نوشته شده در سیاسی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

چشم انداز پیشاروی اوضاع اقتصادی و سیاسی در ایران / مصاحبه “اتحادیه آزاد کارگران ایران” با جعفر عظیم زاده

در حالیکه قربانعلی دری نجف آبادی، نماینده رهبری در استان مرکزی، ادعا میکند که “شرایط کشور به خصوص در زمینه اقتصادی رو به آرامش و امیدوارکننده است” جدیدترین گزارش‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی حاکی از زندگی مطلق ۳۰ درصد از مردم ایران زیر خط فقر، شکسته شدن رکورد تورم و حتی احتمال ورشکستگی دولت طی سال‌های آتی است. به گفته رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین، ایران امروز در خطرناک ‌ترین نقطه تاریخی تورم درچهار دهه اخیر قرار دارد و اگر از این مراحل تورم ۵۰ یا ۶۰ درصدی عبور کند، کنترل آن به صورت تصاعدی سخت می‌شود و می‌تواند به یک ابرتورم منجر شود. در عین حال، برخی نمایندگان مجلس همسان‌سازی دریافتی بازنشستگان و مستمری بگیران متناسب با افزایش قیمت‌ها را تورم ‌زا می‌دانند و با آن مخالفت می‌کنند.

روند پیش روی اوضاع اقتصادی و سیاسی ایران چیست؟ آیا دولت رئیسی قادر به جواب گویی به مشکلات مردم خواهد بود؟ برای بررسی این مسله “اتحادیه آزاد کارگران ایران” مصاحبه‌ای با جعفر عظیم زاده ترتیب داده است که متن این گفتگو در زیر می آید:

علیرغم ادعای دری نجف آبادی به امیدوار کننده بودن اوضاع اقتصادی و ژست های رئیسی به گوش دادن به درد دل مردم و کارشناسان اقتصادی و مدیران رسانه ها و روزنامه نگاران جهت برون رفت از اوضاع بد اقتصادی، او تاکنون هیچ برنامه مدونی برای فائق آمدن به مشکلات اقتصادی مردم ارایه نداده است. بنظر شما آیا او اصلا هیچ برنامه مدونی دارد؟ اگر نه چرا؟

جعفر عظیم زاده: واقعیت این است که برنامه ریزی و تلاش برای شکوفائی اقتصادی و به این معنا فائق آمدن به مشکلات اقتصادی مردم، هیچگاه از اولویتهای حکومتداری در جمهوری اسلامی نبوده است که فکر کنیم امروز دولت رئیسی دارای چنین برنامه ای باشد. اقتصادی که جمهوری اسلامی از روز اول شکل گیری خود سازمان داد بطور واقعی و بی هیچ سیاه نمایی یک اقتصاد مبتنی بر غارت و چپاول حداکثری منابع کشور و تشدید هر دم فزاینده‌ی استثمار نیروی کار بود. به همین دلیل ساده هم هست که امروز کشور بسیار ثروتمندی همچون ایران، به لحاظ اقتصادی و تامین زندگی مردم در رده فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد.

آیا به نظر شما حکومتی که بیش از ۵ سال است مشکل یک شرکت چهار هزار نفره مانند شرکت نیشکر هفت تپه را نتوانسته است حل کند یا مدت چهل و سه سال است نتوانسته مشکل برق را در تابستان و گاز را در زمستان، آنهم در کشوری با دارا بودن عظیم ترین ذخایر نفتی و گازی حل کند میتواند راه حل و برنامه ای برای فائق آمدن به یک اقتصاد شدیدا بحران زده و حل مشکلات اقتصادی یک جامعه هشتاد میلیونی داشته باشد؟

در این بین دولت رئیسی نیز نه تنها از این قاعده حکومتداری در جمهوری اسلامی مستثنی نیست بلکه این دولت بدلیل بکارگیری سیاست یکدست سازی حکومت، از وجود معدود چهره های تکنوکرات و متخصص در راس هرم اجرایی کشور که بعضا در دولتهای قبلی حضورداشتند نیز بی بهره است و از طرف دیگر جوهره آن بیش از دولتهای قبلی، آن نوع حکومتداری می باشد که هیچگاه در طول چهل و سه سال گذشته دغدغه اش شکوفایی اقتصادی و فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی مردم نبوده است. حالا شما این وضعیت دولت را ضربدر بحران حاد اقتصادی و به یک معنا فروپاشی اقتصاد کشور بکنید آنوقت پیشامدهای پیشاروی اقتصاد کشور کاملا قابل پیش بینی است و من فکر میکنم جواب سوال شما هم کاملا روشن است.

