غرفه مشترک سه سازمان چپ ایرانی در جشن اومانیته ۲۰۱۲

هفتاد و هفتمین جشن سالانه اومانیته (روزنامه حزب کمونیست فرانسه)، از روز ۱۴ تا ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۲ با عنوان” جنبش اجتماعی” برگزارشد. این جشن تا کنون همه ساله با حضور فدراسیونهای حزب کمونیست فرانسه و نمایندگان جنبشهای اجتماعی و سندیکائی و احزاب چپ فرانسه و همچنین نمایندگان احزاب و سازمانهای چپ و دموکراتیک کشورهای خارجی برگزار می شود. بنابر آمار موجود تا تنظیم این گزارش بیش از ۶۵۰۰۰۰ تن از مردم در این جشن حضور پیدا نموده اند. ادامه خواندن Continue reading

سرما و باران بلای جان زلزله‌زدگان. درخواست هلال احمر از مردم برای ارسال کانکس به مناطق زلزله‌زده آذربایجان شرقی

چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۱

سرما و باران بلای جان زلزله‌زدگان

درخواست هلال احمر از مردم برای ارسال کانکس به مناطق زلزله‌زده آذربایجان شرقی

چرا بنیاد مسکن وظیفه خود را انجام نمی‌‌دهد؟

رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر با تاکید بر استقرار کانکس در روستاها تصریح کرد: من نمی دانم چرا بنیاد مسکن که وظیفه تامین کانکس را دارد، آن را تامین نمی کند. جهاد کشاورزی هم دغدغه دام ها را ندارد به نحوی که برخی از روستائیان دام های خود را زیر قیمت حراج کرده اند. ادامه خواندن Continue reading

یادمان جان باختگان ۶۷در تهران

مادران پارک لاله:

مراسم با حضور مادران و خانواده های جان باختگان دهه شصت و دوستان و همراهان قدیمی و جدید در منزل خانم بهکیش برگزار شد. ابتدا یکی از مادران از جا برخاست و با صحبت کوتاهی از زهرا، محمود، محمدرضا، محسن، محمدعلی بهکیش، سیامک اسدیان(همسر زهرا) و مهرداد پناهی شبستری(برادر همسر جعفر) و همه جان باختگان دهه شصت و بخصوص کشتارهای گروهی سال ۶۷ یاد کرد و از همه خواست برای گرامی داشت یاد و خاطره آنها بایستند و یک دقیقه سکوت کنند که همه از جا برخاستند و سکوت کردند. مادر بهکیش با اینکه به تنهایی نمی تواند بایستد ولی از جایش بلند شد. پس از آن شعرنازلی خوانده شد و مادری که به گفته خودش از ۴ سالگی گاهی برای پدر، گاهی برای همسر و در آخر برای فرزندش پشت درهای زندان بوده یک قسمت از شعر بلند پیشوایان جنبش را خواند. بعد منصوره از حضور میهمان ها تشکر کرد و گفت این مراسم فقط برای گرامی داشت یاد و خاطره خانواده من نیست، ما می خواهیم یاد همه را گرامی بداریم و در کنار همدیگر آن روزهای تلخ را یادآوری کنیم تا یادمان باشد که اگر با هم نباشیم، باز هم این جنایت ها تکرار خواهد شد و باید تلاش کنیم برای آینده ای روشن و روز دادخواهی هم چنان در کنار هم باشیم، زیرا همه ما یک خانواده هستیم. او از همه همراهان خواست که کمی راجع به چگونگی قطع ملاقات ها و اعدام بچه ها و فعالیت های مادران و حضور دایمی خانواده ها در خاوران حتی از سال های شصت و خاطرات آن روزها بگویند.
خانواده ها یکی یکی لب به سخن گشودند و از خاطرات خود در آن سال ها گفتند. خانواده های قدیمی تر که عزیزان شان را در سال ۶۰ کشته و به خاوران برده بودند و از سال ۶۱ به خاوران می رفتند و اینکه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی از همان موقع از حضور خانواده ها وحشت داشتند و خانواده ها را مورد اذیت و آزار قرار می دادند. در مورد اینکه اوایل خانواده ها هر جمعه به خاوران می رفتند و همیشه هم مورد هجوم پلیس و نیروهای امنیتی بودند و بارها خانواده ها را گرفتند و بردند ولی باز هم خانواده ها حاضر نبودند از حضور در خاوران دست بردارند.
پس از اعدام های گروهی در سال ۶۷، چند تن از مادرها و خانواده ها را تهدید کردند و انتظار داشتند که انعکاس آن تهدیدها باعث شود که کسی بر سر مزار آنان نرود، ولی جمعیت هر روز و هر سال بیشتر و بیشتر می شد و این تهدیدها اثری نداشت. یک بار پس از بازگشت چند نفر از آنان را گرفتند و بعضی را تا یک ماه نگاه داشتند، فقط به جرم اینکه می خواستند بر سر مزار عزیزان شان بروند. این بگیر و ببندها در طی این سال ها همواره بوده است و هم چنان ادامه دارد ولی خانواده ها حاضر نیستند خاوران را به آنها واگذار کنند.
همگی از تهدید ها و از فشارهای وارده در طی این سال های سیاه بر خانواده ها می گفتند. چگونه مانع رفتن خانواده ها بر سر گورهای بی نام و نشان شان شدند و در کمین آنان می نشستند تا آنان را تهدید کنند، ولی این تهدیدها اثری نداشت تا اینکه درب خاوران را بستند و بالا رفتن سن مادران و ترس از فشارهای دایمی بر خانواده ها و بخصوص جوان ترها، باعث شد که رفت و آمدها کمتر و کمتر شود. امروز حتی از حضور چند نفر هم جلوگیری می کنند و هر بار که خانواده ها می روند، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، گویی مویشان را آتش می زنند، و بالافاصله حاضر می شوند.
ولی با تمام این فشارهای دایمی بر خانواده ها و پیر و ناتوان شدن مادران و پدران و یا فوت برخی از آنها، باز هم خانواده ها خاوران را تنها نمی گذارند، حتی شده وسط هفته به خاوران می روند و نیروهای امنیتی هم از همین پیگیری خانواده ها و حتی از گل های در دست آنان نیز وحشت دارند و می دانند که بالاخره روزی باید پاسخ گوی آنها باشند که چه بر سر عزیزان شان آورده اند. یکی از حاضرین شعری از شاملو و ابتهاج به یاد جان باختگان خواند.
یکی از همسران گفت آن زمان از زندان خبر رسید که وضعیت حمام و بهداشت آنان بسیار بد است، خانواده ها تصمیم گرفتند پیش منتظری بروند ولی متاسفانه با آنکه آن زمان منتظری در قدرت بود این اجازه به آنان داده نشد. یکی دیگر از قطع ملاقات ها و نگرانی های شان گفت و از اینکه به چه صورت آنان را بازی می دادند و سر می دواندند. حتی همسری می گفت یکی از کارهای مزورانه آنان این بود که با اینکه آنان را اعدام کرده بودند برای رد گم کردن از ما پول می گرفتند و رسید می دادند. خانواده ها شک کرده بودند و از کربلایی پرسیدند این ها را به آنان می دهید و او با وقاحت تمام می گفت بلی، در صورتی که بعد مشخص شد آن زمان آنان را اعدام کرده بودند و برای اینکه ما خانواده ها با هم متحد نشویم و اعتراض نکنیم این کار را می کردند.
