پل‌های «مرگ» گزارش تحلیلی – میدانی «شهروند» از خودکشی‌های اخیر پایتخت

گزارش از خودکشی‌های اخیر در تهران
پل‌های «مرگ»
شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱٣۹۵ – ۱۴ می ۲۰۱۶
شهروند- همه چیز سرجایش بود، اتوبوس‌ها، تاکسی‌های زرد و سبز، راننده‌های نشسته روی جدول و منتظر مسافر، پسرک گوجه‌سبزفروش گوشه میدان و پیرمرد گل‌فروشی که چند سطل گل زنبق و رُز را جابه‌جا و ریشه‌هایشان را قیچی می‌کرد. بعدازظهر پنجشنبه همه در میدان رسالت سرجایشان بودند، جز آن جوان ٢٨ساله. همان که تا قبل از ظهر آن روز، هیچ‌کس او را ندید، قصه‌اش را نشنید و نشناخت. هیچ‌کس صدای پایش را نشنید که از پله‌های دودی رنگ پل عابر پیاده بالا می‌رفت اما وقتی ایستاد، یک پایش را به سمت نرده فلزی بالا برد و دیگری را دنبالش کشید، همه او را دیدند، راننده تاکسی‌های ضلع غربی میدان که با خودروهای پُرمسافر درحال آزاد کردن ترمز دستی بودند، مسافران همان تاکسی‌ها، عابرانی که روی پل هوایی بودند، خودرو‌هایی که از روبه‌رو می‌آمدند، در آن ساعت شلوغ پایان هفته، همه او را دیدند. اما جوان مصمم بود، نگاهش را به پایین دوخته و بدون توجه به خودرو آمبولانس که درست زیر پایش متوقف شده بود، خودش را پرت کرد. او درست روی سقف آمبولانس سقوط کرد، زنده ماند اما به گفته مسئولان اورژانس تهران، چند جایش شکست و به بیمارستان منتقل شد.

خودکشی‌های مکرر روی پل عابر

٢۴ ساعت نگذشت که دوباره میدان رسالت و پل هوایی‌اش و ایستگاه تاکسی‌ها، مثل هر روز دیگر شد. عابران از ارتفاع ١٠ متری پل، به دست‌تکان‌دادن کاغذهای تزیینی نرده‌های پل در نسیم بهاری نگاه می‌کردند. مردم آن بالا، عکس می‌گرفتند و با قدم‌هایشان این‌طرف خیابان را به آن‌طرف می‌دوختند. ماجرای پنجشنبه برای اهالی ضلع غربی میدان رسالت هنوز زنده بود. آنها سقوط جوان را دیده بودند. «علی» یکی از آنهاست. راننده تاکسی زردرنگی که ١٧‌سال است در رسالت رانندگی می‌کند. او حالا در خط رسالت – پاسداران کار می‌کند. چشمان سبزش را ریز می‌کند و با دست چپش آن سمت پل را نشان می‌دهد: «مسافر زده بودم و داشتم دور می‌شدم که دیدم مردی خودش را به پایین پل پرت کرد. شوکه شدم. خودرو را نگه داشتم و دیدم که بنده‌خدا روی آمبولانس افتاده. دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. خیلی شلوغ شده بود و مردم از بالا و پایین پل به ماجرا نگاه می‌کردند.» اکبر، راننده دیگری است که صحنه بعد از سقوط را دیده: «وقتی آن جوان افتاد، ماموران اورژانس او را بلند کردند اما او روی زمین نشست و پاها را در شکمش جمع و دستش را لابه‌لای سرش پنهان کرد. صحنه ناراحت‌کننده‌ای بود.» اکبر و علی، قبلش را ندیده بودند: «ما وقتی متوجه پرت شدن آن جوان شدیم که آمبولانس آمده بود. کل ماجرا خیلی طول نکشید، شاید دو دقیقه.» آنها حرف برای گفتن زیاد داشتند. علی در همه این سال‌هایی که در منطقه کار می‌کند، بیشترین خودکشی‌ها را در همین دو‌سال اخیر دیده، آن هم از روی این پل، پل طولانی عابر پیاده رسالت: «دو سالی می‌شود که این پل را ساخته‌اند. من تا حالا ۴ مورد خودکشی را روی همین پل دیده‌ام. زنی که چندماه پیش خود را از بالای پل پرت کرد و ما فقط چادرش را دیدیم. یک دختر جوان هم بود. همه جز این مورد آخر که می‌گویند زنده است، جان دادند.» ارتفاع پل روی خیابان ١٠ متری می‌شود. از آن بالا، بالای پل عابر پیاده، صحنه ترسناک است. خودرو‌ها با سرعتی که کمتر از ٨٠ کیلومتر در ساعت نیست، می‌تازند. یک لحظه امان نمی‌دهند. اگر فرد به‌خاطر سقوط جان ندهد، قطعا زیر لاستیک‌های بی‌رحم خودرو‌ها خرد می‌شود.

پلی بدون حفاظ

«فرهاد» هشت‌سال است که در ضلع غربی میدان رسالت، رانندگی می‌کند. او می‌گوید: «این پل حفاظ ندارد. بارها به شهرداری گفته‌ایم که این پل خطرناک است، حالا نه فقط برای اقدام به خودکشی، حتی برای کسانی که ممکن است آن بالا، مشکلی برایشان پیش آید، متاسفانه توجهی نمی‌کنند.» فرهاد هم قبلا شاهد خودکشی‌هایی روی این پل بوده، معروف‌ترینش هم زنی بود که چندماه پیش خودکشی کرد و مدت‌ها درباره‌اش حرف می‌زدند: «همین چندوقت پیش زنی را دیدم که آمد داخل ایستگاه تاکسی و خیره به پل عابر نگاه می‌کرد. از او ماجرا را جویا شدم. گفت که می‌خواهد برود آن بالا و خودش را پرت کند. مشکلات خانوادگی داشت. با او صحبت کردم و آن روز منصرف شد. نمی‌دانم شاید یک روز هم برگشت و تصمیمش را عملی کرد.» او حرف‌های دیگری هم می‌زند: «این اتفاقات تاثیر منفی زیادی در جامعه دارد. اینجا قبل از این پل، هیچ چیز نبود، از وقتی پل را ساختند، هر از چند گاهی از این اتفاقات روی آن می‌افتد، انگار یک جایی که معروف به کاری می‌شود، بقیه را برای انجام همان کار در همان محل ترغیب می‌کند. مردم مشکلات زیاد دارند، از همه بیشتر هم فشار مالی است.» «حمید»، شبیه کارتن‌خواب‌هاست. راننده تاکسی نیست، همان اطراف میدان می‌خوابد، زندگی می‌کند. کنار پیاده‌رو خوابیده بود که چندماه پیش زن مشکی‌پوش، درست کنارش سقوط کرد: «از صدای برخورد زن با آسفالت از جا پریدم، نفهمیدم چه اتفاقی افتاده، هر چه با او حرف زدم، دیدم جان داده، خون همه‌جا را گرفته بود. بعد از این اتفاق تا چندماه نتوانستم آنجا بخوابم.» او شاهد صحنه دیگری از خودکشی هم بوده: «یک روز دیدم دختر و پسری پایین پل مشغول جروبحث هستند، تا بالا هم رفتند، آن بالا درگیری‌شان بیشتر شد. دختر پسر را تهدید می‌کرد. ناگهان بالای نرده‌ها رفت و خودش را به پایین پرت کرد. پسر دستش روی چشمانش بود و گریه می‌کرد. این صحنه هم خیلی ناراحت‌کننده بود.» او خاطره دیگری هم دارد: «یک‌بار هم مامور پلیس یک نفر را دنبال می‌کرد. آنها روی پل رفتند و ناگهان همان که درحال فرار بود، خودش را به پایین پرت کرد.» «حمید»، سیگارش را دود می‌کند و می‌رود تا چرت بعدازظهر را بزند. علی و فرهاد هم که منتظر پر شدن تاکسی‌ها بودند، راهشان را می‌گیرند و می‌روند. پل از عابران پیاده خالی نمی‌شود.

پلی که به «مرگ» معروف شد

از میدان رسالت تا میدان میرداماد در یک روز عادی، کمی بیشتر از نیم‌ساعت رانندگی دارد، اما در روز تعطیل، این مسیر به کمتر از ١۵ دقیقه می‌رسد. تا پل عابر پیاده هم راه زیادی نیست؛ همان پلی که از یازدهم اردیبهشت‌ماه، خاطره مرگ مردی را تداعی می‌کند، مرد ۶۵ساله طوسی‌پوش. هیچ‌کس نفهمید آن روز او چگونه خودش را از پله‌های نارنجی‌رنگ پل عابر پیاده بالا برد، طناب را وصل و خودش را حلق‌آویز کرد. پلی که یک سمتش بوستانی با گل‌های قرمز و صورتی است و یک سمتش هم ساختمانی درحال ساخت. حالا هربار راه رفتن روی آن، خاطره تلخی را یادآور می‌شود. «مژده»، مغازه شیرینی‌فروشی دارد، فاصله مغازه تا پل هوایی کمتر از ٢٠ متر است. اما آن روز او هیچ صدایی نشنید: «چقدر عجیب، اصلا خبر ندارم، چطوری این اتفاق افتاد؟» اینها را با تعجب می‌پرسد. کارگر طباخی که چند قدم به این شیرینی‌فروشی آب‌گوشت را در جوی آب خالی می‌کند، اطلاعات بیشتری دارد: «من پشت میز کار بودم که متوجه شلوغی جمعیت شدم. وقتی خوب نگاه کردم، دیدم مردی خودش را از بالای پل آویزان کرده. خیلی صحنه دلخراشی بود.» نیازی نبود «محمود»، آن روز حتی از مغازه خارج شود. از همان پشت میزش هم می‌توانست صحنه را ببیند: «ساعت حدود پنج بعدازظهر شنبه بود. همه به سمت پل می‌دویدند. خیابان به‌سرعت بسته و آنقدر شلوغ شد که دیگر هیچ‌کس نمی‌توانست تردد کند. ترافیک تا میدان محسنی سنگین بود.» «محمود» با چشم به شاگرد طباخی علامت می‌دهد که برای مشتری بشقاب ببرد. او حرف‌های دیگری می‌زند: «همه داشتند از این اتفاق فیلم می‌گرفتند. هیچ‌کس جلو نمی‌رفت.» خودش هم فیلم گرفته بود: «جسد نیم‌ساعت آن بالا آویزان بود تا آتش‌نشانی آمد و او را جابه‌جا کرد.» اینها را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «به این پل می‌گویند پل مرگ.» می‌پرسم: «بعد از خودکشی این مرد؟» این‌بار «سجاد»، کارگر دیگر، جواب می‌دهد: «دو روز بعد از این ماجرا، حدود ساعت ۴:٣٠ صبح، یک دختر حدودا ٢٠ساله رفت بالای پل و می‌خواست خودش را پرت کند. کارگر شهرداری مشغول جارو زدن بود که متوجه او شد و پلیس را خبر کرد. آتش‌نشانی و پلیس هم آمدند و جلویش را گرفتند.» کارگر دیگری ادامه می‌دهد: «دختر می‌خواست فرار کند، اما ماموران او را گرفتند و بردند.» از آن روز به بعد، پل میرداماد برای اهالی محل و کسبه «پل مرگ» است.«سجاد» و همکارانش، یک ماهی می‌شود در این طباخی مشغول به کار هستند، اما در همین مدت کوتاه شاهد دو حادثه تلخ بودند؛ حادثه‌هایی که با شایعاتی همراه بود: «ما شنیدیم که این مرد، در نامه‌ای که از خودش به‌جا گذاشته بود، پیامی برای مسئولان نظام داشته و از فقر و این مسائل صحبت کرده.» حالا درست پس از آن اتفاق تلخ، روی همین پلی که برای اهالی آن محل یادآور مرگ است، پیام امید نوشته شده: «هر صبح که بیدار می‌شویم به یاد بیاوریم چقدر ارزشمند است که می‌توانیم نفس بکشیم، فکر کنیم، لذت ببریم و عشق بورزیم.»

