فریادی که سرانجام زده شد / اکرم احقاقی

در طی سال‌های فعالیتم در عرصه رسانه، بارها بعد از اتمام تجمعات رسمی و غیررسمی شاهد این بوده‌ام که همکاران هم‌جنسم (خانم) با پوشش‌های مختلف، از آزار و اذیتی که در میان جمعیت به آن‌ها روا داشته شده، گله‌مند بوده‌اند؛ آزاری که آن را به‌صورت عمومی مطرح نمی‌کنند و به صحبت کردن در مورد آن در حلقه‌ی دوستان و همکاران نزدیک، آن‌هم در حد یک درد دل اکتفا می‌کنند.

مورد آزار جنسی واقع‌شدن در مکان‌های خلوت و یا شلوغ عمومی تجربه دهشتناکی است که ممکن است تعداد قابل‌توجهی از زنان در جامعه با آن روبرو شده باشند و یا هر آن خود را در معرض تجربه این آزار ‌ببینند. تجربه‌ای که عموماً ترجیح می‌دهند از آن صحبتی نکنند و آن را در گوشه‌ای از قلبشان با درد و اندوه پنهان کنند.

در سال‌های اخیر به دلایل مختلف از جمله نبود امنیت شغلی سیاسی و مالی، شغل روزنامه‌نگاری در ایران بیشتر تبدیل به یک شغل زنانه شده است و در یک بررسی سطحی می‌توان فهمید تعداد زنانی که در این عرصه فعالیت می‌کنند به صورت چشم‌گیری افزایش یافته و به طبع از تعداد آقایان کاسته شده است. خبرنگاران زن به خصوص خبرنگارانی که در حوزه‌های میدانی مشغول به فعالیت هستند بنا بر ویژگی‌های حوزه کاری‌شان مجبور هستند که در تجمعات رسمی و غیررسمی حضور پیدا کنند و برای تهیه گزارش دقیق‌تر و همچنین گفتگو با کسانی که در این مراسم‌ها شرکت می‌کنند به میان جمعیت بروند که حضورشان در این میدان بعضاً با مشکلاتی برای آن‌ها همراه است که از جمله می‌توان به آزار جنسی اشاره کرد.

بارها شده که تعداد قابل‌توجهی از خبرنگاران زن بعد از این‌که از پوشش این‌گونه برنامه‌ها به محل کارشان بازگشته‌اند در جمع دوستانه خود به این موضوع اشاره کرده و از آن گله‌مند بودند ولی بسیاری از آن‌ها این موضوع را عموماً به روسای خود در محیط شغلی‌شان اطلاع نمی‌دهند و از بیان آن در محیط خانواده هم خودداری می‌کنند.

این افراد در بیان علت پنهان کردن این آزار به مسائل مختلفی اشاره می‌کنند از جمله این‌که معتقدند مطرح کردن این‌گونه آزارها باعث می‌شود که همکاران و به‌خصوص روسای ایشان نسبت به آن‌ها بدبین شوند و با عبارت کلیشه‌‌ای و برخاسته از عرف جامعه ایرانی «کرم از خود درخت است» آن‌ها را مورد قضاوت قرار دهند. علاوه بر قضاوت منفی‌ که در مورد آن‌ها صورت می‌گیرد؛ برخی از مسئولان رسانه‌ها نیز به‌جای چاره‌اندیشی در ارتباط با این موضوع و یا آموزش خبرنگاران زن برای برخورد با این‌گونه آزارها، صورت مسئله را به یک‌باره پاک می‌کنند و خبرنگاران زن را از حضور در این‌گونه مراسم‌ها به‌طورکلی حذف می‌کنند و همین حذف به‌مرور در سطوح دیگر گسترش پیدا می‌کند به‌نحوی‌که آن‌ها به کارمندانی اداری که فقط باید در تحریریه بمانند، تبدیل می‌شوند؛ موضوعی که با ذات خبرنگاری در تضاد است و خبرنگاران عموماً تمایلی ندارند که زیر بار این موضوع بروند. از دیگر سو احتمالاً مدیرانی نیز هستند که خبرنگاران را به سکوت و تحمل در برابر این آزار تشویق می‌کنند و با بی‌تفاوتی از برابر این موضوع عبور می‌کنند. در چارچوب همین تحلیل به نظر می‌رسد که خبرنگاران زن گویی مجبور هستند این موضوع را به‌عنوان یکی از معایب شغلشان بپذیرند و با آن کنار بیایند چرا که چاره‌ای برای حل آن نمی‌یابند. از دیگر سو عموماً خبرنگاران زن از بیان این نوع آزارها در محیط خانواده نیز خودداری می‌کنند چرا که احتمال می‌دهند بیان این مسائل باعث شود که خانواده در برابر آن‌ها قرار گرفته و ایشان را از فعالیت در حوزه کاری مورد علاقه‌شان منع کنند. بر اساس مشاهدات، خانواده‌ها غالباً در هنگام مواجهه با این‌گونه مشکلات، ضمن برشمردن استدلال‌هایی همچون «حفاظت از آبرو و ناموس»، تنها راهکار را ایجاد ممنوعیت برای حضور زنان در چنین محیط‌های کاری می‌دانند.

