|
پيام حزب کومهله کردستان ايران
به کنگره هشتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
رفقا و دوستان عزيز!
من حامل گرمترين درودهاي کميتهي مرکزي کومهله براي شما و کنگرهي هشتمتان
هستم . همچنين ازطرف کميتهمرکزي کومهله از اينکه مارا بهکنگرهتان دعوت
نمودهايد تشکرميکنم و موفقيت هرچهبيشتر کنگره و تک تک شما را آرزو ميکنم
ودستتان را بگرمي ميفشارم .
رفقا! کنگرهي شما در شرايطي برگزار ميشود که منطقه آبستن حوادث است و ايران
هرروز بيشتر در باطلاق بحرانهاي گوناگون فرو ميرود. رودر رويي حاکميت با مردم
بهگونهي خارق العادهاي تعميق يافته وهرروز ابعاد تازهتري بخود ميگيرد،
سرکوب مبارزات مردم ، کشتار ، اعدام وخفهکردن هرگونه صداي مخالف بشدت اوج
گرفته است .
دردرون حاکميت.جدال جناحهابرسرقدرت به خشونت بيشتر گرائيده و عليرغم وجود
انتقاداتي به سياستهاي احمدي نژاد، حمايت خامنهاي ازاو هنوز ادامهدارد.
درسطح بين المللي، ايران ،بخاطرادامهي سياستهاي غيرمسئولانه وجنگ افروزانهاش،
بيش از پيش منزوي شده و تحت فشارروزافزون قراردارد. در زمينهي بحران اتمي
نيز، عليرغم فروکش اوليهاي کهدر سياست اعمال فشار دولتهاي غربي پيش آمده بود،فشار
بين المللي بطورچشمگيري درحال افزايش است وآثار اوليهي تحريمهاي اقتصادي قابل
رويت ميباشد.
بخش قابل توجهي ازتحليلگران از امکان بوجود آمدن تغيراتي در حاکميت ايران صحبت
ميکنند. نرمشهاي جديد جمهوري اسلامي در رابطهبابحران اتمي و بازگشت برسر ميز
مذاکره ،ميتواند نشانهاي از چنين احتمالي باشد.ماهشدار ميدهيم چه در نتيجهشکست
و چه ازطريق سازش اگر جمهوري اسلامي مجبور به سرکشيدن دوبارهي جام زهر شود،قبل
از هرچيز براي جلوگيري از خيزش تودههاي مردم بهتسليم واداشتن آنان سعي خواهد
کرد سرکوب خونيني براه اندازد وانقلابيون، رهبران محلي،مبارزين ومخالفين را
همچون سال 67 قتل عام نمايد. تقسيم نيروهاي نظامي بهلشکرهاي مستقل استاني و
اعدامها و سرکوبهاي بيسابقهي کنوني نشان ميدهد که رژيم يورش خود را آغاز کرده
است.
رفقا! درچنين شرايطي همگامي واتحاد سريع طيفهاي مختف دمکراسيخواه ايران واحزاب
و سازمانهاي دمکرات و عدالتخواه به يک امر حياتي ومبرم جنبشهاي موجود در ايران
و به يک وظيفهي عاجل ما تبديل شده است. مابايد بسرعت ازاين پراکندگي غيرقابل
توجيه رهايي يابيم ودوشادوش همديگر براي آزادي و دمکراسي مبارزه کنيم .براي
اين کار ما احتياج به توافق برسر اساسيترين مسائل سياسي واجتماعي موجود در
ايران داريم تابتوانيم جنبشهاي وسيع وگوناگون تودهاي رادرجريان مبارزهي
مشترکمان درکنار هم قرار داده وبهم پيوند زنيم . نميتوان با انکار وعدم توجه
بهعمدهترين جنبشهاي تودهاي موجود بهجايي رسيد. برسميت شناختن اين جنبشها
وتوجه به خواستهايشان و پاسخگويي مشخص به هرکدام ازآنان بايدمحورهاي اصلي
ائتلاف و وحدت ما دمکراتها و عدالتخواهان اجتماعي باشد.دراين مورد نبايد هيچ
واهمهاي بخود راه دهيم.چرا بايد در همايشهاي ما هوادار بني صدر باشد و از
کنگرهي ملتهاي ايران فدرال دعوت بعمل نيايد ؟
درعينحال ما بايد ازگنجاندن موارد و دادن شعارهايي که باعث برانگيختن توهم
درميان تودههاي مردم ميشوند بپرهيزيم. البته ما خواهان صلح و آشتي درتمامي
جهان وبويژه درايران هستيم ،اما شعار" جبههسوم"،"جبههي صلح" و"تشکيل کميتههاي
صلح" ،آنهم درحاليکه جنگي درکار نيست، غيراز منحرف کردن مبارزه مردم
ازمسيرخودش وآب ريختن بهآسياب جمهوري اسلامي چه خاصيتي دارد؟ در ايران جبههي
سومي وجود ندارد ،دو جبهه بيشتر نيست .جمهوري اسلامي ونيروهاي ضدمدميش در يک
طرف ، و مردم ونيروهاي آزاديخواه وبرابري طلب در طرف ديگر.
بازهم ميگويم ما منادي صلح و آشتي هستيم، ما بادخالت نظامي خارجي
وآلترناتيوسازي آنان مخالفيم، اما آيا اين بدان معني است که ما بههمه بد و
بيراه ميگوئيم و باهمه خصومت ميورزيم و حاضر نيستيم از امکانات وشرايط مساعد
بهنفع پيشبرد جنبش استفاده کنيم؟ فراموش نکنيد قبل از روي کار آمدن جمهوري
اسلامي نيز مخالفت ما بادولتهاي غربي و آمريکاعمدتا برسر اين بود کهاين دولتها
بخاطر حفظ منافع خويش از رژيمهاي ديکتاتور حمايت ميکردند . اما حالا شرايطي
پيش آمده که منافع آنان درتضعيف جمهوري اسلامي است، معلوم است کهما بايد
ازاين ام بهنفع مبارزهي خودمان استفاده کنيم. ما بايد از همهي ارگانهاي بين
المللي و همهي دولتها بخواهيم که ا از جمهوري اسلامي حمايت نکنند واز فروش
اسلحهبه آن خودداري کرده وکاري نکنند که رژيم را تقويت ومارا تضعيف کند.
بايد ازآنان بخواهيم وبهآنها فشار بياوريم که ازمبارزهي مردم وملتهاي ايران
و ازجنبش دمکراسي و حقوق بشر و ساير جنبشهاي مردم درايران پشتيباني کنند.
من بيش از اين سرتان را درد نمي آورم و بار ديگر براي کنگره وتک تک شما عزيزان
آرزوي موفقيت ميکنم .
|