۴٠٢٠ نفر‌ سال گذشته خودکشی کردند

پایتخت در یک ماهی که گذشت تنها شاهد این سه خودکشی‌ موفق و ناموفق نبود. دهم اردیبهشت‌ماه، یک روز قبل از ماجرای میرداماد بیمار ۵٠ساله‌ای در بیمارستان میلاد خودش را از بالای اورژانس این بیمارستان به پایین پرت کرد. او زنده ماند اما علت اقدام به خودکشی‌اش همچنان مبهم است. قبل از آن هم در ششم اردیبهشت‌ماه، دختر ١٨ساله‌ای خودش را از روی پل ولایت اتوبان نیایش پرت کرد. ماجرای خودکشی‌های دنباله‌دار در تهران حالا، خیلی‌ها را نگران کرده است. براساس آخرین آماری که سازمان جهانی بهداشت منتشر کرده هر ۴٠ثانیه یک نفر به علت خودکشی کشته می‌شود، این یعنی سالی حدود ٨٠٠‌هزار نفر. از این آمار ۴٠۶٩ نفر را ایرانی‌ها تشکیل می‌دهند. طبق این آمار که ایران را در رتبه بیستم از میان صد کشور جهان قرار می‌دهد، روزانه حدود ١١ نفر در ایران خودکشی می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد، هر هفته ٧٧ مورد خودکشی در ایران رخ می‌دهد. سازمان پزشکی قانونی اخیرا از کاهش ١,٨‌درصدی میزان خودکشی در ایران خبر داده، خبری که تاکید می‌کند در‌ سال ٩۴، ۴٠٢٠ نفر در پی خودکشی جانشان را از دست داده‌اند.

خودکشی‌های خیابانی تهران و یک پیام قهرآمیز

رابعه موحد، روانشناس | برای بررسی خودکشی‌های اخیر در خیابان‌های تهران و این‌که آیا آنها تقلیدی بوده‌اند یا نه، باید اول از همه در ملاء‌عام بودن آنها را بررسی کرد. باید دید این روش خودکشی چه داشته که به مذاق تعدادی از افراد خوش آمده است. من معتقدم این روش خودکشی در روزهای گذشته یک اعتراض برای این‌که افراد بگویند این مسأله، مسأله خصوصی من نیست؛ در روانشناسی ما دو نوع خودکشی را بررسی می‌کنیم؛ یکی خودکشی‌هایی است که می‌خواهند نجات پیدا کنند؛ مثلا کسی که می‌خواهد خودکشی کند، قبل از آن به نزدیکانش اطلاع می‌دهد. این نوع خودکشی صدای زندگی است؛ نه ناامیدی. اما در نوع دیگر خودکشی فرد خودکشی می‌کند چون دیگر نمی‌خواهد زندگی کند برای همین به کسی اطلاع نمی‌دهد و آماده مرگ است. خودکشی‌های اخیر جزو دسته دوم است. موضوع این خودکشی‌ها عموما اختلافات خانوادگی نیست؛ بلکه اجتماعی است؛ موضوع آن بیکاری و قرض و فقر است، شرایطی است که امیدی به آن نیست و کسی هم شنونده آن نیست. افراد برای اعتراض‌های اجتماعی نامه نمی‌نویسند؛ چون کسی آنها را نمی‌شنود و فرد با مرگش پیام را می‌رساند. مثلا کسی خودش را نمی‌کشد که نجاتش بدهند و او را به بیمارستان ببرند و از او دلیل خودکشی‌اش را بپرسند. شیوه خودکشی‌های اخیر تقلیدی است. موضوع دیگر نحوه اطلاع‌رسانی در این‌باره است. ما همیشه می‌خواهیم بگوییم صدایش را درنیاور؛ من با این مخالفم. اتفاقا باید درباره این خودکشی‌ها اطلاع‌رسانی شود و تا باعث خودکشی نمی‌شود؛ هرچند ممکن است باعث تبلیغ فرم آن شود.

ایمن‌سازی پل‌ها، راهی برای مقابله با خودکشی

داوود براتی، معاون پیشین پیشگیری آتش‌نشانی تهران | کسی که در شرایط روحی بد و مستعد خودکشی است، می‌تواند در محیط‌های مختلف مانند محل کارش، منزل و جاهای مختلف این کار را انجام دهد. نکته‌ای که درباره خودکشی‌های خیابانی مهم است این است که با نگاهی به کدها و مولفه‌های شهری، باید پل‌ها، اماکن عمومی و تاسیسات عمومی شهر را تا جایی که می‌توانیم امن کنیم تا جلوی این خودکشی‌ها گرفته شود. این کار را می‌شود با تکمیل حفاظ‌ها و با استفاده از یک‌سری موانع به‌راحتی انجام داد. این چیزی است که مستلزم صرف هزینه، طراحی و اجرای صحیح است. به‌هرحال ما می‌خواهیم سیمای شهری‌مان هم زیبا باشد و حفاظ‌ها را باید براساس فاصله میانی شبکه حفاظ و حفره‌ها طراحی کرد؛ مثلا شهرداری و مهندس طراح و… می‌توانند این کدها را طوری طراحی کنند که امکان سقوط نباشد یا خیلی کم باشد. درحال حاضر، ارتفاع حفاظ پل‌ها ١٢٠ سانتیمتر است و برای جلوگیری از پرتاب شدن کودکان و نوجوانان مناسب است ولی برای بزرگسالان مناسب نیست و می‌تواند بلندتر شود. همه اینها برای جلوگیری از آسیب‌هایی است که خودکشی یک نفر علاوه بر خودش به بقیه می‌زند؛ مثلا کسی که دارد خودش را پرت می‌کند می‌تواند بیفتد روی خودرو و ابعاد حادثه بیشتر می‌شود و به جای یک نفر چند نفر آسیب می‌بینند. یا خودروهای عبوری که درحال رد شدن هستند، صحنه پرتاب شدن را می‌بینند و حواسشان پرت می‌شود و تصادف می‌کنند. در اماکن شهری رویکرد باید این باشد که ایمن‌سازی کامل اتفاق بیفتد و جلوی سقوط افراد بزرگسال هم گرفته شود. این اقدام نیاز به این دارد که کمیته‌ای از افراد متخصص از جنبه‌های مختلف مسأله را بررسی کنند، چون مولفه‌هایی که در این قضیه تاثیر دارند یکی، دو تا نیستند. شاید به هرحال این اقدامات، تعداد آنهایی را که خودکشی می‌کنند پایین نیاورد ولی به هرحال محیط شهری را می‌توان از این استرس و بدآموزی خالی کرد تا بقیه نبینند.

