اتحاد کار شماره ١۲٠/  مرداد ١٣٨٣

 

پیرامون اعتصاب غذای زندانیان سیاسی

آزادی بدون قيدوشرط تمامی زندانيان سياسی را فريادکنيم !

همايون فرهادی


اعتصاب غذای گروهی از زندانيان سياسی و دانشجويان زندانی از تاريخ 14 تيرماه در زندان اوين  در اعتراض به سرکوب و دستگيری دانشجويان در ۱۸ تير و همچنين ضرب و شتم و آواره کردن خانواده پيمان پيران و با خواست مرکزی دستگيری و محاکمه عاملين سرکوب ۱۸ تير و همچنين آزادی دانشجويان دستگير شده توسط دکتر ناصر زرافشان _ دکتر فرزاد حميدي _ احمد باطبي _ پيمان پيران _ سعيد ماسوري _ سعيد شاه قلعه اي _ فرهاد دوستي _ اميد عباسعلي نژاد _ رضا محمدي _ غلامرضا اعظمي _ علي شريعت پناه _ غلام حسين کلبي و ... آغازگرديد. صدای مقاومت و اعتراضی که از زندان های جمهوری اسلامی بارديگر برخاست تا پايمالی حقوق انسان ها توسط جمهوری اسلامی را بارديگر فرياد زند.

درحمايت از خواست زندانيان اعتصابی کارزار گسترده ای درداخل و خارج از کشور توسط نهادها ، سازمان ها و احزاب مختلف به راه افتاد تا به سهم خود پژواک دهنده مبارزه ای باشند که در زندان توسط اين آزادگان آغاز گرديده بود.باوجود آن که اين مبارزات حمايتی  نتوانست ابعادی درخور پيدا نمايد اما رژيم با وحشت از گسترش اين کارزار به حربه های هميشگی خود متوسل گرديد. تاکتيک مسکوت نهادن و بايکوت خبری اعتصاب راه حلی است که هميشه مدنظر حکومت گران قرار داشته است. اما اين اقدام راه به جايي نمی برد.  در حالی که روابط عمومي اداره‌ي كل زندان‌هاي استان تهران با بی شرمی اعتصاب غذاي زندانيان اوين را به کل منکر می گردد و اعلام می دارد که طي چند روز گذشته هيچ‌گونه اعتصاب غذايي در بازداشتگاه اوين صورت نگرفته است و وضعيت بازداشتگاه اوين كاملا آرام است. امانهادهای مختلف دانشجويي در ايران  و کانونها و سازمان های سياسی درخارج از کشور طی بيانيه هايی اين دروغ گويي آشکار رژيم را افشامی نمايند. در تقابل با برگ سوخته ديگر رژيم  که تلاش برای ايجاد تفرقه و تخريب روحيه اعتصاب کنندگان بود نيزافشاگری های گسترده ای انجام می پذيرد. از جمله در بيانيه منتشرشده توسط دانشجويان دانشگاه تبريز ، تلاش برای ايجادتفرقه و به کارگيری توابين برای  بی اثرکردن اين اقدام اشاره می شود :... اين روزها شاهد صدور افترانامه هايي با امضاي برخي زندانيان اوين عليه اعتصاب کنندگان هستيم. قطع نظر از هويت صادرکنندگان چنين شايعاتي ما ايجاد تفرقه و دودستگي بين زندانيان در شرايط کنوني را تنها و تنها خواسته اقتدارگرايان حاکم مي دانيم و هر کس که در اين راه گام زند بي ترديد سر سپرده و جيره خوار عوامل مافياي قدرت است. تجربه سال هاي گذشته ثابت کرده است که حربه ايجاد اختلاف بين مبارزان دربند بارها از سوي رژيم به کار گرفته شده و از اين روست که لزوم هوشياري همه کوشندگان سياسي بيرون از زندان آشکار مي شود، چرا که هر گونه دامن زدن به اين اختلافات تنها نتيجه اش دلگرم کردن سرکوبگران به ادامه اقدامات غيرانساني شان مي باشد.به سران حکومت هشدار مي دهيم که ادامه يافتن اين وضعيت نابسامان سبب ساز بروز فاجعه اي انساني ست که مسئوليت آن بر دوش همه صاحب منصبان جمهوري اسلامي مي باشد و هيچ کس نخواهد توانست خود را از مشارکت در بروز اين فاجعه مبرا کند. جبهه متحد دانشجويي نيز طی اطلاعيه ای ضمن حمايت کامل از خواست اعتصاب کنندگان عنوان می دارد که :.... دستگاه قضايي در طي اين مدت بسيار كوشش نموده است كه حاشيه هاي اعتصاب زندانيان سياسي را از متن آن پر رنگ تر نمايد و بعضا نيز موفق شده است با خبرسازي هاي دروغين، از آب گل آلود ماهي بگيرد. ...

