اخبار دانشجوئی اردیبهشت ماه 1389

 

کمیته جنبشهای اجتماعی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

 

 

3 سال حبس تعزيري براي دانشجوي دانشگاه علامه

 

بيست و نهم فروردين ۱۳۸۹ برابر با هجدهم آوريل ۲۰۱۰

جرس:آرش صادقي دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي به 3 سال حكم تعزيري محكوم شد.

بنا به گزارش رسيده به جرس وي كه پيشتر دانشجوي دانشگاه امير كبير تهران بوده و سال گذشته به دليل مسائل سياسي از اين دانشگاه اخراج شده است در روز عاشورا بازداشت مي شود و پس از تحمل قريب 3ماه زندان در آستانه ي نوروز به مرخصي مي آيد و سپس در روز 15 فروردين بار ديگر به زندان باز گردانده مي شود.

آرش صادقي در ايام مرخصي در گفتگو با دوستانش از ضرب و شتم شديد خود در زندان خبر داده بود تا جايي كه دوبار كتف راستش از جا در مي رود.با اين همه وي به درخواست و توصيه بازجويان از رسانه اي ساختن اين برخوردها خودداري مي كرده است.

به گفته يكي از دوستان آرش صادقي حكم 3 سال حبس تعزيري آرش كه در شعبه 26 دادگاه انقلاب به رياست قاضي مقيسه صادر شده است مربوط به فعاليت هاي او در دانشگاه امير كبير و در ذيل اتهاماتي همچون اعتراض به خاكسپاري شهدا و همچنين شركت در تجمعاتي كه در حمايت از دانشجويان زنداني امير كبيربرگزار مي شده، بوده است.

صادقي هم اكنون در سلول انفرادي در بند 240 زندان اوين نگهداري مي شود و درارتباط با پرونده جديدي در مورد حوادث پس از انتخاب بازجويي مي شود.

 

 

 

 

گزارشي از قرباني شدن يک دانشجو در سناريوي اعتراف گيري بازجويان

دانشجو نيوز

 

بيست و نهم فروردين ۱۳۸۹ برابر با هجدهم آوريل ۲۰۱۰

بازداشت غيرقانوني و بي اساس نيما لطيف تجار دانشجوي دانشگاه اميرکبير همچنان ادامه دارد.

به گزارش دانشجو نيوز نيما لطيف تجار دانشجوي ورودي سال 1386 مهندسي پزشكي دانشگاه صنعتي اميرکبير عصر روز عاشورا و پس از پايان درگيري هاي آن روز به همراه دوستانش از خوابگاه خود واقع در خيابان حافظ خارج شده و چند دقيقه بعد توسط گروهي از نيروهاي لباس شخصي بدون هيچ دليل روشني بازداشت و به زندان اوين منتقل مي شود. در زندان اوين مأموران پس از اطلاع از اين كه وي دانشجوي پلي تكنيك است وي را به بند امنيتي 209 منتقل كردند و در پي آن اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و تبليغ عليه نظام به وي تفهيم شد. بازجويان وزارت اطلاعات با شروع يك سناريوي امنيتي از وي خواستند انتساب خود را به عكسي منتشر شده از درگيري هاي عاشورا كه در آن فردي مشغول آتش زدن خودروي پليس است بپذيرد. از آنجا كه اين دانشجو در تجمع روز عاشورا حضور نداشت كليه اتهامات وارده را رد كرد اما بازجويان با افزايش فشار و تهديد و همچنين ضرب و شتم شديد اين دانشجو در پي پيشبرد سناريوي امنيتي خود بودند.

پس از گذشت يك ماه از بازداشت اين دانشجو و پس از بي نتيجه بودن اين فشارها، سه تن از دانشجويان پلي تكنيك كه هم اتاقي هاي نيما لطيف تجار در خوابگاه بوده اند به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات احضار و بلافاصله بازداشت و به اوين منتقل شدند، آنان را به جلسات بازجويي هم اتاقيشان بردند و مقابل چشمان او مورد ضرب و شتم قرار دادند. سرانجام بر اثر فشارهاي فراوان وارده وي وادار به پذيرش اتهام دروغين شركت در تجمع عاشورا و شعار عليه مسئولين نظام شد اما انتساب عكس ذكر شده را به خود نپذيرفت و بازجويان نهايتاً درهدف خود كه حضور يکي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير در دادگاه هاي نمايشي تلويزيوني و اعتراف به خرابكاري و تخريب اموال بود ناكام ماندند. پرونده وي بلافاصله به شعبه 15 دادگاه انقلاب ارسال شد.

دادگاه اين دانشجوي دربند اواسط بهمن ماه برگزار شد و قاضي صلواتي وي را به 3 سال حبس تعزيري محكوم كرد. وي مدتي در اندرزگاه 1 زندان اوين زنداني بود و در اواخر سال 88 به بند 350 منتقل شد و علي رغم تلاش خانواده اش از مرخصي نوروزي نيز محروم بود، پس از گذشت حدود 4 ماه از بازداشت اين دانشجوي پلي تكنيك پرونده وي به دادگاه تجديد نظر ارسال شده و داگاه تجديد نظر وي نيز به زودي برگزار خواهد شد.

 

 

 

محکومیت سعید محمدامینی دانشجوی پلی تکنیک به دو ترم محرومیت از تحصیل

سه شنبه , ۳۱ فروردین , ۱۳۸۹

رهانا: سعید محمد امینی دانشجوی مهندسی متالورژی دانشگاه امیرکبیر از سوی کمیته انضباطی دانشگاه به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد.

 

به گزارش دانشجونیوز، امینی که از اعضای انجمن علمی دانشکده خود نیز می باشد، چند بار نیز به حراست دانشگاه احضار شده و از سوی کارمندان حراست مورد تهدید قرار گرفته است.

یکی از اتهامات وی در کمیته انضباطی دانلود فیلم حمله پلیس و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه از اینترنت است.

همچنین این دانشجو از اواخر سال گذشته به دانشگاه ممنوع الورود شده است.

 

تجمع بیش از ۱۰۰ دانشجوی اراکی مقابل وزارت علوم

 

سه شنبه , ۳۱ فروردین , ۱۳۸۹

 

رهانا: این دانشجویان با حمل پلاکاردهایی خواستار رفع مشکلاتی همچون کمبود بودجه این دانشگاه مشکلات خوابگاهی، کمبود امکانات آزمایشگاهی و کارگاهی کمبود اعضای هیات علمی، مشکلات آموزشی در دانشگاه‌ها، کمبود فضای آموزشی و غیره شده است.

به گزارش ایلنا، این در حالی است که هیچ کدام از مسوولین وزارت علوم به جز مامورین حراست این وزارتخانه تاکنون با این دانشجویان صحبت نکرده و قول مساعدی برای حل مشکلات آنها نداده اند.

 

طومار دانشجویان «علم و صنعت» در اعتراض به اخراج ۲ تن از اساتید این دانشگاه

 

سه شنبه , ۳۱ فروردین , ۱۳۸۹

 

رهانا: در هفتۀ گذشته، شاهد ابلاغ احکامی به دو تن از اساتید دانشکدۀ برق بودیم که مسلّماً مورد علاقه و احترام مضاعف دانشجویان این دانشکده قرار دارند.جمعی از دانشجویان دانشکدۀ مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران با امضای طوماری خطاب به رییس دانشگاه، مراتب اعتراض و ناخرسندی خود را از اخراج ۲ تن از اساتید این دانشکده، اعلام داشته و خواستار بازگشت هر چه سریع تر این اساتید به دانشگاه شدند.

به گزارش کلمه،متن این طومار که دانشجویان در دو قسمت «دانشجویان کارشناسی» و «دانشجویان تحصیلات تکمیلی» است به شرح زیر است:

بسمه تعالی

ریاست محترم دانشگاه علم و صنعت ایران

جناب آقای دکتر جبل عاملی

در روزهای آغازین سال جاری و در حالی که انتظار می رفت بار دیگر فضای آرام و علمی بر دانشگاه حاکم شود، دانشجویان و دانشگاهیان علم و صنعت با روندی کاملاً متفاوت مواجه شده اند. متأسّفانه در هفتۀ گذشته، شاهد ابلاغ احکامی به دو تن از اساتید دانشکدۀ برق بودیم که مسلّماً مورد علاقه و احترام مضاعف دانشجویان این دانشکده قرار دارند. در ظاهر امر این احکام بر خلاف عقیدۀ دانشجویان مبنی بر عدم صلاحیّت علمی ایشان می باشد.

ما دانشجویان دانشکدۀ برق، به اجماع، صلاحیّت علمی این اساتید را با قاطعیّت تأیید می کنیم و بدیهی است اقدامات این چنینی که به نظر می رسد به دلایل واهی و در فضایی پرابهام انجام گرفته است به جایگاه علمی دانشگاه و نیز نگاه دانشگاهیان به تصمیمات مدیریّتی دانشگاه ضربات جدّی تری وارد خواهد نمود.

بدین وسیله ما امضاء کنندگان ذیل، مراتب ناخرسندی خویش را از آنچه«اخراج آموزشی جناب آقای دکتر بهشتی و جناب آقای دکتر محمّد شهری» نام نهاده اید اعلام و داشته و اقدامات عاجل جنابعالی جهت بازگشت محترمانۀ اساتید مذکور به جایگاه علم و آموزی را خواستاریم.

به گزارش کلمه، آقایان دکتر سیّد علی اصغر بهشتی و دکتر محّمد شهری ۲ تن از اساتید دانشکدۀ مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران در اوّلین هفتۀ گشایش دانشگاه در سال جدید، با حکم کتبی اخراج از دانشگاه روبرو شدند.

همچنین پرفسور تورج محمّدی رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت نیز در اواخر سال گذشته پس از فشارهای وارده از سوی دانشگاه و در اعتراض به سیاست های دانشگاه در قبال دانشجویان از سمت خود استعفا داده بود.

 

محمد پورعبدالله به ۳ سال حبس محکوم شد

 

چهارشنبه , ۱ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

 رهانا: دادگاه تجدیدنظر، حکم حبس محمد پورعبدالله، [1] دانشجوی زندانی را به سه سال حبس تعزیری کاهش داد. پیش‌تر شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، این فعال دانشجویی دانشگاه تهران را به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور” و “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران” مجموعا به شش سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.

به گزرش بامداد خبر،محمد مصطفایی وکیل پورعبدالله با اعلام نقض حکم اولیه موکلش از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران و کاهش آن به سه سال حبس تعزیری، عنوان کرد که هم‌اکنون این حکم به شعبه ششم اجرای احکام ابلاغ شده است و موکلش از این پس می‌تواند همچون سایر زندانیان از شرایط مرخصی استفاده کند.

مصطفایی همچنین ابراز امیدواری کرد که در هفته‌های آینده با سپری شدن نیمی از مدت محکومیت موکلش، وی بتواند از آزادی مشروط و یا عفو برخوردار شود.

محمد پورعبدالله، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه تهران، بیست‌و‌چهارم بهمن ماه سال ۸۷، در منزل‌اش دستگیر و بیش از یک ماه را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ نگهداری شد و پس از آن در روز بیست و هشتم اسفند او را به زندان قزل‌حصار منتقل کردند. نگهداری وی در زندان قزل حصار در شرایطی صورت می‌گیرد، که این زندان در طبقه بندی سازمان زندان ها محل نگهداری مجرمانی با جرایم شرارت، قتل، تجاوز و… می‌باشد.

 

صدور و اجرای حکم حبس برای سه تن از فعالان دانشجویی تهران و بابل

 

جمعه , ۳ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: میلاد فدایی [1]، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد واحد تهران، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری محکوم شد و نیما نحوی دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و حسین جلیل نتاج دانشجویِ دانشگاه علوم پزشکی بابل، برای گذراندن دوران محکومیت شان خود را به زندان متی کلای بابل معرفی کردند.

به گزارش سامانه خبری دانشجو نیوز، حکم یک سال حبس تعزیری درحالی به فدایی ابلاغ شده که بیش از چهارماه از بازداشت موقت او می‌گذرد و دادستان کماکان با تبدیل قرار بازداشت وی به وثیقه یا کفالت موافقت نکرده است.اتهام این دانشجوی دانشگاه آزاد، «تبلیغ علیه نظام» اعلام شده بود.

این گزارش خاطرنشان می سازد میلاد فدایی بیش از ۳۵ روز از بازداشتش را در بند ۲۰۹ زندان اوین مبحوس بود و پس از آن تا امروز در بند ۳۵۰ زندانی است.

این  دانشجوی مهندسی معدن دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ۱۱ آذر ماه سال گذشته در منزلش توسط پنج تن از ماموران لباس شخصی با حکم دادگاه انقلاب پس از تفتیش منزل و توقیف کتاب‌ها و هارد کامپوترش بازداشت شد.

