اتحاد کار شماره ١١۷/  فروردين ١٣٨٣

 

چرايي طرح تشکيل انجمن هاي صنفي يا سنديکاها در اين  مقطع از جانب برخي جريانا ت حکومتي

تشکيل چنين انجمن ها يا سند يکاهائي در شرايط حاکم بر ايران عملي است؟

چه طرح ها و پيشنهادها ي عملي  در جهت شکل گيري تشکل ها ي مستقل وآزاد کار گرا ن در ايرا ن می تواند مطرح شود؟

 

چنان که مي دانيد   چند يست که برخي از مطبوعات ومحافل کارگري وسياسي در ايران يحث ومجادله اي را پيرامون تشکيل انجمن هاي صنفي و يا سند يکاهاي کارگري _ وارتباط و يا تقابل آنها با  " شوراهاي اسلامي کار"موجود را مطرح کرده اند. به منظور روشن شد ن جوانب و زمينه ها و احياناً نتايج حاصل از اين مجادلات براي کارگران ايران ، کميسيون کارگري سازمان اتحاد فدا ئيا ن خلق ايران در نظر دارد مصاحبه هائي را با چند تن از صاحب نظران وفعالين وعلاقه مندان مسائل کارگري در اين باره انجام دهد.

دراين ارتباط پاسخ های رفيق يداله خسروشاهی  به دستمان رسيده است که با تشکر مجدد از ايشان ، اين بحث را دنبال می کنيم.

 

1 _ به نظر شما دلايل و ا نگيزه هاي طرح تشکيل انجمن هاي صنفي يا سنديکاها در اين  مقطع از جانب برخي جريانا ت حکومتي چيست ­­؟

برای پاسخگويي به اين سئوال شما لازم است کمی به عقب برويم. قطعا مطلعيد که پس از استقرار جمهوری اسلامی، به دستور بهشتی وخامنه ای ورفسنجانی به تعدادی از اعضای حزب جمهوری اسلامی ماموريت داده شد تا خانه کارگر را از دست فعالين چپ بيرون آورند ودرآنجا مستقرشوند. اين عمل درسال 58 وپس از نمازجمعه بوقوع پيوست. با حمله گروهی چماق بدست به خانه کارگر ودرگيری چندروزه وسرکوب وزندان کردن فعالين کارگری مستقر درآن ، خانه کارگران توسط دشمنان آنان اشغال واعضای حزب جمهوری اسلامی درآنجا مستقرشدند. تمامی شوراهای برآمده ازانقلاب وسنديکاهای مستقل توسط وزير کار آقای احمدتوکلی منحل اعلام شدند. همه روز روز کارگر وخداهم مفتخر به سردوشی کارگری شد. لايحه قانون کاروشوراهای اسلامی کار به مجلس فرستاده شد وقانون شوراهای اسلامی کار درمقطع جنگ به تصويب رسيد. توسط افراد انجمن های اسلامی ، فعالين کارگری شناسايي وتوسط دادگاه های بدوی وتجديدنظر مستقر درمراکز کارگری که به تصويب مجلس رسيده بود، گروهی ازکارگران اخراج وتعداد زيادی تحويل دادگاه های انقلاب اسلامی شدند که بخشی زندان وحدود 500 نفر اعدام شدند. درتعدادی ازکارخانجات بالای 35 نفرکارگر ، شوراهای اسلامی کار توسط افراد انجمن های اسلامی تشکيل شد.

درقانون کار ، تشکيل هرگونه تشکلی درصنايع بزرگ چون نفت ، گاز، پتروشيمی، دوب آهن ومس و... ممنوع اعلام شد. تنها افرادمسلمان ومعتقد عملی به ولايت فقيه برمبنای قانون کار اجازه انتخاب شدن پيداکردند ويک تشکل ايدئولوژيک مافيايي برجامعه کارگری مستولی شد. افراد حزب جمهوری اسلامی چون علی ربيعی ازمسئولين بالای امنيتی ، محجوب وکمالی وچندنفرديگر درراس خانه کارگر قرارگرفتند ويک جوپليسی رابرکارخانجات مختلف حاکم کردند.

تااين مقطع کل جناح های رژيم باهمکاری يکديگر جلوی هرگونه حرکت وخواست کارگران راگرفته وهرگونه حرکتی رابا سرکوب واخراج وزندان پاسخ می دادند. اين همکاری کامل تامقطع رياست جمهوری خاتمی وشروع مجلس ششم ادامه داشت. باگرفتن اکثريت مجلس توسط اصلاح طلبان حکومتی ، حزب مشارکت به فکر اعمال اتوريته خود برجنبش کارگری افتاد وتعدادی ازخانه کارگری ها ازآن انشعاب کردند.

