حکم زندان و شلاق علیه محمد حبیبی را محکوم می کنیم / اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

دستگاه های اطلاعاتی و قوه قضاییه رژیم اسلامی در همکاری و تبانی با یکدیگر محمد حبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران را به زندان طولانی و حکم شنیع و قرون وسطایی شلاق محکوم کردند. ادامه خواندن Continue reading

همبستگی سندیکای کارگران شرکت واحد با اعتصاب رانندگان کامیون

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران قویا همبستگی خود را با اعتصاب رانندگان کامیون که دور دوم آن در بسیاری از شهرها در روز یکم مرداد ۹۷ آغاز و همچنان ادامه دارد، اعلام می کند.

این اعتصاب به دلیل عدم بر آورده شدن وعده های دولت به رانندگان کامیون آغاز شد. دور اول اعتصاب آنان که از روز یکم خرداد آغاز شده بود با وعده های دولت مبنی بر رسیدگی به مشکلات و بر آورده کردن خواسته هایشان در روز دهم خرداد خاتمه یافت.

سندیکا نحوه ی مواجه دولت با اعتصاب رانندگان کامیون را که در ابتدا انکار می کرد و بجای رسیدگی به خواسته های آنان راه سرکوب اعتصابشان را در پیش گرفته، محکوم می کند. و قویا همبستگی خود را با اعتصاب رانندگان کامیون اعلام و خواهان بر آورده شدن خواسته های انباشته شده شان که در ذیل می آید، می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد از همه کارگران، معلمان و تشکلهای مستقل کارگری دعوت می کند تا با اعلام همبستگی خود رانندگان کامیون را تا احقاق حقوقشان یاری دهند.

۱- کم شدن حقِ بیمه پرداختی
رانندگان و پذیرش سخت و زیان آوری شغل رانندگان ناوگان باری
۲- افزایش حقوق بازنشستگی
۳- کاهش قیمت لوازم یدکی و لاستیک
۴- افزایش کرایه حداقل به میزان هفتاد درصد
۵- کاهش نرخ عوارضی اتوبان‌ها
۶- ترمیم جاده‌های پرتردد سراسر کشور
۷- افزایش سهمیه سوخت ناوگان حمل بار
۸- حذف دلالان و واسطه‌ها از پایانه‌ها و باربری‌ها
۹- اجباری کردن اعلام بارها در سالن‌های اعلام بار در سراسر کشور
۱۰- کاهش دریافت کمیسیون باربری‌ها و پیمانکاران شرکت نفتی
۱۱- کاهش دادن هزینه‌های اضافی از پایانه‌های مرزی جهت تردد ترانزیت‌ها در سراسر پایانه‌های مرزی کشور
۱۲- رفع کمبود شدید امکانات رفاهی، بهداشتی در پایانه‌های مرزی و داخلی
۱۳- نوسازی ناوگان حمل و نقل باری
۱۴- نظارت بر برخوردهای غلط و سلیقه‌ای مامورین راهنمایی و رانندگی و مجازات مامورین و افسران رشوه گیر

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰مرداد۹۷

سکوت در برابر تجاوز نابخشودنی است/ الهه امانی

تجاوز جنسی”، “تعرض جنسی” و “آزار جنسی” سه مفهمومی هستند که در ادبیات جنبش زنان به مثابه اشکال خشونت جنسی محسوب می شوند و معانی حقوقی متفاوتی دارند. فصل مشترک تمام اشکال خشونت جنسی آن است که تماس جنسی بدون رضایت کامل و آگاه طرفین صورت می گیرد. تعاریف قانونی و پاسخگویی در برابر آن در کشورهای مختلف، متفاوت است. در برخی از کشورهای جهان، تعرض جنسی به کلیه رفتارهای جنسی گفته می شود که رضایت طرفین در بین نبوده، در حالی که تجاوز صرفاً به نوع شدید تعرض جنسی و زمانی که بدن فرد مورد تعرض و تجاوز قرار می گیرد، اطلاق می شود. در دنیای امروز که به دلایل جامعه شناختی مختلف (که بحث جداگانه دارد)، انواع خشونت های جنسی افزایش یافته، چه بسا قربانیان این خشونت ها می تواند هر فردی از جنسیت، سن، رنگ پوست، نوع پوشش و گروه اجتماعی باشد.

بدون شک برخی از گروه های اجتماعی بیش تر از دیگران آسیب پذیر هستند. میزان آسیب پذیری بستگی به مناسبات قدرتی دارد که فرد در جامعه با سایر گروه های اجتماعی دارد. در جامعه پدر-مردسالار، افرادی که به دلایل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و چه بسا سیاسی در حاشیه قرار داشته و در موقع قدرت نیستند، بیش تر در معرض خطر خشونت جنسی قرار دارند. خشونت جنسی که در برگیرنده تجاوز جنسی، تعرض جنسی و اذیت و آزار جنسی است، به اشکال گوناگون صورت می گیرد. خشونت جنسی بدون سلاح سرد یا گرم، در سکوت و در فریاد اعتراض، آشکار و پنهان، علی رغم میل و اراده فرد مورد خشونت انجام می شود.