همسری دیگر گفت از ۴ مرداد(روز عید قربان) ملاقات ها قطع شد و ۱۱ مهر هم برای ملاقات رفتیم و باز هم قطع بود. ۱۵ آبان به انجمن ملاقات از زندانیان رفتیم و گفتند پرونده همسرت مختومه شده است وقتی معنی آنرا پرسیدم لیستی حدود ۱۰۰ نفر را به من نشان دادند و گفت یعنی آزادند. اسم او را در میان لیست دیدم و باورم نمی شد و خوشحال بودم که بالاخره خبری از او بدست آوردم . فردا با شادی زیاد به لونا پارک رفتم ولی باز هم جوابی ندادند و بعد از یک هفته رفت و بازگشت بی نتیجه، گفتند ما از این موضوع خبر نداریم.
خبر اعدام های دسته جمعی از ۲۷ آبان شروع شد و تمامی خانواده ها با نگرانی منتظر خبر بودند. از سوم و چهارم آذر زنگ ها به صدا در آمد و به خانواده ها خبر دادند که به کمیته های مختلف شهر تهران بروند و ساک عزیزان شان را تحویل بگیرند.
مادری از اینکه در آن زمان برای بهتر شدن وضع زندگی زندانی ها سه بار پیش منتظری رفته بودند،گفت. در این هنگام یکی از مادران آواز زیبایی خواند و مادر بهکیش با یادآوری زمان قطع ملاقات ها و بی خبری های آن روزها و تحویل گرفتن ساک فرزندان اش بسیار متاثر شد و نمی توانست جلوی گریه خود را بگیرد. همسری در مورد زهرا بهکیش و شخصیت بسیار مقاوم او گفت که از سال ۵٨ او را می شناخته و تا لحظه ی آخر به دژخیمان می گفت با اینکه می دانم ولی نمی گویم. مادری برای اینکه جو عوض شود شعر امیدوار کننده ی را خواند.
منصوره با بغضی در گلو گفت ما در آن روزها خیلی تنها بودیم و هیچ یار و پشتیبانی نداشتیم، حتی فامیل از ما دوری می کردند و در مقایسه با این زمان که هر اتفاقی بلافاصله افشا می شود و همه در مقابل آن واکنش انجام می دهند، آن زمان ما خانواده ها خیلی بی کس و تنها بودیم و صدای مان به جایی نمی رسید. صحبت از کشتارهای دهه شصت و به ویژه کشتار سال ۶۷ خط قرمزی بود که هیچ کسی از آن حرفی نمی زد و سکوتی وحشتناک بر جامعه بین الملل حاکم بود. مادر بهکیش در این هنگام یک جمله معترضه می گوید” کدام جامعه بین الملل؟! ” و همه حاضرین برای این حرف زیبا و به موقع مادر شروع به کف زدن می کنند. منصوره ادامه داد ارتباط ها بسیار ضعیف بود و حتی خانواده ها نمی توانستند بلایی که سرشان آمده بود را به زبان بیاورند ولی حالا همه دنیا فهمیده اند که در آن سال ها، چه اتفاق های هولناکی در زندان ها افتاده است و ما باید با تمام توان برای گرفتن حق از دست رفته مان تلاش کنیم و باید بدانیم که آنها را چرا کشتند؟ چگونه کشتند؟ چرا ما را بی خبر گذاشتند و جنازه ها را تحویل ندادند و هزاران چرای دیگر که بالاخره باید روزی پاسخ گوی خانواده ها باشند. هنوز هم پس از این همه سال راحت نمی توانیم به خاوران برویم. وقتی جمعه سوم شهریور به خاوران رفتم، درب خاوران را قفل زده بودند که ما هم از بیرون نرده ها گل ها را به درون پرتاب کردیم. جمعه دهم شهریور که به خاوران رفتیم، از جاده لپه زنک راه را بسته بودند، البته نیروی زیادی آنجا نبود. دو ماشین یکی از نیروهای امنیتی و دیگری از نیروهای اطلاعاتی، آنان به محضی که وارد خیابان شدیم جلوی ما را گرفتند و گفتند کجا می رویم ، من گفتم به خاوران، ما را برگرداندند و هر چه اصرار کردم، ما فقط می خواهیم برویم و چند شاخه گل بگذاریم ولی نگذاشتند. خیلی از خانواده ها هم آمده بودند که مانع شدند و آنها بازگشتند.
مساله ای که بسیار به چشم می خورد این بود که گذشت زمان غم نبود فرزند، همسر ، خواهر، برادر و . . . را به هیچ وجه کم نکرده است، بغض فرو خورده این سال ها هنوز در قلب این خانواده ها سنگینی می کند و به امید روزی هستند که تمامی آمران و عاملان در دادگاه هایی عادلانه محاکمه و مجازات شوند. منصوره بهکیش یادی از مادر نورالدین ریاحی کرد که به تازگی فوت کرده بود. مادری که تلاش کرد صد سال روی پای خود بایستد و دوام بیاورد تا روز دادخواهی را شاهد باشد. او رفت ولی بقیه خانواده هم چنان برای این روز، زنده و پیگیر خواهند ماند و بالاخره این تلاش های نهان و آشکار روزی به بار خواهد نشست. برای گرامی داشت یاد او مرغ سحر را خواند و همه با او همراهی کردند.
بعد از پذیرایی و صرف شام در محیطی دوستانه و صمیمی، همگی به احترام جان باختگان ایستادند و سرود سراومد زمستان را به اتفاق خواندند.
یاد و خاطره تمامی جان باختگان راه عدالت، برابری و آزادی گرامی باد!