در تمام دوره  اعتصاب نيز کميته دفاع از حقوق اعتصاب کنندگان غذا طی بيانيه هايي افکار عمومی را درجريان اتفاقاتی قرار می دهد که در زندان می گذرد. در مصاحبه ای که آقای پيمان عارف سخنگوي اين کميته با نشريه شهروند تورنتو انجام می دهد چنين می گويد : روز 14 تير در زمان حمله به منزل مصطفي پيران، دستگيري او، ضبط وسايل خانه شان و پلمپ منزل، من در تهران نبودم، از طريق اينترنت با من تماس گرفته شد، آمدم، سعي کردم روزنامه نگاران را براي پوشش ماجرا به محل ببرم اما ارگانهاي امنيتي مانع از آن شدند.در نتيجه اين حمله و دستگيري مصطفي پيران، خانواده آنها يعني مادر، دو خواهر و يک برادر پيمان عملا بي خانه شدند، من از آنها خواستم که به منزل من بيايند و آنها پذيرفتند.از همان روز 12 تن از زندانيان سياسي در بند يک اوين يک اعتصاب غذا را حول 4 محور آغاز کردند: سالگرد 18 تير، رفع ظلم صورت گرفته نسبت به دانشجويان، محاکمه عاملان و آمران اين تعدي و تجاوز و رفع ظلمي که به خانواده پيمان پيران رفته بود، اين محورها بودند. روزهاي اول اين اعتصاب با سکوت رسانه ها از يک سو و ايجاد فضايي مسموم و مغرضانه توسط دستگاه هاي امنيتي داخل و برخي جريانات سياسي خارج از سوي ديگر طي شد. چند تن از افراد داخل زندان توسط تماس با رسانه هاي خاص خارج از کشور اطلاعاتي داده بودند که غلط بود و اختلاف و چند دستگي ميان اعتصاب کنندگان را القاء ميکرد.براي مقابله با همين جو و ايجاد حمايت از خواسته ها و حقوق اعتصاب کنندگان 6 روز پيش اين کميته شکل گرفت. تلاش ما اين است که با اطلاع رساني صحيح اين مهم را پيش ببريم و اعتصاب غذا به رهبري دکتر زرافشان را در رسيدن به خواسته هايش يار باشيم.تعداد زيادي از فعالان دانشجويي و آزاديخواهان عضو اين کميته هستند. يکي از افرادي که ميتوانم نام ببرم دکتر محمد ملکي است و من خودم سخنگويي آن را به عهده دارم. با خانواده هاي دکتر ناصر زرافشان، احمد باطبي، پيمان پيران، دکتر فرزاد حميدي، اميد عباسقلي نژاد و سايرين در تماس هستيم....

خانم هما زرافشان  نيز در يک تماس تلفنی موضوع را چنين توضيح می دهد: ....اعتصاب غذا طولاني شده است و ما به شدت نگران سلامتي اعتصاب کنندگان از جمله دکتر زرافشان هستيم. اما نکته اي که باعث فشار مضاعف روحي به ماست اخبار جعلي است که توسط بعضي ها ساخته و پراکنده ميشود. پس از اينکه بيش از دو هفته پيش اين اعتصاب آغاز شد ارتباط تلفني را دو يا سه روز قبل از سالگرد 18 تير قطع کردند و تا ده روز ما تماس تلفني نداشتيم.گرچه در اين دوره همانطور که در نامه مورخ 22 تير اعتصاب کنندگان آمده است يکي دو نفر از درون زندان تلاش کردند تا اخبار غلط مربوط به اعتصاب منتشر کنند، در حالي که هيچ کدام از اين 12 نفر با خارج از زندان تماس نداشت يکي از همان افراد مذکور در يک تماس تلفني به انتشار اخبار نادرست پرداخته بود.

...پس از گذشت اين مدت طولاني از اعتصاب غذا در مکالمه تلفی ای که با وی داشتم طبيعتا صداي او از ضعف جسماني حکايت داشت اما از روحيه اي بالا و محکم برخوردار است در عين حال بجز همسرم تعداد ديگري از اعتصاب کنندگان نيز با ضعف شديد جسماني روبرو هستند. آنها درآخرين بيانيه ای که صادر کرده اند به اطلاعات غلطي که توسط منوچهر محمدي پخش شده است، پرداخته اند.

