فدايي خلق سيامك اسديان ( اسكندر )

رفيق سيامك اسديان ( اسكندر ) در سال 1334 در يكي از روستاهاي خرم آباد لرستان ( روستاي گرز كل از توابع بخش چغلوندي ) در دامن دهقانان زخمتكش لر پرورش يافت . تحصيلات ابتدايي را در روستا و تحصيلات متوسطه خود را در شهر خرم آباد ادامه داد . در تمام مدت تحصيلش ، اوقات بيكاري را به كار در روستا يا كارگري در شهرها مي پرداخت و بدين طريق هر چه بيشتر زندگيش به طور عيني با زندگي زحمتكشان پيوند خورد . در سال دوم دبيرستان با مسائل سياسي آشنا شد و به دليل خويشاونديش با دكتر هوشنگ اعظمي به سرعت به او نزديك شد و همكاريش را با گروه دكتر اعظمي آغاز كرد . در سال 1353 يكي از افرادي بود كه براي شروع مبارزه مسلحانه در كوه هاي لرستان مخفي شد . پس از وصل شدن گروه دكتر اعظمي به سازمان چريك هاي فدايي خلق ، بدليل قابليت هاي بالاي نظاميش ، در بخش نظامي تشكيلات فعاليت نمود . از سال 53 تا مقطع انقلاب در ده ها عمليات نظامي شركت داشت و برخي از عمليات بسيار حساس را هدايت نمود . ترور سرهنگ زماني كه در مقطع اعتلاي جنبش ، مردم مشهد را به ستوه آورده بود يكي از عمليات موفق او بود كه انعكاس بسيار وسيع و مثبتي روي مردم مشهد داشت . پس از انقلاب نيز فعالانه و خستگي ناپدير با سازمان فعاليت مي كرد . در مقطع انشعاب ، در كنار رفقاي اقليت به فعاليت انقلابيش تداوم داد و در كردستان در عمليات نظامي عليه رژيم ضدمردمي جمهوري اسلامي جنگيد . رفيق سيامك اسديان يكي از اعضاي برجسته نظامي وعضو رهبري سازمان چريك هاي فدايي خلق ايران اقليت بود ، او در حين انجام يك وظيفه سازماني در منطقه آمل با پاسداران مرتجع جمهوري اسلامي در گير شده و پس از چند ساعت نبرد قهرمانانه ، در سن 26 سالگي جاودانه شد .

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق مهرداد چمنی

رفيق مهرداد در سال 1337 در کرند غرب به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات متوسطه در دانشگاه رازی کرمانشاه در رشته بيولوژی ادامه تحصيل داد. در سال 57 به سازمان پيوست  و در سازماندهی مبارزات دانشجويي استان نقش موثری داشت. رفيق مهرداد فعاليت های تشکيلاتی اش را پس از انشعاب سال 1359 با گرايش اقليت سازمان ادامه داد. وی نماينده دانشجويان پيشگام دانشگاه علوم کرمانشاه و پس از انقلاب فرهنگی رژيم و تعطيلی دانشگاه ها مسئول بخشی از تشکيلات استان کرمانشاه شد و با آگاهی علمی و دقيقی که داشت به تشکيل کلاس های آموزش تئوريک و آثار کلاسيک برای دانش آموزان ، معلمين ، دانشجويان و کارگران دست زد.در سال 60   درکنگره سازمان اقليت شرکت نمود. مهرداد بارها مورد تعقيب مزدوران رژيم قرارگرفت .در سوم فروردين 61 با يورش پاسداران به فرماندهی مرادشمسی به منزل مسکونی اش دستگير و در ستاد مرکزی پاسداران زير شکنجه های وحشيانه قرارگرفت. رفيق مهرداد تمام اسرار را درسينه خود حفظ نمود و زير شکنجه به شهادت رسيد. پيکر مهرداد در روز ششم فروردين بر روی شانه های هزاران زحمتکش در کرند به خاک سپرده شد

يادش گرامی باد!

