بهاره هدایت، زندان اوین، دو سال بعد

نعیمه دوستدار

۲ خرداد ۱۳۸۵، بهاره هدایت یکی از صدها زنی بود که در تجمع اعتراضی زنان در میدان هفت تیر تهران شرکت کرد. ماموران امنیتی آن تجمع  را غیرقانونی می‌دانست؛ پس به آن تجمع حمله کردند و تعدادی از شرکت کنندگان از جمله بهاره هدایت را بازداشت کردند.

نتیجه این بازداشت، یک حکم دو ساله حبس بود که به مدت پنج سال تعلیق شد، حالا همین حکم تعلیقی بهانه‌ای شده تا او که مدتی از پایان حکم زندانش می‌گذشت، دو سال دیگر آنجا بماند.

او در نامه‌ای که پس از دریافت این حکم برای همسرش امین احمدیان نوشته، لحظه دریافت حکم را چنین توصیف می‌کند: «تو اجرای احکام زندان یه نامه دستنویس بهمون نشون می‌دن که می‌گه حکم آزادی اومده؛ چهار روز پیش. و همین امروز حکم اجرای دو سال تعلیقی به زندان ابلاغ شده. من نشسته‌ام و برگه رو نگاه می‌کنم. بدنم وایستاده با مرد پشت میز حرف می‌زنه: حکم آزادی من شنبه اومده و اجرا نکردن؟! پس این ۴ روز من رو با چه حکمی نگه داشته‌اند؟ یه شعبده بازی دسته جمعی. این تخلفه آقا!

– نه، تخلف نیست.

– برای زندگی ما تقلبه… مثل همیشه…

-ببین خانم هدایت، حتی اگرم آزادت می‌کردن، با همین حکم دوباره می‌اومدن می‌گرفتنت. خب چه کاریه؟!

-نمی‌تونستن. گیر قانونی داشت.

 دو سال یعنی چقدر، امین؟… چند تا دلتنگی؟… چند تا پرسه زدن؟

– به هر حال. آقای فلانی هم مقصر نیست. بهش گفته‌اند. دستور رو اجرا می کنه.

 بلند می‌شم و می‌رم پشت پنجره… تو یه جایی اون بیرونی، همین بغل، تو یکی از همین خیابونا…

-من از این آقا شکایت می‌کنم.

– شما حق دارید از هرکی دلتون خواست شکایت کنید. و می‌خنده…»

پیش از این ابلاغ، بهاره هدایت پنج سال و نیم در زندان مانده است؛ در حالی که انتظار می‌رفت که بر مبنای ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی آزاد شود.

ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی می‌گوید: «در جرائم موجب تعزیر هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم نباشد دادگاه برای هر یک از آن جرائم حداکثر مجازات مقرر را حکم می‌کند و هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم باشد، مجازات هر یک را بیش از حداکثر مجازات مقرر قانونی مشروط به اینکه از حداکثر به اضافه نصف آن تجاوز نکند، تعیین می‌کند.»

اما سهم واقعی او از قانون مجازات اسلامی طولانی شدن سال‌های زندان است که با بیماری سنگ کلیه و صفرا و از دست رفتن مهم‌ترین سال‌های جوانی او و تلخ شدن عشق و زندگی شخصی‌اش درهم آمیخته است.

عمر یک جوانی در راه مبارزه

در سال ۱۳۸۴، شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بنا به پیشنهاد دانشگاه‌های علامه طباطبایی، الزهرا و دانشکده امور اقتصادی با شکل‌گیری کمیسیون دفاع از حقوق زنان دفتر تحکیم وحدت موافقت کرد. هدف از تشکیل کمیسیون پی گیری مطالبات بخش عظیمی از جامعه دانشگاهی و پیوند بهتر جنبش دانشجویی با جنبش زنان بود. از بهاره خواسته شد کمیسیون دفاع از حقوق زنان دفتر تحکیم وحدت را فعال کند. علاوه بر این، بهاره هدایت که متولد ۱۳۶۰ است، پیش از دستگیری، عضو شورای مرکزی و سخنگوی دفتر تحکیم وحدت هم بود.

