اتحاد کار شماره۱۲۲/ مهر ١٣٨٣


"ما يک نفر نيستيم؛ ما هزارانيم!"...

تلاش مذبوحانه بستن وبلاگ ها



مهدي درايتي , حنيف مزروعي ، بابک غفوري آذر، شهرام رفيع‌زاده، روزبه ميرابراهيمی، اميد معماريان و محبوبه عباسقلي‌زاده، از جمله روزنامه نگارانی هستند که در موج جديد سرکوب رژيم در دهان بندزدن به روزنامه نگاران و نويسندگان، بازداشت گرديده اند. مقامات قضايي به احضار، تهديد و دستگيري روزنامه نگاراني که "مشکوک" به همکاري با سايت ها هستند پرداخته اند.همچنين در چند هفته ي گذشته تعدادي از مسئولين و کارکنان شرکت هاي خدمات دهنده اينترنتي نيز دستگير شده و مسئولان فني و وب نگاران سايت هاي اطلاع رساني و خانواده هاي آنها، پس از احضار و يا بازداشت شديدا تحت قشار قرار گرفته و تهديد شده اند که در مورد بازداشت خود با هيچ کس سخن نگويند و به ويژه با سازمانهاي مدافع حقوق بشر داخلي و يا خارجي تماس نگيرند.
كريمي‌راد،سخنگوی قوه قضائيه در مصاحبه مطبوعاتی روز سه شنبه 12 آبان درباره‌ی آمار دقيق سايت‌های بسته‌شده و افراد دستگيرشده، گفت: «از تعداد سايت‌های مسدودشده به طور كامل، اطلاع دقيقی ندارم اما اتهام پانزده نفر از افراد دستگيرشده امنيتی و هشت نفر ديگر اخلاقی است.»
حصارهاي خونين استبداد که آزادي انسان را با هزار ترفند و ابزار به بند کشيده اند تا کجا خواهند توانست به اين تلاش ارتجاعي خود ادامه دهند. آن گاه که کلام زاييده شد با خود هيچ اما و اگري را همراه نکرد. زبان به گردش درآمد تا آن چه را که به انديشه نشسته است بعدي مادي دهد و گوش هاي شنوا را براي شنيدنش حساس نمايد. ما به سخن درآمديم تا آرزوهايمان را با شمايان درميان بگذاريم . ما به سخن درآمديم تا بگوييم که چه مي انديشيم. رازهايمان را با صدها زبان و لهجه به نجوا درآورديم تا بارديگر ثابت کنيم که ما انسانيم. مي انديشيم. انديشه هايمان را به کلام و نوشته درخواهيم آورد تا آگاهي را پاس داريم. اما اين خواست ما را چگونه پاسخ دادند. آناني که تمامي امکانات تحميق و تبليغ و ترويج را دردستان خود متمرکز کرده و با ده ها ابزار مطبوعاتي و اطلاعاتي امر سرکوب دگرانديشي را پيش مي برند عاجز از کنترل انديشه انسان ها ، زندان و شکنجه و اعدام را در برابر ما قرار مي دهند. مي گيرند و مي کشند. تهديد کرده و ترور مي نمايند و همه چيز را مي بندند. دهان بند توليد مي کنند و با غل و زنجير به جنگ آزادي مي روند. اما اين برف را هرگز سر بازايستادن نيست. قربانيان خود را به دوش مي کشيم تا تعفن سيستم استبداد دولتي را بيشتر به مشام همگان برسانيم.
اين استبداد در کشورما متاسفانه هم رنگ شرقي دارد و هم به نحوست ارتجاع مذهب دولتي آلوده است و اتفاقا به خاطر همين دو خصوصيتش بوي تعفنش بيشتر و قربانيانش هزاران هزار ! جمهوري اسلامي نمونه مشخص از اين دوهمگونگي ارتجاعي بوده و ننگين نامه 25 ساله اش مملو از هرآنچه نامردمي است. جهالت و جنگ و جنايت در تاروپود آن ، ساختار حکومتي اش را آرايش داده است. روزنامه ها را مي بندد. آزاديخواهان را به بند مي کشاند. هيچ صدايي نبايد شنيده شود. روزنامه نگاران را ازوظيفه اصلي شان که بيان حقيقت است با تهديد بازداشته و به زندان مي افکنند. براي رژيم همه خطرناکند بخصوص آن دسته از کساني که نتوان کنترلشان کرد. از اين گروه به جز فعالين سياسی که در پی سازماندهی تشکيلاتی برای پيشبرد فکر خود هستند در عرصه عمومی تر مي توان به « وبلاگ نويسان » اشاره نمود . صفحات وبلاگي که آن قدر آمارشان بالاست که کنترل دولتی و سانسور ، تنها چاره را دربستن و تهديد نويسندگانش می بيند . محلي براي نوشتن هر آن چه که به نظر مي رسد و هيچ مرز ممنوعه اي را برنمي تابد.
