تشکيل
چنين انجمن ها
يا سند
يکاهائي در
شرايط حاکم بر
ايران عملي
است؟
چه طرح ها
و پيشنهادها ي
عملي
در جهت شکل
گيري تشکل ها
ي مستقل وآزاد
کار گرا ن در
ايرا ن می
تواند مطرح شود؟
چنان
که مي دانيد چند يست که
برخي از
مطبوعات
ومحافل
کارگري وسياسي
در ايران يحث
ومجادله اي را
پيرامون تشکيل
انجمن هاي
صنفي و يا سند
يکاهاي
کارگري _ وارتباط
و يا تقابل
آنها با
" شوراهاي اسلامي
کار"موجود را
مطرح کرده
اند. به منظور
روشن شد ن
جوانب و زمينه
ها و احياناً
نتايج حاصل از
اين مجادلات
براي کارگران
ايران ،
کميسيون
کارگري
سازمان اتحاد فدا
ئيا ن خلق
ايران در نظر
دارد مصاحبه
هائي را با
چند تن از
صاحب نظران
وفعالين
وعلاقه مندان
مسائل
کارگري در اين
باره انجام
دهد.
دراين
ارتباط پاسخ
های رفيق يوسف
آبخون به
دستمان رسيده
است که با
تشکر مجدد از
ايشان ، اين
بحث را دنبال
می کنيم.
رفقاي
عزيز كميسيون
كارگري
سازمان
فداييان خلق
ايران !
با سلام
و تشكر از اين
كه فرصت اظهار
نظر را به من
داده ايد.
1 _
به نظر شما
دلايل و ا
نگيزه هاي طرح
تشکيل انجمن
هاي صنفي يا
سنديکاها در
اين
مقطع از جانب
برخي جريانا ت
حکومتي چيست ญญ؟
دلايل
طرح تشكيل
انجمن هاي
صنفي يا
سنديكا ها در
ايران از يك
طرف فشارهاي
بين المللي و
از جانب
سازمان جهاني
كار و هم چنين
بانك جهاني است،
به عنوان شرط
پذيرش در اين
نهادها و يا
پرداخت وام و
يا جلب سرمايه
هاي خارجي و
از طرف ديگر
پذيرش و
پيشبرد برنامه
سياست تعديل
ساختاري
نهادهاي مالي
جهاني از جانب
رژيم اسلامي
براي رهايي از
بحران ساختاري
و فلج كننده
اقتصادي است
كه موجوديت رژيم
را به خطر
انداخته و
سابقه آن به
دوره رياست
جمهوري
رفسنجاني
برمي گردد.
دليل مهم تر
ديگر فشار
جنبش كارگري و
حركت آن ها در
راستاي ايجاد
تشكلهاي
مستقل كارگري
و در پي منزوي
كردن كامل
انجمن هاي و
شوراهاي
اسلامي و هم
چنين خانه
كارگر است.
تشكلهاي
سركوب گر
دولتي كه حالا
تلاش مي كنند
كه در قالب
انجمن هاي
صنفي،
جنبش كارگري
را مهار كنند.
اين شرايط
يعني فشارهاي
بين المللي و
آن هم از جانب
سازمان جهاني
كار و يا بانك
جهاني وطرح
تشكيل انجمن
هاي صنفي يا
سنديكاها از
جانب برخي
جريانات
حكومتي ، عده
اي را به اين
نتيجه گيري
رسانده كه مي
بايد توطئه اي
در كار باشد و
بنابراين اصل
مساله و ضرورت
ايجاد
اتحاديه هاي
كارگري راهم
به زير سئوال
برده اند . در
حالي كه مساله
نه بر سر اصل
ايجاد
اتحاديه هاي
كارگري بلكه
بر سر استقلال
آن هاست. يعني
اين كه كارگران
به هر حال و در
هر شرايطي به
ايجاد اتحاديه
ها و يا
سنديكاها وبه
عبارت ديگر به
وحدت در ميان
صفوف خود صرف
نظر از گرايش هاي
ملي ، قومي،
مذهبي ، نژادي
و هم طور
سياسي و
ايدئولوژيك
نياز دارند و
اين وحدت
زماني در پيشبرد
مبارزات شان
موثر خواهد
افتاد كه مستقل
از دولت و يا
هر نهاد سياسي
و ايدئولوژيك
ديگري
سازماندهي
شود. به اين
ترتيب در
شرايط حاضر
كارگران
ميتوانند با
تاكيد بر اصل
ايجاد
اتحاديه هاي
كارگري و
استقلال آنها
از تضاد هاي
موجود در ميان
دشمنان خود
سود جويند.
