«گفتمان ایران» و «تهدید» استقلال کردستان / معروف کعبی

 «من در رویای خود دنیایی را می‌‌بینم که در آن

همه‌گان راه گرامی ِ آزادی را می‌‌شناسند…»

در برابر پیشروی سیاسی مردم کردستان در عراق و تأثیرات آن بر کشورهای همسایه از جمله ایران، «گفتمان ایران» در مقالات و مصاحبه‌ها بطور چشمگیری بازنمایی می‌شود. منظور از گفتمان سیستمِ گذاره‌هایی است که توسط آن جهان را می‌توان شناخت و منظور از «گفتمان ایران» بطور عام گذاره‌ها و پیش‌فرض‌های غالب است که اساس آنها را یک روایتِ تک‌خطیِ تاریخ «ایران» و تجانس و تغییرناپذیری این پدیده تشکیل می‌دهد. ادامه خواندن Continue reading

در رابطه با تهاجم داعش به مناطقی از کردستان / بیانیه‌ی دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران

با نهایت تأسف، چند روزی است که علیرغم تلاش ملت کرد و حکومت اقلیم کردستان مبنی بر اجتناب از درگیر شدن در جنگی ناخواسته در جریان ناآرامی‌های اخیر عراق، خارج از اراده‌ی اقلیم کردستان، این جنگ و ناآرامی‌ها در مناطقی از کردستان گریبانگیر مردم مناطق جلولا، سعدیه و به ویژه شنگال، زمار و نیروی پیشمرگ در کردستان عراق شده است. ادامه خواندن Continue reading

به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو

 

به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد
ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو

مصاحبه جمال پورکریم از تیشک تی وی

با رئوف کعبی

۰۷۰۷۲۰۱۴ سالگرد ترور د. قاسملو ، تیشک تی وی

 

 

تظاهرات در اهواز / پس ازپیروزی تیم فولاد خوزستان در لیگ سراسری، بسیاری از اهوازی هابه خیابان ها آمدند و ضمن شادمانی با سردادن شعارهایی به زبان مادری خود خواستار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی شدند

اهوازی ها خواستار “سقوط نظام” شدند


تظاهر کنندگان اهوازی با سر دادن شعارهایی چون: ” الشعب یرید اسقاط النظام، ملت خواهان سقوط نظام است” ، ” ارحل ارحل یا روحانی، روحانی، روحانی، کشور را ترک کن” و … خواستار تغییرات رادیکالی و اسقاط کامل حاکمیت جمهوری اسلامی شدند.
پیش از این نیروهای امنیتی رژیم در آستانه نهمین سالیاد انتفاضه ۱۵ آپریل ۲۰۰۵ ملت عرب با صدور بیانیه هایی تهدید آمیز خواستار کنترل اوضاع بودند اما فعالان سیاسی عرب در این مرحله نیز توانستند صدای ملت خود را با روش های مسالمت جویانه و جمعی به گوش جهانیان برسانند.
عکس: حمل یک پلاکارد امروز پس از پایان بازی فولاد واعلام قهرمانی به دست جوانان عرب
ویدیو زیر ببینید. گوشه ای از تظاهرات و شعارها بر ضد روحانی و جمهوری اسلامی




