يادداشتهای
پراکنده از
شهرويرانه ام
بم !
آسمان
افسونگر و
پرستاره کوير
عجب دلش گرفته
است . ستاره ها
هم از سرما پا
را پس کشيده
اند.
زمين به
فرياد درآمده
است. می غرد !
آيا اين بار
هم به خير
خواهد گذشت؟
خواب
در چشمم نمی
رفت. بيدار
بودم. تنها
آرامشم ،
گرمای مطبوع
رختخوابی بود
که جسمم را
درخود گرفته
بود. عقربه
های ساعت
ديواری از پنج
صبح گذشته بود.
يک باره صدای
مهيبی در جانم
افتاد. تا به
امروز چنين
هراسی از شهرم
به دلم
نيفتاده بود.
امکان
انديشيدن
نبود. همه چيز
درحال حرکت و
ريزش بود. آن
چه را که
انتظارش را
نمی خواستيم
داشته باشيم
آغاز شده
بود.گردوغبار
و فرياد ، درختان
پرتقال و ليمو
را از بار خالی
کرده است .
ای
کاش تابستان
بود. زير
تيرک چوبی سقف
که حايل من و
فريادهای
بيرون است نفس
می کشم. زنده
مانده ام.
عزيزانم را صدا
می کنم. جوابی
نمی شنوم.
همهمه ای در
سرم افتاده
است. روز پنجم
دی ماه يکهزار
و
سيصدوهشتادودو
را با فاجعه
ديگری آغاز می
کنيم.
زلزله
همه را اين
بار در خواب
غافلگيرکرده
است. خود را از
قفس مرگ می
رهانم. چشمانم
سياهی می رود.
حياط و کوچه و
خيابان يکی
شده اند.
فاصله ها را
شيارها از
ميان برداشته
است. نمی دانم
کجايم. تنها
نيستم. برخی
از همسايگان
را زنده می
يابم. آشنايان
کمند اما
غريبه ها را
کنارت بيشتر
حس می کنی.
زندگانی خاک
آلودو زخمی با
دست های خالی
در ويرانه ها
، عزيزانشان
را می جويند.
عمق فاجعه را
هنوز
درنيافته ام.
عيش آباد با
خاک يکسان شده
است. سقف ها بر
کف افتاده اند
و هزاران
ساکنين خود را
مدفون نموده
اند. ديوارهای
بی سقف ، ستون
های سرنگون شده
خشت و گل و
انبوه
يادگارهای
زندگی ، منطقه
باغدشت را
ماتم گاه
مردمانش کرده
است. گورستانی
به وسعت شهر
ميزبان 50
هزارکشته شده
است. آيا خاک
طاقت اين همه
شيار را خواهد
داشت؟
ارک
، اين نماد
ماندگار شهر
بم با
فروريختنش ،
انگار که شهر
را هم با خودش
برده است. بم
تجسم آرزوهای
بربادرفته و
شوربختی
انسان هايي
است که هيچ
سپر دفاعی
برايشان
نساخته اند. من
بوی مادرم را
به خوبی می
شناسم. جايش
را مطمئنم که
پيدا خواهم
کرد.
کمک رسانی
آغاز می گردد.
بارسيدن خبر
فاجعه موجی از
هم ياری در تمام
نقاط کشور از
سوی مردم شروع
می شود. مردم آموخته
اند که اين
بار برخلاف
رودبار بايد
متکی به خود
باشند. ارگان
ها و نهادهای
مافيايي قدرت
را بايد دور
بزنند و کميته
های مستقل
همياری را
سازمان دهند.
رژيم هم بی
کار ننشسته
است. نيروهای
رنگارنگ
انتظامی و
آخوند به
منطقه سرازير
نموده است.
