پیام سازمان اتحاد فداییان خلق ایران- سوئیس/به حزب دموکرات کردستان ایران (کمیته سوئیس)

پیام سازمان اتحاد فداییان خلق ایران- سوئیس

به حزب دموکرات کردستان ایران (کمیته سوئیس)
به مناسبت ۶۸ مین سالروز دوی ری بندان

دوستان و رفقای گرامی،

۶۸ مین سالروز ۲ ری بندان را به مردم کردستان ایران و همه مبارزان راه آزادی و عدالت اجتماعی، رفع ستم ملی و دموکراسی در ایران، شادباش می گوییم.
بزرگداشت سالروز ۲ ری بندان، یاد آور مبارزات مردم کردستان ایران در نزدیک به هفت دهه پیش است. در ۶۸ سال پیش،پیشوا قاضی محمد و یارانش در مبارزه بر علیه استبداد و پایان دادن به ستم ملی در کشور، پایه گذار راهی بودند که بعد از گذشت این همه سال همچنان الهام بخش مبارزه هم میهنان کُرد ما در راه رفع ستم ملی در کردستان ایران و استقرار دموکراسی در کشور در برابر یورش استبداد علیه دستاوردهای مردم کردستان ایران است.این بزرگ مردان برای رسیدن به آرزو های شریف خود تا پای جان ایستادگی کرده و جان خود را فدای آرمان های انسانی خویش نمودند. در ادامه این مبارزه عادلانه در طی دهها سال گذشته، تعداد کثیری از اعضا و هوداران حزب در مبارزه برعلیه حکومت های استبدادی سلطنتی و مذهبی جان خود را فدا نموده اند. در این راستا مبارزانی چون زنده یادان دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر صادق شرفکندی از رهبران و شخصیت های برجسته ای بودند که به همراه یارانشان نه فقط تاثیر گذار بر جنبش خلق کرد، بلکه از مبارزان قابل اتکا در جنبش دموکراسی خواهی کشورمان به شمار رفته اند. امروز نیز حزب شما یکی از نیروهای مهم در مبارزه بر علیه استبداد مذهبی برای سامان بخشیدن به یک دگرگونی بنیادین و دموکراتیک برآمده از خواست و اراده آزادانه مردم در ایران است.
دوستان، رفقا و هموطنان عزیز، در جمهوری اسلامی که اعمال تبعیض و سرکوب ملیت ها و مطالبات آنان امری رایج بوده و به جای حل معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور و تلاش برای کاستن از بار فشار سنگین تورم و گرانی و جلوگیری از رشد فقر در جامعه، سیاست اعمال قهر و خشونت و ایجاد ترس و وحشت در سراسر کشور را پیش گرفته است.
و در شرایطی که با بر سر کار آمدن حسن روحانی و تبلیغات دامنه دار آنان در عرصه سیاست خارجی با اتخاذ سیاست های دو پهلوی خود، برای استحکام موقعیت خویش در عرصه بین المللی به فعالیت پرداخته است. ماموران امنیتی حکومت دانشجویان مبارز و فعالان حقوق ملی و نهادهای مدنی،فعالان کارگری و جنبش زنان را دسته دسته دستگیر کرده و تنها در طی چند ماه گذشته دهها نفر از فعالین ملی و زندانیان سیاسی را در مناطق کردستان،خوزستان و سیستان و بلوچستان به جوخه های اعدام سپرده اند.،
جمهوری اسلامی تنوع فرهنگی و مذهبی و ملی جامعه ما را برنمی تابد، این تنوع در عرصه فرهنگی و ملی از ویژگی ها و واقعیتهای انکار ناپذیر کشور ما ست. همه آنان که می خواهند این تنوع در همبستگی با هم بالنده تر شود و در فضای ایران واحد و دموکراتیک شکوفاتر گردد، باید واقعیت این تنوع را پذیرفته و آن را مبنای کنکاش در عمل خود برای پاسخ به حل دموکراتیک مسئله ملی در ایران قرار دهند.
ما بر این نظر یم که پس از استقرار یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر لائیسیته در ایران بعد از جمهوری اسلامی، همه ایرانیان با تمام تنوعات ملی، قومی، دینی و فرهنگی می توانند با هم زندگی سازنده، برابر حقوق و دموکراتیک داشته باشند.
ما مجددآ ضمن گرامی داشت ۲ ری بندان و شادباش آن به هموطنان کُرد و اعضا و هوداران حزب دموکرات کردستان ایران و همه احزاب و نیروهای آزادی خواه ایران، خواهان همکاری احزاب آزادی خواه و دموکرات کرد ایرانی با نیروهای دموکراتیک کشورمان برای رسیدن به اهداف فوق هستیم به اعتقاد ما، استقرار دموکراسی در کشور و حل دموکراتیک مسائل ملی ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده و استقرار حکومتی فدرال در ایران را یکی از مناسب ترین اشکال در این راستا می بینیم . ما از مبارزات بر حق شما بر علیه استبدا مذهبی حاکم و رفع هر نوع ستم و تبعیض ملی پشتیبانی می کنیم.