خشونت جنسی الزاماً نه در تاریکی شب یا در فضای ناامن، نه توسط افراد ناشناس، بلکه می تواند توسط افرادی که به علت آشنایی، اعتماد فرد مورد خشونت را کسب کرده و در فضای خانه و مناسبات زوجین صورت گیرد.

به طور عموم، خشونت جنسی توسط مردان و پسران علیه زنان و دختران صورت می گیرد. البته پژوهش های گوناگون به موارد خشونت جنسی بین مردان زندانی قدرتمند در فضای زندان های عمومی به ویژه در امریکا و روابط هم جنس گرایان نیز اشاره دارد.

فعالان حقوق انسانی زنان و فمنیست ها بر آنند که خشونت جنسی (تجاوز، تعرض و آزار) عمدتاً با سکوت در جوامع مختلف همراه است و نقض آشکار و صریح حقوق و کرامت انسانی زنان است. خشونت جنسی زمینه های مشخصی دارد که هواداران برابری جنسی-جنسیتی بر آن تاکید دارند. از جمله آن که “سکوت باید شکسته شود” و این که “خشونت جنسی به ندرت صورت نمی گیرد” و واقعیتی است از زندگی تلخ دختران و زنان. در خلال ۶۰ سال گذشته، ادبیات غنی نه تنها در کشورهای پیشرفته غربی، بلکه در بسیاری از کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین نیز در زمینه موارد متعدد تجربه خشونت جنسی به نگارش درآمده و صدای مقابله با خشونت جنسی و تبعات آن هر روز رساتر شده است. این ادبیات، بر مکانیسم های مناسبات قدرت پرتو افکنده تا رفتارهای گروه های اجتماعی از جمله تجاوز در زندان های عادی به ویژه زندان مردان (در آمریکا) و هم چنین تجاوز و تعرض گروهی به زنان در مناطق جنگی توضیح داده شود. خشونت و تجاوز جنسی به مثابه خرد کردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی و چه در مورد زنان زندانی، یا در مناطق جنگی برای ایجاد رعب و وحشت نمودهایی از چنین جنگ روانی است. این در حالی است که خشونت جنسی نیز خود را به اشکال گوناگون در فضای واقعی و فضای مجازی بازتولید می کند.

در آمریکا، آمارهای نسبتاً دقیقی در زمینه موارد خشونت های جنسی وجود دارد و سازمان ها و نهادهای غیردولتی برای از بین بردن موانع عدم گزارش خشونت های جنسی گام های موثری برداشته اند. طی برآورد تحقیق جامعی که در آن با ۱۶ هزار زن مصاحبه صورت گرفته، ۱۸٫۳ درصد از زنان و دختران در مرحله ای از زندگی خود خشونت جنسی را تجربه کرده اند. از این تعداد ۴۲٫۲ درصد، زیر سن ۱۸ سال تجربه خشونت جنسی را تجربه کرده اند.

علی رغم آمارهای فوق، هنوز حتی در آمریکا بسیاری از موارد خشونت جنسی گزارش داده نمی شود. واقعیت آن است که در بستر تاریخ مدرن، زنان به مثابه نیروی فرودست جامعه در زمره “دارایی” و “ثروت” بخش قدرتمند جامعه -که مردان بوده و هستند-، به شمار می آیند. ارزش این “ثروت” با “پاکی” و “عفت” زن در ارتباط نزدیک بوده و چنان چه زن یا دختری مورد خشونت جنسی قرار گیرد، ارزش های سنتی، بار آن را بر دوش فرد مورد خشونت قرار گرفته، می گذارند و به نحوی “ارزش” این دارایی و “ثروت” کم می شود. با چنین پیشینه ای است که می توان درک نمود که در طول تاریخ تجاوز به زنان و دختران با جبران خسارت به مرد خانواده اعم از پدر، همسر، پسر زن و دختر مورد خشونت واقع شده، پرداخت می گردد.

سکوت قانون حتی در کشورهای پیشرفته جهان در برابر “تجاوز” و “تحمیل” و یا “رابطه بدون رضایت” حتی در مناسبات زناشویی از چنین تکیه گاه نظری برخوردار است که در آمریکا هم تا سال های ۱۹۹۰ مطرح بود. کمیسیون زنان سازمان ملل، در اوایل دهه ۲۰۰۰، برای نخسین بار چنین مناسباتی را در زمره خشونت جنسی علیه زنان قلمداد کرد. این امر که حتی امروزه در بسیاری از قوانین کشورهای جهان انعکاسی ندارد و خشونت در مناسبات زناشویی اساساً مطرح نیست، به دلیل ارزش ها و ساختارهای سیستم پدر-مردسالاری سنتی است که مرد “مالک” است و “حق دارد” از آن چه به وی تعلق دارد، هرگونه خواست استفاده نماید. نکته شایان توجه آن است که در سیستم های ستمگرایانه و مناسبات قدرت بردگان سیاه پوست زن و مالکان آن نیز، چنین مناسباتی وجود داشته و اساساً “تجاوز” یا هرگونه خشونت جنسی، جرم محسوب نشده و حتی دارای بار منفی نیز نبوده است. زیرا مرد مالک، در واقع “حق” خود می دانست تا با بردگان خود هر آن گونه که می خواهد رفتار کند.

