اتحاد کار شماره ١١9/  خرداد ١٣٨٣

 

آيا پايان عصر «نفت ارزان» نزديک است؟

احمد آزاد

ترجمه و تلخيص از ماهنامه ناشنال جفرافی ( NATIONAL GEOGRAPHIC) ماه ژوئن 2004

 

آيا پايان عصر نفت ارزان نزديک است؟ سوالي که از هم اکنون ذهن بسياري از کارشناسان نفتي را بخود مشغول کرده است. يقينا هنوز جهان سالها با کاهش و يا قحطي نفت فاصله دارد. منابع نفت جهان همچنان در حدي است که قيمت فعلي يک بشکه نفت ( 159 ليتر) ، چنانچه اوپک کنترل توليد کنوني را رعايت کند، در حدود 30 دلار امريکايي باقي خواهد ماند.

نفت همچنان ارزان است و امريکا همچنان قهرمان مصرف نفت در جهان.  در امريکا ماليات دولتي بر يک ليتر نفت معادل ده سنت است    ( در اروپا و ژاپن پنجاه سنت ) و گاه می توان يک گالون بنزين ( تقريبا چهار ليتر) را ارزان تر از يک ليتر آب خريد، عاملي که از صرفه جويي در مصرف آن در امريکا جلوگيري ميکند. عليرغم افزايش تقاضا در سطح جهان، امريکا با جمعيتي معادل پنج در صد جمعيت دنيا، يک چهارم توليد نفت جهان را مصرف مي کند، که معادل سرانه-روزانه  11 ليتر نفت براي هر امريکايي است.

با اين حال روز به روز پاسخگوئی به عطش نفت خواهي در جهان مشکلتر مي شود. ذخايرمنابع قديمي نفت امريکاي شمالي تقريبا به پايان عمر خود رسيده اند و توليد آنها پنجاه درصد کاهش يافته است. ذخاير نفت آلاسکا و شمال اروپا نيز رو به کاهش است. تلاطمات سياسي در کشورهاي توليد کننده جهان سوم نيز، توليد نفت ارزان قيمت را با مشکلاتي همراه کرده است.

از اين رو است که شرکت هاي توليد کننده نفت در پي يافتن ذخاير جديد نفتي هستند. اما اين کار ساده اي نيست. ذخاير موجود  در جهان محدود بوده و روزي به پايان خواهند رسيد. توليد جهاني همچنان در حال افزايش است. ولي روزي اين افزايش به نقطه نهايي خود در بالاي منحني خواهد رسيد و از آن پس منحني توليد به سرازيري خواهد افتاد. چند سال ديگر ما به اين نقطه نهايي خواهيم رسيد؟ سوالي است که بسياري از کارشناسان نفتي در پي پاسخگويي به آن هستند. پنج سال ديگر، سي سال، کنگاش بين کارشناسان براي تخمين زمان اين نقطه نهايي آغاز شده،  ولي در يک مورد هيچ شکی وجود ندارد: منحنی توليد بزودی به اين نقطه خواهد رسيد.

اين نقطه نهايي در منحني توليد نفت، تاثير مستقيمي بر تعيين قيمت آن خواهد داشت. پس از عبور از اين نقطه، توليد نفت در سطح جهان رو به کاهش نهاده و بدنبال خود افزايش مداوم قيمت نفت را بدنبال خواهد داشت، که  بطور مستقيم بر اقتصاد جهاني تاثير می گذارد. برخي از کارشناسان، در شرائط کاهش توليد نفت و گراني آن، يک سناريوي بحراني را براي اقتصاد جهاني پيشبيني مي کنند. برخي ديگر معتقدند که با کاهش مصرف از هم اکنون و کوشش در استفاده از ديگر منابع توليد انرژي، مي توان زمان رسيدن به نقطه نهايي منحني توليد را به عقب انداخت.

