|
اتحاد
کار
شماره ١١٤ – آبان ١٣٨٢ |
|
نگاهی به
رويدادهای
سياسی ايران كشور ما
ايران شرايط
بسيار حساس و
سرنوشتسازي
را از سر ميگذراند.
بيحقوقي
سياسي و
اجتماعی و فقر
اقتصادي “دستآورد”
ربع قرن
حاكميت
فقهاست. در
ايران فساد،
نابرابري،
فقر و فلاكت
روزافزون
اقتصادي و تعميق
هرچه بيشتر
شكاف
طبقاتي،
بيكاري و بيچشماندازي،
تبعيض جنسي و … بيداد ميكند.
جامعه در
درون به حال
انفجار و در
مناسبات با
جهان بيرون،
متشنج و
بحراني است.
عامل اين بيثباتي
و بحران،
رژيم آزاديستيز
جمهوري
اسلامي است.
از اينرو
جامعه بدون عبور
از اين رژيم،
نميتواند
دروازههاي
دمكراسي را
بگشايد. اما
عبور از اين
سد نيازمند
شناخت از
اوضاع سياسي
جامعه ايران
در مقاطع
مختلف و
اتخاذ سياست
درست و
روشهاي
سنجيده
مبارزاتي
است. اين
نوشته می
کوشد تا با
نگاهي به
وضعيت جنبش
تودهاي،
موقعيت
جناحهاي
حكومت،
مناسبات
ايران با
جهان غرب،
وضعيت
اپوزيسيون
جمهوريخواه در چند ماه
اخير و چشمانداز
كوتاه مدت
فراروي،
وظايف سياسي را
روشني بخشد. 1- وضعيت
جنبش تودهاي
طي
چندماهه
گذشته با
وجود تشديد
فشارهاي همه جانبه
سياسي،
اقتصادي و
اجتماعي و
رشد نارضايي
مردم، سطح
حركات و
واكنشهاي
اجتماعي
دستخوش
تغيير قابل
توجهي نشده
است،
واكنشها
عمدتاً به
شكل دفاعي و
براي
دستيابي به
خواستههاي
صنفي متمركز
بوده است. اما
گستردگي و
تنوع حركات
نشان از ورود
به مرحله
جديدي در
آينده دارد.
مروري به
رويدادها در
عرصههاي
كارگري،
زنان و
دانشجويان،
ميتواند به
درك ما از سطح
مبارزه مردم
ياري رساند: اعتراضات
کارگری : در سه
ماه گذشته
بطور متوسط
شاهد هر دو روز
يک حرکت
اعتراضی
کارگری بوده
ايم. اين اعتراضات
در تمامی
واحدهای
صنعتی و
خدماتی کوچک و
بزرگ و با
مطالبات
مشترک رخداده
است.
خواست ها در
چارچوب عدم
پرداخت حقوق
و مطالبات
معوقه ،
واگذاری
واحدهای
صنعتی به بخش
خصوصی ،
بيکارسازی
ها و قانون
مشاغل سخت و
زيان آور
بوده اند. بيشترين
حرکت های
اعتراضی در
ارتباط با
عدم پرداخت
حقوق معوقه بوده
که از چهار
ماه تا يک سال
را شامل می
گردد، از آن
جمله می توان
به صنايع
نساجی
کاشان،
ايران
ترانسفورماتور
و بسياری واحد
های صنعتی
ديگر اشاره
کرد.، در
رابطه با
واگذاری
واحدهای
صنعتی به بخش
خصوصی در چند
ماه اخير مخالفت
های زيادی از
سوی کارگران صورت
گرفته است که
مهمترين آن
اعتراضات
گسترده کارکنان
پتروشيمی
نسبت به
واگذاری اين
صنايع به بخش
خصوصی و هم
چنين
کارکنان
شرکت خدماتی و
پشتيبانی
وزارت نفت در
رابطه با
واگذاری شرکتشان
به بخش خصوصی بوده
است. در
ارتباط با
بيکارسازی
ها نيز در
بسياری از
واحد های
صنعتی
اعتراضات هم
چنان ادامه دارد.
