تجمع سالیانه قلعه بابک: شمار فعالان آذربایجانی بازداشتی به ۸۰ تن رسید

خبرگزاری هرانا – همزمان با مناسبت گردهمایی سالانه قلعه بابک و در ادامه بازداشت‌های گسترده به‌خصوص در استان‌های آذربایجان و اردبیل روز شنبه ۱۶ تیرماه دستکم سیزده فعال ترک (آذری) دیگر نیز بازداشت شدند، با احتساب این بازداشت‌ها تعداد بازداشت‌شدگان روزهای اخیر مناطق شمال غرب کشور به حدود ۸۰ تن رسید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تا روز یکشنبه ۱۷ تیرماه بیش از ۸۰ تن از فعالان ترک (آذری) در شهرهای مختلف استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

“سالار افشاری”، “یاشار حسن‌پور”، “رحیم‌ علی‌رضایی“، “ابولفضل بیدخت”، “رحمان قاسمی”، “امیر هاشم‌زاده”، “اولدوز قاسمی” و “غلام قلیزاده” اسامی برخی از فعالانی هستند که روز گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

گفته می‌شود علاوه بر افراد ذکر شده دستکم ۵ تن دیگر نیز طی شب گذشته و چهار تن دیگر در روزهای گذشته به همین نحو بازداشت شده‌اند اما تا لحظه تنظیم این گزارش از هویت این افراد اطلاعی حاصل نشده است.

تعدادی از افراد بازداشت شده از جمله “آیدین ذاکری“، “مهدی گلابی“، “فرهاد جدی“، “محمد خاکپور“، “حمید ادیب“، “فیروز معینی”، “فرج نوری” ، “علی‌ (آیت) خیرجو”، “توحید امیرامینی”، “محمد جولانی”، “میثم جولانی”، “جواد احمدی یئکانلی”، “محسن اسمعیلی”، “علی روح‌بخش”، “رحیم نوروزی”، “پرویز کاری”، “سعدالله ساسانی”، “محمد مردی”، “میلاد اکبری”، “سجاد جولانی”، “مهدی دوستدار”، “ایرج‌ شیرزاد”، “سجاد شهیری”، “سید موسی ضیا‌گرگری”، “محرم‌کریمی”، “داود عظیم‌زاده”، “بهراد خدایاری”، “سعید‌ سلطانی”، “بابک کیومرثی و مرتضی محمدی (با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی) تاکنون آزاد شده اند.

گروهی از آزاد شدگان اظهار دارند که حین بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. فعالان عنوان می‌کنند که این ضرب و شتم با حضور نیروهای انتظامی و سپاه اما از طریق زندانیان سابقه‌داری که به مرخصی آمده بودند، صورت گرفته است.

هویت فعالانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آسیب دیده‌اند بدین شرح است:

آیت خیرجو، خونریزی در ناحیه سر و گوش/ رحیم نوروزی، شکاف روی سر و کبودی روی دست و پا/ مرتضی پروین، آسیب جدی از ناحیه کمر/ محمد جولانی، آسیب از ناحیه سر ،چشم و آرنج/ میثم جولانی/ سعدالله ساسانی/ میلاد اکبری/ توحید امیرامینی/ جواد احمدی یئکانلی/ محمد مردی/ میلاد‌اکبری/ علی روح‌بخش/ محسن اسماعیلی/ یوسف کاری/ محمد آزادی، کوفتگی روی نقاط مختلف بدن.

همچنین آزادشدگان می‌گویند غلام قلی‌زاده پس از بازداشت با دستان بسته به شدت مورد شکنجه قرار گرفته و نهایتا دچار تشنج شده و یک شب در بهداری نیروی انتظامی کلیبر بستری شده است. وی پس از ترخیص نیز به دستور “خدایی” دادستان ارومیه که سازمان‌دهی این پرونده را بر عهده دارد، به زندان ارومیه منتقل شده است.

از میان بازداشت شدگان عباس لسانی جهت بازجویی‌های ویژه به اداره اطلاعات تبریز و ابراهیم نوری نیز به بند ۲۰۹ بازداشتگاه اوین منتقل شده‌اند. عباس نیک‌روان نیز در زندان سلماس در اعتصاب غذا به سر می‌برد. همچنین تاکنون برای سهند معالی، دیگر فعال بازداشت شده قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی صادر شده است.

لازم به ذکر است طی روز شنبه “سلیمان کاظمی” از اهر، “مهدی دوستدار“، “محسن اسمعیلی” و “ایرج شیرزاد” از اردبیل، “میلاد اکبری“، “ابوالفضل کرامتی”، “محمد مردی”، “سعدالله ساسانی”، “مرتضی مرادپور” و “اکبر عباس‌زاده” از تبریز، “عباس خدایاری” از خلخال و “سینا ارشادی” از مشگین‌شهر، روز جمعه “حمید قوتی“، “فرهاد جدی”، “حمید ادیب شفیق”، “مهدی گلابی”، “فیروز معینی”، “محمد خاکپور” و “دکتر عباس ارشادی‌فر” از اردبیل، “داود عظیم‌زاده” و “بهراد خدایاری” از مراغه، “جواد احمدی یئکانلی” از خوی، “آیدین ذاکری“، “سعید سینه دار” و “شاهین اسماعیل‌پور” از مشگین‌شهر، “احد آلویی” از تبریز و “سجاد شهیری”، “موسی ضیاگرگری” و “سعید کریمی” از نقده، روز پنج‌شنبه ۱۴ تیرماه “مرتضی پروین“، “حجت فکری”، “علی روح‌بخش” و “محمد آزاد”، “علی (آیت) خیرجو“، “توحید امیر امینی“، “میثم جولانی” و “علی جولانی” از اردبیل، “قاسم محمودی” و “محمود محمودی” از کلیبر، “سهند معالی” از سراب و “عباس نیک‌روان” از سلماس، روز چهارشنبه ۱۳ تیرماه “کیومرث اسلامی” در مغان، “فرج نوری” در اهر و “مرتضی یزدانی” در ارومیه، در روز سه‌شنبه ۱۲ تیرماه “رحیم غلامی“، “مهدی هوشمند” و “عبدالله هوشمند” در اردبیل، “رحیم ساسانی” و “سجاد صدقی” در تبریز، “مرتضی محمدی” در اهر، “ابراهیم نوری“، “جعفر رستمی‌راد” و “سجاد جولانی” در تهران و “مجتبی عبدلی” در بستان آباد و در روز دوشنبه ۱۱ تیرماه نیز “عسگر اکبرزاده“، “علی واثقی“، “سعید صادقی‌فر” و “عباس لسانی” در اردبیل بازداشت شدند.

روز جمعه در پی اعتراض فعالان بازداشتی نسبت به عدم تفکیک بندها و ضرب و شتم آن‌ها، “سعید صادقی‌فر“، “رحیم غلامی“، “عسگر اکبرزاده“، “مهدی هوشمند” و “علی واثقی” فعالانی که در بند سلامت زندان اردبیل نگهداری می‌شدند، به اردوگاه-زندانی که بین اردبیل و سرعین قرار دارد منتقل شدند.

