|
کنگره هشتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران- مرداد ماه ۱۳۸۷/ ژوئيه ۲٠٠۸ |
|
پيام هيات سياسي – اجرائي سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) به کنگره هشتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران |
|
رفقاي گرامي! برگزاري کنگره هشتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران را به شما و دوستداران سازمان شما شادباش مي گوئيم. ما صميمانه آرزومنديم اين کنگره با آگاهي از نقشي که در جهت سامانيابي و اتحاد نيروهاي چپ مي تواند بر عهده بگيرد، تصميمات راهگشايي در جهت همگرايي نيروهاي چپ و زمينه سازي براي ايجاد حزب چپ دمکرات و مدرن اتخاذ کند.
رفقا! جامعه ما طي سه دهه تحولات عميقي را در ساختارهاي اجتماعي و طبقاتي پشت سر گذاشته است. تحولات ساختاري در طي سه دهه، دمکراسي و عدالت اجتماعي را به مسئله اصلي جامعه ما تبديل کرده و اين امر را مدلل ساخته است که در کشور ما، امر توسعه با دمکراسي و عدالت اجتماعي درآميخته است. در اين فاصله زماني به جهت رشد جمعيت کشور، سرريز شدن دهقانان بسوي شهرها و به فلاکت نشانده شدن بخشي از گروههاي اجتماعي بخاطر سياستهاي اقتصادي جمهوري اسلامي، بر ميزان اقشار تهيدست جامعه، حاشيه نشينان و خانه بدوشان افزوده شده و گروه هاي جديدي از جامعه که بخشي از آنها در گذشته جزو اقشار مياني به حساب مي آمدند، به سوي اقشار پائين جامعه رانده شده اند.
اگر در يک قطب جامعه فقر و فلاکت متراکم گرديده و اکثريت جامعه بسوي فقر سوق
يافته اند، در قطب ديگر جامعه ثروت بيکران در دست لايه نازکي متمرکز گشته
است. در طي دو دهه باند ثروت ـ قدرت شکل گرفته و به ثروتهاي بي سابقه در تاريخ
ايران دست يافته اند.
بر اين پايه مي توان گفت که بخاطر دگرگوني ساختار طبقاتي و سياستهاي اقتصادي طي
سه دهه، امر توسعه و دمکراسي عميقا با عدالت اجتماعي درهم آميخته و توسعه سياسي
و اقتصادي، بدون تامين عدالت اجتماعي در جامعه به امر غيرقابل دسترسي تبديل شده
است. تحولات برشمرده حضور قوي حزبي را مي طلبد که اين دو مسئله اصلي جامعه ما را در راس برنامه خود قرار دهد. حزب چپ دمکرات و مدرن از چنين خصيصه اي برخوردار است. حزبي که دغدغه اش تنها عدالت اجتماعي و يا آزادي نيست، بلکه عميقا معتقد است که در جامعه ما آزادي و عدالت با هم در آميخته اند. امروز حضور قوي و موثر حزب چپ دمکرات و مدرن که به الزامات عصر فراصنعتي پاسخ گويد و دستآوردهاي تکتولوژي اطلاعاتي را به کار گيرد، به يک امر مبرم و ضرور تبديل شده است. در شرايط فقدان حزب چپ دمکرات و مدرن ، شعار عدالت اجتماعي با توجه به فقر گسترده و شکاف طبقاتي، به دست نيروهائي خواهد افتاد که از آن بصورت فريبکارانه بهره گرفته و به خدمت اهداف خود در خواهند آورد. همچنانکه جريان راست افراطي در انتخابات رياست جمهوري با شعار عدالت خواهي، کانديداي خود را در مقام رياست جمهوري نشاند.
رفقا! در سالهاي اخير بر بستر شرايط عيني جامعه، نسل جديدي از چپ در جامعه ما پا به حيات گذاشته است. نيروي چپ در داخل کشور عليرغم سرکوب خشن سياسي و فشار نئوليبراليسم، با ظهور در صحنه سياسي، براي دفاع از حق موجوديت خود و تاثيرگذاري برروند تحولات جاري در کشور مبارزه اي دشوار ولي اميد بخشي را پيش مي برد. اين نيرو جوان، پرشور،شجاع ، بانظرات و تمايلات متفاوت ولي باورمند به سوسياليسم مي باشد و هرکجا که کانون اعتراض و مبارزه براي آزادي و عدالت است حضور دارد. اين نيرو از دل دانشگاه ها و از ميان جوانان برخاسته اما مبارزه آن پشت ديوارهاي دانشگاه محدود نمانده و طنين صداي آن در مبارزه کارگران و مزدبگيران، زنان، دانشجويان، فعالان حقوق قومي- ملي، نويسندگان و هنرمندان کشور بازتاب دارد. جمهوري اسلامي و حاميان سرمايه با تمام خشونت با ورود اين نيرو به صحنه سياسي و دخالت گري آن مقابله مي کنند و با سرکوب و زندان مي کوشند از بازگشت چپ و تبليغ برنامه و نظر سوسياليسم دمکراتيک در جامعه جلوگيري کنند. اما از آنجا که ظهور و حضور مجدد چپ محصول شرايط عيني، رشد جنبش کارگري و روند تحولات اقتصادي و اجتماعي جامعه است، حکومت قادر به حذف آن نيست. طيفي از اين نيرو اگر امروز در دانشگاه سرکوب مي شود، فردا از کانون ديگري سر برمي آورد و رژيم را به چالش مي کشد. اما اين نيرو به دليل فقدان ارتباط ارگانيک با طبقه کارگر، نداشتن تشکيلات حزبي و محروميت از تجربه تلخ فرقه گرايي و اتحادگريزي نسل پيشين چپ، متفرق و متشتت است و مخالفان چپ، آگاهانه سرگرم تزريق آفت تفرقه درون صفوف آن هستند و مي خواهند چپ، تماشگر منفعل تحولاتي باشد که حکومت و سرمايه داري براي مردم ما رقم مي زنند. هدف مخالفان چپ اين است که اين نيرو حتي اگر بتواند زير بار سرکوب سنگين موجوديت فيزيکي خود را حفظ کند، نتواند متشکل گردد و با تبليغ و ترويج ايده هاي خود به قطب قدرت در جامعه تبديل شود.
