این یک انتخابات نیست

علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی٬ روز گذشته برای دومین بار طی هفته‌های اخیر یک سخنرانی عمومی داشت و در آن به «انتخابات» نپرداخت؛ گویی در آستانه آغاز سی و سومین سال زعامتش «دفتر انتخابات» را به تمامی بسته است. ادامه خواندن Continue reading

ایران در قلب رقابت چین و ایالات متحده / لو موند دیپلوماتیک برگردان شروین احمدی

  • Bernard HOURCADE  برنار هورکاد  

جغرافیدان، مدیر تحقیقات در مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه(CNRS) مسئول انستیتوی فرانسوی تحقیقات در مورد ایران بین سالهای ۱۹۷۸-۱۹۹۳ و رئیس گروه «جهان ارانی» بین سالهای ۱۹۹۲-۲۰۰۳

 

در حالیکه ایرانیان سعی داشتند همه گیری Covid-19 ، تحریم های ایالات متحده و بحران اقتصادی را در طول تعطیلات طولانی سال جدید ١۴٠٠ (نوروز ، ٢٠ مارس ٢٠٢١) فراموش کنند ، امضای یک پیمان همکاری استراتژیک و تجاری ٢۵ ساله توسط وزیر امور خارجه چین وانگ یی و همتای ایرانی وی محمدجواد ظریف سر و صدای زیادی به پا کرد. این خبر رسانه های ایرانی را درنوردید و باعث واکنش وسیع شبکه های اجتماعی و همچنین تحلیلگران ایرانی و خارجی ، پرسش های هشدار دهنده ، موضع گیری های رادیکال و اعتراض های شدید شد. آیا ایران که اکنون تحت فشار تحریم های آمریکا قرار گرفته ، خود را به چینی ها فروخته و با آنها متحد شده است ؟

پس از سپری شدن طوفان ، می بینیم که این پیمان کاملاً پیش پا افتاده در شکل و عواقب فوری آن ، ممکن است توازن قدرت پایدار جدید اما پیچیده ای را بین چین و کشورهای حاشیه خلیج فارس بوجود آورد و بیش از همه ایالات متحده را در مقابل مسئولیت هایش قرار دهد. در نتیجه، جو بایدن در تاریخ ٣ آوریل موافقت کرد – حتی به طور غیرمستقیم – با ایران در نشست شش کشور امضا کننده توافق ٢٠١۵ هسته ای ایران (برجام) ، که دونالد ترامپ از آن خارج شد ، شرکت کند.

جبران عقب افتادگی نسبت به عربستان مقابله با عربستان

ایران در واقع بسیار دیر به میدان آمده است ، زیرا موافقت نامه های مشابهی توسط چین در سال ٢٠١٣ با عراق ، در سال ٢٠١۵ با امارات متحده عربی ، در سال ٢٠١۶ با عربستان سعودی و قبلا بین سالهای ٢٠٠١ و ٢٠٠۶ ، با افغانستان، پاکستان ، روسیه و کشورهای آسیای میانه امضا شده بود . در واقع ، تهران اکنون عقب افتادگی خود را نسبت به همسایگانش جبران می کند. متن ٢٠٢١ ، شکل رسمی اعلامیه مشترکی است که پس از سفر رئیس جمهور شی جین پینگ به تهران در سال ٢٠١۶ منتشر شد . این سفر اندکی پس از توافق هسته ای ٢٠١۵ (برجام) انجام گرفت که امیدهای اقتصادی و راهی برای عادی سازی روابط با ایالات متحده را گشوده بود. چین نمی خواست با بازگشت ایالات متحده و شرکت های اروپایی به حاشیه رانده شود.

در بحبوحه سرخوشی ناشی از برجام ، ایرانِ همچنان دودل ، پروژه های خود را با چین رسمیت نداده بود ، اما بحران ناشی از سیاست های خصمانه دونالد ترامپ ، توازن قوا را تغییر داد و تهران را ترغیب به پیشگامی و ابتکار عمل و مذاکرات مجدد در ژوئیه ٢٠٢٠ کرد. ازاینرو توافق نامه مارس ٢٠٢١ می تواند هم تغییری در سیاست تهران برای خروج از انزوای دیپلماتیک باشد و هم تغییری برای پکن که روش در انتظار ماندن برای استفاده از فرصت ها را به یک سیاست – هرچند هنوز محتاطانه– استفاده فعالانه از عقب نشینی نسبی آمریکا از خاورمیانه تغییر دهد و با جاه طلبی های روسیه و اروپا مقابله کند.

یک نزدیکی قدیمی و بی سر و صدا

روابط دو کشور پس از برقراری روابط دیپلماتیک در ١۶ آگوست ١٩٧١ برای مدت طولانی محتاطانه باقی ماند. چین مجبور شد از جمهوری اسلامی نوپا بخاطر سفر رسمی نخست وزیر هوآو گئو فنگ چند ماه قبل از سقوط شاه عذرخواهی کند. جمهوری خلق چین علیرغم بی طرفی در جنگ عراق و ایران ، به تهران سلاح و بعداً موشک فروخت. چین دوست دوران سخت ایران بوده است: براساس ارزیابی انستیتوی بین المللی تحقیقات صلح (SIPRI) در استکهلم ، چین بی سرو صدا دومین تأمین کننده سلاح های معمولی ایران پس از روسیه در بین سالهای ١٩٨١ تا ٢٠١٩ بوده است(١). همکاری هسته ای غیرنظامی، که مدتی فعال بود زیر فشار واشنگتن متوقف ، اما هرگز به طور کامل قطع نشد.