پژمان پيران برادر پيمان پيران نيزماجراي حمله نيروهاي حکومتي به منزل مسکوني شان، ضبط وسايل خانه و پلمپ خانه و اعتصاب غذای زندانيان  را چنين نقل ميکند: :روز 14 تيرماه از طرف کلانتري، وزارت اطلاعات و حراست آموزش و پرورش به خانه ما حمله شد. وسايل خانه ضبط شده و به انبار آموزش و پرورش منتقل شد و خانه ما نيز پلمپ شد.

در چهار سال اخير هميشه حول و حوش 18 تير برخي نهادهاي حکومتي توجهشان به خانواده ما معطوف بوده است. پدرم در تيرماه سال 1381 توسط ناجا دستگير شد و پس از شکنجه شديد به وزارت اطلاعات تحويل شد. سکوت وزارت اطلاعات و عملکرد آن شبيه به مورد زهرا کاظمي بود. در سال 1382 مجددا در کرج دستگير شده و به زندان رجايي شهر منتقل شد. امسال نيز پيرو اين پروسه حول و حوش 18 تير به ما حمله شد، پدرم دستگير شد و متعاقبا آنچه پيشتر توضيح دادم اتفاق افتاد. وی درارتباط با دلايل اعتصاب غذا چنين می گويد:در ابتدا اعتصاب کنندگان به مناسبت سالگرد 18 تير خواستار اجراي عدالت در اين پرونده و محاکمه حمله کنندگان به دانشجويان بودند. اما با پيشرفت اعتصاب خواسته ها راديکالتر شد. آنها آزادي زندانيان سياسي و حتي رفراندوم را جزو خواسته هاي خود قرار دادند.4 ساعت قبل که با پيمان برادرم تماس داشتم. او گفت که تعدادي از اعتصاب کنندگان از جمله خود او و دکتر فرزاد حميدي دچار مشکل شده و به بهداري برده شده اند. حال دکتر ناصر زرافشان اين حقوقدان خوب ميهن ما نيز مساعد نيست و دچار ضعف شديد قواي جسماني شده است.

تماس تلفني محدود شده است. اعتصاب کنندگان توسط نهادهاي حکومتي از جمله وزارت اطلاعات، حفاظت اطلاعات زندان اوين و دادگاه انقلاب اسلامي تحت فشار مضاعف هستند.بودم آقاي حداد رئيس شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي در تماسي که با اعتصابيون از جمله پيمان پيران داشت گفته است که حتي اگر تمام شما بميريد براي ما بي اهميت است. اين برخورد نشاندهنده نحوه برخورد حکومت است که براي ما مورد سئوال قرار دارد!

... پدر من 24 ساعت پس از دستگيري توسط کلانتري بدون تفهيم اتهام به بند 8 زندان اوين منتقل شد و اکنون بيش از يک هفته است که در آنجا به سر ميبرد. تاکنون تماس و ملاقاتي در کار نبوده است اما قرار است فردا به ملاقات او بروم. سئوال بزرگ ما از دولت اين است که چرا وزارت اطلاعات پدر مرا که توسط ناجا و ضابطين دستگاه قضائي شکنجه شده بود بدون هيچ سئوالي تحويل گرفت؟

دفترتحکيم وحدت نيز طی بيانيه ای حمايت قاطع خود را از اعتصاب کنندگان با چنين جملاتی اعلام می دارد: پايداري و مقاومت شما ما را متاثر و شرمگين کرد.ازدرون زندان به مستي زدگان افسون قدرت آموخته ايد که با زندان، تهديد و فشار نمي توان اراده نا مشروعشان را تحميل کنند.از زندان شما راضي نشده اند و به خانواده تان نيز تعرض مي کنند و بي شرمي شان را معنا.

18تير مي آفرينند و ياد آن را هم مي خواهند به زور گارد ويژه از خاطرات ببرند و اما از کرده خود آگاهند که از ماهها قبل از 18 تير تهران را به پادگاني نظامي تبديل کرده اند و ايران را به زنداني بزرگ.اعتصاب غذاياتان در يادبود 18 تير و رسيدگى به پرونده ى عاملان آن و محکوم کردن تعرض به خانواده پيمان پيران را ارج مي نهيم وضمن حمايت از آن، نسبت به سلامتي تان ابراز نگراني مي کنيم.

