بیمارستان‌ها انجام شد.

مطالبهٔ محوری این تجمعات، اعتراض به عدم پرداخت چندین ماه مطالبات مزدی و اجرا نشدن قانون تعرفه‌گذاری بود.

تاریخ‌نگاری اعتراض‌های ۹ ماه نخست سال کرونا
آذر: ۲۲ آذرماه، تجمع پرستاران در بوشهر؛ ۱۱ آذرماه، تجمع پرستاران در تهران؛ ۸ آذرماه، تجمع پرستاران در سنندج؛ ۲ آذرماه، تجمع پرستاران در یزد
آبان: ۱۳ آبان‌ماه، تجمع پرستاران در بوشهر
مهر: ۲۰ مهرماه، تجمع پرستاران در اهواز؛ ۱۳ مهرماه، تجمع پرستاران در اصفهان؛ ۷ مهرماه، تجمع پرستاران در بابل؛ ۲ مهرماه، تجمع پرستاران در شیراز
شهریور: ۲۵ شهریورماه، تجمع پرستاران دهدشت؛ ۱ شهریورماه، تجمع

پرستاران در اصفهان
مرداد: ۲۳ مردادماه، تجمع پرستاران در مشهد؛ ۲۰ مردادماه، تجمع پرستاران در یزد؛ ۱۹ مردادماه، تجمع پرستاران در ارومیه؛ ۴ مردادماه، تجمع پرستاران در یاسوج
تیر: ۱۱ تیرماه، تجمع پرستاران در مشهد؛ ۹ تیرماه، تجمع پرستاران در رشت
خرداد: ۱۷ خردادماه، تجمع پرستاران در تبریز؛ ۱۳ خردادماه، تجمع پرستاران در یاسوج؛ ۱ خردادماه، تجمع پرستاران در اصفهان
اردیبهشت:‌ ۳۱ اردیبهشت‌، تجمع پرستاران در تهران؛ ۲۳ اردیبهشت، تجمع پرستاران در تهران؛ ۲۰ اردیبهشت، تجمع پرستاران در رشت
فروردین: ۱۶ فروردین‌، تجمع پرستاران در مشهد؛ ۱۱ فروردین، تجمع پرستاران در ارومیه

۲۵ تجمع اعتراضی در ۹ ماه گذشته در شهرهای مختلف کشور، نشان از نارضایتی شدید «مدافعین سلامت» در ایران دارد. مدافعینی که مقامات بلندپایه جمهوری‌اسلامی در سخنرانی‌های یکسال اخیر خود، بارها از آنان تکریم و تمجید کرده‌اند اما همچنان نسبت به عدم پرداخت حقوق‌ها و سایر مطالبات‌شان، بی‌تفاوت هستند.

یکی از کارمندان خدماتی بیمارستان گفت:

«ما نیروهای خدماتی دوشادوش سایر پرسنل پرستاران، پزشکان در بخش‌های مختلف اورژانس، کرونا و… مشغول به خدمت هستیم ولی ۳ ماه بود که یک ریال حقوق دریافت نکرده‌ بودیم.»

این کارگر معترض با اشاره به اینکه «بی‌صاحب ترین» نیروهای بیمارستان، نیروهای شرکتی خدماتی است، گفت: «پیمانکار، بیمارستان، شبکه بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی هیچکدام توجهی به ما نمی‌کنند،اگر این موضوع ادامه پیدا کند ناچاریم دست از کار بکشیم.»

پرستاری با اشاره به صحبت این کارگر، می‌گوید: «اکثر پرستاران بخش کرونایی جزو نیروهای شرکتی هستند که متأسفانه مزایا و اضافه کاری خود را چندماهه دریافت نکرده‌اند.». او ادامه می‌دهد: «وزارت بهداشت اسفندماه سال گذشته فراخوانی را برای شرکتی شدن پرستاران در بحران کرونا داده بود. جدا از آنکه به آن عمل نکرده، امروز اصرار به امضای قرارداد ۸۹ روزه با پرستاران دارند.»

