اتحاد کار شماره ۱۱۶/ بهمن ۱٣٨۲

 

تبعيض عليه زنان

 

 فريبا زندي

تبعيض عليه زنان و نابرابري عميقي که در جامعه ي ما و در زير تيغ دو رژيم پهلوي و جمهوري اسلامي  در عرصه ي حقوق وجودداشته و دارد را تنها خود زنان و از پايين مي توانند ريشه کن کنند. کشف حجاب فرمايشي و اجباري رضا شاهي نتوانست خدمتي به جنبش برابري خواهي زنان ايران کند و در مقابل حتي به ايجاد مقاومت و بدبيني به آزادي هاي زنان و ميدان گيري مرتجعان منجر شد و هم چنين دولتمردان جمهوري اسلامي هم که گاه با وعده هاي دروغين و گاه با سنگسار و زندان و شکنجه و اعدام تلاش در جلب و يا ايجاد ترس در زنان نمودند قادر نشدند صداي آزاديخواهي زنان را خاموش کنند. وارثان رضا شاه در ماه دي به مناسبت سال روز کشف اجباري حجاب از مبارزات زناني که در داخل کشور تاوان دهه ها ديکتاتوري رژيم پهلوي ها را پس مي دهند تجليل کردند. آنها در تجليلشان با زبان امروزين و نرم تري که آموخته اند مي گويند که اگر بر سر کار بيايند بهشت را به زنان ارزاني مي کنند! آنان نيز چون بسياري ديگر مي خواهند با استفاده ي ابزاري از مسئله ي زنان در ايران شايد از اين نمد کلاهي براي خود بسازند. جمهوري اسلامي هم درست کمي قبل از انتخابات تلاش داشت باز هم بر سر جنبش عظيم زنان کلاه شرعي بگذارد و با هزاران حيله خود را مدافع حقوق زنان معرفي نمايد. بسياري ديگر از نيروهاي ديگر جامعه هم که دل به نجات از جانب قدرت هاي خارجي بسته اند و خيال جايگزيني را در سر مي پرورانند تا نظام "به جاي مردم حکومت کردن" را بقا بخشند، نيت سواستفاده از جنبش رو به رشد زنان را دارند. روکردن به هر کدام از اين نيروها يک بار ديگر زنان ايران را ابزار به قدرت رسيدن ديگران مي کند. تجربه ي تاريخي جنبش زنان در جهان نشان مي دهد که جز ادامه ي افشاي زن ستيزي سيستماتيک و مطابق قانون و افزايش فشار بر زن ستيزان حاکم و مبارزه با فرهنگ پدرسالارانه اي که در تار و پود ما و نهاد هاي اجتماعي لانه کرده و ادامه ي تلاش براي سازمان يابي مستقل و غير سلسله مراتبي حول خواست هاي انساني زنان، هيج تضميني براي برابر حقوقي واقعي زنان در ايران وجود ندارد. مبارزه ي برابري طلبانه ي زنان ايراني همواره نبردي نابرابر و طاقت فرسا بوده است. هم طرفداران رژيم پهلوي و هم مزدوران جمهوري اسلامي  مي خواهند به نام زن و با استفاده از بي حقوقي او سودي به جيب زنند و پايه  قدرت خود را تحکيم کنند. اما بيش از 1500 وبلاگ زنانه و تعداد بسيار بيشماري سايت هاي زنانه کتاب و سينما و ادبيات و وجود بيش از 250 سازمان غير دولتي زنان و....  .. همه و همه بيانگر اين واقعيت است که زنان ايران به بيداري رسيده اند و ديگر فريب کارگزاران ورشکسته دو رژيم پهلوي و آخوندي را نخواهند خورد و اينبار قصد دارند سرنوشت خود را خود در دست بگيرند. 

   

 

زنان در ايران

مبارزه شجاعانه بر عليه ناعدالتي

 

فريبا زندي

با گذشت بيش از دو دهه از انقلاب بهمن 57، زنان ايران هنوز در انتظار رهائي از چنگال رژيم مرد سالار و قرون وسطائي جمهوري اسلامي بسر مي برند. اگر چه زنان ايران دوشادوش مردان در همه نهاد هاي اجتماعي مشغول بکار هستند و بيش از 60% از دانشجويان دانشگاههاي ايران را زنان تشکيل ميدهند، اما در تعيين سياست جامعه نقشي ايفا نمي کنند . حتي در پارلمان فرمايشي جمهوري اسلامي از 287 نماينده فقط 13 نفر زن مي باشند.                                                             طبق آخرين مشاهدات در درون جامعه، زنان بخاطر قوانين ضد زن در بحران روحي شديد بسر مي برند. قوانين شريف اسلام مانند " بهاي خون " " حق خون " هنوز براي مردان دو برابر حق زنان مي باشد.  فرهنگ مرد سالارانه همراه با تبعيض جنسي در نظام جمهوري اسلامي عرصه زندگي را براي زنان ايران تنگ کرده است. حجاب اجباري يکي از نمونه هاي بارز توهين به مقام زن و تبعيض جنسي در ايران امروز مي باشد. وضعيت زنان در شهر هاي کوچک و روستا هاي ايران بسيار اسفناک تر از شهر هاي بزرگ است چرا که فرهنگ سنتي حاکم بر اين محيط امکان و اجازه هيچگونه رشد را به زنان نمي دهد.

   سنت هاي عقب افتاده وقتي که با شونيسم مردانه عجين مي گردد، منجر به توليد سم کشنده اي مي گردد که در درجه اول روحيه و شخصيت زنان را در هم مي شکند و بعد مرگ تدريجي آنان را باعث ميگردد.  خشونت و تجاوز بر عليه زنان حتي در خانواده هاي ايران تبديل به عملي طبيعي شده است. تعداد زناني که در اثر اين فشار ها دست به خودکشي ميزنند، مرزهاي عادي را گذرانده است. فروش زنان به کشور هاي خليج فارس براي هوس راني شيوخ عرب يکي از نشانه هاي تجاوز به حقوق انساني زنان ايران است.                              

مبارزه زنان براي دست يافتن به حقوق پايمال شده شان نوعي هويت بخشيدن به " خود " مي باشد. اعتراضات زنان ايراني اگر چه شکل برخا شکل سازمانيافته ندارد و همراه با شعار هاي سياسي و راديکال نمي باشد، اما هويتي است دوباره بر عليه ظلم و ستم موجود در نظام زن ستيز و مرد سالار جمهوري اسلامي.                                   

جمهوري اسلامي نتوانست بعد از بيش از دو دهه حکومت و زور ، زنان را خانه نشين نمايد. زنان در عرصه جامعه حضور فعال داشته و با اعتراضات خود با تمامي اشکال گوناگون بسيار متفکرانه عرصه را بر اين نظام تنگ نموده اند. آنان ديگر حاضر نيستند بعنوان سايه مردان عمل کنند . بلکه بر عکس در مسير اين راه پر پيچ و خم تبديل به به عناصر آگاه و غير وابسته و مستقل گشته اند.                                  

برابري حقوق زنان يکي از خواسته هاي واقعي جنبش مستقل و مترقي زنان ايران مي باشد.                                                                                              

مبارزه زنان براي دستيابي به حقوق برابر  اجتماعي ، اقتصادي و سياسي  همچنان ادامه خواهد داشت.


 

بازگشت به صفحه اول اتحاد کار