کنگره هفتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران- مرداد ماه ۱۳۸۵/ ژوئيه ۲۰۰۶


گزارش برگزاري کنگره هفتم

سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

 

کنگره هفتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران در اوايل مرداد ماه ۱۳۸۵ برگزار گرديد. در اين کنگره علاوه بر رفقاي نزديک به سازمان، براي اولين بار نمايندگاني از سوي حزب دمکرات کردستان ايران، سازمان فدائيان خلق ايران اکثريت و شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران نيز شرکت داشتند. رفقاي کومه له - سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران ضمن استقبال و ابراز خرسندي از اين دعوت، اعلام نمودند که امکان شرکت در کنگره ما را ندارند. اما با  ارسال پيامي نکات مورد تاکيد خود را مطرح نمودند و آرزوي موفقيت براي کنگره ما نمودند. هم چنين از سازمان کارگران انقلابي ايران – راه کارگر نيز براي شرکت در اين کنگره دعوت به عمل آمده بود روابط عمومي اين سازمان با تشکر از دعوت دريافتي، اعلام کرد: « از شرکت در کنگره شما معذوريم. براي کار کنگره شما آرزوي موفقيت داريم.»

 کنگره  توسط هيات رئيسه موقتي که از طرف کميته مرکزي براي گشايش آن تعيين شده بود، با اعلام يک دقيقه سکوت با ياد و خاطره جانباختگان راه آزادي و عدالت اجتماعي و بويژه با ياد رفيق فرشيد شريعت (فرهاد) که براي اولين بار در کنگره سازمان حضور نداشت، و تصويري از او در محل اجلاس نصب شده بود،  گشايش يافت. هيات رئيسه موقت سپس به اعضا و ميهمانان حاضر در کنگره خوش آمد گفت و اعلام نمود که بر طبق سنت کنگره‌هاي سازمان، ميهمانان در تمامي مباحث کنگره جز انتخاب کميته مرکزي حضور خواهند داشت و از حقوق کامل براي شرکت در مباحث و اظهار نظر برخوردار خواهند بود، ولي طبعا در راي‌گيري‌ها شرکت نخواهند کرد.

هيات رئيسه موقت هم چنين اعلام نمود که در فاصله دو کنگره اعضاي جديدي به صفوف سازمان پيوسته اند و ضمن ابراز مسرت از عضويت آنان،  اعضاي جديدي را که در کنگره حضور داشتند، معرفي نمود.

سپس کميسيون تدارک فني کنگره گزارشي را در مورد وضعيت اعضا و رسميت جلسه و تعداد ميهمانان، ارائه نمود. بعد از اين گزارش و اعلام تعداد واجدين حق راي، آئين نامه اداره کنگره از طرف هيات رئيسه موقت به بحث گذاشته شد. بعد از برخي تذکرات در مورد آئين نامه، کليت آن به جز بخش مربوط به دستور جلسه کنگره به راي گذاشته شد. بعد از تصويب آئين نامه اداره کنگره (با راي موافق ۹۰ درصد اعضاي حاضر )، انتخاب هيات رئيسه در دستور قرار گرفت و بعد از انجام انتخابات، هيات رئيسه سه نفره دستور کار کنگره را به همان ترتيبي که پيشنهاد شده بود به راي گذاشت که عبارت بود از:

 اوضاع سياسي، چشم انداز ها و سياست ما

ائتلاف ها و وحدت حزبي

اصلاحات ساختاري

انتخابات کميته مرکزي

 

دستور جلسه فوق با ۸۲ درصد آراء موافق، ۹ درصد آرا مخالف و ۹ درصد آرا ممتنع به تصويب رسيد.

هيات رئيسه بعد از تصويب دستور جلسه، زمانبندي کنگره را تنظيم نمود. پيش از آغاز بحث، يکي از رفقا طي نامه‌اي درخواست کرد تا کنگره ضمن انتقاد از کميته مرکزي در نقض اساسنامه سازمان دررابطه با اعطاء حق راي به آن دسته از اعضاء که کمتر از شش ماه سابقه عضويت دارند، مجددا نسبت به اين تصميم راي گيري کند. اين تصميم توسط کميته مرکزي قبل از کنگره و از طريق يک نظرخواهي از کل اعضاء صاحب راي سازمان، اتخاذ شده بود. در مورد تصميم کميته مرکزي، از اعضاء حاضر درکنگره که بيش از شش ماه سابقه عضويت داشتند راي گيري شد و تمامي اين رفقا با راي خود آن تصميم را تائيد کردند. همچنين در مورد انتقاد از کميته مرکزي در نقض اساسنامه راي گيري شد و با 14در صد آرا، تصويب نشد.  سپس جلسه وارد دستور کار خود شد و بحث در مورد "اوضاع سياسي..." و "ائتلافها و وحدت حزبي"  و نيز انتخاب کميسيون براي هر دو بحث را در دستور کار روز اول قرار گرفت. قرار شد که در روز دوم  نتيجه کار کميسيون ها به کنگره ارائه شده و در مورد اسناد نهائي راي گيري به عمل آيد.