امروزه مصرف نفت در جهان روز به افزايش است. در امريکا دو سوم توليد نفت تنها به مصرف وسائل نقليه، اتومبيل، کاميون و هواپيما مي رسد. يک سوم باقي مانده در صنايع شيميايي، از قبيل توليدات سنتتيک و پلاستيک مصرف مي شود. همچنين با استفاده وسيع از توليدات پتروشيمي و قيمت بسيار ارزان آنها است که سوپرمارکت هاي بزرگ امريکا مملو از توليدات مختلف غذايي، پوشاک و غيره مي باشند. بر طبق برآوردها در بيست سال آينده مصرف نفت در امريکا پنجاه درصد افزايش خواهد يافت.

چين نيز به جمع مصرف کنندگان عمده نفت وارد شده است. پرجمعيت ترين کشور دنيا در حال توسعه سريع بوده و بازار مصرفي اين کشور يکي از مشتريان پراشتهاي نفت در سالهاي آينده خواهد بود. در سال گذشته چيني ها دو ميليون اتومبيل نو خريداري کردند.، که افزايشي معادل 70 درصد نسبت به سال قبل خود داشته است. برطبق برآوردهاي کنوني در سال 2025 نياز چين به نفت به حدود ده ميليون بشکه نفت در سال خواهد رسيد.

جهان در سال 1973، بدنبال تحريم نفتي کشور هاي عربي، با بحران «شوک نفتی»  آشنا شد. از اين زمان کشورهاي صنعتي و بويژه امريکاييان کوشيدند تا ذخاير جديد نفت، خارج از حوزه خاورميانه، را جستجو کرده و بهره برداري کنند. افزايش قيمت نفت بدنبال شوک نفتي سال 1973 و 1978 (انقلاب ايران) عملا توليد نفت از ديگر ذخاير نفتي را مقرون به صرفه کرد و شرکت هاي نفتي جهان به اکتشاف و بهره برداري از اين ذخاير رو آوردند. در اواسط دهه 1980 قيمت يک بشکه نفت در حدود 25 دلار تثبيت شد. وزن اوپک در توليد نفت در سطح جهان نيز از 55 در صد به 30 در صد کاهش يافت.

تثبيت قيمت نفت در اين سطح و توليد آن از ذخاير خارج از کنترل اوپک، مصرف نفت در جهان و بويژه در امريکا را بالا برد. امريکا در حال حاضر 54 درصد نياز خود را وارد مي کند. کوشش امريکاييان براي يافتن نفت در مناطق تحت کنترل خود، به اکتشافات جديدي در خليج مکزيک و افريقا منجر شده و ذخاير جديدي به مرحله بهره برداری رسيده است. شرکت امريکايي «اکسون موبيل» انحصار استخراج نفت چاد را در اختيار دارد. در آسيا نيز منابع جديد نفت در حوزه درياچه خزر، و بويژه در جمهوری های کرانه شرقی درياچه خزر کشف شده اند. اما مشکلات توليد در اين کشورها و بويژه مسئله انتقال نفت آنها، عامل اصلي گراني توليد اين ذخاير مي باشد.

در حال حاضر تنها رقيب ذخاير نفت خاورميانه ( حوزه خليج فارس) نفت سيبري است. اگرچه در اوايل دهه 1990 چنين به نظر مي رسيد که ذخاير نفت روسيه به پايان رسيده است. ولي با تشکيل شرکت هاي خصوصي و با بکارگيري تکنولوژي مدرن شرکت هاي بزرگ نفتي جهان، منابع نفت روسيه بازسازي شده و ذخاير جديدي نيز کشف شدند. چنين به نظر مي رسد که امروزه بزرگترين ذخاير نفت جهان در روسيه قرار دارد. در حال حاضر روسيه نه ميليون بشکه نفت در روز توليد مي کند، که دو سوم آن صادر مي شود.