از: نوری حمزه

اسیرکشی بُزدلانه در سنت بلوچی ما نیست! مَی مکُران

اسیرکشی بُزدلانه در سنت بلوچی ما نیست!
مَی مکُران وبلاگ سیاسی ـ اجتماعی بلوچستان
چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۳ برابر با ۲۶ مارس ۲۰۱۴
بی برگ براهوئی
گروه «جیش العدل» که خود را مدافع منافع اهل سنت و گروه های جهادی در سوریه اعلام کرده و گاه گاهی نیز از خواست های اهل سنت بلوچستان دم می زند، با انتشار بیانیه ای در سوم فروردین امسال، خبر کشتن یکی از گروگانهای خود را اعلام کرد. اعدام بزدلانه یک سرباز مرزبان گروگان با واکنش سرد و بی تفاوت رهبران رژیم اسلامی روبرو شد. برای آنها جان یک سرباز، ارزش آن را ندارد که به آن واکنش نشان دهند ، با خانواده او تماس بگیرند و یا حتی تسلیتی خشک و خالی بفرستند.
اما این خبر در افکار عمومی مردم ایران و در شبکه های اجتماعی که بازتاب حضور فعالان و روشنفکران و دلسوخته گان این مرز و بوم است، با واکنش های بشدت خشمگینانه و متاثرانه ای روبرو شد. حجم یادداشت ها در فیسبوک، توئیتر و وبلاگ های شخصی و تعداد بالای کاریکاتورهای کشیده شده توسط هنرمندان، نشان می دهد که این اقدام غیرانسانی، با چه واکنش غیرمنتظره ای در آغاز سال نو و در جشن های نوروزی روبرو شده است. آری، اولین اعدام امسال را «جیش العدل» رقم زد تا گوی سبقت را از سران جنایتکار جمهوری اسلامی که صدرنشیین اعدام در جهانند برباید.

اما دریغ که این همه به نام ملت ما، به نام ما مردم بلوچ و به نام استان مظلوم ما رقم خورده است. ای شمائی که خود را مدافع اهل سنت می دانید؛ ای شمائی که سنگ مردم رنجیدۀ بلوچ را بر سینه می زنید؛ آیا می دانید با این کارتان به ما خیانت می کنید. از کی تا به حال اسیرکُشی بزدلانه در سنت و قاموس ما بلوچ ها وارد شده است؟ آنهم کشتن جوان تازه پدرشدۀ زابلی مان. آن برادر هم استانی مان که از سر ناچاری شغل مرزبانی را برگزیده بود؟ آیا می دانید که ما زابلوچستانی هستیم؟ شمائی که سنگ اهل سنت را بر سینه می زنید، آیا پیام های آشکار و پنهان مولوی عبدالحمید را نشنیده اید؟ یا شاید شما هم همچون شیعیان تندرو زابلی، او را متحد بخش هائی از حکومت می دانید. آیا شما واکنش روشنفکران ایران را نسبت به گروگان ها نمی دانستید؟ شما نمی دانستید که هنرمند معروف و صاحب نام برای آزادی این گروگان ها به جمع آوری امضاء مشغولند و چند صد هزار امضاء جمع آوری کرده اند. آیا می دانید که آنها ی توانند بیانگر افکار عمومی مردم ایران باشند. آیا معنای این کار را می دانید؟ آیا در کنارتان کسانی نیستند که این اخبار و اطلاعات را برایتان از فارسی ترجمه کنند و شما را در جریان افکار عمومی بخش آگاه جامعه قرار دهند؟ حداقل از آنهائی که وابسته به جریانی قدرت طلب هستند و اخبار و اطلاعات وبلاگ تان را از «انجمن» های پوششی شان کپی می کنید، و گاه از مشاوره های شان بهره مند می شوید، فضای جامعه را می پرسیدید.

ای شمائی که سنگ اهل سنت و مردم مظلوم بلوچ را بر سینه می زنید، آیا می دانید که آن دختر و پسر دانشجوی بلوچ در دانشگاه زاهدان نمی توانند از اقدام بُزدلانه شما در برابر پرسش های بهت برانگیز دیگر دانشجویان حمایت کنند؟ آیا می دانید که آیا کشاورز بلوچ ، آن پیشه ور بلوچ، آن کاسب بلوچ که هر روز با زابلی و شیرازی و کرمانی و بیرجندی و بمی سروکار داشته و زندگی در هم تنیده ای دارند، نمی تواند از اقدام غیرانسانی شما در اسیرکشی بزدلانه دفاع کند؟ آیا می دانید که آن معلم بلوچ در سر کلاس های درس در برابر سئوالات دانش آموزانش و آن عضو بلوچ شورای شهر و روستا هم نمی تواند از اقدام شما حمایت کند؟ شما کار را به جائی رسانده اید و آنچنان سنگ دلانه عمل کرده اید که حتی سخنگوی تان نیز بصورت علنی و آشکار از شما اعلام برائت کرده است. شاید این اقدام تان برای ارائه بیلان کار برای دیگرانی است که ما نمی شناسیم؟ اما هر چه هست این اقدام سنگ دلانه و بزدلانه، در راستای منافع ما مردم مظلوم بلوچ نیست.