خودکشی‌های اخیر تهران اتفاقی است یا تقلیدی؟

سامان توکلی – روان‌پزشک، دبیر انجمن روانپزشکان ایران| خودکشی پدیده‌
روانی‌ـ اجتماعی پیچیده‌ای است که تحت تأثیر عوامل مختلفی، از عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی تا عوامل خردتر خانوادگی و بین‌فردی تا عوامل فردی و شخصیتی و اختلالات روان‌پزشکی قرار دارد. انعکاس چند مورد خودکشی اخیر در تهران، در رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌ها و شبکه‌های اطلاع‌رسانی مجازی، نگرانی‌هایی را درباره‌ احتمال وقوع پدیده خودکشی تقلیدی ایجاد کرده است. در همین زمینه توجه به جایگاه و نقش رسانه جلب شده است که یک سو می‌تواند در ایجاد و تشدید چنین پدیده‌ای نقش داشته باشد و از سوی دیگر می‌تواند موجب توجه جامعه و مسئولان و مردم به پدیده خودکشی، و آگاهی‌بخشی به آنان در این زمینه و در نهایت به پیشگیری یا کاهش موارد خودکشی کمک کند.
در این میان موضوع خودکشی تقلیدی و نقشی که انعکاس اخبار خودکشی‌ها می‌تواند در این پدیده داشته باشد موجب شده توصیه شود که در انعکاس اخبار خودکشی در رسانه‌ها حساسیت‌ها و دقت‌هایی لحاظ شود. باید توجه داشت که از این توصیه برداشت‌هایی نادرست نشود. نکته‌ اول این که وقتی از نقش رسانه در وقوع پدیده‌ خودکشی تقلیدی صحبت می‌کنیم، منظور آن نیست که دلیل اول و آخر افرادی که ممکن است در آن زمینه دست به خودکشی بزنند این است که رسانه‌ها به آن پرداخته‌اند. موضوع این است که افرادی که به دلایل دیگر، از قبیل وجود اختلال روان‌پزشکی مانند افسردگی، یا مسایل بین‌فردی و خانوادگی، یا عواملی مانند بی‌کاری و شکاف طبقاتی و مانند آن، مستعد اقدام به خودکشی هستند، ممکن است تحت تأثیر انعکاس خبر خودکشی که بدون رعایت حساسیت‌های لازم انجام شده‌اند، قرار بگیرند و اقدام به خودکشی کنند. اما آیا خودکشی‌های اخیر در تهران را باید خودکشی تقلیدی تلقی کرد؟ به هر حال، انعکاس تعدادی از موارد خودکشی که در سطح شهر تهران و در ملاء عام انجام شده بودند باعث می‌شود این فرضیه در ذهن شکل بگیرد که نکند با انعکاس بدون حساسیت اخبار آن، پدیده‌خودکشی تقلیدی شکل بگیرد یا تشدید شود و طبیعتا توجه داشتن به آن و توجه دادن مردم و مسئولان و رسانه‌ها از احتمال وقوع این پدیده لازم و مفید است. به ویژه شباهت‌هایی نسبی که در شکل خودکشی و نیز موقعیت جغرافیایی (شهر تهران) وجود دارد، این فرضیه را مطرح می‌کند. اما برای این که بتوانیم بگوییم این خودکشی‌ها تقلیدی بوده‌اند، نیاز به اطلاعات بیش‌تر وجود دارد. مثلا هنوز نمی‌دانیم که آیا در این روزها تعداد موارد خودکشی یا خودکشی در ملاء عام بیش‌تر از دوره‌های زمانی مشابه در گذشته بوده است یا صرفا انعکاس رسانه‌ای بیش‌تری داشته است. پاسخ به این سوال را نهادها و سازمان‌هایی، مانند سازمان پزشکی قانونی، اورژانس تهران و وزارت بهداشت، می‌توانند بدهند. بر اساس آمارهایی که ایران به سازمان بهداشت جهانی ارایه کرده است و در مستندات سازمان بهداشت جهانی اعلام شده است، نرخ خودکشی در سال ٢٠٠٢ در ایران ٢/٧ و در سال ٢٠١٢ برابر با ٢/۵ در صدهزار نفر بوده است که کم‌تر از میانگین جهانی است. اخیرا هم یکی از مسئولان وزارت بهداشت در رسانه‌ها اعلام کرد. که آخرین نرخ برآوردشده حدود ٣ در صدهزار است. البته آمار سازمان پزشکی قانونی از مرگ ناشی از خودکشی رقم بالاتری است. به هر حال، با توجه به آمارهای موجود، و به فرض دقیق بودن آن‌ها، به طور کلی وضعیت ایران از نظر خودکشی وضعیتی بحرانی نیست اما توجه دادن به این است که حتی جلوی یک مورد مرگ ناشی از خودکشی را هم اگر می‌توان باید گرفت.

نگرانی از رشد «خودکشی» و سکوت مسئولان

ایسنا- مردی خود را از پل عابر پیاده در خیابانی در تهران حلق‌آویز کرد. مردی ‌که از درد به‌ خود می‌پیچید، راهی بیمارستان شد و وقتی فهمید که تا پول ندهد، بستری نخواهد شد، خود را از چند طبقه به پایین پرت کرد. نوجوانی این کار را در یکی از پل‌های پایتخت انجام داد و جوانی در یک پاساژ خود را به پایین پرت کرد.

مردی دیگری همسر سابقش را در پارکینگ بیمارستان کشت و بعد به سر خود شلیک کرد. چند خواهر مجرد که سنشان بالا رفته بود، از اتاق خانه برای خود اتاق گاز ساختند و به این روش به زندگی خود خاتمه دادند. دانش‌آموزی از تاب نیاوردن مشکلات، کارگری از نچرخیدن چرخ زندگی، شهروندی از بیکاری و مشکلات همراه با آن و… .

این داستان متاسفانه تمامی ندارد و هر روز می‌توان تکمله‌ای بر آن زد و شرح سوز و گدازش را بیشتر کرد اما بعید است هرگز به جاری شدن اشک مسئولی منجر شده و تغییری را زمینه‌ساز شود. چه زمانی که خودکشی‌کنندگان تحت پوشش نهادهای حمایتی باشند و از آن نهادها توقع برود دراین‌باره پاسخگو باشند، چه زمانی که پای خودکشی‌های دانش‌آموزی و توقع از مسئولان آموزش و پرورش برای توضیح در این خصوص در میان باشد و چه این که خودکشی در نهادی خاص مانند بیمارستان رخ داده باشد.

اصولا خودکشی در کشورمان در یک لحظه رخ می‌دهد و در همان لحظه تمام می‌شود و چیزی از آن برای بحث و بررسی در روزهای بعد باقی نمی‌ماند. شاید به این دلیل که برخی بر این باورند که با مطرح کردن این مسائل، قبحشان می‌شکند و به این دلیل بهتر است که درباره‌شان سکوت شود. تئوری عجیبی که به رغم حضور در عصر انفجار اطلاعات و دسترسی به دنیای مجازی، هنوز برخی بر درستی آن تاکید دارند و مخالف رسانه‌ای شدن اخبار خودکشی‌ها هستند.

این در حالی است که تجویز سکوت برای اخبار خودکشی، یک آفت بزرگ به همراه دارد که چیزی نیست جز نادیده گرفتن درد و به طبع آن، چشم بستن بر علت‌هایی که خودکشی معلول آنهاست. این را مائده ضرابی، روانشناس و مددکار می‌گوید و می‌افزاید: از جمله نتیجه‌های سکوت کردن در قبال حوادثی مانند خودکشی، فراموش شدن بحث‌های کارشناسی و بررسی این موضوعات است که شاهد ابتلای کشورمان به آن هستیم.

او می‌افزاید: یکی دیگر از آفت‌های این نگاه، به ویژه در جوامعی مانند کشورمان، تسری این نگاه به نهادهایی است که در این باره وظیفه دارند. چه آنهایی که باید این اخبار را پیگیری کرده و در قالب آمار و بحث‌های علمی آنها را مورد بررسی قرار دهند و چه نهادهایی که باید در این خصوص پاسخگو باشند، کم‌کاری‌های احتمالی را بپذیرند، از عملکرد خود دفاع و دست آخر ثابت کنند که کارآیی لازم را دارند و صرفا بودجه خور نیستند.

ضرابی در ادامه با فقدان آمار خودکشی در کشورمان اشاره کرده و می‌گوید: نتیجه نگاه مسئولان به خودکشی و نگرانی‌های ایشان از شکسته شدن قبح این مساله موجب شده که سال‌ها شاهد ارائه آمار مربوط به این پدیده در کشورمان نباشیم و تنها منابعمان در این خصوص، برخی آمارهای برآمده از تحقیقات مقطعی و منطقه‌ای باشد و بس. این در حالی است که به یاد می‌آوریم چند سال مسئولان سازمان پزشکی قانونی یک بار تصمیم به انتشار آمار این پدیده گرفتند و آماری که ارائه دادند را نگران کننده خواندند. اتفاقی که دیگر رخ نداد و جا دارد از ایشان بپرسیم آیا دیگر نگران کننده نیست؟

او در پایان می‌گوید: زمانش رسیده که مسئولان به جای ترسیدن از قبح‌شکنی در این خصوص و نگرانی از اخباری که لغت «خودکشی» در آنها آمده، نگرانی‌های جدی‌تری در این خصوص داشته باشند و حتی اگر کاری از دستشان برنمی‌آید، مانع از انتشار آماری که می‌تواند خانواده‌ها و دلسوزان جامعه را هشیار کند، نشوند.»
زهرا جعفرزاده – الناز محمدی

گزارشی از تظاهرات اول ماه مه در پاریس

در راستای اعلام همبستگی با کارگران ایران، برای حمایت از جنبش کارگران و زحمتکشان ایران، برای همبستگی بین المللی کارگران جهان و برای افشای جنایات رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی، به دعوت کمیته ایرانی برگزاری اول ماه مه ۲۰۱۶ در پاریس، با مشارکت بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی که به اصول فوق باور دارند برگزار شد.
در این روز جشن و اعتراض به افشای رژیم بیز پرداخته شد. رادیو ها و تلویزیون های ایرانی و اروپائی با افراد اپوزیسیون گفتگو کردند. برای نشان دادن تجاوزات رژیم جمهوری اسلامی به مردم و به ویژه کارگران ایران تراکت هائی در رابطه با وضعیت کارگران در ایران بدست هزاران راهپیمای اول ماه مه داده شد و همینطور اطلاعات رد و بدل گردید. این اقدام در همان راستای کارزار افشای جنایات ۳۷ ساله جمهوری اسلامی به مناسبت سفر روحانی به پاریس، تدارک دیده شده بود. ادامه خواندن Continue reading

گزارش دومین کنفرانس جهانی زنان در نپال – کاتماندو-سیمین اصفهانی – مهرنوش کیان

دومین کنفرانس جهانی زنان در نپال – کاتماندو
سیمین اصفهانی – مهرنوش کیان

http://conferenciamundialdemujeres.org/

( لطفا برای گزارشات کاملترو اطلاعات بیشتر به سایت بالا مراجعه کنید)