تارنگاشت، وبلاگ، و يا هرنام ديگري که برآن مي نهيم وسيله ايست امروزين و گسترده برای بيان نظرات و اطلاع رسانی که به صدها نمونه از آن برای هر فردی که دسترسی به اينترنت دارد به سادگی امکانپذيراست . کافی است که در جستجوگر کامپيوتر اسم « وبلاگ » را تايپ کنيم تا ليست بلندبالايي از مشخصات اين وبلاگ ها را بدست آوريم . تارنگاشت ، وبلاگ، بلاگ، newspage يك وب سايت شخصي يا غيرتجاري است كه از يك فرم گزارش نويس تاريخ دار (كه مي‌تواند روزانه يا هرچند وقت يكبار باشد)استفاده مي‌كند. تارنگاشت مي‌تواند شامل اطلاعات جديد درباره يك موضوع خاص ويا چندين موضوع باشد كه توسط گرداننده آن سايت نوشته يا از سايت‌هاي ديگر گردآوري گردد ويا باهمكاري خوانندگان بوجود آمده باشد. تارنگاشت اساسا يك روزنگار online است كه توسط يك (ياچند) شخص نگهداري مي‌شود. مطالب تارنگاشت روي يك موضوع خاص متمركز است و ارجاع (link) دادن به ساير وب سايت‌ها يا مقالات به همراه يك توضيح كوتاه يا فکاهی و يا حتي منتقدانه در باره آنها از خصوصيات تارنگاري است. نويسندگانش تاحدودی مشخصند و کسي که حتی خواننده نيمه‌پي‌گير اين وب‌لاگ‌ها باشد، نام حقيقي بيشتر نويسندگان آن را مي‌داند.
موقعيتی که اينترنت عموماً و وبلاگ خصوصاً در شرايط کنوني جامعه ايران يافته، راهي بسيار مؤثر براي شکستن انحصار منابع آگاهي و گسترش شبکه تبادل اطلاعات، در سايه حکومتي که تنها کاميابي آن آسيب‌رساني به فرهنگ است را بازکرده است . اگر نشريه و روزنامه در محاق توقيف قرارمی گيرد و کتاب را سانسور و مجوزش را مصادره ‌کنند، نويسنده را به زندان يا سراي ديگر بفر‌ستند، هزار راه ديگر به لطف اينترنت گشوده شده که خوانندگان را بی ملات نخواهد گذاشت. درايران از آنجا که وب‌لاگ‌نويسي به طرز شگرفي عموميت پيدا کرده است ، رژيم را به جايي کشانده که با دست زدن به اقدامات ايذايي به قصد نابودی آن در هول و ولای عجيبی بياندازد که اقداماتش بيشتر مهر تاييدی بر ناتوانی آنهاست. موج جديد سانسور سايت هاي اينترنتي دامنه اش آن قدر وسعت گرفته که رژيم با صرف بودجه های کلان و واردکردن امکانات تکنولوژيکی امنيتی مدرن درصدد است که جلوی اين کانال آزاد نشر افکار را سد نمايد . بسياری از وبلاگ نويسان را بازداشت و برخی را تهديد به امتناع از اين کار نموده است .
سال گذشته وزارت اطلاعات اعلام کرده بود با خريد تجهيزاتي به ارزش سه ميليارد تومان از آمريکا دسترسي کاربران به سايت‌ هاي غيرمجاز اعم از ضد اخلاقي و ضد مذهبي را غير ممکن خواهد کرد. دراين باره در مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي که محمد خاتمی رياست آن را بعهده داردTايجاد نقطه تماس بين‌المللي ‌(اي. اس. پي) در انحصار دولت قرار گرفته و بر اساس آن شرکت‌ هاي اينترنتي موظف شده اند که از نشر مطالب الحادي!!! و مخالف موازين اسلامي، ‌اهانت به دين اسلام و مقدسات و ‌اشاعه و تبليغ گروه ‌ها و احزاب غيرقانوني جلوگيري کنند.خاتمي دراين مورد عنوان کرده است که : "در مسايل فرهنگي لازم است مرکزي به عنوان فصل ‌الخطاب وجود داشته باشد تا دستگاه ‌ها تکليف خودشان را بدانند و بر طبق نظر امام خميني بايد به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي ترتيب اثر داده شود."