ظلم و جور تحمیل شده بر ملت ما، جای کتمان ندارد. سیاست های حاکمان اسلامی بر بلوچستان، زندگی را بر ما تنگ کرده است. تبعیض های روزانه شان بر روح جمعی ما سوهان می کشد. قلب های مادران مان هر روز در حسرت دیدار فرزندان اسیرمان در هم فشرده می شود. تیرهای خونین شان هر روز سینه جوان بیچاره ای را که برای امرار معاش مجبور به دادوستد خرد است ، می شکافد و نام قاچاقچی بر او می گذارند. پست های بازرسی شان، محل تحقیر و توهین هائی می شوند که تنها از ماموران اشغالگر انتظار می رود. سردرگمی انبوه جوانان بیکارمان، بسیاری از زندگی های خانوادگی مان را به جهنمی آشکار تبدیل کرده است. برای استفاده از منابع سرشار طبیعی مان اقدامی صورت نمی گیرد. برای رشد و شکوفائی اقتصاد استان کم کاری آشکاری در جریان است و حتی بودجه های اختصاص داده شده نیز مصرف می شوند. حتی خرمای بلوچستان به نام خرمای بم و پسته مان به نام پسته رفسنجان فروخته می شود. حتی روحانیان مان نیز از فشارهای امنیتی در امان نیستند. اما با این همه راه مبارزه ما، راهی نیست که شما برگزیده اید.

مبارزه مدنی ما سال هاست که جریان دارد. به تعداد رو به گسترش دختران و پسران تحصیل کرده مان نگاه کنید. به انبوه معلمان و کارمندان بلوچ نگاه کنید. به حضور پررنگ مان در بسیاری از عرصه ها اداری نگاهی بیاندازید. به وزن بلوچ ها در کشاورزی و تجارت و کسب و کار توجه کنید. حالا بیش از گذشته ما بلوچ ها در استان مان حرفی برای گفتن داریم. این بلوچستان، دیگر بلوچستان چند دهۀ پیش نیست. به تعداد زنان و مردان شاعر، داستان نویس، نقاش و فیلم ساز و هنرمندمان نگاه کنید. به حجم وبلاگ نویسان مان نظری بیاندازید. آن ها جامعه مدنی ما را شکل می دهند. دیگر نمی توان آنها را کتمان کرد. جیغ بنفش وبلاگ نویسان تندرو شیعه در استان از اینجاست. و شما مدعیان دفاع از منافع اهل سنت، آب به آسیاب همین تندروها می ریزید!

استان ما شاید تنها استانی است که تعداد کثیری از مردمان دیگر استان ها در آن کار و زندگی می کنند یا درس می خوانند. در هم تنیدگی ملی در این استان از همه دیگر استان ها بالاتر است. اینجا در کنارمان، بیرجندی ها، کرمانی ها، بمی ها، شیرازی ها، یزدی ها، مشهدی ها، افغان ها را در جای جای استان مان زندگی می کنند؛ در لباس کشاورز، در نیمکت مدرسه و دانشگاه، پشت میز اداره، در دامنه کوه، در مغازه همجوار. آنها می توانند پیام مظلومیت ما را در سطح کشور پخش کنند . همان هائی که فرهنگ مهمان نوازی ما را زبانزد عام و خاص کرده اند. این سرمایه بسیار بزرگی است. ما در کنار مردم دیگر استان ها و دیگر ملیت ها، می توانیم خواست های مان را مطرح کنیم و فریاد مظلومیت مان و صدای رسایمان برای احقاق حقوق مان را به گوش همگان برسانیم و مبارزه مشترک مان علیه بختک جمهوری اسلامی را به پیش برده و به سرانجام برسانیم. ما می خواهیم روی پای خودمان بیایستیم و در کنار هموطنان مان بجنگیم. ما حاضر نیستیم به سربازان جنگ نیابتی قدرت های منطقه ای و آتش بیاران جنگ های فرقه ای شیعه و سنی و بلوچ و فارس تبدیل شویم. ما از بازیچه این و آن شدن نفرت داریم. دست از سر ما بردارید. به آرمان ما خیانت نکنید. گروگان کُشی بزدلانه، سنت ما بلوچان نیست!
چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۳ برابر با ۲۶ مارس ۲۰۱۴

