نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

پیرامون بازگشت گروه اسلامگرای ” طالبان ” بر صحنه قدرت در افغانستان / سیروان هدایت وزیری

بازگشت گروه اسلامگرای ” طالبان ” توجه جهانی را  بیش از هر زمانی بخود جلب کرده است . گروه اسلامگرای ” طالبان ” توانست در ظرف دو هفته ،  شهر به شهر افغانستان را تصرف کند و عاقبت در کابل ،  سران دولتی افغانستان را فراری دهد . چنین واقعه ایی حتی دول جهانی و از جمله آمریکا و کشورهای غربی را متحیر و سراسیمه ساخت . تصرف پایتخت افغانستان انچنان سریع بود ، که حتی کارمندان ، خدمت کاران و ارتش آمریکا را غافلگیر ساخت و آنان تنها جایی که می توانستند برای گریز و نجات خود بدان پناه ببرند ، فردوگاه بین المللی کابل بود . و جدا از این نیرو ، صد ها هزار نفر از مردم و کارکنان دولت افغانستان برای نجات خود روانه فرودگاه شدند که بتوانند ، به هر شیوه ایی از معرکه خلاصی یابند و به یک مکان امن تری برسند .  این واقعه  در شرایطی  بوقوع پیوست که در ناشی از کمبود تعداد هواپیمایی موجود در فرودگاه به ازدحام جمعیت افزود و تا جایی رسید که خیلی از مردم خود را به هواپیما جهت نجات خود آویزان کردند و عاقبت برخی از انان با پرواز هواپیما به زمین سقوط کردند و جان خود را از دست دادند  . صحنه های دلخراش از چنین وضعیتی در شبکه های اجتماعی و مدیا بسبار مشهود است .

  در مورد برگشت دوباره  گروه اسلامگرای “  طالبان ” بر مسند قدرت در افغانستان صدها تحلیل ، خبر و تفسیرات در شبکه های اجتماعی مشاهده می شود و هریک از انها ، از زوایای مختلف به این واقعه چشم دوخته اند . برخی ادعا می کنند که ” ارتش افغانستان نخواست در مقابل این حمله عکس العمل نشان دهد ، برخی ادعا می کنند که امریکا جا پای ارتش افغانستان را خالی کرد و این خلا ،  باعث بازگشت قدرت گروه ” طالبان ” شد ، برخی ادعا می کنند که ارتش افغانستان خود نیز خواهان بازگشت گروه ” طالبان ” بر صحنه قدرت در افغانستان بوده است و خیلی دیگر از این ادعاها .  و لی  از این مسله نمی کاهد که گروه اسلامگرای  ” طالبان “  هم اینک در کابل موجودیت دارد و خواهان صاحب قدرت سیاسی است . برای پرهیز از این واقعه ، دولت آمریکا  در ۲۰ سال گذشته میلیاردها دلار روی ارتش و دولت افغانستان سرمایه گذاشته بود ، بطوریکه ارتش افغانستان مجهزترین  مهمات و سلاح جنگی از سوی آمریکا را  اختیار داشت .

واقعه ایی که در افغانستان و در قبال آن سقوط دولت غنی را  در برداشت ، نمی تواند با شک و شبه هایی مواجه نباشد . از این زاویه ، گروه اسلامگرای “  طالبان ” سریعا پایتخت افغانسان را اشغال کردند و دولت افغانستان را ساقط کردند . این واقعه ، اگر چه سریع بود ، ولی بدون زمینه و وجود برنامه بریزی های قبلی ، غیر ممکن بوده است بطوریکه  این زمینه و برنامه ها قبلا روی میز گذاشته شده است . برای پیدا کردن این اسناد و سرچشمه ها ، از ابتدا باید سراغ ارتش قدرتمند و مدرن آن گرفت  . آماری که بعد از تصرف کابل به توسط گروه  ” طالبان  ” از جانب مسولین لجستگی آمریکا داده شده ، ارتش افغانستان  صاحب ۷۵ هزار خود رو نظامی ، بیش از ۲۵۰ فروند هواپیما و هیلوکوپتر ، ۶۰۰ هزار سلاح کوچک و سبک و به نسبت کشورهای دیگر بیشترین هلیکوپتر ” بلک هاوک ” در اختیار داشته است و در تقابل با آن ، نیروهای مسلح گروه ” طالبان ” از چنین امکاناتی برخوردار نبوده اند و حتی برخی از آنها با یک اسلحه سبک و با دوچرخه وارد کابل شده اند . جریان این مسله به ما نشان می دهد که دولت و به ذعم آن سران و روسای دولتی  رغبتی برای جنگ نداشته اند .