طی روزهای اخیر پس از تشییع جنازه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حضور گسترده مردم از جمله زنان در این مراسم، برخی از خبرنگاران زن در اقدامی شجاعانه در شبکه‌های اجتماعی اقدام به طرح این موضوع کردند که در جریان این مراسم مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند. موضوعی که طی چند روز اخیر به یکی از بحث‌های داغ این شبکه‌ها تبدیل شده است. البته برخی نیز با توجه به حجم آزارهای صورت گرفته در مراسم، این فرضیه را مطرح کرده‌اند که به دلایل سیاسی معطوف به این تشییع، ممکن است آزارهای صورت گرفته سازمان‌یافته بوده باشد؛ موضوعی که هدف این نوشتار پرداختن و بررسی آن نیست؛ اما موضوع مهم و خوشحال‌کننده در این میان آن است که نسل روزنامه‌نگاران جدید زن با توجه به گسترش ابزارهای اطلاع‌رسانی و افزایش آگاهی‌شان، جرئت و جسارت بیشتری پیدا کرده‌اند. آن‌ها اگر نمی‌توانند این‌گونه مسائل را در رسانه‌های رسمی به‌راحتی مطرح کنند اما در شبکه‌های اجتماعی بیان و نسبت به این‌گونه آزارها اعتراض می‌کنند؛ موضوعی که تا چندی پیش کمتر شاهد پرداختن به آن بودیم.

به نظر می‌رسد اقدام صورت گرفته‌ی اخیر از سوی تعدادی از خبرنگاران و همراهی دیگر زنان با آن‌ها در بیان تجربیات‌ خود از این‌گونه آزارها از جمله در مراسم تشییع رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، امر پسندیده‌ای است که باید ادامه پیدا کند. لازم است خبرنگاران زن با کسب آگاهی‌های بیشتر در مورد چگونگی برخورد با آزارهای جنسی، سکوت دیرینه را بشکنند و این‌گونه مسائل را علنی کنند تا حساسیت افکار عمومی نسبت به این معضلات افزایش پیدا کند؛ حساسیتی که می‌تواند منجر به افزایش آگاهی بیشتر نسبت به موضوع در بین اقشار مختلف جامعه شود.

از دیگر سو صاحبان رسانه نیز به جای برخورد حذفی با خبرنگاران زن و یا دعوت از آن‌ها به سکوت در برابر این‌گونه آزارها باید از قدرتی که در اختیار دارند استفاده و به نحوی، نکوهیده بودن این موضوع را در جامعه برجسته کنند تا آزارگران به‌راحتی به خود اجازه ندهند که در تجمعات، به این بهانه که زنان در میان مردان حضور پیدا کرده‌اند به آن‌ها تعرضی کنند. لازم است شاهدان این آزارها نیز خود را موظف بدانند که در برابر این‌گونه اقدامات به نفع آزاردیده وارد صحنه شوند و از اتخاذ موضع انفعالی خودداری کنند.

