در آستانه
سالي نو و
تلاش براي چشم
اندازي نو
بار
ديگر بهاري از
راه رسيد و
اين تقويم
اکنون ۲۵ مين
بار است که در
زير چتر حکومت
اسلامي ورق مي
خورد و از
نوروز خونين
سنندج در سال
۵۸ تاکنون،
همواره آغاز
سال نو در زير
سيطره حکومت اسلامي
با انبوهي از
درد و اندوه زمستاني
حضور شوم اين
حکومت همراه
بوده است و با
آرزوي بزرگ
مردم ما در
خلاصي از
چنگال اين عفريته
قرون وسطائي
بدرقه گشته
است.
آغاز
سال جديد،
امسال بدون
مقدمه نبود.
تغيير تقويمي
سال را تغيير
ديگري در کشور
ما به استقبال
شتافت. از ۹
اسفند سال ۸۱
تا اول اسفند
سال ۸۲ راه
طولاني
پيموده نشد،
ولي در فاصله
دو اسفند دفتر
اميد به اصلاح
از درون حکومت
اسلامي به کلي
بسته شد. در
نهم اسفند ماه
سال ۸۱ مردم با
امتناع از
شرکت در
انتخابات
شوراهاي شهر و
روستا، بر
روندي که با
انتخابات دوم
خرداد سال ۷۶
شروع شده بود،
نقطه پايان
گذاشتند و در
غياب حضور آن
ها، جناح غالب
حکومت کار خود
را راحت کرده
با استفاده از
ابزارهاي موجود
خود اساسا هر
نوع انتخابي
در چارچوب حتي
حکومتيان را
هم براي مردم
منتفي ساخت و
با انتصاب
پيشاپيش دو
سوم
نمايندگان
مجلس اسلامي،
جناح رقيب خود
را رسما از
حکومت حذف
نمود. پاسخ
مردم به حکومت
در اسفند ماه
سال ۸۲ ، تحريم
انتخابات
فرمايشي و
خواست
انتخابات
آزاد بود.
بهار
امسال با شکست
حکومت در
کشاندن مردم
به پاي صندوق
ها براي
مشروعيت دادن
به ديکتاتوري مذهبي
حاکم
شروع شد. سال
جديد پيشاپيش با
يک وفاق بزرگ
همگاني در
تحريم انتخابات جمهوري
اسلامي آغاز
شد و در اين
توافق
نانوشته
همگاني براي
اولين بار در
دوران حکومت
اسلامي مردم و
اکثريت قريب
به اتفاق مخالفين
حکومت، حتي
بخش هاي قابل
توجهي از
نيروهاي درون
حکومت به
تحريم
انتخابات ضد
دمکراتيک دست
زدند و اين
خود نشانه اي
براي
اميد بستن به
تحولاتي است
که مي تواند
بر بستر اين
اتفاق جديد در
سال پيش رو شکل
بگيرد.
سال
گذشته اما فقط
سال تعيين
تکليف با
حکومت نبود.
سال زلزله غم
انگيز در بم و
تخريب کامل اين
شهر و مرگ ده
ها هزار نفر و
نيز آوارگي و
خانه بدوشي
مابقي اهالي
اين شهر بود.
سال زلزله، غم
و اندوه و مرگ
عزيزان و
آوارگي و بي
سرپرستي کودکان،
سال عزا بود.
سال
ادامه
بازداشت ها،
سال ادامه حبس
آزاد
انديشان، سال
ادامه يورش به
دانشجويان،
ادامه بستن
روزنامه ها،
سال زنداني
ماندن زرافشان
و جباري و
ديگران، سال
دستگيري و
شکنجه بود.
سال بستن
وبلاگ ها، سال
فيلتر کردن
سايت ها و سال
يورش
مذبوحانه به
سنگر هاي اطلاع
رساني بود.
سال
گذشته سال
کشتن خبرنگار
زن ايراني،
سال زهرا
کاظمي و
مظلوميت او در
اوين و پنجه جلادان
اوين بود. سال
لگد مال نمودن
مکرر حيثيت
انسان توسط
اين حکومت خون
آشام بود.
اما
سال گذشته
سالي از نوع
ديگر هم بود،
سال اعطاي
جايزه صلح
نوبل به يک زن
حقوقدان و
فعال حقوق بشر
ايراني، سال
جهاني شدن نام
شيرين عبادي
وکيل ديگر
خانواده هاي
قتل هاي زنجيره
اي بود.
...
سالي
که گذشت سال
دشوراي بود.
اما سالي پر
از تلاش براي
رهائي از اين
دشواري ها،
سال جدي تر
شدن چشم انداز
هاي بدون
جمهوري
اسلامي و
تدارک براي
بعد از جمهوري
اسلامي بود.
سال جستجو
براي شکل دادن
آلترناتيو
هاي ممکن براي
فرداي بعد از
حکومت اسلامي
و به کرسي
نشاندن اراده
جمهور مردم
بود.
***
سال
گذشته سال
اشغال کامل
عراق در
همسايگي ما،
توسط دولت
آمريکا و با
توسل به بهانه
هاي واهي و دروغ
پردازي هاي
آشکار بود.
سال گذشته و
بعد از اين
اشغال نه فقط
منطقه ما،
منطقه خاورميانه،
بلکه تمامي
جهان يک پله
به سوي ناامني
و هرج و مرج
سوق داده شد.
دستاوردهاي
جمعي بشريت از
طرف دولت
آمريکا و
متحدانش زير
پا گذاشته شد. فقدا
امنيت هم
اکنون تا لب
مرزهاي کشور
ما کشانده شده
است، اما خطر
اصلي در کشور
ما نه در خارج از
مرزها، بلکه
در قلب کشور
ما و در راس
قدرت نشسته
است و همانا
حود همين
حکومت است.
سال
گذشته سال درد
و رنج بيشتر
براي ملت
فلسطين بود. سال
يورش هاي نظامي
يکي از مدرن
ترين
زرادخانه هاي
جهان بر خانه
و کاشانه مردم
بي سلاح و
اردوگاه هاي
آوراگان در
سراسر فلسطين
و سال تلاش
براي به گور سپردن
اميد به صلح
در اين منطقه
از جهان بود.
سال
گذشته سال اوج
«جنگ عليه
تروريسم» و سال
بيشترين و
مهيب ترين
ترور ها بود.
سال
گذشته هم چنين
سال موفقيت
جهاني جنبش ضد
جنگ در جلب
افکار عمومي
جهان و سال
نفرت همگاني
از جنگ
افروزان و
سفيران مرگ و
ويرانگري در انظار
جهانيان بود.
***
سال
نو را با
مبارزه براي
جهاني بدون
جنگ افروزان،
جهاني بدون
خشونت و
خونريزي و در
يک کلام جهاني
شايسته شان
انسان بر
همگان تبريک
مي گوئيم.