هم چنين در فاصله مباحث فرصتي هم براي ارائه پيام سازمان هاي ميهمان در نظر گرفته شد. نمايندگان حزب دمکرات کردستان ايران و شوراي موقت سوسياليستهاي چپ ايران پيام هاي خويش را در کنگره خواندند و نمايندگان سازمان فدائيان خلق ايران- اکثريت ضمن خواندن پيام خويش، سخناني بمناسبت حضور در کنگره بيان داشتند.

در پايان روز دوم نيز ميزگردي با شرکت نمايندگان سازمانها برگزار شد. موضوع انتخابي پس از بررسي مجموعه پيشنهادات، "مسئله ملي در ايران امروز" بود.

بحث روي اصلاحات ساختاري در تشکيلات و نيز انتخابات کميته مرکزي از موارد ديگري بودند که در روزهاي دوم و سوم کنگره به آن ها پرداخته شد.

جشن پاياني کنگره در شبانگاه دوم با تدارک بسيار خوب کميسيون برگزاري فني کنگره و شرکت اعضا و ميهمانان در فضائي مملو از صميميت، رفاقت و دوستي برگزار شد و حاضرين تا دل نيمه شب با خواندن اشعار، تصنيف ها و آوازهاي محلي، گذري بر همه خطه‌هاي ايران نمودند و ياد مردم خويش را با هر زباني گرامي داشتند.

کنگره در روز سوم با انتخابات کميته مرکزي، و با  پيامي به خانواده زندانيان سياسي و نيز در رابطه با جنگ در لبنان، به کار سه روزه خود با موفقيت پايان داد.

 

۱ -  بحث و بررسي قطعنامه اوضاع سياسي، چشم اندازها و سياست ما 

 اوضاع سياسي، چشم اندازها و سياست ما نخستين موضوع در دستور بحث کنگره بود.قطعنامه‌اي که در اين مورد به کنگره ارائه شده بود، توسط کميسيوني تهيه شده بود که قبل از کنگره از سوي کميته مرکزي تشکيل شده بود. کميسيون نخست سندي را تهيه و در سايت سازمان منتشر نمود که در آن به تحولات سياسي و وضعيت عمومي جنبش هاي اجتماعي  و مبارزات مردم در عرصه هاي مختلف، وضعيت اپوزيسيون و اوضاع منطقه و موقعيت کشور ما در آن، هم چنين چشم انداز تحولات سياسي و نيز نکات اساسي سياست‌هاي ما پرداخته شده بود. کميسيون تدارک سند سياسي با توجه به نکات اساسي مطروحه در اين سند و نيز نقطه نظرات رفقاي تشکيلات، متن خلاصه شده‌اي از آن را براي تصويب در کنگره تهيه نموده بود. هم چنين در اين فاصله يکي ديگر از رفقا نيز مستقلا  نوشته ديگري با عنوان « باز نگاهي به ترکيب طبقاتي ـ اجتماعي حاکميت و موقعيت ذهني آن » را براي بحث در کنگره ارائه کرده بود.

در بحث حول اوضاع سياسي، عمدتا روي تحولات دو ساله اخير تاکيد شد. بر ادامه بحران ساختاري حکومت و اين که تحولات دروني آن مقطعي و زود گذر نيست، بلکه نوعي تغييرات ساختاري و قدرت گرفتن نيروهاي امنيتي و نظامي، به طور مشخص بخشي از فرماندهان سپاه، در مديريت سياسي کشور و تلاش آن ها در تبديل سپاه پاسداران از ابزار حفظ قدرت به شريک قدرت است.  هم چنين جهت عمومي تحولات در حکومت به سوي سرکوب بيشتر و بستن هر چه دامنه‌دارتر فضاي تنفس جامعه است. اما برخلاف انتظار حکومت مقاومت در برابر اين روند، بسيار گسترده و چشمگير است. اين مقاومت ها اگر چه در بسياري از موارد خودانگيخته و محدود است، اما نشاندهنده وجود زمينه‌هاي عيني براي به چالش کشيدن سياست سرکوب حکومتي است.