بیانیه‌ی ٢٧ پناهنده‌ی سیاسی کُردِ ایرانی متحصن در ترکیه

بیانیه‌ی ٢٧ پناهنده‌ی سیاسی کُردِ ایرانی متحصن در ترکیه+عکس

۱۳۹۲/۱۲/۲۷

بیانیه‌ی ٢٧ پناهنده‌ی سیاسی کُردِ ایرانی متحصن در ترکیه+عکسآژانس کُردپا: جمعی از پناهجویان سیاسی کُرد به نمایندگی از دیگر پناهندگان ایرانی در مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در ترکیه اعتصاب کردند.

به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، بیست و هفت پناهنده‌ی سیاسی کُرد از صبح دیروز، بیست و ششم اسفندماه در مقابل درب کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در آنکارا دست به تحصن اعتراضی زدند.

این پناهجویان با انتشار بیانیه‌ای خواستار رسیدگی به پرونده‌ی پناهندگی و انتقالشان به کشور ثالث هستند.

پیشتر سخنگوی پناهجویان کُرد در ترکیه طی گفتگو با آژانس خبررسانی کُردپا گفت: بیش از ۵٠٠ فعال سیاسی کُرد در ترکیه وجود دارند که درخواست پناهندگی آن توسط کشور ثالث قبول شده اما تمامی این پناهجویان سیاسی که اکثریت مطلق آنان از اعضا و هواداران حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله‌ی کردستان ایران هستند با عدم پذیرش توسط سه کشور کانادا، استرالیا و آمریکا مواجه‌اند.

در بیانیه‌ای که صفحه‌ی فیسبوک “کمپین حمایت از پناهندگان سیاسی کُرد” آن را منتشر کرده، آمده است: در نهایت کم‌توجهی و تبعیض کمیساریای عالی پناهندگان (یو.ان.اچ.سی.آر) جهت انتقال به کشور امن؛ با مشکلات معیشتی، روحی و به‌خصوص امنیتی فراوانی در ترکیه مواجه شده‌ایم.

بیست و هفت پناهنده‌ی متحصن در آنکار اعلام کردند که تا حصول نتیجه، به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.

رفع تبعیض در روند معرفی پناهندگان سیاسی کُرد به کشورهای پناهنده‌پذیر و پیگیری احزاب سیاسی کُرد در خصوص ادعای مطروحه از سوی کشورهای پناهنده‌پذیر از جمله‌ی خواسته‌های مطرح‌شده از سوی پناهجویان سیاسی کُرد در ترکیه است.

همچنین این بیانیه به احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، سازمان عفو بین‌الملل، سفارت آمریکا آنکارا و دیگر نهادهای مدافع حقوق‌بشر ارسال گردیده است.

متن بیانیه که در اختیار آژانس خبررسانی کُردپا قرار گرفته، عینا درپی می‌آید:

ماده ١ و ٢ اعلامیه جهانی حقوق‌بشر سازمان ملل متحد می‌گوید: “تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. و همچنین همه‌ی انسان‌ها بی‌هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده‌ی دیگری، سزاوار تمامی حقوق و آزادی‌های مصرح در این اعلامیه‌اند.”

ما ٢٧ پناهنده سیاسی کُرد ایرانی در ترکیه هستیم که هرکدام با انجام فعالیت‌های صلح‌آمیز در اعتراض به سیاست‌های ظالمانه رژیم جمهوری اسلامی و تلاش برای رسیدن به دموکراسی و آزادی در ایران، به ناچار با به خطر افتادن جانمان مجبور به ترک کشورمان و پناهنده شدن در کشور ترکیه شده‌ایم.

