|
اين جنبش مدني- اجتماعي ودموکراسي
خواه است. براي کسب حقوق شهروندي و مدني مبارزه مي کند.تغيير مناسبات بر مبناي
تبعيض و کسب آزادي را هدف خود مي داند.
رهبري آن چند گونه است .هم از خود انگيختگي برخودار است و هم دربحش هائي از آن
يک نوع،سازمان دهي و تشکل پذيري وجود دارد
جنبشي است مدني - اجتماعي - دموکراتيک و آزاديخواهانه .اگرچه اين جنبش بيشتر
محدود است به طبقه متوسط،اما اقشار ديگر مانند کارگران نه به عنوان طبقه کارگر
در آن شرکت دارند.اين که چگونه مبارزه صنفي و افتصادي با خواست هاي عمومي و
اجتماعي که تغيرات اساسي سياسي را دنبال مي کند، همگون مي شود ،بسيار مهم است
چند گونگي وخصلت پوراليستي اين جنبش از نقاط قوت آن است. خواست هاي منطقي
دارد،که خود به خود ،پشتيباني و حمايت و همبستگي را نه تنها در ايران بلکه در
جهان به خود جلب مي کند. و تحقق آن را از طريق همين نوع فعاليت هاي مسالمت آميز
و آزاد پي مي گيرد.
از کاستي ها اين جنبش عدم تشکل و کسري عدالت اجتماعي است.گسترش آن بستگي دارد
به آن که زحتمکشان چقدر بصورت گروه اجتماعي و مبارزات اعتصابي به آن وارد
خواهند شد. اين جنبش تاکنون محدود بوده است به شهر هاي بزرگ وتهران و از نقطه
نظر مضموني دموکراسي سياسي مي خواهد، که بايد از اين حصار عبور کند.گسترش
اجتماعي و طبقاتي و مضموني و تشکيلاتي بيابد بنوعي مي تولن گفت که اصلاح طلبان
هم اکنون در آن نقش دارند.
به نظر مي رسد که خيلي نمي توان انتظارزيادي از اصلاح طلبان و رفرميست ها، و
نيرو هاي حول و حوش آقاي موسوي و خاتمي و کروبي و....ملي مذهبي هاونهضت آزادي
داشت . اين جريانات مي خواهند در مجموع اين جنبش در يک چارچوب معيني باقي بماند
. نظام جفظ شود ،قانون اساسي جمهوري اسلامي حفظ شود.مخالف ساختار شکني هستند و
خواستار يک جمهوري اسلامي نرم هستند.
این گفتگو در تاریخ 17
ژانویه 2010صورت گرفته است
|