اتحاد کار شماره  ۱۳۱  / مهر ۱۳۸۴


سهم  « قلي زاده » پس از 30 سال کارواستثمار در اعماق معدن مس،

شراره هاي آتش  بود  .

 جمشيد مهر

در تير ماه گذشته غلامرضا قلي زاده پس  ساليان متمادي کار در معدن مس « قلعه زري » در بيرجند آن هم پس از بازنشستگي ، در اعتراض به رد تقاضاي  50هزارتومان وام و استيصال و نياز  ناشي از عدم دريافت 17 ماه حقوق ماهانه ، خود را به شعله هاي آتش سپرد . تا ديگر شاهد جنين تجاوزاشکار ، هرج مرج و بي قانوني  و تباه کردن زندگي خود و خانواده اش از سوي سرمايه داران و دولت حامي اشان  نباشد . اودر روستاي فدشک در بين جاده خوسف- بيرجند در کوير زندگي مي کرد . سالبان دراز ، درازتر از 30 سال و يا بيشتر با برآمدن آفتاب به سوي معدن مي رفت. از حفره ها و دهليز هاي معدن سنگ مس را  با ديلم ،  دريل و ديناميت ، بر مي کند ، در واگونک ها از تونل هزار توي معدن به سطح زمين مي راند . در فرو نشستن آفتاب   بسوي خانه کوچک دو اتاقه  کويري اش با باد گيرهاي  بلند بر مي گشت .  نان شب را سق زده يا نه ، خفته بود . تا باطلوع آفتاب بر خيزد و تکرار ديروز .  اميد و آرزويش اين که حاصل دسترنج و کارش را مايه خوشي ، شادي رفاه و نيک بختي فرزندان  و همسرش کند . او بر پينه و تاول دستانش لبخند مي زد به اين اميد  که بر دستان فرزندانش پينه و آبله نباشد .

اما اکنون 4 يا 5 سال بود که صاحبان معدن حقوق او را بموقع نمي دادند . گاه چند ين ماه حقوق نمي گرفت . درفروردين  امسال باز نشسته شد ، ولي هنوز 17 ماه حقوق اش را طلب داشت  . در اين مدت بارها و بارها و در اين اواخر که وضع مالي اش از هميشه بدتر شده بود ، هر دو روز يکبار به معدن مي رفت تا شايد اندکي از هفده ماه حقوق پرداخت نشده اش  را دريافت کند .در 4 ماه گذشته پس از بازنشستگي تامين اجتماعي هم حقوق بازنشستگي وي را پرداخت نکرده بود .

اينک سرمايه داران در حال بند و بست و چانه زدن براي دست به دست کردن معدن و خريد و فروش آن و واگذاري به بخش خصوصي و يا دولتي هستند .قلي زاده نقطه اي از اين دايره نيست . او قرباني است اگر چه 30 سال آزگار در معدن کار کرده باشد ، يا 17 ماه حقوق او پرداخت  نشده با شد .

قلي زاده دو روز قبل از حادثه با همسرش به اداره تامين اجتماعي مي رود تا حقوق بازنشستگي اش را در يافت کند . او به دخترش قول داده بود که « امروزحتما با پول بر ميگردد. » مسئول تامين اجتماعي تاريخي را روي برگه اش براي مراجعه بعدي ثبت مي کند .و مي گويد . « برويد ودر اين زمان دو باره بيائيد ، تا ببينيم چه کار مي شود کرد .»  همسرش مي گويد  « حالش داشت بهم مي خورد  ، اصرار ميکرد اما جوابش را ندادند »

 به معدن مي رود . ميگويد « شايد آن جا پولم را دادند و شرمنده اين بچه نشدم . » .  دخترش را مي گفت . « در معدن هم جواب درستي ندادند . مثل هميشه . » . قلي زاده  التماس مي کرد. « همه پولم را نمي‏خواهم , دويست هزار تومانش را بدهيد . گفتند‏, نمي شود , اصرار كرد كه لااقل صد هزار تومانش را بدهيد. باز قبول نكردند . گفت من به بچه ام قول دادم يك كمي از پولم را بدهيد كه امروز دست خالي نروم . آن آقايي كه مسوول حسابداري بود‏, به هيچ رقمي راضي نشد . همان طور برگشتيم .  » 

دو شب بعد پاسي از شب گذشته ، قلي زاده  خود را به شعله هاي آتش مي سپارد . فرزندانش شعله هاي آتش را در حياط منزل مي بينند . اين قلي زاده بود که ايستاده در ميان شعله ها حتي دم نمي رد . صدائي بر نمي آورد . تا ديگران صدايش را نشنوند  ، که بخواهند نجاتش دهند . او بي صد ا و فرياد مي سوخت  ، بدون اينکه کمک بخواهد .