عدم تبدیل وضعیت پرستاران و کاهش حقوق‌هایشان، از جمله مشکلاتی‌ست که پرستاران شرکتی با آن مواجه هستند. یکی از این پرستاران می‌گوید:

«من جزو نیروهای شرکتی می‌باشم که به عنوان پرستار مشغول هستم و حدود ۴ سال سابقه کار دارم. حقوق‌هایمان طبق قانون کار نیست و کمتر از قانون کار واریز می‌کنند ماه گذشته هم یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برایمان حقوق واریز کرده‌اند. اکثراً هم لیسانس و فوق لیسانس هستیم. بسیاری هم اینجا و یا در دیگر بیمارستان‌های کشور، به عنوان خدمه و کمک پرستار کار می‌کنند و آنان هم شرایط مشابه یا حتی بدتری دارند. چون در هیچ جایی کار وجود ندارد، در حق این نیروها بیش از اندازه ظلم می‌شود. نیروهایی که قراردادی و یا رسمی هستند حقوق هایشان دو یا سه برابر حقوق ما می‌باشد. ما بیش‌تر از آنان کار می‌کنیم ولی عملاً یک سوم آنان حقوق می‌گیریم که همان هم نامرتب و با کلی منت پرداخت می‌شود. وضعیت در بقیه بیمارستان‌ها و مراکز درمانی دیگر هم بهتر نیست»

وضعیت نابسامان پرستاران در شهرستان‌ها
با همهٔ این توصیف‌ها، در شهرستان‌ها اما وضعیت نابسامان‌تر است. طبق آمارهاب رسمی، بخش‌های درمان کشور ۲۵۰ هزار پرستار کم دارد که پرستاران مشغول به کار در شرایط کرونایی فشار کاری «سه برابری» را تحمل می‌کنند. با این حال حتی حق و حقوق عادی پرستاران نیز پرداخت نمی‌شود و کارانه یک ماه به‌جای کارانه چهار ماه پایانی سال گذشته پرداخت شده است.

در بهار امسال، پرستاران بیمارستان‌های ارومیه، در اعتراض به عدم پرداخت ۶ ماه دستمزدشان تجمعی اعتراضی برگزار کردند. ۴ مرداد ماه امسال نیز جمعی از پرستاران و نیروهای خدماتی بیمارستانی در یاسوج در اعتراض به عدم پرداخت ۲۳ ماه حقوق معوقه و عدم تحقق وعده‌های مسئولان بهداشت و درمان این شهرستان، برای پیگیری در وصول مطالبات‌شان، تجمع کردند. اوایل آذرماه امسال هم پرستاران مراکز درمانی کاشان نسبت به عدم پرداخت ۷ ماه حقوق‌شان، معترض شدند. همینطور پرستاران اهوازی هم به عدم پرداخت ۲ ماه مطالبات مزدی‌، اعتراض داشتند.

در مشهد اما قضیه متفاوت بود. ۱۱ تیرماه امسال بود که پرستاران مشهدی در اعتراض به عدم دریافت دستمزدشان، مقابل دادگستری این شهر دست به اعتراضی مسالمت‌آمیز و آرام زدند که با برخورد پلیس و نیروهای یگان ویژه مواجه شدند.

در این تجمع عده‌ای از «مدافعین سلامت» مورد ضرب و شتم مأمورین قرار گرفتند و حداقل ۱۰ نفر نیز بازداشت شدند. پرستاران بازداشتی در حالی روز بعد آزاد شدند که به آنان گفته شده بود از هرگونه تجمع برای پیگیری مطالبات‌شان خودداری کنند. یک بیمارستان دیگر در تهران
به بیمارستانی دیگر می‌روم تا با پرستاران آنجا گفتگو کنم. پرستاران و کادر درمانی بخش فوریت‌های پزشکی این بیمارستان

نیز از عدم اجرای قانون ارتقای بهره‌وری و ساعات طولانی کار نسبت به دیگر پرسنل بالینی انتقاد داشتند.

برای نیروهای اورژانس بیمارستان‌های سراسر کشور، برخلاف دیگر پرسنل بالینی قانون ارتقای بهره‌وری اجرا نشده است. این قانون یکی از مهم‌ترین قوانینی است که بعد از گذشت ۱۰ سال از زمان تصویب آن و یک سال از صدور رأی وحدت رویه دیوان عدالت اداری مبنی بر شمول این قانون برای پرسنل درمانی شاغل در اورژانس، هنوز با مقاومت دستگاه‌های اجرایی همراه بوده است.