مسله دیگر قابل تامل هست ، این هست که ارتش آمریکا مسولیت حفاظت  هوا ، فضایی افغانستان را برعهده داشته است و هر حرکت مشکوکی را در نظر داشته است . با توجه به تجربیات گذشته ، ارتش آمریکا توانسته بود ، در شب و روز تمامی جنب و جوش هاتی گروه ” طالبان ” را زیر نظر داشته باشد و مانع هر گونه عکس العملی از سوی آنان  باشد . اما در طی  دو هفته وقایع ، این حساسیت ها از جانب ارتش آمریکا نشان داده نشده است .

مسله دیگر می توان این باشد ، که برنامه هایی در شهر  ” دوحه ” پایتخت امیر نشین قطر  و فراتر از آن در مناطق خلیج و پاکستان در به سر قدرت آمدن دوباره  ” طالبان “  در نظر گرفته شده باشد . تدارک این برنامه ها  ، می تواند به ۶ تا ۷ ماه گذشته مربوط باشد . در این مدت امیرنشینان دور وبر خلیج وارد فازهایی از مکانیزمهای دیپلماتیک با دولت اسراییل داشته اند و سفارتحانه های اسراییل در این مناطق بازگشایی شده است در نتیجه دولت اسراییل  ممکن هست بطور تلویحی  در به قدرت نشاندن دوباره گروه اسلاامگرای ” طالبان ” دخیل بوده باشد   . این نوع علاقه به تعویض و جابجایی قدرت در افغانسنان بیشتر می تواند ، انگشت به سوی رژیم جمهوری اسلامی باشد ،  تا اینکه این گروه بتواند یک عامل فشار علیه رژیم جمهوری اسلامی بحساب آید  . اگرچه رژیم جمهوری اسلامی از آمدن گروه ” طالبان “  ” استقبال  ” کرده است ، ولی این ” استقبال ” برخی از ظرافت های مسایل دیپلماتیک را بخود عجین دارد . اما ممکن هست که  اختلافات مذهبی گروه  ” طالبان ” با رژیم جمهوری اسلامی در اینده این ظرافت را پاک سازد و کشاکش هایی مابین آنان بوجود آید . همینکه گروه طالبان  در گذشته چندین دیپلماتیک وابسته به رژیم جمهوری اشلامی  را در نوار مرزی ایران و افغانسان سر برید ، خود بخود به مناسبات عادی میان آن خط بطلان خواهد کشید . تا انجایی به اختلافات مذهبی آنان مربوط می شود ، در این اواخر از سوی یکی از سران  ” طالبان “  مطرح شد که “  وقتیکه رژیم جمهوری اسلامی  در ساختن مساجد سنی مذهب ممانعت می کند ، ما هم مساجد شیعه مذهب را خواهیم سوزاند ” .

مسله دیگر به قدرت آمدن گروه طالبان را می توان ، در حیطه تضاد های دول جهانی بر سر تقسیم مجدد منابع طبیعی و نایاب افغانستان بحساب آورده شود . منابع طبیعی غنی افغانسان بجز تولیدات افیونی ، هنوز هم دست نخورده باقی مانده است . عدم استخراج  این منابع نیز درناشی  وجود یک جنگ فرسایشی ۴۰ ساله در افغانستان است . جنگ و گریزها در برداشت تکنیکی و ماکانیزه شده منابع طبیعی و غنی ناکام ساخته است  .

 حال افغانستان با یک قدرت نوظهور همانند ، چین همسایه است ، بدون شک مسایل بسیار آسان لجستگی ایجاب می کند ، که چین به تغییرات قدرت در کابل خوشبین شده باشد و با  راه انداخنن یک سری پاریزیت های سیاسی و دیپلماتیک  ، حضور  بحران زای ارتش امریکا را به گروه  ” طالبان “  گوشزد کرده باشد  . تا اینکه بلاخره یک قراردادی را با گروه طالبان جهت استحراج منابع طبیعی و غنی تحمیل نماید .

