اتحاد کار شماره ۱۲۶/ فروردين ۱۳۸۴


هشت مارس روزي که تمامي زنان جهان فعال ميشوند

 

 

مصاحبه با گورتي هورگان،زني سوسياليست از شمال ايرلند که در حدود 25 سال است براي آزادي زنان جهان فعاليت مي نمايد.  

                            

مصاحبه از روزنامه لينکزروک                                                                                                 

برگردان ناهيد جعفرپور

 

جنگ و جهاني سازي نئوليبرالي کنسرن سالار زندگي زنان سرتاسر جهان را به فقر و بيچارگي مطلق کشانده است. گورتي هورگان نويسنده ايرلندي در باره مبارزه براي احقاق حقوق زنان در قرن 21 با کريستينه بوخ هولس به صحبت مي نشيند.

سئوال:در 8 مارس روز جهاني زنان در باره نقش زنان بحث هاي فراوان ميشود. اما از آنجا که در حال حاضر مسئله حاد جهان جنگ عراق است، بنابراين بفرمائيد اين جنگ بر زندگي زنان عراق چه تاثيراتي گذاشته است؟

 جواب: اگر من هر جا در صحبتم به تاثيرات جنگ بر روي زندگي زنان اشاره مي کنم منظورم همواره زندگي زنان و کودکان مي باشد. زيرا که زنان بخاطر فرزندان خود زجر هاي فراواني را متحمل ميشوند. تروتسکي اعتقاد دارد که براي اينکه جهان را بهتر بفهميم بايد اين جهان را از منظر زنان و کودکان نگاه کنيم. کودکان بسياري در نتيجه تحريم اقتصادي عراق جان خويش را از دست دادند. طبق گزارش سازمان هاي دفاع از کودکان در سال 1991 در حدود نيم ميليون کودک در عراق جان باخته اند و سپس در همين تاريخ در حدود يک ميليون کودک در معرض گرسنگي مطلق و خطر مرگ قرار داشتند. بسياري از زنان در آنزمان و بعد ها راضي به مرگ خويش بودند تا مرگ فرزندانشان. به همين خاطر به اعتقاد من درشرايط جنگ وضعيت زنان نه تنها سخت تر مي گردد بلکه موجوديت آنان در مخاطره جدي قرار مي گيرد. زنان در جنگ ها تنها کساني هستند که مسئوليت پرستاري از فرزندان و سالمندان و زخمي ها را بعهده دارند.   

                                                          

سئوال: آيا جنگ مي تواند در زندگي زنان انعکاسي مثبت داشته باشد مثلا در افغانستان آيا وضعيت زنان بهتر از زمان طالبان نشد؟

جواب:در افغانستان دروضعيت اکثريت زنان افغاني هيچگوني بهبودي حاصل نشد. آنها هنوز هم مجبورند برکه هاي خود را بر سر داشته باشند و در ناامني مطلق زندگي کنند. حتي خانم وزيري هم که بعد از جنگ در آنجا روي کار آمد کارش را از دست داد. نبايد فراموش نمود که عراق کشوري سکولار بود و درست برعکس عربستان سعودي عمل مي کرد. زنان در عراق مي توانستند شاغل باشند و تحصيل کنند. اگر قدرتمندان ادعا دارند که زنان در اين جنگ ها منافعي نصيبشان شد اين خود دروغي فاحش است و به هيچ وجه حقيقت ندارد.