مهم ترين
وظيفه دولت از
زبان وزير
کشورشان
تامين امنيت
است و کفن و
دفن مردگان با
رسم و رسوم
اسلامی. آن چه
که دراين ميان
برای اين
جماعت غريبه
است چگونگی کمک
رسانی درست به
بازماندگان
اين فاجعه ملی
است. استقرار
حداقل 54
پاسگاه درسطح
شهر و 8 پاسگاه
در گلوگاه های
ورودی شهر و
گشت مرتب ماشين
های مملو از
پاسداران
کارنامه
درخشان آنها
در برخورد به
اين فاجعه
است. بی
برنامه گی و
بی سامانی ،
توزيع
نامناسب
مايحتاج در
روزهای اول
خود باعث مرگ
بسياری از مجروحين
و بويژه
کودکان شده
است. با وجود
آن که انبارها
مملو از کمک
های جنسی و
غذايي است
بسياری تنها
به خاطر سرمای
وحشتناک
شبانه ، جان
باخته اند.
هيچ اعتمادی
به اين قوم
نيست. مردم
نيز به خاطر
همين بی
اعتمادی به
ارگان های
رژيم به جای
کمک های مالی
تلاش نموده
اند که با
ابتکارات
مختلف پتو ،
چراغ والور و
وسايل گرمازا
، کنسروهای
موادغذايي را
در هرکوی و برزن
جمع آوری
نمايند و به
کميته های
امدادرسانی
برسانند و يا
خود مبادرت به
حمل آنها به منطقه
نمايند. حجم
اين کمک ها و
اهدای خون در
حدی بود که
ستادمديريت
بحران
که از جمله
نهادهای بی
خاصيت رژيم
است مرتبا
اعلام می کند
که به جای کمک
های جنسی ،
پول واريز
نمايند. آخر
بالاکشيدن
پول خيلی خيلی
سهل تر از
مشتی کالا
برای آقايان
است. مردم هم
در کنار ادامه
جمع آوری کمک
های جنسی ؛
کمک های مالی
خود را به شماره
حساب های
افراد و
نهادهای مستقل
واريز می
نمايند. عجب
کارشکنی ها و
بامبول هايي
که سر اين
افراد و
نهادها زده
نشد!
در
طول 6 روز اول 95
محموله از 62
کشور جهان
انبارهای
موجود در
منطقه را مملو
از کالا کرده
بود و ارسال
کمک ها هم
چنان ادامه داشت.
ميزان اين کمک
ها تا 500 ميليون
دلار تخمين زده
می شد.(:کمکهاى
نقدى و
غيرنقدى به
دولت برای
بازماندگان
زلزله ، به
بيش از يک
ميليارد دلار
مي رسد. در اين
ميان کمک ۴۰۰
ميليون دلارى
کشورهاى عربي
عضو شوراى
همکارى خليج
فارس، قابل
توجه است . اين
در حالي است
که ۳۰ کشور از
جمله آمريکا،
قول کمکهاى
نقدى به ايران
داده اند.
برآورد دقيق
کمکهاى نقدى و
غيرنقدى
بدليل
استمرار
کمکها
هنوز دقیقا
معلوم نیست .استاندا
کرمان گفت :
سازمان ملل
متحد۲۹ ميليون
و۳۸۹ هزا
ردلار براى
کمک به زلزله
زدگان بم اختصاص
داده است.
"محمد علي
کريمي " روز
پنجشنبه پس از
ديدار با
معاون دبير کل
سازمان ملل در
شهر بم گفت :
اين اعتبار طي
دو ماه در زمينه
هاى آب و غذا ،
بهداشت،
کودکان ،
آموزش ، فرهنگ
و خانه هاى
موقت هزينه
خواهد شد. سازمان
هاى تابعه ملل
متحد از جمله
سازمان بهداشت
جهاني ،
يونيسف ،
يونسکو ، خواروبار
و ديگر سازمان
ها در اين امر
همکارى دارند.
معاون دبير کل
سازمان ملل
متحد نيز گفت : اين
سازمان بر کمک
هاى حهاني به
بم نظارت مي کند.
"يان ايگلند"
افزود : به
تدريج
نيروهاى امدادى
ملل متحد از
بم خارج و
نيروهاى
عمراني وارد
اين شهر مي
شوندبه
گزارش ايسنا، در
پي اعلام
آسمان باز open sky
توسط سازمان
هواپيمايي
كشوري براي
هواپيماهاي
امداد رسان تا
ساعت ١٥/٩
روز جاري ٢٠٥
فروند
هواپيماي
امدادي كمكهاي
٥٠ كشور و
سازمانهاي
بينالمللي
را به كشور
رساندهاند .