علاوه بر بازداشت های فوق، تلاش نیروهای امنیتی برای بازداشت یا احضار جمع دیگری از فعالان این منطقه بی نتیجه مانده است بنابراین می‌توان گفت دست کم ۳ فرد دیگر نیز تحت تعقیب یا در معرض بازداشت هستند.

اشکان سعادت‌پور در ارومیه، مجید نقی زاده در اهر و مهدی اژدری در اردبیل، هویت افرادی است که تحت تعقیب قرار گرفته‌اند.

احتمال می‌رود این بازداشت‌ها قسمتی از تلاش دستگاه امنیتی همزمان با تجمعات سالانه “قلعه بابک” در این منطقه باشد.

گفته می‌شود در مسیرهای مختلف منتهی به شهر کلیبر و قلعه بابک، ایست‌های بازرسی متعددی از سوی ارگان‌های امنیتی ایجاد شده و تلاش شده از حضور فعالان و مردم در قلعه بابک جلوگیری شود با اینحال دسته‌های مختلف علاقمندان به حضور در این برنامه طی شب‌های گذشته خود را به این منطقه رسانده و با روشن کردن آتش به برگزاری رقص های سنتی و گردهم آیی پرداختند.

لازم به ذکر است در تاریخ ۲۳ خردادماه سال جاری نیز محکومیت مرتضی پروین، میلاد اکبری و اکبر جهانگیری سه فعال ترک (آذری) ساکن استان اردبیل که در دادگاه بدوی به اتهام “اخلال در نظم عمومی” طی شرکت در مراسم تجمع در “قلعه بابک” به پرداخت جزای نقدی جایگزین حبس چهار ماهه و تحمل ۴۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده بودند، در شعبه ۲۶ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا تایید شد.

قلعه‌بابک یا دژ بابک، بنا شده در بالای کوهی به بلندای ۲۳۰۰ متر، نزدیک به سه کیلومتری شهر کلیبر. دژ در زمان ساسانیان ساخته شده ولی نام خود را از نام بابک خرمدین، رهبر مبارزان با خلفای عباسی در سال ۸۹۳ میلادی، گرفته‌است.

در طی سالهای اخیر، بطور منظم فعالان ترک (آذری) با حضور در تجمعاتی سالانه در این محل به طرح مطالبات خود می پردازند.

«نسل‌های مختلف جنبش زنان ایران نیازمند گفتگو با یکدیگرند» / ژانت باوئر

ژانت باوئر مردم‌شناس و استاد مطالعات بین‌الملل در کالج ترینیتی شهر هارتفورد در ایالت کانتیکت آمریکاست. او نزدیک به چهل سال درباره زنان ایرانی و جنبش حقوق زنان ایران تحقیق کرده است.

او در ۲۵ سال گذشته درباره زنان مسلمان در مهاجرت نیز تحقیقات درازمدت انجام داده و زندگی و تجارب چند نسل از گروه‌های  جمعیتی را بررسی کرده است.

ژانت باوئر از ماه مه تا ژوئیه ۲۰۱۸ به عنوان پژوهشگر میهمان انستیتوی ماکس پلانک در آلمان به سر می‌برد. او روز ۵ ژوئن سخنرانی‌ای درباره جنبش فمینیستی آینده در ایران در محل کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین ایراد خواهد کرد.

دویچه وله: پرفسور باوئر، شما مردم‌شناس هستید و در زمان دانشجویی‌تان پیش از انقلاب ۵۷ به موضوع وضعیت زنان و سازمان‌های آن‌ها در ایران پرداختید. پس از آن هم ایران همیشه جایگاهی خاص در تحقیقات و نوشته‌های شما داشته است. این علاقه به ایران از کجا می‌آید؟

ژانت باوئر: من به عنوان دانشجو به آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه سفر کردم و  تفاوت‌های مهم میان جوامع مسلمان مختلف مرا متحیر کرد. برای همین می‌خواستم بیشتر درباره گوناگونی آیین و رسوم در جهان اسلام بدانم، به‌ویژه به عنوان زنی متاثر از مباحثی که در زمینه حقوق زنان و برابری جنسیتی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مطرح بودند.

پس از اینکه برای مدتی در فیلیپین زندگی کردم، تصمیم گرفتم بیشتر درباره کشورهایی که در غرب آسیا قرار دارند بدانم و ایران را به دلیل تنوع فرهنگی غنی و تاریخ آن برگزیدم.

تمرکز شما در چهل سال اخیر بیشتر روی زنان ایرانی در داخل و خارج ایران بوده است. از نظر شما چه تفاوت‌های اصلی میان زنان نسل پیش از انقلاب و نسل حاضر وجود دارد؟

پیش از انقلاب زنان دسترسی فزاینده‌ای به همه گونه اطلاعات جدید پیدا کردند. من متوجه شدم که حتی زنان کارگری که به خانه‌هایشان در شهرهای کوچک برمی‌گشتند، متاثر از ایده‌ها و رفتارهای جدید بودند. تجربه من این بود که زنان همه طبقات و مناطق اهدافی برای خودشان و فرزندانشان داشتند‌، اما همه زنان در وضعیت مناسبی برای فعالیت در جهت رسیدن به آن اهداف‌ نبودند‌؛ مثلا اینکه به آموزش دسترسی داشته باشند یا سفر کنند یا شغلی داشته باشند.

برخی اوقات می‌دیدم که در محیط سنتی روستاها یا در محله‌های کارگری ایران زنان راه‌هایی داشتند برای آنکه قواعد اجتماعی یا محدودیت‌ها را دور بزنند، به این وسیله که به خانواده‌هایشان فشار بیاورند تا تسلیم خواسته‌های آن‌ها بشوند. سپس بعد از مهاجرت به شهر برخی اوقات زنان می‌دیدند که آن ابزارهای سنتی برای رسیدن به اهدافشان دیگر مؤثر نیستند. برای همین وقتی که نظام قانونی شروع به حمایت بیشتر از زنان کرد‌، دیگر به آن ابزارهای اجتماعی سنتی برای رسیدن به اهدافشان وابسته نبودند. و این برخی امکانات زنان کمتر تحصیل‌کرده را برای رسیدن به اهداف شخصی‌شان محدود می‌کرد.

امروزه امکان انتقال اطلاعات و دانش همراه با اشکال جدید مسافرت و ارتباطات الکترونیکی افزایش یافته است. به همین دلیل، جوانان ایران همانند جوانان دیگر کشورها در سراسر دنیا، ورای مرزهایشان به شکل‌های مختلف در فعالیت هستند.

زنان جوان نسبت به نسل‌های پیش از خود دسترسی بیشتری به آموزش و اطلاعات دارند. من فکر می‌کنم آنها در مقایسه با پدر و مادرشان یا نسل‌های پیش از انقلاب، به طور متفاوتی در دنیا عمل می‌کنند. آنها مانند جوانان دیگر نقاط دنیا در درجه نخست علاقه‌مند به ایجاد زندگی‌ای پرمعنی برای خودشان به عنوان فرد هستند و می‌خواهند کنترل زندگی‌شان در دست خودشان باشد و زندگی‌شان را بهبود ببخشند. اما بعضی وقت‌ها هم کارهایی می‌کنند که افراد دیگر جامعه را در بر می‌گیرد.