 

فدايي خلق ونداد ايمانی

رفيق در سال 1327 در مازندران به دنيا آمد. پس از پايان دوره تحصيلات ابتدايي در شيرگاه به علت تنگدستی خانواده ناچار به ترک تحصيل شد و از نوجوانی در کارخانه نساجی شماره 2 قائم شهر به کارگری پرداخت. پس از هفت سال کار در کارخانه به استخدام راه آهن درآمد و به مدت 8 سال به عنوان کمک راننده لکوموتيوکارکرد. با وجود شرايط سخت کار ، ونداد تحصيلاتش را ادامه داد و پس از پايان دوره متوسطه در روستاهای شيرگاه به تدريس پرداخت. رفيق ونداد با پيوند با آرمان های سازمان به عنوان يکی از فعالين سازمان در منطقه مبارزات سياسی خود را پس از سال 1357 ادامه داد و روز شنبه 13 مردادماه 1358 در راه قائم شهر به شيرگاه مورد شناسايي مزدوران رژيم اسلامی قرار گرفت و با ضربات چاقو به شهادت رسيد.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق عباس فضيلت کلام ( پدر )

رفيق عباس در سال 1303 در تهران به دنيا آمد. در اوايل دهه بيست با فعاليت در شورای متحده مرکزی مرتبط با سنديکای کارگری حزب توده فعاليت های سياسی خود را در جنبش کارگری آغاز نمود. در سال 1325 دستگير و به جرم تدارک نيرو برای فرقه دموکرات چندين ماه زندانی شد. برای باردوم در سال 1327 به جرم فعاليت های سنديکايي دستگير و در 1333 برای سومين بار يک سال و نيم در زندان می ماند. درسال 1344 از حزب توده جدا می گردد و از طريق فرزندش مهدی از سال 1350 رسما با سازمان فعاليت خود را پی می گيرد. در سال 51 دستگير و به 4 سال زندان محکوم می شود. در سال 57 با اوج گيری قيام توده ها از زندان آزاد می گردد و در اولين انتخابات کانون زندانيان سياسی به عضويت شورای مرکزی کانون انتخاب می گردد. از سال 59 با سازمان اقليت فعاليت های تشکيلاتی اش را ادامه می دهد. در سال 60 بالاجبار از کشور خارج می گردد و تا آخرين لحظات عمرش يک دم از فعاليت های سياسی در خارج از کشور عليه رژيم غافل نماند و تکيه گاهی برای رفقايش بود. . رفيق عباس از بنيانگذاران انجمن دفاع از زندانيان سياسی و عقيدتی پاريس و عضو هيات اجراييه تريبونال بين المللی برای محاکمه سران رژيم بود. در 27 اسفندماه1377 قلب پاکش از حرکت بازايستاد.

يادش گرامی باد!

 

رفيق ابوالقاسم رشوند سرداری

دکتر رشوند اهل و ساکن تهران از جمله انسان های فداکار و مبارزی بود که زندگی اش را با توده ها و درد و رنج آنها درآميخته بود و به همين جرم نيز در مقابل جوخه های مرگ رژيم اسلامی قرار گرفت و در سحرگاه خونين 30 مردادماه 1358 به جوخه اعدام سپرده شد. او که 20 سال از 27 سال عمر کوتاه و پربارش را صرف آموختن کرده بود به عنوان يک پزشک در بيمارستان پاوه مشغول به مداوای بيماران بود و بنا بر اعتقادش به مداوای تمامی زخمی های يورش سبعانه رژيم اسلامی به پاوه مبادرت می کرد. وهمين کافی بود که در بيمارستان دستگير و در پشت ديوار محل کارش به رگبار بسته شود.

يادش گرامی باد !

 

رفيق فدايي يوسف کشی زاده

رفيق در خانواده ای روستايي در شهر مشکين شهر چشم به جهان گشود. پس از پايان تحصيلات متوسطه برای ادامه تحصيل وارد دانشکده فنی تبريز شد. طی سال های تحصيل در مبارزات صنفی – سياسی دانشگاه فعالانه شرکت داشت. در همان دوران با رفيق مرضيه احمدی اسکويي آشنا و توسط وی در سال 1352 به عضويت سازمان درآمد. در سال 1353 و پس از شهادت رفيق مرضيه بازداشت و زير شکنجه های وحشيانه ساواک قرار گرفت. همراه با اوج گيری مبارزات مردم پس از 4 سال زندان به دست توانای توده ها از زندان آزاد و مبارزات خود را در سازمان ادامه داد. مبارزات رفيق يوسف در کنار زحمتکشان آذربايجان غربی عليه فئودال ها و مزدوران رژيم سلطنتی و اسلامی در منطقه از او شخصيتی مورد اعتماد مردم ساخته بود و بالاخره جنايت رقم خورد و مزدوران رژيم اسلامی در 30 مردادماه 1358 در مقابل جوخه مرگ قرارش دادند و با کشتن او  انتقام تاريخی شان را از يکی از بهترين و فداکارترين فرزندان خلق گرفتند.