او، ۱۸ تیرماه ۱۳۸۶، در سالروز حمله به کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸، همراه اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در مقابل دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)  تحصن کرد و دوباره بازداشت شد اما پس از یک ماه با وثیقه آزاد شد.

تیرماه ۱۳۸۷ و اسفند همان سال، به دلیل شرکت در تجمع آرام خانواده‌های زندانیان سیاسی در مقابل اوین بازداشت شد اما این بازداشت‌ها مانع فعالیت او در جنبش دانشجویی ایران نشد.

پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، بهاره هدایت ویدیوهایی به نشست‌هایی در اروپا فرستاد که در آبان و آذر ماه ۱۳۸۸ برگزار شدند. او در این ویدئوها مطالبات جنبش دانشجویی ایران را به صراحت بیان کرد. او در ویدیویی که به مناسبت روز دانشجو به دانشگاه دلف هلند فرستاد، گفته بود: «مطالبات دانشجویان منتقد در ایران، مطالبات بسیاری از مردم است، ما آزادی بیان و آزادی آکادمیک می‌خواهیم، ما می‌خواهیم اساتید مستقل در دانشگاه تدریس کنند، ما می‌خواهیم هر کس عقیده خود را آزادانه بیان کند و پس از بیان آن مورد تهدید و توبیخ قرار نگیرد… ما می‌خواهیم حوزه خصوصی افراد محترم شمرده شود، ما می‌خواهیم حذف سیستماتیک روشنفکران و دگراندیشان برچیده شود، ما می‌خواهیم تبعیض جنسیتی در دانشگاه و جامعه کاهش یابد، ما می‌خواهیم برگزاری انتخابات در کشور فقط برای حفظ موقعیت و ارتقای پرستیژ بین‌المللی حاکمان نباشد و نمایندگان واقعی مردم بتوانند آزادانه در انتخابات کاندیدا شوند و سلامت انتخابات تضمین شود.»

به دنبال فعالیت‌های بهاره هدایت در سال ۱۳۸۸، او متهم به تبلیغ علیه نظام، توهین به رییس‌جمهور و رهبری و اقدام علیه امنیت ملی شد. یک سال بعد، حکم او را اعلام کردند: نه سال و نیم حبس که بعدا به ۱۰ سال تبدیل شد.

اما بهاره هدایت در زندان هم دست از فعالیت نکشید. ۱۶ آذر ۱۳۸۹ او و دو فعال دانشجویی زندانی دیگر، یعنی مجید توکلی و مهدیه گلرو نامه‌ای به دانشجویان خارج از کشور نوشتند و آنها را تشویق کردند که از آزادی بیانی که در خارج وجود دارد به نفع تلاش‌های داخل استفاده کنند: «در حالی که اقتدارگرایان از هیچ تلاشی برای خاموش کردن صدای منتقدین و مخالفین فروگذار نمی‌کنند و فعالین سیاسی و مدنی را به شدت تحت فشار قرار داده‌اند، آنان که دلشان با ایران و مردم ایران است و دستشان می‌رسد باید تلاش نمایند تا حساسیت جامعه جهانی را نسبت به نقض مداوم حقوق بشر و به خصوص نقض آزادی‌های آکادمیک در دانشگاه‌های ایران و در مضیقه قرار دادن اساتید و دانشجویان مستقل برانگیزند. تا با حساسیت بین‌المللی و فشار افکار عمومی قدری از شدت سرکوب در داخل کاسته شود.»

همین نامه به همراه نامه دیگری که خود او برای دانشجویان نوشت، باعث شد که اتهامات جدیدی علیه هر سه آنها به عنوان «تبلیغ علیه نظام» مطرح شود و شش ماه دیگر نیز به حکم او اضافه کنند.

صدایی که می‌خواهند خاموش شود

استمرار و پایداری بهاره هدایت اما هرگز به مذاق مقامات امنیتی و قضایی ایران خوش نیامده است. او در نامه‌ای به همسرش دیدار خود را با جعفری دولت آبادی، دادستان تهران روایت می‌کند: «-می‌خوای قهرمان بشی، ها؟

(قهرمان؟ من غلط کنم! این حرف‌ها چیه؟ من می‌خوام برگردم پیش امین).