بابل؛ باز هم زندان متی کلا

به گزارش سامانه خبری فعالان حقوق بشر، نیما نحوی دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و حسین جلیل نتاج دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بابل ، روز سه شنبه ۳۱ فروردین ماه، برای گذراندن دوران محکومیت شان خود را به زندان متی کلای بابل معرفی کردند. این دو فعال دانشجوئی به ده ماه حبس تعزیری و یک سال محرومیت از تحصیل محکوم شده اند.

 

نیما نحوی (عضو انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی)، در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” و حسین جلیل نتاج به اتهام واهی “بمب گذاری در دانشگاه علوم پزشکی بابل” در زندان اداره اطلاعت ساری و بابل بازداشت بودند.

گفتنی است تعداد دانشجویان دربند زندان متی کلای بابل به پنج  تن رسید.

از اسفندماه گذشته، محسن برزگر (دبیر فرهنگی سابق دانشگاه صنعتی نوشیروانی) و ایمان صدیقی (دبیر سیاسی سابق دانشگاه نوشیروانی) به همراه محمد اسماعیل زاده دانشجوی دانشگاه پیام نور بابل، دوران محکومیت شان را در زندان متی کلای بابل می گذرانند.

چندی پیش محسن برزگر در همان زندان، توسط مجرمین خطرناک مورد ضرب و شتم قرار گرفته و راهی بهداری زندان شد و همچنین ایمان صدیقی در اثر فشارهای ناشی ازبازجوئی دچار خونریزی معده شد که تا کنون خانواده های این دو دانشجو موفق به تماس با فرزندانشان نشدند.

حال این دو دانشجو وخیم گزارش شده و کماکان مسئولین دادگستری بابل از اعطای مرخصی استعلاجی ممانعت می کنند.

 

 

حکم تعلیق و ممنوع الورودی برای حداقل ۸ دانشجو در دانشگاه شهید چمران اهواز

 

یکشنبه , ۵ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: حداقل ۸ نفر از دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز از تحصیل محروم شده و به دستور ریاست دانشگاه به دانشگاه ممنوع الورد شدند.

به گزارش دانشجونیوز، پس از اعتراضات گسترده دانشجویی در ده ها دانشگاه کشور در ماه های اول سال تحصیلی جاری برخوردهای امنیتی وانضباطی از سوی نهادهای داخل و خارج دانشگاه ها با دانشجویان معترض شدت گرفته است. دانشجویان دانشگاه چمران اهواز نیز از این برخوردها در امان نمانده اند به طوریکه پس از تجمع اعتراضی۱۶ آذر دانشگاه اهواز حدود ۴۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند.

هم اکنون نیز اخبار رسیده به دانشجو نیوز حاکی از صدور حکم تعلیق برای۸ نفر از دانشجویان و ابلاغ دستور از سوی ریاست دانشگاه به پرسنل انتظامات مبنی بر جلوگیری از ورود آنان به محوطه دانشگاه و خوابگاه ها است. ظاهراً احکام تعلیق برای دانشجویان دیگری نیز صار شده که از اسامی آنان اطلاعی در دست نیست.

اسامی دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه چمران بدین شرح است:

جواد علیخانی(دامپزشکی) ۲ ترم تعلیق، آرمان ممبینی(دامپزشکی)، محمد موسوی رحیمی(مهندسی)، محسن جعفر پور (مهندسی)، فرانک اصولیان (مهندسی)، فاطمه تقوی زاده (ادبیات) و احمد کشتکار(کشاورزی) هر کدام یک ترم تعلیق.

لازم به ذکر است این اسامی مربوط به دانشجویانی است که حکم تعلیق آنان قطعی شده است و دانشجویان بسیاری در انتظار حکم نهایی انضباطی به سر می برند.

 

 

خروج روزانه ۸ دانش آموخته دکترا و کارشناسی ارشد از کشور

 

دوشنبه , ۶ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: به گفته سلیمی، بررسی ها نشان می دهد از ابتدای سال ۸۸ در هر روز ۳ دانش آموخته دوره دکترا و ۵ دانش آموخته کارشناسی ارشد به خارج از کشور مهاجرت کرده اند که این وضعیت بسیار نگران کننده است.

بنا به گزارش صندوق بین المللی پول نیز سالانه ۱۸۰ هزار تحصیل کرده از کشور خارج می شوند که این روند سالانه ۵۰ میلیارد دلار به کشور خسارت وارد می کند.

علیرضا سلیمی در گفت وگو با خراسان هم چنین افزود: کمیته بررسی علل خروج نخبگان که از مدتی قبل ایجاد شده اولین جلسه خود را با حضور ۱۲ نماینده از سازمان ها و نهادهای مختلف از جمله وزارت خانه های علوم، اطلاعات، بهداشت، امور خارجه، بنیاد ملی نخبگان و اعضای کمیسیون آموزش تشکیل داد. این کمیته کار خود را به صورت هفتگی ادامه می دهد.

وی با اشاره به بررسی ۳ مسئله عمده در اولین جلسه کمیته بررسی وضعیت خروج نخبگان تاکید کرد: اولین موضوع تعیین یک دورنمای کلی از وضعیت خروج و مهاجرت نخبگان و دستیابی به یک آمار دقیق از میزان خروج نخبگان است تا بتوانیم در تصمیم گیری ها و حل این مسئله دقیق تر عمل کنیم.

وی تصریح کرد: اغلب نخبگان به اشکال گوناگون از جمله گردشگری، تجارت، تحقیق و پژوهش، از کشور خارج می شوند در این صورت برای دریافت ویزا نیازی به ارائه مدرک تحصیلی ندارند به همین دلیل نمی توان به راحتی آمار خروج نخبگان را استخراج کرد.

وی خاطرنشان کرد: متاسفانه در بحث جلوگیری از خروج نخبگان بین سازمان ها و دستگاه های مختلف ناهماهنگی وجود دارد به طوری که در حال حاضر وزارت امور خارجه با سهولت ویزا در اختیار نخبگان قرار می دهد و یا وزارت علوم حمایت های لازم را برای ماندن نخبگان در کشور به عمل نمی آورد.

سلیمی هم چنین با تاکید بر این که باید امتیازاتی برای نخبگان در کشور در نظر گرفته شود، خاطرنشان کرد: به نظر می رسد در شرایط کنونی باید تسهیلات و مشوق هایی برای نخبگان در نظر بگیریم تا انگیزه ماندگاری و ادامه تحصیل و تحقیق و پژوهش در کشور را داشته باشند.

وی هم چنین تصریح کرد: یکی دیگر از مباحث مهم در این کمیته بررسی علل داخلی خروج نخبگان است که باید به طور خاصی مشخص شود که چه عواملی باعث خروج نخبگان از کشور می شود. البته در این مسیر ممکن است که نیاز به اتخاذ تصمیماتی داشته باشیم که اصلاح برخی قوانین از این جمله است.وی اضافه کرد: یکی از موضوعات مهم دیگر تقویت سیستم اطلاع رسانی است. در حال حاضر این احتمال وجود دارد که نخبگان خارج از کشور با مشکلات فراوانی روبه رو باشند. در این میان اگرچه برای برخی از نخبگان زمینه مناسب برای کار و فعالیت در خارج از کشور فراهم شده است اما عده کثیری از آنان با گرفتاری های پیچیده شغلی و تحصیلی در خارج از کشور مواجه هستند که برای آگاهی یافتن از این وضعیت و یافتن راهکارهایی برای حل مشکلات آنان نیازمند ایجاد یک سیستم اطلاع رسانی قوی هستیم.

 

صدور ده ها حکم انضباطی برای دانشجویان پس از انتخابات

 

سه شنبه , ۷ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: معاون دانشجویی وزیر علوم امروز(سه‌شنبه) در نشست مطبوعاتی با اشاره به احکام انضباطی صادر شده برای دانشجویان پس از انتخابات سال ۸۸ ، ادامه داد: حدود ۵۰ حکم نهایی انضباطی صادر شده که این احکام شامل توبیخ کتبی، درج در پرونده‌، تعلیق از تحصیل و یا جابجایی دانشگاهی بوده است .

به گزارش ایسنا، دکتر محمود ملاباشی با اشاره به افزایش دانشجویان در دولت هشتم تا به امروز، تاکید کرد: مطمئنا در راستای افزایش دانشجویان تعداد احکام صادر شده انضباطی نیز افزایش یافته است که نسبت به جمعیت دانشجویی حدود ۲۵ درصد کاهش یافته است.

وی درخصوص دانشجویان بازداشتی در جریانات پس از انتخابات ، توضیح داد: وزارت علوم پیگیر این دانشجویان بوده است، ولی در حال حاضر آماری در خصوص تعداد این دانشجویان نداریم ، ولی ما در جریان آزاد شدن عده بسیار زیادی از آنان بوده‌ایم .

معاون دانشجویی وزارت علوم در پایان گفت: تعداد بسیار محدودی نیز در بازداشت به سر می‌برند که این دانشجویان جزو دو سه دانشگاه هستند.

 

بایکوت پرونده ی جنایات کوی دانشگاه در مجلس

 

تاریخ ارسال خبر :سه شنبه , ۷ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: پس از گذشت نزدیک به یک سال از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و به دنبال آن حادثه کوی دانشگاه تهران، جمشید انصاری، عضو فراکسیون خط امام در مجلس ایران، روز دوشنبه اعلام کرد که «اساسا در مجلس کمیته‌ای برای پیگیری کوی دانشگاه تشکیل نشد».

آقای انصاری در مناظره‌ای که به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، به همت انجمن اسلامی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران برگزار شده بود در پاسخ به پرسش یک دانشجو آب پاکی را روی دست همه ریخت و گفت که «تعابیری مثل کمیته حقیقت‌یاب و ویژه اساسا وجود خارجی نداشته» است.

این نماینده از جناح اقلیت مجلس ایران گفت: «منتظر نباشید گزارشی از سوی مجلس در این خصوص ارائه شود، زیرا کمیته‌ای نه از سوی رئیس مجلس و نه خود مجلس انتخاب نشده است.»

این در حالی است که پیشتر چندین بار اعلام شده بود که پس از حمله به کوی دانشگاه و مجتمع مسکونی سبحان به دستور علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، کمیته‌ای ویژه در این مجلس تشکیل شده است، کمیته‌ای که گفته می‌شد پس از افشای وقوع تخلفات مختلف در بازداشتگاه کهریزک که به مرگ سه زندانی منجر شد مأمور شده است که در این زمینه هم گزارشی تهیه کند.

 

 

محسن غمین به دو سال حبس تعزیری محکوم شد

 

سه شنبه , ۷ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: شایان ذکر است وی در پی بازداشت های جمعی و سازمان یافته ی فعالین دانشجویی در آذرماه سال ۸۶ که دستکم ۳۰ تن از دانشجویان چپ بازداشت شدند، دستگیر و در دوران حبس تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفت. وی اوایل بهمن ماه همان سال با تودیع وثیقه ی ۸۰ میلیونی از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش دانشجو نیوز، قاضی مقیسه که این روزها با صدور احکام متعدد و البته غیر عادلانه و غیر انسانی به چهره ای شناخته شده در فضای خبری و رسانه ای تبدیل شده است ریاست این دادگاه را بر عهده داشته و این فعال دانشجویی را به ۲ سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

لازم به ذکر است به دلیل حساسیت شدید قاضی مقیسه بر روی وکلای حقوقی و صدور حکم سنگین تر برای فعالان سیاسی در صورت اخذ وکیل مدافع، این فعال دانشجویی به ناچار بدون وکیل مدافع در دادگاه شرکت کرده و قادر به ارائه هیچگونه دفاع حقوقی از خود نبوده است.

 

صدور ۲ سال حبس برای محسن عبدی از سوی قاضی مقیسه

 

چهارشنبه , ۸ اردیبهشت , ۱۳۸۹

رهانا: محسن عبدی دانشجوی باستان شناسی دانشگاه بوعلی سینای همدان که از روز عاشورا در بازداشت به سر می برد، هفته گذشته از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش دانشجونیوز، محسن عبدی که از دانشجویان زندانی گمنام پس از انتخابات است هم اکنون در بند ۳۵۰ اوین زندانی است و تاکنون با درخواست مرخصی وی موافقت نشده است.

خانواده عبدی به علت سکونت در شهرستان و وضعیت نامناسب مالی توانایی پیگیری مؤثر وضعیت وی را ندارند. صدور احکام حبس و فشار بر دانشجویان کشور مجددا طی هفته های اخیر افزایش یافته است. طی روزهای گذشته محسن غمین دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به ۲ سال حبس تعزیری و نصیر اسدی دانشجوی دانشگاه تهران به هفت ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

مهدی کلاری، دانشجوی المپیادی دانشگاه شریف نیز که در آخرین روزهای سال گذشته با قید قرار وثیقه به مرخصی آمده بود، در آخرین روز فروردین ماه مجددا به زندان اوین انتقال داده شد.

 

هشت حکم محرومیت از تحصیل دیگر در دانشگاه یاسوج

 

پنجشنبه , ۹ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

 رهانا: هشت دانشجوی دانشگاه یاسوج از تحصیل محروم شدند.