چین بیش از هر چیز تنها کشوری بود که با از سرگرفتن برنامه های نفت و گاز رها شده از سوی شرکت های غربی ، سرمایه گذاری قابل توجهی به ویژه در یادآوران – میدان نفتی واقع در خوزستان – و پارس جنوبی – میدان گاز طبیعی در آبهای مشترک ایران و قطر- انجام داد. در حالی که تحریم های ایالات متحده شرکت های بین المللی را فلج کرده بود ، چین ماشین آلات و تجهیزات سنگین (حمل و نقل ، انرژی ، مواد شیمیایی) به ایران صادر کرد و با بستن قراردادهایی برای ساخت سد یا راه آهن، واردات نفتی خود را با یوان پرداخت کرد. کالاهای مصرفی چینی ، ارزان ، به بازار ایران حمله کردند. نتیجه این روند روشن است: علی رغم افت اخیر به دلیل تحریم نفتی ایالات متحده ، چین اصلی ترین تأمین کننده و مشتری ایران بوده و باقی مانده است.

این حضور چین ، که از خلا تحمیل شده توسط ایالات متحده استفاده می کرد ، همیشه از تبدیل شدن به رقیب مستقیم شرکت های اروپایی یا مخالفت صریح با سیاست تحریم صادرات نفت ایران حذر کرده است. توافق ٢٠٢١ تنها برخی جهت گیری ها را به یک واقعیت سیاسی ، دیپلماتیک و اقتصادی می دهد که تاکنون بیشتر عمل گرا و فرصت طلبانه بوده است تا استراتژیک . بهمین دلیل دولت جو بایدن چشم اندازهای جدیدی را می گشاید.

خروج از بن بست دیپلماتیک

هیاهوی سرسختانه برخی مخالفان ملی گرا (در درون) و سلطنت طلب (در خارج) ، که این پیمان با چین را با معاهده ترکمانچای تحمیل شده توسط روسیه در سال ١٨٣٨ مقایسه کردند که نماد سلطه ناعادلانه قدرت های امپریالیستی در تاریخ ایران است ، بنظر تاثیری جدی نداشته است . امضای این توافق نامه ، در اواسط تعطیلات نوروز ، دامنه واکنش ها را محدود کرد و برعکس ، با ارائه چشم انداز گشایش به سوی شرق نوعی توافق ملی ایجاد کرد که می تواند مخالفان تلاش های رئیس جمهور حسن روحانی برای وادار کردن واشنگتن به از سرگیری گفتگو را راضی کند. برای آرام کردن افکار عمومی ، جواد ظریف تصریح کرد که این متن «معاهده» ای نیست که باید توسط مجلس تصویب شود ، بلکه فقط یک نقشه راه غیرقابل الزام در زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، امنیتی ، دفاعی و دیپلماتیک بین « دو کشور نوظهور آسیایی وارث تمدن غنی » است. وی تمام شایعات مربوط به واگذاری امتیاز بنادر یا خدمات دولتی به چین را رد کرد.

بدین ترتیب اجماع بی سابقه ای بین جناح های مختلف نظام برای استقبال از توافق مذاکره شده توسط روحانی و ظریف وجود دارد که بدون توافق رهبر نمی توانست به نتیجه برسد. علی لاریجانی ، رئیس سابق پارلمان ، و مشاور کنونی رهبر در روابط با چین ، از «پیروزی بزرگ سیاسی و دیپلماتیک در برابر هژمونی آمریکا» سخن گفت و حسین امیر عبداللهیان ، مشاور دیپلماتیک رئیس مجلس، محمد باقر قالیباف ، با استقبال از امضای توافق آنرا ثمره « آینده نگری و خرد رهبری» دانست. حسام الدین آشنا ، یکی از مشاوران اصلی رئیس جمهور روحانی ، این توافق را « نمونه ای از دیپلماسی موفق برای حضور در ائتلاف ها و نماندن در انزوا» خواند. برای رئیس جمهور روحانی که از سوی تندروهای نزدیک به رهبر و برخی از اعضای سپاه پاسداران به « ضعف بیش از حد» در برابر واشنگتن متهم شده ، توافق با چین نشان می دهد که او مطیع و فرودست «شیطان بزرگ» نیست.

دولت ایران با نمایش پرهیاهو نزدیکی با چین ، پیام روشنی به رئیس جمهور بایدن فرستاد: نشان دادن این که ایران می تواند ، در صورت لزوم ، برای مدت طولانی در برابر تحریم ها مقاومت کند. با گشودن درهای خود به ابعاد متعدد برنامه «راه ابریشم جدید » (Belt and Road Initiative, BRI) ، کل منطقه خلیج فارس می تواند به سرعت به یک سنگر برای جمهوری خلق چین تبدیل شود. برای تهران ، «تهدید» چین بدون شک یک استدلال جدید و شاید سرنوشت ساز برای امتیاز گرفتن هرچه بیشتر از واشنگتن ، چه در کوتاه مدت (بازگشت به برجام) ، و بالاتر از آن در بلند مدت در روابط دو جانبه بوده است.

این وضعیت دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی که سیاست استقلال جویانه اش تا آن زمان براساس شعار « نه شرقی و نه غربی» منفی بود ، کاملاً جدید است. سیاست دیپلماتیک تهران اکنون بخشی از یک دید ژئوپلیتیک سازنده تر است که شرق و غرب را در آن ادغام می کند. این توازن مجدد روابط سیاسی و اقتصادی احتمالا از اجماع اکثر ایرانیان برخوردار است، زیرا چشم انداز روابط ممتاز با چین، انتخابی از سرناچاری به دلیل رژیم سیاسی ، کیفیت پایین محصولات یا نبود سرمایه است. عواقب امضای پیمان استراتژیک با چین نباید فوراً بر زندگی سیاسی داخلی ایران یا انتخابات ریاست جمهوری ١٨ ژوئن ٢٠٢١ تاثیر گذارد ، اما این رویداد قطعاً چشم اندازهایی را باز می کند و امید را به جامعه نابسامان ایرانی باز می گرداند.

