«
نه !»
بزرگ
تشکل های
دانشجويي به
کليت رژيم
همايون
فرهادی
رژيم
جمهوری اسلامی
در طول دودهه
حيات
خود چندين
بار بحران
موجوديت خود
را با استفاده
از موقعيت های
پيش آمده وبا
تکيه بر فريب
بخشی از مردم
که در درجه
اول با باورهای
مذهبی خود
نسبت به اين
رژيم مذهبی و
سپس به خاطر
تامين مالی از
سوی نهادهای
مافيايي آن ،
پشتيبانان آن
بوده اند را
از سرگذرانده
است. نيروهای
سرکوبگر نظامی
رژيم همراه با
بسيچ اين بخش
از مردم
ناآگاه اما
وابسته به آن
هرگاه که
مخالفتی در
سطح جامعه
بروز می نمود
با توسل به
سرکوب
وحشيانه و
ايجاد جو رعب
و وحشت
به قتل عام
مخالفين رژيم
در زندان ها پرداخته
و با جو
بگيروببند
سايه وحشتی را
ايجاد کرده و
درپناه آن
ادامه
حکومتشان را
ميسر می
نمودند. با
واردشدن به
دوره بن بست
قطعی ادامه
حکومت و
افزايش جو
نارضايتی
عمومی در اواسط
دهه 70 بخشی از
نيروهای
حاکميت تلاش
نمود که
موجوديت
حکومت را با
شيوه ای ديگر
تداوم دهد
وبا
طرح
شعارهايي ديگربه
صحنه آمد و دراين
اقدام موفق
گرديد که
حمايت بخش های
وسيعی از مردم
بويژه جوانان
را بدست آورد.
شعارهای
انتخاباتی
آنها در سال 76
که ميليون ها
نفر را به پای
صندوق های رای
کشانده بود ،
خيلی زود رنگ
باخت و مردم
متوجه
گرديدند که
مجموعه اينان
بخشی از کليت
نظامی هستند
که جز مرگ و
نابودی
برايشان
ارمغانی
نياورده اند.
از آنجا که
تفاوت در شيوه
های توحش و
سرکوب ارتباطی
با خواست های
مردم نداشت
ريزش ها خيلی
سريع شروع
گرديد .
اکثريت مردم
دريافتند که
همه جناح های
درونی رژيم از
يک جنس و از يک
قماشند و توهم
نسبت به هرگونه
اصلاحی
درامورات
زندگيشان از
سوی آنها دروغ
به خود است
وبايد کليت
نظام را از زندگی
و حيات خود
بروبند. وچنين
کردند.
در اين
دوره اگرچه
جناح اصلاح
طلب!! رژيم
تمام تلاش خود
را کرده بود
که با ايجاد تشکل
های وابسته به
خود درمحيط های
آموزشی و کاری
مسير مبارزات
مستقل نيروهای
اجتماعی را به
بيراهه
بکشاند اما
ماهيت اين
تشکل ها نيز
خيلی سريع برای
همگان روشن شد
و کنده شدن از
اين عوام فريبی
ها هر روز
بيشتر از پيش
گرديدو امروز
شاهد اوج اين
آگاهی و عمل
مستقيمی
هستيم که در 18
تيرماه ها
آغاز و خارج
از دايره جناح
های رژيم
درحال شکل گيری
است.
ورشکستگان
سياسی رژيم به
جايي رسيده
اند که ديگر
حتی قادر به
دست آوردن دل
دوستداران
قبلی خود هم
نيستند و رهبر
نظام و نيروهای
طرفدارش نيز
که تکليفشان
از خيلی وقت
پيش روشن بود.
جماعتی
آبروباخته و
معرف عام و
خاص. تبری از
نظام و خود را
به کوچه علی
چپ زدن درميان
طرفداران
حکومت ابعاد
گسترده ای
گرفته است.
بحران
موجوديت رژيم
را حتی خود
حکومتی ها هم
پنهان نمی
کنند. يک سو
مردم اند و سوی
ديگر حکومتيان
. اگر تا ديروز
هر يک برای
خود راه می
پيمودند اما
امروز تصادم
ميان اين دو
گروه هر لحظه
قابل پيش بينی
است.