مساله ديگري که در بحث اغلب سخنرانان روي آن انگشت گذاشته شد، موضوع بحران بر سر پروژه اتمي جمهوري اسلامي بود. اين که بحران اتمي اکنون به مهم ترين مساله روز جامعه ما تبديل شده است و چگونگي فرجام آن تاثير تعيين کننده‌اي در روند تحولات دارد. سخنرانان اغلب تاکيد داشتند که سياست هاي جمهوري اسلامي عامل اصلي تشديد بحران کنوني است. راه حل اين بحران و اجتناب از عواقب شوم آن از قبيل تحريم اقتصادي و حتي امکان حمله نظامي به کشورمان، تغيير اين سياست‌ها و حل اختلافات در اين مورد بر سر ميز مذاکره و از طريق همکاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي است. جمهوري اسلامي را  بايد وادار نمود که به تعليق غني‌سازي گردن بگذارد تا خطر تحريم اقتصادي و جنگ منتفي شود.

علاوه بر اين مباحث که در بحث‌ها عموميت داشت، برخي نکات ديگر نيز مطرح گرديد که بعضا اشاره برخي از سخنرانان به نقائص مباحث تدارک شده بود.از جمله:

- نادقيق بودن اطلاق جنبش بر برخي برآمدهاي اعتراضي. در اين مورد استدلال شد که کاربرد جنبش براي برآمدهاي اعتراضي زنان، کارگران، دانشجويان  و ... اشتباه است. اين ها جنبش به مفهوم واقعي يا گسترده آن نيستند، بلکه برآمدهائي موضعي و با حوزه تاثير بسار محدودي هستند و در نتيجه کاربرد اين اصطلاح خطاست.

- مباحث ارائه شده به اين سوال که ما به عنوان يک نيروي چپ چه سيماي متفاوتي از ديگر جريانات داريم، جواب نمي دهد. امروز در جامعه راه حل‌هاي متفاوتي مطرح است، ما بايد روشن کنيم جايگاه ما در اين راه حل‌ها کجاست.

- هنوز با الگوهاي گذشته به مسائل نگاه مي شود. الان مساله طبقات مطرح است. مساله معيشت مردم است. عنصر چپ سوسياليست اينجا مي‌تواند مداخله کند. تفاوت شعارهائي که ما مي‌دهيم با جبهه ملي و نهضت آزادي کجاست؟ اين را بايد روشن کرد.

- ما بايد ماهيت جمهوري اسلامي را به عنوان نيروي تخريب بهتر بشناسيم...

- قطعنامه طولاني است

- قطعنامه به مسائل جهاني و منطقه به اندازه کافي نپرداخته است.

- شناخت واقعي و دقيقي از جامعه ايران بدست نمي‌دهد و عمدتا به حاکميت پرداخته است.

- ........

 در پايان دو دور بحث روي اسناد ارائه شده، راي گيري به عمل آمد. قطعنامه ارائه شده از سوي کميسيون (منتشره در اتحاد کار شماره ۱۳۸) با ۹۱ درصد راي موافق، ۳ درصد راي مخالف و ۶ درصد راي ممتنع، به عنوان سند مبنا تائيد گرديد و سند آلترناتيو (منتشره در اتحاد کار شماره ۱۳8) از آنجا که فقط ۱۶ درصد راي موافق داشت، از دستور خارج شد.

بعد از تعيين سند مبنا، کنگره براي وارد کردن پيشنهادات در آن، کميسيوني را انتخاب کرد. در روز دوم کنگره کميسيون با تکميل سند سياسي، گزارشي از روند کار خويش را به کنگره ارائه نمود و نظر کميسيون را در رابطه با اصلاحات پيشنهادي، با کنگره در ميان گذاشت. اصلاحات پيشنهادي عمدتا توسط کميسيون پذيرفته شده و وارد سند شده بود. در مواردي که پذيرفته نشده بود، نظر کنگره پرسيده شد.

يک مورد پيشنهاد حذف کلمه «امپرياليسم» و يا جايگزيني «اهداف امپرياليستي» در بند ۱۷ و مورد ديگر افزودن عبارت «حق تعيين سرنوشت» در بند مربوط به مساله ملي بود که به راي گذاشته شد.