 

به گزارش دانشجونیوز، در ادامه صدور احکام تعلیقی و محرومیت ازتحصیل برای فعالین دانشجویی دانشگاه یاسوج، ۸ دانشجوی دیگر این دانشگاه به دلیل  شرکت در تجعمات آبان ماه و ۱۶ آذر از طریق کمیته انضباطی وحراست احضار و برای آنها احکام تعلیق از تحصیل صادر شد.  همچنین با دستور ریاست دانشگاه به حراست دانشگاه این دانشجویان  به دانشگاه و خوابگاهها ممنوع الورود شدند.

 

بنابر گزارش ارسالی به دانشجونیوز اسامی این دانشجویان به شرح ذیل است:

 

۱- امین خسروی دانشجوی رشته جامعه شناسی: ۲ ترم تعلیق قطعی و حکم بدوی تغییر محل تحصییل با ارجاع به کمیته انظباطی مرکزی.

 

۲- داریوش جلالی- رشته مهندسی مواد: ۲ ترم تعلیق.

 

۳- علی امینیان- رشته جامعه شناسی: ۱ ترم تعلیق.

 

۴- سجاد جعفری- رشته ادبیات: ۱ ترم تعلیق.

 

۵- فرج الله طاووسی- رشته جامعه شناسی: ۱ ترم تعلیق.

همچنین دانشجویان الهام صالحی، فرهاد کوه پیما و محمد رضا مبارکی در کمیته انضباطی بدوی هر کدام به یک ترم تعلیق محکوم شده اند و منتظر رای کمیته تجدید نظر هستند.

گفتنی است امین خسروی اولین بار در ۲۴ خرداد توسط نیروهای امنیتی به اتهام اغتشاش در شهر و دانشگاه دستگیر شد و پس از یکماه با قرار وثیقه آزاد شد و بار دوم در ۱۶ آبان سال گذشته و پس ازاتمام تجمع اعتراضی دانشجویان توسط مامورین وزارت اطلاعات در صحن دانشگاه دستگیر و پس از بازجویی در اداره اطلاعات به زندان مرکزی یاسوج منتقل شد و پس از حدود یکماه با قرار وثیقه ازاد شد.

 

 

یک استاد دیگر ممنوع التدریس شد

 

جمعه , ۱۰ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: رحمت‌الله باستانی، استاد ۵۱ ساله دانشگاه که در  تاریخ هشتم فروردین ماه سال جاری و در جریان مراسم تشییع همسر آیت‌الله العظمی منتظری در قم  دستگیر و روانه انفرادی شده بود، اخیراً با حکم شفاهی یکی از مسئولین دانشگاه سیستان و بلوچستان از تدریس منع  شد.

به گزارش پارلمان‌نیوز،این استاد الهیات و علوم قرآنی، که سابقه ۲۱ سال تدریس را در سوابق خود دارد، پس از طی ۹ روز انفرادی، با قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.

 

 

صدور حکم محرومیت از تحصیل برای ۱۰ تن از دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد

 

شنبه , ۱۱ اردیبهشت , ۱۳۸۹

رهانا: برای ۵  نفر از این دانشجویان حکم تذکر کتبی و درج در پرونده صادر شده است ، اما برای بیش از ۱۰ تن دیگر احکام محرومیت از تحصیل به مد یک و دو نیمسال صادر شده است. پیش از این نیز طی دو مرحله برای بیش از ۴۰ دانشجوی این دانشگاه احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر شده بود.

به گزارش دانشجو نیوز، در روزهای گذشته نهاد های امنیتی شهر مشهد بارها فعالان دانشجویی دانشگاه های مختلف مشهد را احضار و بازجویی کرده اند. در همین راستا در دو هفته گذشته نهاد های امنیتی شهر مشهد فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد و خانواده های آنها را به صورت  تلفنی تهدید به بازداشت در صورت ادامه فعالیت دانشجویی نموده اند.

شایان ذکر است در پی حمله وحشیانه نیروهای انصار در روزهای ۱۰ و ۱۱ دیماه سال گذشته به دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد ، بیش از ۲۱۰ دانشجو این انشگاه بازداشت شدند که هم اکنون دادگاه برخی از این فعالان دانشجویی در حال برگزاری است.

فشار های اخیر بر دانشجویان دانشگاه های مشهد با توجه به نزدیک شدن به خرداد ماه و احتمال بروز تجمعات دانشجویی در این ماه ها ، ارزیابی می شود.

 

 

دفاعیه مجید توکلی خطاب به ریاست دادگاه های تجدیدنظر استان تهران

 

یکشنبه , ۱۲ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

 رهانا: مجید توکلی [1]دانشجوی دربند و عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در بهمن ماه گذشته و هنگامی که در سلول انفرادی نگهداری میشد، در اعتراض به رأی صادر شده در دادگاه اولیه، دفاعیه ای خطاب به قاضی دادگاه نوشته است.

 

به گزارش دانشجونیوز، این لایحه دفاعیه پس از صدور حکم ۸٫۵ سال حبس برای مجید توکلی توسط این دانشجو در ۵ بهمن ماه و در دوران اوج فشارها در سلول انفرادی زندان اوین نوشته شده است.

مجید توکلی، دانشجوی کشتی سازی دانشگاه امیرکبیر، در این متن که چندی پس از تشکیل دادگاه اولیه نوشته شده توضیحاتی نسبت به اتهامات وارد شده به خویش ارائه داده است. توکلی در زمان نگارش این دفاعیه خواستار پایان دادن به حبس در سلول انفرادی  و  پایان دادن به فشارهای وارده و دیدار با وکلایش شده بوده  است کما آنکه در بخشی از لایحه دفاعیه به محرومیت خویش از ابتدایی ترین حق متهم که همانا داشتن وکیل است، اشاره می کند.

متن زیر در بهمن ماه به دست دوستان نزدیک مجید توکلی رسیده بود، اما به دلایلی این نوشته منتشر نشد. دانشجونیوز امروز به درخواست دوستان و نزدیکان مجید توکلی این دفاعیه را منتشر کرده است. شرح کامل این دفاعیه در زیر می آید:

متن کامل لایحه دفاعیه مجید توکلی

ارسال شده از زندان اوین

ریاست محترم دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران

احتراماً، پیرو حکم شماره ۸۸/۱۶۱۹۳/ط د که در تاریخ ۲۹/۱۰/۸۸ به اینجانب (مجید توکلی فرزند فیض اله به شماره شناسنامه ۳۶۱۷ صادره از شیراز که از تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۸۸ به قرار بازداشت موقت در زندان می‌باشم) در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی ابلاغ گردیده توضیحات زیر را جهت پیوست در اعتراض به حکم آن شعبه و در دفاع از خویش به عرض می‌رسانم.

در حکم صادره شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب که در روندی بسیار سریع در کمتر از یک ماه به تشکیل دادگاه و دو هفته پس از آن به ابلاغ حکم رسیده آمده است که به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس تعزیری و به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل ۱ سال حبس تعزیری و به استناد ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال حبس تعزیری و به استناد ماده ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی به اتهام توهین به رییس‌جمهور به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده‌ام و به استناد ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی ۵ سال محروم از فعالیت‌های سیاسی و ۵ سال ممنوع‌الخروج از کشور گردیده‌ام.

آنچه که در ابلاغ حکم آن هم در شرایطی غیرعادی و در حالی که من اصرار به ابلاغ رای به وکلایم داشتم و از آن خودداری شده است، این بود که اقاریر اینانب و شواهد و مدارک و گزارشات موجود دلیل صدور رأی بوده است. بنابراین توضیحاتی که در ادامه می‌آید و علی‌رغم بیان در مراحل مختلف از بازجویی و بازپرسی و دادگاه انقلاب نیز بیان شده و از سوی مقام ذی‌صلاح قضایی به آن توجه لازم صورت نگرفته است را بیان کرده و امید که معروض مقام رسیدگی‌کننده گردد.

پیرامون ۵ سال حبس تعزیری به اتهام اجتماع و تبانی ذیل ماده ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی؛ الف) آنچه مورد استناد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بود؛ به حضور در تجمع دانشجویی ۱۶ آذر در دانشگاه امیرکبیر مربوط می‌شود که این تجمع به روال هر ساله از سال ۳۲ به بعد (به مدت ۵۶ سال) همیشه در دانشگاه‌های کشور در اعتراض به تلخی‌های موجود در جامعه و با تأکیداتی بر استبدادستیزی و آزادی‌خواهی برقرار و پابرجا بوده است. سال‌های گذشته نیز آنچه دیده‌های خود من بوده است، انتقادات جدی دانشجویان در تجمعات و تریبون‌های آزاد و دیگر مراسم‌های روز دانشجو بوده است که از جنبش انتقادی دانشجویی نیز چنین انتظار می‌رفته است.

آنچه اثبات آن به آسانی محقق خواهد گشت نیز حضور چندین ساله اینجانب در جنبش دانشجویی و شناخته شدن من به عنوان فعال دانشجویی است که بهترین حجت بر تنقیح حضورم در این تجمع می‌باشد که اگر حجتی بر حضور عده‌ای بتوان نشاند در اولویت نخست حق به جانب فعالین دانشجویی خواهد بود و حضور من در پلی تکنیک که دانشجوی این دانشگاه هستم در روز دانشجو (که روز حضور فعالین دانشجویی در تریبون‌های انتقادی هر ساله دانشگاه امیرکبیر است) موجه و عادی است.

ب) دادگاه انقلاب در روند بررسی، صرف حضور من در دانشگاهی که دانشجوی آن هستم را مصداقی بر برنامه‌ریزی قبلی و اجتماع و تبانی دانست و به حضور چندهفتگی قبل از آن در واحد بندرعباس دانشگاه امیرکبیر که برای گذراندن واحدهایی خاص از رشته تحصیلی‌ام (مهندسی کشتی‌سازی) بوده‌ام، اشاره داشته و بر این اساس حضور من در واحد مرکزی دانشگاه در تهران را غیرمعمول دانسته است، در حالی که حضور من در بندرعباس موقت بوده و من دانشجوی واحد تهران بوده‌ام و حتی برای کارهای اداری در طول همان چند هفته حضور در بندرعباس هم می‌بایست به تهران مراجعه می‌کردم که می‌توانم به مراجعه روز ۹ آذر به اداره آموزش کل که مؤید این مطلب است اشاره کنم (نامه درخواست من برای صدور گواهی اشتغال به تحصیل هم باید در دانشگاه موجود باشد) و سرانجام کلام اینکه حضور من در دانشگاه امیرکبیر در روز ۱۶ آذر امری عادی بوده است چراکه دانشگاه امیرکبیر دانشگاه محل تحصیل من است و حضور چند هفته‌ای در بندرعباس برای گذراندن واحدهایی خاص و مرتبط با رشته‌ام نمی‌تواند استنادی صحیح برای ادعاهای دادستان و رأی دادگاه انقلاب مبنی بر اجتماع و تبانی باشد.

 

ج) مدرکی دیگر که دادستانی در کیفرخواست به آن اشاره داشت و قاضی صلواتی نیز مورد سؤال قرار دادند، اشاره به فردی به نام (…) بود، که گویا مدعی شده است پوسترهایی را برای توزیغ در برنامه ۱۶ آذر تهیه و تدارک دیده و این مسئله را چندروز قبل از ۱۶ آذر به اطلاع من رسانده است دادستانی حضور ایشان در دانشگاه را به دعوت من و حجتی بر اجتماع و تبانی ذکر کرده‌اند. در این رابطه چند نکته را می‌توان بیان کرد. ۱) ایشان در تجمع ۱۶ آذر حضور نداشته‌اند و به دانشگاه امیرکبیر وارد نشده بودند. ۲) در تجمع روز دانشجو حضور دانشجویان آن دانشگاه امری عادی است و -در صورت حضور هم- حضورش در دانشگاه اساساً نمی‌توانسته محل سؤال باشد. بسا این‌که در دانشگاه حضور هم نیافته است. ۳) شنیدن دعوت از سوی من برای حضور در تجمع در طول بازجویی‌ها و بازپرسی و دادگاه حتی مورد سؤال نبوده است تا من که اساساً وجود چنین دعوتی را کذب می‌دانم، بر آن اطلاع یافته و دفاع نمایم. و باز هم در اینجا این مطلب را می‌افزایم که دعوتی از ایشان نداشته‌ام و حضور و عدم حضور ایشان – به طور خاص- برای من اهمیتی نداشته است. هرچند (شاید) سال‌های قبل در مقالات و مطالب و یا نشست و تریبونی از دانشجویان برای ادامه مشی انتقادی، -حفظ- روحیه آزادی‌خواهانه و استبدادستیزانه درخواست و شعف بر تحقق نیز داشته‌ام.

۴) در مورد پوسترهای مورد ادعای دادستانی نیز چنان‌که در مرحله بازجویی پاسخ دادم و (آنگونه که از برخورد ایشان برمی‌آمد) مورد پذیرش کارشناسان وزارت اطلاعات نیز قرار گرفت، هیچگونه اطلاعی از وجود چنین پوسترهایی نداشته‌ام.