محاسبه پکن

پیمان چین با ایران ، اگرچه در مقایسه با توافق نامه های دیگر پکن با کشورهای منطقه دیر امضا می شود ، اما شاید مهمترین آن ها باشد زیرا در ارتباط با یک قدرت منطقه ای است که در همه زمینه ها ، از فرهنگ تا دفاع ، امکان عمل دارد. اولویت اول برای چین تأمین امنیت تأمین نفت و گاز در طولانی مدت و محدود کردن خطرات سیاسی است. برخلاف سلطنت های نفتی ، ایران تضمین های بهتری برای استقلال و تداوم تأمین نفت در صورت درگیری با ایالات متحده ارائه می دهد. از آنجا که چین به مشتری اصلی نفت و گاز برای تمام کشورهای منطقه تبدیل شده است ، این کشور همچنین می تواند بر مذاکرات در مورد قیمت نفت و گاز با تولیدکنندگان اصلی مانند روسیه و ایالات متحده تأثیر بگذارد.

بازار داخلی ایران و به ویژه برنامه های بازسازی و نوسازی زیرساخت های کشور نیز چشم اندازهای اقتصادی مشخصی را ارائه می دهد. شرکتهای اروپایی پیش از خروج آمریکا از توافق هسته ای در سال ٢٠١٨ ، بازار را اشغال کرده بودند و این عمل واشنگتن همکاری ای را درهم شکست که پشتیبانی کامل طبقه متوسط جدید ایران را دارا بود. حتی اگر تحریم های آمریکا خیلی سریع برداشته شود ، چین چندین گام جلوست و خود را همچون رقیبی بزرگ به کشورهای اروپایی ای تحمیل خواهد کرد که شاهد بوجود آمدن یک «آسیای غربی» در آستانه دروازه هایشان هستند.

چین با ایجاد روابط پیچیده نظامی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی با همه کشورهای مسلمان منطقه ، سعی در جلوگیری از هرگونه حمایت دولت ها ، بنیادهای مذهبی یا سازمان های اسلامی از مسلمانان اویغور در سین کیانگ دارد. مسئله اسلام سیاسی و بازپیوندخواه ، که به شدت پکن را مشغول کرده است ، عامل مهمی در سرعت بخشیدن به مذاکرات بود. همین امر در مورد هر چیزی که به حقوق بشر یا آزادی های سیاسی مربوط می شود نیز صادق است. از این منظر ، ایران همیشه «عدم دخالت» چین در امور داخلی اش را ارج نهاده است.

یک قدرت امنیتی جدید ؟

آیا خلیج فارس پس از اینکه از قرن شانزدهم به طور متوالی توسط هلندی ها ، پرتغالی ها ، پارس ها ، انگلیسی ها و سپس آمریکایی ها کنترل شد ، چینی خواهد بود ؟ چین پس از ایجاد روابط سیاسی خوب با تمام کشورهای منطقه و به عنوان مشتری اصلی نفت و گاز آنها ، خود را همچون یک نیروی اصلی امنیت معرفی می کند. برای پکن غیر قابل تصور است که رقابت بین ایران و عربستان سعودی به درگیری ای منجر شود که بتواند بر حرکت آزاد در تنگه هرمز تأثیر بگذارد. در دسامبر سال ٢٠١٩ ، ایران ، چین و روسیه مانورهای نظامی مشترکی را در مسیرهای نفتی ، در اقیانوس هند و خلیج عمان ، بین تنگه هرمز ، باب المندب و تنگه ملاکا انجام دادند. از سال ٢٠١٧ ، چین یک پایگاه نظامی دائمی در جیبوتی برای کنترل دریای سرخ و کانال سوئز دارد.

آیا ایران که مدام خواستار عزیمت نیروهای خارجی است می تواند حضور چینی ها را در مرزهای جنوبی خود بپذیرد؟ حسن روحانی در سال ٢٠١٩ طرح امید (تلاش صلح هرمز) را به سازمان ملل پیشنهاد کرد تا کشورهای ساحلی خلیج فارس به تنهایی امنیت مسیر دریایی را تضمین کنند که دیگر کمتر مورد علاقه ایالات متحده ای می باشد که اکنون در نفت و گاز خودکفا است. چنین پیمان امنیت منطقه ای اکنون فقط با مشارکت فعالانه چین قابل اجراست.

این داوهای جدید پیرامون امنیت صادرات هیدروکربن بدون تاثیر بر اولویت های استراتژیک ایران نخواهد بود که تا کنون در درجه اول مربوط به خاورمیانه ای (عراق ، سوریه ، لبنان ، اسرائیل) می شد که در آن دلمشغولی های امنیتی ، سیاسی و ایدئولوژیک دارد. فعالیت جدید چین قطعاً بر این بُعد از سیاست خارجی ایران و همچنین سیاست داخلی آن تأثیر خواهد گذاشت. در هشت سال جنگ عراق و ایران ، مرز غربی این کشور حتی یک سانتی متر هم تغییر نکرد ، در حالی که در شرق ، چشم اندازها گرچه سرزمینی نیستند اما امکان گسترش نفوذ وسیع امیدوار کننده است.