توسط مزروعی نماينده مجلس با علم کردن دو انجمن صنفی ( روزنامه نگاران ورانندگان بيابانی ) تشکل کارگری حزب مشارکت بنيان گذاشته شد. باتعويض کمالی ، صفدرحسینی ازجبهه مشارکت وزیرکارشد.ایشان ضمن تماس بامسئولین بخش تشکلات کارگری سازمان بین المللی کارازآنهادعوت کرد که به ایران بیایند.

نمایندگان سازمان بین المللی کار پس ازجندنوبت سفربه ایران طی اطلاعیه ای اعلام کردند که شوراهای اسلامی کارتشکلات مشورتی وانجمن های صنفی رانندگان بیابانی وروزنامه نگاران نمونه خوبی ازتشکلات مستقل کارگری هستند وازاين به بعد این تشکلات می توانند به عنوان نماينده کارگران به جلسات سالیانه این سازمان بیایند.حزب مشارکت ازنفی شوراهای اسلامی کار توسط کارگران استفاده کرد وبرای جلوگیری از حرکت رادیکال کارگران که خانه کارگر دیگر قادر به مهارآن نبود وبخاطر جلب سرمایه داران داخلی وخارجی برای سرمایه گذاری ، به فکر امن کردن محیط های کاری افتاد. با ابزار سازمان بین المللی کار به فکر منحل کردن شوراهای اسلامی کاربرآمد وتاحدودی نیز دراین کارموفق شد. تاجایی که حسن صادقی مسئول شوراهای اسلامی کار درکشور ابراز داشت که این شوراها باافت شصت درصدی روبرو شده اند ودربعضی ازکارخانجات منحل گردیده اند. هدف حزب مشارکت تطابق دادن انجمن های صنفی ( چون کامیونداران وروزنامه نگاران ) با مقاوله نامه های 87 و98 سازمان بین المللی کاردرشکل بود.

من درهمان موقع درنوشته ای تحت عنوان ( تشکلات کارگری وجبهه دوم خرداد ) (1) درمورد تغییر قانون کار چه ازنظر تشکیلاتی وچه ازنظر حذف ماده های حمایتی نظرم رابیان کردم. که روند حرکت جبهه مشارکت طی این 4 سال درستی آن پیش بینی ها را به ثبوت رساند. درآن نوشته اعلام کردم که جبهه مشارکت درنظردارد تشکلات دست ساخته خود را جایگزین شوراهای اسلامی کارکند. اما افراد این شوراها مقاومت خواهند کرد وپس از استقرار جناح محافظه کار برمجلس هفتم وروی کارآمدن رئیس جمهور جدید به جای خاتمی که ازطرفداران ولایت فقیه خواهد بود دوباره باکمک آنها نفس تازه ای خواهند کشید وبا حرکتی آرام تشکلات جدیدی را بانام های جدید توسط افراد انجمن ها وشوراهای اسلامی روی کاغذ تشکیل خواهند داد. حرکتی که ازهم اکنون شروع شده وچند انجمن صنفی واتحادیه توسط اینها وتنها روی کاغذ بوجودآمده تا به سازمان کار بعنوان تشکلات کارگری معرفی شوند ودرشکل مطابق با مقاوله نامه های این سازمان باشند.

بنابراین اگر به سئوال شما برگردم دلایل ایجاد سندیکا ها توسط حکومتیان را می توان چنین بیان کرد:

1-      نفی شوراهای اسلامی کار از طرف کارگران.

2-      خواست بدست گیری جنبش کارگری واعمال اتوریته کامل حزب مشارکت برحرکت کارگران.

3-      پیشبرد برنامه های نئولیبرالی توسط حزب مشارکت.

4-      امن کردن محیط های کار تشکلات کارگری با مقاوله نامه های آن سازمان درشکل بوده است.