_ من کاری نکردم حاج آقا، نهایتش دوتا بیانیه بوده و چهارتا مصاحبه.

 حاضری تکذیب کنی؟

(ها؟! تکذیب؟! پاراگراف اول بیانیه‌ی اول مهر ۸۸ تحکیم رو برام خوند. اشتباه کرد. نباید می‌خوند .ذوق کردم! عباس عجب چیزی نوشته ‌بود، دمش گرم! باز هم خوند؛ از این بیانیه، از اون بیانیه… .یادم می‌اومد و ذوق می‌کردم! مواظب باش نفهمه!)

– حاضری پس‌بگیری؟

-ممکنه تند و تیز گفته‌ باشیم، ولی من اصل موضوع رو که نمی‌تونم پس‌بگیرم.

-بازجوت گفته‌بود که کله‌شقی.»

اطلاع از استراتژی موثر سیاسی بهاره هدایت و نقش موثر او در جنبش دانشجویی و شوری که یادگار دوران شکوفایی این جنبش در ایران است، باعث شده که تلاش برای کارشکنی در پرونده او، از طریق ممانعت از صدور اجازه مرخصی و برخورداری از دسترسی به درمان منظم و … در طول این سال‌ها استمرار داشته باشد.

همزمان با این فشارها، پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، نام بهاره هدایت بیشتر شنیده می‌شد؛ هرچند به نظر می‌رسد با تغییرات سیاسی در ایران و با تمرکز بیشتر فعالان سیاسی و مدنی بر سیاست خارجی و توافق هسته‌ای، از میزان فشارها و توجه‌ها کاسته شده باشد.

 فروردین ۱۳۹۰ کنشگران ایرانی و عفو بین‌الملل کمپین «تولدت مبارک بهاره» را راه انداختند. ویدیوهای تبریک ساخته شد، حمایت‌های گسترده آنلاین صورت گرفت و طوماری برای درخواست آزادی‌اش امضا شد.

فروردین ۱۳۹۱، بنیاد هارولد ادلستام در سوئد، به خاطر نقش او در جنبش دانشجویی و جنبش زنان به او جایزه‌‌ای اهدا کرد. بنیاد ادلستام در بیانیه خود نوشته بود: «بهاره هدایت با شجاعتی مثال زدنی و تعهد به عدالت به صورت فعال علیه نقض حقوق بشر در ایران کار کرده است. علیرغم تهدیدات جدی و خطرهایی از سوی نیروهای رژیم و ماموران اطلاعاتی، بارها زندگی و آزادی‌اش را با دفاع از حقوق بشر به خطر انداخته است.»

بهاره هدایت همچنین در سال ۲۰۱۰، کاندیدای جایزه صلح دانشجویی اتحادیه دانشجویان اروپا شد، همان جایی که روزی برایش پیام ویدئویی فرستاده بود.

در حالی که چند روز  پیش از انتشار خبر ابلاغ حکم دو سال زندان افرون بر پنج سال و نیم حبس پایان‌یافته، جمعی از کنشگران مدنی، سیاسی و فعالان حقوق زنان با صدور بیانیه‌ای خواهان آزادی بی‌قیدوشرط بهاره هدایت و نرگس محمدی شده بودند، بهاره هدایت همچنان در اوین است: «ساعت اداری تموم شده. محوطه زندان خلوته؛ همه الان تو راه خونه‌اند: “چیزی نمی خوای؟” میوه می گیرند. نون. گوجه فرنگی… “من اومدم” “اومدی؟…” واژه‌های بی وزن یه خوشبختی ساده؛ صدایی که می‌پرسه، و صدایی که جواب می‌ده، توی یه خونه با چراغ‌های روشن… الان کجایی امین؟ … چطوری طاقت آوردی لعنتی…

-بیا بریم خانم هدایت.

 بدنم و نگهبان دارند بر می‌گردند تو بند… من همین‌جا مونده‌ام؛ پشت این پنجره، تو کوچه‌های خیال.»

