نامه سرگشاده ۲۰۴ نفراز فعالان سیاسی و اجتماعی سوسیالیست به پروفسور دیوید هاروی : در کنار سرکوب‌شدگان بایست و به سرکوب‌گران «نه» بگو! / به بهانه‌ی دعوت ایشان از سوی شهرداری تهران به همایش «زنان و زندگی شهری»

پروفسور هاروی گرامی،

ما جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعیِ سوسیالیست این نامه را خطاب به شما می‌نویسیم تا نگرانی‌هایمان پیرامون سخنرانی قریب‌الوقوع‌تان در ایران را با شما در میان بگذاریم و از شما بخواهیم که آن را لغو کنید. ادامه خواندن Continue reading

اوضاع سیاسی و سیاستهای ما / کمیسیون تدارک نظری سیاسی کنگره

در دو سال گذشته، تغییر و تحولات مهمی در عرصه‌های داخلی و خارجی به وقوع پیوسته است. بحران اتمی بین‌المللی و خطرات بلاواسطه ناشی از آن فروکش کرد ولی تنش در مناسبات خارجی همچنان ادامه یافت. تداوم حاکمیت استبداد مذهبی بر ایران، تناقضات تازه ای پدید آورده و بر شدت بحران های اجتماعی و اقتصادی جامعه افزود. واکنش‌های مردم در برابر این حاکمیت، و جنبشهای اجتماعی، در زمینه ها و اشکال گوناگون و به رغم همه سرکوبگریهای رژیم، استمرار یافته و، به نوبه خود، بر منازعات درونی دستجات حاکم دامن زدند. در همین حال، رویدادها و تحولات منطقه ای نیز سرعت و وسعت افزونتری یافت که بازتاب آنها نه تنها در سطح خاورمیانه بلکه در صحنه جهانی کاملأ نمایان است. اما پیچیدگی و شتاب این تحولات چنانست که ارزیابی و پیش بینی نتایج آتی آنها را دشوار می سازد. ادامه خواندن Continue reading

نگاهی کوتاه به اوضاع کنونی، چشم انداز و چالش ها / مجید سیادت

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تفکری جلوه کرد که می گفت سیستم سرمایه داری غرب و همزادش دموکراسی پارلمانی غربی، بازی را برده اند و ما به پایان تاریخ رسیده ایم. ادامه خواندن Continue reading

جرم انگاری یا قانون جرم سیاسی / فریبرز رئیس دانا

مجلس شورای اسلامی قانون جرم سیاسی را پس از مدتها بحث و بررسی تصویب و شورای نگهبان نیز آن را تأئید کرد و این قانون برای رئیس جمهور ارسال شد و او نیز آن را به عنوان رسمی قانون لازم الاجرا ابلاغ کرد. ادامه خواندن Continue reading

اعتراضِ کانونِ نویسندگان ایران به مجازاتِ شلاق

اعتراضِ کانونِ نویسندگان ایران به مجازاتِ شلاق

جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ برابر با ۰۳ ژوئن ۲۰۱۶

مردم آزاده‌ی ایران

در شرایطی که در گوشه‌ای از این سرزمین گرفتار، کسانی که یک شبه به ثروت‌های بادآورده و نجومی رسیده‌اند دریک حراج برای به رخ کشیدنِ ثروت خود، یک تابلوی نقاشی معمولی را «سه میلیارد تومان» می‌خرند، درگوشه‌ی دیگری ازآن صاحبان سرمایه وحامیان آنان، این کیمیاگرانی که خون انسان رابه طلاتبدیل می‌کنند، کارگرانی راکه درتلاش تامین نانِ شبِ زن و فرزند خویش به کارفرما اعتراض کرده‌اند، به شلاق می‌بندند.

از ماجرای کارگران اخراجی معدن طلای آق درّه‌ی تکاب سخن می‌گوییم ؛ ابتدا ۳۵۰ کارگر، یکجا به بهانه‌ی پایان یافتنِ مدّتِ قرارداد، اخراج و بیکار می‌شوند. ازآن میان یکی که گرسنه وشوربخت، همه‌ی راه‌ها رابه روی خود بسته می‌بیند، خودکشی می‌کند و هنگامی که سایر کارگران در اعتراض به این شرایط در مقابل معدن تجمع می‌کنند، با حراست معدن و مداخله‌ی «دادستانی» تکاب روبه رومی شوند که کارگران را بازداشت می‌کنند و سرانجام علیه ۱۷ نفر از آنان احکام زندان، جریمه‌ی نقدی وشلاق صادر می‌شود و کارگران را به شلاق می‌بندند.

کانون نویسندگان ایران، اجرای احکام ظالمانه‌ی شلاق را که بازمانده‌ی زشت ِ عهدِ برده داری و نمونه‌ی بارزِ شکنجه در ملاء عام در لباس قانون است، محکوم می‌کند و خواهانِ الغای آن است.

کانون نویسندگان ایران
۱۲ خرداد ۱۳۹۵