در سال ۲۰۰۸ تعدادی از فعالان بین المللی جنبش زنان به پیشتهاد خانم مونیکا گردنرانگل (آلمان) مصمم به برگزاری کنفرانس بین المللی زنان گردیدند. همه امور برگزاری این کنفرانس، ازجمع آوری کمک های مالی برای برگزاری تا سازمان دهی و اجرای آن ، همگی توسط فعالین بین المللی جنبش زنان انجام می شود. تلاش بر این است که فعالین جنبش زنان هر پنج سال یکبار در یکی از کشورهای محروم جهان گرد هم آیند. اولین کنفرانس در سال ۲۰۱۱ در ونزوئلا برگزار گردید. پس از پنج سال، دومین کنفرانس زنان در نپال و با شعار “زنان بلند ترین قله ها را فتح می کنند” برگزار گردید. این مطلب گزارشی است مختصر از برنامه و چگونگی برگزاری این کنفرانس.
در این کنفرانس حدود ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ زن از ۴۸ کشور مختلف دنیا شرکت کردند. متاسفانه با توجه به اینکه ایران یکی از زن ستیز ترین رژیم ها ی حاکم در جهان را داراست، از این کشور نماینده ای از تشکل های مستقل زنان چه در ایران و چه در خارج از ایران حضور نداشتند. خانم سیمین اصفهانی به طور فردی در کنفرانس حضور یافت. در طی ۶ روز کنفرانس شرکت کنندگان در باره موضوعات مختلف مبارزه برای آزادی زنان، نقش زنان در حرکت های انقلابی، ارتباط حرکت زنان و مبارزه طبقاتی و در باره نقش زنان در حرکت های آلترناتیو مثل حرکت های محیط زیستی و رهائی بخش گفتگو کردند. شعار ” زنان بلند ترین قله ها را فتح می کنند” با آگاهی انتخاب شده بود. این شعار به دلیل برقراری کنفرانس در کاتماندو و رابطه این سرزمین با بلند ترین قله دنیا انتخاب گردید.
کنفرانس زنان کار خود را با تظاهراتی با شرکت بیش از ۲۰۰۰ نفر در کاتماندو آغاز کرد و در همان روز موفق شد موافقت دولت برای اجازه ورود چند زن سوریه آی و زنی افغانی را بگیرد. از ورود این گروه به بهانه ناخوانا بودن پاسپورت ها جلوگیری شده بود. سپس رئیس پارلمان نپال خانم آنساری گارتی ماگار کنفرانس را با سخنانی آغاز کرد. نپال یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. زلزله هولناک سال گذشته مناطق بسیاری را در این کشور تخریب کرده و به مشکلات اقتصادی آن که قبلا هم از بلوکه تجاری هند رنج می برد، افروده است. ۸۰% زنان این کشور هنوز بی سواد هستند. با این حال در چند سال گذشته در مورد مساوات زنان حرکت های مثبت بسیاری انجام داده است. این موضوع را می توان در پشتیبانی و مشارکت زنان درهمه عرصه ها مشاهده کرد.
در روز دوم و سوم کنفرانس شرکت کنندگان در ۱۰ گروه کاری تقسیم شده و در مورد موضوعات مختلف بحث و گفتگو کردند. این گروه ها عبارتند از:
۱٫امپریالیسم، کاپیتالیسم و ستم بر علیه زنان
۲٫حرکت های زنان و فمینیسم (حرکت زنان کرد، کردستان عراق، ترکیه و روژاوا)
۳٫جنگ و نقش زنان در جنبش های آزادی طلبانه و مبارزه برای استقلال
۴٫زنان شاغل، نقش آنان در مبارزه طبقاتی و اتحادیه ها
۵٫زنان جوان، موقعیت آنان و تلاش هایشان در آموزش، کار، ورزش و فعالیت های تفریحی؛ شرکت آنان در حرکت های زنان و سیاست
۶٫زنان برای حفظ کره زمین مبارزه می کنند؛ زنان و حرکت های محیط زیستی
۷٫مبارزه برای آزادی زنان
۸٫شکست سکوت. مبارزه بر علیه خشونت جنسی در زمان جنگ و هنگام فرار از جنگ
۹٫زندگی و مشکلات زنان در مناطق روستایی.
۱۰٫نقش زنان در ارتش های رهایی بخش در تصمیات استراتژیک و سیاسی
در روز چهارم و پنجم همه گروه های کاری گزارش خود را به کنفرانس ارائه کرده و بحث وتبادل نظر ها در سالن عمومی نیز ادامه یافت. حدود ۵۰ قطعنامه تصویب شده نشانگر وسعت طیف شرکت کنندگان است. این قطعنامه ها در طول ۶ روز و در نتیجه ۱۰ گروه کاری تهیه شدند و در طی این مدت هم سخنرانان مختلف موضوعات متفاوتی را مطرح نمودند.علاوه بر بحث های انجام شده در گروه های کاری ، چهار نفر به عنوان نماینده چهار قاره آسیا، اروپا، آمریکا و افریقا از طرف شرکت کنندگان انتخاب شدند. این چهار نقر جداگانه در مورد مسائل زنان در قاره های یاد شده گزارش کاملی را ارائه کردند. علاوه بر این گزارشات جامع به نماینده هر کشور ۵ دقیقه وقت داده شد که در صورت لزوم نکات تکمیلی را به جمع ارائه نمایند. خانم سیمین اصفهانی از این فرصت داده شده برای صحبت در باره قوانین مذهبی زن ستیز در ایران استفاده نمود. این بخش از صحبت در تکمیل وقت اختصاص یافته به نمایندگان زنان کرد از چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه صورت گرفت. این نمایندگان تنها شرکت کنندگانی بودند که به مسائل زنان ایران اشاره نموده و خواهان محکوم کردن رژیم ایران به دلیل قوانین زن ستیزانه و زندانی کردن و اعدام هزاران زن مبارز سیاسی در ایران شدند.. گزارش زنان مصر یاد آور تجربه جنبش زنان ایران بود. نماینده مصر در باره نقش کلیدی زنان در مبارزه با رژیم مبارک صحبت نمود. وی همچنین یاد آور شد که زنان همچنان در دوران کوتاه حکومت اخوان المسلمین و رژیم نظامی مرسی در مبارزه برای حفظ حقوق خود به زندان ها افکنده ، شکنجه شده و به مرگ محکوم می گردند. نظام حاکم بر مصر خواهان حاشیه نشین کردن زنان و تثبیت سلطه مردان بر زندگی آنان است. نمونه چشمگیر دیگری از مبارزات زنان که بسیار بر آن تاکید شد، مبارزه مسلحانه زنان روژوا در کردستان سوریه بود. آنها تاکید داشتند که مسئله زنان مسئله ای جهانی است و با مذهب و یا ناسیونالیسم قابل حل نیست.زنان باید برای بهبود بخشیدن به وضعیت خود در منطقه خاورمیانه در همه عرصه ها حضور داشته باشند. در همین قسمت به ادامه کشتار و تجاوز اسرائیل و مبارزات زنان فلسطین برای احقاق حقوق خود نیز اشاره شد.
در روز ششم انتقادات ، پیشنهادات، جمع بندی و نکات تکمیلی برای تشکیل کنفرانس آینده مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. دراین روز تصمیم گرفته شد که کنفرانس بعدی در سال ۲۰۲۱ در قاره آفریقا تشکیل شود. همچنین در این روز و روز هفتم بحث های مفصلی در باره قطعنامه پایانی کنفرانس انجام گرفت. این قطعنامه ضمیمه این گزارش شده است. در عین حال در روز هفتم برنامه های هنری رقص ، موسیقی و تئاتر با تمرکز بر رنج ها و شادی های زنان ارائه گردید. زبان اصلی کنفرانس انگلیسی بود ولی همه گزارشات همزمان به عربی، آلمانی، نپالی، اسپانیایی و روسی ترجمه می گردید. همچنین در پایان کنفرانس خانم پرزیدنت بیدهایا دوی بانداری تعدادی از شرکت کنندگان در کنفرانس را به حضور پذیرفت. پرزیدنت و رئیس مجلس نپال هر دو چند ماهی بیشتر نیست که در پست های خود مشغول به کار هستند و همچنین این برای اولین بار است که زنان در این پست ها انتخاب می شوند. علیرغم حضور گسترده وسائل ارتباط جمعی و اکثر پخش گزارشات این کنفرانس به صورت زنده در برخی کشورهای آمریکای لاتین و آسیا، این کنفرانس در رسانه های غربی هیچ انعکاسی نداشت.