بارها شده خبرنگاران زن هنگامی‌که در تجمعات، مورد تعرض واقع شده‌اند از سوی حاضرین مورد مواخذه قرار گرفته‌اند با این استدلال که «چرا در جمع مردان حضور پیدا کرده‌ای و به این علت که در این جمع آمده‌ای، طبیعی است که مورد آزار قرار بگیری و اعتراضی نداشته باشی»!

مسئله مهم دیگر آن است که زنان به خصوص خبرنگاران زن در هنگام برخورد با این‌ دست آزارها سکوت نکنند و همان موقع نسبت به فرد آزاردهنده واکنش نشان دهند.

تجربه آزار جنسی در محیط‌های عمومی برای خبرنگاران زن، محدود به ایران یا کشورهای جهان سوم نیست بلکه قربانیانی از سراسر جهان دارد. زنان خبرنگار به علت نداشتن پشتوانه‌ی حمایتی، البته به جز در کشورهایی معدود، غالباً بار این تجربه را به تنهایی بر دوش می‌کشند و از ترس انگ خوردن یا ایجاد مشکلات بیشتر، از جمله از دست دادن شغل، در برابر آن سکوت می‌کنند. با این حال همان‌طور که اشاره شد زنان خبرنگاری نیز هستند که کاملاً فعالانه با این موضوع برخورد می‌کنند و توانسته‌اند در دفاع از خود، حمایت افکارعمومی و رسانه مطبوعشان را نیز جلب کنند و به نتایج قابل ملاحظه‌ای دست یابند.

منبع: بیدار زنی

میلیون‌ها نفر علیه ترامپ تظاهرات کردند

میلیون‌ها نفر از مخالفان دونالد ترامپ روز شنبه و در اولین روز کاری وی به عنوان رئیس جمهور آمریکا در شهرهای مختلف آمریکا و جهان علیه او تظاهرات کردند.

یه گزارش بی بی سی خود دونالد ترامپ در اولین روز کاری‌اش به مقر سازمان سیا رفت و گفت که “۱۰۰۰ درصد” از این سازمان پشتیبانی می‌کند. تصور می‌شد گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا از دخالت ادعایی روسیه به نفع آقای ترامپ به تقابل او و برخی از این نهادها منجر شده است.
آقای ترامپ امروز از رسانه‌ها برای “بی صداقتی در گزارش جمعیت مراسم تحلیف” انتقاد کرد. او درباره تظاهرات اعتراضی روز شنبه چیزی نگفت.