در
اين ميان انتخابات
مجلس هفتم که تنها
ميدان
رقابتی ميان
نمايندگان
جناح های
جکومتی بود از
هيچ گونه
حساسيتی در
جامعه
برخوردار
نشدو چانه زنی
ها تنها
برای کسب
کرسی های مجلس
ميان آنها
ادامه يافت.
نتيجه اين
معاملات
برادرانه به
حکم سه طلاقه
رهبر انجاميد
و بسياری از
سرشناسان
اصلاح طلبان
از فيلتر شورای
نگهبان
نگذشته و
کانديداتوريشان
تاييد نگرديد.
مخالفت
علنی با
موجوديت رژيم
ديگر امر
روزمره ای شده
است که به همه
جا سرايت
نموده و امروز
خواست برگزاری
انتخابات
آزاد و
رفراندوم برای
نه ! بزرگ به
اين رژيم در
تمامی بيانيه
ها و موضع گيری
ها به سرفصلی
برای يک اقدام
عمومی تبديل
شده است.
دراين رابطه
هر نيرويي نيز
که بخواهد اين
تروخشک را
نشناسد و
بازهم به اين
جناح و به آن
دسته از
نيروهای
حاکميت چشمکی
بزند رسوای
عام و خاص می
شود. نگاهی به
بخش هايي از
بيانيه های
منتشرشده از
سوی تشکل های
دانشجويي در
دو هفته اخير
، عنصر جدايي
هرچه مشخص تر
از جناح های
حکومتی و طرح
آلترناتيوهايي
برای برچيدن
بساط کل رژيم
را برجسته
ترکرده است. به
بخش هايي از
اين اطلاعيه
ها نگاه می
کنيم:
انجمن اسلامی
دانشگاه آزاد
اسلامی تبريز ، شايعه هر
گونه اعلام
حمايت خود را
از كانديدا های
نمايندگی
مجلس شورای اسلامی را به
شدت تكذيب
نموده و
مواكدا بر عدم
شركت تشكيلاتی
خود در
انتخابات
مجلس تاكيد می
كند.
شورای عمومی
انجمن اسلامی
دانشجويان
دانشگاه صنعتی
اصفهان
امروز
ما معتقديم که
سرنوشت
نامزدها و
مجلس به دست
مردم تعيين نمی
شود و اين
نهادهای
انتصابی
هستند که به
خود اين حق را
می دهند و می
توانند هر گاه
اراده کنند
مصوبات مجلس
را لغو يا
قوانين را به
ميل و سليقه
شخصی و جناحی
خود تفسير يا
رد کنند. اين
نهادها بنابر
ماهيت خود بر
آن هستند که
نگذارند
اراده مردم در
انتخاب
نمايندگان
خود و اراده
نمايندگان در
تصميم گيری های
اساسی، نظير
تغييرات در
ساختار قدرت
تحقق يابد.... و حال روی
سخنمان با
اصلاح طلبان
است:
اگر
شما حاکمی جز
مردم بر خود
نمی شناسيد،
به اعتبار چه
کسی در مسائل
بيرونی و درونی
حاکميت
بالاخص مسايل
مربوط به مجلس
و دولت، آن ها
را برای ملت
روشن و شفاف
نساختيد؟ مگر
سوگند ياد
نکرده بوديد
که پاسدار حق
ملت
باشيد؟آيا تا
به حال
انديشيده ايد
که تاوان فرصت
سوزی شما را
چه کسانی پرداخت
کرده و می
کنند و خواهند
کرد؟ آيا فکر
نمی کنيداندکی
دير به خود
آمده ايد؟آقای
خاتمی!آيا ننگی
بزرگ تر از
اين وجود دارد
که در زمان
رياست جمهوری
شما، دولت به
برگزاری
انتخاباتی
فرمايشی و يا
به بيان روشن
تر انتصاباتی
ننگين تن می
دهد؟ و اينک
در پيشگاه
بلندمرتبه
ملت ايران و
دانشجويان
فرهيخته و
آزادانديش ايرانی،
اعلام می
داريم که در
انتخابات اول
اسفند 1382 شرکت
نخواهيم کرد و
از ملت آگاه
ايران نيز
دعوت می کنيم
که در اين
انتخابات
فرمايشی شرکت
ننمايند و
بدينوسيله
مخالفت
خودشان را با
حذف جمهوريت
که از اصلی
ترين ارکان نظام
است اعلام
کنند.