مسله دیگر می تواند به عنوان یک پارامتر جهت قدرت گیری مجدد گروه ” طالیان “  در نظر گرفته شود ، واقعیت های موجود جامعه افغانستان دانست . در اینجا یک مقوله فلسفی صدق می کند ، که هسته داخلی تعیین کننده تغییرات ماده است  ، نه خارجی ، خارجی می تواند فقط تاثیر گذار باشد ” . از اینکه جامعه افغانستان هنوز یک نوع ساختمانبندی عشیرتی و والی گری بر تارک مذهب و دین را حفظ کرده ، نمی توان از منش قدرت یک نیروی مذهبی و عقب مانده انتظار نداشت . گروه  ” طالبان “  در حقیقت جزی از واقعیت های موجود در جامعه افغانستان را شامل می شود . اگر چه بخشی از مردم افغانستان در صحبت و حرف سکولار هستند ، و با این اندازه ، علیه گروه اسلامگرای ” طالبان ” موضع گیری را دارند ، ولی گرایشات موجود در اکثریت  مردم ، ضعیف تر از این هست ، که اساسا طالبان در خطه سیاست و جامعه مطلقا سهمی نداشته باشد .

در اینجا ، انچه که مورد توجه است ، قلدرمنشی و تفکرات فوق ارتجاعی گروه های اسلامگرا یی همانند گروه ” طالبان در عجین شدن به زندگی روزمره مردم می باشد . قانون بربریت و فوق ارتجاعی گروه  ” طالبان “  ، جامعه افغانستان را  همه جانبه به یک عقب نشینی مفرط  نسبت به قرن حاضر سوق می دهد . ساقط کردن مطلق حقوق زنان ، محدود کردن و یا قدغن کردن وسایل اوقات فراغتی مردم ، تمکین مطلق به عبادات و نماز ، تحمیل تغییر در چهره های واقعی در باب زیبایی و زشت ، قدغن کردن تمامی وسایل ارتباطات شبکه اجتماعی ، محروم ساختن جوانان مونث و مذکر در داشتن حق آموزش و پرورش ، عدم اعتقاد به اعمال دمکراسی های جهانشمول ، تمکین مطلق به  سیاست های پوپولیستی مذهبی ، غالب شدن تفکرات مبادلات عقب مانده تجارتی بجای صنعتی و تکنیک و خیلی دیگر از عرفت های غیر انسانی.

جامعه افغانستان به لحاظ جغرافیایی آسیای میانه و دور را به همدیگر متصل می سازد و بطور سنتی محل تردد تجارو دلالان اقتصادی بوده است ، از لحاظ منابع طبیعی سرشار است  ،  این جامعه با چنین ویژه گی هایی نمیواند در معادلات سیاسی بلکل و در منطقه بویژه بحساب نیاید . افغانستان در صده های گذشته محلل تردد فرهنگ دوست و  شعرا بوده است و ادبیات غنی آن هنوز هم قابل توجه است . اقغانستان دارای یک تاریخ سیاسی اجتماعی است که نظام  های ملک الطوایفی ، سلطنتی تا جمهوری را شامل گشته است  ،  بویژه با اشغال روسیه  در ده هفتاد موجی از سیاست های راست ،  چپ و اسلامگرایی را تجربه کرده است . با توجه به این همه ویژه گیها ، هنوز افغانستان از  عدم وجود یک  کشور متعادل و با ثبات رنج می برد   . جامعه افغانستان با تقدم  یک دهه علیه سیاست های اشغالگرایانه روسیه و چندین دهه علیه دول  های غربی و بویژه آمریکا  دچار یک  بحران هویتی گشته است .  حال اینک نیز متاسفانه در ناشی از سیاست ها ی نه شرقی و نه غربی ، بلکه حاکمیت اسلامی  ” طالبان “  دورنمایی برای حل این بحران متصور نیست . و اما جای خوشبینی نیز هست که ،  تا زمانی که در افغانستان دین از دولت جدا نشود و ساختمانبندی سیاسی آن بر مبنای یک  جمهوری دمکرات ، سکولار و فدرالیسم بنا نهاده نشود ، ما شاهد همین تصورات بسیار فرسایشی خواهیم بود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>