برآورد می‌شود که در واشنگتن، پایتخت آمریکا، جمعیتی حدود نیم میلیون نفر تجمع کردند، جمعیتی که بنا به اغلب برآوردها از تعداد حاضران در مراسم تحلیف آقای ترامپ هم بیشتر بود.
راهپیمایی واشنگتن یکی از بیش از ۶۰۰ راهپیمایی برگزار شده بود و در بسیاری از آنها جمعیتی بیش از پیش‌بینی‌ها شرکت کرد.
هدف اصلی تجمع‌های امروز برجسته کردن مسائل زنان بود که به عقیده برگزارکنندگان با ریاست جمهوری دونالد ترامپ به مخاطره افتاده است.
معترضان روز شنبه در مسیر راهیپمایی به سوی بنای یادبود جورج واشنگتن به خیابان ها سرازیر شدند. چهره‌های شناخته شده‌ای چون اسکارلت یوهانسون، امریکا فررا، اشلی جود، گلوریا استینم و مایکل مور کارگردان سینما در میان سخنرانان بودند.
مایکل مور کارگردان منتقد آمریکایی در سخنرانی خود در واشنگتن با پاره کردن نسخه ای از روزنامه واشنگتن پست گفت: “این تیتر نوشته ترامپ قدرت را در دست گرفت. فکر نکنم این طور باشد. قدرت اینجا است. اکثریت مردم آمریکا اینجا هستند. ما اکثریتیم.”
در انتخابات ریاست جمهوری هیلاری کلینتون اکثریت آرا را به دست آورد اما نظام انتخاباتی آمریکا مبتنی بر آرای کالج انتخاباتی ایالت‌ها است و دونالد ترامپ با وجود تعداد رای‌های پایین‌تر پیروز شد.
مدونا خواننده مشهور آمریکایی نیز در این مراسم شرکت داشت و در سخنانی که زنده از شبکه‌های اصلی آمریکا پخش می‌شد چندین بار دشنام داد.
مدونا گفت: “بله من عصبانی‌ام. خیلی به اینکه کاخ سفید را منفجر کنم فکر کرده‌ام.”
مسیر برنامه‌ریزی‌شده راهپیمایی به سمت کاخ سفید عملا به دلیل ازدحام جمعیت لغو شد. رییس پلیس موقت واشنگتن پیتر نیوشام به آسوشیتدپرس گفته است جمعیت اینقدر زیاد بود که دیگر جایی برای راهپیمایی نماند.
راهپیمایی‌های دیگری هم در حدود ۳۰۰ شهر در آمریکا از نیویورک تا سیاتل برگزار شده است.
تجمع‌های اعتراضی امروز از نیوزیلند، استرالیا و ژاپن شروع شد.
سازمان دهندگان راهپیمایی مشابهی در لندن می گویند بین ۸۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نفر در این شهر به خیابان ها آمدند.
سازمان دهندگان تظاهرات امروز در بیانیه‌ای گفته‌اند این راهپیمایی پیام صریحی به دولت آمریکا در اولین روز کاری آن است. همینطور به تمام جهان حاکی از اینکه حقوق زنان حقوق بشر است.
به گفته این عده این راهپیمایی صرفا درباره حقوق زنان نیست و افرادی از جنسیت و سن و نژاد و فرهنگ و گرایش سیاسی مختلف را در بر می‌گیرد.
بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی نگران آن هستند که دونالد ترامپ اقدام‌هایی علیه مهاجران، مسلمانان، طبقات فرودست و دگرباشان جنسی انجام دهد و حقوق زنان را محدود کند.
تیم رسانه‌ای دونالد ترامپ بلافاصله پس از آغاز کار او وبسایت کاخ سفید را تغییر داده و موضوعاتی چون سلامت، حقوق شهروندی، تغییرات اقلیمی و حقوق دگرباشان را حذف کرده است.
با برگزاری مسالمت آمیز تجمع‌های امروز نگرانی درباره تکرار خشونت‌ها در اعتراضات شب تحلیف از میان رفت.
در اعتراضات شب مراسم تحلیف در واشنگتن بیش از ۲۰۰ نفر دستگیر شدند و شش افسر پلیس زخمی شدند.

همه خشونت‌ها علیه زنان دستفروش

هر ساله در بزرگداشت روزِ منع خشونت علیه زنان، یعنی در ۲۵ نوامبر، سازمان‌های مردم‌نهاد، سازمان‌های بین‌المللی ناظر بر وضعیت زنان و نهادهای دولتی‌ای که متولیِ منع این نوع تضییق علیه زنانند فهرست‌های بلندبالایی را ناظر بر همه خشونت‌هایی که در سرتاسر جهان به زنان اعمال می‌شود منتشر می‌کنند. در این میان اما وقایعی هم هست که یادآورِ وجود و استمرار خشونت‌هایی است که نه فقط به شکلی مستقیم بر زنان اعمال می‌شود، بلکه تبعاتشان چنان بر سایر حوزه‌های دیگری از زندگی آنان تأثیر می‌گذارد که خود مسببِ و زمینه‌ساز خشونت‌های دیگری علیه زنان است.