سازمان اتحاد فداییان خلق ایران- سوئیس
۲۵/۰۱/۲۰۱۴

دستگیری فعالان أهل سنت اهوازی

دستگیری فعالان أهل سنت اهوازی
پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲ – ۲۳ ژانویه ۲۰۱۴

بنا به گزارش فعالان حقوق بشر امروز چهارشنبه ٢٢-١-٢٠١۴ دو تن از فعالان أهل سنت بنام های فؤاد سلامات و عبد الرحیم سلامات از أهالی منطقه قلعه چنعان شهر أهواز توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند.

به گفته منابع محلی، ماموران امنیتی بدون داشتن حکم دستگیری وارد منازل این اشخاص شده و پس از بازداشت آنها را به مکان نامعلومی منتقل نمودند.این منابع افزودند که فؤاد و عبد الرحیم فعالیتهای مذهبی در منطقه دارند و مردم ساکن منطقه احترام خاصی برای آنها قائل هستند. از جمله فعالیتهای آنها تدریس زبان عربی و قرآن به جوانان منطقه می باشد.

خانواده و بستگان دستگیر شدگان تا کنون از وضعیت فرزندان خود و مکان نگهداری آنها بی خبر هستند.

در تاریخ ١۴-١-٢٠١۴ نیز تعدادی از شهروندان شهر فلاحیه( شادگان) نیز به اتهام ترویج مذهب أهل سنت( بقول مقامات قضائی ” سلفی”) توسط ماموران اطلاعات دستگیر شدند و به مکان مجهولی منتقل شدند.

اسامی این افراد بشرح آتی است:

۱-عبد الله محیی احمد ۳۰ ساله

۲-سید خلیل فرزند سید إبراهیم طاهری ۳۲ ساله

۳-حمید فرزند هادی ۲۷ ساله

۴-علی هادی معلى ۲۶ ساله

۵-جاسم محمد عیسى ۲۸ ساله

۶-جمال عبد الخضر ۳۰ ساله

۷-سید امین فرزند سید عبد الله ۲۶ ساله

ایران یکی از کشورهایی است که در آن حقوق اقلیتهای دینی و دگرباشان بشکل وسیعی نقض و نادیده گرفته میشود. در این میان اهل سنت اهواز با ظلم مضاعفی مواجه هستند. از یک طرف حقوق ملی آنها از جانب حکومت مرکزی پایمال شده و از طرفی دیگر به خاطر مذهب تسنن مورد آزار و اذیت قرار می گریند.این برخورد دوگانه و تبعیض آمیز حکومت مرکزی ایران ناقض تمام معاهده ها و پیمانهای بین المللی حقوق بشر میباشد که در ذیل به برخی از این معاهده ها اشاره میشود:

- بند ۱ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هیچکس را نمی‌توان بمناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.

- بند ۲ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سر حدات خواه شفاهاً یا بصورت نوشته یا چاپ یا بصورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‌باشد.

- ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد.

- ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر شخصی حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و دین بهره‌مند شود: این حق مستلزم آزادی تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار دین یا اعتقاد، در قالب آموزش دینی، عبادت‌ها و اجرای آیین‌ها و مراسم دینی به تنهایی یا به صورت جمعی، به طور خصوصی یا عمومی است.

- بند ۱ ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هرکس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچ کس را نمی‌توان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد.

- بند ۱ ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه بطور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می‌باشد.

