اتحاد کار شماره۱۲۲/ مهر ١٣٨٣


به مناسبت سالگرد مرگ ادوارد سعيد متفكر, نويسنده و استاد دانشگاه

 ذهن زيباي ادوارد سعيد

 ترجمه از:

The Beautiful Mind of Edward Said

نوشته:

George Naggiar

منبع:The Electronic Intifada, 25 September 2003

برگردان : مهرنوش کيان

 

"من همگان را دعوت مي كنم كه به حوزه ارزش ها, تعاريف و فرهنگ ها پيوسته و آن را بدون چالش ترك نكنند. "

زندگي و آثار ادوارد سعيد همواره داستان گذر از موانع فرهنگي و مرزها كه اغلب بدون هيج دليل منطقي انسان ها را از يكديگر دور مي سازند, بود. او در اورشليم, پايتخت سه مذهب پر طرفدار و شهري كه او آن را " جايي كه فرهنگ ها و مذاهب, مثل اعضاي يك خانواده درهم تنيده و سرنوشت شان به هم بستگي پيدا مي كند" توصيف كرد, به دنيا آ0

در ميان اين آغاز و پايان, سفر سعيد ابتدا او را از فلسطين به مصر و امريكا و بعد به سراسر دنيا كشاند. همه جا خانه او بود و در عين حال هيج كجا را خانه خود نيافت. سعيد تبعيد خود را بي خانماني دايمي و يا مثل عنوان كتاب خاطراتش "غريبه" توصيف مي كند. اما سعيد در هيج زماني به اندازه دوران تبعيد نماينده و سمبل مردمش نبود. زندگي او سمبل دربدري مردم فلسطين بوده و او در آثار به ياد ماندني خود هماره به اين موضوع باز مي گردد. آثاري چون " مسئله فلسطين", "پس از آخرين آسمان", " سياست دربدري" و " صلح و نارضايي هاي آن."

سعيد مردم فلسطين و داستان زندگي آنان را به مردم امريكا و دنيا به عنوان قربانيان صهيونيزم معرفي كرد. در عين حال او يكي از پر شورترين طرفداران صلح, آشتي ميان دو ملت و همزيستي مسالمت آميز ميان يهوديان اسرائيلي و فلسطيني ها بر اساس عدالت و تساوي بود.

او از اين ايده هيچ گاه عقب نشيني نكرد حتي زماني كه تعداد زيادي با او هم صدا نبودند. در دوران موافقت نامه صلح اسلو, او يكي از خستپي ناپذير ترين و جدي ترين منتقدان آن بوده و معتقد بود كه اين موافقت نامه در واقع سند " تسليم" فلسطيني ها با مهر رهبران آنان است و پيش بيني مي كرد كه اين توافق فرا رسيدن آشتي ميان اسرائيلي ها و فلسطينيان را دورتر و بعيد تر مي سازد. او همواره خواهان كناره گيري عرفات از قدرت و ايجاد حركتي مردمي و بين المللي براي احقاق حقوق فلسطيني ها بود. به اعتقاد  وي  اين تنها راه تضمين صلحي پايدار است. صداقت وي و خودداريش از چشم چوشي بر واقعيت هاي موجود اقتصادي, سياسي و انساني در فلسطين حتي در ميان بسياري از مردم فلسطين به غلط به عنوان " مخالفت با صلح" و " غير واقع گرا" تفسير گرديد.

اما با شكست قابل پيش بيني روند صلح اسلو و آغاز موج جديد خشونت كه مشكلات بسياري براي فلسطيني ها و اسرائيلي ها ايجاد نمود و روند آشتي را باز هم به تاخير انداخت, حركت جديدي در ميان فلسطيني ها و در سطح دنيا آغاز گرديد كه دقيقا در خط همان سياستي بود كه سعيد سال ها در مورد آن سخن گفته بود. در فلسطين حركت ملي جديدي كه او مهره اصلي آن بود به نام المبادره شكل گرفت كه استراتژي جديدي را به جاي سياست هاي  شكست خورده هميشگي در مذاكرات بر اساس قدرت نابرابر را پيش رو مي نهاد. اين حركت مردمي واقعا معتقد به دموكراسي بوده و نيازهاي واقعي مردم فلسطين را مد نظر قرار داده و به زبان صلح واقعي  و آشتي سخن مي گويد.

در تمامي دنيا منجمله در امريكا, مبارزه مردم فلسطين به قول سعيد " كلمه اي   برابر با آزادي خواهي و پيشرفت" است . در همراهي و پشتيباني از مبارزه مردم فلسطين بسياري سرمايه خود را از شركت هاي طرفدار اسرائيل خارج كرده, محصولات اسرائيلي را تحريم نموده و براي نشان دادن همراهي خود از اقصي نقاط دنيا به فلسطين آمدند.