اين
اعتراضات عمدتا
به شکل اعتصاب،
تحصن ، ارسال
نامه های
سرگشاده و در
يک مورد بستن
جاده بين رشت
تا آستارا
انجام شده
است. جنبش
دانشجويي : در
سه ماهه
گذشته
اعتراضات
گسترده در
اکثر واحدهای
آموزشی
ادامه داشته
است. خواست
اصلی
دانشجويان،
آزادی
دستگيرشدگان
بعد از تظاهرات
20 خرداد ماه و
جلوگيری از
بازداشت
فعالين دانشجويي
بوده است. صدها
دانشجو به
اتهام ضديت
با نظام
محاکمه و به
زندان هايي
از يک تا 5 سال
محکوم
گرديده اند.
مبارزه
آزادی
خواهانه
دانشجويان
در حال حاضر
خود را در
بنيان گذاری و
تقويت تشکل
های مستقل
دانشجويي و
فاصله گيری
بارز از تشکل
های وابسته
به جناح های
حکومتی
تمرکز داده
است.
دانشجويان
موسسات
آموزشی فعالانه
در حرکت های
اعتراضی
خانواده های
زندانيان
سياسی و
عقيدتی شرکت
و با صدور
اطلاعيه هايي
از خواست
آزادی
زندانيان
سياسی دفاع
می نمايند.
همچنين در
فاصله
دوماهی که از
بازگشايی
دانشگاه ها
می گذرد،
حرکت های
اعتراضی
صنفی بسياری
در اکثر
دانشگاه های
کشور نسبت به
وضعيت غذا،
امکانات
تحصيلی،
نحوه مديريت
واحد آموزشی
و غيره صورت
گرفته است. خواسته
ها و مبارزات
زنان: نبود
تشکل های
مستقلی که
بتواند
خواسته ها و اعتراضات
زنان را بيان
نمايد هم
چنان نقطه ضعف
اساسی اين
نيروی
اجتماعی
عظيم در
جامعه است. با
اين وجود در
نشريات
مختلف
انعکاس
مطالبات
مختلف آن ها
را می بينيم.
مطالباتی که
عمدتا به
تبعيضات
جنسی در
جامعه در
عرصه های
مختلف برمی
گردد. حضور
بارز زنان در
محيط های
آموزشی
کميتی قابل
توجه پيدا
نموده است ،
به عنوان نمونه
8/77 درصد
پذيرفته
شدگان آزمون
سراسری برای
علوم پزشکی
را زنان به
خود اختصاص
داده اند ، با
اين وجود تبعيضات
هم چنان عمل
می کند و در
همين مورد
قرار است که
سهميه بندی
جنسی ای در
رشته علوم
پزشکی به
تصويب دولت
برسد که حضور
زنان را
حداکثر تا 50
درصد محدود
نمايد. تبعيض
جنسی در حوزه
کار هم چنان
وجود دارد.
آخرين مورد
آن حذف
استخدام
معلمين حق
التدريسی زن
توسط وزارت
آموزش و
پرورش می
باشد. با وجود
حضور فعال زنان
در دفاع از پيوستن
ايران به
کنوانسيون محو
کليه اشکال
تبعيض از
زنان، اما هم
چنان بدليل مغايرت
اين لايحه با
شرع و تقابل
با احکام قران
و آلوده شدن
به کفر و انگاره
های ارتجاعی
ديگر،
مخالفت با
پيوستن به
اين
کنوانسيون در
ميان بالايی
ها جريان
دارد و شورای
نگهبان مصرانه
در مقابل آن
ايستادگی می
کند. صدور احکام
اعدام و
اجرای آن در
رابطه با
زنانی که به اتهام
جنايي
بازداشت
گرديده اند
هم چنان ده ها قربانی
گرفته است.
تنها موردی
که اعتراض
اجتماعی را
برانگيخت ،
صدور حکم
اعدام برای
خانم افسانه
نوروزی بود
که برای دفاع
از خود، يکی
از
سرسپردگان
رژيم را به
قتل رسانده
است و به همين
جرم نيز به
اعدام محکوم
شده است. اقدامات
اعتراضی
چندی صورت
پذيرفت، که
فعلا اجرای
حکم را به
تعويق
انداخته است.
خودکشی و
خودسوزی هم
چنان
قربانيان
بسياری از ميان
زنان و
دختران جوان
می گيرد.