مشکلات
اساسی و بنیادین
قانون اساسی ایران
که نسبت به
اراده ملت بی
اعتنا می باشد
و رای و نظر
اکثریت را با
اراده نهادها
و اشخاص
فراقانونی
محدود و مقید
مینماید باید
به خواست مردم
و طی یک
رفراندوم برطرف
گردد مردم ایران
با شرکت در
انتخابات
خرداد 76 و آغاز
جنبش اصلاح
طلبی به گونه
ای اعتراض خود
را نسبت به
عملکرد
نادرست
اقتدارگرایان
در دو دهه
گذشته اعلام
کردند. اما
متاسفانه به
دلایل مختلفی
این جنبش نیز
از مسیر خود
منحرف شد .عدم
درک واقعیتهای
موجود جامعه توسط
اصلاح طلبان
در کنار فرصت
سوزیهای بسیار
در نتیجه عدم
استفاده از
پتانسیل مردمی
در شرایط حساس
و حتی بی توجهی
به خواسته های
مردم هزینه های
بسیاری برای
اصلاح طلبان
به همراه داشت
که نمونه آن
از دست رفتن
پشتوانه مردمی
بود. در کنار این
مسائل
اشتباهات
فاحش دیگر
اصلاح طلبان
در مماشات با
جریانهای
مقابل
اصلاحات و
تحمل
ساختارهای
انتصابی در
مردم این تفکر
را القا نمود
که منازعات
جناحی تنها یک
جنگ زرگری بر
سر قدرت است و
مردم در این میان
کمترین ارزشی
ندارند. آیا
شرکت در
انتخاباتی که
نتیجه آن از
قبل مشخص است
و فاکتور رقابتی
بودن آن توسط
اربابان قدرت
حذف شده است
کاری لغو و بیهوده
نمی باشد؟ و آیا
شرکت در چنین
انتخاباتی به
معنی مشروعیت
بخشیدن به این
حرکت و تایید
این انتصابات
نمی باشد؟
شرکت نکردن در
انتخابات نتایج
عینی و ملموس
تری در راه
جنبش دموکراسی
خواهی مردم به
همراه خواهد
داشت همچنین
شرکت کردن در
انتخاباتی
فرمایشی و غیر
عادلانه خیانت
به آرمانهای
ملت است و هر
کس که در چنین
انتخاباتی
شرکت کند باید
روزی پاسخگو
ملت در پایمال
کردن حقوق
آنها باشد .
از عموم
مردم جامعه و
همچنین
دانشگاهیان ،
روشنفکران و
نخبه گان سیاسی
تقاضا داريم با
تحریم
انتخابات
اعتراض خود
نسبت به اين روند
اعلام نمایند.
انجمنهای
اسلامی
دانشجويان
دانشگاههای
فارس (دفتر
تحکيم وحدت)
...در يکم
اسفند ماه،
همه خواهيم
ديد که مردم
ما، هوشمندتر
از تصور اينان
اند. سرگذشت
مجلس ششم و
نمايندگان آن
نه تنها از
خاطره مردم نرفته
که پيش روی
آنهاست: حضوری
پرشور در
انتخابات 78 به
اميد تشکيل
مجلس اصلاحات
و تغيير وضع
کشور با روشی
آرام و
قانونمند.
