اتحاد کار شماره ۱۲۷/ ارديبهشت ۱۳۸۴


ويژگی های انتخابات

و

ضرورت هماهنگی اپوزيسيون

 

انتخابات در دموکراسي هاي غربي وسيله اي است براي بيان نظرواعمال اراده، حقي است که مردم اين جوامع در پي سالها مبارزه به کف آورده اند واز آن ابزاري ساخته اند براي دخالت در سرنوشت خويش. استفاده از اين حق بدون تامين پيش شرط هاي آن يعني آزادي بيان، آزادي مطبوعات، آزادي احزاب سياسي وتشکل هاي دموکراتيک ومدني ودر يک کلام بدون حق انتخاب آزاد وبرابر همه شهروندان ميسر نيست. از اينرو در جامعه اي که در آن زنداني سياسي وجود داشته باشد، سخن از انتخابات آزاد، عوام فريبي است . اينها پيش شرط هائي است که به انتخابات رنگ و بوي آزادي مي دهد و امکان بيان نظروحق انتخاب را به شکل آزاد ودموکراتيک ميسر مي نمايد. گرچه اين مجموعه در پيشرفته ترين جوامع غربي نيزبه کمال رعايت نمي شود ودر اين کشورها نيزاعمال نفوذها ودخالت هابه شکل پنهان ونبود امکان برابر تبليغ، به صورت آشکار قابل رويت است، اما درقوانين آنها، آزادي براي انتخاب شدن وانتخاب کردن وجود دارد و در حد قابل قبول، رعايت مي شود و ناقضين اين آزاديها تحت پيگرد هم قرارمي گيرند. اينکه در اين کشورها کمتربا يک تحريم سازمانيافته روبرومي شويم ، بدين خاطر است. انفعال ها وعدم شرکت ها دلايل ديگري دارد.

                   در کشورهاي استبدادي اما، حق انتخاب آزادانه را حکومت ها نقض مي کنند. انتخابات، ازجوهر اصلي آن يعني حق انتخاب تهي است، بيشتربه يک راي گيري  براي گزينش افراد شباهت دارد تا انتخابات. زماني که خفقان ولجام گسيختگي از حد مي گذرد، مشارکت در راي گيري هم از فضاي رعب متاثر مي شود وحتي آمدن به پاي صندوق ها واز آن مهمتر راي دادن وانتخاب کردن همان کساني که  از فيلتر گذشته اند، نيز  آزادانه صورت نمي گيرذ، تحت فشارو با اجبار واکراه همراه است. راي صد در صد مردم عراق به صدام حسين چند ماه پيش از سرنگوني اش، بيانگر اين فضا و از نمونه هاي فراموش نشدني است. در اينگونه جوامع، راي ندادن به قدرت غالب ويا نماينده آن و عدم پذيرش انتخابات وقهر کردن با صندوق هاي راي يک تمايل عمومي و شکلي از مبارزه است که بسته به شرايط دامنه آن متفاوت مي شود. انتخابات  در اين کشورها، کارکرد ديگري دارد. ابزاراعمال نظر واراده نيست. وسيله اي است براي کشاندن مردم و واداشتن آنان به تائيد سياست ها ي حاکمان. از اين روست که مردم تنها در شرايطي خاص به سوي صندوق ها مي شتابند. در شرايطي که حس مي کنند  راي شان تاثيرگذاراست. البته نه براي برگزيدن نمايندگان خود، که براي سد کردن راه حاکمان وبيان نفرت خود ازآنان.

                     درکشور ما در دوره هائي انتخابات چنين خصوصيتي داشته است. دوم خرداد 1376  يکي از نمونه هاي شاخص برشمردني است. مردم در آن انتخابات شرکت کردند که اعلام کنند چه کسي را نمي خواهند. در واقع انتخابات در آن دوره نه وسيله اعمال آزادانه نظر، که ابزاري سياسي شد و مردم در مبارزه با قدرت،  ازآن بهره گرفتند.  انتخابات وسيله اي شد براي لگام زدن به اسب تندرو استبداد. ابزاري شد براي مبارزه با قدرت ودر نفي آن . آن انتخابات هم يک راي گيري بيش نبود. خطاست که آنرا در چارچوب انتخابات آزاد قرار داده وبه آن از اين زاويه نگريسته شود. همان اشتباهي که برخي از جريانات اپوزيسيون درآن دوره مرتکب شدند وخود را در چارچوب سياست حمايت ودنباله روي از يکي از کانديداها گرفتار کردند.

                       ويژگي اين انتخابات تغييري است که در مخاطبين حکومت پديدارشده است. تا کنون حکومت با هدف فريبکاري در داخل کشور، مردم را به پاي صندوق ها مي کشاند. آنها حضور مردم را براي  مرعوب کردن خود مردم مي خواستند. مشارکت آنان را براي نشان دادن قدرت ونمايش قدرقدرتي خود پي مي گرفتند. در اين انتخابات هدف از مشارکت ، عمدتا داخل نيست. به خارج نقل مکان کرده است. مشارکت حداکثري مردم که اين روزها ورد زبان جناح هاي اصلي حکومت است، بيشتر مصرف خارجي دارد. حکومت در بحران بين المللي که با آن دست به گريبان است، مي خواهد  مشروعيت خود را از طريق مشارکت وسيع مردم اثبات کند. نگران از سقوط ديکتاتورها به وسيله انقلابات مخملي و در هراس از تهاجم نظامي آمريکا، در پي مشروعيت مردمي است تا از اين طريق امکان تهاجم خارجي را کم واحتمال سازش برايش مهيا شود. درپيشبرد اين سياست هردو جناح اصلي حکومت هم نظر وهم کلامند.