ما دورانی در مقابله با وجود ظلم و نابرابری رژیم حاکم ایران در حق ملت‌مان، برای رسیدن به آزادی و دموکراسی برخاستیم؛ اکنون چندین سال از دریافت پاسخ قبولی درخواست پناهندگی ما، از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در ترکیه می‌‌گذرد؛ اما در نهایت کم‌توجهی و تبعیض کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد (یو.ان.اچ.سی.آر) جهت انتقال به کشور امن؛ با مشکلات معیشتی، روحی و به‌خصوص امنیتی فراوانی در ترکیه مواجه شده‌ایم.

با وجود درخواست‌های متعدد ما، تاکنون هیچ‌گونه تغییری در جهت انتقال ما به کشور امن سوم صورت نگرفتە است و گاهی نیز به ما ابلاغ شده که به دلیل سیاسی بودن پروندەهایمان، کشورهای پناهنده‌پذیر حاضر به پذیرش پرونده ما نمی‌باشند.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در برخی موارد اظهار داشته است که کشورهای پناهنده‌پذیر بزرگی چون آمریکا، کانادا و استرالیا از پذیرش و انتقال شما به دلیل “تروریستی بودن احزاب سیاسی کُرد” امتناع می‌کنند. در این خصوص نامه‌ای از سوی سفارت کانادا که به گروهی از پناهندگان در مقابل رد پذیرش آنها در سال ٢٠١٠ نوشته شده، به پیوست این بیانیه منتشر می‌گردد.

گفتنی است احزاب سیاسی کُرد مورد اشاره، در طول ١۵ سال اخیر هیچ‌گونه فعالیت و مبارزه مسلحانه نداشته و ما بر این باور هستیم که دلیل ابراز شده نادرست و غیرمنصفانه است.

لازم به ذکر است در ماه‌های اخیر یکی از پناهندگان سیاسی کُرد ایرانی در ترکیه به نام رضا احمدی که با دریافت پاسخ قبولی یو.ان.اچ.سی.آر در سال ٢٠١١، چندین سال در حالت انتظار برای تعیین کشور سوم به‌سر برده بود؛ به دلیل فشارهای روحی و روانی، بیماری و وضعیت وخیم جسمی از یک سو و بی‌تفاوتی و عدم انتقال وی از جانب این کمیساریا از سوی دیگر، نهایتا در ابتدای سال ٢٠١۴ در شهر کاستامانو ترکیه دچار سکته قلبی شده و متاسفانه جان خود را از دست داد. این پناهنده سیاسی کُرد ایرانی با در دست داشتن قبولی، قربانی سیاست‌های تبعیض‌آمیز دست‌وپاگیر موجود شد.

ما امضاکنندگان این بیانیه بر این باور هستیم که این رویکرد تبعیض‌آمیز کاملا مغایر با اصول و قوانین حقوق بشری می‌باشد. اکنون پس از سال‌ها بلاتکلیفی و بی‌توجهی به درخواست‌های مکرر ما، تصمیم گرفتیم به عنوان آخرین امکان و راە باقی‌مانده، صدای خود را به وسیله اعلام تحصن در مقابل ساختمان اداری کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در آنکارای ترکیه به گوش رسانه‌های گروهی، نهادها و سازمان‌های حقوق بشری، مدافعین حقوق بشر و مردم جهان برسانیم. خواسته‌های ما به شرح زیر می‌باشد:

١) رفع تبعیض در روند معرفی پناهندگان سیاسی کُرد به کشورهای پناهنده‌پذیر
٢) رفع تبعیض در روند پذیرش از سوی کشورهای آمریکا، کانادا و استرالیا
٣) انتقال هرچه سریع‌تر ٢٧ پناهنده سیاسی کُرد متحصن به کشور امن سوم
۴) پیگیری احزاب سیاسی کُرد در خصوص ادعای مطروحه از سوی کشورهای پناهنده‌پذیر

به همین منظور ما امضاکنندگان این بیانیه بدین‌وسیله اعلام می‌کنیم که از روز دوشنبه ١٧/٠٣/٢٠١۴ ساعت ١٠ صبح، در مقابل دفتر این کمیساریا تحصن نموده و تا حصول نتیجه به آن ادامه خواهیم داد. از فعالین و رسانه‌های گروهی و نهادهای حقوق بشری خواهشمندیم در خصوص پوشش رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی یاریگر ما باشند.