از این دست خشونت‌ها را سال گذشته با ماجرای اسیدپاشی بر صورت زنان اصفهانی شاهد بودیم. عملی که خشونت نهفته در آن حاوی پیامی بود به شناعتِ خودِ عمل . پیامی که محتوایش جز حکم به خانه‌نشین کردن زنان نداشت. خشونتی که هر روز علیه زنان دستفروش اِعمال می‌شود از همین دست خشونت‌های تؤامان است: خشونت اقتصادی نهفته در پس خشونت‌های کلامی و جسمی، تجربه مشترک «زنان دستفروش» نه فقط در ایران، بلکه در تمامی جهان، حتی در نقاطی است که قانون از آن‌ها حمایت می‌کند.

حادثه فومن استثناء نیست

انتشار فیلمی در شبکه‌های مجازی که در آن زنِ دستفروشی در فومن مورد اهانت و سپس ضرب و شتم مأمور شهرداری قرار گرفت انزجار بسیاری را برانگیخت. فیلم ماجرا دست به دست گشت و کاربرانِ بسیاری خشونت کلامی و جسمی علیه دستفروشان را تقبیح کردند. همچنین عده‌ای دیگر آن را با تهاجمی که باعث مرگ علی چراغی دستفروشی که در جلوی چشمان فرزندش به ضرب پنجه بوکس مأموران شهرداری کشته شد مقایسه کردند و دیگران از ناچاری دستفروشانی که از فرط استیصال دست به خودسوزی می‌زنند یاد کردند. قیاس‌های بجا و درستی که همه از عادی شدنِ اِعمال خشونتِ توسط شهرداری‌های کشور حکایت دارند.

خشونت اقتصادی نهفته در پس خشونت‌های کلامی و جسمی، تجربه مشترک زنان دستفروش نه فقط در ایران، بلکه حتی در نقاطی است که قانون از آنها حمایت می‌کند.

اما در این میان آنچه از آن صحبتی نشد نتیجه این سیاستِ خشونت‌بار است علیه زنان. نتایجی که خود، زمینه‌ساز خشونت دیگریند که می‌توان نام آن را خشونتِ حاصل از «ممانعت زنان از اشتغال» و خشونتِ «گرفتن فرصت‌های شغلی از زنان» نامید و باید آن را در زمره «خشونت اقتصادی علیه زنان» فهرست کرد، یعنی رفتارهایی که با ایجاد مزاحمت، باعث ایجاد اختلال در کار زنان شده یا آن‌ها وادار را به ترک شغلشان می‌کنند.

مطالعات میدانی نشان می‌دهند که بسیاری از زنانی که در سطح شهر یا در وسائل حمل‌ونقل عمومی به دستفروشی مشغول‌اند، سرپرست خانواده خود هستند و تنها نان‌آورِ خانه. نه مسئولیت‌های آن‌ها در قِبال فرزندانشان امکان اشتغال به شغلی دیگر جز فروشندگی سیار را به آن‌ها می‌دهد و نه سرمایه‌ای دارند که بتوانند از آن برای فعالیتی خویش‌فرما در خانه یا در محلی استیجاری فعالیت کنند. فضاهای عمومی شهر تنها مایملکِ آنان است و انعطاف شغل دستفروشی یگانه فرصتِ آن‌ها برای کار. با تهاجم لسانی و فیزیکی از طرف مأموران شهرداری –یعنی نمایندگان مدیریت شهری- همزمان هم این مایملک و هم این فرصت مورد هجمه قرار می‌گیرد. هجومی به حق کارِ زنِ دستفروش، به موازاتِ هجوم به خودِ او.

قانون و فراتر از آن

زن پنجاه ساله‌ای که در متروی تهران دستفروشی می‌کند و بار در طول صحبتش بارها تکرار می‌کند که اگر پول یا سرمایه‌ای داشت، مغازه‌ای اجاره می‌کرد. او در مورد سختی شرایط کارش می‌گوید «اینجا هوا سنگین است، جریان ندارد. تمام روز را بدون دیدنِ نور آفتاب می‌گذرانم و بارِ سنگین وسائلم تمام روز روی دوشم است و در کنار تمامِ این‌ها ترس از درگیر شدن با مأموران، از اینکه جنسم را بگیرند و تنها سرمایه‌ام بر باد برود را هم دارم.» او اضافه می‌کند «گاهی شب‌ها از ترس اینکه جنس‌هایم را گرفته‌اند از خواب می‌پرم. اونها می‌خوان کارِ من، این تنها کاری را که من می‌تونم انجام دهم را از من بگیرند.»