بنابراین استناد به اعترافات مجهول یک دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در تجمع ۱۶ آذر حضور نداشته و به صرف دوستی با من چندباری سخنانی از من شنیده و سرهم کردن داستان پوسترهایی که وجود نداشته است، نمی‌تواند حجتی بر اجتماع و تبانی باشد. جالب آن‌که این دانشجو هیچ سابقه فعالیت و حضوری در جنبش دانشجویی ندارد . سابقه آشنایی‌اش با من به چندهفته می‌رسد که آن‌هم آشنایی به دلیل تحصیلی و علمی بوده و نه فعالیت دانشجویی. حال اگر دادستانی همچنان بر این مصداق دانی اجتماع و تبانی اصرار دارد، انصاف این است که این شاهد به دادگاه احضار شود تا صحت ادعاهای دادستانی و وزارت اطلاعات و حتی خود این فرد نزد قاضی سنجیده شود. (که ملاک اقرار عندالقاضی است)

د) نکته‌ای دیگر که قابل ذکر است، اینکه شروع تجمع نیم ساعت قبل از حضور من در جمع دانشجویان بوده است و جمعی ۲۰۰۰ نفره شعارها و سرودهایی که پس از حضور من نیز بیان کرده‌اند، از همان ابتدای تجمع سرمی‌دادند و دانشجویان پلی‌تکنیک از حضور من در دانشگاه مطلع نبوده‌اند و این مسئله را در گزارش‌های وزارت نیز می‌توان یافت. بنابراین انتساب شکل‌گیری تجمع به اینجانب که حتی مورد ادعای کارشناسان وزارت اطلاعات نبوده، در دادگاه انقلاب جای تعجب دارد. این تجمع به روال همیشه در دانشگاه شکل گرفته بود و بدون حضور من نیز چنین تجمعی برقرار می‌شده است. گزارش صادقانه حضور اعتراضی و پرجمعیت دانشجویان در برابر اندک حامیان وضع موجود در آن روز و شناختی از نگرش فعلی دانشجویان، بی‌تردید یارای تصمیم و داوری صحیح خواهد بود.

هـ) مسئله دیگر به اشارات موردی پیرامون تحریک و خط‌ دهی من در آن تجمع مربوط است. ابتدا نباید فراموش کرد که سال‌ها فعالیت دانشجویی در پلی‌تکنیک و مسائل دیگر موجب شده است که «مجید توکلی» اعتباری چنان داشته باشد که جمعی ۲۰۰۰ نفره نیز سکوت در هنگام سخن وی را بر خود واجب بدانند و ادعای فعال دانشجویی بودن نیز، سخنرانی را از سوی من موجب می‌گردد. حال این دو در کنار هم (سخنرانی من و گوش فرا دادن دانشجویان) و درک مناسب از مطالبات دانشجویان یک همراهی و پیروی را حاصل می‌آورد که در ادعای دادستانی خط‌دهی و تحریک و تهییج اعلام شده است. حال آن‌که حضور شناخته شده‌های جنبش دانشجویی در کنترل و مدیریت جمع‌های دانشجویی و جلوگیری از هر گونه انحراف و تحرکات هیجانی و احساسی که می‌تواند آثار سوئی داشته باشد، مؤثر است. در تجمع ۱۶ آذر دانشگاه امیرکبیر نیز همان‌گونه که پیش‌تر هم در بازجویی‌ها گفته شد حضور من در تلاش عده‌ای برای درگیری در مقابل ساختمان ابوریحان دانشگاه امیرکبیر مانع از درگیری و آرام‌کننده جمع بوده است. همچنین هنگام خروج دانشجویان پس از شکسته شدن درب ولیعصر مانع خروج دانشجویان شدم و دانشجویان را به داخل دانشگاه فراخواندم و از ایشان خواستم که با نگه داشتن تجمع در داخل دانشگاه و حفظ ماهیت و هویت دانشجویی تجمع مانع از بروز اتفاقات تلخ شوند بنابراین اساس ادعای تحریک و تهییج مردود می‌باشد و حضور من راه در مسیری مقابل می‌پیموده است و عاملی بر کنترل و مانع از هرگونه اتفاق غیرمنطقی در فضای دانشجویی دانشگاه امیرکبیر بوده است.

در پایان دفاع از اتهام اجتماع و تبانی تکرار می‌نمایم که آن‌چه در دادگاه به عنوان مصادیق و استناداتی برای اثبات اجتماع و تبانی بیان شد نمی‌توانست دلیلی برای اثبات عنوان اتهامی ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی باشد آن‌هم بر اساس حضور در یک برنامه اعتراضی و تجمع خودجوش دانشجویی که به روال سالانه خویش برگزار گردیده است.

پیرامون اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام نیز به سخنرانی در جمع دانشجویان در همان تجمع دانشجویی و خودجوش ۱۶ آذر در دانشگاه امیرکبیر استناد شده است در حالی که کلیه صحبت‌های بیان شده در آن تجمع دانشجویی انتقادات عادی و همیشگی جنبش دانشجویی به علاوه انتقادات جدی به فضای ایجاد شده پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و تلخی‌ها و سختی‌های فراوان رفته بر مردم در این چندماه بوده است. باید در نظر داشت که برگزاری تجمع در روز دانشجو و سخنرانی یک فعال دانشجویی امری عادی و حتی الزامی منطقی است که اگر کسی بخواهد در تجمعی دانشجویی سخن بگوید، آن فرد باید یکی از فعالین دانشجویی آن دانشگاه باشد. حال اگر بر خود سخنرانی کردن ایراد باشد که اساساً ردیه‌ای بر فضای مورد تأیید نقادی دانشجویی است که خود قضاوتی غلط است و حتی طرحش در دادگاه ره خطا پوییدن است. اما اگر بر متن سخنرانی ایراد است و گفته‌ای را ملاک فعالیت تبلیغی قرار داده‌اید، مطالعه دوباره سخنان گفته شده را به محضر دادگاه توصیه می‌کنم و اگر در انفرادی نبودم و حداقل دسترسی به وکیل داشتم و یا امکانی برای تماس و دسترسی به بیرون داشتم تلاشی می‌کردم تا فیلم سخنرانی را به عنوان مدرکی ارائه دهم. با این وجود از آن‌جا که “البینه علی المدعی” و این دادستانی است که باید بر ادعای آمده از کیفرخواست مبنی بر انتساب اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، مدرکی بیاورد، ایشان فیلم سخنرانی‌ها را ارائه نماید و مصداقی از آن‌چه تبلیع علیه نظام دانسته را بیان کند تا من به دفاع از آن بپردازم و نه این‌که اتهامی باشد که من حتی مصداق آن را نمی‌دانم. آنچه که در صحبت‌های من بوده، اعتراض و انتقاد به رویه فعلی برخورد با مردم و اتفاقات تلخ بازداشتگاه‌هایی چون کهریزک و بازداشت دانشجویان و روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و توقیف روزنامه‌ها و سانسور اخبار و برخوردهای خشن پلیسی در سطح شهرها به ویژه تهران بود که منجر به قتل چندین نفر از هموطنانمان و مجروح شدن عدیه‌ای دیگر هم شده است (که مدارک آنچنان مستند و واقعی است که در آن تردیدی نیست) و انتقاد از این تلخی‌ها که خاطر همه ایرانیان و همچنین سایر انسان‌های آزاده جهان را آزرده است، که نه ناپسند بلکه بسیار نیکو انتقادی انسانی و اخلاقی است و نمی‌تواند ملاکی برای انتساب اتهام باشد. بیان این انتقادات پس از ماه‌ها اصرار مردم بر تردیدهای جدی بر پایمال شدن حقشان و ایستادگی آرام و پرصلابتشان به نظر من بسیار حق‌مدارانه است و برخوردهای امنیتی با چنین انتقاداتی ستم بر حق و حقیقت و جفای بر آینده‌ی ملتی است که درپی برگزیدن نمایندگانی نیک برای نمایشی مجدد از عزت ایرانی در سراسر جهان بوده‌اند. بنابراین با تأید فراوان بر این نکته که هیچ فعالیت تبلیغی در تجمع ۱۶ آذر توسط من وجود نداشته است این اتهام را وارد نمی‌دانم و خواهان تبرئه از این اتهام می‌باشم.

پیرامون توهین به رهبری به چند جمله از صحبت‌های من در جمع دانشجویان در تجمع ۱۶ آذر دانشگاه امیرکبیر اشاره شده است. اما اساساً آنچه مربوط به رهبری بوده است در بازجویی‌ها و بازپرسی و دادرسی در دادگاه انقلاب هم به صراحت بیان شد؛ یکی شعار دانشجویان در خلال و ساعتی پس از سخنرانی من بوده است و دیگر چند عبارت روشن با ذکر نام آقای خامنه‌ای. در مورد شعارها باید گفت که هیچ یک از شعارهای توهین به رهبری، ارتباط و پیوستگی مستقیم با صحبت‌های من نداشته است و نمی‌تواند شعار جمعی دیگر که من هیچ مشارکتی در آن نداشته‌ام ملاکی برای انتساب این اتهام باشد. اما در مورد سخنرانی من آنچه که در سخنان من وجود داشته تنها جمله‌ای بوده است که بافراخواندن دیکتاتورها و مستبدان به شنیدن صدای دانشجویان (به نمایندگی از مردم ایران) از آقای خامنه‌ای خواسته‌ام که این صدای آزادی‌خواهی دانشگاه را بشنود. جمله مورد استناد دادستانی عبارت بود از این‌که «همه دیکتاتورها و مستبدین به خصوص آقای خامنه‌ای بشنوند» و اما آنچه که من در دفاع از خود برای تبری از اتهام مورد اشاره دادستانی و رأی دادگاه انقلاب ذیل ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی به اتهام توهین به رهبری بیان می‌کنم این است که اساساً لفظ «دیکتاتور» لفظی توهین‌آمیز نیست. بسا این‌که بسیاری از نحله‌ها و جریان‌های سیاسی و فلسفی به ستایش از اقسامی از دیکتاتوری پرداخته‌اند. چنان‌که در آثار افلاطون (و افلاطونی‌ها) به ستایش از حکومت‌های دیکتاتوری (استبدادی) فلاسفه و طبقه کارگر (دیکتاتوری پرولتاریا) برمی‌خوریم و حتی در اندیشه اسلامی با اندیشه فارابی درباره رییس اول در مدینه فاضله مواجه می‌شویم که همه این جریان‌ها شخصی دیکتاتور صالح را بهترین حاکم و حاکم واقعیِ خیر ِ جامعه و جمعیت آن جامعه می‌دانند که این اندیشه در حکومت‌های دیگر نیز یافت می‌شود و مخلص کلام این‌که دیکتاتوری لفظی خالی از توهین است. اما در مورد انتساب دیکتاتوری که در واقع هم‌تراز کردن رهبری با دیکتاتوری در سخنرانی‌ام بوده است این مطلب را باید گفت که آنچه دیکتاتوری است جمع انحصارطلبی (مطلق بودن) و اقتدارگرایی است که نمی‌توان هردو را نیک دانست و دیکتاتوری را بد. نمی‌توان فصل‌الخطاب بودن به این معنا که دیگر پس از آن سخنی نباشد و هرچه گفته شد، فقط پاسخ چشم آید، را پذیرفت و دیکتاتوری را نه. که خود کلمه فصل الخطاب معنایی از دیکتاتوری است و اساساً نمی‌شود کسی اوامر را دیکته و دیگران تقریر نمایند و گفت دیکتاتوری نیست که در واقع پذیرش امر دیکتاتوری در ساختار فعلی محقق است و نمی‌توان ذکر کلامی را ناپسند دانست و وصف حالش را نه. اگر به زعم ضابطین قضایی تحت امر حاکمیت و مدعی‌العموم (دادستانی) و دستگاه قضا (که به امر قانون اساسی منفک از سایر قوا و – تنها و تنها – حافظ و مجری عدالت است) دیکتاتوری بد و توهین است، باید اوصاف دیکتاتوری و اعمال دیکتاتورمآبانه نیز بد و توهین‌آمیز تلقی شود که چنین به نظر نمی‌آید. پس آنچه که در مقام دفاع در برابر اتهام توهین به رهبری لازم به ذکر می‌دانم این است که توهینی صورت نگرفته است که این بند را وارد بدانید و آنچه که من نیز در سخنانم بیان کرده‌ام مدخلی تحصصی در بابا شناخت از اوصاف دیکتاتوری و فارغ از ارزش‌گذاری و داوری بلکه فقط مشابهتی در حیطه معرفت‌شناسی زبانی و عرصه تحققی عمل مخاطب بوده است. و دیگر سخن مدعی‌العموم نیز مخاطب بودن رهبری در سخنرانی بوده است که دیگر سخنانی را نیز متوجه ایشان می‌نماید که من در دفاع در برابر این ادعای دادستانی اضافه می‌نمایم که آن‌جا که رهبری در سخنرانی من مخاطب بوده‌اند از ایشان نام برده‌ام و در جاهای دیگر نامی نرفته است و اگر ایراد بر خطاب کردن است باید گفت؛ اگر ایشان را به عنوان شخص اول حاکمیت ایران فرض بدانیم و مشکلات عدیده‌ای در عرصه کلان مملکت به وضوح دیده شود، نگفتن و انتقاد نکردن جنایت و خیانت است که گفتن نه تنها اتهام و جرم نیست بلکه خدمتی بزرگ، اخلاقی و انسانی به مردم و آینده‌ی کشور می‌باشد. حال آن‌که در ادامه سخن اینجانب فقط مخاطب بودن ایشان مدنظر بوده است و نه پاسخگویی؛ هرچند پسندیده است ایشان در مقام رهبر و شخص اول حاکمیت ایران پاسخگو، مدیر و مدبری نیک نیز باشند.