يادش گرامی باد

 

رفقا نسرين ، شهلا و صديق کعبی

رفقا نسرين و شهلا به دنبال اولين يورش نظامی رژيم اسلامی به کردستان ، به اتهام کمک به ضدانقلاب در بيمارستان سقز و مداوای آن ها در پاييز 1358 دستگير شدند. رفيق نسرين به کرمان و رفيق شهلا به قزوين تبعيد گرديدند.  در بهار سال 1359به دنبال خواست نيروهای انقلابی و بويژه هيات نمايندگی خلق کرد که خواستار بازگشت تبعيديان به کردستان بودند و تسليم رژيم به اين خواست بسياری از معلمين ، پزشکان و پرستاران تبعيدی به شهرهای خود بازگشتند. در 24 خردادماه 1359 به دنبال تصرف شهرهای سنندج ، سقز و .. توسط رژيم، رفقا نسرين و شهلا بارديگر دستگير گرديدند و به اوين منتقل گرديدند. پس از چندماه بارديگر آن ها را به زندان سنندج آورده و در روز 5 شهريورماه 1359 به جوخه اعدام سپردند.

يادشان گرامی باد !

 

رفيق صديق در سال 1339 به دنيا آمد. وی نيز هم چون ديگر افراد خانواده اش زندگی اش در پيوندی ناگسستنی با خواست های زحمتکشان قرار گرفته بود.در سال های بعد از انقلاب يک بار بازداشت گرديد و پس از آزادی به صفوف سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ايران ( کومله ) پيوست. هنگامی که خواهرانش نسرين و شهلا در زندان سنندج اعدام گرديدند صديق نيز در زندان سنندج بود و ياد دو عزيزش را  سرودخوانان گرامی داشت . رفيق صديق از کادرهای سرشناس منطقه سقز و مسئول سياسی واحدی از پيشمرگان گردان 26 سقز را به عهده داشت. در تاريخ 30 بهمن ماه 1364 در جريان مقابله با نيروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در محور جاده سقز – سنندج دليرانه  در جنگی نابرابر جان باخت.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق يعقوب کورت ( مراد )

يعقوب تجلی بردباری يک انسان در شرايط سخت بود. در بندر ترکمن دستگير و به زندان گرگان انتقالش دادند. شکنجه های وحشيانه برای او مرزی نداشت. همه اسرار گروهش را از او می خواستند. يعقوب از رفقای چريک های فدايي خلق ايران ( گروه اشرف دهقانی – محمد حرمتی پور ) در منطقه ترکن صحرا بود. جرمش مسئوليت نظامی در جنگ های اول ودوم گنبد ، اعزام نيرو به کردستان و جنگل های آمل بود. در مقابل هر سئوال بازجو پاسخ نه ! جواب يعقوب بود. هر نوع شکنجه ای را روی وی امتحان کرده بودند اما از او هيچ اطلاعاتی بيشتر از آن چه رو شده بود تنوانستند بدست آورند. رفيق يعقوب در پاييز 1361 همراه با تعدادی ديگر از زندانيان در گرگان به جوخه اعدام سپرده شد.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق محسن افشار بکشلو ( رحيم )