یکی از این پرستاران می‌گوید: «برخی از همکاران ما به صورت جداگانه شکایتی در دیوان عدالت اداری مطرح کرده و از این طریق به حق خود رسیده‌اند با این‌حال حتی در این موارد نیز آنها مجبور هستند شکایت خود را مجدداً مطرح کنند.»

او می‌افزاید: «شیفت‌های طولانی مدت برای کادر درمانی به ویژه در اورژانس که شغل بسیار سختی دارند، چندان مطلوب نبوده و خستگی مفرط می‌تواند هم برای بیماران مشکل‌زا باشد و هم برای پرسنل اورژانس خطرآفرین باشد.»

پرستار دیگری در ادامه این بحث می‌گوید:

«دستمزدها در وضعیت فعلی کفاف خیلی از هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد. چند سال پیش به علت درمان فرزندم مجبور شدم که مبلغی را قرض کنیم و اکنون برای پرداخت این هزینه‌ها مجبور هستم هم شیفت‌های سنگین بردارم و هم شغل دوم داشته باشم. در صورتی‌که قانون ارتقای بهره‌وری برای پرسنل اورژانس اجرا شود، ساعات کاری بیشتری در حوزه اضافه‌کاری قرار می‌گیرد. ما شغل بسیار سختی داریم و کم‌خوابی بخشی از زندگی همیشگی‌‌مان است اما دریافتی ما در حدی نیست که بتوانیم از پس هزینه‌های زندگی بربیاییم. درحالیکه خیلی از پزشکان در نظام سلامت دریافتی‌های زیادی دارند.»

اشاره این پرستار بخش اورژانس به روی آوردن به «شغل دوم» از مسائلی‌ست که پرستاران زیادی را ناچار کرده تا به آن رو بیاورند. مهرماه امسال خبر آمد که پرستاران بیمارستانی در اهواز، به دلیل عدم پرداخت مطالبات و کاهش مزایایشان، ناچار به روی آوردن به شغل دوم شده‌اند تا در کنار جنگیدن با ویروس کرونا، برای گذران زندگی خود هم درآمدی داشته باشند.

یکی دیگر از پرستاران این مرکز درمانی بیان می‌کند: «معوقات مزدی من و بسیاری از پرستاران کشور، پرداخت نشده. از جمله کارانه و حق کرونا طلبکاریم که مربوط به ماههای گذشته است و تا امروز این معوقات مزدی پرداخت نشده.» او ادامه می‌دهد «مراجعات ما به مسئولین مختلف تا امروز بدون نتیجه مانده و هیچ نهادی به ما پاسخگو نبوده است.»

همکار این پرستار نیز با قطع صحبت‌های او می‌گوید:

«با توجه به سختی‌های کار و زحماتی که در دوران کرونا متحمل می‌شویم، حق و حقوق ما به خوبی ادا نمی‌شود. مسئولان وزارت بهداشت باید بیش از این به خواسته‌ها و مطالبات پرستاران توجه کنند و قوانین بر زمین مانده از جمله قانون تعرفه‌گذاری را اجرا نمایند»

او به نقل از یکی از دوستانش که پرستار بیمارستانی در رشت است اشاره می‌کند و می‌گوید: « پرستاران بیمارستان‌های رشت، با وعده جذب در بحران کرونا، سه ماه بدون حقوق، بدون بیمه و بدون قرارداد خدمت کرده‌اند اما وزارت بهداشت حالا زیر وعده‌های خود زده و پاسخگو نیست.»

۲۰ اردیبهشت امسال بود که پرستاران بیمارستان‌های شهر رشت، در اعتراض به عدم تحقق وعده‌های وزارت بهداشت مبنی بر جذب پرستارانی که داوطلبانه در بخش کرونا خدمت می‌کنند، تجمع کردند. تجمعی که مانند تمام تجمعات امسال، پاسخی به آن داده نشد. ادامه خواندن Continue reading