دقیقاً با چنین تفکراتی است که در طول تاریخ، اساساً خشونت جنسی در مورد زنان روسپی که در واقع در “مالکیت” مردی محسوب نمی شدند، مطرح نبوده؛ چرا که اعمال خشونت جنسی به “دارایی” و “ثروت” مردی آسیب نمی رسانده است.

به اعتبار پیشینیه تاریخی و فرهنگی فوق است که زمانی که هواداران حقوق انسانی زنان و فمینیست ها تجاوز و خشونت جنسی را جرمی علیه مردان اعلام می کنند، در واقع ادعایی انقلابی است. زیرا مناسبات پدر-مردسالاری را به چالش کشیده و زن را به مثابه یک انسان که نه در مالکیت مرد بلکه صاحب کرامت انسانی و حقوق انسانی است، قلمداد می کند. رویکردهای فمینیستی و هواداران حقوق انسانی زنان از خشونت جنسی با چهار ویژگی نام می برند:

  1. محرومیت زنان از کنترل و حق بر بدن خود. کنترل مردان بر جنسیت زن، بدن زن و تولید مثل یکی از شالوده های نظام پدر-مردسالاری، نظام نابرابر و ستمگرانه است.
  2. مفهوم تجاوز همپای مفاهیمی چون “حقوق انسانی زنان” بسط و گسترش یافته و تنها دربرگیرنده آسیب های فیزیکی دیگر نیست. بلکه دربرگیرنده آسیب های روانی و احساسی که می تواند دراز مدت بوده و بهره مندی زن و دختر را از زندگی سالم جسمی و روحی و روانی به مخاطره اندازد.
  3. خشونت جنسی و اشکال گوناگون آن الگوهای کنترل آزادی زنان را بازتولید کرده و بهره مندی زنان را از آزادی و کرامت انسانی به مخاطره می اندازد.
  4. تجاوز جنسی و به طور کلی خشونت جنسی در زیر چتر ایدئولوژی های ستم گروهی می تواند مورد بررسی قرار گیرد. این ایدئولوژی ها و سیستم های چندگانه تسلط از جمله نژادپرستی و کلینیالیسم با خشونت جنسی و ساختارهای سیستم پدر-مردسالارانه تولید و بازتولید می گردند. از این رو به چالش کشیدن مناسبات قدرت ستمگرانه و نابرابر نقطه مشترک ساختارهای پدر-مردسالارنه یا نژادپرستی کلینیالیسم است.

به طور اجمالی خشونت جنسی باید جدی گرفته شود، آسیب های آن به رسمیت شناخته شود و افرادی که عامل خشونت های جنسی هستند باید از نظر قانونی پاسخگو باشند. بار مسئولیت خشونت جنسی بر دوش فردی است که خشونت را اعمال نموده و افراد، نهادها و سیستم های حکومتی که راه اجرای عدالت را برای فرد مورد خشونت واقع شده مسدود کرده اند در حقیقت با تایید غیر مستقیم فرد متجاوز، زندگی سالم زنان و دختران دیگر را به مخاطره می اندازند.انگاره های بی اعتبار ذهنی چون “کرم از خود درخت است”، ” تقصیر خود زن است” آب تطهیر بر فرد متجاوز و معترض ریخته و دست وی را باز می گذارد تا رفتارهای شنیع خود را ادامه دهد. حتی افراد و یا رسانه هایی که موضع “میانه” گرفته و برای مثال ابراز می دارند که “حتماً تقصیر خودش بوده که وی (مرد) را تحریک کرده که او این خشونت را انجام دهد”، “برای پیشبرد منافع خود این کار را کرده”، برای “اخاذی این توطئه را چیده”، “استفاده ابزاری از مرد نموده”، و دیگر اظهاراتی از این گونه فرض را بر این می گذارد که فرد مورد خشونت واقع شده و فردی که خشونت را اعمال نموده از مسئولیت برابری برخوردارند. در حالی که تعرض و تجاوز و اذیت و آزار جنسی “انتخاب” فرد متجاوز و معترض است. چنان چه فردی در چنین موقعیتی قرار گیرد، حق انتخاب دارد که به جای “تجاوز”، “تعرض” و اعمال خشونت انتخاب های دیگری نموده؛ از جمله این که محیط را ترک کند. در حالی که که فردی که خشونت را اعمال می کند به خود “این حق را می دهد” که خشونت را اعمال نماید؛ زیرا می داند از زیر بار پاسخگویی آن به یمن مناسبات قدرت پدر-مردسالارانه شانه خالی می کند.