در مورد بند ۱۷، استدلال اين بود که واژه امپرياليسم، با يک تاريخچه در باورهاي چپ همراه است که بر زوال و احتضار سرمايه داري و ارزيابي‌هاي غير واقعي از وضعيت توازن قوا در جهان متکي بود و درست‌تر اين است که بدون استفاده از اين واژه، هدفي را که از آوردن آن داريم، بيان کنيم. حذف اين کلمه (با ۲۵ درصد راي موافق) تصويب نشد.

در مورد افزودن حق تعيين سرنوشت، موافقين بر لزوم اهميت تاکيد بر اين امر در اسناد ما  انگشت مي گذاشتند و آوردن آن را در برخورد به مساله ملي ضروري مي دانستند. مخالفين آوردن اين عبارت در قطعنامه، حق تعيين سرنوشت را يک بيان راهبردي و يک پرنسيپ برنامه‌اي مي‌دانستند، تکرار آن را در سندي که  ناظر بر راهکاري‌هاي دو ساله آتي ماست، نادرست دانسته و فرمولبندي موجود در قطعنامه را کافي مي دانستند. بعد از بحث مخالف و موافق «حق تعيين سرنوشت ( با ۶۳ درصد آرا موافق) بر بند مربوطه افزوده شد.

هم چنين علاوه بر پيشنهادات اصلاحي در تدقيق سند سياسي، طرح جايگزين ديگري نيز از سوي يکي از رفقا ارائه شده بود که از سوي کميسيون رد شده بود، اما با جمع آوري امضا از شرکت کنندگان در کنگره به عنوان قطعنامه آلترناتيو به کنگره ارائه گشت  و با ۹ درصد راي موافق و ۱۷ درصد راي مخالف بعنوان قطعنامه آلترناتيو رد شد. (سند شماره ۱، اسناد غيرمصوب ارائه شده به کنگره)

قطعنامه نهائي بعد از اصلاحات انجام شده به راي کنگره گذاشته شد و با  ۸۹  درصد راي موافق و  ۶  درصد راي مخالف و ۵ درصد راي ممتنع تصويب گرديد.

 

۲ – بحث ائتلاف ها و وحدت حزبي

 دومين موضوع بحث، سند ائتلاف ها و وحدت حزبي بود.

 قطعنامه‌اي که در اين مورد به کنگره ارائه شد، توسط کميسيوني تهيه شده بود که قبل از کنگره از سوي کميته مرکزي تشکيل شده بود. کميسيون نخست سندي را تهيه و در سايت سازمان منتشر نمود که در آن به تلاشهاي سازمان در شکل گيري يک ائتلاف وسيع اشاره شده و موانع پيشاروي آن نيز بررسي شده بود. اين سند علل شکست "کميته اتحاد عمل براي دموکراسي" را، وجود برداشت‌هاي متفاوت از  اهداف و چشم‌انداز اين اتحاد در بين اعضاء آن دانسته بود. و با اشاره به همکاري هاي بين ۴ جريان، حزب دمکرات کردستان ايران، سازمان فدائيان خلق ايران- اکثريت، کومه له- سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران، و سازمان ما، گسترش دامنه اين همکاري‌ها را با دعوت از  ديگر نيروهاي جمهوريخواه و چپ (متشکل و غير متشکل) ، براي شکل دادن به يک اتحاد وسيع ضروري دانسته بود.

 اين سند در عين حال، با اشاره بر تحولات چند ساله اخير، همکاري بين نيروهاي چپ را براي تقويت موقعيت چپ و پيشبرد اهداف برنامه اي آن ضروري دانسته،  براي تقويت زمينه‌هاي تفاهم و نزديکي‌ها و بويژه توافق بر سر يک برنامه سياسي در درون جنبش چپ ايران، گسترش همکاري‌هاي بين سازمان ما با نيروهاي چپ را، در هر سطحي که ممکن باشد، ضروري دانسته بود. هم چنين در مورد وحدت حزبي با توجه بر چشم اندازهاي مثبتي که تحولات سياسي اخير و تحولات بخشي از نيروها در اين زمينه گشوده است، بر رفع موانع وحدت از سوي کميته مرکزي سازمان، در مواردي که زمينه هاي آن فراهم گردد،  تاکيد کرده بود.