امضاکنندگان:

١) علی خلیلی ٢) حسن عبدالله گورگ ٣) منصور فتحی ۴) مظهر فتحی ۵) حمزه حمزه‌ای ۶) بهنام لاجورد ٧) فرهاد رضایی ٨) مریم اعلانصب ٩) هژار ابراهیمی ١٠) فرهاد ناصری میرحصاری ١١) جمال منصور باوان ١٢) آزاد خضرنیا ١٣) کانی مصطفی‌زاده ١۴) آراس مرزبان ١۵) رضا عفیف‌پور ١۶) نیما بازاللهی ١٧) بهروز محمدزاده صوفیانی ١٨) سرور خالقی ١٩) هوشمند حعفری ٢٠) جمال خالدیان ٢١) عبدالله خلیل سرباز ٢٢) آرش موسی‌زاده جاندار ٢٣) داود مصطفی‌زاده ٢۴) سلیمان عبدی‌فر ٢۵) محمد کاکایی گچی قلعه‌سی ٢۶) محسن احمدی حاجی خوش ٢٧) سامان پورآمان

بیانیه فوق به سازمان‌های زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد آنکارا
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین‌الملل
دیدبان حقوق بشر
احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
کمپین بین‌الملی حقوق بشر در ایران
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران (عضو فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر)
فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
کانون مدافعان حقوق بشر
کمیته گزارشگران حقوق بشر
کمیته کُردهای مقیم آمریکا برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
سفارت کانادا در ترکیه آنکارا
سفارت استرالیا در ترکیه آنکارا
سفارت آمریکا در ترکیه آنکارا

بیانیه کانون مدافعان حقوق کارگر به مناسبت روز جهانی زن

۸march_01kan uoon

8march_01kan uoonامسال نیز در آستانه روز جهانی زن ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره‌ی زنان مبارز و شجاعی که در برابر نظام مردسالار سرمایه‌داری با تمام توان خود به مقابله برخاستند و بسیاری از آنان زندان‌ها و شکنجه یا اعدام را برای آرمان‌های خود پذیرا شدند، بار دیگر با تاکید بر خواسته‌های به حق زنان در بیانیه‌های گذشته برای به دست آوردن آزادی‌‌های سیاسی و اجتماعی در کنار مردان مبارز تاکید می‌کنیم که:
- ما خواهان برابری کامل زنان و مردان در همه عرصه‌های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی هستیم.
- ما خواهان آزادی بیان و اندیشه برای تمامی زنان و مردان از هر گروه و دسته یا هر قومیت بدون حصر و استثنا می‌باشیم.
- ما خواهان برداشته شدن همه‌ تبعیض‌ها و محدودیت‌های جنسیتی در تمام شئون اجتماعی هستیم. هر گونه تفکیک جنسیتی و هرگونه امتیاز جنسیتی را مغایر اصول انسانی دانسته و خواهان محو آن در تمام سطوح اجتماعی هستیم و معتقدیم که اساسا باید لفظ جنسیت و لفظ زن و مرد از هرگونه قانونی حذف شود و زنان نیز همانند مردان باید در امکان دست‌یابی و داشتن همه شغل‌ها و پست‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کاملا مساوی باشند.
کانون مدافعان حقوق کارگر
اسفند ۱۳۹۲
ویژه نامه ی ۸ مارس را می توانید در سایت کانون مطالعه نمایید.

http://www.kanoonm.com/1207

لیلا، ‌دختری از ایل قزاق زهی… من که ۹ ساله‌ام، سنی ندارم، ولی باید در ۱۰ سالگی زندگی مشترک خود را آغاز کنم