فرهنگ خشونت جنسی چیست؟

فرهنگ خشونت جنسی، در برگیرنده تجاوز جنسی، تعرض جنسی و اذیت و آزار جنسی، فرهنگی است که از طریق زبان و کلام زن ستیزانه اعمال می گردد، بدن زن را کالایی نموده و خشونت جنسی را به امری “عادی” و “نُرم” در جامعه مبدل می کند.

نمادهای فرهنگ خشونت جنسی به قرار ذیل هستند:

  • سرزنش قربانی با قراردادن مسئولیت خشونت بر دوش فرد مورد خشونت واقع شده و بار دیگر، فرد را در چرخه خشونت قرار دادن؛ اظهاراتی چون “خودش خواسته”، “کرم از خود درخت است”.
  • توجیه خشونت جنسی با اظهاراتی از قبیل “مردها دیگر مرد هستند”، “زن ها باید مواظب خودشان باشند”.
  • جوک ها و مزاح هایی که جنسی و زن ستیز است.
  • سکوت و تحمل در برابر خشونت های جنسی.
  • توجیه خشونت با برداشتن بار مسئولیت از دوش فردی که اعمال خشونت کرده و قرار دادن آن بر روی رفتار، وضعیت روحی، لباس زن، انگیزه ها و گذشته رفتاری زن و غیره.
  • تعریف مردانگی و کاربرد آن با واژه هایی چون مسلط، قدرتمند و از نظر جنسی متهاجم.
  • تعریف زنانگی و کاربرد آن در زبان با واژه هایی چون مطیع، ساکت، پذیرا، و از نظر جنسی منفعل.
  • بار مسئولیت تجاوز و تعرض را به دوش قربانی انداختن و با انگاره های ذهنی چون “زن بی بند و بار” مورد تجاوز قرار می گیرد.
  • محدود نمودن آزادی زنان و دختران برای رفت و آمد، حضور در فضای عمومی، کنترل رفتار، لباس پوشیدن، و حتی ربودن شادابی جوانی و بار مسئولیت امنیت زنان و دختران را تنها بر دوش آن ها نهادن و مردان را از هر قید و کنترلی بر رفتار خود آزاد نمودن.
  • عدم به رسمیت شناختن خشونت جنسی به مثابه یکی از موانع جدی زندگی سالم جسمی، روحی و روانی زنان و دختران و نقض حقوق و کرامت انسانی آنان.

ایران

در سال های اخیر به طور فزاینده ای شاهد خشونت های جنسی به اشکالی که در ایران کم تر وجود داشته، بوده ایم. واقعه تجاوز تکان دهنده به کودک خردسال ۵ ساله افغانستانی در خرداد ماه سال جاری در اصفهان که پس از ربوده شدن، مورد تجاوز قرار گرفت، در واقع پرده از آسیب های کلان کودک آزاری و خشونت جنسی برداشت. جای شرم است که افرادی که در موضع قدرت قرار دارند، به جای آسیب شناسی و ایجاد فضای امن برای کودکان (برای مثال در تحقیقی در شهر ارومیه ۵۰ درصد کودکان مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند)، اظهاراتی نظیر نماینده خمین داشته باشند: «کسی که ماجرا را افشا کرد، می خواهد فرهنگ فحشا را رواج دهد».

هم چنین ناظم دبیرستانی در تهران با بیش از ۱۵۰ دانش آموز که با ارسال فیلم های پورن و خوراندن مشروبات الکلی دست به برقراری روابط جنسی و هم چنین وادار نمودن دانش آموزان به برقراری چنین روابط ناسالمی بین خودشان زده است. اذیت و آزار جنسی دانش آموزان دبیرستان معین توسط ناظم مدرسه، نمونه دیگری از خشونت های جنسی گروهی است. در این پرونده، کوتاهی، تعلل و بی تفاوتی مدیر و موسس مدرسه امری است که نباید بر آن چشم پوشی کرد.

فاطمه سعیدی، عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی در گفتگو با شرق می گوید: «مسئله اصلی این است که گزینش آموزش و پرورش شامل تست های دقیق و بسیار مهم روانی نمی شود. به جای پرسیدن سوالات شخصی و سرک کشیدن به زندگی مردم توسط حراست، بروید ببینید چگونه یک بیمار روانی در مدرسه ۱۶ دانش آموز را مورد آزار جنسی قرار می دهد؟ چند بار خبر آزار و تعرض و کتک خوردن بچه هایمان را بشنویم تا تصمیم بگیریم یک فکر اساسی کنیم؟» واقعیت آن است که ناهنجاری های جنسی-جنسیتی آن چنان در جامعه ایران گسترده شده که دیگر نه تنها فضای مدرسه، بلکه فضای عمومی نمی تواند فضای امنی برای نوجوانان و کودکان باشد.

