|
ادامه بقا بجاي زندگي
برگردان ناهيد جعفرپور
- Jana Frielinghaus
در رسانه هائي چون "دي ولت" و "فينانسيل تايمز" آلمان و يا "فرانکفورتر آلگماينه"، جهاني سازي سرمايهداري مرتبا بعنوان موتور رفاه و آسايش براي بشريت مورد تحسين قرار ميگيرد. آنها براي اثبات اين ادعا به بالا رفتن محصولات ناخالص داخلي اشاره مينمايند و مسلما در اين ميان زنان بعنوان برندگان جهانيسازي معرفي ميشوند. به واقع هم مراکز توليدي کنسرنهاي چند مليتي در مناطق آزاد تجاري کشورهاي در حال توسعه، براي زنان امکان کار و برخي از امکانات براي خروج از مناسبات خانگي مردسالاري را مهيا نمودهاند. اينکه مزد دريافتي براي اينگونه مشاغل در شرايط بسيار بد کاري و فارغ از هرگونه امنيت اجتماعي آنچنان غيرانساني و ناچيز است، به هيچ وجه در اين رسانهها قيد نميشود.
نگاهي کوتاه به شرايط زندگي "زنان در سايه جهانيسازي" در تحقيق انستيتو "زيگبورگر زود ويند" و کليساي پروتستان "لوتر" بايرن آلمان درج گرديده است که به نام "اقتصاد غير رسمي و منطقه آزاد صادرات" علني گشته است.
اينگبرگ ويک محقق اين کار تحقيقي آمارهاي "سازمان همکاريهاي مشترک و توسعه" و "سازمان بين المللي کار" را مورد تحقيق قرار داده است و تصويري روشن از وضعيت دستمزدي و شرايط کاري زنان کارگر اين مناطق را به ما ارائه ميدهد. براي مثال ماريا توررو آوالوس از پرو که در خانه دوزندگي لباسهاي با سنگ و مرواريد را انجام ميدهد، براي هر لباسي که اين زن ۴٨ ساله کاملا به پايان ميرساند، چيزي ميان ۵ سنت تا يک يورو دريافت ميکند و بدينوسيله تنها بخشي ناچيز از حداقل دستمزد دولتي ١٢٠ دلار در ماه را دريافت مينمايد. اگر ماريا مريض شود، هيچ درآمدي نخواهد داشت. حتي او نميداند براي چه کسي کار ميکند. واسطه اي که ماريا از وي لوازم دوزندگي را ميگيرد، از سوي کارگاهي بزرگ است که اين کارگاه هم با کارگاه بزرگتر ديگري در رابطه است. خانم ويک ميخواهد اين مسئله را نشان دهد که زنان در کشورهاي در حال توسعه به اين علت به اينگونه مشاغل طاقت فرسا و کم مزد تن ميدهند، چون مادراني که غالبا سرپرست خانوار هستند و کودکان خويش را به تنهائي بزرگ و تغذيه مي کنند مجبور هستند به هر شرايط طاقت فرسائي تن دردهند.
تعداد مناسبات کاري بدون امنيتهاي اجتماعي در سالهاي اخير بصورت غمانگيزي افزايش يافته است. طبق آمار سازمان جهاني کار، سال گذشته در سرتاسر جهان درست دو سوم تمامي کارگران در اقتصاد غيررسمي کشورهاي درحال توسعه و کشورهاي توسعه يافته به کار مشغول بودهاند. در جنوب جهان فروشندگان خياباني زن، کار زنان درکارگاههاي کوچک، بعنوان مستخدم و زناني که درخانه کار ميکنند. در شمال جهان کارهاي کم مزد، زناني که نيمه وقت کار ميکنند، روزمزدي کار ميکنند، قراردادي و فصلي کار ميکنند در شرکت هاي کوچک و بزرگ. در سراسر جهان دو سوم اين کارگران فقيرند.
٣۵٠٠ منطقه آزاد تجاري که به بعدي گسترده، کار بدون امنيت اجتماعي را ارائه ميکنند و هر رور بيشتر از پيش انسانهائي را که در اثر پيآمد انهدام ساختارهاي محلي بيکار شدهاند را به چنين کارهائي جذب ميکنند، درشرايط کنوني در ١٣٠٠ کشور متمرکزند و در حدود ٦٦ ميليون نفر کارگر دارند که ٧٠ تا ٩٠ درصد آنان کارگران زن هستند. زناني که تمامي حقوق کار از آنها گرفته شده است.
جالب اينجا است که چه براي کارگران زن و چه براي کشورهائي که شرکتهاي بينالمللي در مناطق آزاد آن به تجارت ميپردازند، رفاهي وجود ندارد. تقريبا در ١٣٠ کشوري که در اين کشورها مناطق آزاد تجاري برقرارند، به هيچ وجه رشد اقتصادي پديد نيامده است. منفعت بزرگ را تنها شرکتهاي غربي داشتهاند و ميلياردها دلار از کشورهاي در حال توسعه به کشورهاي صنعتي واريز گشته است.
طبق آمار سازمان جهاني کار، در کنار ٦٦ ميليون کارگري که در کارخانههاي مناطق آزاد به کار ميپردازند، بين ١۵٠ تا ٣٠٠ ميليون انسان ديگر، کار را در خانههاي خود انجام مي دهند و توليدات را به واسطهها تحويل ميدهند. اين کارگران، به واقع کارگراني هستند که "در سايه جهاني سازي" قرار گرفتهاند. تک و تنها و بدون هرگونه نماينده و اتحاديهاي که از حقوق آنان دفاع کند.
[ نسخه چاپی ]
[ بازگشت به صفحه اول ]
|