نتيجه چه شد؟
گلوی مجلس را
با شورای
نگهبان
فشردند، چند
پيرمرد روحانی
نشستند و بر
مترقی ترين
طرحها و لوايحی
که در تاريخ
اين کشور به
تصويب رسيده
خط بطلان
کشيدند. آنهايی
که اينک در
آستانه
انتخابات باز
از اهميت رأی
مردم و جايگاه
مجلس سخن می
گويند پاسخ
دهند که چرا
پيش از اين
بارها و بارها
رأی مردم و
مصوبات مجلس و
نمايندگان
ملّت را خوار
شمرده اند.
آنانی که اينک
برای مردم
تکليف تعيين می
کنند که شرکت
در انتخابات
واجب است،
پاسخ دهند که
خود کدام
تکليف
واجبشان را در
برابر ملّت به
جا آورده اند؟
چرا انتخابات
آزاد برگزار
نمی شود؟ ...ما در
انتخابات
فرمايشی يکم
اسفند شرکت نمی
کنيم تا
رفراندمی
بسازيم عليه
تحقير
کنندگان ملّت.
بيانيه
انجمن اسلامی
دانشجويان
دانشگاه شريف
موج
رد صلاحيت ها
ديگر بايد بر
همگان عيان
ساخته باشد که
اصلاحات
ساختاری از
طريق تکيه زدن
بر قانون اساسی،
راهی بس عبث و
دوری باطل
است. مگر می
توان فشاری از
اين افزونتر و
چانه زنی و
ريش سفيدی از
اين فراخ تر
بر حاکميت خشک
مغز متصلب
اعمال کرد و
درست از همين
تجربه تاريخی
و بسياری
قراين ديگر
است که ادعا می
کنيم:
«استراتژی
فشار از پائين
و چانه زنی از
بالا» راهبردی
سوخته و نخ
نما شده است،
چرا که ويژگی
حاکميت
خودکامه چانه
پذيری درون
مرزی نيست.
مضاف بر اين
که چانه زنی
اصلاح طلبان
حکومتی آن
چنان موثر و
در راستای
خواست عمومی
نيست که بتوان
بر آن اعتماد
بست ...
گرچه به آقای
رئيس جمهور
نامه نوشتيم و
جوابشان خانه
اميدمان را
ويران کرد و
عهد بستيم که
ديگر از آن سوراخ
گزيده نشويم،
اما می خواهيم
بازخوانی
کنيم سرنوشت
وزير فرهنگ و
ارشاد سابق
اين مملکت را
که متن
استعفايش
هنوز هم
خواندنی ست.
استعفايش نه
تنها از قرب و
منزلتش نزد
مردم نکاست،
بلکه عزيزش
نيز کرد و دوم
خرداد 76 را رقم
زد. آقای رئيس
جمهور آيا هيچ
از خود پرسيده
ايد که اگر امروز
کوتاه آمدند و
«دشمن» نشدند،
پانزده ماه
بعد در
انتخابات
رياست جمهوری
پيش رويشان چه
می کنند؟ آن
روز مجلسی
نيست که تحصن
کند، کابينه ای
وفادار
ندارند که
استعفا دهد،
پس چه خواهند
کرد؟ اگر مرد
عمل اند،
امروز وقت عمل
است....تحريم
منفعلانه ناشی
از ناچاری و
عجز در تصميم
گيری سياسی
است. انفعال
نخبگان جامعه
جز ياس و
نااميدی چه
روحی در جامعه
می دمد؟ تحريم
منفعلانه و بی
هدف، تن به
جبر تاريخ
سپردن و تنها
نظاره گر بودن
است، اما
تحريم
فعالانه عملی
از روی آگاهی
و اطلاع است
که باعث ايجاد
شور و اميد در
مردم می شود.
تحريم
آگاهانه
گفتمان
اپوزيسيونی
را غالب خواهد
کرد که
مطالباتی نو
طلب می کند،
مطالباتی که
به همراه
خواستگاه های
نو اجتماعی
رشد کرده اند.