دانشگاه‌ها در سال ۹۳؛ استیضاح، تهدید و بورسیه‌های غیرقانونی

سال ۱۳۹۳ سالی چندان متفاوت برای جامعه دانشگاهی ایران نبود؛ فشارهای امنیتی ادامه یافت و تشکل‌های دانشجویی با محدودیت‌های بسیاری روبرو شدند. ادامه خواندن Continue reading

دانشجو پیش از آن که دانشجو شود، یک عضو این جامعه نیز هست / ناصر زرافشان

این نوشته، چکیده متنی است که برای گفتگو با دانشجویان در دانشگاه تهران آماده کرده بودم اما همانطور که انتظار آن می رفت ساعتی پیش از شروع سخنرانی جلوی اجرای این برنامه را گرفتند. ادامه خواندن Continue reading

فشار دولت روحانی بر دانشجویان سیاسی

طبق گزارش رسیده پنج فعال دانشجویی سیاسی دانشگاه تبریز در مهر و آبان ماه ۹۳ به کمیته انضباطی دانشگاه فراخوانده شدند. این دانشجویان به اتهام اخلال در نظم دانشگاه، برگزاری تحصن، اعتراض و انتقاد به شخصیت های سیاسی کشور با احکام سنگین تعلیق از تحصیل روبرو شدند. در مجموع این پنج دانشجو به ۸ ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از خدمات رفاهی تا پایان دوره تحصیل محکوم شدند.

امید احمدی دانشجوی رشته علوم کامپیوتر؛ دبیر اسبق شوار مرکزی کانون فرهنگی اجتماعی زاگرس، مدیر مسئول و سردبیر نشریه دانشجویی مستقل آستانه، دبیر مدیر مسئولین نشریات دانشجویی دانشگاه تبریز به ۲ ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از خدمات رفاهی تا پایان دوره تحصیل محکوم شده است.

احسان پورخیری دانشجوی رشته فلسفه؛ دبیر انجمن فلسفه دانشگاه تبریز و هیئت تحریریه نشریه دانشجویی مستقل آستانه به ۲ ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از خدمات رفاهی تا پایان دوره تحصیل محکوم شده است.

فرهاد شفیع زاده دانشجوی رشته فلسفه؛ عضو شورای مرکزی کانون فرهنگی اجتماعی زاگرس و هیئت تحریریه نشریه دانشجویی مستقل آستانه به ۲ ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از خدمات رفاهی تا پایان دوره تحصیل محکوم شد. نام برده هفته گذشته از سوی دادگاه انقلاب شهر مریوان حکمی مبنی بر یک سال حبس تعزیری دریافت کرده است.

اسماعیل محمودی دانشجوی رشته فلسفه؛ عضو شورای مرکزی کانون فرهنگی اجتماعی زاگرس، صاحب امتیاز نشریه دانشجویی مستقل آستانه به ۱ ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از خدمات رفاهی تا پایان دوره تحصیل محکوم شد.

محمود سیفیان دانشجوی رشته فلسفه؛ عضو شورای مرکزی انجمن فلسفه دانشگاه تبریز و هیئت تحریریه نشریه دانشجویی مستقل آستانه به ۱ ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از خدمات رفاهی تا پایان دوره تحصیل محکوم شده است.

پس از اعتراض این فعالان دانشجوئی این احکام بازبینی شده اما هیچگونه تغییری در آن اعمال نشد و این احکام از ترم بعد اجرا می گردد. رویکرد کلی موجود در رابطه با تلاش برای سیاست‌زدایی از دانشگاه سبب شده است با تغییر رئیس دانشگاه نیز هیچگونه تغییری در فضای دانشگاه احساس نشود. بعضی از دانشجویان معتقد هستند میزان فشارهای در دوره ریاست جدید این دانشگاه از فضای دوران احمدی‌نژاد نیز بیشتر است. در آخرین اقدام مدیریت جدید دانشگاه تبریز، قبل از فرا رسیدن روز ۱۶ آذر حراست دانشگاه با خانواده های فعالان دانشجوئی تماس گرفته و تهدید کرده بودند که هیچ دانشجویی حق ندارد جدای از مراسم دولتی و از پیش طراحی شده اقدام به برگزاری تجمع مستقل دانشجوئی کند.