دختر جوان فروشنده‌ای نیز، از برخورد خشونت آمیز کلامی و جسمی علیه دستفروشان در مترو می‌گوید: «زد و خورد، تهدید به دادگاهی کردن، تهدید به بردن ما به کلانتری، بردنِ جنسا. فکر می‌کنی برای چی بود که پسره خودش رو تو ایستگاه گلبرگ انداخت جلوی مترو. تازه اون مرد بود و از اهانت‌هایی که به ما می‌کنند آزاد. نمیگم چه حرف‌هایی که می‌زنن. نمیگم چون نمی‌تونی بنویسی.» میگه، ولی حق با اوست نمی‌توانم بنویسم. «اگه مجبور نبودم هیچ‌وقت پامو نمی‌ذاشتم تو مترو.»

پایِ صحبتِ هر کدام‌شان که بنشینی، قصه‌های بسیاری از این دست برای تعریف کردن دارند و همه این‌سؤال را دارند که مگر شغلشان چه عیبی دارد؟ «مردم که از ما خرید می‌کنند. خوب ساعت‌های شلوغ بعضی‌ها هم غُر می‌زنند. ولی ما هم اگر نبودیم بالاخره همه از شلوغی شکایت دارند.» می‌گویند که شنیده‌اند که در برخی کشورها دستفروشی شغلی است مثل شغل‌های دیگر. قانون از دستفروش‌ها حمایت می‌کند. هر چند به رسمیت شناخته شدن و قانونی شدن مشاغل دستفروشی برای همه دستفروشان به یکسان مهم است اما برای زنان مهم‌تر است. در ایران بر خلاف سایر کشورهای در حال توسعه جهان که دستفروشی شغلی عمدتا زنانه است، زنانِ دستفروش اقلیت را تشکیل می‌دهند. افزون بر این، رسمیت نیافتن این شغل باعث تشدید شکاف جنسیتی در این حوزه شده است. آمارها نشان می‌دهند که در سال ۱۳۹۰، ۱۳ درصد دستفروشان در تهران زن بودند و این رقم در سال ۹۴ به ۱۰ درصد کاهش یافته است.

رسمیت نیافتن این شغل باعث تشدید شکاف جنسیتی در این حوزه شده است. آمارها نشان می‌دهند که در سال ۱۳۹۰، ۱۳ درصد دستفروشان در تهران زن بودند و این رقم در سال ۹۴ به ۱۰ درصد کاهش یافته است.

تردیدی نیست که رسمیت بخشیدن به مشاغل دستفروشی و تصویب قانونی در حمایت از این افراد، همچون قانونی که در اکثر ایالت‌های هند وجود دارد، به بهبود وضعیت دستفروشان خواهد انجامید و به معنایی زندگی آن‌ها را زیر و رو خواهد کرد. با این همه نباید گمان برد که این پایانِ اِعمال خشونت علیه زنان دستفروش خواهد بود. اتحادیه ملی دستفروشان هند که به دفاع از این افراد و حقوق آن‌ها می‌پردازد یادآور می‌شود که به رغم وجود قانون، شاهد اِعمال خشونت علیه زنانِ شاغل در این رشته‌ایم. خشونتی که به گفته زنان دستفروش نه تنها از طرف پلیس که از طرف همکاران مرد خود نیز علیه آن‌ها اعمال می‌شود.

