اتحاد كار  شماره ۱۱۳- مهرماه ۱۳۸۲

نگاهی به کتاب

زندگی نامه حسن ضياءظريفی

نوشته دکتر ابوالحسن ضياء ظريفی

 

تاريخ سازمان چريکهای فدائی فدائی خلق ايران از به هم پيوستن دو گروه جزنی - ظريفی و احمدزاده – پويان آغاز مي شود. در بيست و چهار سال گذشته پيرامون سه تن از اين چهار نام، جزنی، پويان و احمدزاده، بسيار گفته و نوشته شده، اما چهره حسن ضياء ظريفی بسيار ناشناخته باقی مانده و تاکنون کوششی برای شناساندن وی صورت نگرفته بود. پس از انقلاب همرزمان و ادامه دهندگان جنبش فدائی نيز نکوشيدند تا با اتکاء به اسناد و اطلاعات و مدارک موجود، به معرفی چهره های برجسته جنبش انقلابی دوران ديکتاتوری شاه و بويژه حسن ضياء ظريفی بپردازند. خوشبختانه اخيرا کتابی با عنوان « زندگی نامه حسن ضياء ظريفی» به قلم برادر وی ، دکتر ابوالحسن ضياء ظريفی، منتشر شده است که تا حدودی اين کمبود را جبران می کند. باشد تا مطالعات و بررسی های بيشتر و عميق تری پيرامون زندگی و افکار و مبارزه حسن ضياء ظريفی و ديگر مبارزين راه آزادی و بهروزی انسان ها صورت گيرد.

کتاب زندگينامه حسن ضياء ظريفی شامل 12 فصل است. در فصل اول  با دوران کودکی و نوجوانی حسن آشنا می شويم و سالهای مبارزات دانشجوئی و کسب تجربه وی را دنبال می کنيم. حسن در 21 فروردين سال 1318 در لاهيجان بدنيا آمد. دوران طفوليت و نوجوانی خود را در همين شهر سپری می کند. دوران نوجوانی وی مصادف است با سال های کودتای 28 مرداد 1332 و تسلط فضای شکست بر جنبش آزادی خواهانه و استقلال طلبانه مردم ايران. در سال 1339 حسن برای تحصيل در رشته حقوق به دانشگاه تهران می رود. اين سال ها همراه است با خروج تدريجی جامعه از سال های سياه پس از کودتا و از سرگيری مجدد فعاليت های سياسی جبهه ملی همراه با گسترش اعتراضات دانشجوئی. فصل دوم کتاب به شرح مبارزات حسن در جنبش دانشجوئی اختصاص دارد.

در سال های دانشجوئی حسن که از فعالين جنبش دانشجوئی است با بيژن جزنی و ديگر فعالين اين جنبش آشنا می شود. آشنائی که به سازماندهی محافل مطالعاتی می انجامد و زمينه های  شکلگيری سازمان چريکهای فدائی خلق را فراهم می سازد. نويسنده می گويد:« در طی بحث های طولانی که غالبا در اتاق حسن که در طبقه پنجم ساختمانی که به تازگی در خيابان جمشيد اباد شمالی اجاره کرده بود ، تشکيل می شد، بيژن و حسن ساعتها با هم مباحثه و مذاکره داشتند و اين مباحثات و مذاکرات طولانی به تشکيل گروه پيشتاز «جزنی _ ظريفی» انجاميد.»   فصل سوم کتاب به دوران شکلگيری گروه جزنی _ ظريفی و کوشش های آنها چه در زمينه نظری و چه در زمينه عملی در تدارک مبارزه مسلحانه با رژيم می پردازد.