پرونده تجاوز به زنان ایرانشهر نیز، جدیدترین نمونه چنین خشونت جنسی گروهی در ایران است. مولوی طیب ملازهی، امام جماعت مسجد نور اهل سنت ایرانشهر در خطبه های نماز عید فطر به تجاوز به ۴۱ دختر در این شهرستان اشاره نمود. وی از مسئولان برای پیگیری جدی درخواست نمود. مولوی طیب ملازهی اظهار داشت که پدر یکی از این دختران آسیب دیده از وی تقاضا نموده بود تا با طرح این مسئله اطلاع رسانی گردیده و از وقوع موارد دیگر پیشگیری شود.

جای تاسف است که دادستان عمومی و انقلاب زاهدان به جای آن که عدالت را در مورد افرادی که مرتکب خشونت جنسی شده اند -و به نظر می رسد از صاحبان قدرت در شهر هستند- اجرا کند، اظهار می دارد: «با توجه به وجود یک سری مسائل از جمله تحریم و مشکلات اقتصادی، کشور نیاز به آرامش و ثبات دارد و مردم باید هوشیار و آگاه باشند و تحت تاثیر فریب فردی که خود را مسئول یکی از شبکه های مجازی معرفی کرده و در خارج از کشور ساکن و جزو معاندان نظام است، برای تجمع و تحصن قرار نگیرند».

دادستان کل کشور هم با تکذیب این واقعه دهشتناک اعلام نمود که منبع خبر تجاوز به گروهی از زنان سیستان و بلوچستان مورد تعقیب قرار می گیرد.

اخبار و اطلاعاتی که در زمینه این تجاوز گروهی در مطبوعات ایران انعکاس یافته، بر این امر تاکید دارد که با توجه به فرهنگ خشونت جنسی که در ایران گفتمان غالبی است، بسیاری از خانواده های دخترانی که مورد خشونت قرار گرفته اند، آن ها را لکه ننگی بر دامان خانواده قلمداد کرده و حتی برخی چه بسا اقدام به “حذف فیزیکی” دختر خود بنمایند. در چنین فضایی است که دختران و زنان در ایران از طرح شکایت در زمینه خشونت جنسی واهمه دارند. مکانسیم های “شرم” و “آبرو” در کلیه جوامع بشری عمل می کند اما پژوهش های اجتماعی نشان می دهد که نابرابرهای جنسیتی در جامعه، گفتمان غالب قرار دادن زنان به مثابه شهروندان درجه دو و فرهنگ زن ستیز، عدم برابری حقوق زنان و مردان از منظر قانون، مناسبات قدرت و سیستم پدر-مردسالاری، تاثیری کلان در نحوه و میزان گزارشات خشونت های جنسی دارد.

قرار دادن بار مسئولیت خشونت های جنسی نه توجیه برخی از رهبران مذهبی که “عدم امکانات تفریحی، گذران اوقات فراغت، جبر جغرافیایی و دوری از مرکز، بدی آب و هوا” را مطرح ساخته و نه پرده پوشی جرایم خشونت های جنسی آن گونه که دادستان کل جمهوری اسلامی اظهار داشته که “شرعاً موظفیم برخی اخبار را علنی نکنیم، تشویش اذهان عمومی جرم است و بنابراین اخبار را با هدف آب به آسیاب دشمن ریختن نشر ندهیم”، عدالت را برای قربانیان خشونت های جنسی تحقق نمی بخشد. انسجام و پایداری یک جامعه در گرو آن است که صاحبان قدرت از حقوق شهروندان، به ویژه گروه هایی که آسیب پذیری بیش تری دارند، دفاع نموده و اعتماد شهروندان را با برداشتن گام های مثبت و سیاست های فراگیر برای آرامش، امنیت و کرامت انسانی زنان و دختران بردارند.

تاریخ و تاریخ‌نگاری کار و طبقه‌ی کارگر در ایران / تورج اتابکی/ ترجمه‌ی: فروزان افشار

دیباچه
نزد مورخان و دانشمندان علوم اجتماعی علاقه‌مند به مطالعه‌ی ظهور و گسترش سرمایه‌داری در ایران، شکل‌گیری امپراتوری صفویه (۱۷۲۲-۱۵۰۱/ ۱۱۳۵-۹۰۷ ق.) نقطه‌ی عطف به‌شمار می‌آید. ادامه خواندن Continue reading

گزارشى از سفر نمایندگان سندیکاى واحد به اروپا / سندیکاى شرکت واحد تهران و حومه

گزارشى از سفر نمایندگان سندیکاى واحد به اروپا

گزارشی از سفر نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد تهران به سازمان جهانی کار (ILO) همچنین حضورشان در کشورهای فرانسه، سوئد، نروژ و آلمان و دیدار با سندیکاهای کارگری آن کشورها

به دعوت کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه دو تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در روز ۲۶ مه برای دیدارهایی با سندیکاهای کارگری فرانسه عازم پاریس شدند. با برنامه ریزی های صورت گرفته نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد به همراه کنفدراسیون های کارگری فرانسه در سازمان جهانی کار حضور یافتند و دیدارهایی با مسئولین این سازمان انجام دادند. آقایان رضا شهابی کارگر مبارز و سرشناس سندیکای کارگران شرکت واحد که شش سال را در زندان گذرانده است و داود رضوی نمایندگان سندیکا در این نشست ها بودند.