تحريم
آگاهانه به
مردم می آموزد
که دارای حق
رای هستند و
تکليف به
عنوان فرمان
ايزدی رنگ می
بازد، مردم در
می يابند که می
توانند دارای
حق حاکميت
باشند. هر آن
چه مردم تا به
حال ديده اند
بی تاثيری
رايشان در
ساختار قدرت
بوده است. اما
اينک با تحريم
آگاهانه
انتخابات، دری
گشوده خواهد
شد که از باز
توليد
استبداد جلوگيری
خواهد کرد.
فراموش نکنيم
گذشتگانمان
آنگاه به
استبداد تن
دادند که
نااميد و
مايوس در پی
مستبدی بودند
که امنيت و
خوراک تامين
کند. تحريم از
روی عجز زمينه
ظهور
خودکامگانی
ديگر را مهيا
خواهد کرد.
اما اگر
آگاهانه گزينه
تحريم را
برگزينيم،
آنگاه
ميدانيم که
چگونه می توان
زنگ استبداد
را از چهره
اين کشور
زدود.
گفتمان
”اصلاح از
درون” با
تعاريفی كه
سيدمحمد خاتمی
در آستانه
انتخابات رياست
جمهوری دوم
خرداد ٧٦ مطرح
كرد، هم
در عرصه تئوری
و هم در عرصه
عمل به بنبست
رسيده است.
عدم تحقق
مطالبات
دمكراتيك مردم
ايران و روشن
شدن ناكارآمدی
حاكميت
دوگانه به خوبی
بيانگر وضعيت
امروز كشور و
نظام است. هفت
سال تلاش
ستودنی ملت،
دستاوردهای
بيشماری
داشته كه مهمترين
آنها نمايان
گشتن ظرفيتهای
نظام حاكم برای
اصلاح بوده
است. ساختار
صلب و انعطافناپذير
حاكم از يك سو
و نبود عزم جدی
در ميان
مدعيان
اصلاحات كه به
دليل پيوندهای
ايدئوژيك با
ساختار حاكم و
همچنين دل
نكندن از
مواهب و
امتيازاتی كه
بواسطه حضور
در بخشی از
ساختار قدرت
بدست آورده
بودند، باعث گشت
كه بخش اصلاحطلب
حاكميت حفظ
نظم موجود را
بر ريسك دفاع
از مطالبات
ملت ترجيح دهد....ملت
ايران از اين
پس هيچ شيفته
قدرتی را
اصلاحطلب به
شمار نخواهد
آورد.... سلب
كردن حق بديهی
مردم يعنی حق
انتخابات
كردن و انتخاب
شدن يك خيانت
سياسی است كه
متأسفانه
دولت اصلاحات
خاتمی با
فراموش كردن
پيمان خويش با
ملت،
ابزار اين عمل
گرديده است... با
قاطعيت
انتخابات
مجلس هفتم را
تحريم اعلام
مينمايد و آن
را واقعبينانهترين
رويكرد به
انتخابات اول
اسفند ارزيابی
مينمايد. ... اين
تحريم نه به
دليل رد
صلاحيتهای
گسترده بلكه
اعتراض به
ساختار قدرت
در نظام سياسی
است كه حضور
مردم در
انتخابات را
عاری از هويت
نموده است به
عنوان بخشی از
جنبش دانشجويی
ايران اعلام
ميداريم
تحريم
انتخابات نه
به معنای
انفعال و
تسليم در
برابر ناقضان
حقوق ملت بلكه
مبدأ يك تحول
جديد در حيات
سياسی ايران
جهت شكلگيری
يك گفتمان
جديد است كه
در آن با
انتقال جنبش تحولخواهانه
از داخل
حاكميت به
درون جامعه و
تجمع نيروهای
آزاديخواه
حول محور حقوق
بشر و دمكراسی
بدون پيشوند و
پسوند، زمينه
شكلگيری يك
بديل
دمكراتيك
فراهم گردد....در پايان
و از آنجا كه
كه دولت
اصلاحات بين
دو راهی خيانت
و استعفاء,
خيانت را
برگزيده و لذا
ممكن است
مصالح پنهان
نظام را بر
مطالبات بحق
ملت ترجيح دهد، از
هيأتهای
اجرايی به
عنوان تنها
بخش مردمی
برگزاری
انتخابات، انتظار
داريم در اين
دوره با جديت
پاسدار حقوق و
آراء رأی ندهندگان
باشند و عدم
اعلام ميزان
واقعی شركت
كنندگان در
انتخابات به
واسطه احكام
حكومتي، گناهی
نابخشودنی
است و مرتكبين
اين خيانت
هرگز در
پيشگاه ملت بخشيده
نخواهند شد.