گزارش جلسه مباحثه دانشجویان کمونیست یکی از دانشگاه های ایران به مناسبت روز دانشجو

 چندان به گذشت زمان لازم نبود تا مشخص شود که سیاست‌های دولت به سر کار آمده روحانی در خصوص سرکوب و ایجاد محدودیت‌های فراوان نسبت به فعالین و جریان‌های دانشجویی همان سیاست‌های موضوعه جمهوری اسلامی در چند دهه‌‌ی اخیر بوده است. ادامه خواندن Continue reading

به مناسبت شانزده اذز روز دانشجو / مصاحبه با محمد پورعبدالله

سایت طبقه دات کام

به نظر شما آیا تجربه فعالیت های چپ دانشجوئی ایران در دهه ۸۰ جمع بندی شده و به فرمتی در آمده است تا بتواند برای نسل بعدی و افراد علاقه‌مند قابل دریافت و استفاده باشد؟ ادامه خواندن Continue reading

تجمع در اعتراض به اسید پاشی – دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل – ۴ آبان ۹۳

ظهر روزیکشنبه چهارم آبانماه ۱۳۹۳، دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل با برگزاری تجمعی اعتراضی، جنایت اسیدپاشی اخیر در اصفهان را محکوم کردند.

دانشجویان در این مراسم  علاوه بر شعارهایی بر علیه این حوادث و در حمایت از آزادی و امنیت زنان، خواستار نه تنها شناسایی و مجازات عاملین شدند، بلکه مخالفت خود را با  گفتمان زن ستیزانه که بستر این نوع جنایات است، اعلام کردند.

در این تجمع یکی از دانشجویان با ایراد سخنرانی، با مبتنی دانستن خشونت ها علیه زنان با گفتمانی که آنها را  پست تر از مردان می شمارد، گفت :”تا وقتی که گفتمان حاکمان ما زنان را در چارچوبی که خودش تصور می کند درست است قرار می دهد، تا وقتی که به آنان اجازه ندهد خودشان در مورد وضعیت پوششان، استقلال اقتصادیشان وضعیت حضورشان در جامعه و شکل نوع آن تصمیم بگیرند، این قضایا ادامه خواهد داشت”

در انتها بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل در محکومیت اسید پاشی ها قرائت شد. در این بیانیه آمده است :

“هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا / آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند

چندی است که خبر اسیدپاشی بر چهره دختران اصفهان، موجی از احساس عدم امنیت . بیزاری از این عمل غیؤ انسانی را ایجاد کرده است. این جنایت چه انگیزه مذهبی داشته باشد و چه ناشی از جنون و عقده های روانی ، آنچه مسلم است این است که بار دیگر این زنان هستند که قربانی شده اند. قربانی افکار و عقاید زن ستیزی که این بار به تجسم “اسید” بر چهره آرزو ها و آینده شان پاشیده شده و در عرض چند ثانیه دنیاشان را تیره و تار ساخته است. اینجاست که نوک پیکان اتهام، نه تنها عاملان قسی القلب این فاجعه، بلکه مروجان تفکرات زن ستیزانه را نیز نشانه می رود. کسانیکه تفکراتشان را تحت عنوان مذهب مشروع ساخته و تبلیغ می کنند و بدین شکل زمینه ساز حرکات خشونت آمیز بر علیه زنان می شوند.

اما فاجعه آنگاه عمیق تر می شود که بعد از گذشت حدود یک ماه از این واقعه هنوز عاملان آن دستگیر نشده اند و اخبار ضد و نقیض از تعداد قربانیان، حاکی از عدم توجه کافی مسئولان نسبت به ابعاد این جنایت است. چگونه می توان از نهادهای مسئول که حتی در شمارش قربانیان دچار سردرگمی هستند، انتظار داشت تا روند پرونده را به شکلی مطلوب پیگیری کنند؟

کندی روند پیگیری و تاخیر مسئولین در واکنش نشان دادن، بیان کننده کم اهمیت بودن این موضوع در ذهن آنهاست و حس امنیتی را که حق مسلم شهروندان است بیش از پیش از آنها گرفته و درعوض به مجرمانی منتقل می کند که می پندارند اعمالشان با واکنش سریع و قاطعی مواجه نخواهد شد.