رفقاي گرامي! ما براي آن که از تماشاگر منفعل به کنشگر فعال و اثرگذار بر روند تکوين تحولات کشور بدل شويم، بايد همه امکانات و توانمان را براي غلبه بر تشتت و تفرقه اي که چپ را ازدرون مي خورد بسيج کنيم و در جهت تشکيل حزب چپ دمکرات و مدرن گام بر داريم. اين اتحادگريزي حاکم بر چپ به عنوان پديده آزار دهنده اي که مانع توجه و تمرکز نيروي ما به وظايف مبرم طبقاتي شده است، براي ما و شما و ساير احزاب و سازمان هاي چپ نه تازه است و نه موضوعي ناشناخته. همه با اين ضعف و کاستي آشنا هستيم ، همه به درستي اذعان داريم که بدون اتحاد و وحدت تشکيلاتي بر مبناي برنامه و سياست ، چپ سوسياليستي نمي تواند به نيروي اثرگذار در معادلات سياسي تبديل شود. اما تجربه عيني نشان مي دهد که نيروهاي چپ تنها با تاکيد بر ضرورت اتحاد به عنوان کليد مشکل گشا نمي توانند بر دشواري کنوني غلبه کنند. راهي که براي اتحاد و سازمانگري وحدت چپ و ايجاد حزب بزرگ نيروهاي سوسياليست انتخاب مي شود، خود بخشي از روند وحدت و بيانگر ماهيت تلاش ما در راه جمع کردن نيروي متفرق و متشتت چپ است. نيرويي که خود را در ايران چپ مي شناسد و متعلق به مبارزان راه سوسياليسم مي داند، نمي توان مستقل از شرايطي که شکل گرفته و پرورش يافته و جدا از مبارزه بانفوذ انديشه راست در درون آن، سازماندهي کرد. در فاصله دو دهه تحول بزرگي درون نيروي چپ اتفاق افتاده است. ما و شما روزهاي سختي را در راه دفاع از حقانيت سوسياليسم سپري کرده ايم.برخي در اين فاصله دست به انتخاب زده و راه خود را از چپ جدا کرده اند. تکليف ما و آنان روشن است، اما بخشي در جستجوي راه اصولي براي دفاع از سوسياليسم به بيراهه رفته اند. براي بازگرداندن همه آن نيروهايي که متعلق به چپ و طبقه کارگر هستند بايد با انعطاف باشيم بدون آن که از چشم انداز روشن تلاشمان در راه سوسياليسم ذره اي فاصله بگيريم.
رفقاي عزيز! به باور ما، امروز ضرورت دارد که از يکسو به تدوين مسائل نظري و برنامه اي چپ دمکرات پرداخت و در اين ارتباط از ارزشهائي چون آزادي، دمکراسي، برابري حقوق زن و مرد، حفظ محيط زيست و عدالت اجتماعي و از سوسياليسم دمکراتيک دفاع کرد و از سوي ديگر براي وحدت چپ دمکرات و زمينه سازي براي شکل گيري حزب چپ دمکرات و مدرن گام بر داشت. اميد ما اين است قطعنامه اي که شما براي همکاري ها و وحدت چپ به کنگره ارائه داده ايد در خدمت آنچه که گفته شد، قرار گيرد و به ساماندهي نيروي چپ و پيشبرد امر وحدت بين سازمانها و نيروهائي که از نقطه نظر ديدگاهي، برنامه وسياست نزديکي دارند، ياري رساند. در خاتمه بار ديگر موفقيت شما را در پيشبرد برنامه کنگره هشتم خواهانيم و آرزومنديم شاهد روزي باشيم که همه نيروهاي مدافع سوسياليسم دمکراتيک در زير يک سقف گرد آيند و سازمان واحدي را پي بريزند.
با درودهاي رفيقانه هيات سياسي-اجرائي سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) چهارشنبه ۲ مرداد ۱٣٨۷ - ۲٣ ژوئيه
|