محدوديت های
اعمال شده از
سوی فرهنگ
عقب افتاده اسلامی
عليه زنان و
ازدواج های
اجباری آمار
خودکشی ها را
به طور فزاينده
ای بالا برده
است. با وجود
غالب بودن
اين فرهنگ ارتجاعی
مقاومت
شايسته ای در
ميان زنان
برای راه
يابی مستقل
در تصميم
گيری برای
سرنوشتشان بوجود آمده
است. مقاومت
در مقابل
قانون حجاب
هم چنان
ادامه داشته
و ابعادی
گسترده
پيداکرده
است. حضور
علنی بيشتر
زنان بدون
حجاب تحميلی
در شهرهای
بزرگ کاملا
مشهود است تا
جايي که برای
تهديد زنان
آخرين
تاکتيک رژيم
کندن پلاک
ماشين هايي
است که
رانندگان زن
آن حجاب را
رعايت نمی
کنند. 2-
موقعيت
جناحهاي
حكومت شكافي
كه در نتيجه
رشد مبارزات
زنان،
جوانان،
روشنفكران،
كارگران و
ساير اقشار
مردم در دوم
خرداد 76
در
بالاترين
رأس هرم قدرت
دهان گشود،
كند شدن تيغ
سركوب را در
پي داشت و اين
بستر مناسبي
براي پيشروي
مبارزه و رشد
آگاهي مردم
پديد آورد.
عليرغم اين،
ماشين ترور و
سركوب رژيم
باز قربانيان
تازهاي ميگرفت.
گرچه دامنه
آن در قياس با
قبل محدودتر
و ابعاد
اعتراض در
مقابل اين
جنايات
گستردهتر
شده بود. طي چند
ماهي كه پشت
سر نهادهايم،
در مورد لزوم
مشاركت در
انتخابات، هر دو جناح
هماهنگ عمل
کرده و مردم
را به شرکت در
انتخابات
تشويق می
کنند. در
زمينه سياست
خارجي، چه
آنجا كه به داشتن
رابطه با
آمريكا برميگردد
و چه در مورد
عراق و
افغانستان و
حتي در قبال
فلسطين، بين
دو جناح
حكومت
اختلاف وجود
دارد. در
مجموع اصلاح
طلبان
حكومتي
همراهي
بيشتري با
سياستهاي
جهاني دارند.
ولي از آنجا
كه از منشور
حفظ نظام به سياستها
مينگرند،
در ميدان
رقابت با
جناح مقابل،
بطور مدام از
سنگر خويش
بسود رقيب،
عقب مينشينند.
نمونه
پروتكل
الحاقي يكي
از موارد
گوياست. در
حاليكه
محافظهكاران
پرچم مخالفت
با پروتكل
الحاقي برميافراشتند،
اکثر اصلاحطلبان
ميل به پذيرش
آن داشتند.
اما زماني كه
فشار همآهنگ
جهاني حكومت
را به عقبنشيني
واداشت،
محافظهكاران
ابتكار
پيشبرد اين
سياست را در
دست گرفتند.
در زمينه
داخلي نيز اختلافات
همچنان
ادامه دارد.
در جريان قتل
زهرا كاظمي،
قوه قضائيه
در مقابل
قواي مقننه و
اجرائيه
قرار گرفت و
هركدام
ديگري را در
قتل شريك
دانستند. در
رابطه با
مطبوعات در
حاليكه رهبر
جمهوري
اسلامي و
جناحش به
دنبال به
دنبال قلع و
قمع همه
نشريات
مزاحم است،
جناح مقابل
در بازكردن
فضا تا آنجا
كه به عمود
خيمه نظام
برخورد
نشود، گشاده
نظري دارند.
در رابطه با
انتخابات
محور درگيري
دو جناح حذف
نظارت استصوابي
است. و لايحه
رئيس جمهور
كه با اين هدف
تنظيم شده
است پس از
كشمكشهاي
اوليه، در
انبار شوراي
نگهبان
بايگاني شده
است. اينكه
دامنه حذف
اصلاحطلبان
در اين
انتخابات در
چه حدي است به
شرايط سياسي
در مقطع
انتخابات
بستگي دارد.
اما امروز
محافظهكاران
در صددند
اكثر اصلاحطلبان
را از دم تيغ
نظارت
استصوابي
بگذرانند و
اصلاح طلبان
نيز عموماً
بر اين نظرند
كه در صورت
قلع و قمع،
باز مردم را به
مشاركت در
انتخابات
تشويق كنند.