البته هم‌زمان در ایران و بسیاری دیگر از نقاط دنیا، بقایای پدرسالاری و امتیازات مردانه به عنوان مانعی سر راه زنان جوانی باقی مانده که می‌خواهند به اهدافی برسند که برای خودشان و جامعه‌شان دارند. و می‌دانم که مردها هم اغلب برای پذیرش جایگاه زنان به عنوان افراد برابر در فضای عمومی یا اجتماعی و شغلی، در کشمکش با خودشان هستند. و این امر نشان‌دهنده هم الگوهای پرورش اجتماعی (سوسیالیزاسیون) است و هم ساختارهای اجتماعی و سیاسی که در آن امتیاز دادن به مردها – و در درجه اول به مردان دگرجنس‌گرا (هتروسکسوئل) و طبقات خاص یا گروههای خاص – ادامه پیدا می‌کند.

شما با زنان مهاجر ایرانی خارج از کشور در تماس هستید، از جمله با فعالان حقوق زن. چه تفاوتی میان دیدگاه فعالان حقوق زن داخل و خارج ایران می‌بینید؟

فکر می‌کنم زنان جوان و فعالان حقوق زن در ایران و آن‌هایی که بیشتر در سال‌های اخیر از ایران خارج شده‌اند، در مقایسه با زنانی که پیش‌تر ایران را ترک کرده‌اند، تجربه‌های متفاوتی در رابطه با نابرابری و تبعیض جنستی و روبرویی با محدودیت‌ها دارند. همچنین به نظر می‌رسد که زنان جوان‌تر و کسانی که اخیرا آمده‌اند، اغلب می‌خواهند با طیف وسیع‌تری از مبارزه علیه نابرابری‌های اجتماعی و بی‌عدالتی‌ها مقابله کنند. منظور من از اینکه پیش از این گفتم، فعالیت‌های آن‌ها بیش از پیش “دربرگیرنده” است‌. یعنی آن‌ها بیش‌تر نگران نابرابری‌هایی هستند که نه تنها زنان بلکه برخی مردان متحمل می‌شوند، مانند مردانی با سکسوالیته آلترناتیو و مردان فقیر. بسیاری از آن‌ها به من گفته‌اند که علاوه بر فعالیت در زمینه حقوق زنان در عرصه کمک به کودکان افغان، بی‌خانمان‌ها و مادران و کودکان در ایران هم فعال بوده‌اند.

Iran Simin Behbahani vor Zeichen

متاسفانه نسل فعالان یا فعالان بالقوه حقوق زنان در داخل و خارج ایران لزوما رابطه نزدیک با نسل دیگر یا اطلاعات درباره کار نسل دیگر ندارد و این مانع از آن است که این دو نسل بتوانند از یکدیگر بیاموزند و در مبارزه برای کسب حقوق زنان با هم متحد شوند. برخی وقت‌ها زنان جوان، مگر اینکه از مادران یامادربزرگان‌شان درباره فعالیت‌های حقوق زنان آموخته‌ باشند، اطلاعات زیادی درباره تاریخچه فعالیت‌ها و جنبش حقوق زنان در ایران ندارند. این وضعیت تا حدی با دسترسی مردم به پلاتفرم‌های اجتماعی الکترونیک فرق کرده است. حال دیگر زنان جوان می‌توانند درباره تاریخ جنبش زنان بخوانند و بیاموزند.

در سال‌های اخیر شاهد حرکت‌های اعتراضی مختلف زنان در ایران  به شکل‌های گوناگون بوده‌ایم. این حرکات را چگونه می‌بینید؟

از آنجایی که ادامه فعالیت‌های سازمان‌دهی شده برای رسیدن به برابری جنسیتی مشکل‌تر شده، به نظر می‌رسد که چالش‌های زنان و اعتراضات‌شان علیه تبعیض و نداشتن گزینه‌های اجتماعی، باعث شده که فعالیت‌های زنان به صورت فردی یا در گروه‌های کوچک صورت بگیرد. طبیعی است که این امر برخی پیامدهای اجتماعی دارد.

در طول تاریخ، در فرهنگ‌های مختلف حرکت‌هایی این چنین با مقابله روبرو شده، اما زنان در بسیاری از نقاط با نشان دادن مقاومت‌های فردی، موفق به ارتقاء جایگاه سیاسی و قانونی‌شان شده‌اند.

فکر می‌کنم متاسفانه مجازات‌های اجتماعی‌ای که زنان جوان هنگام فعالیت علیه نابرابری جنسیتی در عرصه عمومی با آن روبه‌رو می‌شوند و نیز پیامدهای احتمالی اجتماعی و قانونی، بسیاری از آن‌هایی را که ممکن است بخواهند به دیگران بپیوندند، از فعالیت منصرف می‌کند.

تاثیر نهادهای آموزشی بر برابری جنسیتی در فرهنگ‌های مختلف چگونه است؟

تحقیقات من روی سازمان‌های داوطلب و برنامه‌های آموزشی غیررسمی‌ای متمرکز بوده که به زنان کمک می‌کنند تا بتوانند به اطلاعات لازم برای اعاده حقوقشان دست یابند. در ایران اهمیت نهادهای آموزشی غیررسمی و نیز رسمی پیش از انقلاب روشن بود.

در آن زمان زنانی که از شهرهای کوچک برای زندگی به شهرهای بزرگ می‌آمدند اغلب از اعضای دیگر خانواده یا جلسات زنانه در شهرها چیزهای جدید یاد می‌گرفتند، مثلا با شرکت در کلاس‌های سوادآموزی یا با پیوستن به “سازمان زنان ایران” در آن زمان.

با تحقیقاتم درباره زنان پناهنده در بسیاری از نقاط جهان به این نتیجه رسیده‌ام که برعکس تصوری که مردم غرب ممکن است داشته باشند‌، این زنان منفعل نیستند. آن‌ها مدافعان قوی‌ای برای خودشان و خانواده‌شان هستند. آن‌ها، اگر ابزار درست در اختیارشان باشد، به آموختن و درخواست مطالباتشان ادامه می‌دهند.

جنبش‌های زنان کشورهای مختلف چه تاثیری بر یکدیگر می‌گذارند؟

در طول تاریخ فعالان حقوق زنان، از جمله فعالان ایرانی، از طریق کنفرانس‌ها، ارتباط مستقیم یا خواندن آثار یکدیگر، در ارتباط با هم بوده‌اند.

جنبش‌های زنان در بسیاری از جوامع گوناگون در طول تاریخ بر یکدیگر به طور متقابل تاثیر گذاشته‌اند.

با این همه، زنان از دریچه تجربه فرهنگی خودشان به جنبش زنان می‌نگرند و به آن نزدیک می‌شوند. درک‌های متفاوتی در میان فعالان حقوق زن برحسب ملیت، پیشینه طبقاتی، قومیت، نژاد و سطح تحصیلات وجود دارد.