بنابراین در جمع‌بندی ادعاهای دادستانی و شرح دفاع و پرسش در روند دادرسی، اتهام توهین به رهبری را نمی‌پذیرم و خواهان نگاهی خالی از احساس و قضاوت پیشینی بر اساس متن دقیق سخنرانی من و دفاعیات و ادله ارائه شده می‌باشم.

پیرامون توهین به رییس‌جمهوری، من در تمام طول روند بازجویی و بازپرسی تا دادرسی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بارها تکرار کرده‌ام که من در روز ۱۶ آذر در طول سخنرانی هیچ مطلبی در مورد آقای احمدی‌نژاد به زبان نیاورده‌ام. در بازجویی‌ها سوالی از سوی بازجو مطرح شد که در عبارتی من آقای احمدی‌نژاد را «خیره‌سر» خطاب کرده‌ام که باز از محضر دادگاه می‌خواهم که اگر چنین خطابی بوده است بگوید در کجای سخنرانی بوده است و چرا وزارت اطلاعات و دادستانی سندی در این رابطه به دادگاه ارائه نداده‌اند و از سوی دیگر اینکه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بر چه اساسی رأی به وقوع چنین اتهامی داده است. در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب هم گفتم که من اساساً به آقای احمدی‌نژاد فکر نمی‌کنم چه رسد به این‌که صحبتی و توهینی کرده باشم که آقای صلواتی ریاست شعبه ۱۵ از این جمله چنان برافروختند که من را دچار اشتباهی ساخت که مبادا ایشان مدعی‌العموم هستند و نه قاضی و داوری بی‌طرف در دادگاه. اما باز تکرار سخن می‌کنم که من در مورد آقای احمدی‌نژاد صحبتی در برنامه ۱۶ آذر نداشته‌ام. با وجود این‌که بیان هر سخنی در مودر آقای احمدی‌نژاد را مردود می‌دانم، با توجه به ادعای وزارت اطلاعات در مورد کلمه «خیره‌سر» توضیح زیر را می‌افزایم که اساساً عباراتی مثل خیره سر و حتی ماجراجو که بیشتر معطوف به سیاست خارجی دولت نهم بود، صفت و اوصافی فارغ از داوری است. خیره‌سر و ماجراجو صفت معطوف به عمل است و در فرهگ عامه نیز توهین دانسته نمی‌شود. بنابراین توهین به رییس‌جمهوری بر اساس چنین مصداقی (اگر باشد که نیست) کاملاً مردود می‌باشد و بنابراین خواهان بررسی دقیق و اعلام برائت از این رأی صادره بر اساس ماده ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی می‌باشم.

توضیحی دیگر این‌که مقام قضایی باید توجه داشته باشد همه اتهامات وارده و حکم ۸٫۵ سال حبس تعزیری همه بر اساس حضور در یک تجمع دانشجویی و سخنرانی کوتاهی بوده و واقعاً جای سؤال است که چگونه حضوری چندساعته می‌تواند به ۸٫۵ سال حبس تعزیری منجر شود و نه‌تنها این مدت حبس که درخواست ماده ۱۹ (تشدید مجازات) از سوی مدعی‌العموم و اعمال آن در حکم اصداری شعبه ۱۵ و محکومیت به ۵ سال محرومیت از کلیه فعالیت‌های سیاسی و ۵ سال ممنوع‌الخروج شدن از کشور، مسئله را بسیار سخت‌تر نموده است.

استناد به محکومیت‌های پیشین در جای جای روند امنیتی-قضایی از بازجویی تا صدور حکم در حالی صورت می‌گرفت که باید در نظر داشت که ۲ بازداشت قبلی من یکی مربوط به پرونده‌ای می‌شد که روند قضایی آن بسیار پرحاشیه بوده است و در گیر و داری قضایی حتی تقابل‌های مجموعه‌های قضایی و امنیتی را موجب شد و در مرحله‌ای و در حالی که شعبه ۶ دادگاه انقلاب رأی به محکومیت داده بود، شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی بر اساس نقصان مدارک و عجز دادستانی در ارائه برخی مدارک و شواهد و بر اساس اقاریر در دادگاه که اقرار عندالقاضی  است و نه اعترافات در شرایط مورد سؤال اتاق بازجویی که در آن پرونده با فشار و شکنجه‌های فراوان بوده است. رأی به برائت از اصل اتهام و دلیل بازداشت دادند و اگر فشارهای دادستانی (و معاونت امنیت دادستانی) و وزارت اطلاعات نبود، بی‌تردید آن پرونده در مرحله تجدیدنظر هم به برائت می‌رسید که باز برای اطلاع دقیق، شما را به مطالعه کامل آن پرونده و یا حداقل رأی چندین صفحه‌ای شعبه ۱۰۴۳ دعوت می‌نمایم. در مورد بازداشت دوم هم که حتی پرونده به دفاع آخر در مرحله بازپرسی نیز نرسیده است و من با قرار آزاد می‌باشم و قضاوت را باید به پس از صدور رأی موکول کرد. نگاه به سوابق من از سوی مقام قضایی و یا حداقل مشورت با مقامات قضایی دادگستری استان تهران می‌تواند نقطه مقابل آنچه در اینجا مورد استفاده قرار گرفته  و سندی بر اجحاف‌های امنیتی قضایی صورت گرفته و مؤیدی بر وقوع ظلم مورد انتقاد و اعتراض اینجانب باشد و خود شاهدی است بر مظلومیت متهمانی که گاه (چنان که اینجا و در این پرونده نیز بوده است) به یکباره ربایش امنیتی و قضایی می‌شوند و تا ماه‌ها اجازه تماس و ملاقات با هیچ فردی را ندارند و نمی‌توانند چند دقیقه‌ای با خانواده خود نیز سخن بگویند و از حق داشتن وکیل محروم هستند و در دادگاه نیز بدون اینکه دسترسی به اسناد و مدارکی داشته باشند، – در جایگاه متهم – قرار می‌گیرند و نه‌تنها تا قبل از دادگاه که تا روزهای پس از آن نیز همچنان در انفرادی خواهند بود. حال همه‌ی این شرایط نامطلوب را اضافه نمایید به این روند بسیار پرعجله و شتابان رسیدگی به این پرونده که تأمل و تحقیق قضایی را بسیار مورد تردید قرار داده است.

این برخوردهای چکشی، غیرمعمول و غیرمعقول چنان است که مرا وامی‌دارد که محکمه قضا را به تأملی درخور دعوت نمایم که شاهد را از این لایحه دفاع (از سوی متهمی که همچنان در انفرادی است و دسترسی به وکیل ندارد) بیابند که بی‌تردید اگر لایحه دفاع را وکلای اینجانب پس از مشورت و صحبت با من ارائه می‌دادند با ادبیاتی مصالحه‌جویانه و استنادات حقوقی (حقوق قضا و حقوق شهروندی) و به دور از تندی‌ها و تلخی‌های این متن تنظیم می‌شد که وصف حال دیگر و حتی شاید سرانجامی دیگر می‌یافت. حال با توجه به اندک آشنایی خویش همچنان خواهان رسیدگی دقیق‌تر و توجه به اقاریر اینجانب ( و توجه به اصل “اقرار عندالقاضی”) و همه مدارک و شواهد و حجت‌خواهی و صحت طلبی از ادعاها و گزارشات وزارت اطلاعات می‌باشم و در حالی که اعمال ماده ۱۹ را ناعادلانه می‌دانم، خواهان در نظر گرفتن مواد ۲۲ و حتی ۱۸ قانون مجازات اسلامی می‌باشم و همچنان خواهان خروج از وضعیت فعلی (انفرادی و محرومیت از تلفن و ملاقات) و ملاقات با وکلایم می‌باشم.

امید است که رفتار این جایگاه در ادامه روند شتابان و نمایشی چندهفته قبل مؤیدی بر شائبه فرمایشی و نمایشی بودن و نشاندن “بی” بر مقام داد و دادگاه نباشد که گذر زمان نیک دادستانی است که به قضاوتی سخت در دادگاهی بزرگ همه‌ی قضاوت و عمل را به داوری دقیق خواهد نشست.

 

با احترام

مجید توکلی

۵/۱۱/۸۸

 

بازداشت مریم عباسی نژاد، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران

 

دوشنبه , ۱۳ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: مریم عباسی نژاد، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران بازداشت شد.

به گزارش جرس، به دنبال اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران به حضورِ ناگهانی و سخنرانیِ محمود احمدی نژاد در آن دانشگاه، مریم عباسی نژاد، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی، شامگاهِ یکشنبه شب (۱۲ اردیبهشت) و حوالی ساعت ده شب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

 

هنوز از علت دقیق دستگیری، محل بازداشت و وضعیت جسمی و روحی وی خبری منتشر نشده است.

 

محکومیت مسعود باباپور،دانشجوی دانشگاه آزاد گرمسار به دو سال حبس تعزیری

 

سه شنبه , ۱۴ اردیبهشت , ۱۳۸۹

رهانا: مسعود باباپور دانشجوی دانشگاه آزاد گرمسار به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش دانشجونیوز، مسعود باباپور که ششم آذر ماه سال گذشته در بازداشت به سر می برد، روز گذشته از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.

باباپور از فعالین دانشجویی و دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه گرمسار است.

 

محکومیت سیامک امین به تعلیق از تحصیل

 

چهارشنبه , ۱۵ اردیبهشت , ۱۳۸۹

رهانا: سیامک امین از فعالان دانشجویی اقتصاد دانشگاه ارومیه به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد.

 این اقدام در پوشش حکم کمیسیون موارد خاص مبنی بر صدور “یک ترم مرخصی تحصیلی با احتساب سنوات” برای این فعال چپ دانشجویی صورت گرفته است.

این در حالی است که مطابق آئین نامه ی آموزشی، مرخصی تحصیلی تنها در صورت درخواست دانشجو صادر می‌گردد.

 

 

اسامی ۳۲ دانشجوی زندانی همراه با وضعیت محکومیت

 

پنجشنبه , ۱۶ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: درحالی‌که هفته‌ی گذشته، معاون دانشجویی وزارت علوم دولت احمدی‌نژاد در پاسخ به سئوال خبرنگارایلنا، تعداد دانشجویان سیاسی بازداشت شده را تعدادی محدود اعلام کرده بود، بامدادخبر لیستی از دانشجویان زندانی را که در جریان اعتراضات پس از انتخابات بازداشت شده‌اند و بعضا ماهها است که در شرایط بلاتکلیف در زندان اوین محبوس می‌باشند، منتشر می‌کند. این لیست که شامل تاریخ دقیق بازداشت، وضعیت محکومیت، دانشگاه و رشته تحصیلی این دانشجویان می‌باشد، در داخل زندان اوین تهیه شده و در اختیار بامدادخبر قرار گرفته است. با این توضیح که نام برخی از این دانشجویان زندانی، برای اولین بار است که منتشر می‌شود.

