اتحاد كار  شماره ۱۱۳- مهرماه ۱۳۸۲


ياد ادوارد سعيد را گرامی داريم

مهرنوش کيان

 

 

 

تا کی می خواهيم ناديده بگيريم که فريادهای مردم غزه در اثر سياست های دولت اسرائيل است و نه از فريادهای قربانيان نازی ها؟

 

ادوارد سعيد، استاد برجسته دانشگاه، نويسنده، موسيقيدان و فعال سياسی درسن 67 سالگی از سرطان خون درگذشت. نقش مهم سعيد در تعميق جنبش فلسطين با انتقاد سازنده از عوامل بازدارنده در آن از يک سو و مطرح ساختن اين جنبش از طريق نوشتن  مقالات بی شمار ، مصاحبه ها، شرکت در برنامه های راديوئی و غيره در ميان اذهان عمومی مردم آمريکا و جهان از سوی ديگر،  از اهميت به سزايی برخوردار بود.مقاله زير خلاصه ای است از زندگی و کارنامه ادبی، هنری و سياسی وی.

 

 

ادوارد سعيد در سال 1935 در اورشليم که در آن زمان بخشی از فلسطين تحت سلطه انگليسی ها بود به دنيا آمد. خانواده سعيد از مسيحيان مرفه و سرشناس فلسطين بودند. پدرش قبل از جنگ جهانی اول به آمريکا مهاجرت کرده بود و پس از خدمت دواطلبانه در ارتش فرانسه به عنوان شهروند آمريکايی به اورشليم بازگشت تا با دختر يکی از مقامات کليسای باپتيست ها ازدواج کند. سعيد در بيوگرافی خود به نام « خارجی» (1999) می نويسد که در طول کودکی و نوجوانی خود همواره سعی می کرد بر «ترسی عميق» که از پدر خود داشت، غلبه کند. اما سرسختی و تلاش در زندگی، که راه موفقيت های بی شمار آکادميک او را هموار ساخت، مديون اوست. سعيد می گويد:« من هيچ تصوری از بيکاری و تفريح ندارم. هر روز از زندگی ام مثل اولين روز شروع يک ترم دانشگاه پس از تعطيلاتی طولانی، با انبوهی از کار که انجام نشده و آينده ای نامعلوم است.» مادر سعيد عشق به موسيقی و ادبيات را در وی بيدار ساخت.

بخشی از کودکی سعيد در مصر گذشت و تحصيلات او بخشا در اورشليم و بعدا در مدارس خصوصی در آمريکا ادامه يافت. پيشينه تحصيلی مناسب راه را برای ادامه تحصيلات در دانشگاه های پرينستون و هاروارد و اتمام آن با مدرک دکترا در رشته ادبيات تطبيقی هموار ساخت. همچنين سعيد با موسيقی الفتی خاص داشت و پيانو را به خوبی پيانيست های حرفه ای می نواخت. آشنايی او با مشقات مردم فلسطين به سال های 1948 بر می گردد. رابطه نزديک او با عمه اش، ناهيبا، که در قاهره در مراکز کمک به آورگان فلسطينی فعاليت می کرد، ارتباط عاطفی عميقی ميان او و مردمش ايجاد نمود. اين عواطف عميق با شکست سال 1967 و سيل آورگان فلسطينی به کشورهای همجوار ديدگاه های سياسی سعيد را بر عليه سياست های نسل کشی دولت اسرائيل عميق تر ساخت. خود او شکل گيری نظرات سياسی اش را مديون روشنفکرانی همچون آر پی بلک مور، گرامشی، آدورنو، ريموند ويليامز و مايکل فوکولت می داند.

او کتاب ها و مقالات بی شماری در زمينه های مختلف نوشته است. از مهمترين نوشته های او می توان از «اورينتاليسم، 1978 »، « جهان، متن و نقد، 1983»، «سرزنش قربانيان، 1988 »، «فرهنگ و امپرياليسم، 1993»، « صلح و ايجاد نارضايتی: مقالاتی در باره روند صلح در فلسطين، 1995 »، « روند صلح: اسلو و پس از آن، 2000 »، و آخرين کتابش «قدرت، سياست و فرهنگ» نام برد.( برای ليست کامل کتاب ها، مقالات و مصاحبه های او می توانيد به    www.edwardsaid.net    مراجعه کنيد.)

سعيد در سال 1977 به عضويت شورای ملی فلسطين(پی. ان. سی) انتخاب شد و در مطرح ساختن مسئله فلسطين و سياست های اسرائيل در قبال مردم فلسطين در جامعه آمريکا نقشی اساسی را ايفا نمود. او يکی از اولين کسانی بود که با رد مبارزات قهر آميز بر عليه اسرائيل از ايجاد دو کشور فلسطين و اسرائيل دفاع می نمود و در واقع حق حيات اسرائيل را در منطقه به رسميت می شناخت. اين نظر در سال 1988 در شورای ملی فلسطين اکثريت يافت. اما با ادامه روند صلح اسلو، سعيد با طرح اين نکته که مفاد قرارداد صلح به طور غير منصفانه ای به نفع اسرائيل می باشد، موضعی نقادانه نسبت به شورا و شخص عرفات گرفت و بالاخره در سال 1991 از اين شورا استعفا داد.او به درستی مطرح می نمود که عقب نشينی اسرائيل (مطروحه در طرح صلح اسلو) از نوار غزه و جريکو و توافقات بر سر اورشليم در واقع « ابزاری است برای تسليم بی قيد و شرط مردم فلسطين و تبديل آن به يکی از اقمار اسرائيل.» او تا به آخر با فساد و ديکتاتوری عرفات و اطرافيان وی مخالفت می ورزيد و در سال های آخر عمرش نوشته های او در فلسطين به شدت سانسور می گرديد.

سعيد به خوبی دريافته بود که اسرائيل با استفاده از مسئله کشتار يهوديان در جنگ جهانی دوم برای پيشبرد سياست های خود استفاده می کند. به همين دليل و به درستی در 1994 در مقاله « سياست تصرف» نوشت: «سوالی که بايد از خود بپرسيم اين است که تا کی تاريخ يهودی ستيزی و کشتار يهوديان به عنوان اسلحه ای برای پيشبرد سياست های غير انسانی دولت اسرائيل عليه فلسطينی ها مورد استفاده قرار می گيرد... تا کی می خواهيم ناديده بگيريم که فريادهای مردم غزه در اثر سياست های دولت اسرائيل است و نه از فريادهای قربانيان نازی ها؟» انتقادهای بی امان او در مطبوعات آمريکا، خشم صهيونيست های آمريکائی را به شدت برانگيخته است. در جريان روند صلح اسلو، چند روزنامه دست راستی او را «پروفسور ترور» ناميدند.

سعيد از سال 1990 به دليل تضعيف سلامتی جسمانی اش، فعاليت های خود را در زمينه های متفاوت محدود کرد و از آخرين کارهای وی تشکيل گروه المبادره در فلسطين، برای گسترش هر چه بيشتر دموکراسی  در ميان روشنفکران و مردم فلسطين و تشکيل ارکستر ديوان شرق ـ غرب به همراه دانيل بارنبوم، يک شهروند اسرائيلی در سال 1999 بود. اين ارکستر يک ماه قبل از مرگ وی با اجرای کنسرتی از موسيقی واگنر در لندن به شدت مورد توجه قرار گرفت.

 

يادش گرامی باد و راهش پر رهرو.