منبع: یکشهر

آیا مهاجرت از خشونت علیه زنان کم می‌کند؟ / آزاده دواچی

کارزار روز جهانی منع خشونت علیه زنان، هرسال در تلاش است تا با توجه جهان به منع خشونت علیه زنان، از میزان مرگ و میر زنان، سوء‌استفاده‌های جنسی و رفتاری و قربانی شدن تعداد بیشتری از زنان به دلیل اعمال خشونت در جوامع مختلف بکاهد. ادامه خواندن Continue reading

۲۵ نوامبر و جهانی که هنوز نارنجی نشده است

«آمارها وجود خشونت علیه زنان را تایید می‌کنند. اما آنچه سخت است، درک دلیل این خشونت‌هاست. چرا مردان به زنان و دختران خشونت می‌ورزند؟ چرا جوامع قربانیان خشونت را سرزنش می‌کنند؟ چرا دولت‌ها نمی‌توانند جنایت علیه زنان را متوقف کنند؟ چرا جهان نمی‌خواهد زنان نقش خود را به طور کامل ایفا کند؟»

اینها گفته‌های بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل به زنان حاضر در برنامه «جهان را نارنجی کنید» است که روز ۲۱ نوامبر برای جمع‌آوری پول برای مبارزه با خشونت علیه زنان در نیویورک برگزار شد.

کمپین «جهان را نارنجی کنید»، از روز ۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان آغاز می‌شود و تا ۱۰ دسامبر روز حقوق بشر ادامه دارد.

بان کی مون می‌گوید: «موضوع مرگ و زندگی است. در برخی کشورها ۷۰ درصد زنان خشونت فیزیکی یا جنسی را از سوی شریک خود تجربه کرده‌اند. در برخی کشورها ۴۰ تا ۷۰ درصد جنابت‌هایی که بر زنان صورت می‌گیرد از سمت همسرشان است.»

از کجا آغاز شد؟

 روز ۲۵ نوامبر سال ۱۹۶۰ سه خواهر به نام‌های پاتریا، ماریا و آنتونیا میرابال در راه مبارزه با حکومت دیکتاتوری رافائل توروخیو در جمهوری دومینیکن کشته شدند. فعالان حقوق زن از سال ۱۹۸۱ روز ۲۵ نوامبر را برای گرامی‌داشت این زنان برای آزادی و مبارزه با خشونت برگزیدند. از سال ۱۹۹۹ سازمان ملل این روز را به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان معرفی کرده است.

روز جهانی منع خشونت علیه زنان از سوی صندوق توسعه زنان سازمان ملل با حروف UNIFEM مشخص شده است. حروف Uو N آبی رنگ هستند و بقیه حروف طیف‌های تیره‌تر آبی هستند. تصویر یک کبوتر  احاطه شده در شاخه‌های زیتون در سمت راست این لوگو، نماد بین‌المللی زن است.

با اینکه سال‌هاست چنین روزی در تقویم جهانی وجود دارد اما مبارزه با خشونت علیه زنان همچنان در بسیاری از نقاط جهان اولویت نیست و هنوز باید برای گسترش آن تلاش‌های بیشتری صورت بگیرد و هنوز لازم است تکرار کنیم که وقتی از خشونت علیه زنان حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

خشونت در خانه

۱- بله، خشونت فیزیکی یعنی همان کتک زدن، شکل آشکار خشونت نسبت به زنان است، چه از سوی پدر، چه برادر و چه همسر یا شریک جنسی.

۲- خشونت رفتاری کم از خشونت فیزیکی ندارد. این‌که زن یا دختری مورد کم‌مهری و بی‌توجهی باشد، خوراک و پوشاک کافی به او نرسد، اجازه خروج از خانه و کار کردن نداشته باشد، نتواند با خانواده و فامیل خود ارتباط تلفنی و حضوری داشته باشد، یعنی به او خشونت روا داشته می‌شود.

۳- اگر حق و سهم زن از منابع و درآمدهای مشترک، یا درآمد شخصی خودش کم باشد یا اصلا سهمی نداشته باشد، اگر در تصمیم‌های مربوط به رابطه نقش مساوی نداشته باشد، این هم نوعی خشونت است. با این تعبیر این‌که زنان حق طلاق ندارند یا نیم مردان ارث می‌برند، به آنها خشونت می‌شود. بسیاری از زن‌ها حتی از درآمد شغل خود هم استفاده‌ای نمی‌کنند.