 

۱ جهانگیر عبدالهی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران ۶/۱۱/۸۸ بلاتکلیف

 

۲ علی عجمی حقوق دانشگاه تهران ۱/۱۱/۸۸ بلاتکلیف

 

۳ میلاد اسدی کامپیوتر-سخت افزار خواجه نصیرالدین طوسی ۹/۹/۸۸ بلاتکلیف

 

۴ سهیل محمدی کامپیوتر-سخت افزار خواجه نصیرالدین طوسی ۱۲/۸/۸۸ سه سال قطعی

 

۵ علی پرویز کامپیوتر-سخت افزار خواجه نصیرالدین طوسی ۱۲/۸/۸۸ سه سال بدوی

 

۶ عباس کاکایی علوم اجتماعی دانشگاه تهران ۱۶/۹/۸۸ یک سال بدوی

 

۷ محمد یوسفی مهندسی کشتی سازی امیرکبیر تهران ۱۶/۹/۸۸ چهار سال بدوی

 

۸ نیما لطیف التجار مهندسی پزشکی امیرکبیر تهران ۶/۱۰/۸۸ سه سال بدوی

 

۹ مجید توکلی مهندسی کشتی سازی امیرکبیر تهران ۱۶/۹/۸۸ هشت‌ونیم سال بدوی

 

۱۰ مهدی کلاری مهندسی شیمی شریف ۱۶/۹/۸۸ سه سال بدوی

 

۱۱ میثم بیگ محمدی مترجمی زبان انگلیسی علامه طباطبایی ۶/۱۰/۸۸ سه سال بدوی

 

۱۲ ارسلان ابدی مهندسی عمران دانشگاه بین المللی قزوین ۶/۱۰/۸۸ سه سال بدوی

 

۱۳ محسن عبدی باستان شناسی بوعلی همدان ۶/۱۰/۸۸ دو سال بدوی

 

۱۴ اردشیر فرزی گرافیک سوره تهران ۶/۱۰/۸۸ دو سال بدوی

 

۱۵ کیانوش کامرانی اقتصاد پیام نور تهران ۶/۱۰/۸۸ شش سال بدوی

 

۱۶ محمدامین ولیان علوم کامپیوتر علوم پایه دامغان ۲۲/۱۰/۸۸ اعدام بدوی

 

۱۷ میلاد فدائی اصل مهندسی معدن آزاد تهران جنوب ۱۰/۹/۸۸ یک سال بدوی

 

۱۸ سینا گلچین مهندسی عمران آزاد تهران مرکز ۶/۱۰/۸۸ هشت سال بدوی

 

۱۹ محمدعلی الهی مهندسی کامپیوتر آزاد تهران جنوب ۱۷/۱۲/۸۸ بلاتکلیف

 

۲۰ علیرضا ایرانشاهی معماری غیرانتفاعی قزوین ۶/۱۰/۸۸ سه سال بدوی

 

۲۱ شهاب اکبرزاده معماری آزاد شهر ری ۶/۱۰/۸۸ دو سال بدوی

 

۲۲ حمید پیروزفام معماری آزاد قزوین ۶/۱۰/۸۸ یک سال بدوی

 

۲۳ امیرحسین توکلی مهندسی کامپیوتر سخت افزار قزوین ۲۰/۸/۸۸ یک‌ونیم سال قطعی

 

۲۴ مسعود باباپور مهندسی صنایع ایوانکی ۱۲/۹/۸۸ دو سال بدوی

 

۲۵ سعید ملکی شیمی آزاد ورامین ۱۶/۱۱/۸۸ بلاتکلیف

 

۲۶ امین کشاورز دانشگاه آزاد ۶/۱۰/۸۸ دو سال بدوی

 

۲۷ پویا قربانی بازرگانی آزاد تهران شمال ۳۰/۱۰/۸۸ سه سال بدوی

 

۲۸ فرامرز عبدالله نژاد حقوق دانشگاه آزاد ۳۰/۳/۸۸ دو ونیم سال بدوی

 

۲۹ مهران صفری مترجمی زبان انگلیسی ورامین ۶/۱۰/۸۸ دو سال بدوی

 

۳۰ آرش قاسمی حسابداری آزاد رودهن ۶/۱۰/۸۸ دو سال قطعی

 

۳۱ علی ملیحی مهندسی برق آزاد تهران جنوب ۱۹/۱۱/۸۸ بلاتکلیف

 

۳۲ کوهیار گودرزی مهندسی هوا فضا شریف ۳۰/۹/۸۸ بلاتکلیف

 

 

احضار شمار زیادی از داوطلبین کارشناسی ارشد به واحد گزینش سازمان سنجش

 

شنبه , ۱۸ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

 رهانا: در حالی که تنها دو هفته به زمان اعلام نتایج نهایی کنکور کارشناسی ارشد باقی مانده است، بسیاری از فعالین دانشجویی که در این آزمون شرکت کرده بودند به واحد گزینش استاد و دانشجو سازمان سنجش احضار شده اند.

 

به گزارش دانشجونیوز، تعداد بسیار زیادی از داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد، طی تماس تلفنی و به بهانۀ نقص پرونده به واحد گزینش سازمان سنجش فراخوانده شده اند. اکثر دانشجویان احضار شده  جزو فعالین دانشجویی محسوب می شوند.

بنابراین گزارشات، در مصاحبه های یاد شده از دانشجویان در مورد فعالیت های  قبل و بعد از انتخابات سوالاتی پرسیده می شود و در نهایت از آنان خواسته می شود تا تعهدنامه ای را مبنی بر عدم انجام فعالیت های  سیاسی امضاء کنند. همچنین بازجویان وزارت اطلاعات ضمن تهدید دانشجویان مبنی بر عدم پذیرش آن ها در تحصیلات تکمیلی بعضاً چندین ساعت آن ها را مورد بازجویی قرار دادند.

با روی کار آمدن احمدی نژاد روند محرومیت از تحصیل دانشجویان فعال که بعدها به “ستاره دار کردن دانشجویان” شهرت یافت،  آغاز شد. بدین ترتیب که فعالین دانشجویی منتقد دولت یا از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم می شدند  و یا با اخذ تعهد کتبی مبنی بر پرهیز از هرگونه فعالیت سیاسی اجازه ادامه تحصیل به آنها داده میشد. این روند در طول چها رسال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد مستمرا پی گیری شد و اعتراضات زیادی را به دنبال داشت. کما آنکه موضوع ستاره دار کردن دانشجویان به یکی از مراکز ثقل مناظره ها و تبلیغات انتخاباتی بدل گشت. با وجود آنکه احمدی نژاد بارها در مناظره های تلویزیونی وجود این دانشجویان را تکذیب کرده بود، اما کمیته دفاع از حق تحصیل به همراه سایر مجموعه های حقوق بشری اقدام به انتشار لیست آمار دانشجویان محروم از تحصیل نمودند تا بار دیگر فریبکاری رئیس دولت نهم در مناظره های تلویزیونی عیان شود.بنابر آمار منتشر شده تنها در سال گذشته قریب به ۶۰ نفر از دانشجویان دانشگاه های مختلف از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شده اند.

 

گفتنی است جمعی از دانشجویان ستاره دار در سال های گذشته کمیته ای را به نام “کمیته دفاع از حق تحصیل” تشکیل دادند تا بتوانند اعتراضات  مدنی و قانونی دانشجویان محروم شده از تحصیل را سازمان دهند. بسیاری از اعضا این کمیته پس از انتخابات بازداشت شدند و برخی از اعضا اصلی چون ضیا نبوی [1] ، مجید دری، [2] شیوا نظر آهاری [3]و مهدیه گلرو [4]با محکومیت های بسیار سنگین مواجه شده و کماکان در بازداشت به سر می برند.

همچنین لازم به ذکر است که استناد قانونی سازمان سنجش در امر ستاره دارکردن دانشجویان مصوبه ای از شورای عالی انقلاب فرهنگی است که در آن تاکید شده است “صلاحیت عمومی دانشجویان نیز به تایید نهادهای اطلاعاتی امنیتی برسد”. از جمله این مصادیق صلاحیت عمومی  می توان به “احراز عدم عناد داوطلب با نظام جمهوری اسلامی” اشاره کرد.

 

محمد یوسفی از کلیه اتهامات تبرئه شد

 

شنبه , ۱۸ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: محمد یوسفی [1]دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که پیش از این به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده بود،  در دادگاه تجدیدنظر از کلیه اتهامات خویش تبرئه شد.

به گزارش دانشجونیوز، پس از گذشت ۵ ماه از بازداشت محمد یوسفی دانشجوی کشتی سازی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی موحد وی را از کلیه اتهامات وارده تبرئه کرد.

محمد یوسفی که از پیش  از برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر در بازداشت به سر می برد، در تمام طول مدت بازداشت خود توسط تیم بازجویی تحت فشارهای شدید جسمی و روحی قرار گرفته بود تا مسئولیت تجمع ۱۶ آذر دانشگاه پلی تکنیک را بر عهده بگیرد. علارغم اینکه یوسفی روز ۱۶ آذر و قبل از برگزاری مراسم اعتراضی دانشجویان بازداشت شده و در طول دوران بازجویی هیچ یک از اتهامات خود را نپذیرفته بود، قاضی صلواتی در دادگاه بدوی و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی وی را به ۴ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

گفتنی است پرونده این دانشجو پس از سه ماه بلاتکلیفی،  اردیبهشت ماه امسال به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده بود.

 

اعتراض انجمن اسلامی دانشگاه آزاد واحد شهرکرد به فشارهای امنیتی

 

دوشنبه , ۲۰ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا:در پی لغو مجوز برنامه سخنرانی رسول منتجب نیا، جانشین دبیر کل حزب اعتمادملی و فشارهای وارده از سوی مراکز امنیتی برای عدم انتشار این خبر، اعضای انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرکرد، با برپایی تحصنی نمادین همراه با مچ بند سبز و انتشار بیانیه ای اعتراضی، خطاب به مقامات خاطرنشان کردند ” اگر کلاه عدالت و قضاوت بر سر ندارید عقل در سر که هست پس صادقانه پذیرای سخن باشید که هر گاه از ضررجلوگیری شود سود دوچندان خواهد شد .”

به گزارش جرس،دوشنبه هفته گذشته، برنامه سخنرانی منتجب نیا که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرکرد قرار بود برگزار شود، توسط مقامات امنیتی لغو گردید. پیش از آن نیروهای بسیج با ارعاب دانشجویان و تهدید به ضرب و شتمِ سخنران برنامه (منتجب نیا) و هم چنین فشار بر اعضای انجمن از قبیل توبیخ و تعلیق، در روند مراسم اخلال ایجاد کردند.

انجمن اسلامی دانشجویان طی تحصنی نمادین که در اعتراض به تصمیمِ نهادهای امنیتی دانشگاه صورت گرفت، بیاینه خود را نیز صادر کرده و همچنین خاطرنشان ساختند “بار دیگر با دخالت مستقیم وزارت کشور دولت محمود احمدی نژاد مجوز برنامه لغو گردید، تا بار دیگر دولت تمامیت خواه، صدای بر حق و آزادی خواهانه ملت ایران را در گلو خفه کند .”

دانشجویان در بیاینه خود متذکر شدند “مسئولین را چه شده که تاب و تحمل کوچکترین انتقاد ها را ندارند. اگر ایران آزادترین کشور دنیاست، چگونه است که نقد یک رئیس دولت حرب ونقاد محارب می شود . آنگاه که دائم بر کوس آزادی و کرسی آزاد اندیشی نواخته می شود، اما به دانشگاه که می رسد پایه های کرسی را تک به تک قطع می کنند اگر خون نریخته اید چرا سعی در نهان ساختن لکه های خون دارید ؟

…دانشگاه آزاد شهرکرد آماده است که با خون خود مرغزار آزادی را سبز و باشکوه کند به خود نبالید که مسیر خروشان اراده ملت را سد بسته اید بزودی لبریز خواهد شد و عمارات وکاخ های مفسدان را به زیر خواهد برد به قفل های قدیمی سیاهچال اوین و کهریزک مطمئن نباشید که حتی مفتاح آن در دست ملت است .”

 

 

فعالین دانشجوئی دانشگاه مازندران در انتظار دادگاه تجدید نظر

 

دوشنبه , ۲۰ اردیبهشت , ۱۳۸۹

 

رهانا: سید میلاد حسینی،علی نظری،سیاوش صفوی،شوانه مریخی،مازیار یزدانی،علی عباسی،رحمان یعقوبی،مرجان فیاضی،علی دنیاری،مهدی داودیان،سنکو بابکی،سوگند علیخواه،احسان احسانی،اشکان ذهابیان،علیرضا کیانی در انتظار صدور حکم دادگاه تجدید نظر استان مازندران هستند و رضا عرب و بهنام فرازمند و سیاوش رضائیان در انتظار صدور حکم از سوی دادگاه بدوی انقلاب شهرستان بابلسر هستند.

به گزارش ندای سبز آزادی،  فعالین نامبرده در حوادث پس از انتخابات در زندان اداره اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل بازداشت بودند.

 

 

 

لغو همايش دولتي به دليل اعتراض دانشجويان دانشگاه علم و صنعت

 

بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۸۹ برابر با يازدهم مه ۲۰۱۰

 

کلمه: دانشجويان سبز دانشگاه علم و صنعت با حضور خود باعث لغو همايش ”رويش سبز“ و عدم حضور دوباره ي سردار سعيد قاسمي از حاميان دولت احمدي نژاد شدند.

 

به گزارش کلمه، به دنبال اعلام برگزاري مراسم ”همايش رويش سبز“ از سوي مسئولان دانشگاه علم و صنعت در هفته گذشته که قرار بود از کتابي با عنوان ”جنبش سبز مخملي“‌ نيز در اين مراسم رونمايي شود، دانشجويان سبز اين دانشگاه طي فراخواني رسمي از تمامي دانشجويان اين دانشگاه خواسته بودند تا ضمن حضور گسترده در اين مراسم اعتراض خود را به حضور دوباره سردار قاسمي که سابقه بدي در ذهن دانشجويان علم و صنعتي دارد، اعلام کنند و اعتراض خود را نسبت به برگزاري چنين مراسمي از سوي مسئولان دانشگاه و حضور افرادي تندرو مانند سردار قاسمي اعلام نمايند.