قطعنامه پایانی کنفرانس بین المللی زنان
زنان بلند ترین قله های دنیا را فتح خواهند کرد!
کاتماندو، ۱۷ مارس ۲۰۱۶
دومین کنفرانس بین المللی زنان در کاتماندو با شعار ” زنان بلند ترین قله ها را در می نوردند” از ۱۳ تا ۱۸ مارس ۲۰۱۶ در نپال برگزار شد. ۲۰۰۰ زن و تعدادی از مردان در راه پیمایی گشایش کنفرانس در ۱۳ مارس شرکت کردند. ۱۳۰۰ نفر از ۴۸ کشور، شامل حدود ۲۰۰ نفر از نپال و داوطلبان بین المللی در این کنفرانس شرکت کردند. زنان از حدود ۶۱ کشور مستقیما در برگزاری کنفرانس شرکت داشتند ولی همه آنها نتوانستند در کنفرانس شرکت کنند. برنامه را خانم آنساری گارتی ماگار سخنگوی پارلمان آغاز کرد. بدنبال آن در ۱۴و ۱۵ مارس گروه های کاری با ۵۶۰ شرکت کننده در مورد ۱۰ مسئله بحث و گفتگو کردند.
در نشست عمومی ۱۶ و ۱۷ مارس ۷۴ نماینده از ۴۰ کشور ، ۱۳ کشور از آفریقا، ۴ کشور از آسیا، ۱۳ کشور از اروپا، ۴ کشور از خاور میانه و ۹ کشور از آمریکای لاتین شرکت کردند.
زنان جوان و تعدادی مرد جوان که داوطلبانه حضور داشتند کارهای روزانه کنفرانس را انجام دادند.
اصول اعتقادی کنفرانس یعنی فراخوان به گروه های مبارز زنان و سازمان های زنان کارگر در همه جهان و کار فراگیرانه بر اساس دموکراسی توانسته تعداد زیادی از زنان را که بر علیه ساختارهای پدر سالارانه و امپریالیسم وبرای رهایی زنان مبارزه می کنند دور هم گرد آورد.
اهمیت این امربا توجه به شدت یافتن بحران های ناشی از امپریالیسم در سراسر دنیا و افزایش فشار زندگی به طبقات زحمتکش بخصوص زنان هر چه بیشتر می شود. در نتیجه این بحران ها ما شاهد تشدید بیکاری و افزایش فقر هستیم. زنان در درجه اول شغل خود را از دست می دهند ویا حقوقشان کمتر می شود. هنوز هم زنان در همه جا کمتر از مردان حقوق می گیرند.
آسیا با گسترش امپریالیسم با بحران شدیدتری مواجه است: بیکاری ، فقر، جابجایی ، و گسترش ستم طبقاتی. دولت های منطقه که توسط طبقات ثروتمند اداره می شوند، منابع طبیعی منطقه را در اختیار سرمایه جهانی قرار داده اند. آنها همچنین کشورهای منطقه را به روی امپریالیسم میلیتاریستی گشوده و در واقع جنگی مجازی بر علیه طبقات زحمتکش و زنان را آغاز کرده اند. همچنین هنجارهای فئودالی حالکم بر اغلب مناطق در آسیا شرایط زندگی زنان را مشکل تر می نماید. زنان از نظر اجتماعی فرودست محسوب می شوند و هزاران سنت دست و پا گیر این محدودیت ها را تشدید می کند. هزاران زن فقیر مجبور به مهاجرت از کشور خود به دیگر مناطق شده اند ، بسیاری کارگر مهاجردر کشورهای منطقه خلیج فارس هستند. اینان از آزار و شکنجه به اضافه رنج دور بودن از خانه و خانواده خود و زیر پا گذاشته شدن حقوق انسانی رنج می برند. کارگران مهاجر مجبورند مانند برده در خانه ها بخصوص در منطقه خلیج فارس کار کنند. صد ها نفر از آنان در این راه جان خود را از دست می دهند.
در خاور میانه امپریالیسم جهانی در حال تغییر جغرافیای منطقه است. بیش از یک قرن است که زنان و مردان این منطقه از جنگ در رنج هستند. اکنون دائش بطور سیستماتیک بر علیه زنان می جنگد. دائش می خواهد هر گونه جنبش زنان را از میان بردارد. آنها نه تنها زنان را از میان بر می دارند بلکه بطور گسترده آنان را به بردگی می کشند. امروزه علاوه بر دائش، اختلافات فرقه ای قبیله ای نیز به این مسائل افزوده است.
آفریقای شمالی که در ۲۰۱۱ آغازگر “بهار عرب” برای برقراری دموکراسی و عدالت اجتماعی و علیه نظام استبدادی حاکم بود، هر چه بیشتر درمعرض چنگ امپریالیسم و جنگ افروزی اصول گرایی قرار می گیرد. در چند سال گذشته آفریقا مرکز تاراج امپریالیستی می باشد. مردم آفریقا که خود را از چنگ کلنیالیسم رهانیده بودند اکنون در دست امپریالیسم قرار گرفته اند.
آمریکای لاتین که بر علیه آمریکا بلند شده و به دنیا نشان داده است که می توان سیستم های دیگری را نیز داشت دو باره شاهد افزایش ارتجاع دست راستی می باشد. نتایج انتخابات در ونزوئلا و برزیل نشانگر این مسئله هستند.
در اروپا پیشرفت های بسیاری در حقوق زنان انجام گرفته است اما ستم مضاعف همچنان برقرار است. زنانی که خود را ارگانیزه کرده و مبارزه می کنند مورد حملات سازمان های ضد کمونیستی هستند. این مبارزات زنان اروپایی را مستحکم تر می کند.
بحران های ناشی از امپریالیسم در آفریقای غربی و آفریقا موج جدیدی از پناهندگان را موجب شده است میلیون ها نفر بی خانمان شده و به سمت اروپا روی آورده اند. اما در اینجا هم آنان را باز می گردانند. آنها با شرایط بسیار سختی به طور کلی و زنان به طور اخص با خشونت مواجهند. هزاران مهاجر در مدیترانه جان خود را از دست داده اند. سیل مهاجران به اروپا را به دلیل مشکلات مختلف در این کشورها مورد ملامت قرار می دهند.
در تمامی دنیا نیروهای فاشیستی و اصول گرا رو به افزایش هستند. در آمریکا، اروپا وآسیا ما شاهد گسترش فاشیزم و اصول گرایی که در درجه اول زنان را مورد ضرب قرار می دهند هستیم. از طرف دیگر زنان بسیاری در مبارزات سیاسی فعال شده و برعلیه ستم جنسی و نژاد پرستی مبارزه می کنند.
در تمامی دنیا آزادی زنان همچنان چالش انگیز است. ساختارهای پدرسالارانه مورد حمایت امپریالیسم مردم را به دو دسته تقسیم کرده و زنان را مورد ستم قرار می دهند. اما زنان همچنان برعلیه امپریالیسم خود را متشکل می کنند. تعداد اندکی از مونوپول ها با استفاده از مالکیت خصوصی دنیا را تحت سلطه خود دارند. فلسفه کاپیتالیسم عبارت است از شی ء ساختن و استفاده کردن از زنان به عنوان وسیله ای برای تولید مثل. این در حالی است که نقش مردان در اجتماع نیز پایدار ساختن مالکیت خصوصی و رشد امپریالیسم است. یک سال مانده به صدمین سالگرد انقلاب روسیه زنان همچنان از حقوق نابرابر ، نداشتن حقوق برابر در کار رنج می برند. زنان هنوز به عنوان کالا محسوب شده و خرید و فروش می شوند. قانونی کردن روسپی گری در اروپا و سوء استفاده از حقوق زنان به گسترش ساختارهای مافیایی کمک کرده است. این مسئله را حتی در ارتش برقراری صلح سازمان ملل هم می بینیم. در تمامی مناطق جنگی روسپی خانه ها یی تشکیل می گردند که زنان جوان را مجبور به خود فروشی می نمایند.
اما علیرغم چیرگی مالکیت خصوصی – فئودالیسم ، نئو کلونیالیسم یا کاپیتالیسم- زنان برعلیه ساختارها و طرز تفکر پدرسالارانه و امپریالیسم ایستادگی می کنند و در کشورهای مختلف خود را متشکل می نمایند.
با توجه به این مطالب کنفرانس جهانی زنان نقش اساسی بسیج کردن زنان مبارز در همه دنیا را با همگامی با مبارزات زنان دنیا به عهده گرفته و تلاش دارد پلاتفرمی بین المللی ایجاد نماید که سلطه امپریالیسم و ساختارهای پدرسالارانه را به چالش می کشد. و این دقیقا کاری است که همه ما در چند سال گذشته کرده ایم.
برگزاری این کنفرانس ۶ روزه کار بسیار سختی بود ولی ما موفق شدیم. ما از بعد از اولین کنفرانس در کاراکاس ونزوئلا در ۲۰۱۱ موفقیت های زیادی را به دست آوردیم. زنان بسیاری در جنبش سه روزه حرکت و تلاش در۸ مارس، ۱ ماه مه و ۲۵ نوامبر شرکت کردند. آنان با مبادله اطلاعات بر علیه گسترش خشونت علیه زنان، جنگ، فاجعه های محیط زیستی، تعطیل کارگاه های تولیدی و دزدی زمین مبارزه می کنند. حمایت از مبارزات روژاوا/سوریه فقط دفاع از جنبش زنان نبود بلکه حرکتی بود بر علیه استعمار زنان وبرای برقراری دموکراسی و آزادی زنان. ما دریافتیم که می توان حتی دشمنی مثل دائش را به زانو در آورد. روژاوا در کردستان نمونه ای است از آنچه زنان مبارز می توانند به دست آورند.
کنفرانس بین المللی زنان ساختارهایش و هماهنگی ها را گسترش داده است. ما آموختیم که با گسترش شبکه همکاری می توانیم هر چه بیشتر فعالیت های سیاسی خود را افزایش داده و مستقل تر شویم. ما با تکیه بر منابع مالی گرد آمده توسط زنان این استقلال را تحقق بیشتری بخشیدیم.
ما باید از برگذاری دومین کنفرانس هم درس هایی بگیریم. شعار “زنان قله های بلند را درمی نوردند” تحقق پذیرفت. اولا در نپال زلزله ای خانمان برانداز رخ داد و بعد هندوستان با سیاست های گسترش طلبانه استقلال کشور نپال را مورد تهدید قرار داد. زنان نپالی همراه دیگر اقشار جامعه از استقلال کشور خود دفاع می کنند. تشکیل دومین کنفرانس بین المللی زنان به این دلیل در خطر بود. مسائل مالی مشکل بزرگ دوم بود. اما زنان شجاع نپالی و داوطلبان بین المللی توانستند بر این چالش پیروز شوند.
گسترش امپریالیسم ، فاجعه های زیست محیطی، بحران های اقتصادی و گسترش جنگ همچنان برای ما چالش هایی را به وجود می آورند. اما در عین حال این مسائل باعث سازمان یافتگی زنان دنیا نیز می شوند. ما باید هر چه بیشتر در باره آلترناتیوها صحبت کنیم. ما باید به دنبال پاسخی به سوالات خود بوده و نظراتمان را عمیق تر نماییم. به همین دلیل ما بحث های تئوریک را در سمینارهای کنفرانس شروع کردیم. یکی از این بحث ها در باره آزادی زنان بود. هماهنگ کنندگان بین المللی موظف شده اند که طرحی برای سمینارها و بحث های تئوریک مسائل زنان در فاصله دومین و سومین کنفرانس ایجاد نمایند. این سمینارها درکشورهای مختلف انجام خواهد شد.
ما در حال شکل دادن حرکت بین المللی زنان بر اساس اصول بنیادی خود هستیم: اولا ما فرا حزبی هستیم. دوما کارها و تصمیمات ما در فضایی دموکراتیک انجام می گیرند؛ سوما ما مستقل هستیم و خود را از یکدیگر جدا نمی کنیم. ما پایه های مالی خود را مستحکم می کنیم. چهارم ما مثل جهان گرایان کار و فکر می کنیم. پنجم ما فرهنگ بحث دموکراتیک را پی می گیریم. و مهم تر از همه ما می خواهیم حرکت اعتراضی زنان پیگیرانه انجام گردد.
-بیایید سرسختانه ساختارهای بین المللی و روابط محلی و منطقه ای خود را گسترش دهیم. بیایید کارهای سازمانی خود را بهتر کنیم.
-بیایید ارتباطات خود را با استفاده از تکنولوژی و استفاده از امکانات ایمنی گسترش دهیم.
-بیایید مبارزات خود را هماهنگ کنیم. در هر مبارزه زنان باید حس کنند که از آنان حمایت می شود و دیگران از مبارزاتشان مطلع می شوند.
-بیایید فرهنگ و هویت خود را مستحکم کنیم. ما باید زنان و مردان دنیا را از ساختارها و فرهنگ پدرسالارانه مطلع سازیم.
-بیاید از مواردی که زنان از خود دفاع می کنند و پاسخی قانونی به مشکلاتشان می یابند حمایت کنیم.
-بیایید از دیگر مبارزات اجتماعی ، حرکت کارگران، کشاورزان، صلح جویی، حمایت از محیط زیست و فعالان مبارزه با خشونت جنسی و یا تبعیض نژادی، مذهبی و بطور خلاصه از هر که برای آزادی مبارزه می کند حمایت کنیم.
-بیایید آلترناتیوی برای سرمایه داری بیابیم. وضعیت زنان اگر وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عوض نشود تغییر نخواهد کرد. برای ایجاد این تغییر جنبش زنان باید با دیگر جنبش های انقلابی نزدیک شود.
-بیایید حرکت مبارزه طلبانه زنان را با هدفی شفاف شکل دهیم.
-بیایید جنبش زنان جوان را تقویت کنیم تا مسولیت آنان برای جنبش آینده زنان فرا گرفته شود.
ما با الهام از موفقیت این کنفرانس به آینده نگاه می کنیم و منتظر برگزاری کنفرانس بین المللی زنان در قاره ای دیگر در ۲۰۲۱ هستیم.
زنان جهان بلند ترین قله های جهان را فتح می کنند.
ما جامعه ای خواهیم ساخت که در آن زنان مورد تبعیض و بهره برداری قرار نخواهند گرفت.
سیمین اصفهانی – مهرنوش کیان

این گزارش فردی یکی ا ز شرکت کنندگان مستقل آلمانی به نام آنته آلتندورف می باشد.