این‌ها هنوز موانعی هستند که جنبش‌های زنان در سراسر دنیا باید از طریق ارتباط و گفت‌وگو با هم بر آن چیره شوند. در رابطه با جنبش زنان ایران، جای زیادی برای کار در میان نسل‌ها و برقراری ارتباط بیشتر با یکدیگر می‌بینم، تا بتوان جنبش حقوق زنان وسیع‌تری را ایجاد کرد.

آینده جنبش زنان ایران را چگونه می‌بینید؟

به نظر من ما باید جنبش زنان یا “نا-جنبش” زنان ایران را فرامحلی ببینیم. زنان داخل و خارج ایران با آرزوها و فعالیت‌هایشان برای کسب آزادی و حق انتخاب در رابطه با تمام جهان به سر می‌برند.

من از نام‌گذاری آصف بیات، پژوهشگر ایرانی، برای جنبش زنان ایران در حال حاضر به عنوان “نا-جنبش” استفاده می‌کنم، چون در ایران جنبش زنانی که به طور مرکزی سازماندهی شده باشد، وجود ندارد. بحث من این است که این جنبش را فرامحلی می‌دانم، چون دربرگیرنده زنان جوان ایرانی است که مدتهاست با خارج از ایران در ارتباط هستند یا اطلاعات‌شان را از منابع مختلف خارج از ایران می‌گیرند.

فعالان حقوق زن در داخل و خارج ایران از طریق شبکه‌های اجتماعی در گفتگویی جهانی با یکدیگر هستند. آن‌ها درباره اتفاقاتی با هم تبادل نظر و تبادلاطلاعات می‌کنند که در رابطه با مسائل و مبارزات زنان در سراسر جهان رخ می‌دهد. به نظر من خوب است که جنبش زنان ایران را به عنوان جنبشی نگاه کنیم که هم زنان داخل و هم زنان خارج از کشور را در بر می‌گیرد.

این امر نیازمند گفتگوی میان دو نسل در داخل و خارج کشور هم هست. برخی از زنان جوانی که من با آن‌ها صحبت کرده‌ام، اشاره کرده‌اند به اینکه در تلاش‌ خود برای همکاری با نسل‌های قدیم‌تر فعالان ایرانی، حس می‌کنند شاید وجوه مشترک کمی با آنها دارند یا کم‌تر از آنها مطالعه کرده‌اند و به قدر آن‌ها مطلع نیستند. برای همین حس نمی‌کنند جزیی از گروه آن‌ها باشند.

به نظر من این در حقیقت فراخوانی است برای گفت‌وگوی بیشتر درباره حقوق و جنبش زنان میان نسل‌های مختلفی که خودشان را فعال حقوق زنان می‌دانند.

دویچه وله

اعتراض شوراهای صنفی به صدور احکام قضایی برای دانشجویان

شوراهای صنفی دانشجویان کشور در بیانیه ای که تاکنون به امضای ٣۷ دانشگاه رسیده است، ضمن اعتراض به صدور احکام بازداشت و زندان برای دانشجویان و حمایت از دانشجویآن معترض دانشگاه علامه طباطبائی، خواستار توقف کامل روند قضایی دانشجویان که هنوز دادگاه بدوی شان تشکیل نشده، لغو احکام قضایی صادره علیه دانشجویان و بازگشت پرونده هایشان به دانشگاه، حضور دانشجویان محکوم شده از سال جاری تحصیلی بدون هیچ گونه مانعی بر سر کلاس ها و عدم هر گونه ممنوعیت نسبت به حق تحصیل و توقف کامل روند امنیتی سازی دانشگاه و عدم پرونده سازی برای دانشجویان فعالی که پیگیر پرونده ها بوده اند شده اند. این خواست ها در ماه های اخبر بارها از سوی دانشجویان اعلام شده است.
متن این بیانیه و امضاهای آن را در ادامه می خوانید:

بازداشت های عجولانه و بی‌دلیل دی ماه که به گفته مسئولین امنیتی با هدف پیشگیری از جرم و به بهانه ی اعتراضات دی ماه شروع شد، در ادامه پرونده سازی و فضای امنیتی در دانشگاهها را در پی داشت و در نهایت علیرغم عدم شفافیت در ارایه دلیل برای مصادیق ذکر شده به احکام سنگین قضایی برای فعالین صنفی ختم شد.

در بخشی از این ماجرا طبیعی بود که دانشجویان نسبت به سرنوشت کشورشان حساسیت نشان دهند یا که از وضعیت معیشتی به تنگ آمده باشند و نسبت به گرانی و مشکلات معترض باشند و در اعتراضات شرکت کنند و انتظار داشتیم که بر حسب وظیفه دولت از حقوق شهروندی و وزارت علوم از حقوق دانشجویی اعضای جامعه ی دانشگاهی دفاع کند. بخش دیگر ماجرا فعالین صنفی_دانشجویی ای بودند که نه در خیابان ها بلکه جلوی درب دانشگاهها بصورت غیر قانونی بازداشت شدند و مصادیق جرمشان حضور در فعالیت‌های صنفی سالهای پیش در صحن دانشگاه بود.

از مسئولان وزارت علوم که وزیر و معاون فرهنگی اش در خطابه‌هایشان دانشجویان را سرمایه های آینده ی کشور و عضوی از خانواده ی دانشگاه می دانند انتظار می رفت که نگذارند به حریم دانشگاه و حقوق دانشجویان تجاوز شود. متاسفانه در عمل تنها شاهد وعده ی پیگیری و کمک کردن به امنیتی ها برای پرونده سازی علیه فعالین صنفی_دانشجویی بودیم.

پس از بازداشت دانشجویان با بیانیه و نامه هایی که بیش از ۵۰ شورای صنفی دانشجویان امضا کرده بودند، نظر دانشجویان را اعلام کردیم. همچنین در طول این مدت دانشجویان دانشگاه های مختلف با برگزاری تجمعاتی خواستار آزادی دانشجویان و عدم پرونده سازی و تشکیل پرونده شدند. اکنون به دلیل بی توجهی به مطالبات برحق جامعه دانشگاهی پس از صادر شدن احکام سنگین قضایی به تجمع اعتراضی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران رسیدیم.

آنچه که در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران میگذرد، همان اصالت روح اصیل دانشگاه است. همصدایی بدنه ی دانشجویی با همراهی اساتید برای دفاع از ساحت دانشگاه. دانشجویانی که فارغ از تفکر و عقاید شخصی خود به دفاع از حریم دانشگاه بپا خواسته اند آن هم نه با برگزاری تجمعی یک روزه و دو روزه بلکه با آگاهی از آنچه که حق خود می دانند، گفته اند تا زمانی که احکام سنگین قضایی لغو نشود ما پیگیر لغو آن هستیم. در کنار دانشجویان اساتیدی قرار گرفتند که دیگر خود را درگیر مصلحت اندیشی و سکوت برای بقا بر سر کرسی استادی نمی دیدند.