درهمين ارتباط کميته اي سه نفره، متشکل از نمايندگان صدا وسيما، وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات، از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مامور نظارت بر فعاليت هاي اينترنتي شد.وظيفه اين کميته شناسايي سايت هاي غيرمجاز و ارايه فهرست آنها به وزارت ارتباطات و فن آوري اطلاعات است که کار فيلترينگ را بر عهده دارد.با آغاز فعاليت اين کميته، سال گذشته مسدود کردن سايت‌ هاي اينترنتي شدت گرفت و وزارت ارتباطات و فن آوري اطلاعات به فيلترگذاري سايت‌ ها پرداخت. دراين ميان سايت هايي نظير رويداد و امروز هم ، که وابسته به اصلاح طلبان دولتی می باشند نيز مسدود شد و دستگاه قضايي به برخورد با افرادي پرداخت که با اين سايت ‌ها همکاري داشتند يا مطالبشان را در وبلاگ هاي شخصي منتشر مي کردند.احضار عليرضا علوي‌ تبار از سوي قوه قضاييه به عنوان مسئول سايت امروز و بازداشت سينا مطلبي از جمله اقدامات قوه قضاييه در اين دوره بود.
«رضا رشيدى» مدير عامل شركت دولتى ارتباطات داده ها از چگونگی جلوگيری از کار سايت ها چنين می گويد: «استراتژى جديد فيلترينگ درصورت فراهم شدن امكانات نرم افزارى به اجرا در خواهد آمد. بر اساس اين استراتژى، نرم افزارهاى فيلترينگ در سطح واحدهاى ISP نصب خواهد شد، هزينه اين نرم افزارها براى هر واحد ISP بين يك تا سه ميليون تومان است.دو سه شركت داخلى در حال تهيه نرم افزارهايى براى اين كار هستند و در صورتى كه اين نرم افزارها به انتظارات ما پاسخ دهند، اين استراتژى را به اجرا در خواهيم آورد.هر چند تاكنون در فيلترينگ پيشرفت خوبى داشته ايم اما هنوز كافى نيست و اميدواريم تا پايان سال بتوانيم بدون كم شدن سرعت و كيفيت در ارتباط با شبكه اينترنت، فيلترينگ قوى اجرا كنيم.تصميم گيرى در مورد اينكه كدام سايت بايد مسدود شود در كميته سه نفره اى كه زير نظر شوراى عالى انقلاب فرهنگى فعاليت مى كند، انجام مى شود. ما صرفاً مجرى توسعه شبكه ديتا هستيم و در اين زمينه دخالتى نمى كنيم.»
اما باوجود اين تمهيدات و صرف هزينه وزارت اطلاعات و نهادهای سرکوبگر رژيم ، اما اين ابزار فرهنگی همچنان خاری در چشم حکومتگران اسلامی است
در گذشته مقابله با سانسور ِ اخبار و اطلاعات نياز به روش هاي پيچيده و فني نداشت. برای مثال سانسورچيان شاه، براي جلوگيري از شنيده شدن صدای نيروهای اپوزيسيون ، ورود راديوهاي موج کوتاه را به ايران ممنوع کرده بودند. اقدامی درحد خود احمقانه که از ذهن ساواک می گذشت. کار را به جايي رسانده بودند که حتی داشتن راديوی دارای موج کوتاه خود جرم بود و در پرونده ساواک از جمله موارد اتهامی نوشته می شد. ولي وضع امروز به طور کامل ديگر شده است کافيست که امکان دسترسی به کامپيوتر و اينترنت را مهيا نمايي. آن گاه به هر نسبتی که خواهان درگيرشدن در مسائل باشی راه درمقابلت باز است. به همين خاطر هم هست که با عموميت يافتن اين امکان ارتباطی مهم و دسترسی هزاران هزار نفر به آن درايران ، تقابل باآن نيز فاز پيچيده تری را ايجاد نموده است. طراحان سانسور ِ سايت هاي مهم و موثر اينترنتي، مانند طراحان جنگي عمل مي کنند.
اما از آنجا که در وب‌لاگ، فاصله نوشتار تا انتشار، به چند ثانيه هم نمی رسد، توان سرکوب رژيم هم اين امکان را ندارد که با چنين سرعتی به جنگ آنها برود. در وب‌لاگ همه آزادند هر چه مي‌خواهند بنويسند و به هر گونه که مي‌خواهند قلم بزنند. وبلاگ خودی و غيرخودی و خط قرمز را پشت سرنهاده است . با هر زبانی درآن مطلب نوشته می شود. زبان يکي ممکن است دشوار باشد، زبان ديگري ساده. يکي پر رمز و راز بنويسد و آن يکي بي‌پرده و برهنه. يکي نثري ملا‌‌ل‌آور و متکلف داشته باشد و ديگر روان و چابک. مهم نيست. آن چه مهم است شکستن جو اختناق و سانسور دولتی و سنت های ارتجاعی با نوشتن و نوشتن است. کاری که به همت هزاران نفر درايران انجام می گيرد.
ضروري است برای مقابله با اين سانسور در کنار روش هاي فني و ابتکاري، با تمام نيرو افکار عمومي جهان را هرچه بيشتر متوجه سرکوب و سانسور در ايران نماييم. در مقابل دستگيری نويسندگان و وبلاگ نويسان و جلوگيری از قلع و قمع گسترده روزنامه نگاران بايد با تمام امکاناتمان رژيم را تحت فشار افکار بين المللی به عقب نشينی واداريم.