- بند ۱ و ۲ ماده ۲ اعلامیه مربوط به اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، دینی و زبانی: اشخاص متعلق به اقلیت‌ها حق دارند در نهان و به طور علنی، آزادانه و بدون مداخله و یا هر شکل از تبعیض، از فرهنگ خاص خود بهره‌مند و برخوردار شوند، دین خود را اعلام و به آن عمل کنند و به زبان خاص خود سخن بگویند و به صورتی موثر در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی شرکت کنند.

- بر اساس اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.

کریم دحیمی فعال حقوق بشر

راهپیمایی ۷۵۰ کیلومتری زنان بلوچ به انتها رسید /عبدالستار دوشوکی

راهپیمایی ۷۵۰ کیلومتری زنان بلوچ به انتها رسید
چهار شنبه ۶ آذر ۱۳۹۲ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۳
عبدالستار دوشوکی: رسانه های مختلف جهان از جمله سی ان ان، و بی بی سی انگلیسی و بخش اردو آن راهپیمایی اعتراضی ۷۵۰ کیلومتری دهها زن بلوچ از شهر کویته تا کراچی را تحت پوشش قرار دادند. کاروان اعتراضی زنان بلوچ که با لبان تناسه زده و پاهای تاول زده در اعتراض به جنایات بیشمار ارتش پاکستان بر علیه بلوچها، در میان استقبال مردم کراچی وارد آن شهر شدند راوی دردی است فراموش شده. یکی از زنان معترض بلوچ به بی بی سی اردو می گوید اگر انسان چیز یا شئیی را گم کند سراسیمه و شاید دیوانه وار در جستجوی آن به همه جا سر می زند. حال هزاران زن بلوچ فرزندان، همسران، پدران، و برادران خود را گم کرده اند، و برای یافتن آنها خواهان مداخله سازمان ملل می باشند. مردانی که در طی چند سال گذشته توسط سازمان مخوف اطلاعات ارتش پاکستان بنام آی اِس آی ربوده شده اند. آمار دقیقی از ناپدیدشدگان وجود ندارد. سازمان های مدنی و حقوق بشری بلوچستان تعداد ناپدید شدگان را بین ۱۸هزار تا ۲۴ هزار بلوچ اعلام کرده اند. این در حالی است که بر طبق آمار رسمی دولت مرکزی و ارتش پاکستان این رقم کمتر از دو هزار نفر می باشد. اگرچه تا به امروز اجساد مثله شده بیش از ۱۰۰۰ فعال سیاسی بلوچ پیدا شده است. رسانه های فارسی زبان از جمله بی بی سی و صدای آمریکا و غیره که بسیاری از وقایع ظاهرا “بیربط” کشورهای دور و نزدیک را تحت پوشش قرار می دهند، در مورد جنایات ارتش پاکستان بر علیه بلوچ ها و راهپیمایی اعتراضی ۷۵۰ کیلومتری زنان بلوچ سکوت اختیار کرده اند. زیرا برای آنها این موضوع هیچگونه ربط و یا ارزش خبری ندارد. این در حالی است که مثلاً بی بی سی انگلیسی و اردو و بخش اردو صدای آمریکا همانند بسیاری از شبکه های خبری جهان از جمله پرس تی وی (تلویزیون انگلیسی زبان جمهوری اسلامی) آن را تحت پوشش خبری و تفسیری قرار داده اند. حال برای لحظه ای تصور کنید اگر این راهپیمایی طولانی توسط زنان یکی از کشورهای آمریکای لاتین یا ویتنام و کامبوج صورت می گرفت، راویان و تحلیلگران ایرانی در رسانه های فارسی زبان قصه سرایی می کردند و رفقا در مقالات خود نوحه سرایی! اما حسرتا که آه بلوچ نه اثری دارد و نه انعکاسی!

