اتحاد کار شماره ١١۷/  فروردين ١٣٨٣

 

کارگر ، دانشجو ، معلم ، ... اتحاد ، اتحاد !

 

 

 

ادامه حيات رژيم جمهوری اسلامی ودر بن بست قطعی قرار داشتن آن ، نابودی زندگی مردم را هدف نهايي خود قرارداده است. فشار طاقت فرسای گذران زندگی بردوش ميليون هانفر از اقشار حقوق بگير جامعه آن چنان سنگينی می کند که مبارزه برای بقا ، چهره غيرانسانی مناسبات سرمايه دارانه حاکم بر کشورمان را هرچه عريان تر می نماياند و اعتراض به اين شرايط جزيي از تلاش روزمره مردم شده است. اعتراضی که درابعاد ميليونی در همه جا خود را نشان می دهد. تلاش برای ماندن به سطح زير خط فقر نيز ديگر به خواب می ماند. در کارخانه و مدرسه ، کوچه و مزرعه هرروز شاهد نبرد واقعی ايستادگی و گذرکردن از عامل اصلی اين نابسامانی ها هستيم. يك ميليون و ۱۷۰ هزار فرهنگي کشور دراين فلاکت عمومی به صحنه آمده اند تا حقوق خود را بگيرند.

درماه گذشته شاهد چندمین حرکت اعتراضی معلمان کشورمان برای احقاق حقوق خود بوديم. حرکتی که به نسبت اقدامات مشابه آنها درسال گذشته ابعادی گسترده وسراسری داشت. آخرين تصميم  معلمان به تحصن يك هفته اي  خود به دنبال تجمع اعتراض آميز ۱۰۰ تن از نمايندگان تشكل هاي صنفي فرهنگيان در مقابل مجلس در روز ۹ اسفند ماه اتخاذ گرديد واين تصميم  در سراسر كشور و با استقبال نسبتاً گسترده دانش آموزان و خانواده هاي آنان مواجه شد. اين بار نيز همچون تحصن سه روزه ۲۷ تا ۲۹ دي ماه سال جاري ، معلمان در مدارس حضور يافته اما از تدريس و رفتن به كلاس هاي درس خودداري كردند. اين تحصن نيز از سوي تمامي معلمان مناطق شهري تهران و سراسر كشور مورد حمايت قرارگرفته و منجر به تعطيلي كلاس هاي درس بسياري از مدارس در تمامي مقاطع تحصيلي گردیده بود. عملی نکردن طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق كارمندان آموزش و پرورش توسط سازمان برنامه و بودجه از جمله مطالباتی بود که معلمان طرح می کردند. به معلمان وعده داده شده بود که در بودجه سال ۸۳ برابري حقوق كادر آموزشي، آموزش و پرورش با ساير كارمندان اجرا شود.اما اين قول ها هيچ مابه ازای عملی به همراه نداشت. نه تنها به این وعده وعیدها توجهی نشد  بلکه درمقابل حتی مسئولين نپرسيدند كه دلايل تحصن معلمان چه بوده است. وعده ووعید همراه با نشان دادن چماق سرکوب هم نتوانست خللی بر تصميم جمعی معلمان وارد آورد.

خواست اسفندماه معلمان همچون سه تجمع قبلی آنها در  ارديبهشت ، مهر ودی ماه سال ۸۲ ، با عدم  پاسخگويی مسئولان و متحقق نشدن مطالبات صنفی و معيشتی آنها روبروگردید. عدم پرداخت ميلياردها تومان از مطالبات معوقه معلمان، مخالفت با خصوصی سازی آموزش و پرورش در شرايطی که آموزش و پرورش هنوز رايگان نشده است، لزوم نظارت بر صرف و هزينه شهريه ها و کمک های مردمی که توسط مديران دريافت می شود و به رقمی ميلياردی می رسد و بدون هر گونه ضابطه و نظارتی خرج می گردد، مخالفت با سيستم انتخاب مديران توسط معلمان که به علت تغيير نکردن ساختار آموزش و پرورش و مدون نشدن اين ساختار، منجر به استفاده نشدن از نظرات معلمان فرهيخته کشور می شود، تاکيد بر رفع تبعيض از پرداخت های معلمان با ساير کارکنان دولت، لزوم ايجاد نگرش صحيح نسبت به شغل معلمی  ، لزوم اصلاح ساختار آموزش ، لزوم پاسخگويی صندوق ذخيره فرهنگيان به چگونگی صرف اندوخته های اين صندوق و لزوم ايجاد فضای آزاد برای طرح مباحث راجع به دموکراسی، حقوق بشر و اصلاح ساختار آموزش و پرورش از خواست های فراگیری بودند که دربیانیه های مختلف معلمان انعکس یافت.

لازم به یادآوریست که ميانگين دريافت معلمان طبق آمار وزارت آموزش و پرورش دو ميليون تومان در سال است در حالی که اين ميانگين برای کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارايی ۴ ميليون تومان و سازمان مديريت و برنامه ريزی ۷ ميليون تومان در سال می باشد.

معلمین درتحصن خود تاکید نموده بودند که اين تحصن به هيچ وجه براي پيگيري مطالبات معوقه نيست، بلكه اعتراض براي يك تحول اساسي در روند پرداخت حقوق ناچيز معلمان و كارمندان آموزش و پرورش است.

