مارکس و تاریخ / اریک هابسبام / ترجمه‌: حسن مرتضوی

مارکسیسم چنان جریان غالب در تاریخ را دگرگون کرده که امروزه مشکل بتوان گفت که اثر خاصی را یک مارکسیست نوشته یا غیرمارکسیست؛ مگر اینکه مؤلف خود موضع ایدئولوژیکش را تبلیغ کرده باشد. ادامه خواندن Continue reading

مارکسیسم سیاسی / پل بلک‌لج / ترجمه‌ی بهرنگ نجمی

اشاره
مارکسیسم سیاسی از جریان‌های اندیشه‌سازِ مهمِ معاصر در سنت تفکر مارکسیستی است که آثار ارزشمندی در پهنه‌های گوناگون به‌ویژه در زمینه‌ی سازوکار گذار از فئودالیسم به سرمایه‌داری، مسئله‌ی انقلاب بورژوایی و تحولات سرمایه‌داری معاصر پدید آورده است. ادامه خواندن Continue reading

دیالکتیک دستگاهمند: هیاهو برای هیچ؟ / کمال خسروی

دیالکتیک دستگاهمند: هیاهو برای هیچ؟ / کمال خسروی

نقد اقتصاد سیاسی / ۱ هفته پیش

/ نقد تئوری «سرمایه‌داری ناب» و «دیالکتیک سرمایه» ــ بخش نخست: اونو و سِکین /

glassmobiusstrip_featured

(برای مطالعه‌ی نسخه‌ی پی دی اف مقاله Naghd_Uno_Sekine-03052016-KK (1) را کلیک کنید) ادامه خواندن Continue reading

بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران به مناسبت سخنان رئیس جمهوری در نمایشگاه کتاب

بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران

آقای حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی، در مراسم گشایش نمایشگاه کتاب «شهر آفتاب» در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ اعلام کرد که «من بار‌ها در دولت گفته‌ام، به وزیر ارشاد هم گفته‌ام نظر من این است [که] باید کار‌ها را به صاحب نظران واگذار کنیم. این کتاب خوب است یا بد، قابل چاپ هست یا نیست [را] به انجمن نویسندگان و ناشران واگذار کنیم… امروز زمانی است که ما باید به مؤلفین‌مان امنیت و آزادی بدهیم و به ناشران‌مان فضای رقابت و شفاف بدهیم… آن کسی که دلسوزانه نقادی می‌کند نباید در پیچ و خم کتابش و نوشتارش و شعرش گرفتار شود».

بی‌گمان، دولت موظف است امنیت و آزادی نویسندگان را تأمین کند، و سخن رئیس جمهوری تا آنجا که به بیان این وظیفه مربوط می‌شود، مغتنم است. اما رفتار و عملکرد واقعیِ دولت یک بار دیگر نشان داد که واقعیت چیزی غیر از سخن آقای روحانی است. این سخن هنوز به تمامی در اینجا و آنجا منتشر نشده بود که مسئولان «وزارت ارشاد»، در ادامهٔ‌‌ همان سنت سخت جان و دیرپای سانسور در این وزارت خانه، ورود آثار بسیاری از شاعران، نویسندگان و مترجمان را به نمایشگاه کتاب کنونی ممنوع اعلام کردند و صد‌ها عنوان کتاب فارسی و غیرفارسی را که ناشران گوناگون ایرانی و خارجی به نمایشگاه آورده بودند جمع آوری کردند.

عمل و رفتار است که صحت و سقم گفتار را نشان می‌دهد، و همین نکته برای بیان این حقیقت بس است که دولت نه تنها خواهان «امنیت و آزادی» نویسندگان نیست بلکه، برعکس، مجری سیاست سانسور آثار نویسندگان آزادی‌خواه است. شاید دولت بتواند بگیر و ببندهای فعالان اجتماعی و فرهنگی و سیاسی را با این بهانه توجیه کند که از سوی نهادهای دیگر انجام می‌گیرد و قوهٔ مجریه نقشی در آن ندارد، هر چند این قوه در این زمینه نیز بی‌شک مسئول است. اما در زمینهٔ سانسور کتاب و صدور مجوز برای انتشارآن حتی این بهانه‌ را نیز در دست ندارد، چرا که انتشار کتاب زیر نظارت مستقیم و تابع دستور قوهٔ مجریه و شخص رئیس جمهوری است. اگر آقای روحانی به راستی خواهان «امنیت و آزادی» نویسندگان است باید از بیان سخنان زیبا اما فاقد ضمانت اجرایی فرا‌تر رود و به طور واقعی و عملی در راه آزادی اندیشه و بیان گام بردارد. به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست.