 اما  هدايت الله جمالي پور  « مدير کل سياسي – انتظامي استان خراسان جنوبي »که خود از اعضاي هيات مديره معدن قلعه زري است . مي گويد  «   قلي زاده  ،كارگر معدن قلعه‌‏زري نيست ، بلكه از ابتداي سال جاري بازنشسته شده است وي  تقاضاي وام 50هزارتوماني و عدم دريافت 17 ماه حقوق از سوي قلي زاده را تکذيب کرد . وي گفت نه تنها قلي زاده به لحاظ مالي مشكلي نداشته ، بلكه ماهانه حدود 500 الي 600 هزارتومان سنوات بازنشستگي از تامين اجتماعي دريافت مي‌‏كرده است ! جمالي پور گفت : كارگراني در اين معدن مشغول به كارند كه حقوقشان بيشتر از حقوق رئيس جمهوري است و بيش از يك ميليون تومان در ماه دستمزد دريافت مي‌‏كنند.  وي مسائل در ار تباط با مرگ قلي زاده را « جوسازي‌‏ و تو هين » به نظام مي داند و مي گو يد « چون اين مساله در نگاه بين‌‏المللي حيثيت نظام را زير سوال مي‌‏برد كه يك شهروند به خاطر 50 هزار تومان جانش را از دست بدهد. از نظر من اين توهيني به نظام است . »  و  موضوع عدم پرداخت 17 ماه حقوق به كارگران را ناشي از عملكرد ضعيف مديريت قبلي معدن مي داند  و " احتمال " داد :  قلي زاده هم در زمره كساني بوده باشد كه مديريت ورشكسته قبلي پرداخت حقوقشان را "به گردن" مديريت جديد گذاشته است.

  جمالي پور همچنين  پرداخت مبلغ يك ميليون و 300 هزار تومان به خانواده مرحوم " قلي‌‏زاده" در روز بعد از حادثه براي پي گيري نكردن ماجراي مرگ اين كارگررا شايعه دانست و گفت : « ما دستور داديم تا مبلغي را به آن ها كمك كنند و حتي اگر نيازهاي ديگري هم داشتند بر طرف بشود.» . نياز به تحليل و تفسير نيست .

کارگران ايران امروز مورد تعرض و تهاجم همه جانبه نظام حاکم در ايران قرار گرفته اند . همگي از وزارت کار ، وزارت تامين اجتماعي  ، سرمايه داران صاحبان صنايع ومعادن و کارخانه داران ، نهاد هاي اقتصادي دولتي و خصوصي ، نهاد هاي قضائي تا مسئولين ريز و درشت انتظامي – امنيتي ، سپاه و بسيج وحراست در اين تعرض و تهاجم همدست و همداستان هستند . در شرايطي که از يک سو دولت و سرمايه داران کارخانه ها را تعطيل و بيکاري و بيکار سازي را گسترش  ، و زمينه را براي هرگونه اجحاف و زور گوئي و قانون شکني آشکار و پنهان فراهم ميکنند . از سوي ديگرتمهيدات همه جانبه اي بکار گرفته مي شود تا با نقض ، فسخ و از محتوا خالي کردن قانون کارو همين رژيم و تغيرات در آن در راستاي الزامات نئوليبراليسم جهاني و اجراي سياست هاي خصوصي سازي و  با حاکم کردن هرح ومرج و بي قانوني ، تهاجم و تعرض خود راعليه کارگران و مزد و حقوق بگيران  نهادينه و قانون مند سازند . و از طريق قانوني کردن بي قانوني و اعمال سرکوب و سلب ابتدائي ترين حقوق کارگران بي خانماني ، فلاکت و تيره روزي کارگران را گسترش دهند.

 در چنين شرايطي تنها با متحد کردن مبارزات پراکنده کارگران و مبارزه متشکل و متحد آنان براي بر پائي تشکل هاي مستقل کارگري راه ديگري براي جلوگيري و پايان دادن به اين تعرضات وتهاجمات پيش روي کارگران وجود ندارد. تلاش ها و مبارزات صورت گرفته در يکي دو سال اخيربراي بر پائي تشکل هاي مستقل کارگري  و سرنوشت قلي زاده ها که پس از ساليان متمادي کار و استثمار اين چنين مورد اجحاف ، ستم و بي قانوني و تهاجم سرمايه داران و دولت حامي آنها قرار مي گيرند تائيد و گواهي براين نياز عاجل وبي درنگ همه کارگران ايران است