توافق نامه ای که در تاریخ ٢٧ مارس بین ایران و چین امضا شد ، به خودی خود اهمیت کمتری نسبت به تاریخی دارد که یک نقطه عطف در سیاست خارجی ایرانی است که دیگر نه در نقشی خصمانه ، به عنوان یک رقیب همیشه دشمن ، بلکه به عنوان یک بازیگر تمام عیار قدرتی نوظهور به صحنه می آید. در همه موارد ، چین محتاط و عمل گرایانه باقی خواهد ماند ، اما اکنون همچون یک کنشگر مصمم و بسیار متعهد تر از گذشته در مذاکرات در مورد توافق هسته ای ٢٠١۵ شرکت خواهد کرد. چین خود را همچون بازیگری تحمیل می کند که مستقیماً با مسئله خروج (نسبی) آمریکا ، جاه طلبی های روسیه ، رقابت بین ایران و عربستان ، و همچنین بین هند و پاکستان (متحد ممتاز چین) درگیر است. اما ایران ، این کشور برای مدت طولانی خود را در قلب رقابت فزاینده و پایدار ایالات متحده و چین خواهد یافت.

١- در مورد روابط ایران و چین مراجعه کنید به :

Thierry Kellner, « La Chine et l’Iran : une alliance en formation ? », dans L’Iran en quête d’équilibre, sous la direction de Mohammad-Reza Djalili & Clément Therme,

Confluences Méditerranée, n°۱۱۳, ۲۰۲۰/۲, pp. 151-165

برنار هورکاد

جغرافیدان، مدیر تحقیقات در مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه(CNRS) مسئول انستیتوی فرانسوی تحقیقات در مورد ایران بین سالهای ۱۹۷۸-۱۹۹۳ و رئیس گروه «جهان ارانی» بین سالهای ۱۹۹۲-۲۰۰۳

 

پرسشی که پاسخی درخور نگرفت / سرور علی محمدی

بی بی سی فارسی  از صاحب نظرانی از طیف های مختلف خواسته که به این پرسش پاسخ دهند “آیا رضا پهلوی از سلطنت سرفنظر کرده است*؟ آنچه مرا به نگارش این چند سطر واداشت حیرتم از پرسشی است که از اساس بی ربط است. ادامه خواندن Continue reading

پیرامون اطلاعیه ” سه جریان” تحریم انتخابات و اما دعوت به یک انتخابات ” منصفانه” / سیروان هدایت وزیری

سه جریان سیاسی متشکل از “اتحاد جمهوریخواهان ایران” ، “حزب چپ ایران (فداییان خلق)” و “همبستگی جمهوریخواهان ایران” در اطلاعیه ای خواستار تحریم انتخابات ریاست جمهوری در ایران شده و بجای آن خواهان یک ” انتخابات آزاد و منصفانه ” شده اند. ادامه خواندن Continue reading

نبرد ایران و ترکیه با شمشیرهای مقوائی / ژان میشل مورل / لوموند دیپلوماتیک

تنش در سنجار

اما ، در سال های اخیر اوضاع تغییر کرد با درگیری در منطقه سنجار عراق و سپس با بحران قره باغ علیا. شهر مشهور سنجار ، در شمال غربی موصل ، مکان مقدسی برای یزیدیان ، اقلیتی کرد است که مذهب آنها ریشه دراساطیر ایرانی دارد. در سال ٢٠١۴ ، جهادگران سازمان دولت اسلامی (داعش) با کافر دانستن آنها، هزاران مرد ایزدی را کشتند و زنان و کودکان را به بردگی گرفتند. مبارزان حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) پس از آزادسازی منطقه از حضور جهادی ها، به ایجاد شبه نظامیان خودمختار یزیدی کمک کردند. سپس پ.ک.ک همانند کوهستان قندیل در شمال شرقی کردستان عراق ، در سنجار ماند.

در ماه ژانویه ، درچارچوب تلاش ترکیه برای برقراری روابط خوب با عراق و دولت اقلیم کردستان (KRG) ، هولوسی آکار وزیر دفاع ترکیه از دو پایتخت بغداد و اربیل بازدید کرد. پس از بازدید ، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور در مورد سنجار هشدار داد: « ما می توانیم یک شبه در آنجا نیرو پیاده کنیم.» این فرضیه از آنرو بیشتر محتمل است که در ١٠ فوریه ٢٠٢١ ، ارتش ترکیه در تلاشی ناموفق در منطقه گارا (همچنان در شمال عراق) برای آزاد سازی سربازان و اعضای سرویس مخفی ترکیه که زندانی پ.ک.ک بودند، با شکست مفتضحانه ای روبرو شد که با مرگ ١٣ زندانی پایان یافت.

در پاسخ به این تهدید ضمنی مداخله از سوی ترکیه ، اصحاب الکهف ، شبه نظامیان شیعه مورد حمایت ایران ، خواستار این شد که « ترکیه اقدامات خصمانه خود را متوقف کند. ما انتظار داشتیم که ترکیه خروج خود از خاک عراق را کامل کند ، نه اینکه نفوذ خود را افزایش دهد. » اصحاب الکهف ترکیه را در صورت حمله تهدید به تلافی و ویدئویی از موشک های آرش ساخت ایران پخش کرد.

برای ایرانیان ، منطقه سنجار با توجه به پروژه بزرگی برای ساخت بزرگراه متصل کننده تهران به مدیترانه ، راهبردی است. این بزرگراه قبل از بالا رفتن به سمت سنجار و رسیدن به سوریه، از استان دیالی در ۶٠ کیلومتری شمال بغداد عبور می کند و پس از عبور از مرز ، تا قامشلو و سپس کوبان ادامه یافته ، از شمال حلب عبور می کند و به بندر لاذقیه ختم می شود.