هفت روز پس از زلزله،بنویسید ما نیازمندیم،واقعا نیازمند کمکیم

فاطمه جمالپور – ایسنا: در گوشه گوشه خرابه‌ها و خانه‌هایی که دیگر نیست، مردان سیه‌پوش چمباتمه زده و زانوی غم بغل کرده‌‌اند. زندگی شان آوار شده و به هستی که دیگر نیست خیره مانده‌اند. کمتر کسی است اینجا که داغ‌دار عزیزی نباشد. برخی از این مردها جز خانه‌، در یک بعدازظهر منحوس همسر، مادر، فرزند و عزیزانشان را از دست داده‌اند. اینجا همه مشکی‌پوشند و غم وجودشان با خاکی که از سر تا پای لباس‌هاشان نشسته بیشتر دیده می‌شود؛ اینجا روستای “باجه باج” است روستایی در نزدیکی ورزقان که با ٣۹ کشته و زخمی، بالاترین آمار تلفات زلزله‌ در منطقه را دارد. در مسیر جاده از تبریز به سمت ورزقان می‌رویم. صف‌ چادرهای سفید که پدیدار می‌شوند حکایت از آغاز فاجعه خانه خرابی و خانه به دوشی دارد. ٣۵ کیلومتری ورزقان آغاز بحران است و آبادی به آبادی به تعداد چادرهای سفید اضافه می‌شود. ترافیک جاده با گذشت چند روز از زلزله همچنان سنگین است، در این میان خودروهای شخصی غالب‌ترند و مردمی که به هر وسیله ممکن در حال کمک‌رسانی هستند. ادامه خواندن Continue reading

هشدار در مورد بروز فاجعه انسانی در آذربایجان. زلزله زدگان به چادر و غذا نیاز دارند/ کشته ها بیش از هزار نفرند

هشدار در مورد بروز فاجعه انسانی در آذربایجان. زلزله زدگان به چادر و غذا نیاز دارند/ کشته ها بیش از هزار نفرند

 هشدار در مورد بروز فاجعه انسانی در آذربایجان
۱۳۹۱/۵/۲۳
تعداد کشته شدگان تنها در چند ده در یک بخش ۳۰۰ نفر بوده است/ در مجموع بیش از ۵۰۰ روستا بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد تخریب شده‌اند/ مشاهدات خبرنگار ایلنا از نبود غذا و داروی کافی درمناطق زلزله زده حکایت دارد.
ایلنا: در حالی که آخرین آمار کشته شدگان در زلزله استان آذربایجان شرقی ۳۰۶ مورد اعلام شده است اما پیگیری‌های خبرنگار ایلنا حکایت ازنادرست بودن این آماردارد. ادامه خواندن Continue reading

گزارش مراسم بزرگداشت دکتر عبدالرحمن قاسملو در پاریس

به دعوت حزب دمکرات کردستان، برای بزرگداشت یاد دکتر عبدالرحمن قاسملو، دکتر فاضل رسول و عبدالله قادری آذر که ۲۳ سال پیش به دست ماموران جمهوری اسلامی در وین ترور شدند، تعدادی از آزادیخواهان ساکن پاریس روز یکشنبه ۱۸ تیرماه ۱۳۹۱ در گورستان پرلاشز گرد آمدند.