چرا كه ضعف
مشاركت
مردم، عدم
مشروعيت
رژيم است در
چشم جهانيان
و اين يعني
عبور از
حصارهاي
تنگي كه اصلاحطلبان
در بند آن
گرفتارند. اصلاحطلبان
با اتخاذ
چنين سياستي
توانستند
مردم را چنان
از خود دور
كنند كه در
انتخابات
شوراها، جناح
مقابل با
كمتر از ده
درصد آراء
آنها را شكست
مفتضحانهاي
داد. اينان از
دوم خرداد
تاكنون در
مقابل حريف
عقب نشستهاند.
و از نقطه قوت
خود يعني رأي
مردم به دليل
بياعتقاديشان
به آنها، هيچ
بهرهاي
نبردهاند.. تنها شانس
اين جناح،
وجود رقيبي
است كه به
دورههاي
عصر كهن تعلق
دارد. خطر اين
نيرو و
انزجار از آن
درشرايط ضعف
يك
آلترناتيو
دمكراتيك
باز هم ميتواند
بخشي از مردم
را به حمايت
از اين جناح بكشاند. 3-
مناسبات
ايران با امريکا مناسبات
ايران با غرب
متأثر از نقش
تعيين كننده
آمريكا،
همچنان
بحراني است.
گرچه در آغاز در
رابطه با
عراق، اروپا
و آمريكا در
مقابل يكديگر
صف كشيدند،
در رابطه با
ايران اما،
اين صفآرايي
به شكل
آشكاري كمدامنهتر
رخ نمود. با
سربرآوردن
مشكلات در
عراق، آمريكا
با بازبيني
در سياستش،
بسوي سياست
اروپا كشيده
شد. در حاليكه
در رابطه با
ايران در
ابتدا اروپا
به امريکا
نزديک شد،
ولی ادامه
بحران در عراق،
به
اروپائيان
اجازه داد تا
سياست مستقل
تری از
امريکا را
پيش گيرند .
اين مسأله در
جريان هشدار
شوراي حكام
آژانس بينالمللي
انرژي اتمي، تحولات بعدی
آن و نهايتا
قطعنامه آخر
اين شورا به
شكل آشكاري
بروز كرد. در
پي فشار
همآهنگ
جهاني،
حكومت فقها
پذيرش امضاي
پروتكل
الحاقي منع گسترش
سلاحهای
اتمی را
اعلام نمود و
به تمامي
شروط آن تن
سپرد. از آن پس
نرمشها و
تغييراتي در
گفتار و
رفتار ايران
و غرب، بويژه
با آمريكا
پديدار گشت.
تشخيص راستاي
اين تغيير
براي
اپوزيسيون
ترقيخواه ايران
بسيار
پراهميت است.
آيا اين
تغييرات
حاصل سازش
سران ايران و
آمريكاست يا
خصلت موقتي
دارد؟ در
سياست دراز
مدت آمريكا و
اهدافي كه در
خاورميانه
پي ميگيرد
چرخشي رخ
نداده است.
آمريكا در
خاورميانه
در پي اين بود
كه بر نفت
عراق كه
دومين ذخيره نفت
جهان را
داراست، مسلط
شود.امريکا
در پی تامين
سلطه بيشتر
بر منطقه
خاورميانه و
از اين طريق
تاثيرگذاری
بر جغرافيای سياسی
کل اين منطقه
و جهان در
رقابت با
ديگر قدرت
های جهانی،
اروپا،
روسيه و چين
می باشد..
دومين عنصر
سياست
آمريكا «حل» مسأله
اسرائيل و
فلسطين و
تثبيت نقش برتري
اسرائيل در
منطقه است و
بالاخره
برخورد با
ساختارهاي
عقبمانده
سنتي و
حكومتهاي ديکتاتوری نامطلوب
امريکا، از
ديگر
اهدافي است
كه در ارتباط
با دو هدف
ديگر، سياست
آمريكا در
منطقه
خاورميانه را
ميسازد. براي
دستيابي به
اين اهداف،
آمريكا
تغيير رژيم
جمهوري
اسلامي را نيز در
برنامه خويش
قرار داده
است و سازش با
آن را بسود
منافع خود
نميداند،
چون جمهوري
اسلامي را
حكومتي سنتي
و مزاحم ميشناسد.