کره يک ميليون
و۲۰۰ هزار
دلار براى کمک
به زلزله
زدگان بم
اختصاص
داد"بيک کي
مون "
اظهارداشت که
۴۰۰" هزار
دلار
بلافاصله به
صورت نقدى
ارايه مي شود و۸۰۰
هزار دلار نيز
با توجه به
نياز به کالا
و وسايل
امدادى تامين
مي شود". وى
روز شنبه در
نامه اى به
ايرنا ، تاکيد
کرد که "در
مورد نوع ارايه
اين مبلغ ۸۰۰(
هزار دلار)
هنوز تصميمي
گرفته نشده
است .)
با
وجود آن که
وزارت کشور به
کرمان دستور
می دهد که به
خاطر
مملوبودن
انبارها هيچ
کمکی به بم
ارسال نشود
اما در خود
شهر از کمک
رسانی خبری
نيست. درعوض
رژيم در
تبليغات خود
مرتبا از هجوم
اشرار برای
غارت خبر می
دهد. قرار است
تقصيرها اين بار
به گردن اشرار
مجهول الهويه
ای بيفتد که
ظاهرا از دهات
اطراف و
بلوچستان به
شهر حمله کرده
اند. اما هيچ
کس باور نکرد
و نخواهد کرد
که مرگ
عزيزانشان را
با اين
تبليغات به
گردن ديگران
بياندازند.
با
وجود حضور
اکيپ های
امدادرسانی
داخلی و خارجی
، مردم خود
درشهر با چنگ
و دندان
مجروحين را در
ميان خرابه ها
می جويند.
هلال احمر که
قرار بود
مرکزی برای
سازمان دادن
امدادرسانی
ها باشد با
دستور از بالا
يتيم شده و
مديريت و
فرماندهی به
نيروهای ارتش و
سپاه منتقل می
گردد. در شب
اول ، نيروی
هوايي ارتش ،
سپاه و
هواپيمايی
کشور از حمل
حداقل 20 هزار
چادر و 40 هزار
پتو جمعيت
هلال احمر
سرباز می زند.
اين مسئله
درارتباط با
اعزام گروه
های
امدادپزشکی
نيز در 24 ساعت
اول تکرار می
شود. در
ساعاتی که
احتمال زنده
نگاه داشتن بسياری
از مجروحين
وجود داشت.
اين پروازها
که با 16 ساعت
تاخير انجام
می شود بسياری
از پزشکان را
نااميد از
اعزام کرده و آنها
به خانه
هايشان
بازگشته
بودند. يکی از
افسران کادر
هوايي در
رابطه با چنين
تاخيراتی درجواب
خبرنگاری می
گويد که به ما
دستور داده شده
بود که پتو
ببريم ولی
انسان به
منطقه نبريم.
زمان طلايي
برای نجات
زندگان از دست
داده شده بود
و تاخير
طولانی منجر
به فرسايش انگيزه
ها برای کمک
به زلزله
زدگان شده
بود. روزهايي
که همه سزشار
از انرژي و
انگيزه بودند
و فرودگاه های
مراکز استان
ها مملو از
داوطلبين
پزشک ، پرستار
، بهيار و
دانشجويان
پزشکی بود اما
تنها پيکره
هايي که حمل
می شدند پاسداران
و نظاميان
بودند. عجب
دنيايي کثيفی دارد
قدرت !
من
ديگر هيچ کس
را ندارم. پنج
خواهر و
برادرم اينجايند.
مادر و پدرم
هم ... هيچکس را
ندارم ديگر !
من
اهل همين جا
هستم اما در
دو سه روز اول
سه بار راه
خانه ام را گم
کردم. آقا ! چرا
بم اينطور شد ؟بوی
درختان
پرتقال را
ديگر حس نمی
کنم ! نخل
هايمان کجا رفته
اند ؟
و
آنگاه بم را
گريستم!