نمایندگان سندیکا با آقای برنادتیبو عضو هیات مدیره (ILO) همچنین با خانم بیاته اندرس و آقای کاسترو که بعنوان نمایندگان این سازمان در ماه اردیبهشت به ایران سفر کرده بودند و وزارت کار مانع از دیدار آنها با نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر تشکلات کارگری مستقل شده بود؛ با محوریت شکایت های سال های گذشته سندیکا در مورد ممانعت دولت از تشکیل مجمع عمومی سندیکا و آزار و اذیت کارگران شرکت واحد و زندان و احکام قضایی و اخراج اعضای سندیکا همچنین در مورد آزادی تشکیل تشکل های مستقل کارگری بدون دخالت دولت و کارفرما مطابق مقاوله نامه ۸۷ و پیمان دسته جمعی مطابق مقاوله نامه ۹۸ دیدار و گفتگو کردند.

آنان نشستی نیز با خانم سارا فینک و آقای مک اوراتا از کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و آقای ممدو و خانم مبل از کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های عمومی داشتند و از آنان درخواست کردند تا شکایت هایی که به نمایندگی از سندیکای کارگران شرکت واحد در سالیان گذشته در (ILO) کرده اند را جدی تر پیگیری کنند در این نشست در مورد ارتباط شفاف فی مابین نتایج خوبی به دست آمد. دستاورد دیگر این نشست تبدیل عضویت سندیکای کارگران شرکت واحد در کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های حمل و نقل از افتخاری به عضویت رسمی بود. و پس از این سندیکا می تواند در انتخابات هیات مدیره این کنفدراسیون کاندید و در رای گیری ها مشارکت کند. نمایندگان سندیکا در حاشیه اجلاس در جلسه مشترکی که با حضور هفت کنفدراسیون کارگری از کشورهای فرانسه، سوئد، ایتالیا و اسپانیا و کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری در مورد موانع دولتی برای کارگران ایران در ایجاد سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری برگزار شد؛ گفتگو کردند.

نمایندگان سندیکا به چهل و نهمین کنگره کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه در شهر رن دعوت شدند. رضا شهابی دراین کنگره سخنرانی کرد و از حمایت این اتحادیه از مبارزات کارگران ایران و تلاش آن برای آزادی خود تشکر کرده و آن را نمونه ای از همبستگی بین المللی کارگران‌دانست. این سخنرانی با حمایت پرشور نزدیک به دو هزار نماینده فرانسوی و خارجی حاضر در کنگره روبرو شد. در حاشیه این‌کنگره نمایندگان سندیکا با خانم شاران بارو دبیر کل آی تی یو سی (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری) و نیز آقای پیتر سیودنک، مشاور دپارتمان بین المللی سندیکای بزرگ “د.گ.ب” آلمان دیدار و تبادل نظر کردند. هر دوی این شخصیت ها، در ادامه گفتگوهای ژنو با دیگر مسئولین بخش کارگری سازمان‌جهانی کار، ضمن قدردانی ازمبارزات سندیکای کارگران شرکت واحد بر لزوم‌ حمایت فعالتر از آن تاکید داشتند. در طول این سفر نمایندگان سندیکا در شهر پاریس با مسئولین کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه CFDT، کنفدراسیون عمومی کار فرانسه CGT، اتحاد سندیکایی همبستگی Solidaires، کنفدراسیون متحده سندیکایی FSU، اتحاد ملی سندیکاهای مستقل UNS و در شهر استکهلم با دبیر کل و دیگر مسولین اتحادیه سراسری کارگران سوئد و برخی سندیکاهای عضو آن دیدار کردند. در شهر اسلو با مسئولین  اتحادیه کارگران سراسری نروژ و برخی از سندیکاهای عضو دیدارهایی صورت گرفت در شهر فرانکفورت و هامبورگ با مسئولین سندیکای بزرگ “ا.گ متال” و ” وردی” دیدار داشتند. موضوع اصلی در این دیدارها تعمیق همبستگی کارگری بوده و بر همبستگی ها با کارگران شرکت واحد و سایر کارگران ایران تاکید شده است.

همچنین نمایندگان سندیکا در مراسم شب همبستگی با کارگران ایران در پاریس که کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه ترتیب  داده بودند بعنوان سخنران شرکت کردند. در ادامه نمایندگان سندیکا در چهار جلسه دیدار عمومی با کارگران و فعالان کارگری که با هماهنگی سندیکاهای دعوت کننده در شهرهای فرانکفورت، هامبورگ، استکهلم و گوتنبرگ برگزار شده بود، سخنرانی کردند.

جهت آگاهی همکاران، کلیه هزینه های این سفر توسط سندیکاهای دعوت کننده پرداخت گردیده است.