علت این بی تفاوتی عمدی و یا سهوی برخی از دست اندرکاران ایرانی الاصل اینگونه رسانه های فارسی زبان داستانی است پیچیده اما در عین حال ساده که ریشه در ضمیر ناخودآگاه تبعیض گرای فرهنگ ایرانی دارد. البته این بی تفاوتی مختص رسانه های معروف فارسی زبان نیست بلکه تقریبا اکثر مجاری خبری و تحلیلی اینترنتی، صوتی و تصویری فارسی زبان در این بیمهری به نوعی شریک هستند. پرداختن به ریشه های فرهنگی ـ سیاسی این رفتار تبعیض گرا و بی تفاوت مابانه از حوصله این نوشتار کوتاه خارج است، زیرا هدف اصلی این مقاله خبررسانی و تشریح واقعه ای است که در منطقه ما سابقه نداشته و فقط می توان آن را با کارزار سیاسی مادران فعالان سیاسی مفقود شده در دیکتاتوری های نظامی آمریکای لاتین نظیر شیلی و آرژانتین در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی مقایسه کرد. ارتش پاکستان که پدر نامشروع و قابله جریاناتی نظیر طالبان و القاعده می باشد، به مراتب از ارتش های شیلی و آرژانتین خطرناکتر و قدرتمندتر است. ضرب المثلی است در مورد کشورها و ارتش ها که می گویند هر کشوری صاحب ارتش است. اما تنها ارتش پاکستان است که صاحب یک کشور می باشد. به همین دلیل تعجب آور نیست که علیرغم بوجود آوردن القاعده و طالبان و پناه دادن اسماء بن لادن، دولت آمریکا همچنان سالیانه بیش از یک و نیم میلیارد دلار کمک به ارتش پاکستان می کند. متاسفانه دولت هایی نظیر آمریکا و بریتانیا که ادعای دفاع از حقوق بشری آنها در سراسر گیتی گوش همه را کر کرده است، در مقابل جنایات بیشمار ارتش پاکستان علیه بلوچ ها نه تنها سکوت اختیار کرده اند بلکه در عمل و بخصوص از طریق ارائه کمک های بلادریغ به پاکستان در سرکوب و کشتار بلوچها نقش غیرمستقیمی دارند.

بعد از فروپاشی استعمار بریتانیا در شبه قاره هند و تشکیل کشور پاکستان و اشغال نظامی حکومت کلات (بلوچستان پاکستان) توسط ارتش آن کشور، بلوچها در طی ۶۵ سال گذشته پنج قیام مسلحانه علیه ارتش پاکستان و استقلال بلوچستان داشته اند. قیام اخیر چند سال پیش بصورت مسالمت آمیز آغاز شد که با سرکوب و کشتار رهبران بلوچ از جمله اکبر بگتی توسط ارتش پاکستان روبرو گشت. سپس گروه های مختلف چریکی نظیر ارتش آزادیبخش بلوچستان، جبهه آزادیخواه بلوچستان با تشدید عملیات مسلحانه بر علیه ارتش پاکستان، خشونت ارتش پاکستان را با خشونت جواب دادند. در طی چند سال گذشته ارتش پاکستان با اختیار و خودسری مطلق هزاران بلوچ را دستگیر و شکنجه نموده است. معمولا بعد از شکنجه اجساد تکه تکه شده مفقودالاثرها برای “عبرت” دیگران در شهرها و روستاهای بلوچستان رها می شوند. حتی کمیسیون حکومتی حقوق بشر پاکستان حداقل پنج گزارش در مورد “مفقودالاثرها” در بلوچستان منتشر کرده است. راهپیمایی بی سابقه زنان بلوچ بخشی از اعتراضات مردم بلوچ بر علیه دستگیری ها و کشتار بی وقفه بلوچها توسط ارتش پاکستان می باشد. ارتش پاکستان بغیر از اعمال خشونت مطلق هیچ راه و چاره ای برای حل مسئله بلوچستان ارائه نمی دهد. در نتیجه حس بدبینی و نفرت اکثریت مردم بلوچ در پاکستان برعلیه این کشور و ارتش آن به نقطه غیر قابل بازگشتی رسیده است.