ترکها ، به نوبه خود ، سنجار را یک نقطه اتصال در شمال عراق بین قندیل ، پایگاه پشتیبانی پ.ک.ک و روژاوا در سوریه می دانندکه در دست نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) است و حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) در آنجا نیرو و نفوذ دارد. استان نینوا همچنین سرزمینی است که شبه نظامیان شیعه الحشد الشعبی (واحدهای بسیج مردمی ، UMP) در آن حضور دارند. مداخله با نیروی هوایی ، هواپیماهای بدون سرنشین مانند گارا و نیروهای زمینی به آنکارا اجازه می دهد که با یک سنگ دو نشان را بزند.

پرونده مسموم قره باغ علیا

به مناسبت جنگ در قره باغ ، با فرستادن چند صد مزدور برای ایستادن در کنار آذری ها و همچنین هواپیماهای بدون سرنشین TB2 شرکت بایکار که دامادش ریاست آنرا بعهده دارد ، اردوغان توانست حضور خود در قفقاز را تثبیت کند و به لطف ایجاد یک راهرو بین منطقه آذری نخجوان و آذربایجان ، نوعی تداوم ارضی و ارتباط سریعتر بین دریای سیاه و دریای خزر، انتقال آسانتر گاز آذربایجان به اروپا از طریق خط لوله گاز ترانس آناتولی (Tanap ) را ممکن سازد. همچنین وی با این استدلال که ترکها و آذریها یک ملت واحد تقسیم شده بین دو کشورند ، در لفاضی های نئو عثمانی کوتاهی نکرد. یک اقلیت بزرگ آذری در ایران زندگی می کنند. آنها که ٢۵٪ از مردم ایران هستند ، نقش عمده ای در دولت ، ارتش ، اقتصاد ، فرهنگ و مذهب بازی می کنند. رئیس جمهور ترکیه برای تاکید بر مواضع اش شعری را خواند که ایرانیان آن را شعری برای آذربایجان ایران با اکثریتی آذری زبان دانستند. از این رو سیل اعتراضات از طرف تهران سرازیر شد.

رئیس جمهور ترکیه که با اصلاح قوانین در ژانویه ٢٠١٧ از اختیارات کامل برخوردار شده ، از نظر نظامی در کشمکش های شدید منطقه ای درگیر است (لیبی ، سوریه). مفهوم «میهن آبی» ، (Mavi Vatan) که توسط برخی از دریاسالار های وی ابداع شد ، او را به تقویت ناوگان دریائی ترکیه (که آخرین مانور آن در دریای اژه دقیقاً «Blue Homeland-2021» نامیده شد) واداشت و زیر سوال بردن منطقه اقتصادی انحصاری (EEZ) یونان در شرق مدیترانه ، که غنی از هیدروکربن است. پیروزی اخیر نامزد او در انتخابات جمهوری ترک قبرس شمالی (TRNC) – که توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته نشده است – ، به اردوغان اجازه داد که به هر گونه فرضیه اتحاد مجدد جزیره پایان دهد و راه را برای الحاق کامل به ترکیه هموار کند.

الحاق خزنده منطقه عفرین

این تمایل به گسترش سرزمینی ترکیه قبلاً نیز در سال ٢٠١٨ تأئید شده بود. ارتش ترکیه طی عملیات «شاخه زیتون» علیه اعضای ارتش آزاد سوریه (ASL) تا عمق ٣٠ کیلومتری در خاک سوریه جلو رفت و با تصاحب منطقه عفرین از طریق پاکسازی قومی و خشونت علیه کردها که از قرن ١٨ در آن ساکن بودند، ١٣٠ هزار نفر از آنها را مجبور کرد به حلب پناه برند. عرب ها و ترکمن ها جای آنها را گرفتند و کسانی که باقی ماندند در سرزمین خود اقلیت شده اند. « پرچم ترکیه بر فراز ساختمان ها به پرواز در می آید ، مدارس به زبان های عربی و ترکی آموزش می دهند ، شبکه های برق و تلفن به شبکه های ترکیه متصل هستند. امامان و مبلغین مساجد توسط اداره امور دینی (دیانت) ترکیه منصوب می شوند و از آن حقوق می گیرند. لیر ترکیه به واحد پول مبادلات تجاری تبدیل شده است»(١). به تدریج ، منطقه عفرین به سمت وابستگی اداری به فرمانداری ختای در ترکیه در حرکت است ، یعنی سنجاک سابق اسکندرون سوریه که در سال ١٩٣٩ ، با توافق فرانسه و انگلیس ، آنکارا بر آن دست گذاشت.

عراق نیز با اشتهای اردوغان غریبه نیست. نه تنها منطقه سنجار ، بلکه شهرهای موصل و کرکوک نیز مورد توجه آنند. در سال ١٩٢۵ ، رأی جامعه ملل (جامعه ملل) که ولایت موصل را بیشتر به عراق متصل می کرد تا ترکیه ، توسط مصطفی کمال آتاتورک، اولین رئیس جمهور ترکیه مدرن و سپس توسط جانشینان وی مورد اعتراض قرار گرفت. اردوغان در جریان افراط و تفریط های مورد علاقه اش و با موضوع «میهن گمشده» ، مرتباً به این اعتراض اشاره می کند و ادعای الحاق ولایت موصل به ترکیه را دارد ، منطقه سنی ای که امروز ، پس از آزادی از چنگال داعش ویران شده است و بزرگترین مرکز نفتی عراق ، کرکوک ، در آن قرار دارد .

هدف های آنکارا در موصل

علاوه بر این ، همانطور که فهیم تساتکین در المانیتور خاطرنشان می کند: « حزب عدالت و توسعه تمایل داشت موصل را در چارچوب اداری عثمانی ببیند – یعنی ولایت موصل ، متشکل از مناطق موصل ، کرکوک و سلیمانیه. به عبارت دیگر ، سلیمانیه ، اربیل و دهوک ، سه منطقه ای که امروز کردستان عراق را تشکیل می دهند ، از دید آنها بخشی از استان موصل عثمانی بودند».