اين رژيم در
عراق از طريق
مجلس اعلا و سازمان
نظامياش
سپاه بدر و
همچنين در
تشكيلات
تندرو وابسته
به مقتدا صدر
نفوذ دارد. در
افغانستان به
دليل
همسايگياش
با ايران و
حضور چندين
ساله
گروههاي
افغاني روي
برخي از دستهجات
نظامي و حكام
محلي ميتواند
اعمال نفوذ
كند. در
فلسطين با
جهاد اسلامي
و حماس روابط
نزديك و
ديرينهاي
دارد. از طريق
اين مجموعه
جمهوري
اسلامي موي
دماغ
سياستهاي
آمريكا در
منطقه است. مسأله
ديگر اين است
كه ايران
تنها كشوري
است در
خاورميانه
كه مردمش به
دليل نفرت
عميق از جناح
مسلط حكومت،
به آمريكا
بدبين
نيستند. دولت امريکا
نيز به
موقعيت خود درافکار
عمومی ايران
وافق بوده و
از آن به عنوان
امتيازی
برای پيشبرد
سياستهای
خود درايران
بهره خواهد
گرفت. البته
آمريكا
ظرفيت
ناديده
گرفتن افكار
عمومي،
چه در عرصه
ملی و چه در كل
جهان را دارد،
كما اينكه در
جنگ با عراق
ناديده گرفت.
اما بعيد
به نظر می رسد
که در شرائط
کنونی، در
ايران در
مقابل فداكردن
افكار
عمومي، چيزي
به كف آورد. با وجود
اين طي چند
هفتة اخير
نرمشهايي در
سياست و
رفتار دو طرف
قابل مشاهده
است. جمهوري
اسلامي پس از
پذيرش امضاي پروتكل
الحاقي، از
نماينده
كميسيون
حقوق بشر
سازمان ملل
متحد دعوت به
عمل آورده
است. در رابطه
با
افغانستان و
عراق در حال
همكاري است و … در مقابل،
آمريكا
نيز اعلام
كرده است كه
درحال بازجوئي
از اعضاي
سازمان
مجاهدين است
و اجازه نميدهد
كه اين گروه
بر عليه
ايران دست به
عمليات تروريستي
بزند. انگليس
نيز از
تحويل دادن
هادي
سليمانپور
سفير سابق
ايران در
آرژانتين به
آرژانتين خودداری
کرده است و … عليرغم
اين خط اصلي
استراتژي
آمريكا در
قبال ايران
زير سؤال
نرفته است، چنانچه در
همان زمان بر
محکوميت
ايران در آژانس
بين
المللی اتمی
پافشاری می
کرد. در حال
حاضر نرمش در
لحن و رفتار
طرفين با دلايل
زير قابل
توضيح است: حدود يك
سال به
انتخابات
رئيس جمهوري
آمريكا بيشتر
باقي نمانده
است. در
عربستان
اوضاع
بحراني و
متشنج است.
آرامش
حاكمان
عربستان را
ياران بنلادن
بهم زدهاند
و منافع
ديرينه
آمريكا در
اين كشور با
رشد نيروهاي
راست افراطي
سنتي، در
معرض ناامني
و خطر قرار
گرفته است.
رابطه اعراب
و اسرائيل با
دخالت و
حمايت يك
سويه آمريكا
بسود
اسرائيل
بجايي
نرسيده است و
فلسطين كماكان
به عنوان يكي
از كانونهاي
بحراني و به
عنوان معضلي
حل نشده
باقيمانده
است. در
افغانستان
هنوز از آقاي
كرزاي رئيس
دولت،
خارجيان محافظت
ميكنند و
دولت
نتوانسته
است فراتر از
محدوده كابل
اعمال قدرت
كند. و مهمتر
از همه اينها
در عراق كه در
ماه مه پايان
جنگ را آقاي
جرج بوش
اعلام نمود،
هنوز اوضاع
ناآرام است و
موقعيت
نيروهاي
آمريكايي با
گذشت زمان
نامناسبتر
شده است.
اينها همه
موقعيت بوش را
در انتخابات
ضعيفتر كرده
است. در اين
شرايط گشودن
جبهه جديدي
عليه ايران
محتمل به نظر
نميرسد.