 

2- آیا تشکیل چنین انجمن ها ویا سندیکاها درشرایط حاکم برایران عملی است؟ درصورتی که پاسخ مثبت باشد ، آیا شکل گیری آنها می تواند به نفع ویا ضرر خواست هاومبارزات کارگران عمل کند؟

همان طور که درسئوال اول مطرح کردم باگرفتن اکثریت کرسی های مجلس هفتم توسط محافظه کاران وبدست گیری کرسی ریاست جمهوری توسط آنها که همگی منتصب ولایت فقیه خواهد بود ، باتعویض وزیرکار توازن قوا کاملا ازنظر قانونی به نفع محافظه کاران خواهدشد که می توان گفت معادله « که برکه » حل می شود. یعنی اتوریته کامل جامعه چه ازنظر قانونی وچه درعمل تاحدودی بدست این جناح خواهد افتاد.لذا برنامه حزب مشارکت از دستور کار دولت جدید خارج می شود.

فعالیت انجمن های اسلامی مستقر درکارخانجات تشکلاتی باعناوین جدید برای معرفی به سازمان جهانی کار بوجود می آورند. اما این امکان هم وجود دارد که پس ازاستقرار کامل جناح محافظه کار این جناح نیز به فکر ایجادآتوریته  کامل خود برمحیط های کاری بیفتد و با تشکل کارگری ( جامعه اسلامی کارگران ) که به ریاست آقای سرافراز دارد ، خانه کارگر را به تصرف خود درآورد وافراد شوراهای اسلامی کار را به این تشکل جذب نماید. که درهردوصورت این تشکلات جدید درماهیت خود همان شوراهای اسلامی کارهستند وباتغییر نام ، گماشتگان جدید حکومتی برراس این تشکلات مافیایی حاکم خواهند بود. بنابراین برپایی صوری این تشکلات هیچ گونه کمکی به کارگران نخواهد کرد وهم چنان سدراه ایجاد تشکلات مستقل کارگری همچون 24 سال گذشته خواهند بود.

 

3- هم اکنون درارتباط بااین مسائل از نظر شما چه طرح ها وپیشنهادات عملی در جهت شکل گیری تشکل های مستقل وآزاد درایران می تواند مطرح باشد؟

راستش این کلمه « مستقل » و« آزاد » درسئوال شما اصولا با ماهیت وجودی رژيم جمهوری اسلامی همخوانی ندارد. اما به نظر من راه برون رفت جنبش کارگری از وضعیت فلاکت بار کنونی درگرو نفی این تشکلات مافیایی مسلط برجنبش کارگری است. بدون از میان برداشتن این مانع اساسی بطور واقعی نمی گذارند کارگران اقدام به ایجاد تشکلات مستقل وآزادخودکنند. من درمقاله ای که چندسال پیش تحت عنوان « ره نه این است ونه آن » (2) ، نوشتم که : لازمه پیشبرد حرکت تشکل یابی کارگران ایجاد جبهه سومی است که دربرگیرنده نفی تشکلات کارگری هردو جناح باشد. هنوز هم براین نظر اصرار می کنم. لازم است فعالین کارگری بدون درنظر گرفتن این تشکلات ایدئولوژیک رژیم سرمایه داری وبدون هیچ گونه مماشاتی باآنها جبهه سومی رابگشايند.

بارفتن به طرف ایجاد تشکلات مستقل از دولت واحزاب وکارفرمايان ، حرکت خود را به پیش برند. شکل پیشبرد حرکت ونوع سازمانیابی بستگی به تشخیص فعالین کارگری درمحیط کار دارد و هیچ  نسخه ای برای شکل تشکل آنها نمی بایستی تجویز کرد. همچنان که درسال 1356 کارگران نفت کمیته های اعتصاب را ازدل تشکل سندیکایی خود سامان دادند وپس ازآن اتحادیه کارکنان نفت رابوجود آوردند وبر مبنای شرایط زمان وتوازن قوای درون جامعه شوراها را سازماندهی کردند. ایجاد تشکلات مستقل درموقعیت کنونی نیز تنها با مبارزه مستقیم وبا اتکا به توده کارگران امکان پذیر است نه برمبنای مجوز وزارت کار یا طرح های سازمان جهانی کار ویا نسخه نیروهای خارج از این جنبش.

به نظر من امر ایجاد تشکلات مستقل کارگری درگرو حرکت کارگران صنایع بزرگ برای امر سازمان یابی خود است. سازمان یابی هرگونه تشکل مستقل از رژیم سرمایه وکارفرمایان ونیروهای غیرکارگری درصنایع بزرگ ، شیپور حرکت تشکل یابی سایر کارگران برای متحدشدنشان را به صدادرمی آورد وبه سرعت غیرقابل تصور این تشکلات درسراسر کشور توسط کارگران بوجود خواهند آمد.