درمقابل اين خواست ها ، صديقی رئيس سازمان برنامه وبودجه درنشست مشترک با نمايندگان معلمين عنوان می دارد که يکسان سازی استفاده از تسهيلات برای کارکنان دولت عملا غيرممکن است زيرا منابع دولت با بحران مواجه است و اين بحران به نظام بيمار اقتصاد کشور باز می گردد که صرفا به يک منبع درآمد زا _ نفت _ متکی بوده و اين منبع درآمد هم در سال های اخير در حال بازدهی حداکثر خود بوده در حالی که ميزان درآمد حاصل از بازدهی نسبت به سال های گذشته مرتبا در حال کاهش است ويا اين که ما مي‌دانيم تبعيض وجود دارد، حق هم با شماست، اما نمي‌توانيم به معلم‌ها يا پرستارها به حد كافی حقوق بدهيم و امكانات يكی زندگی معمولی در اختيار آن ها قرار بدهيم. كشور پول ندارد. قبول داريم كه حقوق يك ميليونی هم وجود دارد. اما چه كنيم!؟ وبا دلسوزی اسلامی  خود اشک تمساح می ریزد که:  به نظر ما شرايط و ويژگی های شغل معلمی به گونه ای است که اين شغل قابل مقايسه با ساير بخش های حوزه آموزش و پرورش نخواهد بود. ضمن آنکه با قشر وسيع آموزش مواجه هستيم که به همين دليل هر گاه يک ريال به پرداخت های اين قشر افزده شد، ناچار شده ايم اين افزايش را در ساير بخش های خدماتی هم تسری دهيم. اما وضعيت منابع کشور اين امکان را به ما نمی دهد که تمام تسهيلات برای تمام مجموعه خدمات يکسان سازی شود.

و در مخالفت با مقايسه درآمد و دريافت کارکنان دولت با معلمان عنوان می کند: «اين مقايسه های عددی درست نيست. چون شرايط تحصيلی و سابقه کار می تواند در اين تفاوت پرداخت ها تاثير داشته باشد. البته ما منکر نارسايی ها نيستيم و اين مقايسه ها زنگ خطری است که بايد علت اين تفاوت ها پيدا شود. اما طبقاتی در بين کارکنان دولت هستند که ميزان دريافتی شان حتی از معلمان هم کمتر است مثل پرستاران.»

تشكل‌های صنفی فرهنگيان سراسر كشوردرپاسخ به اين توجيهات در بيانيه تحصن اسفندماه خود تصریح نموده بودند که ما خواهان رفع تبعيض از حقوق و اجرای طرح ويژه فرهنگيان همچون بسياری ديگر از كاركنان دولت هستيم. تا ما به طور جدی خواسته‌های به حق خودمان را نخواهيم كسی به فكر ما نخواهد بود. وای بر مجلسی كه نمي‌تواند قانون مصوب نظام هماهنگ پرداخت را در بررسی بودجه سالانه پيگيری نمايد و   امروز نيز حتی حاضر نيست، بنا برخواسته معلمان،‌حداقل هر ساله درصدی فراتر از نرخ تورم يا افزايش حقوق فرهنگيان موافقت كند و آن‌ها را از تنگنای مشكلات رها سازد. تنها راهی كه امروز مانده است، اتحاد و اتحاد و اتحاد است.

به دنبال شکست مذاکرات میان نمایندگان معلمین و مقامات دولتی تحصن در دفاتر مدارس آغازمی شود. معلمان در دفاتر مدارس می نشينند و از رفتن به سر كلاس خودداری می كنند. آنها برای هزارمین بار اعلام می دارند که حقوق عقب افتاده چيزهايی هستند كه بايد قبلا می دادند. آنها را می گوييم مطالبات قبلی. بايد می دادند، ندادند . ما خواستمان اين است كه حقوق ما با ساير كارمندان دولت برابر شود، نظام هماهنگ پرداختها اجرا شود.

از نخستين روز آغاز تحصن، تعدادي از فعالان فرهنگي در تهران، يزد، كرمانشاه، مازندران و اصفهان به هيات هاي رسيدگي به تخلفات كاركنان دولت و دفاتر نيروي انتظامي احضار و از آنان خواسته شده كه تحصن را پايان داده و در فكر راه قانوني!!! براي پيگيري و وصول مطالبات خود باشند.  درادامه به واسط تهديد و ارعاب نمايندگان صنفي  از جمله دردو شهر يزد و اصفهان از سوي مقامات امنيتي بيانيه هاي لغو و پايان تحصن دراین شهر ها صادر شد، که فورا  با مخالفت گسترده معلمان  این شهرها مواجه گردید و معلمان معترض ضمن اعلام ادامه تحصن خواستار رعايت مفاد بيانيه تهران صادره در ۹ اسفند ماه شد ند . در چهارمين روز از تحصن هفته نامه قلم معلم نيز كه ۱۸ شماره آن منتشر شده بود براي دومين بار در طول انتشار توقيف می گرددو...

سراسری بودن اين تحصن، همراهي مديران مدارس با معلمان و حمايت دانش آموزان و خانواده ها از خواست های معلمان ویژگی هایی بود که ادامه حرکت های حق طلبانه معلمان را تضمین نموده است. باید برعنصر اتحاد میان نیروهای اجتماعی مختلف تکیه نمود. باید هر حرکت حق طلبانه از سوی دیگران مورد پشتیبانی قرارگیرد. همان گونه که دردانشگاه « کارگر، دانشجو ، اتحاد ، اتحاد ! » فریاد می شود. پیروزی را با مبارزه مشترکمان را بدست خواهیم آورد