|
متن کامل گزارش شيرين عبادي به اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو
نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با هشتم فوريه ۲۰۱۰
خانم پيلاي کميسر عالي محترم حقوق بشر
اعضاي محترم شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد
هر چند قبلا نيز به دفعات کتباً و حضوراً وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ايران را متذکر شده بودم، ولي لازم ميدانم که در آستانه رسيدگي به گزارش دولت جمهوري اسلامي ايران در پانزدهم فوريه ۲۰۱۰ مجددا توجه سرکار و هم چنين اعضاي محترم شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد را به موارد زير جلب کنم:
هموطنان من روزهاي سختي را پشت سر گذاشته اند، پاسخ اعتراضات مسالمت آميز خود را با گلوله و زندان دريافت مي کنند- فيلم ها، عکسها و شاهدان فراواني بر خشونتهاي دولتي تاکيد مينمايند و حتي در چند مورد قاتلين با دليل و مدرک کافي شناسائي و به مقامات دولتي و مردم معرفي شده اند ولي متاسفانه هيچ اقدامي در جهت دستگيري قاتلين و حتي کاهش خشونتها از سوي قوه قضائيه و ساير مسئولين حکومتي انجام نگرفته است.
تعداد کثيري از فعالين سياسي، مدني و حتي فرهنگي با دلايل واهي دستگير شده و برخي از آنان را با محاکمه اي چند ساعته و پشت درهاي بسته محکوم به اعدام نموده اند - طبق اعلام رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران، تا کنون چهار تن از آنان اعدام شده اند و بيش از ۲۵ نفر ديگر در انتظار لحظه موعود هستند.
با زندانيان سياسي بسيار بد رفتاري ميشود تا حدي که چند نفر از آنان نيز در زندان و زير شکنجه جان سپرده اند. زندانيان سياسي حتي از حقوق اندکي که قانون براي زندانيان عادي و مجرمين خطرناک در نظر گرفته است، نيز محروم هستند. برخي از آنان به علت کهولت و يا بيماري در معرض خطر جدي قرار دارند که از آن جمله ميتوان به دکتر ابراهيم يزدي و دکتر محمد ملکي و مهندس بهزاد نبوي اشاره کرد که دو نفر اول با سني قريب به هشتاد سال و بيماري سرطان و سومي با بيماري قلبي در شرايط غير بهداشتي زندان بسر ميبرند. آنان محروم از درمان بوده و هر لحظه بيم از دست رفتنشان ميرود و دردناک تر آن که زندانيان سياسي بيمار که نيازمند معالجات هستند منحصر به اين سه تن نبوده و بيش از ۶۰ نفر آنها بايد در بيمارستان بستري شوند.
ايران تبديل به زندان بزرگ روزنامه نگاراني شده که گناهي جز اطلاع رساني ندارند و در حال حاضر ۳ ۶ نفر روزنامه نگار و عکاس خبري در زندان هستند.
دانشجويان ايراني با کوچکترين انتقاد روانه زندان شده و يا از تحصيل محروم ميگردند.
زنان ايران که خواهان تساوي حقوق هستند متهم به براندازي نظام جمهوري اسلامي شده و براي بيش از يکصد نفر از آنان پرونده کيفري ايجاد شده است.
کارگران و معلمين به علت شرکت در اتحاديههاي صنفي و اعتراض به کمبود دستمزد متهم به ماجراجوئي و اغتشاش شده و تعدادي از آنان در زندان بسر ميبرند و تعداد کثيري نيز شغل خود را از دست داده اند.
نه تنها با غير مسلمانان بدرفتاري ميشود از جمله بهائيان ايران از ابتداي تاسيس حکومت جمهوري اسلامي ايران حتي اجازه تحصيل در دانشگاه را نداشته اند، بلکه حتي پيروان تشيع که مذهب رسمي ايران است، نيز از خشونتهاي دولتي در امان نيستند، از جمله ميتوان به ضرب و شتم و بازداشت دراويش گنابادي اشاره کرد.
و دردناک تر آن که اخيرا براي تحت فشار قرار دادن فعالين سياسي و اجتماعي، يک يا چند تن از بستگان آنان را گروگان ميگيرند تا با ايجاد فشار رواني بر فعالين به اهداف غير قانوني خود دست يابند که در اين ارتباط ميتوان به دستگيري دو دختر آقاي توسلي - يکي از فعالين سياسي ايران- اشاره کرد و متاسفانه تا کنون هشت خانواده به اين سرنوشت دچار شده اند.
و در اين ميان وضعيت مدافعان حقوق بشر از همه بدتر است زيرا مسئولين حکومتي تحت هيچ شرايطي مايل نيستند اخبار نقض حقوق بشر به خارج از ايران درز کند و به همين دليل است که اکثر مدافعين حقوق بشر شناخته شده ايران يا در زندان هستند يا ممنوع الخروج شده يا مجبور شده اند به طريق مخفي و زير زميني زندگي کنند و متاسفانه براي چند نفر از آنان نيز به اتهام محاربه کيفر خواست صادر شده است که جزاي چنين جرمي اعدام است.
در چنين شرايطي مردم بي پناه ايران، با برخورداري از بلوغ سياسي خود ، بطور مسالمت آميز بر خواستهاي بر حق خويش که همانا دموکراسي و حقوق بشر است پاي فشرده و استقامت ميکنند.
سئوال من از شما نمايندگان کشورهائي که عضو شوراي حقوق بشر هستيد آن است که تا چه زمان ميتوان جوانان را به آرامش دعوت کرد؟ صبر و حوصله مردم ايران هر چند زياد ولي بي انتها نيست. در صورت تکرار وقايعي که در چند ماه گذشته اتفاق افتاد و ادامه سياست هاي سرکوب گرانه و کشتار مردم بي دفاع هر لحظه بيم آن مي رود که فاجعه اي به بار آيد که نه تنها آرامش ايران بلکه منطقه را بر هم زند- بنا براين براي چندمين بار درخواست ميکنم به هر شيوه ممکن دولت جمهوري اسلامي ايران را وادار سازيد تا قطع نامههاي مجمع عمومي سازمان ملل متحد را که در مورد نقض حقوق بشر در ايران صادر شده است خصوصاً قطع نامه مورخ دسامبر ۲۰۰۹، را اجرا کرده و گزارشگران حقوق بشر به ويژه در زمينه بازداشتهاي خودسرانه، آزادي بيان، آزادي اديان و حقوق زن را به ايران راه داده و با آنان همکاري کنند.
همچنين تقاضا مندم براي بررسي وضعيت حقوق بشر در ايران گزارش گر ويژه اي تعيين کنيد تا بطور مرتب رفتار حکومت را رصد کرده و با تذکرات به موقع و راه کار هايي که توصيه ميکند به خاتمه بحران سياسي و خشونتهاي رو به تزايد دولتي کمک کند.
همکاران ارجمند توجه داشته باشيد که هر يک از ما در قبال تاريخ پاسخ گو و مسئول هستيم، مبادا که فردا در قبال ملتي بي پناه شرمنده زد و بندهاي سياسي خود باشيم.
شيرين عبادي
مدافع حقوق بشر و برنده جايزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳
۱۹ بهمن سال ۱۳۸۸
[ نسخه چاپی ]
[ بازگشت به صفحه اول ]
|