شوراهای صنفی دانشجویان کشور وظایفی شفاف و بدیهی دارد:
دفاع از آموزش رایگان، حقوق برابر تمامی ادیان، اقوام، مذاهب و …، حق تحصیل برای همگان، حق تشکل یابی، دانشگاهی امن و بدور از برخوردهای امنیتی، لغو سیاست های اجتماعی که سبب تبعیض جنسیتی می شود، لغو سیاست های اقتصادی که سبب شکاف طبقاتی می شود و در یک کلام، احیا روح دانشگاه.
و تلاش برای احقاق همین بدیهیات، اکنون منجر به صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای فعالین صنفی شده است. در احکام صادر شده برای دانشجویان تجمعات صنفی در صحن دانشگاه، نقد سیاست های اقتصادی که نتیجه ی سو آن را در زیست دانشجویی روزانه احساس می کنیم، به چشم می آید که قاعدتا چنین احکامی از منظر نگاه هر انسان حق‌خواه محکوم است.
نگرانی هایمان را گفتیم و پای رسالتمان ایستادیم. بی شک سرکوب این روزهایمان به بخشی از تاریخ فعالیت صنفی و حق خواهانه بدل خواهد شد که هرگز قابل تحریف نیست.
احکام صادر شده برای دانشجویان تنها مختص به دانشگاه تهران نیست و دانشجویان دانشگاه های دیگر نیز با چنین احکامی مواجه شده اند و بیشتر از افرادی هستند که امروزه خبرهایشان را شنیده اید.

در پایان شوراهای صنفی دانشجویان کشور سپاسگزار تلاش هم‌صنفان خود در دانشگاه تهران است و حمایت قاطع خود را از دانشجویان دانشکده ی علوم اجتماعی تهران اعلام می کند و مطالبات دانشجویان معترض به احکام سنگین قضایی را مطالبات خود می داند:

۱- توقف کامل روند قضایی دانشجویان که هنوز دادگاه بدوی شان تشکیل نشده است.
۲- لغو احکام قضایی صادره علیه دانشجویان و بازگشت پرونده هایشان به دانشگاه.
٣- حضور دانشجویان محکوم شده از سال جاری تحصیلی بدون هیچ گونه مانعی بر سر کلاس ها و عدم هر گونه ممنوعیت نسبت به حق تحصیل
۴-توقف کامل روند امنیتی سازی دانشگاه و عدم پرونده سازی برای دانشجویان فعالی که پیگیر پرونده ها بوده اند

۱_شورای صنفی دانشگاه نوشیروانی بابل
۲_شورای صنفی دانشگاه تربیت مدرس
٣_شورای صنفی دانشگاه دامغان
۴_شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف
۵_شورای صنفی دانشگاه گیلان
۶_شورای صنفی دانشگاه صنعتی کرمانشاه
۷_شورای صنفی دانشگاه شهید مدنی تبریز
٨_شورای صنفی دانشگاه صنعتی اصفهان
۹_شورای صنفی دانشگاه صنعتی شیراز
۱۰_شورای صنفی دانشگاه مراغه
۱۱_شورای صنفی دانشگاه نیشابور
۱۲_شورای صنفی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
۱٣_شورای صنفی دانشگاه فرهنگیان
۱۴_شورای صنفی دانشگاه صنعتی قوچان
۱۵_شورای صنفی دانشگاه بیرجند
۱۶_شورای صنفی دانشگاه بم
۱۷_شورای صنفی دانشگاه ملایر
۱٨_شورای صنفی دانشگاه گنبد کاووس
۱۹_شورای صنفی دانشگاه صنعتی سهند تبریز
۲۰_شورای صنفی دانشگاه سیستان و بلوچستان
۲۱_شورای صنفی دانشکده نفت آبادان
۲۲_شورای صنفی دانشگاه کاشان
۲٣_شورای صنفی مجتع آموزش عالی و فنی اسفراین
۲۴_شورای صنفی دانشگاه کوثر بجنورد
۲۵_شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی علامه
۲۶_شورای صنفی دانشکده ارتباطات علامه
۲۷_شورای صنفی دانشکده ادبیات علامه
۲٨_شورای صنفی دانشگاه تبریز
۲۹_شورای صنفی دانشگاه تهران
٣۰_شورای صنفی دانشگاه هنر تهران
٣۱_شورای صنفی دانشگاه زنجان
٣۲_شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت
٣٣_شورای صنفی دانشگاه مازندران
٣۴_شورای صنفی دانشگاه تفرش
٣۵_شورای صنفی دانشگاه بوعلی همدان
٣۴_شورای صنفی دانشگاه همدان
٣۵_شورای صنفی دانشگاه صنعتی ارومیه
٣۶_شورای صنفی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
٣۷_شورای صنفی دانشگاه لرستان

گزارش مبارزات و اعتراضات کارگران و زحمتکشان ایران در سال ۱۳۹۶/ اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

 

تقدیم به محمد جراحی کارگر مبارزی که پس از سال ها زندان و اثرات ناشی از آن، در سال  ۱۳۹۶  جان باخت. ادامه خواندن Continue reading

برای اولین بار درهای ورزشگاه آزادی به روی زنان گشوده شد

برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی در ایران، زنان توانستند برای تماشای بازی فوتبال بین تیم‌های ایران و اسپانیا وارد دو ورزشگاه آزادی و تختی شوند. این دستورالعمل از سوی استانداری تهران صادر شد. ادامه خواندن Continue reading

راز و رمز همکاری در جنبش کارگری دانمارک / فروغ اسدپور

گفتگو با دو تن از فعالان جنبش کارگری دانمارک  

مقدمه‌‌ی عمومی:
متن زیر به فراز مهمی از فعالیت اجتماعی پر‌جنب‌و‌جوش جنبش کارگری دانمارک و بسیج همگانی از پایین در بخش کارکنان دولتی-عمومی می‌پردازد که چندی پیش با انعقاد قراردادهای دسته جمعیِ جدید پایان یافت ادامه خواندن Continue reading

دستاوردهای ۱۰ سال تلاش در همبستگی بین‌المللی با کارگران ایران / گزارشی از شب همبستگی با کارگران ایران در پاریس

در ده سالی که «کلکتیو» فعال است توانستیم نه زیاد، بلکه کمی موثر باشیم. کاری که ما در این مدت کردیم شاید تاثیرش این باشد که فعالان کارگری در ایران مجازات‌های کمتری و محکومیت‌های کمتر طویل‌المدتی بگیرند ادامه خواندن Continue reading

با ایستادگی اعتصابیون، اکثر کارگران بازداشتی آزاد شدند

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران امروز ساعت ۷ بعدازظهر ۴۶ نفر از ۵۱ کارگر بازداشت شده به قید وثیقه ۵۰ میلیون‌ تومانی آزاد شدند و آقای محمود خسرو شاهی به دلیل عدم اطلاع خانواده فردا مراحل آزادیش طی خواهد شد.