Weltfrauenkonferenz der Basisfrauen in Kathmandu/Nepal – ein Erfahrungsbericht

Träume werden Wirklichkeit:
Auf der ersten Weltfrauenkonferenz in Caracas/Venezuela beschlossen wir Aktivis-tinnen der Basisbewegungen enger zusammen zu arbeiten und uns in 5 Jahren wie-der zu sehen. Das die Entscheidung, diese 2. Weltkonferenz im März 2016 in Nepal durchzuführen, Realität wurde, ist den kämpferischen nepalischen Frauen, den Ko-ordinatorinnen der Länder und Kontinente sowie hunderten nepalischen und vielen internationalen Brigadist*innen zu verdanken: Sie findet trotz der mörderischen Erdbeben in Nepal im April und Mai 2015 und der Handelsblockade Indiens nach Verabschiedung der sekulären Verfassung Nepals im September 2015 statt.

Ich habe tatsächlich das Glück, das zweite Mal als Teilnehmerin (nicht Delegierte) an der Konferenz teilzunehmen und kann Nepal und damit erstmals auch Asien kennenlernen! Wir landen nach zwei Flügen und ca. 16 Stunden am Samstagmittag zwischen Hügelketten in Kathmandu: die Stadtränder breiteten sich mit ihren mehrgeschossigen Stahlbetonbauten, breiten Straßenachsen im diesigen Sonnenlicht wie hingewürfelt aus. Der Fahrer unseres Hotels fährt uns durch eine sonntäglich ruhige Metropole. Erst im touristischen Altstadt-Quartier Thamel werden die von Ziegelbauten gesäumten Gassen immer bunter und enger: Lädchen, Menschen, Autos, Motorräder, Rikschas und ein haarsträubendes aneinander-Vorbeigedränge im aufwirbelnden Staub bei Dauerhupen. Das Hotel ist die Oase in zweiter Baureihe mit grünem Hof. Es gibt die Wahl zwischen „Luxery-Rooms“ mit Dauerstrom oder den günstigeren mit Notlicht während der festgelegten „Power Cut Offs“ – ca. 12 Stunden am Tag gibt es keinen Strom. Nach einem Spaziergang durch Thamel, in dem wir im Straßengewimmel in der Dämmerung die Orientierung verlieren, feilschen wir erstmals mit Rikschafahrern um die Fahrtkosten zur Heimkehr.
Kathmandu
Nepal

Sonntag, 13.März – Eröffnungsdemonstration und Auftaktveranstaltung

Wir schließen uns am Sonntagmorgen, dem Beginn der Konferenz, den erfahrenen niederländischen Delegierten an, die uns den Weg durch die Altstadtgässchen und entlang der smoggetränkten Hauptstraßen zum Park führen, an dem die Eröffnungsdemonstration starten wird. Was für eine Freude, hunderte Frauen aus Nepal und vielen anderen Ländern – sowie einige Männer und auch bekannte Gesichter- vor zu finden! Es geht ziemlich pünktlich ohne Auf-taktreden los: die nepalischen Frauen sind selbstbewust, bunt gekleidet und super organisiert: sie gehen eng hinter-einander beidseitig des bunte Demozugs. Er zieht lautstrak mit Parolen, Liedern und Tanz durch Hauptstraßen und Bazargassen des staubig-heißen Kathmandu und endet auf dem schönen Konferenzgelände der „Akademy Hall“: Hier gibt’s Bäume mit Schatten, Trinkwasser, durchgängig Stände mit Essen, Trinken, Fairhandels-Produkten und Infos.

Alle strömen in den großen Saal, in dem die Eröffnungsveranstaltung beginnt: die Koordina-torinnen der Länder und Kontinente und die Vertreterinnen der UWA, des so erfolgreichen Zusammenschlusses der Frauen acht nepalischer Parteien nehmen auf der Bühne Platz. Die erste nepalische Parlamentssprecherin Onsari Gharti Magar eröffnet mit dem Entzünden einer Flamme die Konferenz. In ihrer und der folgenden Ansprachen der Koordinatorinnen wird über die Lage der Frauen auf der Welt, ihren Widerstand sowie die Geschichte der Weltfrauenkon-ferenz berichtet und der Wunsch geäußert, dass es uns gelingt, die Kämpfe der Frauen gegen die weltweite neoliberale Unterdrückung der Bevölkerung zu vereinigen und „die höchsten Gipfel der Welt zu erklimmen“. Wir sind begeistert über die Meldung, dass nach der gestrigen spontanen Protestdemonstration heute die von den nepalischen Grenzbehörden zurückge-
1
schickte afghanische Delegierte einreisen wird! Auch die Einreise syrischer Delegierter aus Rojava konnte erreicht werden. Beim sich anschließenden Kulturprogramm feiern viele Frauen auf der Bühne mit! Wir verabschieden uns früher, um in der Dämmerung noch den Weg nach Hause zu finden: morgen beginnt die Arbeit!

Internationaler Austausch in 10 Workshops
In den folgenden zwei Tagen tauschen sich ca. 1000 Teilnehmerinnen und Delegierte in 10 Workshops zu Themen aus, die Frauen international betreffen: Lage der Frauenbewegung und der Kampf um die Befreiung der Frau, Frauenunterdrückung durch Kapitalismus und Imperialismus, die Rolle der Frauen in Befreiungskämpfen, Frauen in der Arbeiter*innen- und Umweltbewegung, die Kämpfe junger Frauen und der Landfrauen sowie der Kampf gegen sexueller Gewalt an Frauen in Kriegen und auf der Flucht.
Workshop „ Frauen kämpfen um Mutter Erde, Frauen und die Umweltbewegung“

Mit circa 50 Frauen aus 8 Ländern/3 Kontinenten nehme ich an diesem Work- shop teil. Die Aktivistinnen Azra Sayeed/Pakistan, Heldan/ Indonesien und Mirjam Gärtner/BRD stellen in ihrer Einführung klar: das ökologische Gleichge- wicht unseres Planeten ist durch die weltweite massive Verschmutzung von Wasser, Boden und Luft in Zerstörung. Die Industrieländer mit 1/3 der Welt- bevölkerung verbrauchen 2/3 der Weltressourcen. Der Klimawandel als Folge des Raubbaus an der Natur mit Orkanen, Dürren, Überschwemmungen trifft aber besonders die Bevölkerung der armen Länder. Noch ist es nicht zu spät, Regierungen und Konzerne zur Umkehr zu bewegen!

Azra berichtet von dem Kampf ihrer Bäuer*innen-Organisation (Roots for Equity) für Landrechte und für Nahrungs-mittel-Souveränität. Die durch die Welthandelsorganisation (WTO) durchgesetzte Markt-Deregulierung und Privati-sierung zerstört die Landwirtschaft Pakistans.
Heldans Bewegung (?) kämpft gegen die Verbrennung der Torfwälder Indonesiens und die Anpflanzung von Palmöl-plantagen. Die Regierung verkauft das Land der Bäuer*innen an internationale Konzerne, die für Industrieländer Biodiesel und Papier produzieren. Von dem „Haze“ genannten extrem giftige Smog sind ca. 43 Mio. Menschen be-troffen, Hunderttausende sind krank – Kinder, Schwangere und Ältere sterben immer wieder! Es wird beschlossen, eine öffentliche Resolution zu verfassen zum sofortigen Stopp der Brandrodungen und Rückgabe des Landes, kos-tenlose Gesundheitsversorgung der Bevölkerung und Entschädigung der Opfer durch die Konzerne.

Awa Meité aus Mali zeigt anschaulich an mitgebrachten Produkten den Ansatz ihres Textil-Produzentinnen Projektes (siehe www.daoulaba.org): sie bauen Baumwolle für ihren Bedarf an und recyclen Materialen zu qualitätsvoller Kleidung, Taschen, Schmuck und Möbel. Sie bestehen auf eine eigene wirtschaftliche Entwicklung Malis und seiner Frauen – unabhängig vom neoliberalen Weltmarktdiktat (WTO-Freihandelsabkommen).

Durga Paudel/Asienkoordinatorin und UWA-Mitglied aus Nepal berichtet von den Erfolgen der Revolution: Die Rodung der Bäume für Profit wurde beendet. Der Kalksteinabbau, überwiegend für den Export nach Indien, ist jetzt nur noch für Nepal zulässig. Er schädigt die Gesundheit der lokalen Bevölkerung und zerstört die Natur (Wassermangel, Luftverschmutzung, Erdrutsche, Überschwemmungen). Die Revo-lution müsse noch besser organisiert werden, dafür ist viel persönlicher Einsatz der Menschen nötig, die fragen, wer denn die Familie versorgt, wenn sie politisch aktiv sind. Der internationale Austausch ist für den weiteren Erfolg sehr wichtig!

Mirjam klärt darüber auf, dass die Darstellung der Regierung, Deutschland hätte hohe Umweltstandards, falsch ist: die Verschmutzung der Umwelt ist um 60 % gestiegen! Es sind radikale Veränderungen nötig, deshalb haben sie die www.umweltgewerkschaft.de gegründet. Sie verbindet den Kampf um gute Arbeitsbedingungen und die Erhaltung der natürlichen Lebensgrundlagen. Der VW Konzern manipulierte die Abgaswerte der Autos, statt beispielsweise die Produktion von Elektroautos voranzutreiben und entließ wegen der Strafzahlungen 10.000 Arbeiter*innen! Die BRD 2
hat, wie viele Industriestaaten, massive Umweltprobleme: Die Einlagerung von Giftmüll unter Tage wurde von der Regierung verheimlicht, „Fracking“ zur Gasgewinnung bedroht jetzt zusätzlich Boden und Grundwasser.