در این مراسم نماینده دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان، نماینده شاخه فرانسه حزب دموکرات کردستان، نماینده حکومت اقلیم کوردستان در فرانسه، آقای عزیز ماملی سخنگوی هیئت نمایندگی خلق کرد در ۱۳۵۸ سخن گفتند و آقای مظفر ادب پیام کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی را خواند. ادامه خواندن Continue reading

گزارش تحلیلی از رویداد های کارگری فروردین ماه ۱۳۹۱

گزارش تحلیلی از رویداد های کارگری فروردین ماه ۱۳۹۱

کمیسیون کارگری سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

گزارش تحلیلی از رویداد های کارگری فروردین ماه ۱۳۹۱
رویدادهای کارگری،سیاست های ضد کارگری جمهوری اسلامی،مبارزات کارگران ادامه خواندن Continue reading

چهارشنبه سوری ۲۰۱۲ در قلب شهر استکهلم سوئد. جشنی تمام ایرانی که تمامی مردم سوئد را صرف نظر از ملیت، مذهب، رنگ ونژاد در برگرفت

Video abspielen

چهارشنبه سوری ۲۰۱۲ در قلب شهر استکهلم سوئد. جشنی تمام ایرانی که تمامی مردم سوئد را صرف نظر از ملیت، مذهب، رنگ ونژاد در برگرفت. Eldfesten 2012 en Iransk tradition som välkomnar alla oavsett etnisk …

۰۰:۱۰:۰۰

Hinzugefügt am 21.03.2012

33’831 Zugriffe

—–Gesendet: 16:32 Samstag, 24.März 2012
Betreff: FW: چهارشنبه سوری ۲۰۱۲ در قلب شهر استکهلم سوئد

چهارشنبه سوری ۲۰۱۲ در قلب شهر استکهلم سوئد. جشنی تمام ایرانی که تمامی مردم سوئد را صرف نظر از ملیت، مذهب، رنگ ونژاد در برگرفت

Eldfesten /chaharshanbehsori 2012 Stockholm-kungsträdgården

گزارشی از همایش «وال‌استریت؛ دریچه‌ای رو به جهانی نو»

 

پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ – ۰۸ مارس ۲۰۱۲

Tabriz-Azad-Uni.jpg
گزارش دریافتی: همایشِ «وال‌استریت؛ دریچه‌ای رو به جهانی نو» روز دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۰ در سالن آمفی‌تئاتر شهریارِ دانشگاه آزاد تبریز و به میزبانیِ کانون وحدت دانشجویان دانشگاه‌ آزاد تبریز و با حضور دکتر فریبرز رئیس دانا، دکتر محمد مالجو و پرویز صداقت برگزار شد. سخنرانِ آغازین این همایش دکتر محمد مالجو بود که به بررسی چرایی ظهور بحران اقتصادِ جهانی از سال ۲۰۰۸ به این سو پرداخت. وی با بررسی تحولات اقتصادیِ سرمایه‌داری جهانی از رکود ساختاری دهه‌ی ۱۹۷۰ به این سو، به چگونگی سیطره یافتن آنچه که امروزه نئولیبرالیسم خوانده می‌شود پرداخت و ریشه‌ی بحران سال ۲۰۰۸ به این سو را در شکست سیاست‌های نئولیبرالی ردیابی کرد. به نظر وی شکل‌گیریِ جنبش اشغال وال‌استریت واکنشی است به بحرانی که سلطه‌ی سیاست‌های نئولیبرالیستی بر اقتصاد‌ِ جهانی و بالاخص اقتصاد آمریکا پدید آورده است. سخنرانِ بعدی پرویز صداقت بود که بحث خود را بر لحظه‌ی وقوع بحران و پیامد‌های اجتماعی و سیاسی آن متمرکز کرد. وی با وام‌گیری از آرا چارلز کیندلبرگر به بحث فروپاشی بازار‌های مالی و ترکیدنِ حباب‌های مالی پرداخت و با بررسیِ واکنش مردم به این بحران به بررسی موقعیت اجتماعی جنبش اشغال‌ِ وال‌استریت و ترکیب مردم‌ حاضر در این اعتراضات اشاره کرد. سخنران سوم این همایش دکتر فریبرز رئیس‌دانا بود که بحث خود را بر محور بحران اقتصادِ جهانی و جنگ قرار داد. وی در این مورد به بحث پرداخت که چگونه یکی از مهمترین واکنش‌ها به بحران در نظام سرمایه‌داری، خود را قالب میل به جنگ افروزی توسط کشورهای امپریالیستی نشان می‌دهد. او ضمن ارائه‌ی مباحثی تاریخی، وضعیت کنونی مناسبات بین‌المللی و ظهور جنگ‌هایی که دول امپریالیستی از آن منتفع می‌شوند را به بحث گذاشت.