دادگاه انقلاب از پذیرش وثیقه کریم سیاحی، محمدعلی جماعتی، محمد فلاحی و جواد اسکندری به بهانه داشتن شاکی خصوصی و شکستن شیشه دفتر نماینده شهر خودداری کرده است.

در میان بازداشت شدگان فردی بنام عباس سلمانزاده متاسفانه از شهروندان عادی بوده است که همراه با کارگران معترض بازداشت و کماکان در زندان مانده است.

لازم به ذکر است در شب نخستی که ٣۶ نفر از کارگران را بازداشت کردند آنها را ابتدا به کلانتری کیان اباد و سپس به بازداشتگاه پلیس مواد مخدر منتقل میکنند و از لحظه بازداشت، چهار نفر از کارگران به نام های کریم سیاحی، پیمان شجیراتی، سید محمد نوری و سیدرضا طبیب ، توسط نیروهای امنیتی و گارد یگان ویژه بشدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و یکی از مضروب شدگان تا ساعت ها بعد در بازداشتگاه دچار خونریزی میشود ولی تلاشی برای اعزام وی به بهداری صورت نمیگیرد.

طبق همین گزارش نیمه های همان شب نیروهای پلیس اطلاعات با ورود به بازداشتگاه ضمن فحاشی، تهدید و ارعاب با شوکر برقی یکی از کارگران به نام نورالدین موسی را مضروب کردند که نامبرده دچار درد شدید عضلانی میگردد، با اینکه طبق مقررات زندان بایستی تلفن در اختیار زندانی قرار دهند تا به خانواده هایشان اطلاع دهند تا پایان ساعات حضور در زندان اجازه استفاده به تلفن به کارگران داده نمیشود.

اعتصاب، اعتراض، راهپیمایی، تجمعات پرشکوه در مقابل استانداری، سخنرانی های اعتراضی پر شور کارگران در مورد پایمال شدن حقوق و مطالباتشان و مقاومت شجاعانه آنان در مقابل فضای ارعاب بگیر و ببند، نهایتا کارفرما و نیروهای سرکوب را وادار به عقب نشینی در مقابل خواستهای کارگران کرد.

تاملی بر یک دستاورد ِجنبش کارگری / به واسطه سفر رضا شهابی- ویسی-رضوی

تاملی بر یک دستاورد ِجنبش کارگری به واسطه سفر رضا شهابی- ویسی-رضوی و دو نکته جنبی

ارزش مقاومت و اقدامات شهابی و نیز اهمیت فعالیت های رضوی و ویسی و دیگر فعالین مستقل برهمگان واضح است و نیز اینکه سفر این سه فعال مستقل چه دستاوردهای گرانبهایی برای جنبش کارگری داشته است.

در این میان، مضافا یکی دو نکته ی جانبی حادث شده است که حواشی مختصری ایجاد کرد و البته به سرعت در روند تبادل بحث میان افراد مختلف به نتایج روشنی ختم شد. ما به عنوان افرادی که در ایران، مستقیما و از نزدیک شاهد کم و کیف مبارزات کارگری، افت و خیزها و شکست و پیروزی های مختلف بوده ایم و به عنوان افرادی که علاوه بر سازماندهی برای دفاع از رضا شهابی تجربیات دست اولی از چگونگی تغییر توازن قوا میان خود و دولت بوده ایم و به خوبی میدانیم در کجاها توانسته ایم دولت را وادار به عقب نشینی کنیم، این امکان را داریم که گزارش و توضیحی دست اول و دقیق از برخی نکات مترتب بر مسافرت این سه فعال کارگری ارائه کنیم؛ در این نوشته، به برخی اظهار نظرهای کم بها و هتاکانه که علیه این دوستان شده نمیپردازیم. مخاطب نوشته، افرادی هستند که از این دست ماجراها پرت نیستند، در جریان مسایل کارگری بوده و هستند و قدر و اهمیت فعالان زجر کشیده، با تجربه و دلسوز ِ جنبش کارگری را میدانند زیرا که خود، به نوعی دست اندرکاراین مبارزه دشوار بوده اند. در واقع ما میخواهیم به هدف روشنگری و تبادل تجربه با رفقای پیگیر و علاقه مند، این ماجرا را بهانه کرده و همین یکی دو نکته ی جنبی را بررسی و شفاف تر کنیم؛ زیرا که در بررسی این نکات، جنبه هایی مهم، درس آموز و عملی از اهمیت و ممکن بودن ِ اتحاد و پشتیبانی برای عقب راندن دولت سرمایه داری از خلال یک مبارزه مشخص و مثلا در راستای ایجاد چتر حمایتی برای یک فعال کارگری توضیح داده و شفاف تر میشود.

اما دو نکته ی جنبی: ماجرا چنین است که در حاشیه دیدارها و جلسات متعدد کارگری، در یک جلسه عمومی که توسط یک اتحادیه کارگری آلمانی برگزار شده، رضا شهابی در سخنرانی ای که در تشریح وضعیت سندیکای واحد و جنبش کارگری ایران داشته به چند سوال نیز پاسخ داده است. در انتها نیز از او پرسیده شده که «توصیه ات به چپ خارج از ایران چیست؟» و رضا با حالتی صمیمی و صادقانه (که خصلت همیشگی اوست) و به شکلی دوستانه پاسخ میدهد » در طرف مقابل ِما، رسانه های سرمایه داری دایما در حال تبلیغند و در عوض در این سمت، نزد جریانات مدافع طبقه کارگر، پلاتفرمی عملی مشاهده نمیشود. این دوستان اگر با هم متحد باشند و زیر پای هم را خالی نکنند، برای جنبش کارگری بهترین خدمت است» (پرسش و پاسخ، با تلخیص و نقل به مضمون). افرادی به این گفته ی وی ملاحظاتی داشته اند. یا از طرفی در یکی دو جا این سوال طرح شده که چگونه است که دولت ایران به این سه تن، اجازه سفر به خارج داده است؟ در این خصوص نکاتی را به اشتراک میگذاریم.

۱-نخست: یکی دو جمله نقل شده از شهابی در بالا، از میان حدود یک ساعت سخنرانی او «جدا» شده و موضوع صحبت رضا، ابدا بررسی وضعیت چپ در خارج از کشور یا مسائل مشابه نبوده بلکه صحبتش درباره وضعیت جنبش کارگری در ایران بوده است. ( علت اینکه فقط دو دقیقه از صحبت های وی » گلچین» و منتشر شده معلوم نیست) و ثانیا: رضا شهابی نخست از حمایت ها و اقدامات مختلف انجام شده در داخال و نیز توسط فعالین خارج از ایران تشکر کرده و نه تنها آن را نفی نمیکند بلکه برعکس آنها را به حدی جدی میداند که میگوید بدون این حمایت ها حتا اکنون وی در این جلسه حاضر نمی بود. ثالثا : گفته ی صمیمانه و انتقادی وی کاملا به جا و صحیح است و مشخص نیست چرا ممکن است باعث ناراحتی شود. آیا دعوت به اتحاد و دعوت به برنامه (و پلاتفرم) داشتن، و دعوت به پرهیز از زد و خوردهای غیر ضروری، دعوتی بیهوده و یا از سر نفی نیروی چپ است؟ ابدا؛ بلکه برعکس، ماهیت حرف رضا شهابی، اصولی و ضروری است و اینکه شهابی به لحن و با ادبیات خود این موضوع را بیان کند، موضوعی است در حوزه ی سلایق و شیوه ی گفتار افراد.

