اتحاد کار شماره  ١۲۸  / خرداد ۱۳۸۴


تحريم همگاني انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري
انتخاب نکردن، تنها انتخاب درست!

انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري، به يکي از حساس ترين انتخابات در حيات جمهوري اسلامي تبديل شده است. اهميت اين انتخابات، نه در انتخاب هاي ممکن در ميان انگشت شماري از نامزدهاي روحاني و پاسدار مورد تائيد شوراي نگهبان، از هاشمي رفسنجاني تا کروبي و از لاريجاني تا قاليباف، و دو نفر ديگر از اصلاح طلبان که زير فشار صداي تحريم، به ضرب حکم حکومتي بر منتخبين شوراي نگهبان افزوده شده اند، بلکه در نتايجي است که از هم اکنون و پيش از انتخابات در سطح کشوري و در ميان نيروهاي سياسي، فعالين جنبش هاي اجتماعي و نهاد هاي مدني، در تحريم اين انتخابات و امتناع از شرکت در آن ايجاد شده است. بعد از تجربه انتخابات شورا ها، انتخابات مجلس هفتم و امتناع آگاهانه مردم از حضور در آن ها، تبديل صداي اين امتناع به يک پژواک ملي و علني در سطح کشور، بيانگر چرخش جديدي در گذار به دوران بديل سازي در برابر حکومت اسلامي و ترسيم آينده اي بدون اين حکومت و بدون دستگاه کنترل و سانسور و سرکوب آن است.
بداعت مهم نه چگونگي برگزاري اين انتخابات و شرائط ضد دمکراتيک معمول و حاکم بر آن، بلکه اجماع عمومي و علني بر سر تصميم درباره به شکست کشانيدن نقشه هاي حکومتگران، در ميان همه نيروهاي سياسي اپوزيسيون و حتي در حول و حوش خود حکومت است. تحرکاتي که طي ماه هاي اخير با امضاي بيانيه هاي اعتراضي متعدد آغاز شده بود، اکنون محصول خود را در تلاش براي رسيدن به يک وفاق عمومي در برخورد به نقشه هاي حکومت در برگزاري يک انتخابات نمايشي ديگر، آشکار مي کند.
بر هيچ کس پوشيده نيست، وقتي که از انتخابات رياست جمهوري صحبت مي شود، منظور از آن تعيين رئيس جمهور بر اساس اراده و راي انتخاب کنندگان است. فرض ديگر انتخابات، وجود امکان برابر براي شهروندان يک کشور براي انتخاب شدن و به راي مردم گذاشتن خويشتن است. قاعده هم اين است که انتخاب مردم به رسميت شناخته شود، و چرخش قدرت بر اساس اين انتخاب ها عملي گردد. واقعيت اما در کشور ما همواره به گونه اي ديگر بوده است. نه حق انتخاب مردم به رسميت شناخته مي شود، نه حق انتخاب شدن وجود دارد. نه حتي نتايج چنين انتخاباتي هم، اگر مطلوب صاحبان قدرت نبود، در عمل به رسميت شناخته مي شود.
اکنون بيش از هر زمان ديگري در حيات جمهوري اسلامي، امکان شکستن دايره بسته چنين انتخاباتي فراهم شده است. مردم کشور ما سرخورده از وعده هاي اصلاح طلبان، در ابعاد ميليوني به صندوق هاي راي تحت کنترل حکومتگران پشت کرده اند. آن ها، تجربه هشت سال گذشته و دخالت در توازن درون حکومت را با تلاش براي تبديل راي خود به سلاحي در تضعيف استبداد پشت سر گذاشته اند و امروز ديگر به چيزي کمتر از تغيير اين نظام رضايت نمي دهند. حق انتخاب خود را نه ناقص و در گرو انتخاب ديگران، بلکه کامل و بدون دخالت هيچ کسي مي خواهند. انتخاب از ميان انتخاب شدگان حکومتگران را پشت سرگذاشته اند و انتخابي ديگر نموده اند. انتخابي در حيطه خواست ها و آمال خود براي دخالت مستقيم در تعيين سرنوشت جامعه!
بازتاب اين واقعيت در صفوف حکومت قابل رويت است. جناح راست حکومت و ذوب شدگان در ولايت فقيه چنان آشفته اند، که امکان توافق بر سر يک کانديدا را نيافته و يک جا چهار پاسدار را به صحنه فرستاده اند. هاشمي رفسنجاني با استفاده از اين بلبشو، دوباره هوس بازگشت به کاخ رياست جمهوري را نموده است. اصلاح طلبان دوم خردادي، اسير عواقب ناکامي سياسي ۸ ساله خود، تجزيه شده اند. يک جناح کروبي را علم کرده است و دو جريان مهم اصلاح طلبان، مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي، محمد معين را به صحنه آورده اند. وعده همه چيز و همه آن اقداماتي را مي دهند که در طول هشت سال گذشته انجام نداده اند. شعار تشکيل «جبهه دمکراسي و حقوق بشر» از همين امروز و قبل از انتخابات هم جديدترين وعده است تا راهي در دل راي دهندگان باز کنند. آن ها کتمان نمي کنند که جبهه دمکراسي و حقوق بشر آقايان هم، مثل تمام وجودشان مشروط به چارچوب نظام جمهووري اسلامي و التزام به قانون اساسي آن است که خود سندي در نقض فاحش اصول دمکراسي و ضديت با حقوق بشر، ادعائي در زمره همان حکومت قانون و وعده هاي ديگر اصلاح طلبان در هشت سال گذشته است.
اکنون ديگر جامعه ما يک انتخاب بيشتر در پيش رو ندارد و آن نه انتخاب در حيطه نفوذ حکومت اسلامي، بلکه انتخاب « نه » به اين حکومت و اعلام پر طنين آن در هيات ميليوني و خالي گذاشتن صندوق هاي تحت کنترل حکومت و اعلام يک صداي عدم مشروعيت آن است. اولين گام براي دمکراسي و رعايت حقوق بشر، بنيان آينده اي متکي بر اراده آزاد مردم و تحقق حاکميت بلا منازع راي مردم است. موفقيت ما در تغيير نتايج اين انتخابات و تبديل آن به يک شکست بزرگ براي حکومت اسلامي، حائز اهميت جدي است. بکوشيم که بهترين انتخاب را در اين دوره انجام دهيم، تحريم و انتخاب نکردن خود يک انتخاب و در لحظه کنوني درست ترين انتخاب است.