کميسيون تدارک سند با توجه به نکات اساسي مطروحه در اين سند و نيز نقطه نظرات رفقاي تشکيلات، متن خلاصه شده اي از آن را براي تصويب در کنگره تهيه نموده بود.

مباحث در مورد ائتلاف ها و وحدت حزبي متنوع بود. جنبه هاي مختلفي از مساله وحدت در درون نيروهاي چپ مطرح گرديد.  بر مباني و نيز اشکال ممکن از چنين وحدت هائي انگشت گذاشته شد. از جمله اين که.

-  مبناي وحدت ها نظري است و بايد ديد کدام مباني براي طرح وحدت ها مطرح هستند. اگر بخواهيم وارد پروسه اتحاد شويم، اول بايد روشن کنيم، چرا سوسياليست هستيم و بر چه مبنائي سوسياليست هستيم. در تکميل اين بحث نظر ديگري مطرح مي کرد که وجود احزاب چپ متفاوت قابل درک است. آن چه ضروري است، اتحاد اين نيروها براي تقويت ثقل سوسياليست ها در جامعه است.  و تاکيد مي کرد که مبناي وحدت ها برنامه و پلاتفرم است. اگر برنامه ها و پلاتفرم ها به هم نزديک باشد، وحدت ناگزير است. از طرف ديگر مطرح مي شد که مبناي وحدت فقط برنامه و پلاتفرم نمي تواند باشد، بايد کارنامه سياسي نيز بررسي شده و انتقادات به آن طرح شود. در عين حال هدف از وحدت نبايد حل بحران دروني باشد، اگر پروژه اي در دستور کار است، که به امکانات و نيرو احتياج دارد، ابتدا اين پروژه طرح شود و بر اساس نياز هاي آن، مسئله همکاري ها سامان داده شود. اين بايد روشن شود که اول يک تشکيلات مي شويم و بعد به تبادل نظر و ديالوگ مي پردازيم، يا اين که اول ديالوگ و همکاريهاي عملي مي کنيم و بعد به اتحاد و وحدت تشکيلاتي مي رسيم.

در مورد ضرورت وحدت نيز نقط نظرات متفاوتي مطرح مي شد از جمله اين که عامل موثر در شکل گيري و يا عدم شکل گيري وحدت ها تحولات در داخل کشور است.  اوج و فرود جنبش در داخل کشور در خارج از کشور موثر است. نظر ديگري معتقد بود که  بحث وحدت را افراد روي ميز نگذاشته اند، اين امر را شرائط  امروز بر ما تحميل کرده است. زمينه هائي براي طرح اين بحث فراهم شده است که ديروز نبودند. اين آن واقعيتي است که بايد در بحث ما به آن توجه شود.

در مورد پروسه و يا اشکال وحدت درون چپ نيز بحث‌هاي متنوعي مطرح شد. از جمله اين که  قبل از طرح مساله وحدت تشکيلاتي، بين دو يا چند جريان، مي توان يک نوع فدراسيون چپ مانندي ايجاد نمود که علاوه بر سازمان هاي متشکل، بخشي از منفردين را هم در بر بگيرد که وارد هيچ تشکيلاتي نمي شوند . نظر ديگري عنوان مي کرد با تشکيل سمينار، ائتلاف چپ يا حتي فدراسيون چپ نمي توان مخالف بود. با هر کسي با هر درجه‌اي از اشتراک مي‌توان وارد بحث و گفت‌وگو شد. اما اين امر مغاير آن نيست با کساني که مي‌توان زير يک سقف قرار گرفت، اين کار را نکرد. در يک مورد مي توان وحدت کرد و در جاي ديگري بحث را ادامه داد و يا ائتلاف کرد و يا هر شکل ممکن ديگري، اين ها به هيچ وجه مغاير هم نيستند، بلکه مکمل يکديگرند.

