|
اتحاد كار شماره ۱۱۲- ويژه نامه قتل عام زندانيان سياسي سال ۱۳۶۷ |
|
کشتار سال ٦۷ |
|
قاصدک با ديدن کبوتران بر فراز سلول های خونين هراسناک و مغموم خبر آورد: « گزمگان هر آن چه در آستين داشتند افشاندند. » بغض سنگ ترکيد و خاک غم بر بام شهر فرو ريخت. لب ها آويزان گلوها پريشان چشم ها گريان و پيراهن ها دريده شد. هوای دم کرده نگاه های سنگين به بی نهايت چشم دوخته بود. زندگی ، مرگ ، زندگی به صورت مرگ و در باطن عذاب و درد و شيون های فرومرده بر گورهای بی نشان جسدهای زنجيرشده فوج فوج و تک تک رها شده در سطح خاک و فرياد دردناک زمين از تحمل باری اينچنين آسمان نيز يک دم چشم برهم نهاد اشک چشم بر خاک شخم زده فروباريد تا در تبانی خود با زمين برملا سازد سر به مُهر و از خشم و خجالت را !
شاپور بهرامی
|