۲-برخی این مساله را طرح کرده اند که چگونه است که رضا شهابی که تا چند ماه قبل در زیر فشارهای شدید بود اکنون مجاز است به خارج سفر کند ؟ و پاسخ ما :

اولا: این نخستین بار نیست که فعالین کارگری مستقل به خارج از ایران سفر و در برنامه های کارگری مشارکت میکنند؛ پیش تر، علی نجاتی، محمود صالحی، حسن سعیدی (که او هم از سوی سندیکای واحد به سفر آمده بود) و نیز اسماعیل عبدی ( از کانون صنفی معلمان) در سال های اخیر به خارج از ایران سفر کرده و در جلسات و نشست های تشکلات کارگری/صنفی شرکت کرده اند.

و ثانیا : رضا شهابی در اثر مقاومت خود و همسرش و نیز در سایه حمایت های داخلی و جهانی از وضعیت وخیمی که داشت، زنده بیرون آمد اگرچه همین حالا هم وضعیت و پرونده پزشکی قطور و دردناکی دارد. یادمان هست که شهابی تمام مدت حبسش رابه طورکامل تحمل کرد و حتا با وجود سکته، کلیه درد، کمر و گردن درد و فشار بالا و … چند ماه بیشتر از مجموع سال های احکام زندانش در زندان نگاه داشته شد و اکنون به طور رسمی و قضایی هیچ محکومیتی ندارد. وثیقه گذارهای وی با توجه به اتمام چند حکم مختلفش، وثیقه های خود را آزاد کرده اند و رضا با توجه به اتمام محکومیت هایش، نامه ی رسمی برای برطرف کردن ممنوع الخروج بودنش گرفته و به اداره گذرنامه داده است.( خاطرمان هست که رضا بعد از آزاد شدنش و همین چند ماه قبل نیز که برای تمدید گذرنامه اش مراجعه کرده بود، به مدت چند ساعت توسط پلیس گذرنامه بازداشت شد زیرا هنوز نامه اتمام حکمش به اداره گذرنامه واصل نشده بود. در همان چند ساعت ِ بازداشت، انبوهی از اعتراضات شکل گرفت و نهایتا با استعلام از دادستانی مشخص شد که احکام زندانش تمام شده، ممنوعیت قضاییش به اتمام رسیده و مراجعه او به اداره گذرنامه برای رفع ممنوع الخروجی و تمدید گذرنامه قانونی است. ماموران و دادستانی سراسیمه و با ترس و پس از چند ساعت، بلافاصله شهابی را دوباره آزاد کردند).

ثالثا مجاز بودن رضا به سفر به خارج از ایران از نظر سیاسی بیش از هر چیز به یک عامل بستگی دارد و آن هم اعتبار و شهرت داخلی و جهانی و چتر و پشتوانه ی حمایتی و کارگری اوست که باعث میشود حکومت ایران بر خلاف میلش، امکان این را نداشته باشد که – با توجه به موقعیت ویژه رضا شهابی و نیز نوع سفرش- برای خروج او سنگ اندازی کند زیرا او نزد تشکلات جهانی کارگری شناخته شده است و در صورت ایجاد سدی برای خروج او، بیش از هر کسی، حکومت ایران باید برای این ممانعت توضیح و گزارش بدهد؛ میدانیم که رضا در زمان اجلاس سازمان جهانی کار به اروپا سفر کرده و خود در این اجلاس حاضر شده است. نمایندگان دولت ایران نیز در این اجلاس شرکت دارند و تصور کنید که اگر از خروج رضا به خارج و حضورش در اجلاس جلوگیری می شد، آنگاه نمایندگان دولت ایران چه پاسخی میتوانستند به سازمان جهانی کار و تشکلات کارگری شرکت کننده بدهند؟ درک این نکته زمانی بیشتر ممکن میشود که بدانیم سال ها و چند دوره است که دولت ایران در پاسخ رسمی به سازمان جهانی کار و به کمیته آزادی تشکلات( و به دروغ و با فریبکاری) می نویسد- و این گزارش رسما منتشر شده است- که » هیچ مخالفتی با ایجاد تشکلات مستقل نداشته و شهابی و امثال او به علت اقدامات تروریستی محکوم شده اند»! در صورت ایجاد هرگونه ممانعت در خروج رضا، یکی از بارزترین دروغ های دولت ایران نزد سازمان جهانی کار عملا اثبات میشد و همچنین دولت ایران باید بخش عمده ی وقت خود در اجلاس و نیز بعد از آن را برای توضیح و توجیه این ممانعت، صرف میکرد.

می دانیم که سازمان جهانی کار متشکل از سه بدنه ی اصلی است: نمایندگان دولت ها، نمانیدگان کارفرماها و نمایندگان تشکلات کارگری موجود. خروجی این ترکیب هر چه هست به نفع طبقه کارگر نیست. در واقع در صورت عدم بهره برداری حداکثری نیروهای مدافع طبقه کارگر از این سفر ِ شهابی و دوستانش، حضور شهابی در این اجلاس، خطری عمده برای دولت ایران ایجاد نمیکرد. نتیجا بنا به تحلیل ما از شرایط امروز جامعه و موقعیت جنبش کارگری و نیز موقعیت رضا شهابی و درست در زمانی که او در اوج محبوبیت و اقبال عام در ایران و جهان است، برای دولت ایران به هیچ وجه به صرفه نبوده که ممانعتی دربرابر این سفر ایجاد کند؛ آنهم سفر رضا شهابی که همه ی تشکلات شرکت کننده در اجلاس سازمان جهانی کار از او و وضعیتش مطلعند و میدانسته اند قرار بوده به سفر بیاید و قطعا همگی درباره وی سوال میکردند. برعکس اجازه سفر به شهابی و دوستانش میتوانست زبان دولت ایران را دراز تر کند که به » کمیته آزادی تشکلات» بگوید :» می بینید که برخلاف شایعات(!) مبنی بر اینکه دولت ایران فعالین را سرکوب می کند، رضا شهابی آزاد است که سفر کند» ؛ اما البته هشیاری شهابی و دوستانش و اقدامات آگاهانه و استقبال کم نظیر از شهابی، رضوی و ویسی از سوی فعالین و تشکلات کارگری در اروپا و در سطح جهان و نشست های انجام شده و در یک کلام قدرت ِ جنبش کارگری، -همانطور که انتظار می رفت- سویه ی ماوقع را تماما به نفع جنبش کارگری و به ضرر دولت ایران رقم زد.

