کنگره هفتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران- مرداد ماه ۱۳۸۵/ ژوئيه ۲۰۰۶


پيام شوراي موقت سوسياليستهاي چپ ايران

 

 

رفقاي گرامي!

شوراي موقت سوسياليستهاي چپ ايران درودهاي گرم و صميمانه خود را بمناسبت برگزاري کنگره هفتم شما ابراز مي دارد و برايتان نشستي پربار و موفقيت هر چه بيشتر در تصميم گيري ها و تدوين برنامه و سياست هاي آتي سازمان را آرزو دارد.

 

رفقاي عزيز!

کنگره شما در شرايطي حساس و پرمخاطره، در شرايط نابساماني اوضاع ايران، بحران داخلي و تهديدها و خطرهاي خارجي، در شرايط تنش و بحران عميق در خاورميانه، ادامه تجاوزات آمريکا در منطقه و تهاجم گسترده اسرائيل، حمايت همه جانبه آمريکا عليه فلسطين و لبنان برگزار مي شود. مردم عراق و منطقه از آتش جنگ آمريکا و پيامدهاي ويرانگر آن رهائي نيافته، فاجعه ديگري آفريده شد؛ کشتار مردم فلسطين و لبنان، ويراني مناطق مسکوني، راههاي ارتباطي، پل ها، تاسيسات ساختاري، منابع آب و برق و آوارگي و فرار يک ميليون نفر از مردم لبنان، هنوز آغاز اين فاجعه است و بايد در انتظار قربانيان بعدي و گسترش احتمالي اين فاجعه جنون آميز به کشورهاي ديگر بود.

اهميت توجه ما به رويدادهاي منطقه تنها در اين نيست که سرنوشت ايران بعنوان يک کشور بزرگ منطقه، با سرنوشت اين منطقه درآميخته است، بلکه حساسيت و اهميت موضوع در عين حال در آنست که کماکان در ميان بخشهائي از نيروهاي سياسي اين توهم وجود دارد که مي توان از آمريکا براي استقرار دمکراسي در ايران استفاده کرد. به همين جهت همه ما، همراه با تمامي نيروهاي صلح دوست، آزاديخواه و مترقي ايراني وظيفه داريم، افزون بر اعتراض و خشم و نفرت نسبت به اين تجاوزات و جنگ افروزي در منطقه و مبارزه با آن، دشمني آمريکا را با استقرار دمکراسي در کشورهايمان نيز، به استناد اين واقعيت ها و تجارب نشان دهيم.

سياست و عملکرد امپرياليسم آمريکا در عرصه جهاني در تمامي نيم قرن گذشته و اخيرترين موارد آن از جنگ عراق تا حمايت همه جانبه، از تهاجم اسرائيل به فلسطين و لبنان، بيان آشکار نقض خشن حقوق بشر، تجاوز افسار گسيخته به حق حيات و حقوق انساني و دشمني با صلح و آزادي و دمکراسي است.

رفقا! کنگره شما در شرايطي برگزار مي شود که مافياي نظامي- امنيتي حاکم بر جمهوري اسلامي برغم يکدست کردن سه قوه، همچنان در محاصره مشکلات حل نشدني و تنگناهاي غيرقابل خروج است، نه سرکوب ها و دستگيري در ايران، نه عوامفريبي ها در زمينه بهبود شرايط زندگي و معيشت مردم و نه بحران سازي پروژه هسته اي و تحريک در عرصه جهاني، هيچ يک نتوانسته است گره هاي کلاف سردرگم نظام را بگشايد و از برآمد بحران هاي پيش روي جلوگيري کند. جمهوري اسلامي همچنان در برابر اکثريت بزرگ مردم و مطالبات معيشتي و آزاديخواهانه آنها قرار دارد و مانع تحقق آنهاست.

سازمان شما سالهاست در کنار ديگر نيروهاي سوسياليست و آزاديخواه، با مبارزه بي وقفه عليه جمهوري اسلامي، در راه براندازي اين نظام و استقرار يک جمهوري دمکراتيک و لائيک تلاش کرده است. برغم اين تلاش و تمامي مساعي مشابه، ما کماکان با واقعيت پراکندگي سازماني، با اختلاف نظرهاي بزرگ و کوچک نظري و سياسي و فقدان برنامه و سياستي که بتواند گروههاي پراکنده موجود را به جرياني بزرگ و موثر در تحولات ايران تبديل کند، روبرو هستيم. بهمين جهت امروز نيز در ادامه تلاش هاي تاکنوني، بسط مبارزه عليه جمهوري، گشودن چشم انداز نظام جايگزين و متحد شدن نيروهاي هرچه بيشتري از مبارزان چپ و دمکرات به گرد آن، همچنان ضرورت مبرمي است که در برابر ما قرار دارد. در اين زمينه بويژه نيروهاي چپ و سوسياليست مي توانند و وظيفه دارند نقشي موثر ايفا کنند و پيشگام و ضامن تحقق اين امر بزرگ باشند. ايفاي چنين نقشي اما مستلزم آنست که خود بر پراکندگي موجود در صفوف خويش غلبه کنند. با توجه به اين نياز انکار ناپذير، مبرم و سرنوشت ساز، بايد با تمام نيرو و امکانات، از يکسو در راه ايجاد يک جنبش مستقل، نيرومند و سازمان يافته چپ گام برداريم و ابزار سازماني متناسب با انجام اين وظيفه را بوجود آوريم و از سوي ديگر بکوشيم با نيروهائي که به دمکراسي باور دارند و در پي براندازي اين نظام، به اتکا مردم و بدست مردم اند، اتحادهاي لازم و ممکن را سازمان دهيم. طبعا نبايد ناديده گرفت که:

۱- هر گونه اتحاد بايد بر اساس بازبيني تلاشهاي گذشته در اين عرصه و بررسي دلائل ناکامي اين تلاش ها صورت گيرد،

۲- اين اتحادها نه بمعناي نمايندگي مردم و نه بطور اولي بمعناي جايگزيني مردم و مبارزه آنهاست. پايان دادن به حيات رژيم حاکم مستلزم رشد مبارزه طبقاتي و مبارزات معيشتي و مطالباتي طبقات و اقشار مختلف اجتماعي، کارگران، زنان، دانشجويان، ... گسترش جنبش هاي مقاومت سازمان يافته و سرانجام گسترش مبارزه همگاني مردم است و اين فقدان همان چيزي است که عمر جمهوري اسلامي را طولاني کرده است،

۳- اين اتحادها در عين حال نمي تواند جايگزين مردم و مبارزه آنها شود، بايد به اشکال مختلف و با يافتن تدابير و وسائل لازم در راه ياري رساندن به اين مبارزه و ياري رساندن به برانگيختن اين مبارزه کوشيد،

۴- اتحاد پايدار بايد بر روي ويژگي هاي اصلي نظام آينده، بر روي ويژگي هاي جمهوري بديلي که به ضرورت هاي دمکراسي و تامين حقوق شهروندان، مليت ها و اقوام ايران پاسخ دهد و در چارچوب يک برنامه سياسي و عملي، شکل گيرد. تنها چنين اتحادي مي تواند بتدريج به اهرمي موثر در براندازي جمهوري اسلامي تبديل شود.

 

رفقاي عزيز!

اميدواريم اين گنگره بتواند با تحليل واقع بينانه از وضعيت ايران، منطقه و خارج از کشور و با اتخاذ تصميمات و رهنمودهاي سياسي و سازماني ضروري، گام هائي موثر در راستاي پاسخ به اين نيازها بردارد.