مسئولان دانشگاه علم و صنعت مي خواستند اين مراسم را در آرامش و بدون حضور اعتراضي دانشجويان سبز برگزار کنند، اما وقتي با اين جوّ اعتراضي در بين دانشجويان روبرو شدند ، تمامي پوسترهاي اين مراسم را از سطح دانشگاه جمع آوري کرده و تصميم به برگزاري مراسمي با موضوعيت انرژي هسته اي با حضور رييس دانشگاه علم و صنعت (جبل عاملي) و معاون سازمان انرژي اتمي گرفتند که حتّي اين مراسم هم برگزار نشد.

روز گذشته بعد از حضور گسترده دانشجويان سبز دانشگاه در سالن آمفي تئاتر شهيد بهرامي (محلّ برگزاري مراسم) در ساعت ۱۳:۳۰ در حالي که هيچ کدام از مدعوين در سالن حضور نداشتند، مسئولين اقدام به پخش کليپ هايي تکراري درباره ي موضوع هسته اي کرده و وقتي حوصله دانشجويان از اين قضيه سر رفته و مشخّص شد مسئولان دانشگاه از برگزاري مراسم منصرف شده اند، دانشجويان سبز که تعدادشان در حدود ۳۰۰ نفر تخمين زده مي شد، شروع به اعتراض کرده و با شعارهايي مانند ”دروغگو دروغگو، کتاب مخمليت کو؟“ و در حالي که عکس هاي شهيد سبز دانشگاه علم و صنعت،‌ ”مهندس کيانوش آسا“ را با خود حمل مي کردند، سالن مراسم را ترک کرده و با خواندن سرود ”يار دبستاني“ به حضور خود پايان دادند.

لازم به ذکر است سردار سعيد قاسمي در مراسمي در ۱۲ آبان سال گذشته با عنوان ”شکست پنجه ي عقاب“ در دانشگاه علم و صنعت حاضر شده و در سخنراني خود بارها به دانشجويان سبز و شهيد کيانوش آسا توهين کرد که در آن زمان نيز با اعتراض گسترده دانشجويان سبز مواجه شد که به دنبال اين سخنان دانشجويان سبز سالن مراسم را ترک کرده و به برپايي تظاهراتي در صحن دانشگاه پرداختند.

 

 

بخشنامه مبارزه با "بي حجابي" در دانشگاهها صادر شد

بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۸۹ برابر با يازدهم مه ۲۰۱۰]

جهان نيوز (متعلق به ذاکاني نماينده اصولگراي مجلس) : يك مقام مسئول در دولت از تمهيدات ويژه حراست مركزي وزارت علوم براي مبارزه جدي با كشف حجاب و بدحجابي ها در دانشگاههاي كشور خبر داد.

اين مقام مسئول در گفتگو با خبرنگار سياسي جهان گفت : امروز ابلاغيه اي از سوي حراست كل وزارت علوم صادر شد مبني بر اينكه با مصاديق بدحجابي و كشف حجاب به صورت جدي و قاطعانه برخورد و تمرد مديران كميته هاي انضباطي دانشگاهها به حراست كل گزارش شود.

اين مقام مطلع با بيان اينكه مسائل مربوط به كشف حجاب در دانشگاهها به خصوص دانشگاه تهران بحث امروز و ديروز نيست، تصريح كرد: جريان سازماندهي شده اي بعد از 22بهمن سال گذشته حركات خزنده خود در دانشگاههاي كشور را آغاز كرد.

وي ادامه داد: اين جريان از سوي حراست مركزي وزارتخانه شناسايي و به مسئولين دانشگاه نيز تذكر داده شد تا برخورد جدي با اين تحركات صورت بگيرد.

اين مقام مسئول تاكيد كرد: اما به واسطه اينكه حراست در دانشگاه وظيفه اش نظارتي است تا اجرايي ، مواردي كه در دانشگاه شناسايي مي شد به كميته انضباطي معرفي مي شد كه متاسفانه به خاطر غلبه رويكرد غير ديني در اين كميته ها با مصاديق كشف حجاب برخورد خاصي صورت نگرفت.

وي در پاسخ به سوال خبرنگار جهان مبني بر اينكه پس چرا اين روزها موجي از شعار مبارزه با بدحجابي ها و كشف حجاب ها در دانشگاهها ديده مي شود، تاكيد كرد: تا وقتي اين مسائل رسانه اي نشده بود هيچ يك از مسئولان كميته هاي انضباطي و شوراي هاي فرهنگي دانشگاهها دغدغه و اراده اي نداشتند حال كه اين مسئله دغدغه نمايندگان مجلس شده و به رسانه ها راه پيدا كرده است آقايان مجبورند كه خود را موافق با مبارزه با بدحجابي نشان دهند.

وي در ادامه گفت: وقتي كميته هاي انضباطي و مسئولان دانشگاهها تذكرات را جدي نگرفته و حتي بي محلي نشان مي دهند مسلما وقتي نيروي حراست يك دانشگاه به يك دانشجوي بي حجاب تذكر دهد او را مسخره خواهند كرد.

گفته مي شود صدور اين بخش نامه به دنبال گزارش هاي متعدد جهان از وضعيت بي حجابي در برخي از دانشگاههاي تهران صورت گرفته است.

 

دانشجويان دانشگاه کردستان در اعتراض به اعدام غيرانساني 5 زنداني سياسي اعتصاب غذا کردند

 

بيست و دوم ارديبهشت ۱۳۸۹ برابر با دوازدهم مه ۲۰۱۰

 

خبرگزاري هرانا - امروز دانشجويان دانشگاه کردستان با شکل دادن يک حرکت اعتراضي و اعتصاب غذاي عمومي نسبت به اجراي احکام اعدام فرزاد کانگر و 4 فعال کرد ديگر اعتراض کردند.

به گزارش دانشجونيوز، امروز دانشجويان دانشگاه کردستان در اعتراض به اعدام هاي غيرانساني فرزاد کمانگر، شيرين علم هولي، فرهاد وکيلي، مهدي اسلاميان و علي حيدريان اعتصاب غذا کردند. دانشجويان معترض ظروف غذاي خود را به نشانه نافرماني مدني دست نخورده بر روي ميزهاي سلف مي گذاشتند و يا در محوطه خارج از سلف مي گذاشتند.

اين اعتراض مدني دانشجويان عکس العمل عوامل حراست درپي داشت به گونه اي که عوامل حراست مستقيما وارد عمل شده و اقدام به جمع آوري اين ظروف غذا مي کردند.

گفتني است در پي اعدام کمانگر و 4 تن ديگر و از ترس بروز اعتراضات دانشجويان، فضاي امنيتي بسيار شديدي بر فضاي دانشگاه حاکم شده است. به گونه اي که برخي از فعالين تا اين لحظه از جانب نيروهاي ناشناس خارج از دانشگاه و طي تماس هاي تلفني تهديد به بازداشت شده اند.

 

 

 

ارسلان ابدي به 9 سال و شش ماه حبس تعزيري محکوم شد

 

بيست و سوم ارديبهشت ۱۳۸۹ برابر با سيزدهم مه ۲۰۱۰

خبرگزاري هرانا - ارسلان ابدي، دانشجوي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين به 9 سال و نيم حبس تعزيري محکوم شد.

به گزارش دانشجونيوز، ارسلان ابدي دانشجوي مقطع کارشناسي مهندسي عمران دانشگاه بين المللي قزوين در دادگاه بدوي از سوي قاضي صلواتي به 9 سال و نيم حبس تعزيري محکوم شد. اين فعال دانشجويي در روز عاشورا پيش از بروز هر نوع درگيري و حتي شکل گرفتن تجمعي دستگير شده و همچنان در زندان اوين بسر مي برد. ماموران امنيتي با تهديد خانواده ي وي آنان را وادار به سکوت نموده اند تا آنجا که 2 ماه پس از از دستگيري همچنان از حق داشتن وکيل و تماس تلفني و ديدار با خانواده ي خود محروم بود.

گفتني است مدتي پس از بازداشت وي ماموران به خانه ي شخصي نامزد او در قزوين يورش برده و وسايل شخصي اش را ضبط کردند و نامزد وي مدت 17 روز بدون هيچ گونه تفهيم اتهامي در زندان اوين بسر برد و تحت بازجويي و شکنجه هاي رواني براي اعتراف و تک نويسي عليه دوستان صميمي و هم دانشگاهيانش قرار گرفت. همچنين 2 خواهر ارسلان نيز بازداشت و از آنان به عنوان اهرمي براي فشار رواني بر وي استفاده مي شد تا آنجا که هر نوع امتناع از پذيرش اتهامات دروغين با برخورد سخت بازجويان و تهديد آنان به تجاوز و هتک حرمت نامزد و خواهران وي همراه مي شد.

پس از فشارها و شکنجه هاي فراوان جسمي و روحي پرونده اين دانشجو به شعبه 15 دادگاه انقلاب به رياست قاضي صلواتي ارسال و دادگاه وي در اسفندماه تشکيل شد. در کيفرخواست اين دانشجو ابتدا اتهام محاربه مطرح شده بود که پس از اعتراض از کيفرخواست حذف شد .نهايتأ طبق اخبار رسيده از بند 350 اوين حکم بدوي 5/9 سال حبس تعزيري صادر و به اين دانشجو ابلاغ شده است.

 

احضار، بازجويي و تهديد دانشجويان معترض به احمدي نژاد

 

بيست و سوم ارديبهشت ۱۳۸۹ برابر با سيزدهم مه ۲۰۱۰

خبرگزاري هرانا – دست کم 20 تن از دانشجويان دانشگاه تهران به اداره پيگيري وزارت اطلاعات احضار و بازجويي شدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در پي ورود غير منتظره محمود احمدي نژاد به دانشگاه تهران در آستانه روز معلم و اعتراضات صورت گرفته از سوي دانشجويان معترض دست کم 20 تن از دانشجويان دانشگاه تهران به اداره پيگيري وزارت اطلاعات احضار و بازجويي شدند.

همچنين به دليل امتناع برخي از دانشجويان در مراجعه به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات آدرس و نام و مشخصات اين افراد از سوي حراست دانشگاه در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته است.

از سوي ديگر شنيده ها حاکي است برخي از دانشجويان معترض نيز که به تازگي در امتحان کارشناسي ارشد شرکت کرده اند از سوي سازمان سنجش احضار و تهديد شدند.

لازم به ذکر است در پي اعدامهاي صورت گرفته در 19 اردي بهشت ماه برخي از دانشجويان کرد دانشگاه تهران نيز به کميته انضباطي دانشگاه احضار و تهديد شدند.

 

احضار 7 تن از دانشجويان کرد به دادسراي مستقر در زندان اوين

 

بيست و سوم ارديبهشت ۱۳۸۹ برابر با سيزدهم مه ۲۰۱۰

 

خبرگزاري هرانا - روز چهارشنبه 22 اردي بهشت ماه، 7 تن از دانشجويان کرد دانشگاه تهران به دادسراي مستقر در زندان اوين احضار شدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، پخشان عزيزي، سروه ويسي، ليلا محمدي، احمد اسماعيلي، آمانج رحيمي، عبدالله عارفي و هژار يوسفي، 7 تن از دانشجويان کرد دانشگاه تهران، در دادسراي مستقر در زندان اوين به شدت مورد بازجويي و تهديد قرار گرفته اند و به آنان هشدار داده شده که نسبت به اعدام هاي اخير از ابراز هرگونه نارضايتي خودداري کنند.

شايان ذکر است که اين 7 دانشجوي کرد پيش تر و در تاريخ 25/8/88 در اعتراض به اعدام احسان فتاحيان، يکي ديگر از زندانيان سياسي کرد اعدام شده، نيز تجمع برپا کرده بودند.

 

دستگيري ۱۵ تن از فعالين دانشجويي مريوان

 

بيست و سوم ارديبهشت ۱۳۸۹ برابر با سيزدهم مه ۲۰۱۰

رهانا: پس از تجمعات اعتراضي دانشجويان دانشگاه پيام نور مريوان طي روزهاي دوشنبه و سه شنبه و دعوت مردم مريوان به شرکت در اعتصاب عمومي فردا پنجشنبه از ديروز بعداز ظهر تا ظهر امروز چهارشنبه بنابر بر اطلاعات کسب شده حداقل ۱۵ تن از فعالين دانشجويي اين شهر اعم از دختر و پسر بازداشت و به مکانهاي نامعلومي انتقال داده شده اند.

به گزارش خبرنگار رهانا، همچنين اداره اطلاعات مريوان با اکثر فعالين شهر به صورت تلفني تماس برقرار نموده و آن‌ها را تهديد کرده است که در صورت تلاش براي برپايي اعتصاب و همراهي با آن عواقب بسياري بدي در انتظارشان خواهد بود.