این «چشم انداز» اختلافات قدیمی در مورد مرزهای ترکیه و عراق را با وارد کردن کردستان عراق به آن به میزان قابل توجهی تغییر می دهد. واضح است که برای آنکارا ، تقسیم عراق یک گزینه است. امری که قبلاً نیز دو بار بطور خیلی جدی مورد بررسی قرار گرفته است. در سال ١٩۵٨ ، زمانی که عراق و اردن برای ایجاد اتحادیه دو کشور تلاش کردند و در سال ١٩٩١ که ایالات متحده عملیات طوفان صحرا را علیه صدام حسین انجام داد. اما هر دو بار واشنگتن به آن چراغ سبز نشان نداد.

بعلاوه ایرانی ها در حال حاضر در موصول در موقعیت قدرت قرار دارند که به لطف شبه نظامیان شیعه عراق است که پس از شرکت در آزادسازی شهر در سال ٢٠١٨ ، در آنجا باقی ماندند. جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در مواجهه با چنین سناریویی در بیانیه ای در تاریخ ٢١ فوریه اعلام کرد: « ما حضور نظامی ترکیه در عراق و سوریه را رد می کنیم و معتقدیم که این کار اشتباه است.» که علیرغم فرمول دیپلماتیک سنجیده آن ، فقط می تواند به عنوان یک هشدار قوی برای آنکارا ارزیابی شود.

رویاهای عظمت در آسیای میانه

در سال ٢٠٢٠ ترکیه پان ترکیسم (یا گراند توران) را دوباره فعال کرد ، پروژه اتحاد ترک زبانان آسیای میانه که ارثیه ملی گرایانه و نژادپرستانه انور پاشا ، وزیر جنگ امپراتوری عثمانی در طول جنگ جهانی اول ، که یکی از محرکان نسل کشی ارامنه بود. با تحریک طرفداران خود با اشاره به «سیب سرخ» (Kizil Elma) ، اردوغان می داند که در حال بازی با نماد اصلی سلطه ترکیه در آسیای میانه است که براساس یک شبه همگنی قومی-زبانی ، آذربایجان ، ترکمنستان ، ازبکستان ، قرقیزستان و قزاقستان را تداعی می کند.

در سال ١٩٩٢ ، از طریق نهاد دولتی آژانس همکاری ترک زبان (Isbirligi ve Kalkinma Ajansi ، TIKA) ، ترکیه اقدام به مشارکت در سیاست های فرهنگی ، آموزشی ، تجاری و انرژی بین این کشورها کرد. مسکو ، با توجه به اینکه این کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق به حوزه نفوذ آن تعلق دارند ، مخالفت خود را به شدت به آنکارا فهماند. اما چهل سال بعد ، توازن قوا دیگر همانگونه نیست. و پان ترکیسم امروز (که اویغورها را رها می کند زیرا با چین «business is business» ، «تجارت تجارت است») می خواهد ، فراتر از پنج کشور ذکر شده ، با ایجاد نگاهی محافظانه به تاتارهای کریمه و مسلمانان بالکان دوباره ظاهر شود.

همانطور که می بینیم ، جاه طلبی های «سلطان استانبول» کم نیست. آنها همچنین در خدمت مخفی کردن وضعیت داخلی هستند که در آن تورم ، بیکاری ، کاهش قیمت لیر ، اعتراضات دانشجویان ، اقدامات امنیتی تقویت شده ، حبس نمایندگان منتخب کرد حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) وضعیتی در غلیان را بوجود آورده است. وی همچنین با کاهش محبوبیت اش مواجه است در حالی که انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود و شهردار های استانبول و آنکارا کاندیداهای بالقوه بسیار معتبری برای آن هستند.

در مقابل این وضعیت انفجاری ،تکیه بر اعتلای واقعیت دینی به عنوان عنصری از هویت ملی همچنان ادامه دارد و در سال ٢٠١٩ ، با تحقق پروژه ٩٠ میلیون دلار ی(٧۵.۴٢ میلیارد یورو) ساختن مسجد چاملیکا ، بزرگترین در ترکیه، تجلی یافته است. و اخیراً ، با تبدیل ایاصوفیه به یک مکان عبادی ، خاطره سال ١۴۵٣ را زنده کرد. زمانی که برای اولین بار ، که یک سلطان بر کل امپراتوری عثمانی سلطنت کرد و کلیسا به یک مسجد تبدیل شده بود .

تهران به متحدان خود تکیه می کند

در مواجهه با فشار توسعه طلبانه همسایه جنگ طلب خود در شرق ، ایران درگیر مچ اندازی با ایالات متحده است که از لغو تحریم ها تا زمان توافق تهران با مذاکره مجدد در مورد برجام که در سال ٢٠١۵ در وین منعقد شد ، امتناع می ورزد .ایران بدین ترتیب از همان امکانات نظامی و دیپلماتیک آنکارا برای بلندپروازی خود برای دستیابی به جایگاه بلامنازع قدرت منطقه ای برخوردار نیست.امری که از زمان انقلاب اسلامی سال ١٩٧٩، بمثابه «میهن» مرجع تشیع، ادعای آنرا دارد.

علاوه بر این ، ژئوپلیتیک تهاجمی ترکیه (ارتش دوم ناتو) از سوی دولت آمریکا فقط در معرض انگ و انتقاد است ، در حالی که ایران ، متهم به حمایت از تروریسم ، از اقدامات تلافی جویانه سنگین واشنگتن رنج می برد.