 

سئوال: جرج بوش زندگي زنان خاورميانه را مورد مخاطره قرار داده است. پدر وي زمان بعد از فروپاشي اروپاي شرقي را فازي نوين براي صلح و رفاه

انسانها توصيف نمود. چه رفاهي جهاني سازي کنسرن سالار براي زنان بهمراه آورد؟

                                                                                               

جواب: تا سالهاي 80 جدول مرگ و مير زنان و کودکان در کشور هاي توسعه نيافته سقوط نموده بود سپس در سال هاي نود مجددا اين جدول صعود کرد. پشت اين ماجرا مسلما برنامه تطابق ساختاري که براي مثال نهاد هائي چون صندوق بين المللي پول به کشور هاي فقير تحميل نمود قرار دارد. براي مثال ميتوان به وام هائي که اين نهاد ها براي خصوصي سازي بخش خدمات عمومي به اين کشور ها دادند اشاره کرد. طبق نسخه صندوق بين المللي پول هزينه اشتراک بيمه هاي اجتماعي و درماني آنچنان صعود نمود که کودکان بخاطر فقر خانواده و عدم دسترسي به بيمه هاي درماني و ناتواني در پرداخت هزينه دوا و دکتر با بيماري هاي پيش پا افتاده جان خويش را از دست دادند. در نيجريه آمار زناني که در موقع زايمان تلف ميشوند به شدت صعود نموده است. زيرا که هزينه زايمان در يک بيمارستان چندين برابر مزد ماهانه اين خانواده هاست.  

 

 سئوال:در اين صورت شما اعتقاد داريد زنان قربانيان مستقيم جهاني سازي نئوليبرالي کنسرن سالار مي باشند؟                                          

 جواب:بله . صددرصد. اما فراموش نشود که زنان همچنين موتور اين جهاني سازي هم هستند. کنسرن هاي چند مليتي در سرتاسر جهان به دنبال کارگران ارزان و تقريبا مفت و مجاني مي باشند. کار ميليون ها زن در کارخانه جات اين کنسرن ها ست که اصولا جهاني سازي و سود فراوان را براي آنان ممکن ميسازد. بخصوص در کشور هاي ببري مثل اندونزي، کره جنوبي ، تايلند و اما همچنين در کشوري مثل ايرلند. در باره ايرلند من ميتوانم بيشتر از همه صحبت کنم. اما ميدانم که درست مثل ايرلند در ساير کشور هاي جهان هم وضع همين است. ورود زنان به بازار کار و به درون طبقه کارگر باعث گرديد که نقش سنتي زنان دچار تغييرات گردد و دگرگون شود. جهاني سازي در ابتدا اين امکان را به زنان داد که بسياري از زنان از محدوده خانه هاي خود خارج شوند و خارج از خانه به کار بپردازند و تا حدودي مستقل گردند. زنان در ايرلند با استقلال مادي که پيدا نمودند توانستند در بسياري از فعاليت ها شرکت کنند و در بخش هاي مختلف اجتماعي فعال باشند. اين تغيير وضعيت زنان نسبت به گذشته را امروز ميتوان بطور روزمره در خيابانها مشاهده نمود.امروزه به تعداد مرداني که با کالسکه بچه در حال راه رفتن مي باشند افزوده شده است. بيست سال پيش اين غير ممکن بود. از سوي ديگر بسياري از مشاغلي که زنان در ايرلند به آن مشغولند کارهاي بسيار مزد ارزاني چون تلفن چي و غيره مي باشند. در ايرلند زنان چون مردان از مزدي ناچيز برخوردارند و در شرايطي سخت بکار مشغولند. وقت استراحت کافي ندارند و غالبا امکاني براي سازماندهي اتحاديه اي ندارند. اقتصاد اين کشور بسرعت رشد نموده است. اما در اين کشور مهد کودک و شيرخوارگاه هاي دولتي وجود ندارد. زنان مجبورند ميان شغل خود و پرورش کودکان يکي را انتخاب کنند.          