۴- در رختخواب هم خشونت خانگی اتفاق می‌افتد، حتی بین زن و شوهرها و زوج‌ها هم رابطه جنسی می‌تواند تبدیل به خشونت جنسیتی شود. اگر زنی تمایل به رابطه جنسی نداشته باشد و به آن محبور شود، اگر در رابطه جنسی به کارهایی مجبور شود که نمی‌خواهد، به او خشونت شده است. در بسیاری از فرهنگ‌ها زنان مجبورند در رابطه جنسی کاملا مطیع باشند و به هر شرایطی تن بدهند. اما فرهنگ‌های مدرن‌تر، زور و اجبار در رابطه جنسی را تجاوز تعریف می‌کنند. با این حساب، «تمکین» نوعی خشونت است.

۵- بسیاری از کودکان دختر در محیط خانه مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند که خشونت آشکاری به آنهاست.

۶- مجبور کردن کودکان دختر به ازدواج یکی دیگر از شیوه‌های رایج خشونت به زنان است که از خانواده‌ها شروع می‌شود.

خشونت در خیابان

۱- فضای خیابان در نقاط بسیاری از دنیا برای زنان امن نیست. زن‌ها به محض خروج از خانه با انواع آزارهای جنسی و جنسیتی روبه‌رو می‌شوند. متلک، تماس بدنی ناخواسته و پیشنهاد برقراری رابطه جنسی همه جا آنها را تهدید می‌کند.- اگر زنان نتوانند توی اتوبوس و تاکسی و مترو راحت بنشینند، این یعنی به آنها خشونت می‌شود.

۳- اینکه زنان نتوانند با اختیار خود پوشش‌شان را انتخاب کنند، یک شیوه اعمال خشونت است. یعنی همان حجاب اجباری که هم جنبه قانونی دارد هم جنبه عرفی.

۴- گشت ارشاد، حراست و نیروهای انتظامی که با رفتارهای پرخاشگر با زنان برخورد می‌کنند، نمونه‌هایی از خشونت‌های رسمی خیابانی نسبت به زنان هستند.

۵- اسیدپاشی نظیر آن‌چه در اصفهان و تهران اتفاق افتاد و اغلب با دلایل عرفی و مذهبی تفسیر می‌شود، نمونه‌های دیگری از خشونت در خیابان است.

۶- تجاوز یکی از شدیرترین شکل‌های خشونت در جامعه نسبت به زنان است.

خشونت در سطح حاکمیت

۱- تصویب قوانینی که زنان را به دلیل جنسیت‌شان از دسترسی به منابع ملی، تحصیل و آموزش، اشتغال و حقوق قضایی برابر محروم می‌کند، نمونه‌ای از خشونت سازمان‌یافته و دولتی علیه زنان است. بر این اساس تبعیض جنسیتی در تحصیل و انتخاب رشته، ممنوع کردن حضور زنان در برخی مشاغل خشونت در سطح قانون است. قوانینی که سقط جنین را محدود می‌کند، حقوق طلاق و حضانت را از زنان می‌گیرد یا آنها را وادار به باروری بیشتر می‌کند هم در همین زمره جای می‌گیرند.

۲- گاهی اوقات خشونت دولتی سازمان‌یافته، مفهومی سیاسی دارد. در این نوع خشونت زنان تبدیل به سوژه‌های سیاسی می‌شوند و در زندان‌ها به دلیل جنسیت‌شان مورد خشونت جنسی مضاعف قرار می‌گیرند. تحت فشار قرار دادن زنان در جایگاه همسر و مادر فعالان سیاسی و اجتماعی نمونه دیگری از این خشونت‌هاست. در ایران مادران کشته‌شدگان دهه شصت، ۱۸ تیر و جنبش سبز از نمونه‌‌های این نوع خشونت‌اند.

۳- جنگ و بحران‌های بین‌المللی خشونت ویژه‌ای را به زنان تحمیل می‌کند. زنان و کودکان از خشونت فراگیر جنگ و آوارگی، آسیب فراوان می‌بینند. در چنین شرایطی احتمال تجاوز و آزار جنسی بیشتر هم می‌شود.