2- آيا
تشکيل چنين
انجمن ها يا
سند يکاهائي
در شرايط حاکم
بر ايران عملي
است؟ و
درصورتي که پاسخ
مثبت باشد ،
آيا شکل گيري
آنها مي تواند
به نفع و يا
ضرر خواست ها
ومبا رزا ت کارگران
عمل نمايد ؟
به نظر
من در شرايط
فعلي حاكم بر
ايران ايجاد
اتحاد كارگري
مستقل عملي
است و به مقدار
زيادي به
فعاليت
كارگران و
استفاده موثر
آن ها از اين
شرايط بستگي
دارد. ولي اگر
منظور از تشكيل
چنين انجمن ها
يا سنديكاها
همان انجمن ها
و سنديكاهايي
باشد كه برخي
از جريانات
حكومتي در پي
ايجاد آنند شايد
پاسخ با توجه
به تحولات
اخير در ايران
منفي باشد و
اگر هم چنين
طرحي عملي شود
نميتواند به
نفع خواست ها
و مبارزات
كارگران عمل
كند. چراكه
هدف از ايجاد
چنين انجمن ها
و سنديكاها يي
نه تامين
خواست
كارگران بلكه
تامين خواست
هاي همان
جريانات
حكومتي است كه
در اساس در
تقابل با
خواست
كارگران قرار
دارد.
3
ญญญ_ هم
اکنون
درارتبا ط با
اين مسا ئل،
از نظر شما چه
طرح ها و
پيشنهادها ي
عملي
در جهت شکل
گيري تشکل ها
ي مستقل وآزاد
کار گرا ن در
ايرا ن می
تواند مطرح
شود
در جهت
شكل گيري تشكل
هاي مستقل و
آزاد كارگري به
نظر من اولا_
كارگران
صنايع بزرگ،
با اين كه
پايه هاي مادي
مقاومت شان با
توجه به بحران
و ركود توليد
و تعطيلي
كارخانه ها به
زير سئوال
رفته ، هنوز
هم نقش تعيين
كننده اي
دارند . ثانيا_
اين كه اين
طرح بدون
سازماندهي
كارگران
كارگاههاي
كوچك ، كه
اكثريت عظيم
طبقه كارگر ما
را تشكيل
ميدهند ، غير
قابل تصور است.
ثالثا_
ايجاد تشكل
هاي مستقل و
آزاد كارگري
بدون فعاليت
سازمان گرانه
و فداكارانه
كارگران
پيشرو و بسيج
كارگران در جهت
تحميل و يا به
رسميت شناخته
شدن اين حق براي
طبقه كارگر
ايران عملي
نخواهد بود.
4-
فعالين
کارگري
وسياسي
ايراني خارج از
کشور، در
شرايط
امروز،چه
اقدام يا
اقداما ت مشخصي
براي تقويت
جنبش جاري
کارگري در
ايران مي
توانند انجام
دهند ؟
به نظر
من
انعكاس
مبارزات و
شرايط كار وزندگي
تحمل ناپذير
كارگران
ايران در
افكار عمومي
كشورهايي كه
فعالين
كارگري و
سياسي ايراني
در آن ها
زندگي مي كنند
و براي جلب
حمايت اتحاديه، سازمان
ها و احزاب
كارگري از
مبارزاي
كارگران
ايران محور عمومي
فعاليتي است
كه فعالين
كارگري و
سياسي ايراني
مي بايد انجام
دهند. اما در
شرايط امروز
براي اين كه
اين فعاليت
موثرتر انجام
شود مي بايد
اولا. فعالين
كارگري و
سياسي ايراني
در خارج از
كشور بتوانند
فعاليت هاي
پراكنده خود
راهماهنگ
كنند. تجربه
نشان داده كه
وقتي حمايت از
مبارزات
كارگران
ايران از جانب
تعداد زيادي
از فعالين و
سازمان هاي
كارگري و
سياسي انجام
ميشود،ا
تحاديه هاي و
سازمان هاي
كارگري و حتي
سازمان جهاني
كار را نيز تشويق
به موضع گيري
عليه رژيم
ايران ميكند،
مثل موضع گيري
اخير سازمان
جهاني كار در
اعتراض به
كشتار
كارگران
ايران. اين
هماهنگي
ميتواند بر
مبناي همكاري
در دفاع از
مبارزات
اتحاديه اي و
روزمره و حقوق
پايه اي
كارگران
ايران در رابطه
با ايجاد تشكل
هاي مستقل
كارگري و حق
اعتصاب و
قراردادهاي
دسته جمعي و
علي رغم اختلاف
نظرهاي سياسي
و ايدئولوژيك
فعالين كارگري
و سياسي صورت
گيرد. ثانيا.
در حال حاضر
با توجه به
تلاش هاي رژيم
ايران براي به
رسميت شناخته
شدن در سازمان
جهاني كار و
قالب كردن
انجمن ها و
شوراهاي
اسلامي كار
ويا خانه
كارگر به عنوان
تشكل هاي صنفي
و يا اتحاديه
اي كارگري ايراني
در اين سازمان
، افشا و
منزوي كردن
انجمن ها و
شوراهاي
اسلامي كارو
هم چنين خانه
كارگر در
سازمان جهاني
كار و از طريق
جلب حمايت
وافكارعمومي
اتحاديه هاي
كارگري در كشور
هاي مختلف ،
اقدام مشترك و مشخص
ديگري است كه
فعالين
كارگري
ايراني در
خارج از كشور
ميتوانند
انجام بدهند. ثالثا.
ياري رساني
فكري به جنبش
كارگري ايران
از طريق
انتقال تجربيات
كارگري
كشورهاي
مختلف و كمك
رساني به مطبوعات
كارگري
ايراني و يا
ايجاد رسانه
هاي كارگري .
به اميد
پيروزي
كارگران _
يوسف آبخون 20 فوريه 2004