تلاش
دولتمردان
آمريكا اين
است كه از يك سو
با بده بستان
و وعده و وعيد
و فشار از
دامنه مزاحمتهاي
حكومت ايران
كم كنند
از سوي ديگر
با درگير
كردن اروپا و
سازمان ملل
متحد در
عراق، در جهت
آرام كردن
عراق گام
بردارند. 4-
اپوزيسيون
جمهوريخواه جمهوري
اسلامي
امروز در وضعيت
بحرانی بسر
ميبرد. در
داخل از
كمترين
اعتبار
برخوردار
است و جامعه
جهاني نيز
براي ادامه
رابطه،
هزاران شرط و
شروط
فرارويش
نهاده است. ميتوان
ادعا كرد كه
يكی از علل
مهم برجائي
اين حكومت،
ضعف و تشتت
اپوزيسيون
است. در صورت
حضور يك آلترناتيو
دمكراتيك
امكان ادامه
حيات اين
رژيم بيگانه
با تمدن و
پيشرفت حتي
براي دورهاي
كوتاه نيز
بسيار دشوار
است. اين در
حالي است كه اپوزيسيون جمهوريخواه
به لحاظ كمي
بيشمارند و
قويترين
قدرت بالقوه
جامعهاند.
اين لشكر بيشمار اما بيسازمان،
طيف گستردهاي است كه
هم در آن
نيروهايي ميزيند
كه دل به
اصلاحطلبان
حكومتي دادهاند
و هم در درون
آن گرايشاتي
يافت ميشود
كه براي
خلاصي از شر
آزادي
ستيزان حاكم
چشم به
شعارهاي
“آزاديخواهانه”
سلطنت طلبان
مشروطهخواه
دوخته است. ميخواهند
جامعهاي بر
پايه داد را
با همراهي
بيدادگران
ناآموخته از
ديروز، بنا
كنند. اما
نيروي اصلي
جمهوريخواهان
از كساني
ساخته شده
است كه براي
حكومتي
سكولار و
دمكراتيك
متكي بر حق
حاكميت مردم
ميرزمند. سه
ويژگي اپوزيسيون
جمهوريخواه
را از دورههاي
پيش متمايز
ميكند. اول
اينكه طي
چندماه
گذشته تلاش
نيروهاي جمهوريخواه
براي نزديكي
و اتحاد
تشديد شده
است. گرچه
هنوز به
نتيجه
اميدوار
كنندهاي كه
پاسخگوي
شرايط كنوني
باشد، دست
نيافتهاند،
اما از وضعيت
نااميدكننده
قبل نيز فاصله
زياد شده است.
گرايشي كه در
كميته اتحاد
عمل براي
دمكراسي حول
مضمون
بيانيه 8 مادهاي
متشكل شده
است، پس از
دورهاي
ركود دوباره
فعال شده و
زمينه و
تمايل براي
گسترش آن، به
شكل اميدوار
كنندهاي
بالارفته
است. در كنار
اين تشكل،
جمعي اعلام
موجوديت
كردهاند كه
حول بيانيه
“جمهوري
لائيك و
جايگاه ما” گرد
آمدهاند. اين
نيرو بر
اساس
متنهايی که
تا کنون
منتشر کرده، به
لحاظ برنامهاي
تفاوتي
اساسي با
كميته اتحاد
عمل براي دمكراسي
ندارد.
مشكل آن اين
است كه در
چگونگي
رسيدن به
برنامه
عملشان،
ناروشنی
دارند.
افزون بر اين
تعداد زيادي
محافل و تجمع
در كشورهاي
مختلف فعال
شدهاند كه
به لحاظ
برنامهاي
در همين
چارچوب قرار
دارند. در
كنار اينها
جمعي تحت
عنوان براي
اتحاد
جمهوريخواهان
شكل گرفته
است كه نيروي
آن يكدست
نيست. درخط
مشي سياسي اين
جمع عناصري
از توهم نسبت
به اصلاح
طلبان
حكومتي را ميتوان
يافت. به
ميزاني كه
اين نيرو
بتواند در اجلاس
آتي خود
مرزبنديش را
با اصلاحطلبان
حكومتي روشن
كند، به همان
ميزان زمينه
نزديكي با
ساير جمهوريخواهان
را ميسر ميكند. دومين
ويژگي
حركاتي است
كه نيروهاي
جمهوريخواه
طرفدار
جدايي دين از
دولت در داخل
كشور در
مقابله با
سركوب بدان
دست ميزنند.