در كنوانسيون نهايي كميته عرب- امريكايي ضد تبعيض, شركت كنندگان در گردهمايي مدت طولاني براي او دست زدند و بدين وسيله احترام خود را براي سخنراني او در كنوانسيون كه در آن مقامات فلسطيني را به دليل عدم شناسايي بزرگي, اگر نخواهيم بگوئيم زيبايي, همان برنامه كاري كه به ظاهر براي به ثمر رسيدنش تلاش مي كنند مورد انتقاد شديدي قرار داد. در چر خش تاريخ, در زبان انسان گرا و دور نگر او, در حضورش پشت بلندگو و در ميان صداي كف زدن هاي حضار كاملا واضح بود كه سعيد بار ديگر سمبل مردمش مي باشد. اما نوشته ها و علايق سعيد و افكار او به عنوان نويسنده و مدرس دانشگاه فقط محدود به مبارزه اي كه به آن وابستگي شخصي و ملي داشت, نمي شد. در واقع شهرت او به ميزان زيادي به دليل كتاب هاي وي به خصوص ارائه ديدگاهي ديگر در تفسير و توضيح تاريخ كشورهاي مستعمره سابق بود. در كتاب مشهورش "شرق شناسي" نگاهي نقادانه به تصويري كه ابتدا توسط اروپائيان بخصوص فرانسويان و انگليسي ها, از " شرق" در دنيا ارائه گرديد, دارد. در اين كتاب او مي گويد كه دانش "غرب" از شرق تصويري نادقيق از مردم و فرهنگ هاي مختلف آنان بوده و اساسا اين كلي گرايي و در هم ريختن ملت ها در ظرف "شرق" خود اشتباهي فاحش است. او مي گويد كه ارائه اين تصوير از شرق در واقع براي  آماده سازي اذهان براي تحميل و تحكيم استعمار و سياست هاي استعماري بوده است.

در كتاب بعدي خود به نام " فرهنگ و امپرياليسم" سعيد تحليل خود را به كل مناطق تحت استعمار سابق, مثل هندوستان, افريقا, كارائيب و استراليا و همه مناطقي كه غرب در آنها چه از طريق استعمار مستقيم و يا غير مستقيم و يا تلفيقي از اين دو سرمايه گذاري كرده است, بسط مي دهد. او در تحليل خود زمينه هاي قوي فرهنگي امپرياليسم و غرب را آشكار ساخته و از مقاومت مردم در برابر حكومت استعمار دفاع مي نمايد.

او در آثار و سخنراني هاي متعدد خود همواره اين باور را تبليغ مي كند كه عليرغم وجود فرهنگ اعمال خشونت بر عليه "ديگران" و انسان ندانستن آنان در كلونياليسم و امپرياليسم, تاريخ بشري پر است از تقسيم جهان نه بر اساس مرزهاي جغرافيايي , نژادي, مذهبي و ملي بلكه بر اساس تصور غلط از قدرت. همان طور كه خود او توضيح مي دهد, نوك تيز حمله او دقيقا بر عليه همين تصور و ساختار قدرتي است كه  برخي روشنفكران مداوما از آن  تمجيد به عمل مي آورند, نشانه رفته است. به جاي آن او تلاش مي كرد دنيايي بسازد كه در آن به قول ادورنو (سمبل روشنفكري براي او) تفاوت, بدون برتري حاكم است. سعيد معتقد بود كه نقش روشنفكر عبارت است از بررسي انتقادي از تاريخ, جامعه شناسي و فرهنگ به منظور فراهم آوردن شرايط لازم براي به ثمر رسيدن چنين جهاني.

او خود يكي از اين روشنفكران بود. در آثار متفاوت خود سعيد با جمع كردن تجربه به ظاهر متفاوت و بي ارتباط بشري در يك جا نشان داد كه هيج برخوردي ميان دو ملت بدون تاثير بر طرفين درگير نخواهد بود. در دفاع از اين نظر او همين بس كه بگوئيم, عقايد سعيد در اقصي نقاط دنيا در تعميق نظرات روشنفكران نقش مهمي را ايفا كرده است.

اما امروزه ما در لبه پرتگاهي ايستاده ايم كه بشريت را (بخصوص مردم امريكا و اعراب و مسلمانان را) از يكديگر جدا ساخته و خطوط نژادي, مذهبي و اقليتي ميان آنان كشيده است. خطوطي كه اساس شان نه در تاريخ و نه در عقل و درايت است. درياي ميان ما, دريايي طبيعي نيست بلكه حاصل كار سياستمداران بزدل و وسايل ارتباط جمعي كه هيج تصوري از تفكر نقادانه ندارند, مي باشد. تلاش بر اين است كه با ايجاد چنين تصويري از دنيا مردم را آماده پذيرش خشونت بشر بر عليه بشر كه هيج قدرت بشري يا ورا انساني آن را نمي پذيرد, سازند.

اين بر ماست كه به عنوان پيروان نظر بشر دوستا نه اي كه سعيد يكي از پايه گذران آن بود, در از ميان بردن اين مرزهاي مصنوعي كوشيده و براي ايجاد دنيايي كه در آن چالش ارزش ها, تعاريف و فرهنگ براي هر چه بيشتر بارور ساختن تمدن بشري به كار مي رود, تلاش ورزيم. و بدين ترتيب با از ميان بردن اين مرزهاي سمبوليك و در فلسطين ديوار واقعي آپارتايد كه پنين غير بشري ما را از يكديگر جدا مي سازد, مي توانيم حقوق بشر و آزادي و برابري را در تمامي جهان گسترده و بزرگترين بناي يادبود را به ياد زندگي و زحمات ادوارد سعيد كه ذهن زيبايش وجود چنين رويايي را ممكن ساخت بسازيم.