متاسفانه علاوه بر سکوت رسانه های فارسی زبان در خارج از کشور، بلوچها در ایران و بخصوص فعالان مدنی و رهبران مذهبی بلوچ که در نماز جمعه ها از حقوق تمامی مسلمانان، از چچن گرفته تا سوریه، دفاع می کنند، اجازه اظهار نظر در مورد مظالم و جنایات جاری بر علیه برادران و خواهران بلوچ خود در آنسوی مرز را ندارند. شوربختانه تبعیض و ستم در بلوچستان ایران نیز بیداد می کند و حتی رسانه های استانی نه تنها اجازه پرداختن به موضوع بلوچستان و جنایات ارتش پاکستان را ندارند، بلکه از شرکت در همایش های رسانه ای در استان نیز محرم می باشند. نمونه مضحک آن همایش رسانه ای اخیر در چابهار بود که غیبت رسانه‌‌های محلی استان حتی داد خبرگزاری مهر را هم درآورد. در نتیجه بیصدایی ملتی که صدها فرسنگ جاده بیابانی و کوهستانی را با پاهای تاول زده در جستجوی فرزندان، برادران، پدران و همسران خود می پیماید، نشانه ظلمی است که به مردم بلوچ در هر دو سوی نوار مرزی می رود. ظلمی که برای بسیاری نه خبر است و نه می خواهند که “خبرساز” شود. بهر روی علیرغم سکوت خبری رسانه های فارسی زبان در داخل و خارج از کشور، این موج اعتراضی زنان شجاع بلوچ بعد از یک ماه گذر از کوه و دشت و صحرا به مقصد خود در کراچی شهری که در آن قریب به یک و نیم میلیون بلوچ سکونت دارند، رسید. تعداد زیادی از بلوچها از جمله پیرمردان بالای هفتاد سال تا نوجوانان دوازده ساله بلوچ از این راهپیمایی حمایت می کردند. یکی از این بچه های دوازده ساله بلوچ در مقابل سوال خبرنگار که از او می پرسد آیا بعد از صدها کیلومتر پیادروی خسته نشده است. او در جواب می گوید تا زمانی که نشانی از پدر مفقود شده خود نیابد، هرگز خسته نخواهد شد.

عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان
سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۲
doshoki@gmail.com

شیرکو معارفی اعدام شد

 

شیرکوه معارفی فعال سیاسی و مدنی کرد از ساعات اولیه بامداد امروز دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲ – به انفرادی اجرای احکام زندان مرکزی سقز منتقل شده بود ساعتی پیش اعدام شد.

بنابه گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، ساعات اولیه بامداد امروز دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲ شیرکو معارفی زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام به سلول انفرادی منتقل شده بود ساعتی پیش اعدام شد و یکی از خانواده این زندانی سیاسی خبر اعدام وی را تایید کرد و گفت که حالا جلو درب زندان سقز هستیم و منتظریم که جنازه را بهمان پس بدهند.

شیرکو معارفی، در مورخه ۹ مرداد ماه سال ۱۳۸۷ در یکی از روستای مرزی ایران و عراق توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شد و او در زندان سقز بعد از چندین ماه نگهداری در سلولهای بازداشتگاه مخفی سپاه پاسداران و اداره اطلاعات شهر سقز به زندان این شهر منتقل شد.

وی از سوی شعبه ۱ دادگاه انقلاب این شهر به اتهام محاربه از طریق عضویت دریکی از احزاب کردی به اعدام محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور نیز تائیده شده است.
بعد از ارائه درخواست ” ماده ۱۸ ” از سوی آقای احمد سعید شیخی وکیل این زندانی به دفتر قوه قضایه، با این درخواست موافقت شد ولی دوباره پرونده به شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور مسقر در شهر قم ارجاع داده و این شعبه نیز حکم اعدام را تائید کرد.

شیرکو معارفی تاکنون در زندان سقز بسر می‌برد و حکم وی قطعی شده است و پرونده برای اجرای حکم به اجرای احکام زندان فرستاده شده بود.

سری که بالای دار رفت و اندیشه ای که ماندگار شد / ده فروردین، ۶۶ مین سالروز شهادت قاضی محمد و یارانش / کیهان یوسفی

بعد از گذشت ۶۶ سال از به دارآویختنش او تنها با نام قاضی شهر مهاباد و مسئول اداره اوقاف این شهر شناخته شده نیست. او بعد از شهادت، رمز رهایی یک ملت گشت و نمادی برای مبارزه. چند لحظه قبل از مرگش و در پای چوبه دار، در بند نهم وصیت نامه اش برای نسلهای آینده می نویسد:”از قیام دست برندارید تا از سلطه رهایی یابید”. ادامه خواندن Continue reading