در مورد چرائي وحدت و تلاش براي چاره جوئي بر پراکندگي در صفوف چپ ايران، از سوئي در نقد برخورد نيروهاي چپ اين مساله مطرح مي شد که در برخورد به امر وحدت ما با يک مشکل ذهني نسبت به وحدت مواجهيم. وقتي بحث وحدت مي شود، همواره به دنبال نقاط افتراق مي رويم، تا عناصر  وحدت را کم رنگ تر کنيم. اين مساله تاريخي است. از سوي ديگر تاکيد مي شد که  مساله وحدت‌ها ايجاد کيفيت جديد است. بهترين دستاورد وحدت در صفوف چپ‌ها تغيير در فرهنگ و برداشت نسبت به چپ در جامعه است که  نيروئي همواره در حال انشعاب فرض مي شود. بايد قدم برداشت و اتحاد ها را سازمان داد. نظر ديگري مطرح مي کرد که وحدت براي وحدت نبايد باشد. هم چنين بايد توجه داشت که  وحدت صرفا سلبي نبوده، جنبه ايجابي هم داشته باشد، زود گذر و شتابزده نبوده با برنامه، توام با نقد گذشته باشد. نه بر کميت ها،بلکه  بر هدف ايجاد کيفيت هاي جديد تاکيد داشته باشد.

بعد از دو دور بحث در اين مورد نيز، کليات قطعنامه پيشنهادي به راي کنگره گذاشته شد و به تصويب رسيد. سپس کميسيوني براي تدقيق و نهائي کردن آن انتخاب شد.

قطعنامه در باره ائتلاف‌ها و وحدت حزبي (سند شماره ۲ اسناد مصوب کنگره) بعد از تدقيق و تغييراتي از سوي کميسيون منتخب، در روز سوم دوباره به کنگره ارائه گرديد و فقط در  مورد ضميمه شدن جمع بندي کميسيون روابط عمومي سازمان  از عملکرد «اتحاد عمل براي دمکراسي» بر بند اول آن،  جداگانه راي گيري به عمل آمد که با ۵۰ درصد راي موافق و ۲۸ درصد راي مخالف، از حد نصاب لازم براي تصويب برخوردار نگرديد و درنتيجه به قطعنامه اضافه نشد. سپس خود قطعنامه به راي کنگره گذاشته شد که با ۹۷ درصد راي موافق و ۳ درصد راي ممتنع تصويب گرديد.

 

 

۳ – بررسي اصلاحات در ساختار تشکيلاتي

آخرين موضوع در دستور کنگره طرحي در مورد اصلاحات ساختاري در تشکيلات بود. در اين زمينه سه سند وجود داشت. نخستين سند متني بود که کميسيون تشکيلات ارائه داده بود که در عين طرح ضرورت تغييرات ساختاري، تهيه طرح جامع براي آن را به يک پروسه واگذار کرده و کميته مرکزي آينده را موظف به انجام آن مي نمود. دومين سند متني بود که تحت عنوان  "طرح بحثي پيرامون تغيير ساختار سازماني" با يک مقدمه در مورد ضرورت آن ارائه شده بود. سند سومي نيز، که دو سال قبل به کنگره ششم سازمان ارائه شده بود، مجددا از سوي پيشنهاد دهنده آن به کنگره ارائه شد. بحث تغييرات ساختاري حول اين سه طرح آغاز شد و پيشنهاد دهندگان اسناد و دلايل ارائه آنها را با کنگره در ميان نهادند. در خاتمه با توجه به روند بحث، پيشنهاد دهندگان از به راي گذاشتن پيشنهادات خود صرفنظر کرده و تنها حول قراري که کميسيون پيشنهاد کرده بود (سند شماره ۳ اسناد مصوب کنگره) راي‌گيري به عمل آمد. بر اساس اين قرار کميته مرکزي آتي موظف شده است ظرف ۶ ماه طرح اساسنامه جديدي را به تشکيلات ارائه نمايد. اين قرار با ۸۸ در صد راي موافق و ۱۲ درصد راي ممتنع به تصويب رسيد. با تصويب اين قرار ساير پيشنهادات به کميسيون ارائه مي شود تا در طرح جديد مورد استفاده قرار گيرند.

 

۴ – ميزگرد مساله ملي

بنا به پيشنهاد هيات رئيسه بعد از پايان بحث در مورد تغييرات ساختاري، با توجه به حضور ميهمانان از سازمان هاي ديگر قرار شد که بحث جداگانه اي روي مساله ملي و راه حل ها براي آن، تحت عنوان"مسئله ملي در ايران امروز"  صورت بگيرد. در اين ميز گرد که با شرکت نمايندگان احزاب و سازمان هاي ديگر و نيز افرادي از سازمان ما به صورت بحث آزاد برگزار شد، اساس بحث روي راه حل ها متمرکز گشت و همانطور که به نحوي در صحبت ها در جريان کنگره مطرح شده بود، علاوه بر تاکيدات ويژه هر جريان و يا افراد شرکت کننده در اين بحث، محور عموما روي راه حل ها و از جمله فدراليسم متمرکز بود. در اين مورد در صحبت با نمايندگان جريانات ديگر مطرح شد که با برگزاري سمينارها و ترتيب جلسات و گفت‌وگوهاي مشترک، ادامه اين بحث ها از سوي رهبري سازمان‌هاي حاضر و دعوت از ديگران براي مشارکت در اين مباحث پيگيري شود.