اين نيرو حول
دفاع از
آزادي، در
تمامي عرصهها،
به ميدان
آمده است. پيش
از اين، بجز
دوره اوليه
قدرتگيري
جمهوري
اسلامي، اپوزيسيون
جمهوريخواه
بدين صورت و
در اين ابعاد
به ميدان
نيامده بودند. سومين
ويژگي،
هماهنگي،
تبادل نظر و
گفتگو و در
برخي موارد
اقدامات
مشتركي است
كه بين جمهوريخواهان
داخل و خارج
شكل گرفته
است. اين ويژگي
گرچه فعلاً در
حد امضاي
مشترك نامههاي
اعتراضي و
علني است اما
گسترش آن در
آينده
كاملاً قابل
تصور است. ما به
سهم خود ميكوشيم
در جهت متشكل
شدن مجموعه
نيروهاي
جمهوريخواه
دمكراتيك و
لائيك گام
برداريم. از
نظر ما اتحاد
احزاب و
سازمانهاي
سياسي ميتواند به نوبه خود سنگ
بناي اتحادهاي
وسيعتر
جمهوريخواهان
قرار گيرد. ايده
تجزيه اين
سازمانها به
اميد تأسيس
يك اتحاد
بزرگ قبل از
آنكه به ايدة اتحاد
كمك كند به
پراكنده
كردن
جمهوريخواهان
خواهد انجاميد.
در عين حال
بخش وسيعي از افراد و
شخصيتهاي
جمهوريخواه
در سازمانها
و احزاب سياسي
حضور ندارند.
اتحاد بزرگ
جمهوريخواهان
نميتواند
با حذف اين يا
آن شكل گيرد.
ميبايست
تلاش كرد
اشكال نويني
براي
متشكل كردن
اين مجموعه
كشف كرد. با
شكلگيري و
ورود چنين
نيرويي به
صحنه سياسي
ايران امكان
بيرون رفتن
ديو جمهوري
اسلامي از
دروازههاي
ايران، از
رؤيا به واقعيت
بدل ميشود. 5- چشمانداز
و سياست ما جمهوري
اسلامي طي
ماههاي آتي
با تشديد
مبارزه مردم
روبروست.
انتخابات
مجلس هفتم،
رشد جنبش
دانشجويي و
برآمد حركات
روزنامهنگاران،
نويسندگان و
روشنفكران از جمله
عرصه هايي
است كه جامعه
را تحت تأثير
قرار داده،
خواب آسوده از
چشم رهبران
حكومت خواهد
ربود. انتخابات
:
از دو سال پس
از پيروزي
انقلاب و
استقرار جمهوري
اسلامي
تاكنون، هيچ
انتخاباتي
آزاد نبوده
است. ويژگي
انتخابات
مجلس هفتم در
اين است كه
تيغ
نظارت
استصوابي
شوراي
نگهبان بناست،
بر گلوي
نيروهاي
خودي نيز فرو
نشيند. اين در حالي
است كه
اكثريت
اصلاحطلبان
حكومتي با
نزديك شدن به
انتخابات از
لفاظيهاي
شعارگونه
خود فاصله
گرفته،
مصالح نظام
را برجسته
كرده براي
پاسداري از
آن، در انديشه
شركت در
انتخابات و
كشاندن
گسترده مردم
به پاي
صندوقهاي
رأي برآمدهاند.
شواهد و
نشانهها
اما، از مشاركت
ضعيف مردم در
انتخابات،
خبر ميدهد.
هدف از بسيج
مردم كه توسط
حكومت
جمهوري اسلامي
پي گرفته ميشود
بيش از پيش
مصرف برون
مرزي دارد.
اينان در تلاشند
با جلب
مشاركت
مردم،
مشروعيت نداشته
خويش را در
چشم جهانيان
فروكنند.
اشتراك هر دو
جناح در اين
هدف، امكان
دستبرد در
نتيجه
انتخابات را
فزايندهتر
ميكند. از
اينرو اهميت
دارد براي
تحريم
انتخابات
نيروهاي
اپوزيسيون
وارد كارزار
تبليغاتي گستردهاي
شوند. اشكالي
نظير رأي
سفيد در اين
انتخابات صف
رأي دهندگان
را پرشمار
كرده بخدمت
تاكتيك رژيم
قرارميگيرد. خالي ماندن صف صندوقهاي انتخاباتي، پيشاپيش دست سران حكومتي را براي تقلب و ف |