سازمان
دانش
آموختگان
ايران اسلامی
(ادوار تحکيم
وحدت)
عدم
شرکت در
اتخابات را
بهترين راه حل
ممکن می داند
و لذا از ملت
شريف و آگاه
ايران نيز می
خواهد که با
عدم شرکت در
انتخابات
فرمايشی يک
اسفند ماه و
حفظ هوشياری
در مراقبت از
رای هايی که
اين بار برای
ندادن و
نريختن به
صندوق، نگاه
خواهند داشت، پاسخی
محکم به گردن
کلفتی
خودکامگان و
نگهبانانشان
نشان دهند... فرای رد
صلاحيتهای
صورت گرفته،
تجربه هفت سال
اصلاحات درون
حکومت و راه
حلهای اصلاح
پارلمانتاريستی
نشان داد که
در ساختار فعلی
«نه ميزان رای
ملت است» و نه
رای ملت و
ارادة مردمان
در اداره امور
کشور چندان
تاثير گذار و
لذا اصلاحات
را راهکارها و
استراتژيهايی
ديگر بايد که
با بهره بردن
از انسجام
عمومی و تقويت
هويت جمعی
جامعه
گرانيگاه
اصلاحات را از
درون حاکميت
(دولت و مجلس)،
به بطن جامعه
و به سمت
نهادهای مدنی
سوق دهد تا با
شناخت راه حلها
و همراهان
واقعی خود و
بهره بردن از
قدرت ارادة
عمومی جامعه
(و نه قدرت حضور
در حاکميت)،
با تشکيل يک
جريان
قدرتمند و گسترده
در داخل کشور،
حاکمان را به
تمکين خواست و
مطالبات مردم
وادارد و
اصلاح رويهها
و ساختارهای
خودکامه پرور
کنونی را ميسر
سازد. ... رئيس جمهور
به عنوان
نماينده
جمهور ملت
وظيفه دارد که
شجاعانه بر
دفاع از حقوق
و آزادی های
ملت پايمردی
کند و مانع از
به يغما رفتن
اين حقوق در
پای اراده و
مصالح قدرت
شود، اما
افسوس که خاتمی
فرصت سوزانه و
مسامحه
کارانه در اين
چند سال اميدهای
فراوان ملت را
نا اميد کرد و
پشتوانه گران
سنگ شور
اجتماعی و
اعتماد عمومی
را با تعلل های
فراوان و بی مورد
و مصلحت سنجی
های نابجا هدر
داده و در
دوراهی تاريخی
انتخاب بين
مردم و قدرت،
حفظ مصلحت
قدرت را ارجح
دانسته و به
شور و شعور و
اعتماد
ميليونها
ايرانی پشت
کرده و به جای
صيانت از
جمهوريت دامن
شيخوخيت
چسبيده و نهايتا
نيز تن به خفت
برگزاری
نمايشی
فرمايشی با محتوای
انتصابات و با
جلوه
انتخابات
داده است و
اکنون نيز
چشمان
ايرانيان،
نگران قلب و
دغل در چنين
انتخاباتی
است که مبادا
خودکامگان با
انواع
ترفندها، اراده
جامعه را به
بازی بگيرند و
به زور نمودار
و جعل و... ، آرای
ريخته نشده به
صندوق ها را بی
اثر کنند و
اين حداقل
انتظاری است
که از شخص
رئيس جمهور و
دولت ايشان و
مسئوولان
اجرايی می رود
که اگر يارای
آن ندارند تا
ننگ برگزاری
چنين
انتخاباتی را
نپذيرند،
لااقل
صادقانه بر
صيانت از آرايی
که در روز يک
اسفند ماه به
صندوق ها
ريخته نخواهد
شد همت گمارند
تا در اين
هنگامه که دغل
کاران برای هر
صندوق به کشتن
چراغ آمده اند
نام ايشان به عنوان
خائنين به ملت
در تاريخ ثبت
نگردد....عدم شرکت در
اتخابات را
بهترين راه حل
ممکن می داند
و لذا از ملت
شريف و آگاه
ايران نيز می
خواهد که با
عدم شرکت در
انتخابات
فرمايشی يک
اسفند ماه و
حفظ هوشياری در
مراقبت از رای
هايی که اين
بار برای
ندادن و
نريختن به
صندوق، نگاه
خواهند داشت، پاسخی
محکم به گردن
کلفتی
خودکامگان و
نگهبانانشان
نشان دهند،
باشد که اين
بار عبرت
گيرند
انجمن
اسلامی
دانشجويان
دانشگاه
تهران و علوم
پزشکی تهران
ما به
سيستم حاکم و
بخشی از آن که
جمهوريت نظام
را زير سوال میبرند،
اعتراض داريم.