ما باور داریم که نقشه های دولت ایران برای توجیه اقدامات سرکوبگرانه خود و برای نشان دادن چهره ی » مثبت»(!) از خود، به تنهایی تمام معادلات را رقم نمی زند زیرا که فعالین جنبش کارگری هم اقدامات خود را سازمان میدهند؛ زیرا این فقط دولت ایران نیست که برای منافع خود تلاش میکند و جنبش کارگری، منفعلانه به تماشا ننشسته و نخواهد نشست ؛ زیرا رضا شهابی و دوستانش و سایر فعالین و تشکلات کارگری در داخل و خارج بیکار ننشسته اند تا این سفر به نفع ِتوجیهات دولت ایران یا به نفع ِمماشات سازمان جهانی کار با دولت ایران تمام شود. میدانیم که سازمان جهانی کار و بسیاری تشکلات به اصلاح کارگری موجود راه نجات مانیستند و ما آگاهیم که ارتباطمان با این نهاد ها تا کجا میتواند به سود و به چه اشکالی میتواند به ضرر جنبش کارگری تمام شود. شهابی و فعالین کارگری و جنبش کارگری را نباید دست کم گرفت!

اینکه شهابی، رضوی و ویسی و نیز فعالین کارگری و تشکلات کارگری داخل و خارج از ایران چه بهره برداری های مثبتی از این سفر به نفع جنبش کارگری کنند بستگی به خودشان و هشیاری و چابکی شان دارد. این مجموعه ی فعالین و جریانات و به ویژه بخش رادیکال جنبش کارگری هستند که توانسته اند با همراهی بیشتر با شهابی و دوستانش این سفر را تبدیل به فرصتی کم نظیر برای گسترش روابط و تحکیم همبستگی ها کنند و از این بابت باید به همه ی آنها دست مریزاد گفت. باید از سفر این سه فعال مستقل حداکثر بهره برداری را کرد تا بیشترین نتایج را به نفع جنبش کارگری رقم زد. تا اینجای کار این اتفاق افتاده ست و این سه فعال ِ مستقل در این سفر موفق بوده اند که وضعیت خود و تشکلات شان را برای تشکلات کارگری مختلف از سوئد، آلمان، فرانسه، ایتالیا، تونس، مصر، فلسطین، لبنان، ترکیه، سنگال، انگلیس، نروژ، اسپانیا و دیگر تشکلات بالادستی کارگری جهانی تشریح کنند و روابطی نزدیک تر را ایجاد کنند تا از این رهگذر حمایت های بیشتری برای فعالین مستقل کسب کنند.

کسی که به علت و زمینه ی»ممکن شدن» سفر شهابی و دوستانش تشکیک میکند یا به طور دقیق در جریان مبارزات جنبش کارگری نیست و یا در واقع به اهمیت و تاثیر حضور فعالانه و حمایت گرانه خودش و به توان جنبش کارگری در به عقب راندن حکومت ایران شک میکند. این افراد احتمالا، خود بخشی از این پشتوانه بوده اند که اکنون شهابی زنده است، سفر میکند و شهابی و دوستانش میتوانند در سطح جهان حرف هایی برای جلب حمایت های بیشتر برای جنبش کارگری بزنند.

هر درجه بیشتراز آزادی تحرک و عمل برای فعالین ِ مستقل، مستفیما به افزایش حمایت های داخلی و جهانی( و حمایت های همه ما) از آنها وابسته است. رضا شهابی و ماجراهایی که پشت سر گذاشته مثالی زنده و روشن است از اهمیت حمایت ها و همبستگی ها. آزادی هر درجه بیشتر تحرک، سفر و عمل برای رضا شهابی و دوستانش باید باعث شود ما به نیروی حمایتی خودمان در جنبش کارگری در به عقب راندن دولت ایران بیشتر ایمان بیاوریم و نه اینکه درباره نیروی حمایتی و موثر خودمان تشکیک کنیم.

خلاصتا : ۱-اینکه شهابی مانند همه ما، نیروهای مدافع طبقه کارگر را به اتحاد و همبستگی و پرهیز از رقابت ها و تفرقه های بی مورد دعوت کند امری نکوهیده نیست و برعکس مثبت و قابل دفاع است. رضا گفته است که بهتر است زیر پای هم را خالی نکنیم؛ آیا مشکل ِ نقد کنندگان حل میشود اگر پاسخ رضا شهابی را اینچنین بازنویسی کنیم؟ » ضروری است که اتحاد عمل های ممکن و شدنی را افزایش داده و از تفرقه پرهیز کنیم». رضا شهابی کارگری است که ادعای ایراد یک سخنرانی تئوریک نداشته بلکه در گفتگویی صمیمانه شرکت کرده است. وانگهی موضوع سخنرانی او ابدا تحیل چپ در خارج از ایران نبوده و همانطور که بالاتر اشاره شد از حدود یک ساعت سخنرانی او، تنها حدود کمتر از یک دقیقه از صحبت او بدین امر اختصاص یافته که آن هم در پاسخ به سوالی بوده که از وی شده است.

۲- حمایت های ما، سازماندهی های جنبش کارگری در داخل و در سطح بین المللی و مقاومت فعالین مستقل میتواند منجربه درجات بیشتری از آزادی عمل- اعم از سخنرانی و جلسه و سفر و نظایر آن- برای فعالین مستقل کارگری شود؛ این همان امری است که ما شبانه روز از آن دفاع میکنیم و آن را به زبان های مختلف نیز فرموله میکنیم؛ ما میدانیم و ترویج می کنیم که تنها در صورت جدیت، سازماندهی و اتحاد است که ما قدم های بیشتری رو به جلو برمیداریم. حالا هم نتایج و محصولات اتحاد و حمایت های جمعی خودمان در خصوص رضا شهابی و دیگر فعالین مستقل را قدر می دانیم و اکنون بیش از پیش ایمان داریم که: باری؛ حمایت ها و همبستگی های ما منجر به نتیجه ی دیگری شد ! یکی از مصداق هایش هم رضا شهابی.

رضا شهابی، ضمن اینکه چیزهای بسیار از جنبشی که بدان تعلق دارد آموخته، در عین حال در بسیاری جنبه ها، چیزهای آموزنده برای ما دارد و منجمله نمونه ی خوبی است برای اینکه ببینیم که مقاومت ِ یک فعال ِ صادق و جسور به همراهی خانوده اش در تلفیق با حمایت های داخلی و جهانی میتواند به پیشروی ما و یک درجه عقب نشینی طرف مقابل منجر شود.

خجسته است پیروزهای هر چه بیشتر شهابی و شهابی ها و پیروزی های دیگر دوستانش که پیروزی مشترک همه ماست و خجسته است نتایج همبستگی ها و حمایت های همه ی ما.

ما از تمامی فعالین کارگری و تشکلاتی که در این سفر باعث ثبت دستاوردهای بهتر و پایدارتر برای رضا شهابی، داود رضوی و لقمان ویسی- و دستاوردهایی مثبت برای جنبش کارگری- شده اند تشکر میکنیم. خسته نباشید و زنده و همیشه رزمنده باشید. زنده باد همبستگی بین المللی در حمایت از جنبش کارگری.

جمعی از اعضای کمیته و کمپین دفاع از رضا شهابی

بیستم خرداد ماه ۹۷ – دهم ژوئن ۲۰۱۸