رفيق محسن در سال 1334 در تهران به دنيا آمد. برای گذران زندگی خانواده از همان اوان کودکی با کار و با محروميت های توده ها آشنا گرديد. پس از پايان تحصيلات متوسطه در سال 1353 دردانشگاه صنعتی به ادامه تحصيل پرداخت. در فعاليت های صنفی – سياسی فعالانه شرکت نمود و هم زمان آگاهی طبقاتی خود را با آموزش های مارکسيستی ارتقا می داد. به دنبال پيروزی قيام در صفوف سازمان راه کارگر مبارزات سياسی خود را ادامه داد. رفيق محسن از اوايل سال 1362 به سازمان فداييان خلق ايران پيوست. سرانجام رفيق محسن در مردادماه 1362 در جاده فرديس کرج مورد شناسايي مزدوران رژيم اسلامی قرار گرفت و دستگير شد. رفيق محسن نزديک به يک سال در زندان اوين زير شکنجه قرار داشت و لب نگشود و در سپيده دم 27 ام تيرماه 1363 با قامتی افراشته در مقابل جوخه تيرباران قرار گرفت.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق علی ميرزا نصری

رفيق علی در سال 1333 در خانواده ای زحمتکش در اصفهان متولد شد. از همان آغاز جوانی در کارگاه ها و کارخانه های متعددی به کار نجاری پرداخت. پس از سال های 1357 با پذيرش آرمان های سازمان در مبارزات کارگری فعالانه شرکت نمود و در سازماندهی کارگران بيکار اصفهان يک لحظه فرو ننشست. محبوبيت رفيق علی زبانزد مردم اصفهان بود. رفيق علی تداوم  فعاليت های سياسی و آگاه گرانه خود را در صفوف سازمان فداييان خلق ايران پی گرفت .در روز اول مهرماه 1361 همراه با يکی ديگر از رفقايش توسط مزدوران رژيم ربوده و در بيابان های اطراف اصفهان به حد مرگ مضروب شدند تا آنجا که رفيق علی تا مدت ها توان تکلم و راه رفتن نداشت. در تاريخ 15 ام  آذرماه 1363 در بندرعباس دستگير و بلافاصله زير شديدترين شکنجه های جسمی و روحی قرارش دادند. رفيق علی تجلی خشم و مبارزه کارگران عليه رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی ، پس از دو روز مقاومت حماسی در روز 17 ام آذرماه زير شکنجه به شهادت رسيد. در همين تاريخ مزدوران پيکر خونين و شکنجه شده اورا به بيمارستان محمدی بندرعباس تحويل می دهند و يک ماه بعد به خانواده رفيق در اصفهان اطلاع می دهند. پيکر رفيق به اصفهان منتقل می شود و با وجود ممنوعيت برگزاری هرگونه تجمعی ، مراسم يادبود وی به يکی ار باشکوه ترين مراسم تدفين با حصور هزاران نفر از مردم اصفهان و روستاهای اطراف تبديل می گردد.

يادش گرامی باد !

فدايي خلق مهرداد پاکزاد

رفيق مهرداد در يک خانواده ارتشی به دنيا آمد. پس از پايان تحصيلات متوسطه وارد دانشکده افسری شد. در اين دوره بود که با تمام وجود تلاش نمود تا با مبارزات کارگران و زحمتکشان جامعه در پيوند قرار گيرد. فن مبارزه با رژيم را می آموخت و يک لحظه از چگونه ضربه زدن به پايگاه قدرت شاه در محدوده کارش غافل نبود. به همين خاطر رکن دو ارتش به وی مظنون و در سال 1350 بازداشت می گردد. رفيق مهرداد بعد از آزادی به سازمان دهی افسران انقلابی در ارتش پرداخت. بارديگر بازداشت و اين بار با مقاوت در زير شکنجه و حفظ اسرار به سه سال زندان محکوم می گردد. رفيق مهرداد با وجود اتمام دوره محکوميتش اما آزاد نشد چرا که دشمن وجود او را در بيرون از زندان برای خود خطرناک می دانست. در اواخر سال 1356 از زندان آزاد می گردد و برای پيوستن به سازمان به خارج کشور می رود. در ماه های اول سال 1357 همراه با چند رفيق ديگر از جمله رفيق سعيدسلطانپور با تشکيل کميته ای به منظور افشای جنايات رژيم ( کميته از زندان تا تبعيد ) در کنفرانس های مطبوعاتی ، ميتينگ ها و راهپيمايي های متعددی در شهرهای مختلف اروپا شرکت نموده و با ارائه اسناد و مدارک جنايات رژيم سلطنتی در زندان ها را افشا می نمايد. فعاليت های انقلابی رفيق مهرداد در بهمن ماه 1357 با فعاليت های تبليغی و سازمان گرانه در ميان پرسنل انقلابی ارتش ادامه يافته و راهپيمايي بزرگ پرسنل ارتش را از قلعه مرغی تا دانشگاه تهران سازمان می دهد. رفيق مهرداد به عنوان يکی از کادرهای برجسته سازمان در صفوف سازمان فداييان خلق ايران و در مسئوليت مشاور کميته مرکزی اين سازمان مبارزه سياسی خود را ادامه می دهد. رفيق در ساعت ده شب روز چهارشنبه 16 آبان ماه 1362 توسط مزدوران رژيم بازداشت و بلافاصله زير شکنجه کشيده می شود  و در مردادماه 1364 تيرباران می گردد.