 سندیکاى شرکت واحد تهران و حومه

گزارشگران بدون مرز: آمران و عاملان قتل زهرا کاظمی همچنان از مجازات مصون هستند

سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید با گذشت ۱۵ سال از کشته‌شدن زهرا کاظمی، روزنامه‌نگار ایرانی کانادایی، در زندان اوین، شکنجه‌گران، آمران و عاملان قتل او، از جمله سعید مرتضوی، همچنان از مجازات معاف هستند. ادامه خواندن Continue reading

تجمع سالیانه قلعه بابک: شمار فعالان آذربایجانی بازداشتی به ۸۰ تن رسید

خبرگزاری هرانا – همزمان با مناسبت گردهمایی سالانه قلعه بابک و در ادامه بازداشت‌های گسترده به‌خصوص در استان‌های آذربایجان و اردبیل روز شنبه ۱۶ تیرماه دستکم سیزده فعال ترک (آذری) دیگر نیز بازداشت شدند، با احتساب این بازداشت‌ها تعداد بازداشت‌شدگان روزهای اخیر مناطق شمال غرب کشور به حدود ۸۰ تن رسید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تا روز یکشنبه ۱۷ تیرماه بیش از ۸۰ تن از فعالان ترک (آذری) در شهرهای مختلف استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

“سالار افشاری”، “یاشار حسن‌پور”، “رحیم‌ علی‌رضایی“، “ابولفضل بیدخت”، “رحمان قاسمی”، “امیر هاشم‌زاده”، “اولدوز قاسمی” و “غلام قلیزاده” اسامی برخی از فعالانی هستند که روز گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

گفته می‌شود علاوه بر افراد ذکر شده دستکم ۵ تن دیگر نیز طی شب گذشته و چهار تن دیگر در روزهای گذشته به همین نحو بازداشت شده‌اند اما تا لحظه تنظیم این گزارش از هویت این افراد اطلاعی حاصل نشده است.

تعدادی از افراد بازداشت شده از جمله “آیدین ذاکری“، “مهدی گلابی“، “فرهاد جدی“، “محمد خاکپور“، “حمید ادیب“، “فیروز معینی”، “فرج نوری” ، “علی‌ (آیت) خیرجو”، “توحید امیرامینی”، “محمد جولانی”، “میثم جولانی”، “جواد احمدی یئکانلی”، “محسن اسمعیلی”، “علی روح‌بخش”، “رحیم نوروزی”، “پرویز کاری”، “سعدالله ساسانی”، “محمد مردی”، “میلاد اکبری”، “سجاد جولانی”، “مهدی دوستدار”، “ایرج‌ شیرزاد”، “سجاد شهیری”، “سید موسی ضیا‌گرگری”، “محرم‌کریمی”، “داود عظیم‌زاده”، “بهراد خدایاری”، “سعید‌ سلطانی”، “بابک کیومرثی و مرتضی محمدی (با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی) تاکنون آزاد شده اند.

گروهی از آزاد شدگان اظهار دارند که حین بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. فعالان عنوان می‌کنند که این ضرب و شتم با حضور نیروهای انتظامی و سپاه اما از طریق زندانیان سابقه‌داری که به مرخصی آمده بودند، صورت گرفته است.

هویت فعالانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آسیب دیده‌اند بدین شرح است:

آیت خیرجو، خونریزی در ناحیه سر و گوش/ رحیم نوروزی، شکاف روی سر و کبودی روی دست و پا/ مرتضی پروین، آسیب جدی از ناحیه کمر/ محمد جولانی، آسیب از ناحیه سر ،چشم و آرنج/ میثم جولانی/ سعدالله ساسانی/ میلاد اکبری/ توحید امیرامینی/ جواد احمدی یئکانلی/ محمد مردی/ میلاد‌اکبری/ علی روح‌بخش/ محسن اسماعیلی/ یوسف کاری/ محمد آزادی، کوفتگی روی نقاط مختلف بدن.

همچنین آزادشدگان می‌گویند غلام قلی‌زاده پس از بازداشت با دستان بسته به شدت مورد شکنجه قرار گرفته و نهایتا دچار تشنج شده و یک شب در بهداری نیروی انتظامی کلیبر بستری شده است. وی پس از ترخیص نیز به دستور “خدایی” دادستان ارومیه که سازمان‌دهی این پرونده را بر عهده دارد، به زندان ارومیه منتقل شده است.

از میان بازداشت شدگان عباس لسانی جهت بازجویی‌های ویژه به اداره اطلاعات تبریز و ابراهیم نوری نیز به بند ۲۰۹ بازداشتگاه اوین منتقل شده‌اند. عباس نیک‌روان نیز در زندان سلماس در اعتصاب غذا به سر می‌برد. همچنین تاکنون برای سهند معالی، دیگر فعال بازداشت شده قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی صادر شده است.