 

سئوال:زنان در ايرلند در باره توسعه چه مي انديشند؟ 

 

جواب: اغلب زنان در پاسخ اين سئوال خواهند گفت ، که زندگي آنان در بيست سال پيش مسلما بديلي براي شرايط امروزشان نخواهد بود. آنها مي خواهند همواره نقشي بيرون از خانه داشته باشند و اين مسئله برايشان بسيار حائز اهميت است. رشد زنان ايرلندي را همه جا مي توان ديد اين مسئله در بسياري از کشور هاي توسعه نيافته هم به وضوح ديده ميشود که زنان مطلقا نمي خواهند به شرايط گذشته ها برگردند. مثلا هيچگاه زناني که بشهر ها براي کار آمده اند حاضر نيستند به مناسبات روستائي برگشت نمايند. آنچه که بسيار دشوار و غير قابل تحمل است اين است که تمامي بخش هاي زندگي زنان زير نظم بازار کار قرار گرفته است.  

 

سئوال: جنبشي که در سياتله ژنو و بعد در فلورانس و ... راه افتاد در مقابل اين نسخه بازار کار جهاني قرار گرفته است. در فوروم اجتماعي اروپا کنفرانس ها و سمينار هاي متعددي در باره وضعيت زنان و جهاني سازي وجود داشت. آيا ما جنبشي جديد از مبارزات زنان جهان و اروپا را شاهد هستيم؟

جواب: اين جنبش ضد سرمايه داري جهاني به بسياري از انسانها نويدي تازه داده است. بسياري از زنان جوان فعال شده اند و فهميده اند که چگونه زندگي و موجوديت آنان تحت اين شرايط حاکم بر جهان به مخاطره افتاده است. من براي اولين بار بعد از دومين موج جنبش زنان جهان در سال هاي 70 اين جنبش را بسيار جدي مي گيرم. اينکه مشکل پرستاري از کودکان،  حق سقط جنين و مزد مساوي در مقابل کار مساوي مجددا نقشي اساسي پيدا نموده است. اين در واقع درست نقطه عکس انشعابات فمنيستي است  که عمدتا هدف اصلي اش برابري در نهاد ها و يا کمک به ارتقاء مقام زنان بود.   

 

 سئوال: در فوروم اجتماعي اروپا در پاريس يک روز مشخص براي زنان بود . شما در اين باره چه فکر مي کنيد؟ 

جواب:من فکر مي کنم بسيار مهم است که مشکل وضعيت زنان مسئله فوروم مي باشد اما نگراني من اين جداسازي مسئله زنان از مسائل عمومي فوروم است.مشکل مزد هاي ارزان و زنان بعنوان کارگران مزد ارزان مشکلي است که به تمامي مردان شرکت کننده در فوروم ربط پيدا مي کند و نبايد فراموش کرد که مثلا در بريتانياي کبير و ايرلند فاصله بسيار عظيمي ميان مزد مردان و زنان قرار دارد يعني زنان براي کار مساوي با مردان 25% کمتر مزد مي گيرند و اين اختلاف فاحش هرچه که به اقشار پائيني تر مي رسد بيشتر مي شود. يک روز جدا براي مسئله زنان اين مفهوم را مي دهد که تمامي زنان مشکلي مشابه دارند. در حاليکه چنين نيست. مثلا در سوسيال فوروم گذشته براي بسياري از زنان روشن تر شد که برخي از زنان علائق و مشکلات ديگري از ساير زنان دارند. مثلا زنان ثروتمند زنان فقير کشور هاي جهان سوم را با مزدي ناچيز براي پرستاري کودکانشان بکار مي گيرند. اين خود درجه استثمار زنان جهان سوم را افزايش مي دهد. اين تفاوت ها بسيار مهم مي باشند. براي بسياري از زنان شرکت کننده در فوروم اين کاملا غير قابل تصور بود که ببينند و لمس کنند که بسياري از زنان بايد بشدت استثمار شوند تا برخي ديگر از زنان موقعيت اجتماعيشان را ارتقاء بخشند. به همين دليل من فکر مي کنم مسئله زنان همچنان ساير مسائل مهم فوروم بايد در طول چند روز فوروم مشکل تمامي شرکت کنندگان اعم از زن و مرد باشد و روي آن تصميم گيري جدي شود.