حمايت کامل خود را از اعتصاب غذايتان و خواسته هايتان اعلام مي داريم و مي خواهيم که امساکتان را بشکنيد که سلامتي تان براي ما و خانواده هايتان مهم است. اعتصابتان را به پايان برسانيد که تداوم اعتراضاتان در گرو سلامتي تان است.به آنکه آزادي، حقوق بشر و دموکراسي در ايران سايه افکند.

علاوه براعلام موضع از سوی نهادهای دانشجويی ، شخصيت های فرهنگی ، حقوقی و سياسی ازجمله خانم سيمين بهبهانی و شيرين عبادی و خانواده های زندانيان سياسی درايران از اعتصاب کنندگان ، در خارج از کشور نيز اقداماتی از جمله جمع آوری امضاهای حمايتی از صدها نفر و از کانون های مختلف ايرانيان ، بيانيه های حمايتی سازمان ها ، احزاب و نهادهای سياسی و مصاحبه های متعدد فعالين اين جنبش اعتراضی با راديوهای بين المللی  و حمايت شخصيت های بين المللی ، به اين اعتراض دليرانه ابعاد گسترده تری بخشيد و نشان داد که در دفاع از آزادی جبهه ای به وسعت ميليونی وجود دارد که می تواند خود را دريک مبارزه واقعی اثبات نمايد.

اين مبارزه بارديگر نشان داد که دفاع دروغين از آزادی زندانيان سياسی ، آنجا که زندانی سياسی خودی نباشد ، دهان بسياری از مدعيان مردمسالاری قفل می گردد . انگار نه انگار که اتفاق چنين بااهميتی افتاده است. خفقان برآنها حاکم می شود و در بهترين حالتش هم شاهد برخورد غيرمسئولانه و هدفمند جمعيتی باشيم که به نام انجمن دفاع از حقوق زندانيان با زعامت عمادالدين باقی ها اعلام می دارد که موضوع اين اعتراض، سياسي نبوده و بيشتر جنبه‌ي اجتماعي و انساني داشته است و اميد است با همكاري دست‌اندركاران امور، اين مشكل به زودي رفع شود.  عمادالدين باقي با اشاره به اين‌كه هدف اين اعتصاب‌ها، سياسي نبوده است، می گويد: در پي تخليه‌ي منزل پدر يك زنداني كه خانه‌اي سازماني از سوي آموزش و پرورش بوده و مهلت قرارداد آن به پايان رسيده و بازداشت پدرش، او در اعتراض به اين عملكرد، اعتصاب غذا مي‌كند و چند تن از زندانيان نيز جهت همدردي با او - به‌ويژه به علت آن‌كه خانواده‌ي او از توانايي مالي چنداني برخوردار نيستند - اقدام به اعتصاب غذا كرده‌اند. کوک کردن سازی که مسئولين رسمی رژيم ، نغمه شومش را پيش از باقی نواخته بودند.

زندانيان اعتصابی در روز يکشنبه 4 مردادماه با انتشار بيانيه شماره 3 خود خبر از به پايان بردن اعتصاب شان پس از 20 روز می نمايند . در بخشی از اين بيانيه می خوانيم : اعتصاب غذاي زندانيان سياسي بند يک زندان اوين که از روز دوشنبه ۱۵ تير ماه ۸۳ و به منظور گراميداشت خيزش ۱۸ تير آغاز شده بود، امروز يکشنبه ۴ مرداد ماه در پاسخ به درخواست تشکل ها و شخصيت هاي دمکراتيک داخل و خارج کشور، از جمله دفتر تحکيم وحدت، جنبش همبستگي با دانشجويان ايران و ناصر زرافشان و وکلاي بدون مرز و جنبش همبستگي ملي پايان يافت. با شروع اين اعتصاب غذا و در شرايطي که هر گونه ارتباط ما را با بيرون قطع کرده بودند، در خارج از زندان با موجي از اکاذيب و تحريفات با اين حرکت اعتصابي مقابله کردند تا آن را بي اثر سازند.
از يک سو مسئولين رسمي يکسره آن را تکذيب کردند، از سوي ديگر در حالي که کليه ارتباطات تلفني زندان اوين با خارج قطع شده بود، يکي دو تن از زندانيان نادم که مدتهاست خود را در اختيار رژيم قرار داده اند ضمن تماس تلفني از همين زندان با خارج، به سمپاشي عليه زندانيان اعتصابي پرداختند. گويي ميخواستند با اين شيوه مطالبي را که مردم از زبان مسئولين رسمي اطلاعاتي نمي پذيرند، از زبان افراد ديگري به جامعه القاء کنند که در اين باره در اطلاعيه هاي قبلي توضيح داده شد. از سوي ديگر انجمن نوظهوري که خود را انجمن دفاع از حقوق زندانيان مينامد و متولي امور زندانيان معرفي ميکند، در اقدامي فرصت طلبانه با صدور بيانيه اي اعتصاب غذاي زندانيان اوين را صنفي و غيرسياسي تشخيص داده است. ما نمي دانيم آقاي عمادالدين باقي که از سوي اين انجمن اظهارنظر کرده است، اين اطلاعات را از کجا آورده و چرا به خود حق داده است به جاي ما سخن بگويد. اما گمان ميکنيم با اين اظهارنظر به جاي گزارش واقعيت، مصلحت طلبي ها و گرايش هاي سياسي خود را به نمايش گذارده اند