Die Teilnehmerinnen berichten zwischen und nach diesen spannenden Beiträgen aus ihren Ländern über die Auswir-kungen der Zerstörung der Lebensgrundlagen auf das Leben von Frauen und ihre Kämpfe dagegen. Aus den nepal-ischen Beiträgen wird deutlich, dass sie den Ausbau der Industrie für notwendig ansehen und somit vor dem Ba-lanceakt stehen, diese umweltverträglich umzusetzen. Wir beschließen, dank der Moderation Mirjams, ein Work-shop-Bericht für das Abschlussplenum im Konsens. Neben der Resolution gegen den „Haze“ in Indonesien sind un-sere Ziele, die kapitalistische Produktionsweise radikal zu ändern, die Umwelterziehung an Schulen zu intensivieren, u. a. Atomkraft und Fracking zu beenden und zur engen Zusammenarbeit von Frauen- und Umweltbewegung eine Plattform im Rahmen der Weltfrauenkonferenz zu gründen.

Die Generalversammlung und das geheimnisvolle Zentrum Kathmandus

Die nächsten zwei Tage verfolgen wir Teilnehmerinnen – nach Übersetzungsspra-chen in Räumen getrennt – die Versammlung der über 70 Delegierten aus 40 Län-dern. Spannend sind die Kontinentalberichte aus Asien, dem Nahen und Mittleren Osten, Nordafrika, Lateinamerika und Europa. Kurzfassungen dieser Berichte und das Resumee finden sich in dem von den Koordinatorinnen der Delegiertenver-sammlung vorgelegten Entwurf einer Abschlussresolution.

Der Folgetag beginnt mit Redebeiträgen junger Frauen der WWC: Ein junge Überlebende der Massaker und Ver-treibungen der jesidischen Bevölkerung im Shingalgebirge/ Irak durch den IS/Daisch berichtet von 5000 ermordeten Menschen. Von den 7000 versklavten Frauen und Kindern sind fast 2 Jahr danach noch 3500 in ihrer Gewalt. Viele Frauen haben Selbstmord verübt.
Eine junge Nepalin spricht von ihrem Privileg, hier teilzunehmen: Nepal hat einen hohen Anteil junger Menschen, aber viele müssen das Land aufgrund zu weniger Verdienstmöglichkeiten verlassen. Mädchen sind aufgrund pat-
riachaler, feudaler und kapitalistischer Strukturen stark diskriminiert u. a. durch die Tradition des Brautpreises, der Polygamie, häuslicher und öffentlicher Gewalt – 700.000 Frauen sind Opfer des Sexhandels. Sie sind besonders von Bildungsmangel und Arbeitslosigkeit betroffen. Aber gerade junge Frauen lehnen sich auf und kämpfen für die Über-windung dieser Strukturen. Die jungen Frauen haben als Ergebnis ihres Workshops u.a. beschlossen, ihre Forderun-gen zum 8. März international abzustimmen und sich alle 3 Monate auszutauschen!

Die Delegierten stimmen im Anschluss ohne grundlegende Differenzen über 30 Änderungs- bzw. Ergänzungsanträge zu der Abschlussresolution ab, die dann unter Applaus der Delegierten und Teilnehmer*innen angenommen wird. (http://conferenciamundialdemujeres.org/resolution-von-kathmandu/#more-9634)
Wir beschließen – statt des tollen abendlichen Kulturprogramms – unsere letzte
Chance vor dem Start unserer Wandertour zu nutzen, um das berühmte Zen-
trum Kathmandus, den „Durbar Square“ (Welterbestätte) endlich kennen zu
lernen. Als wir aus der quirligen, faszinierenden Bazargasse kommend den Platz
erreichen, sehen wir hunderte Jahre alte Palastbauten und Tempel der Newar-
baukunst, die ein traumhaftes Ensemble bilden – trotz der sichtbaren Zerstör-
ungen. Dank eines Guides genießen wir diesen Blick bei Dämmerung von einem
„Top-Roof“- Restaurant bei vorzüglichen Dhal Bhat.

Letzter Konferenztag – Abschlussplenum

Der große Saal ist wieder voll – dank weiterer Kopfhörer – können alle Teilnehmer*innen und Delegierte gemeinsam den spannenden Berichten aus den 10 Haupt-Workshops sowie 3 kleineren Workshops zu Zwangsprostitution/ SOLWODI, Matriachaten, und Solarkochen folgen.
In den kommenden zwei Stunden stimmen wir alle über mehr als 20 Resolutionsanträge aus den Workshops und von den Länderdeligierten ab: Es wird beschlossen, die Konferenz noch breiter aufzustellen, Vertreterinnen aus den Län-dern zu finden, die bisher nicht bzw. wenig vertreten sind, wie u. a. arabische Länder. Viele Anträge kommen von Aktivistinnen, die Menschenrechtsverletzungen der eigenen Regierung anprangern oder sie zum handeln auffor-dern, darunter einige aus Indien sowie einzelne aus Bangladesh, Haiti, Philipinen, Ägypten, Türkei/ Kurdistan, Nepal).

Begeistert wird von dem Treffen von 50 Vertreterinnen mit der ersten nepalischen Präsidentin Bidhaya Devi Bhandari berichtet, die eingeladen hatte und sich sehr verbunden mit dem Kampf der Frauen weltweit zeigte.

Das Finale beginnt mit dem Dank an alle Ehrenamtlichen, die unter viel Applaus auf die Bühne gebetenen werden. Für den Wiederaufbau einer Schule nach den Erdbe-ben werden Spenden übergeben und Monika Engel-Gärtner verabschiedet sich von ihrer langjährigen Arbeit als Europa-Koordinatorin. Sie appelliert an alle national aktiven Frauen, auch in der Weltfrauenbewegung Verantwortung zu übernehmen, damit wir unserem Ziel einer Gesellschaft ohne Ausbeutung und Unterdrückung näher kommen! Mit dem fröhlichen Bild der feiernden Menschen verabschieden wir uns voneinander: Bis zum Wiedersehen 2021 auf einem anderen Kontinent haben wir viel Arbeit vor uns, aber dieses Treffen hat uns gestärkt und vorangebracht!

In den Bergen Okharkots – wandern und sich begegnen
Als eine von zwei Trecking Gruppen starten wir 6 deutsche Teilnehmerinnen der WWC eine unvergessliche Tour: diese Reise über eine Woche mit Wanderungen von Dorf zu Dorf mit Übernachtung bei Familien wird in Kooperation mit einem deutschen Reisebüro erstmals angeboten. Unser junger studentischer Guide ist hier aufgewachsen und Mitglied des Tourismus-Komitees. Mit dem Gepäck auf dem Dach unseres Jeeps verlassen wir morgens Kathmandu. Der Weg ist weit und anstrengend über staubige, volle und in den Bergen kurvige und holperige Wege: Aber auch die Fahrt mit Stopps für „Lunch“ und Kaffepause ist ein Erlebnis. Auf dem Hinweg übernachten wir in Sauraha am Chit-wan Nationalpark und erleben einen unvergesslichen Ritt auf Elefanten durch den morgendlich ruhigen Fluss und Wald.

In der Abenddämmerung erreichen wir, dem Jhimruk Fluss folgend, unser erstes Ziel in den Bergen Okharkots: In Machchi werden wir herzlich von unseren Gastfamilien und anderen Bewohner*-innen mit Blumenketten und dem Segenszeichen des Tika empfangen. Das wird auch so in Chauke, Okharkot und Payupata so sein: Die Menschen freuen sich sehr über unser Kommen, unsere Guide ist der perfekte Vermittler zwischen uns, wenn mal keine/r English spricht. Wir kommen leicht ins Gespräch, besonders mit den Kindern, da sie früh Englisch lernen.

Auf den wunderschönen Wanderungen bei sonnig-heißen Wetter zum Gipfel des Berges Okharkot in der Morgen-dämmerung und zu Gaumukhi, den heiligen Quellen des Jhimruk Flusses mit Höhlenbesuch und Flussbad laufen wir über Hängebrücken und kommen durch arme, aber beeindruckend ursprüngliche Dörfer. Wir erleben, wie die Frauen ihre farbenträchtige traditionelle Kleidung und Taschen weben, können einem Schmied zuschauen und fragen uns gegenseitig über unser Leben und unsere Wünsche aus. Für uns werden Dorffeste veranstaltet mit Musik und Tanz und wir singen unsere Lieder der Frauenkonferenz! Als wir uns wieder mit Blumen- und Tika geschmückt verabschieden und im Jeep die lange Rückfahrt antreten, verkürzen wir uns diese mit dem romantisch-melancho-lischen Gedicht unseres Guides über seine schöne Heimat Okharkot und träumen davon wieder zu kommen.

Kontakt: www.People-to-people.de und www.okharkottourism.org.np

آمارهای تکان‌دهنده از روابط جنسی

آفتاب: برای اولین بار یک نهاد رسمی آمارهایی از مسائل و روابط جنسی ایرانیان منتشر کرده است.
به گزارش آفتاب به نقل از اقتصادنیوز، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، گزارشی را منتشر کرده که در آن به آمارهای قابل توجهی در مورد مسائل و روابط جنسی ایرانیان شده است. ادامه خواندن Continue reading

آخرین وضعیت اپوزیسیون ایران از دید کنگره آمریکا- نویسنده فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی-فرانسه

برگرفته از سایت ایران لیبرال
هدف از این نوشتار بررسی آخرین پژوهش دکتر کنت کاتزمن، پژوهشگر کنگره آمریکا درباره وضعیت اپوزیسیون ایران در سال ۲۰۱۴ میلادی می باشد. مردم ایران، بویژه اپوزیسیون مستقل! و میهن دوست، بشرطی که در صحنه سیاسی ایران وجود داشته باشد! وظیفه دارند از پشت پرده های زد و بند ها و معاملات سیاسی در باره ایران آگاه شوند و توجه داشته باشند که چگونه بیگانگان برای استقرار و استمرار منافع سیاسی و اقتصادی خود به گروه سازی و شخصیت سازی در میان ملت های ناآگاه دست می زنند. ادامه خواندن Continue reading

تغییرات ارشاد در حد جابجایی اتاق‌ها بوده /شهلا لاهیجی

در گفت‌وگو با ایلنا:
تغییرات ارشاد در حد جابجایی اتاق‌ها بوده

۱۳۹۳-۰۱-۱۱
چندی قبل هم که با این بخش از ارشاد رفته بودم متوجه حضور اکثر مسوولان سابق در این اداره بودم که برخی از آن‌ها اتاق‌شان تغییر کرده بود و برخی هم ارتقاء رتبه گرفته بودند/ اخیرا آقای بیضایی انتشار ۴ عنوان نمایشنامه‌اش را به ما واگذار کرده.