با این حال ، تهران فاقد متحدان استراتژیک (مانند ارمنستان و چین) نیست ، و همچنین نیروهای متعهدی مانند شبه نظامیان شیعه عراق یا حزب الله لبنان و تا حدودی حوثی های یمن و حامیانی مانند رژیم سوریه بشار اسد دارد. و همچنین نیروهای کمکی مطیعی مانند هزاره های شیعه افغانستان که با فرار از جنگ در کشورشان ، هنگامی که به ایران پناه می برند به زور در خدمت آن در می آیند. ایران همچنین روابط خوبی با اتحادیه میهنی کردستان (PUK) ، یکی از دو مولفه کنترل کردستان عراق ، برقرار کرده است. و همانطور که با خرسندی از سوی تهران ابراز می شود، ایران هیچ اختلافی با آذربایجان ندارد.

وضعیتی دشوار در جبهه داخلی

از طرف دیگر ، در داخل کشور، رژیم با جنبش های اعتراضی در استان بلوچستان و خوزستان ، عرب نشین و سنی و همچنین در استان کردنشین خود ، در مرز ترکیه که یکی از فقیرترین مناطق کشور است دست و پنجه نرم می کند. در آنجا ، دستگیرهای گسترده مدافعان دموکراسی و حقوق زنان صورت می گیرد و همچنین ترورهای هدفمند کولبرها ، این قاچاقچیان بی بضاعتی که کالاها را از مرزها عبور می دهند.

علاوه بر این ، وضعیت اقتصادی کشور به دلیل محاصره آمریکا و سوء مدیریت جدی همچنان نگران کننده است آنهم در چشم انداز انتخابات ریاست جمهوری برای جایگزینی حسن روحانی ،که شدیدا مورد انتقاد است. تا به امروز ، برای جانشینی وی ، لااقل هفت مدعی در خط اند ، همه «محافظه کار» که به درجات مختلف بر بی ارادگی رئیس جمهور تاکید دارند.

زمانی بود که ترک ها و ایرانی ها دوست داشتند خاطر نشان سازند که ٣٠٠ سال است با یکدیگر جنگ نکرده اند. امروز ، همه چیز نشان می دهد که ، این آتش بس سیصد ساله، شکننده شده و در حال اتمام است.

سند همکاری چین و جمهوری اسلامی، یک سر و هزار سودا! نوک پیکان اعتراض به کدام سو باشد؟

سند همکاری ۲۵ ساله میان دولت چین و جمهوری اسلامی که در تابستان ۱۳۹۹ بحثش به میان آمده بود، بالاخره و بدون انتشار هیچگونه اطلاعاتی از مفاد آن به امضای طرفین رسید. طبیعتا در رابطه با ویژگی های اقتصادی، سیاسی، ژئوپلتیک و غیره خود قرارداد منعقد شده می توان صحبت مفصلی داشت؛ اما آنچه بیشتر به کانون توجهات جامعه بدل شده نه این ویژگیها، که جدالی سیاسی و گسترده میان نیروهای سیاسی درگیر در فضای جامعه ایران است. قرارداد مربوطه، آن چنان اهمیت سیاسی پیدا کرده که از شبکه های اجتماعی تا خیابانها، بیوقفه اعتراض یا اظهار نظر در رابطه با آن را شاهد هستیم. از این روی تلاش می کنیم به صورت مختصر گوشه ای از زوایای این مساله و جدال جاری در سطح جامعه را مورد بررسی قرار دهیم:

الف: جمهوری اسلامی و دولت چین به دنبال چه هستند؟

– جمهوری اسلامی قبل از هر چیز به دنبال این است که در شرایطی که جامعه کمر به نابودی و سرنگونی تمام عیارش “همین امروز” بسته است، با بستن چنین قراردادی این چشم انداز را به جامعه دهد که گویا به مدت ربع قرن دیگر قرار است در قدرت سیاسی بماند. به موازات، همکاری بلند مدت برای جمهوری اسلامی می تواند به معنای دریافت تکنولوژی، کمکهای نظامی، تقویت زیرساختهای اقتصادی و سیاسی و خروج از بحرانهای ریشه ای و همه جانبه ای که تا خرخره در آن فرو رفته است، تصویر شود. به این معنا که حکومت اسلامی بتواند با نزدیک تر شدن هر چه بیشتر اقتصادی و سیاسی به بلوک چین و روسیه، مفری برای بحران مشروعیت سیاسی خود در داخل کشور پیدا کند؛ و در عین حال از این نزدیک شدن به چین و روسیه به عنوان برگ برنده ای در مذاکراتش با غرب استفاده کند. ما در اینجا اما این قصد را نداریم که درجه صحت محاسبات جمهوری اسلامی را به بوته آزمایش بگذاریم و تنها به معرفی آنها قناعت می کنیم.

– چین اما با وجود امتیازات گسترده سیاسی و اقتصادی که احتمالا در قبال این قرارداد از جمهوری اسلامی دریافت می کند (آنطور که در همه موقعیتهای مشابه و در کشورهای دیگر به دست آورده)، همکاری با جمهوری اسلامی را بیشتر از جنبه سیاسی و در راستای تقویت نفوذ ژئوپلیتیک خود در منطقه خاورمیانه و در توازن قوای با دولتهای غربی می بیند. کشوری که خیز برداشته و دارد به اقتصاد اول دنیای سرمایه داری تبدیل می شود، منفعت اقتصادی جدی در همکاری با جمهوری اسلامی برای خود نمی بیند؛ اما همین موقعیت ویژه اقتصادی چین در جهان است که همکاری اش با هر دولتی را مشروط می کند به آسیب ندیدن سایر روابط تجاری و سیاسی گسترده ای که با سایر کشورهای رقیب خود دارد. اوضاع جمهوری اسلامی به قدری خراب است که برای نجات خود و جلوگیری از سرنگونی بخواهد دست به هر ریسکی بزند، اما برای دولتی به قدرت اقتصادی و سیاسی چین، هر گام باید آهسته و با دقت برداشته شود.