يکي از دستادورهاي عمومي هر حرکت اعتصابي - گذشته از هدف اعلام شده و مشخصي که به خاطر دستيابي به آن صورت مي گيرد - محک خوردن عناصر و نيروهاي حاضر در صحنه آن اعتصاب و شفاف شدن صفبندي هاست. اين بار نيز اين حرکت اعتصابي طيف وسيعي از واکنش ها را - از تکذيب مراجع رسمي، سمپاشي برخي عناصر خودفروخته و گوش به فرمان، تا سکوت برخي مطبوعات مدعي داخلي و موضع گيريها و اظهارنظرهاي فرصت طلبانه پاره اي نيروهاي مختلف سياسي، و صد البته در برابر اين ها، درک هشيارانه و نجيبانه حمايت قاطع و قدرتمندانه تشکل ها، نهادها و شخصيت هاي دمکراتيک و مردمي و وجدان هاي بيدار داخلي و خارجي - به همراه داشت.

از اين رو، به اين وسيله از کليه تشکل ها، نهادها و شخصيت هاي مردمي داخلي و خارجي که با ما همدردي و همراهي کردند و نيز رسانه هاي خبري که در جهت اطلاع رساني و بازتاب واقعيت اين حرکت همت گماردند، از بن جان سپاسگزاري مي کنيم.

 احمد باطبي ،دانشجوي زنداني و يکی از اعتصابيون نيز طی مصاحبه ای با راديو فردا در پايان اعتصاب زندانيان عنوان می دارد : يکشنبه شب اتفاقي که افتاده بود اين بود که خيلي از دوستان فعال خارج از زندان از بچه هاي داخل خواسته بودند با توجه به آنچه که تقريبا آن چيزهايي که مد نظرمان بود به دست آورده بوديم، خواسته بودند که اعتصاب غذا را بشکانيم، به صورت مستقيم و غير مستقيم، و يک مقدار هم اعتصاب براي بچه ها مشکل شده بود. با توجه به اينکه هدف بچه ها تامين شده بود، اعتصاب شکسته شد، و سپس همراه آقاي ناصر زرافشان شام خوردند. منتها داخل زندان اوين به غير از سياسي ها زندانيان عادي هم هستند، که دربند زندانيان سياسي هم نگهداري مي شوند. خواسته هايشان متفاوت است، برخوردشان متفاوت است، انگيزه شان متفاوت است. اينها چندان برايشان خوشايند نبود اعتصاب غذا به خاطر اينکه يک سري عواقبي داشت، مثلا تلفن ها را قطع کردند، و در بندها را بسته بودند. و اينها معتقد بودند که اين را شما باعث شديد که به اين شکل شده است. به هر ترتيب ناراحتي و درگيري ايجاد شد، توهين کردند، فحاشي کردند به بچه هاي سياسي و اعتصابي و آقاي درخشان. بچه ها سعي کردند درگيري ايجاد نکنند. فرداي آن شب، يعني ديشب، آمدم بيرون، به من مرخصي دادند، به همراه چند تا از بچه هاي ديگر. آقاي درخشان را هم امروز شنيدم که آمدند. ظاهرا پس از آنکه من رفتم يک درگيري ديگر به وجود آمد که نيروهاي ويژه، گارد زندان آمد دخالت کرد و درگيري خاتمه پيدا کرد.

بدين ترتيب است که زندانيان سياسی درايران تجربه بزرگ ديگری را در تاريخ مبارزات آزاديخواهانه کشور به ثبت می رسانند و با رنج نامردمی ها به ديکتاتورها نه ! می گويند.