 

4- فعالین کارگری وسیاسی ایرانی درخارج ازکشور ، درشرایط امروز چه اقدام یا اقدامات مشخصی برای تقویت جنبش کارگری درایران می توانند انجام دهند؟

کارگران ایران طی دوران حاکمیت جمهوری اسلامی هیچ گونه ارگان مستقلی برای بازگویی خواسته ها ، نظرات ودرج مبارزات خود نداشتند. دراین سال ها حرکت واعتراض کارگران درهیچ یک از رسانه های گروهی داخلی منعکس نمی شد ویک سانسور مطلق خبری را برجنبش کارگری مستولی کرده بودند. درخارج ازکشور نیز نیروهای سیاسی توجه لازم را به مسائل ومشکلات کارگران نمی کردند واخبار اعتراضات کارگری مانند اعتراض برای دستگیری گنجی وعبدی وسرکوهی وغیره به درستی منعکس نمی شد.

مبارزات کارگران در آن زمان تنها در درون کارخانجات ومحیط های کاری سازمان داده می شد. تااین که درسال 72 کارگران نفت درجلوی اداره مرکزی این صنعت دست به تظاهرات زدند ودیوار سانسور راشکستند. باایجاد کمیته های همبستگی برای حمایت از نفت گران و انعکاس این حرکت درسطح خارج ازکشور ورسانه ها ومراجع بین المللی ، سایر کارگران نیز از کارخانجات بیرون آمدند و مبارزات خود را به سطح خیابان ها و جلوی مراکز دولتی کشاندند. از این به بعد نشریات داخل نیز ناچارشدند که گوشه های کوچکی از حرکت کارگران را منعکس کنند.

لذا درمورد سئوال شما می توانم بگویم درمرحله اول انعکاس حرکت کارگران ورساندن صدای اعتراض آنها به گوش مردم جهان وبخصوص کارگران کشورهای دیگر است. شناساندن جنبش کارگری ایران به سایر کارگران جهان ، بازگوکردن مشکلات آنها وگرفتن حمایت های بین المللی از مسائلی است که لازم است درسطح خارج  ازکشور روی آن کارکرد. طی 15 سال گذشته حرکت هایی دراین زمینه صورت گرفته که به هیچ وجه کافی نبوده است . درسه سال گذشته توجه نیروهای چپ بیشتر ازگذشته معطوف به جنبش کارگری شده است که ازهرنظر جای خوشحالی است. اما بطور واقعی هنوز درحد توان نیروهای سیاسی وفعالین کارگری این حمایت ها به پیش نرفته است. یکی ازمشکلات ، گروه گرایی وعدم وجود یک سازمان سراسری ازفعالین کارگری ونیروهای سیاسی معتقد به طبقه کارگر درخارج ازکشور است. به نظر من وقت آن رسیده  که فعالین واقعی جنبش کارگری درخارج سازماندهی حرکت مشترکی را برای حمایت ازکارگران ایران دردستور کارخویش قراردهند که اخیرا دراین زمینه درحد حرف اقداماتی شده ولی هنوز به جنبه عمل درنیامده است. لذابخشی از اقداماتی که فعالین کارگری درخارج ازکشور برای تقویت جنبش کارگری ایران قادر به انجام آن هستند را می توان چنین برشمرد.

1-      صدای رسایی باشند برای بازگویی خواسته ها ، مشکلات ومبارزات کارگران ایران وکسب حمایت بین المللی برای تقویت مبارزات آنها. درهمین رابطه می توان به تلاش فعالین کارگری درکانادا اشاره داشت که دررابطه باکشتار 4 نفر از کارگران ذوب مس درخاتون آباد شهربابک ضمن تماس با مسئولین کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزادکارگری که 151 میلیون کارگر را ازطریق 223 مرکز اتحادیه ای در151 کشور نمایندگی می کند (3) ، ضمن جمع آوری مدارک بسیار وارسال آن برای این کنفدراسیون واتحادیه های دیگر قادرشدند حمایت واعتراض این بزرگ ترین سازمان کارگری درسطح جهان رااز کارگران ایران کسب کنند. که این کنفدراسیون وچند اتحادیه دیگر ضمن ارسال نامه هایی به مسئولین جمهوری اسلامی ایران ، این عمل رژیم را بشدت محکوم کرده واز سازمان های جهانی خواسته اند که ازنظر قضایی این موضوع رادنبال کنند.

2-      ترجمه کتاب ها ، نوشته ها ودستاوردهای مبارزاتی کارگران جهان وانعکاس آن درمیان کارگران باعث خواهد شد که آنها ازاین تجربیات غنی بهره مندشده و آن را توشه ای برای حرکات آینده خود نمایند.