در حال حاضر جو امنيتي بر فضاي شهر مريوان حاکم است و شهر توسط يگانهاي ضد شورش به کنترل کامل در آمده است. از اسامي اين دانشجويان تا اين لحظه اطلاعي در دست نيست.

 

در فراخوان به اعتصاب عمومي در کردستان!

 

بيانيه دانشجويان چپ و سوسياليست شهر سنندج

چهار شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲ مه ۲۰۱۰

مردم ستم ديده و هميشه مبارز کردستان!

بار ديگر ماشين جنايت و اعدام سرمايه داري اسلامي، دست پليد خويش را دراز کرد و تني چند از زيبا ترين گل هاي اين دشت خونين را چيد. فرزندان شجاع و پاک باخته اي که در راه آرمان هايشان، در راه مبارزه با فقر، استثمار، خفقان، تيره روزي و بدبختي مردمان و در راه به وجود آوردن زندگي انساني تر و بهتري براي همه جان خود را کف دست گرفتند و سر به تيغ جلّاد سپردند.

فرزاد کمانگر، علي حيدريان، فرهاد وکيلي، شيرين علم هولي و مهدي اسلاميان ۵ تن از بهترين فرزندان اين مردم بودند؛ فرزاد کمانگر، معلمي آزاده بود که شاگردانش را درس آزادگي، شهامت، انسان دوستي و لبخند مي آموخت.

جرم او اين بود و دژخيمان او را از همين رو بر سرِ دار کردند، غافل از اين که تمام کودکان و دانش آموزان رنج ديده که نام فرزاد را شنيده باشند، خود هر کدام يک فرزاد کمانگر خواهند بود و راه آموزگار خود را در پيش خواهند گرفت و کردستان و سراسر ايرانِ خفقان زده، آبستن فرزنداني است که هرگز آموزگاران و پرچمداران راه آزادي و برابري انسان ها را از ياد نخواهند برد و مادران داغديده کردستان که امروز باز در سوگ ۵ فرزند عزيز ديگر خود نشسته اند، قصه و ترانه مبارزات اينان را براي کودکان فردا خواهند سرود.

مردم ستم ديده و هميشه مبارزکردستان!

اين اولين بار نيست که دست حکومت سرمايه داري اسلامي، به خون فرزندان ما آلوده شده است. چندي قبل احسان فتاحيان، سپس فرزاد کمانگر، علي حيدريان، فرهاد وکيلي، شيرين علم هولي و مهدي اسلاميان و فردا نوبت به ديگر زندانيان سياسي گروگان گرفته شده در زندان ها و سياه چاله هاي مخوف اين حکومت خواهد رسيد که حکم اعدام در دست، اميد به آينده اي روشن و آزادي دارند و قلبشان براي مردم محروم و زحمتکش مي تپد. آزادي خواهان بسياري نه فقط در کردستان که در زندان هاي سراسر ايران در چنگال دژخيمان اسيرند و از اين رو، اعتراض و اعتصاب وسيع آحاد جامعه، کارگران، زنان، دانشجويان و معلمان، همه از کودک و جوان و پير و اقشار مختلف مردم، نه فقط نشان دهنده خشم همه ما عليه اين جنايت و ديگر کشتارهاي اين حکومت در طي سي سال خواهد بود بلکه هم چنين، عامل موثري براي جلوگيري از پيش روي اين رژيم در اقدام به اعدام هاي لجام گسيخته، تکرار نسل کشي و کشتار وسيعي است که به دليل ترس از موقعيت متزلزل خود انديشه آن را در سر دارد و مي کوشد با ايجاد ارعاب، تهديد، بسته کردن فضا و قتل عام مخالفين خود، موج اعتراضات و مبارزات آزادي خواهانه مردم در سراسر ايران را خاموش نمايد و هرگونه فريادي را در گلو خفه نمايد.

دانشجويان، معلمان، زنان و مردم انقلابي کردستان!

از اين رو ما دانشجويان چپ و سوسياليست سنندج همه مردم آزاده و مبارز کردستان را براي اعتصاب عمومي و يکپارچه فرا مي خوانيم تا در روز پنجشنبه ۲٣ ارديبهشت متحدانه تر از هميشه عليه اعدام فرزاد کمانگر و ۴ زنداني سياسي ديگر اعتراض و پاسخي قاطعانه به اين رژيم ديکتاتور سرمايه داري و جنايتکار اسلامي دهيم. بايد بدانيم تنها صفوف متحدانه توده هاي مردم عليه کليه دم و دستگاه اين حکومت جرم و جنايت، قدرت به شکست کشاندن سيل اعدام ها و انسان کشي ها را خواهد داشت. براي اين مهم لازم است در روز پنجشنبه ۲٣ ارديبهشت شهرهاي کردستان را به تعطيلي بکشانيم و نشان دهيم که اين حکومت نمي تواند در غياب و دور از چشم همگان عزيزان و هم طبقه اي هايمان را سلاخي و به جوخه مرگ بکشاند. لازم است صفوف و نيروي عظيم خود را بيش از هر زماني محکم تر سازيم و سهم خود را در قبال لزوم اتحاد همه نيروهاي هم طبقه اي و پيشرو عليه اعدام، سرکوب، زندان، شکنجه و ارعاب ادا نماييم.

از همه زحمتکشان و کارگران، معلمان، زنان، دانشجويان و همه انسان هاي آزادي خواه در کردستان مي خواهيم که ساکت ننشينند، عليه اعدام ها به مبارزه برخيزند، به اين حرکت اعتراضي بپيوندند تا هم بستگي خود را با خانواده هاي جان باختگان نشان داده و نفرت، خشم و فرياد حق طلبانه مان را بهتر و بلند تر به گوش همه مردم ايران، جهان و گوش هاي کرِ حکومت فاشيستي اسلامي سرمايه که افسارگسيخته مبارزان را آماج کشتار و جنايت قر ار داده برسانيم.

 

به هر طريق ممکن از اين اعتصاب عمومي پشتيباني کنيم!

 

زنده باد صفوف متحد مردم عليه ديکتاتوري و جنايات سرمايه داري اسلامي!

زنده باد راه جان باختگان رسيدن به آزادي و برابري انسان ها!

زنده باد سوسياليسم!

دانشجويان چپ و سوسياليست سنندج

 

  

اعلام حمايت دانشجويان کرد از اعتصاب عمومي در کردستان

 

چهار شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲ مه ۲۰۱۰

اعدام و شکنجه در قرون وسطي روشي بود براي اثبات و حک قدرت پاپ و پادشاه در برابر مردم معترض و دگرانديشي که تن به استيلاي حاکميت خداييشان نمي دادند اما حاکمان هنگام اعدام و شکنجه از محکومان اعتراف به حقانيت حاکمان و طلب آمرزش مي گرفتند. با گذشت زمان و در محور قرار گرفتن کرامت انساني و حقوق بشر اعدام امري منسوخ و تقبيح شده است، ولي امروزه ناقوس مرگ کماکان نواخته مي شود، بله اينجا ايران است سرزميني که مردمانش به هم عشق مي ورزند اما سايه شوم مرگ از جانب حاکمان بر سرشان سايه افکنده است، حاکمان سفاکي که در منطق، سياست و دينشان روشي جز شکنجه و اعدام نمي شناسند.

متاسفانه صبح روز يکشنبه ۱۹/۲/۱٣٨۹ در تاريکخانه اشباح حکومت اسلامي ايران خبر اعدام پنج تن از فعالان سياسي همه را بهت زده کرد، اين بار نيز مثل هميشه کردها قرباني سياستهاي ننگين حاکميت اسلامي شدند. اين رژيم ارتجاعي و مرتجع پرور در آستانه ۲۲ خرداد سالرروز خيزش سراسري مردم ايران، در اقدامي شنيع و غيرانساني پنج تن ازفعالان سياسي به نام هاي فرزاد کمانگر،شيرين علم هولي، فرهاد وکيلي، علي حيدري و مهدي اسلامي را به بهانه هاي واهي و اتهاماتي ساختگي به پاي چوبه دار برد، حاکمان اسلامي مرتجعي که بر خلاف سلف قرون وسطايي شان موفق به گرفتن اعتراف، طلب آمرزش و حک قدرت بر تن محکومانشان نشدند و اينان چون مسيح در "جلجتا" به دار آويخته شدند و دم مسيحايي شان در کالبد ملت دميد. بي گمان ماهيت غيربشري حکومت اسلامي ايران براي مردم کردستان امري روشن و بديهي بود. يقينا اين پنج عزيز جانباخته با مرگ خود ماهيت ضد بشر و جنايتکارانه جمهوري اسلامي ايران را براي سراسر ايران نيز آشکارتر ساختند.

ما جمعي از دانشجويان و فارغ التحصيلان کرد دانشگاههاي سراسر ايران با چشمي گريان و گلويي بغض گرفته اما با اراده پولادين "فرزادوار" ضمن ابراز همدردي و تسليت به خانواده پنج عزيز ازدست رفته / جاويد و خانواده بزرگ ايرانيان آزاده و دمکراسي خواه، عهد ميبنديم که يادشان را گرامي و مشعل آزادي خواهيشان را هميشه پرفروغ نگه داريم.

همچنين اعلام ميداريم همراه با مردم سراسر ايران و خصوصا کردستان براي پاسداشت و اداي احترام به اين عزيزان و در اعتراض به "حکومت اعدام اسلامي" در اعتصاب و عزاي عمومي روز پنج شنبه ۲٣/۲/۱٣٨۹ شرکت مينمائيم.

دانشگاههاي: تهران/ بهشتي/ علامه طباطبايي/ تربيت معلم / شهيد رجايي/ اميرکبير/ خواجه نصير/ شريف/ آزاد تهران مرکز/ آزاد واحد شمال/ شيراز/ دانشگاه ساري/ فردوسي مشهد/ دانشگاه اصفهان/ کرمان/ زاهدان/ بوعلي همدان/ زنجان/ قزوين/ سنندج/ تبريز/ اروميه / کرماشان/ ايلام/ مهاباد

 

 

حمايت از اعتصاب عمومي در کردستان

 

بيانيه مشترک ٣ سازمان و گروه دانشجويي و جوانان

چهار شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲ مه ۲۰۱۰

مردم آزادي خواه و ستم ديده ايران!

کارگران و زحمتکشان!

دانشجويان و معلمان!

اکنون زمان مقابله متحد با ماشين سرکوب سرمايه داري اسلامي است که فاشيستي ترين اقدامات ممکن را در دستور کار روزانه خود قرار داده است! هر روز اعدام، شکنجه، زندان، تبعيد...هر روز کشتار مخالفين...هر روز جنايتي عليه بشريت...

حکومت فاشيستي حامي سرمايه با تمام جناح و دسته هاي خود در طول ٣۰ سال سرکوب و خفقان، نشان داده است که از انجام هيچ جنايتي ابا ندارد، و براي تضمين منافع، بقاء و تداوم سلطه مطلق خود، حتي يک قدم نيز عقب نمي نشيند؛ سرکوب گري افسارگسيخته حکومت در ماه هاي اخير در قبال جنبش توده اي ضد ديکتاتوري مردم در خيابان ها به خوبي نشان گر اين واقعيت است که اين حکومت از ريختن خون هاي بسيار هراسي در دل و باکي از تکرار دهه سياه و خونين ۶۰ و نسل کشي مخالفان خود ندارد.

امروز جنايت سازمان يافته اعدام در تپه هاي اوين و گرفتن جان مبارزان راه برابري و آزادي انسان ها، فرزاد کمانگر، شيرين علم هولي، فرهاد وکيلي، مهدي اسلاميان و علي حيدريان، ديروز احسان فتاحيان و بي شماران ديگر، و فردا صفي طويل از ديگر مبارزان و آزادي خواهان که در چنگال دژخيمان اسيرند، در شب گرفتارند و به صبحي سپيد باور دارند...

تنها با مبارزه متحد و صف هاي به هم پيوسته مبارزات طبقه کارگر و زحمتکشان، زنان، دانشجويان، معلمان و همه نيروهاي مبارز و پيشرو مي توان عليه کشتار و جنايات مکرّري از اين دست، و سرکوب گري سازمان يافته و لجام گسيخته سرمايه داريِ تا بن دندان مسلح ايستاد. اگر حلقه هاي زنجيره مبارزات به هم متصل نگردد و تار و پود نيروها و جنبش هاي اعتراضي مختلف به رهبري طبقه کارگر در هم تنيده نشود، هرگز نمي توان به اين توحّش سرمايه دارانه پايان داد.

ما، به عنوان بخشي از جوانان و دانشجوياني که خود را در مبارزات آزادي خواهانه و عدالت جويانه مردم عليه فقر، خفقان، بي حقوقي مطلق و ... سهيم مي دانيم، حمايت خود را از اعتصاب عمومي مردم کردستان در تاريخ ۲٣ ارديبهشت اعلام مي کنيم و بر آنيم که به هيچ وجه نبايد به اعتصاب و اعتراض در يک محدوده جغرافيايي مشخص اکتفا نمو