کانون نویسندگان ایران، ضمن استقبال از هرگونه اقدام عملی و واقعی در زمینهٔ الغا و امحای شیوه‌های سانسور و آزادی ستیزی، پیرو اصل نخست منشور خود، آزادی اندیشه و بیان و نشر را در همهٔ عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی بی‌هیچ حصر و استثنا حق همگان می‌داند و مصمم و پیگیر به فعالیت و تلاش خود برای تحقق این اصل آزادی خواهانه ادامه می‌دهد.

کانون نویسندگان ایران
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

کمون پاریس‏ و دریافت مارکس‏ از دیکتاتوری پرولتاریا! / مونتی جانستون – برگردان: روبن مارکاریان

مقدمه مترجم: مقاله مونتی جانستون درباره “کمون پاریس و دریافت مارکس از دیکتاتوری پرولتاریا” یکی از مقالات با ارزش در تشریح نظریه دولت کارگری مارکس و انگلس در پرتو تجربه کمون پاریس است.

مونتی جانستون نشان می دهد که سوسیالیسم مارکس حاکمیت اکثریت عظیم برای اکثریت عظیم و به دست و توسط اکثریت عظیم است و این اصل از نظر مارکس و انگلس نه فقط در جوامعی که در آن ها پرولتاریا اکثریت جمعیت را تشکیل می دهد مصداق دارد بلکه در جوامعی نیز که طبقات غیرپرولتری به ویژه دهقانان وزن و حضور مهمی دارند و طبقه کارگر هنوز اکثریت جمعیت را تشکیل نمی دهد بدون رضایت و مشارکت اکثریت جامعه و به ویژه طبقات تحتانی که به مدد نفوذ سیاسی یا هژمونی طبقه کارگر ممکن می شود نظام سوسیالیستی نمی تواند ایجاد شود. ادامه خواندن Continue reading

فراسوی بی‌کرانگی کاذب سرمایه: دیالکتیک و خودمیانجی‌گری در نظریه‌ی آزادی مارکس / دیوید مک‌نالی- ترجمه: محمد عبادی‌فر

«آیا درست است بگوییم که «بی‌کرانگی بد»، که در وضعیت بطالت و بیهودگی مستولی می‌شود، در اندیشه‌ی هگل، وجه مشخصه‌ی جامعه‌ی بورژوایی است؟» (والتر بنیامین، پروژه‌ی پاساژها).

در حالی که مفهوم عدالت مارکس در سال‌های اخیر، موضوع مباحثات نظری گسترده‌ای بوده است، مفهوم «آزادی» او به‌نسبت توجه کمتری را به خود جلب کرده است(۱). احیای علاقه به هگل به‌عنوان فیلسوف آزادی،(۲) موقعیت جدیدی را برای بازبینی تفکر مارکس در باب این مفهوم مناقشه‌برانگیز در اندیشه‌ی سیاسی جدید ایجاد کرده است. این پس‌زمینه قابل دارای اهمیت است، چرا که نظریه‌ی آزادی مارکس شامل بررسی انتقادی بسیاری از ایده‌های کلیدی هگل است. این بررسی مجدد به بارزترین شکل، در نقدهای اولیه مارکس به نظریه‌ی دولت هگل، خود را نشان می‌دهد.(٣) اما این نقد در تمامی آثار او، به‌ویژه در نقد او بر اقتصاد سیاسی در مرکز توجه او بود. در حالی که نقد هگل و تحلیل مسئله‌ی آزادی در جامعه مدرن، به صورت گاه‌گاهی در سراسر او آشکار او بود، من امیدوارم که با استفاده از تحلیل موضوعی که تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفته است – « بی‌کرانگی کاذب» سرمایه – مسیرهایی را بررسی کنم که بی‌کرانگی کاذب سرمایه را در اشکال مهم و تعیین‌کننده‌ای نشان می‌دهند.(۴) ادامه خواندن Continue reading

درباره‌ی گذار از سرمایه‌داری (۱۱): گفت‌وگوی سعید رهنما با آرون اِتزلر

در ادامه‌ی مطالب و نظراتی که درباره‌ی مسئله‌ی گذار از سرمایه‌داری نوشته بودم، با شماری از نظریه‌پردازان سرشناس جهانی گفت‌وگوهایی انجام داده و خواهم داد. ادامه خواندن Continue reading

مارکسیسم و تاریخ خاورمیانه / یرواند آبراهامیان / برگردان: خسرو باقری

مقاله آقای آبراهامیان که به بررسی مارکسیسم در خاورمیانه می پردازد، بویژه ازاین جهت جالب است که مفهوم مارکسیسم آکادمیک را طرح می کند وآن را مورد بررسی قرار می دهد. ادامه خواندن Continue reading