چنين به نظر مي رسد که قيمت نفت از سال 2025 افزايش يابد و از هم اکنون استفاده از منابع ديگري مورد توجه قرار گرفته اند. يکی از مهمترين اين منابع ماسه  هاي نفتي مي باشند، که بزرگترين ذخائر شناخته شده آنها تا کنون در کشور کانادا قرار دارد. حجم اين ذخاير به 1600 ميليارد بشکه نفت تخمين زده مي شود، که از تمام ذخاير نفتي کنوني بيشتر است. تنها تفاوت در اين است که ذخاير نفتي معمولي، نفت به شکل مايع از دل زمين بيرون مي زند. در حالي که اين منابع، شنهاي آلوده به ماده نفتي هستند. براي توليد يک بشکه نفت بايد دو تن شن را برداشت کرده و به کارخانه اي که کار شستشو و جدا کردن مواد نفتي از شن را انجام مي دهند، منتقل کرد و سپس نفت حاصله را برای پالايش به پالایشگاه ها فرستاد. اين عمليات هزينه بالايي دارد. گو اينکه با توجه به قيمت نفت در حال حاضر، بهره برداري از اين منابع نيز با صرفه است. اما تنها قيمت توليد نيست که مانع اصلي بهره برداري از اين منابع مي باشد. توليد اين نفت، آثار مخربي بر منابع طبيعي و محيط زيست بجا مي گذارد.

حتي با وجود اين آلترناتيو ممکن، جهان همچنان به نفت حوزه خليج فارس وابسته است. بر طبق برآورد « آژانس اطلاعاتی امريکا درباره انرژی»، در بيست سال آينده حوزه های نفتي خليج فارس بين 50 تا 75 درصد نفت جهان را توليد خواهند کرد و به سطحي که در قبل از شوک نفتي سال 1973 بازخواهند گشت. به ديگر سخن اين منطقه ظرف پنجاه سال مجددا نقش برتر خود را در سطح توليد جهاني نفت بدست خواهد آورد. حکومت امريکا بخوبي از اين واقعيت با خبربوده و آنچه در برنامه ريزي امريکا مد نظر است، قرار گرفتن منبع عمده نفت جهان در دستان مطمئنی مي باشد!!

در هر حال شمشير داموکلسي، که در بيست سال آينده،  اقتصاد جهاني را تهديد مي کند، کمبود نفت ارزان قيمت است. برخی کارشناسان با بدبينی معتقدند که دوران پرشکوه «طلاي سياه» به پايان خود رسيده است. از نظر آنها کاهش چشمگير کشف ذخاير نفتي در جهان، نشان از پايان اين دوران مي دهد. کارشناسان خوشبين اما معتقدند که برخي عوامل از سوي کارشناسان بدبين در نظر گرفته نمي شود. عواملي چون بحرانهاي سياسي در کشورهاي جهان سوم، بحرانهاي اقتصادي که حيات شرکتهاي بزرگ نفتي را دستخوش تغيير مي کند، عملا کوششهاي لازم براي يافتن ذخاير جديد را کاهش داده است.

« سازمان ديدبان زمين شناسی  امريکا» در يک تحقيق منتشره در سال 2000 چنين برآورد کرده است که منابع جديدی، تقريبا معادل نيمي از منابع موجود، در خاورميانه وجود دارد که با کمک تکنولوژي مدرن مي توان اين منابع را پيدا و استخراج کرد. بسياري از کارشناسان با نتيجه گيري اين تحقيقات موافق هستند. بويژه آنکه به نظر بسياري، سه کشور ايران، عراق و عربستان سعودي در حال حاضر نيازي به جستجو براي يافتن ذخاير جديد ندارند.

باري ! نفت به اين زوديها و يک شبه از پمپ بنزين ها ناپيد نخواهد شد. هنوز چاه هاي قديمي،  نفت لازم را توليد مي کنند و هنوز نفت ارزان قيمت به بازار سرازير مي شود. اما سوال اصلي اين است: تا کي؟ آيا لازم است تا به قيمت نابودي محيط زيست، ماسه هاي آلوده به نفت را استخراج کرد؟ آيا بايد اميدوار به کشف منابع جديد گاز طبيعي بود؟ و يا در جستجوي استفاده بهينه از انرژي خورشيدي و باد بود و يا انرژي اتمي را به خدمت گرفت؟ اين يا آن راه حل، هر يک نتايج و تاثيرات متفاوتي بدنبال دارد.

اقتصاد جهان امروز به نفت «ارزان قيمت» وابسته شده است. بدون آن چه خواهد کرد؟ پرسشی که از هم اکنون طرح شده است.