يادش گرامی باد !

 
فدايي خلق جمشيد سپهوند

رفيق جمشيد در سال 1336 در بروجرد به دنيا آمد. با اتمام دوران تحصيلات ابتدايي در روستای « ده پير » با کمک رفيق هوشنگ اعظمی  همراه با خانواده اش به خرم آباد آمد. دوره دبيرستان را تا سوم متوسطه در آنجا گدراند. در زمستان 1352 جمشيد رابط رفيق محمود خرم آبادی و هوشنگ اعظمی بود. در تمام مدتی که رفيق محمود در کوه مخفی بود مسئول رساندن آذوقه به وی را به عهده داشت. در خردادماه 1353 از جمله رفقايي بود که برای آغاز مبارزات پارتيزانی همراه با رفيق هوشنگ اعظمی در « سپيدکوه » مخفی شد. دو ماه بعد محل استقرارشان توسط مزدوران رژيم شناسايي و آنها مجبوربه تغيير محل شده و به کوه های اطراف خرم آباد منتقل می گردند. مدت محدودی در يکی از روستاهای اطراف خرم آباد ساکن می گردد و در همان جا به محاصره ژاندارم ها درآمده و دستگير می شود. شکنجه های وحشيانه چه در زندان بروجرد و چه در کميته مشترک و اوين کوچکترين خللی در تصميم آگاهانه اش نسبت به حفظ اسرار گروهی که در آن مبارزه را آموخته بود وارد نمی کند. در دادگاه نظامی به دليل سن پايينی که دارد به اشد مجازات يعنی 5 سال محکوم می گردد. با فروريختن ديوارهای زندان در سال 1356 آزاد و همراه و همدوش مردم در تظاهرات ها شرکت می نمايد و در تسخير پادگان منوچهرآباد خرم آباد نقش برجسته ای ايفا می نمايد. مسئوليت در کميته دهقانی شاخه لرستان سازمان را به عهده می گيرد و با ايجاد اولين کميته ايالتی در لرستان در هيات اجراييه آن قرار می گيرد. در 23 آبان ماه 1360 در مراسم چهلم رفيق سيامک اسديان در روستای « گرزکل » بازداشت و در زندان خرم آباد زير شکنجه های وحشيانه مزدوران رژيم اسلامی قرار می گيرد. پس از ده ماه آزاد می گردد . به علت شناخته بودنش برای رژيم به تهران رفته و در هيات اجراييه کميته ايالتی تهران وظايف سازمانی اش را  در سازمان فداييان خلق ايران دنبال می کند. رفيق جمشيد برای بار سوم در 18 آبان ماه 1362 در تهران دستگير می گردد. پاهايش را به وحشيانه ترين شکل ممکن شيار زدند. دستش را شکاندند ولی تنوانستند اراده آهنينش را بشکنند . در آبان ماه 1364 پيکر خونين اش را در مقابل جوخه تيرباران قرار دادند.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق حبيب سروش نسب