 

 

۵- انتخاب کميته مرکزي

انتخابات کميته مرکزي آخرين موضوع در دستور بود. در آغاز بحث و تبادل نظر پيرامون شرائط نامزدهاي عضويت در کميته مرکزي و نيز تعداد اعضاء اين کميته صورت گرفت و نهايتا با تاکيد بر اساسنامه در مورد شرائط عضويت،  تعداد اعضاء کميته مرکزي تعيين شد. در اين رابطه تعداد کانديداي عضويت در کميته مرکزي و ميل به پذيرش مسئوليت و پيشبرد وظائف پيشاروي چشمگير بود. همچنين براي اولين بار علاوه بر اعضاي اصلي، انتخاب اعضاي علي البدل نيز با تصويب در کنگره، به اجرا گذاشته شد. طبق اين اصل «در صورت کناره گيري دائم يا هر اتفاق ديگري که به عدم امکان فعاليت دائم يک عضو اصلي کميته مرکزي منجر شود، عضو علي البدل جايگزين عضو اصلي خواهد شد.»

کنگره هفتم سازمان، با انتخاب کميته مرکزي و اعضاي علي البدل آن و با خواندن سرود انترناسيونال به کار خود پايان داد.

 

۶ – برخي نکات  ديگر درباره برگزاري کنگره

يکي از ويژگي هاي اين کنگره تدارک سازمانيافته و کار با برنامه و جدي بر روي موضوعات آن از سوي کميته مرکزي در دوره پيش از کنگره و نيز تلاش همه جانبه و شرکت فعال اعضاي سازمان در تدارک سياسي و فني کنگره بود.

ويژگي ديگر اين کنگره، شرکت ميهمانان از سازمان‌هاي ديگر براي اولين بار در کنگره سازمان ما بود. حضور ميهمانان و نيز مشارکت فعالانه آنان در تمامي مباحث کنگره، موجب غناي هر بيشتر بحث‌هاي ما و نيز درک اهميت تصميمات کنگره بود. فضاي حاکم بر کنگره نشانگر جديت در مباحث و دقت در کنه اختلافات، تاکيد بر برجسته کردن نقاط اشتراک و  تلاشي رفيقانه و به دور از هر گونه تنگ نظري براي رسيدن به راه حل‌هاي قابل قبول براي همه بود. صراحت در نظر و روحيه تفاهم از مختصات بارز اين کنگره بود.

احساسي که هر کدام از رفقاي ميهمان در پايان کنگره در فرصتي که براي ارائه نظرات خود در باره اين کنگره داشتند به تصوير کشيدند، حاکي از موفقيت کنگره در ايجاد رابطه با شرکت کنندگان بود. در صحبت‌هاي ميهمانان از جو دمکراتيک و فرهنگ مدارا و تحمل مخالف در جريان کنگره و لزوم گسترش چنين فرهنگي نه فقط در مناسبات درون سازماني بلکه در جامعه سخن به ميان آمد. از شناخت‌ها و نزديکي‌هائي که در بين افراد و سازمان‌ها در اين چند روز ايجاد شده است، از گامي که برداشته شده است و بايد ادامه داده شود، ابراز خرسندي شد و همچنين از ضرورت تماس بيشتر با نسل جوان، و استفاده بيشتر از روشها و تکنولوژي جديد  در پيشبرد کار‌ها صحبت شد.

تدارک مناسب و خوب فني و اجرائي کنگره، از ويژگي هاي ديگر اين کنگره بود. رفقاي دست اندرکار چه در انتخاب محل و چه در تامين نيازهاي شرکت کنندگان و چه در ترتيب دادن برنامه‌ها در طول کنگره و بعد از اجلاس روزانه کنگره، از هيچ تلاشي فروگذاري نکرده بودند.

کنگره هفتم، از هر نظر يکي از کنگره‌هاي موفق سازمان بود.

 

کميته مرکزي

 سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

۲۵ مرداد ۱۳۸۴

۱۶ اوت ۲۰۰۶