لازم به ذکر است طی روز شنبه “سلیمان کاظمی” از اهر، “مهدی دوستدار“، “محسن اسمعیلی” و “ایرج شیرزاد” از اردبیل، “میلاد اکبری“، “ابوالفضل کرامتی”، “محمد مردی”، “سعدالله ساسانی”، “مرتضی مرادپور” و “اکبر عباس‌زاده” از تبریز، “عباس خدایاری” از خلخال و “سینا ارشادی” از مشگین‌شهر، روز جمعه “حمید قوتی“، “فرهاد جدی”، “حمید ادیب شفیق”، “مهدی گلابی”، “فیروز معینی”، “محمد خاکپور” و “دکتر عباس ارشادی‌فر” از اردبیل، “داود عظیم‌زاده” و “بهراد خدایاری” از مراغه، “جواد احمدی یئکانلی” از خوی، “آیدین ذاکری“، “سعید سینه دار” و “شاهین اسماعیل‌پور” از مشگین‌شهر، “احد آلویی” از تبریز و “سجاد شهیری”، “موسی ضیاگرگری” و “سعید کریمی” از نقده، روز پنج‌شنبه ۱۴ تیرماه “مرتضی پروین“، “حجت فکری”، “علی روح‌بخش” و “محمد آزاد”، “علی (آیت) خیرجو“، “توحید امیر امینی“، “میثم جولانی” و “علی جولانی” از اردبیل، “قاسم محمودی” و “محمود محمودی” از کلیبر، “سهند معالی” از سراب و “عباس نیک‌روان” از سلماس، روز چهارشنبه ۱۳ تیرماه “کیومرث اسلامی” در مغان، “فرج نوری” در اهر و “مرتضی یزدانی” در ارومیه، در روز سه‌شنبه ۱۲ تیرماه “رحیم غلامی“، “مهدی هوشمند” و “عبدالله هوشمند” در اردبیل، “رحیم ساسانی” و “سجاد صدقی” در تبریز، “مرتضی محمدی” در اهر، “ابراهیم نوری“، “جعفر رستمی‌راد” و “سجاد جولانی” در تهران و “مجتبی عبدلی” در بستان آباد و در روز دوشنبه ۱۱ تیرماه نیز “عسگر اکبرزاده“، “علی واثقی“، “سعید صادقی‌فر” و “عباس لسانی” در اردبیل بازداشت شدند.

روز جمعه در پی اعتراض فعالان بازداشتی نسبت به عدم تفکیک بندها و ضرب و شتم آن‌ها، “سعید صادقی‌فر“، “رحیم غلامی“، “عسگر اکبرزاده“، “مهدی هوشمند” و “علی واثقی” فعالانی که در بند سلامت زندان اردبیل نگهداری می‌شدند، به اردوگاه-زندانی که بین اردبیل و سرعین قرار دارد منتقل شدند.

علاوه بر بازداشت های فوق، تلاش نیروهای امنیتی برای بازداشت یا احضار جمع دیگری از فعالان این منطقه بی نتیجه مانده است بنابراین می‌توان گفت دست کم ۳ فرد دیگر نیز تحت تعقیب یا در معرض بازداشت هستند.

اشکان سعادت‌پور در ارومیه، مجید نقی زاده در اهر و مهدی اژدری در اردبیل، هویت افرادی است که تحت تعقیب قرار گرفته‌اند.

احتمال می‌رود این بازداشت‌ها قسمتی از تلاش دستگاه امنیتی همزمان با تجمعات سالانه “قلعه بابک” در این منطقه باشد.

گفته می‌شود در مسیرهای مختلف منتهی به شهر کلیبر و قلعه بابک، ایست‌های بازرسی متعددی از سوی ارگان‌های امنیتی ایجاد شده و تلاش شده از حضور فعالان و مردم در قلعه بابک جلوگیری شود با اینحال دسته‌های مختلف علاقمندان به حضور در این برنامه طی شب‌های گذشته خود را به این منطقه رسانده و با روشن کردن آتش به برگزاری رقص های سنتی و گردهم آیی پرداختند.

لازم به ذکر است در تاریخ ۲۳ خردادماه سال جاری نیز محکومیت مرتضی پروین، میلاد اکبری و اکبر جهانگیری سه فعال ترک (آذری) ساکن استان اردبیل که در دادگاه بدوی به اتهام “اخلال در نظم عمومی” طی شرکت در مراسم تجمع در “قلعه بابک” به پرداخت جزای نقدی جایگزین حبس چهار ماهه و تحمل ۴۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده بودند، در شعبه ۲۶ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا تایید شد.

قلعه‌بابک یا دژ بابک، بنا شده در بالای کوهی به بلندای ۲۳۰۰ متر، نزدیک به سه کیلومتری شهر کلیبر. دژ در زمان ساسانیان ساخته شده ولی نام خود را از نام بابک خرمدین، رهبر مبارزان با خلفای عباسی در سال ۸۹۳ میلادی، گرفته‌است.

در طی سالهای اخیر، بطور منظم فعالان ترک (آذری) با حضور در تجمعاتی سالانه در این محل به طرح مطالبات خود می پردازند.