رفيق حبيب در سال 1331 در تبريز به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تبريز و تهران گذراند و برای ادامه  تحصيل وارد هنرستان صنعتی تبريز شد. در اين دوران با کمک چند نفر از رفقايش هسته هواداری از سازمان را تشکيل داد و به پخش جزوات و اعلاميه های سازمان مبادرت می نمود. رفيق حبيب در سال 52 بازداشت و يک سال محکوميت خود را در زندان تبريز می گذراند.پس از آزادی از زندان در سال 1355 برای وصل ارتباط با سازمان به خارج از کشور می رود و يک سال بعد با آغاز قيام مردم به ايران بازمی گردد و بارديگر مبادرت به تشکيل واحدی از هواداران سازمان در تبريز می نمايد. بعد از انقلاب از طرف سازمان به کردستان اعزام و در بوکان  و مهاباد به فعاليت های انقلابی خود ادامه می دهد. رفيق حبيب به عنوان مسئول آموزش نظامی سازمان در اطراف کوه های سردشت پايگاه آموزشی رفقای سازمان را سازمان می دهد. در سال 60 در کميته ايالتی تهران در صفوف سازمان فداييان خلق ايران کار تشکيلاتی اش را ادامه می دهد. در اوايل ارديبهشت 1363 در خانه يکی از رفقايش که در تور پليس قرار داشته دستگير می گردد. رفيق حبيب که برای دشمن فردی شناخته شده بود در زير وحشيانه ترين شکنجه ها قرار می گيرد و در 10 شهريور 1364 اعدام می گردد. مراسم گرامیداشت رفيق با وجود ممنوعيت های رژيم اسلامی تجلی بزرگداشت فرزند قهرمان مردم تبريز با حصور هزاران نفر می گردد و مزارش در بهشت زهرای تهران مملو از دسته های گل می شود.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق محمد گوداغی ( صمد )

رفيق محمد در سال 1329 در تهران متولد شد. با کار و زحمت تحصيل کرد و بعد از فارغ التحصيلی به عنوان افسر وظيفه در کردستان فعاليت های سياسی خود را پی گرفت. در سال 1350 در ارتباط با يک واحد هواداری سازمان کار تشکيلاتی اش را آغاز نمود. در سال 1357 به کردستان اعزام و سپس به خوزستان رفت. از سال 1362 در کميته ايالتی تهران سازمان فداييان خلق ايران وظايف انقلابی اش را با مسئوليت تمام پيش می برد. در مهرماه 1363 دستگير و بارها به خاطر شدت شکنجه به بيمارستان منتقل شد و در 20 ارديبهشت 1365 اعدام گرديد.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق محمدعلی شرف الدين ( شرف )

رفيق شرف در سال 1323 در تهران متولد شد . دوران کودکی و مدرسه را در اهواز گذراند. هنوز نوجوانی بيش نبود که همراه خانواده به تهران آمده و نان آور خانه می گردد. زمانی نمی گذرد که فعاليت های سياسی اش را عليه نظام موجود سلطنتی آغاز می نمايد و به عنوان يک هوادار سازمان به توزيع جزوات و اعلاميه ها مبادرت می کند.در سال 1349 بازداشت و حماسه هايي از مقاومت و ايستادگی را در مقابل دشمن در خاطره زندانيان سياسی به جای می گذارد. به ادای احترام به او عنوان « عمو شرف » را نصيب خويش می کند. رفيق شرف در جريان روزهای انقلاب 57 از پادگانی به پادگان ديگر يورش می برد و مبارزات مردم را سازمان می دهد. در سازمان فداييان خلق ايران به عنوان يکی از برخسته ترين و فداکارترين کادرها فعاليت های انقلابی خود را ادامه می دهد. در مهرماه 1363 به چنگ مزدوران رژيم اسلامی در می آيد و چند روز بعد در حالی که از فرط شکنجه پای راه رفتن ندارد به قصد فريب دشمن آن ها را به خانه خود می کشاند و در فرصتی مناسب خود را از پشت بام منزل به پايين پرتاب می کند. پيکر مدهوش و شکنجه شده شرف به بيمارستان منتقل می شود و رازهای بسياری در سينه پاک و صميمی اش تا ابد مسکوت می ماند. در تيرماه 1365 قلب گرمش آماج گلوله های رژيم جمهوری اسلامی قرار می گيرد.

يادش گرامی باد !

 

فدايي خلق اسماعيل حسينی

رفيق اسماعيل در سال 1333 در خانواده ای روستايي در اطراف سنندج چشم به جهان گشود. هم زمان با ادامه تحصيل به خاطر مرگ پدر نان آور خانواده ده نفری اش شد و از همان ابتدای سنين نوجوانی با مفهوم استثمار و بهره کشی آشنا شد.