لیلا، ‌دختری از ایل قزاق زهی… من که ۹ ساله‌ام، سنی ندارم، ولی باید در ۱۰ سالگی زندگی مشترک خود را آغاز کنم
ایسنا
لیلا دختری است از ایل قزاق‌زهی، دختری کوچ نشین، دختری که شناسنامه ندارد و هر روز با چوب خود در بیابان‌ها اشعار هندی می‌خواند و نقاشی می‌کشد، نقاشی می‌کشد دنیایی بهتر را …به گزارش ایسنا، منطقه خراسان جنوبی، دو سال پیش با سیلی که در منطقه دیدرس زابل رخ داد زندگی یک قبیله را نابود کرد و این‌چنین بود که لیلا و خانواده‌اش کوچ نشین شدند لیلا با نگاهی پر از درد گفت: در حال حاضر شناسنامه‌ای ندارد، چرا که خانواده‌اش سال‌ها قبل آن را به افغان‌ها فروخته‌اند.
لیلا، ‌دختری از ایل قزاق زهی… من که ۹ ساله‌ام، سنی ندارم، ولی باید در ۱۰ سالگی زندگی مشترک خود را آغاز کنم + عکس
او می‌گوید: پنج ماه است در اطراف سربیشه در روستای کهنک زمستان را می‌گذرانند.
کمی که با او گرم می‌گیری صمیمیت و مهربانی‌اش دوچندان می‌شود، لیلا می‌گوید: در حال حاضر قبیله ما صنایع دستی ندارد، گوسفند نداریم و تنها از راه پرورش و فروش الاغ زندگی را می‌گذرانیم، الاغ‌هایی که بار زندگیمان را به دوش می‌کشند تا همیشه در سفر باشیم.
ما زابلی هستیم با فرهنگ زابل که تابستان‌ها را به آنجا می‌رویم.
و من که ۹ ساله‌ام، سنی ندارم، اما باید در این سال‌ها نامزدی را انتخاب کنم تا در ۱۰ سالگی زندگی مشترک خود را آغاز کنیم، زود است، اما ما زود بزرگ می‌شویم، طبیعت ما را بزرگ می‌کند.‌ زودتر از آنچه که خود بخواهیم.‌
ما دو شب عروسی‌مان را جشن می‌گیریم و عقد و عروسی‌مان با هم برگزار می‌شود.
ما کتاب داریم، اما سواد نداریم و چه سخت است داشتن کتاب و نبود سواد.
ایل قزاق‌زهی چادرهایشان ساده است، چادری از جنس کیسه‌پاره‌های بهم دوخته شده که نقاشی‌هایی از افکار لیلا و دوستانش رنگی دیگر به چادرها بخشیده است.


البته اینجا نشانه‌هایی از تکنولوژی نیز یافت می‌شود، تلویزیونی که کودکان و بزرگان قبیله شب‌ها را با آن سرگرم هستند.‌

زانیار مرادی زندان رجایی شهر نیمه شب ٣ اسفند: آیا آخرین شبی است که در کنار هم هستیم!

به ما میگویند، پسر عمو، بسیاری ما را برادر هم میدانند ، نام فامیل ما یکی است مرادی و اسم من زانیار و اسم او لقمان، اما شاید یکی از عمیق ترین پیوندها را باهم داریم، زندگی ما بهم وصل شده است. دیگران میگویند پرونده اینها به هم مربوط است و من میگویم زندگیمان.
بارها فکر کرده ام، چه هولناک است که در یک روز سرد و وحشتناک، هر دو را با هم بسوی چوبه دار ببرند، از این به بعد دیگر فکرم را ادامه نمیدهم. با خودم فکر میکنم این چه رابطه ای است، کدام کتاب داستان و کدام نویسنده جرات میکند به این واقعه به این فاجعه نزدیک شود و صدای قلب من و این هم پرونده ای ام را تصویر کند و خود از فرط ناراحتی و یا عجز و یا خشم دیوانه نشود.
این چه سرنوشتی است برای دو جوان که میتوانستند امروز دیسکو بروند و برقصند ، این چه سرنوشتی است، مقصر کیست که من و او سالها زیر یک سقف زندانی بوده ایم و امشب نمیدانیم چه بگوییم و چه بکنیم. چون قرار است تا چند ساعت دیگر او را ببرند.
یک چیز مهم است ما نباید روحیه خودمان را از دست بدهیم. قرار است او را ببرند، من چه میشوم. این چه سناریویی است . از بلندگو گفتند برای دادگاه میرود، آیا واقعا دادگاهی میشود چرا تنها ؟ این چه نقشه ای است که کشیده اند.

زانیار مرادی رجایی شهر نیمه شب ٣ اسفند ماه