اعتراضی به
اصلاح طلبانی
داريم که زمانی
که مردم روحيه
داشتند با
ملاحظه کاری
در برابر
سرکوب مردم
سکوت کردند.
ما به عنوان دانشجويان
اين مملکت که
بيشترين
حمايت را به پاسداشت
و حمايت از يک
تفکر داشتهايم
و نه يک فرد،
اعلام میکنيم
که شش سال پيش ۲۰
ميليون رأی
پشت سر شما
بود و شما اين
پشتوانه را به
هيچ انگاشتيد.
...در انتخابات
فرمايشی يک
اسفند شرکت
نخواهيم کرد.
انجمن
اسلامي
دانشجويان
دانشگاه
تبريز و علوم
پزشکي
... و
اکنون که اميد
هاي ملت بر
باد مي رود و
خانه ملت
جولانگاه
سوداگران
قدرت مي شود و
در شما ( خاتمی ) نيز توا ني
براي ادامه
مقاومت
مشاهده نمي
شود و اکنون
که شما نمي
توانيد به
سوگندتان
وفادار
بمانيد و ملت
سال ها بايد
کفاره سوگند
شما را پس
بدهد و اکنون
که خفاشان
تاريکخانه
اشباح در سردي
زمستان سياست
، با آتشي که
بر پرچم
اصلاحات زده
اند گرم مي
شوند ، بگو به
ما که پاسخ
اين طعنه ها و
پاسخ ( ديديد
که گفتيم !) ها
را چه بگوييم
؟ وآيا
سخني مانده که
با ما بگويي ؟
وآيا سخني هست
که بگوييم ؟ و
اندک شرري هست
هنوز ؟
تريبون
آزاد دانشجويی
انجمن اسلامی
دانشجويان
دانشگاه علامه
طباطبايی
ما دانشجويان از جنبش اصلاحات حمايت كردهايم؛ در صورتی كه تصور ميكرديم قانون اساسي، پتانسيل پذيرش خواستههای ما را ندارد و در اين شش سال هيچيك از آرزوهای ديرينهی ما برآورده نشد. ميتوانستيم پيشاپيش بگوييم جبههی دوم خرداد، فرجامی جز شكست ندارد... اتفاقات اخير نشان داد كه مردم به آن حد از آگاهی رسيدهاند كه به توصيهی كسی احتياج ندارند و البته بايد برای فعالان سياسی اين كشور اظهار تاسف كرد كه مواضع آنها ده گام از مواضع تودهی مردم عقبتر است؛ برای اينكه اكنون بتوانيم سرنوشت خود را رقم بزنيم بايد در صحنه حضور فعال داشته باشيم. ... اكنون آقايان اصلاحطلب مدعی هستند كه ردصلاحيتها يك كودتای خزنده است؛ در صورتی كه آقايان! بدانيد كه كودتا از مدتها پيش از اين شروع شده و شما هيچ واكنشی نسبت به آن نشان نداد