در چنین شرایطی از مراجعی که پیش از این حکم به مقابله با بدحجابی می دادند انتظار می رفت تا فورا و صریحا این مسئله را محکوم کنند. امری که یا اتفاق نیفتاد و یا تلویحا و بعد از فشار افکار عمومی محقق شد.

ما جمعی از فعالین دانشگاه نوشیروانی بابل، ضمن همدردی با قربانیان، این عمل غیر انسانی و همچنین تمامی تفکرات ضد زن را محکوم کرده و خواهان رسیدگی هرچه سریعتر به پرونده، اطلاع رسانی شفاف تر درباره جزئیات و دلجویی از قربانیان و کمک به روند درمان آنها از سوی نهادهای مسئول هستیم.

در نهایت دستگیری عاملان و تلاش برای شخصی جلوه دادن پرونده، پایان قابل پیش بینی برای این اتفاق است. در صورتی که باید در نظر داشت که این جنایت بر آمده از یک گفتمان زن ستیزانه در جامعه است و وظیفه همه افراد است تا با این گفتمان مقابله کنند و از سلطه آن در جای جای زندگی روزمره بکاهند.”

 

استیضاح فرجی دانا و قدرت بالقوه تشکل های دانشجویی

۱۳۹۳/۰۵/۳۱

رضا فرجی داناموفق نشد رای اعتماد مجدد از نمایندگان مجلس نهم بگیرد و سرانجام با دریافت کارت قرمز، اولین وزیر دولت یازدهم از قطار قوه مجریه پیاده شد. ادامه خواندن Continue reading

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز در مخالفت با سخنرانی صفار هرندی

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز در مخالفت با سخنرانی صفار هرندی
ما از مبارزات و مطالبات طبقه ی کارگر حمایت میکنیم»


دیروز یکشنبه ۲۸ اردیبهشت، دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به سخنرانی صفارهرندی (وزیر ارشاد دولت نهم) در ساختمان مرکزی دانشگاه (تالار شهید شفایی) با پلاکارد و شعار علیه وضع موجود به او اجازه ی سخنرانی ندادند. این
اعتراض دانشجویان دانشگاه تبریز به سخنرانی صفار هرندی
دانشجویان با پلاکاردهایی که بر آن شعار های؛ «ما برگشتیم»، «آزادی، برابری»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «دانشگاه پادگان نیست»، «نه به سانسور!»، «توی سینه اش جان جان جان یه جنگل ستاره داره»، «ما از مبارزات و مطالبات طبقه ی کارگر حمایت میکنیم»، «ما خواهان آزادی بیان و تشکل مستقل هستیم»، «در راه رهایی جز زنجیرها چیزی برای از دست دادن نداریم»، «تبعیض جنسیتی ملغی باید گردد». نوشته شده بود باسخنرانی هرندی مخالفت کردند
دانشجویان معترض با خواندن «یار دبستانی» و «سر اومد زمستون» و همچنین با شعارهایی همچون «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد»، «وزیر ضد فرهنگ، بلای جان ملت»، «فرهنگ پادگانی، نمیخوایم، نمیخوایم»، «وزیر رئیس زندانه، فرهنگ همه اش بهانه س»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «دروغگو، دروغگو» اعتراض خود را بیان کردند. در پی اعتراض دانشجویان عدهای از بسیجیان و مسئولان حراست دانشگاه تبریز و مأموران وزارت اطلاعات به دانشجویان معترض حمله ور شدند و پلاردهای دانشجویان را پاره کردند و این اعتراض به درگیری فیزیکی کشیده شد. سپس دانشجویان معترض تالار را ترک کردند و در محوطه ی مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه به اعتراض ادامه دادند و با خواندن چند سرود انقلابی و شعار به اعتراض خود پایان دادند.
لازم به تذکر است حراست دانشگاه تبریز در چند روز گذشته چند تن از دانشجویان معترض را احضار کرده است.