ب: مردم ایران چه می خواهند؟

مردم ایران اما از جنبه های مختلفی به این مساله نگاه می کنند و آن را مورد اعتراض قرار می دهند که دو مورد برجسته آن عبارتند از:

– آنها قبل از هر چیز از دولت چین می خواهند که با دولتی که نه تنها نماینده جامعه ایران نیست بلکه قاتل آنها است، قطع همکاری کرده و هیچگونه قراردادی امضا نکند. از همین امروز دارند اعلام می کنند که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی چنین قراردادی از سوی مردم ایران اعتبار خود را از دست خواهد داد. مردم ایران نه فقط به دولت چین، بلکه به هر دولت دیگری هشدار می دهند که جمهوری اسلامی را به رسمیت نشناسید و روابطتان را با آنها،‌ با قاتلین خود قطع کنند. به یک معنا خواهان بایکوت جمهوری اسلامی در میان مناسبات دولتها و در مجامع جهانی هستند.

– از سوی دیگر، از آنجا که جمهوری اسلامی تاریخا بر ثروتهای عمومی جامعه خیمه انداخته و در به تاراج بردن آنها اندکی هم درنگ نداشته، جامعه ایران حق طبیعی خود می داند که در برابر جمهوری اسلامی بایستد و در روابط پشت پرده و در راستای تامین منافع سیاسی خود، ثروتها و منابع متعلق به جامعه را به باد ندهد. به این اعتبار برای جامعه در کلیتش، اعتراض به جمهوری اسلامی در رابطه به این سند همکاری با دولت چین عمیقا نهفته است.

ج: جریانات ناسیونالیست و راست اپوزیسیون کجای کار هستند؟

مساله قرارداد همکاری جمهوری اسلامی و دولت چین، از مولفه ها و ویژگی هایی برخوردار است که خودبخود خوراک سیاسی لازم برای نیروهای اپوزیسیون راست، ناسیونالیستها و قوم پرستها را فراهم می کند که فرصت را غنیمت شمارند و ارزش های سیاسی خود را برای جامعه بازتعریف و تبلیغ کنند. به این صورت که چون می دانند مردم ایران ضرورتا نسبت به این قرارداد اعتراض دارند، نهایت تلاش خود را به خرج دهند که به چشم اعتراضات مردم “خاک پاک ایران زمین” بپاشند و مساله جنگ میان جامعه و حکومت را به آدرسی بیراهه ببرند، یعنی حفظ تمامیت و اقتدار “میهن”. در واقع چنین فرصتهایی همچون ماجراهای پیشینی چون “خلیج همیشه فارس” و جنجالهای پیرامون آن، این امکان را برای جریانات راست فراهم می کند که بر اعتراضات عمدتا به حق مردم موج سواری کنند و احساسات ساختگی “وطن پرستانه و ملی” را اشاعه دهند.

جنبه دیگری که هیاهوی پر سروصدای جریانات راست بر سر مساله مورد بحث را توضیح می دهد، نفس این واقعیت است که این قرارداد با دولت چین بسته شده و نه با فرضا دولت آمریکا یا هم پیمانان او. انعقاد قرارداد “شبه-ترکمانچای” با یک دولت “استعماری” دیگر مثلا آمریکا نه تنها عمده اعتراضات این جریانات را فروکش می کرد، بلکه حتی به مشوقین و مروجین انعقاد آن نیز بدل می کرد. دلیل این امر نیز این است که نیروهای راست اپوزیسیون (مستقل از طیف آن) که اساسا مکانیسم به قدرت رسیدن خود را در زد و بند و همکاری با دول غربی می بینند، حضور سیاسی چین در ایران را به معنای دست شستن خود از قدرت سیاسی می بینند. حال آنکه برای نیروهای رادیکال، چپ و پیشرو، ورود به قدرت سیاسی از طریق انقلاب مردم و با تکیه بر نیروی سرنگونی طلبانه آنان است و به این معنا برخورد دیگری را نسبت به قراردادهایی چون برجام یا قراداد با چین در دستور کار قرار می دهند.

د: آنچه در این رابطه باید به خاطر بسپاریم:

– جمهوری اسلامی از این سند همکاری با چین می خواهد به نحو احسن بهره برداری تبلیغاتی سیاسی کند و تصویری از ربع قرن دیگر بقا ارایه دهد.

– روند اجرایی شدن این قرارداد، پروسه ای است بسیار متفاوت از امضا شدن آن و با مخاطرات بسیار جدی برای طرفین روبرو خواهد بود.

– خواسته مردم ایران بایکوت جمهوری اسلامی توسط همه دولتها و نهادهای بین المللی است و هر گونه تعامل به این آدمکشان را مورد اعتراض قرار می دهد.

– پیشروی مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی برای سرنگونی اش آن فاکتور اساسی است که نهایتا مناسبات سایر دولتها با جمهوری اسلامی را تعیین می کند و به همین منظور باید در داخل و خارج کشور مبارزات علیه حکومت را گسترش داد.

– تبلیغات و تحرکات جریانات راست که اساسا از دریچه ناسیونالیسم ایرانی وارد مساله قرداد با چین می شود را باید از اعتراض مردم متمایز کرد.

منبع: دانشگاه سنگر آزادی و برابری

اخبار روز