3-      دخالت گری اندیشمندان ، متفکرین وفعالین سیاسی دربرخورد با مباحث نظری که از طرف عاملین سرمایه داری درایران درمیان کارگران منعکس می شود از مسائل مهم دیگر است. به جاست که صاحب نظران جنبش کارگری درکلیه امور نظری درابعاداقتصادی، سیاسی واجتماعی بانوشتن مطالب ومقالاتی ضمن نقد مطالب مطرح شده از طرف نظریه پردازان سرمایه داری از به انحراف کشاندن جنبش کارگری توسط آنها جلوگیری بعمل آمده وبا ارائه آلترناتیو های خود کارگران را هرچه بیشتر به منافع طبقاتی خود آگاه سازند.

4-       یکی از مسائل اساسی ومشکل واقعی کارگران درایران بی تشکلی آنهاست. تبلیغ وتشویق کارگران برای سازمان یابی خود ومتحد شدن آنها از مسائل مهمی است که فعالین خارج ازکشور می توانند روی آن کارکرده وبانوشتن مطالبی مشوق کارگران درامر سازمانیابی خویش شوند.

5-       تاسیس یک رادیوی کارگری ، ایجاد صندوق همیاری کارگری ازموضوعات عملی دیگری استا که فعالین جنبش کارگری می توانند آنها را دردستور کارجمعی خود قراردهند.

6-       برگزاری سمینارهای کارگری ودعوت ازفعالین شناخته شده درمحیط های کاری داخل کشور از دیگر مسائلی است که ضمن بازگویی مشکلات عینی کارگران ، از دهنی گرایی جلوگیری بعمل می آورد وبرای برون رفت از وضعیت فعلی چاره جویی مشترکی بعمل آید وپیوندی بین فعالین داخل وخارج ، همچون سایر اقشار چون نویسندگان ، زنان ، دانشجویان و... بوجود خواهد آمد. دراین مورد فعالین کارگری درکانادا برای اولین بار از کانال اتحادیه های کارگری آن کشور ، بادعوت 3 نفر از فعالین عرصه های کارگری از ایران همراه باچند نفر از خارج کشور، سمیناری برگزار کردند که در داخل وخارج از کشور انعکاس بسیارخوبی یافت. تداوم چنین حرکتی می تواند از اهم فعالیت های نیروهای مدافع منافع کارگران باشد

 برای تحقق چنین اهدافی احتیاج به یک پشت جبهه قوی واستوار بابرنامه ریزی مشخص است. اقدامات جداازهم تاکنونی دررابطه با حمایت ازکارگران ایران گرچه نسبت به گذشته پیشرفت بهتری داشته اما هنوز مبدل به یک برنامه عمل مشترک از طرف تمامی فعالین جنبش کارگری خارج ازکشور نگردیده است. حمایت ازحرکات ، اعتراضات وخواسته های کارگران ایران امرمشترک همه نیروهای سوسیالیست وآزادیخواه درسطح خارج ازکشور است. لازمه پیشبرد آن سازماندهی یک حرکت بابرنامه مشترک از طرف همه این نیروها است. مطمئن باشیم تا زمانی که کارگران ایران باآگاهی طبقاتی وبرنامه ای مشترک به صورت یک طبقه به میدان مبارزه واردنشوند ، حرکت هرنیروی غیرکارگری دیگر، توسط رژيم سرمایه داری به عقب رانده می شود. کلیدرسیدن به آزادی های سیاسی ، اجتماعی ، رفع نابرابری های موجود اقتصادی ، تبعیض وحشتناک نسبت به زنان ، آزادی قلم وبیان واحزاب وتشکلات و... تابرقراری یک حاکمیت سوسیالیستی، تنها درگرو متحدشدن کارگران ، به میدان آمدن این طبقه وحمایت سایر اقشار از مبارزات آنها است. تشویق کارگران به سازمان یابی خویش درمقطع کنونی وایجاد تشکلات توده ای طبقاتی از طرف آنها بدون هیچ گونه مماشاتی با سرمایه داران راه گشای رفع مشکلات مقطع کنونی کارگران ایران است. دراین راه حامی ومشوق کارگران باشیم.

 

توضیح 1و2و3 : این مقالات ونامه کنفدراسیون بین المللی  اتحادیه های آزاد کارگری هم اکنون درسایت « بنیادکار » موجود است.