به یک معنا باید بگویم با توجه به ماهیت دولت رئیسی و با توجه به اینکه امروز اقتصاد ایران در بدترین شرایط خود در طول چهل و سه گذشته قرار دارد و اغلب صنایع کشور و زیر ساختهای آن نابود شده است و بیش از هر دوره دیگری جمهوری اسلامی علاوه بر مسائل بسیار حاد داخلی، درگیر بحرانی عظیم در سیاستهای جهانی و منطقه ای خود است من نه تنها هیچ روزنه ای را برای بهبود شرایط اقتصادی مردم نمی بینم بلکه فکر میکنم دولت رئیسی حتی قادر به حفظ همین شرایط بحرانی و فروپاشیده در سطحی که امروزکشور در آن قرار دارد نیز نیست.

گذشته از این مسائل، واقعیت این است که بحران اقتصادی موجود در ایران، ریشه در اقتصاد ندارد که راه حل اقتصادی داشته باشد و دولتی حتی اگر بخواهد و عزم کند بتواند با برنامه ای مدون بر بحران اقتصادی موجود و مشکلات اقتصادی مردم فائق آید. این چیزی است که امروز دیگر بر همگان روشن است و هر کسی کمی سر در سیاست و اقتصاد داشته باشد این را میداند که ریشه بحران اقتصادی در ایران، ناشی از روبنای سیاسی حاکم بر کشور است نه ناشی از سیکل بحران اقتصادی در تولید و اقتصاد سرمایه داری، آنگونه که مثلا در بحران اقتصادی ۲۰۰۸ در آمریکا و جهان و یا بحران اقتصادی یونان شاهد و ناظر آن بودیم.

بالنتیجه و در پایه ای ترین سطح نیز، بدون تغییرات بنیادین سیاسی در کشور، همانگونه که تجربه ۴۳ سال گذشته هم به عینه نشان داده است، عملا امکان هیچگونه گشایشی در اقتصاد ایران وجود ندارد.

اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان سیاسی و اقتصادی از لزوم یک تحول بنیادی صحبت میکنند. در عین حال، کارگران کماکان برای احقاق مطالبات روزمره خود در حال مبارزه هستند. از نظر شما رابطه مبارزه برای یک تحول اجتماعی و مبارزه برای احقاق حقوق روزمره چیست؟

ببینید تحولات عظیم اجتماعی چیزی نیست که در یک آسمان بی ابر رخ دهد. اینگونه تحولات در هر جامعه ای ارتباط مستقیم و بلاواسطه ای با مبارزات روزمره مردم یک کشور برای احقاق حقوقشان دارد. اساسا وقتی طبقه کارگر و تقریبا همه اقشار و لایه های اجتماعی در یک جامعه بطور وقفه ناپذیری آنگونه که در ایران شاهد آن هستیم وارد کشمکش با قدرت حاکم برای تحقق مطالباتشان میشوند معنایش این است که چنین جامعه ای به یک انسداد کامل سیاسی و اقتصادی رسیده است و این نقطه، آنجایی است که تحولات عظیم اجتماعی آغاز و به یک ضرورت حیاتی برای هر جامعه ای تبدیل میشود.

این یک طرف قضیه است طرف دیگر آن، حکومتی است که از تحقق بدیهی ترین مطالبات مردمان یک جامعه عاجز میشود و بنا بر ماهیت خود و بن بستی که در آن گرفتار آمده است نمیتواند قدمی برای تحقق این مطالبات بردارد. اینکه چنین حکومتی نمیتواند قدمی برای تحقق این مطالبات بردارد لزوما ناشی از نبود امکان برای تحقق مثلا یک یا چند مطالبه یا تحقق مطالبات لایه ای از جامعه نیست بلکه ناشی از بن بست و وضعیت سیاسی و اقتصادی حکومتی است که میداند چنانچه به یک یا چند مطالبه پاسخ دهد، خواست تحقق مطالبات همه بخشها و لایه های اجتماعی همچون آواری بر سرش خراب میشود که عملا در این سطح، بر آوردن آنها در تناقض و تضاد با موجودیتش قرار میگیرد. به همین دلیل درچنین حکومتهایی، خواست تحقق مطالبات روزمره مردم با سد بقا یک حکومت مواجه و از دل آن تحولات عظیم اجتماعی سر بر میاورد.

به یک معنا از هر سو که به موضوع رابطه ی مبارزه برای یک تحول اجتماعی و مبارزه برای احقاق حقوق روزمره مردم کشوری همچون ایران نگاه بکنیم رد پای نیاز به تحولات عظیم اجتماعی را در آن می بینیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>