                           ويژگي ديگر فضاي ارعاب مستقيمي است که رژيم در آستانه انتخابات بر جامعه حاکم کرده است. تا کنون فشار ها به صورت غير مستقيم براي مشارکت در انتخابات به مردم وارد مي شد. جمهوري اسلامي طي اين 26 سال حکومتش، با تمام قلدري ها و سرکوب گري هايش، هر گز مردم را به شکل مستقيم وعريان براي مشارکت در انتخابات زير فشار قرارنداده بود. شايد اين براي نخستين بار است که وزير اطلاعات دولت جمهوري اسلامي ايران اين چنين گستاخانه و عريان عليه مخالفان انتخابات، تيغ از نيام برمي کشد . سابقه نداشته است که عدم شرکت در انتخابات وتحريم آن، برانداز نظام تلقي شود. به اين ها مي بايست تهاجم و فشاربه دانشجويان، روزنامه نگاران وهمچنين به سرکوب هموطنان عرب خوزستان -  که درمخالفت با اجحافات ملي وقومي دست به اعتراض زده بودند -  افزوده شود. اين تهديدها و فشارها با هدف تامين مشارکت حداکثري مردم درانتخابات صورت مي گيرد.  

                  اختلاف در راس هرم قدرت يکي از ويژگي هاي حکومت از آغاز تا کنون بوده است. اما هيچگاه شکاف در جناح قدرتمند حکومت تا بدين حد عميق نبوده است . " شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب " که براي هماهنگ کردن جناح راست در اين دورهم فعال بود ، کارش به جائي رسيد که تنها کانديداي باقي مانده در اين" شوراي "  يعني علي لاريجاني را به عنوان کانديداي خود اعلام نمود.آش تا بدان اندازه شورشده واختلافات آنچنان بالا گرفته است که علي اکبر ولايتي يکي از کانديداهاي اوليه " شوراي هماهنگي " ، در واکنش به معرفي لاريجاني گفت که " شوراي هماهنگي " يکنفر را از بين يکنفر معرفي کرده است.  جناح راست حکومت در اين انتخابات چندين شقه شده است . ازچپ سنتي، دو نماينده به ميدان آمده است: علي اکبر ولايتي وعلي لاريجاني. از راست اصول گرا، چهار نفرخود را معرفي کرده اند :  محسن رضائي، محموداحمدي نژاد، محمد باقر قاليباف واحمد توکلي.  قرار است در آينده اين بلوک از ميان خود يکي را برگزيند. از راست مصلحت گرا هم رفسنجاني  به ميدان آمده است. البته هنوز حضور رفسنجاني رسما اعلام نشده است. اما بسياربعيد است که او در اين بازار آشفته ازطمع تسخير صندلي رياست جمهوري بتواند چشم پوشي کند. با حضور هاشمي احتمال کناره گيري علي اکبر ولايتي بسيار بالاست. اماساير کانديداهاي راست قراراست در ميدان بمانند. گرايشات مختلف ديگر نيز، ازهرگروه و دسته اي چند نماينده وارد صحنه انتخابات شده اند. واين در طول26 سال حکومت جمهوري اسلامي بي سابقه بوده است.  جناح راست هر گز چنيين متشتت به ميدان انتخابات قدم نگذاشته است.

                        تشتت دربالا، بحران درمناسبات جهاني ورويگرداني مردم از حکومت، شرايط کاملا مناسبي  براي پيشرفت به سوي دموکراسي پديد آورده است . درک اين موقعيت و تلاش براي حضور نيرومند دراين ميدان ، هم از طرف مردم با استقبال وسيع تري روبرو مي شود، هم در عرصه جهاني همراهي بيشتري را جلب مي کند و هم صفوف اپوزيسيون را براي برداشتن گام هاي بلندترفشرده مي نمايد. اپوزيسيون جمهوريخواه براي پيشروي به سوي دموکراسي، مي بايست با هماهنگ کردن صفوف خود ، بکوشد تا با تبليغ عدم شرکت و تحريم  انتخابات، اين بازي راي گيري که برآن نام انتخابات رياست جمهوري نهاده اند، به شکست کشانده شود. در اين انتخابات " نه " بزرگ مردم به جمهوري اسلامي واراده آنان در نفي آن مي بايست هرچه پر طنين ترفرياد شود. جمهوري اسلامي همواره برحمايت مردمي اش تکيه کرده آنرا به ويژه در چند ساله اخير به رخ جهانيان کشيده است. اين ادعا در دوره هاي نخستين انقلاب درست بود. جمهوري اسلامي با تمام خصوصيات ضد انقلابي اش، زاده انقلاب ومتکي به مردمي بود که انقلاب را آفريدند.  اما ديريست که توپ وتانک وستونهاي بسيج و سپاه، جايگزين حمايت هاي مردمي شده است. امروز بيش از هر زمان ديگري ماندگاري اش در قدرت، با نبود يک آلترناتيو نيرومند دموکراتيک قابل توضيح است .  آنچه بيش از هر چيز اهميت دارد نشان دادن اين بيزاري وانعکاس صداي "  نه "  مردم ايران در اين انتخابات به گوش جهانيان است. اتخاذ موضع مشترک سياسي اپوزيسيون جمهوري خواه ايران و سازماندهي يک حرکت مرکزي در يکي از کشورها و همزمان سازماندهي يک کنفرانس مطبوعاتي براي انعکاس صداي مردم ايران از جمله اقداماتي است که مي تواند در خارج از کشور،  بر مبارزه مردم عليه حکومت جمهوري اسلامي تاثير مثبتي برجاي  گذارد. اينگونه حرکات به ظاهر کوچک، اگر با هماهنگي ودرايت و صرف انرژي همراه شود،  در خدمت برداشتن گام هاي بلند تر به سوي استقرار دموکراسي وعدالت اجتماعي قرار خواهد گرفت .