ایلنا: شهلا لاهیجی، مدیر نشر روشنگران و مطالعات زنان معتقد است تغییراتی که با روی کار آمدن دولت جدید در دایره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رخ داده، بسیار محدود بوده و در برخی از حوزه‌ها تنها در حد جابجایی مدیران و اتاق‌ها اتفاق افتاده.

وی در‌باره معرفی و استقرار شورای نظارت بر نشر در ارشاد به خبرنگار ایلنا گفت: با یکی از مواد موجود در قانون ضوابط نشر کتاب محقق شده و باقی آن‌ها از قبیل درج امضاء ممیزان زیر برگه‌های اصلاحیه و… محقق نشده است. همچنین مواضع اداره کتاب به همان سبک و سیاق ثابت بوده و تغییر در کلیات آن به وجود نیامده است.

لاهیجی ضمن بیان این مطلب که هنوز سیاست مستقلی از ارشاد جدید در حوزه‌ی نشر کتاب ندیده است، اظهار داشت: من چندی قبل صحبتی طولانی با آقای شجاعی‌صائین؛ رییس اداره توسعه کتاب و کتاب‌خوانی داشتم و به ایشان توضیح دادم که ۳۴ عنوان از کتاب‌های ما همچنان با ممنوعیت انتشار مواجه است؛‌ حال آنکه بر اساس دانش و تجربه‌ای که طی سی و چند سال اخیر کسب کرده‌ام، هیچ کدام از این کتاب‌ها مغایرتی با قانون و سیاست‌های نشر کتاب ندارد.

وی ادامه داد: تمام این کتاب‌ها بدون کوچکترین توضیحی از انتشار بازمانده‌اند؛ در صورتی که مصوه شورای انقلاب فرهنگی بر ارشاد تکلیف کرده که در باید دلیل مخالفت‌اش را با نشر یک کتاب توضیح دهد و بگوید که کتاب‌ مورد نظر با کدام‌یک از مواد مصوبه در تناقض است. همچنین مسوولان این اداره باید زیر برگه‌های اصلاحیه‌ را امضا کنند تا ناشران اگر خواستند، بتوانند مساله را به شکل قضایی پیگیری کنند.

مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان همچنین با انتقاد به یکی از مواد این مصوبه خاطرنشان کرد: در این مصوبه آمده که هر کسی حق انتشار کتاب دارد. این بند از مصوبه مشکل دارد زیرا آغاز به فعالیت در هر صنفی، ملزوماتی را می‌طلبد که اتحادیه‌ها بر آن نظارت دارند. مثلا با وجود اینکه نانوا‌یی‌ها رزق روزانه‌ی مردم را تامین می‌کنند اما باید بین آن‌ها حداقل ۵۰۰ متر فاصله باشد.

لاهیجی افزود: این درحالی‌ست که تعداد ناشران در کشور ما بسیار زیاد و رو به افزایش است و بدون نظارت کیفی، بسیاری به انتشار کتاب و پر کردن ویترین کتاب‌فروشی‌ها با کتاب‌های نه چندان با کیفیت می‌پردازند.

وی ضمن بیان این مطلب که ناشران برای اخذ مجوز مکلف به ارائه‌ی نسخه‌ی نهایی آماده چاپ کتاب‌ها به ارشاد هستند و در صورت مجوز نگرفتن، ناشران متحمل خسارت‌های مالی می‌شوند، ادامه داد: به اعتقاد من سیاست‌گذاری برای حوزه‌ی نشر، تنها از سوی یک نهاد شدنی نیست؛ بلکه اتحادیه ناشران و سایر مسوولان نیز باید جوابگوی مشکلات موجود باشند.

مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان همچنین درمورد آغاز به کار کمیته نظارت بر تخلفات ناشران گفت: برای من خیلی جالب است که پیش از رسیدگی به مشکلات ناشران، کمیته‌ی رسیدگی به تخلفات را راه‌اندازی کرده‌اند! در حالی که آقای روحانی در سخنرانی‌های آغازین خود به مشکلات نشر اشاره کرده و از اصلاح آن‌ها صحبت کرده است. اما اصلاحی صورت نگرفته زیرا اصول نشر همچنان اصلاح نشده باقی مانده.

وی که معتقد است با انتشار چند کتاب معوق مانده در ارشاد، نمی‌توان به اصلاح مسائل نشر امیدوار بود، ادامه داد: باید مشخص شود که آیا به جز مجلس نهاد قانون‌گذار دیگری هم در مملکت ما وجود دارد یا خیر. چطور می‌توان پیگیر تناقض‌های بین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و قانون اساسی بود؟

لاهیجی افزود: به دلیل وجود ابهاماتی از این دست، من اصرار دارم و از این به بعد پیگیر این مساله خواهم بود که قانون اساسی از مقطع دبیرستان به عنوان یک درس مستقل مورد تدریس قرار بگیرد تا همه‌گان با حقوق خود و حدود دولت و دستگاه‌های مختلف آشنا شوند. این مساله در سراسر جهان مرسوم است اما در کشور ما این خلاء وجود دارد.

این ناشر با سابقه با اشاره به یکی از سخنرانی‌های وزیر ارشاد گفت: علی جنتی در یکی از سخنرانی‌های خود گفته که حتی اگر قانونی برای ممیزی وجود نداشت هم من اعمال ممیزی را ادامه می‌دادم. برای من جالب است که وقتی طبق قانون اساسی قوه‌ی مجریه، مسوولیت حفظ و اجرای قانون اساسی را دارد، چگونه می‌تواند نگاهی فراقانونی داشته باشد؟

مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان خاطرنشان کرد: وقتی طبقات بالای جامعه و دولت از قانون تخلف کنند،‌ دیگر چه انتظاری می‌توان از مثلا یک راننده‌ تاکسی در رعایت قانون راهنمایی و رانندگی داشت؟ قانون؛ قانون است و فرقی نمی‌کند در چه سطحی و برای چه بخشی از جامعه یا دولت نوشته شده باشد.

لاهیجی همچنین درمورد میزان تغییر و تحول‌ها در ارشاد اظهار داشت: من تغییر مهمی را در ساختار دایره نشر کتاب ارشاد ندیده‌ام. چندی قبل هم که با این بخش از ارشاد رفته بودم متوجه حضور اکثر مسوولان سابق در این اداره بودم که برخی از آن‌ها اتاق‌شان تغییر کرده بود و برخی هم ارتقاء رتبه گرفته بودند.

وی افزود: متاسفانه مسوولان انتقادات ما را در حکم خصومت قلمداد می‌کنند و به تذکرت ما پاسخی نمی‌دهند. حال آنکه هدف ما اصلاح مسائل و جلوگیری از بدتر شدن شرایط است.

لاهیجی در پاسخ به سوالی پیرامون کتاب‌های نشر روشنگران و مطالعات زنان؛ خصوصا آثار بهرام بیضایی خاطرنشان کرد: اخیرا آقای بیضایی انتشار ۴ عنوان نمایشنامه‌اش را به ما واگذار کرده که عبارتند از “مجلس شبیه”، “داستان باورنکردنی”، “سفر شب” و “جانا و بلا دور” که با مقاله‌ای پیرامون علاقه‌ی آقای بیضایی به نمایش‌های سایه و خارج از صحنه همراه است.

وی ادامه داد: اگر برای ما مشخص شود که در صدور مجوز نشر این کتاب‌ها توسط اداره کتاب مشکلی به وجود نخواهد آمد، آن‌ها را برای اخذ مجوز به ارشاد خواهیم فرستاد.

حضور حدود دو میلیون روحانی به مناسبت های مختلف در مدارس

مشاور وزیر آموزش و پرورش:
حضور حدود دو میلیون روحانی به مناسبت های مختلف در مدارس
تهران – ایرنا – دبیر ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش گفت: بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار روحانی به مناسبت های مختلف در مدارس کشور حضور یافته و به انجام امور تبلیغی و مشاوره های مذهبی می پردازند.
حجت الاسلام و المسلمین مجتبی ملکی روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار حوزه آموزش ایرنا اظهار کرد: همچنین وی با بیان اینکه در مجموع یک هزار مدرسه به همت این روحانیون پشتیبانی می شود، افزود: حضور روحانیون در صحنه تعلیم و تربیت به قبل از انقلاب بر می گردد.
دبیر ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش بیان داشت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از آنجا که به اقتضای شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه، آموزه های دینی و دستیابی به احکام و اهداف اسلام محور بود، یکی از مکان هایی که انتظار می رفت این ارزش های اسلامی پررنگ تر شود مساجد، هیات های مذهبی، بازار و واحدهای آموزشی بود.

ملکی یادآورشد: از آنجا که واحدهای آموزشی اولی ترین مکان برای سرمایه گذاری فرهنگی هستند طلبه ها و روحانیون توانمند و خوشفکر بدون ایجاد حقوق استخدامی و پرداخت هرگونه حق الزحمه در مدارس حضور می یابند و به خانواده ها و دانش آموزان مشاوره های مذهبی ارایه می کنند.

وی افزود: فعالیت های تبلیغی و تربیتی در مناسبت های مذهبی بویژه با رویکرد ایجاد شادی و نشاط در میان دانش آموزان و به منظور غنی کردن محتوای این برنامه ها از دیگر برنامه های روحانیون در سطح مدارس است.

مشاور وزیر آموزش و پرورش تصریح کرد که حضور طلاب و روحانیون در مدارس با دعوت انجمن اولیا و مربیان و با هماهنگی و تحت نظارت مدیر آموزشی و حفظ استقلال مدیر مدرسه در تصمیم گیری ها صورت می گیرد.