حسن در 25 بهمن سال 1346 در محل قرار ملاقات مخفی دستگير می شود. فصل چهارم کتاب به شرح زندان، دوران بازجوئی و شکنجه می پردازد. در فصل پنجم متن کامل دفاعيه حسن ضياءظريفی در دادگاه منتشر شده است. متن دفاعيه حسن عمدتا حقوقی است. وی که خود در رشته حقوق درس خوانده بود، با تسلط بسيار، دفاع از آرمان های گروه را بر عهده می گيرد. در ابتدا با اشاره به نواقص پرونده و نحوه رسيگی به آن،  صلاحيت دادگاه را رد می کند. وی در ابتدای دفاعيات خود می گويد: « پرونده ای که در اين دادگاه مورد بررسی قرار خواهد گرفت و کيفر خواست مربوط به آن تمام و کمال با اتکاء و بر اساس به اصطلاح «تحقيقاتی» است که در ساواک به شکل غيرقانونی ساخته و پرداخته و انجام يافته است.بنا به دلايلی که ارائه خواهم کرد اين پرونده هم از نظر عدم رعايت اصول و موازين قانونی پيرامون شکل و تشريفات و مقررات راجع به طرز تحقيق فاقد اعتبار قانونی است...» وی در دفاعيه خود هم پرونده اتهامات و هم دادگاه ارتش را زير سوال برده و پرونده را نادرست و دادگاه نظامی را فاقد صلاحيت برای بررسی اتهامات ساختگی می شناسد.   طبعا دادگاه به صلاحيت خود رای می دهد. حسن در دومين دور دفاعيه وی به دفاع از خود و ديگر متهمان گروه پرداخته و آنچه را که آنان جرم می شناسند را رد می کند. وی از آزادی و دمکراسی برای ايران دفاع می کند و آن را مهمترين مسئله برای ايران می شناسد. در پايان دفاعيات خود می گويد: « آقای دادرسان محترم ، اکنون شما در آستانه قضاوت و صدور حکم قرارداريد. اکنون شما در آستانه داوری و داد هستيد. بديهی است که انتظار من از شما صدور عادلانه ترين رای ممکن يعنی حکم برائت است ولی هشدار به آرايی که می دهيد که نه فقط بايد در مقابل وجدان خود جوابگو باشيد بلکه مسئوليت بزرگی در مقابل ملت ايران بر عهده داريد. ملت ايران قاضی سخت گيری است هرگز شما را نخواهد بخشيد اگر با سال های زندگی فرزندانش بازی کنيد، ولي به هر حال اکنون اين شما آقايان و اين سال های زنگی مان.»

دادگاه بدوی دراسفند سال 1347بيژن جزني را به 15 سال و حسن ضياء ظريفی و عده ای ديگر را به ده سال زندان و ديگران را به 5 تا 3 سال زندان محکوم می کند. گروه به زندان قصر منتقل می شوند و دوران زندان آغاز می شود.فصل ششم تا نهم به سال های زندان اختصاص دارد. در اين سال ها است که بدنبال عمليات سياهکل، حسن مجددا زير شکنجه قرار می گيرد. ساواک مطمئن است که وی از زندان با تيم کوه در رابطه بوده است. پس از بازجويی و شکنجه، حسن مجددا به دادگاه فرستاده می شود اين بار حکم اعدام می گيرد. کوشش های خانواده و بويژه هواداران سازمان چريکهای فدايي خلق درخارج از

  کشور و کنفدراسين دانشجويان ايرانی درخارج، به فشار مراجع بين المللی بر حکومت شاه می انجامد و نهايتا زير اين فشار ها حکم اعدام به حبس ابد تخفيف پيدا می کند. 

فصل نهم به کشتار 9 زندانی سياسی در 30 فروردين سال 1353 اختصاص دارد. حسن ضياء ظريفی به همراه رفقای هميشه همراهش بيژن جزنی، محمد چوپان زاده، احمد جليل افشار، مشعوف کلانتری نظری، عباس سورکی و عزيز سرمدی  همراه با دو مجاهد مبارز کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان خوشدل به جوخه اعدام سپرده می شوند. خبر اين جنايت همه را بهت زده کرد. 9 زندانی که محکوميت زندان داشتند، بدون محاکمه مجدد و بوسيله بازجويان زندان، دست بسته به تپه های اوين برده می شوند و وحشيانه تيرباران می گردند. ادعای رژيم مبنی بر کشته شدن اينان هنگام فرار، هيچکس را قانع نکرد و چه در داخل زندانها و چه در خارج از ايران موج اعتراض را برانگيخت.

فصول بعدی به بازتاب اين جنايت در ايران و جهان، سقوط رژيم پهلوی و اعترافات شکنجه گران ساواک و اطلاعاتي که پس از انقلاب بدست آمد ، مي پردازد.

آقای ابوالحسن ظريفی دراين کتاب علاوه بر شرح زندگی و مبارزه برادر خود حسن، در بخش ضمائم، برخی از نامه های حسن به خود را به همراه دو نوشته از وی با عناوين « چه می گفتم » و « حزب توده و کودتای بيست و هشت مرداد» به چاپ رسانده است.

نويسنده درمقدمه کتاب خود می گويد: «  انتشار اين کتاب برای من ادای احترامی است به برادر کوچکم که اسطوره مقاومت بود، عظمت و بزرگی او را می ستايم و در مقابل او سر تعظيم فرود می آورم.»  دکتر ابوالحسن ضياء ظريفی  د رادای احترام به برادر خود موفق بوده است و اين کتاب ما را به چهره انسانی مبارز، فداکار و ثابت قدم آشنا می کند. باشد تا چنين ادای دينی درباره بسياری از مبارزان گمنام جنبش آزادی خواهی و عدالت جويی سرزمين مان صورت گيرد.