نوشته شده در محیط زیست توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

گزارش هیئتِ بین دولتی تغییرات اقلیمی / مُدلِ رشد سرمایه داری غیر قابل ادامه است / مانتلی ریویو / ترجمه ا. مانا

نویسندگان: خوان بوردرا، فرناندو وایادارس، آنتونیو توری یل، فران پیگ ویلار، فرناندو پری یتو، تیم هیولت

دومین نسخه از گزارشِ IPCC Group III (گروه ۳-  هیئتِ بین دولتی تغییرات اقلیمی)، که بر امرِ راهبردهای کاهشی متمرکز است، اظهار می دارد که بشریت باید از مُدلِ کنونی سرمایه داری فاصله بگیرد تا فرارفتن از محدودیتهای سیاره ای و اقلیمی – و وقوعِ فاجعهٔ اکولوژیکی – متوقف گردد. این گزارش همچنین، اطلاعات پیشین توسطِ CTXT و گاردین را تأیید می نماید، که «انتشارِ گازهای گلخانه ای در چهار سالِ آینده به اوج خواهد رسید». افشاگری جدید اذعان می دارد که فضایی اندک برای مُدلِ رشد باقی مانده و شاید بهتر است گفته شود جایی برای آن باقی نمانده است.

دانشمندان و روزنامه نگاران امضا کننده، بخشی از ششمین گزارشِ ارزیابی را تجزیه و تحلیل نموده، که توسط همان منابعی  افشا گردیده که قبلاً «نافرمانی دانشمندان و نافرمانی اسپانیا در قبالِ انقراض» را برملا ساخته بودند. در این افشاگری مواضع نسبتاً محجوبانه ای را، در کنار اظهاراتی برجسته، می توان یافت که مدتی نه چندان قبل غیرقابلِ تصور می نمودند.

برای زمینه سازی، اجازه دهید به یاد آوریم : در سال ۱۹۹۰، اولین گزارشِ IPCC اظهار داشت که «بخش بزرگی از افزایش دمای مشاهده شده می تواند به متغیرهای طبیعی نسبت داده شود»، و گرچه گزارشات بعدی این موضع را رها نمود، ششمین گزارش هرگونه تردیدی را کاملاً رفع نموده، و جایی برای ادعای انکار تغییرات آب و هوایی باقی نمی گذارد، ادعاهایی که بگونه ای تاریخی و سخاوتمندانه توسط کسانی (لابیگران شرکتهای نفتی) تأمین مالی گردیدند که بیشترین منافع را در ادامهٔ این ادعاها داشتند.

گزارش افشا شده خاطر نشان می سازد که رشدِ بینهایت باید فراموش گردد. از آنجاییکه گذارِ رادیکال لازم است، سؤال کلیدی این است که چگونه فاصله گرفتن از مُدلهای رشد ابدی می تواند مزیتی بحساب آید و نه رها نمودن یک امتیازات موجود. هر گذاری باید تفاوت تاریخی بین کشورها، تفاوت بین مناطق شهری و روستایی، و در درجهٔ اول، نابرابری عظیمِ رشد یابندهٔ اقتصادی بین فقرا و ثروتِ فزایندهٔ نامتناسبِ ثروتمندان، را مد نظر داشته باشد. اگر این سه دوگانگی مورد توجه قرار نگیرند، هر گذاری، چنانچه این پیش نویس مشخص نموده است،  بیش از حمایت با مخالفت مواجه خواهد بود :

« درسهایی از اقتصادیات تجربی نشان می دهد که مردم ممکن است راه حلهای غیرعادلانه را نپذیرند، حتی اگر هزینه های این عدم پذیرش بیشتر باشد».

حتی اگر تغییر مسیری ممکن گردد، دانشمندان هشدار می دهند که : «گذار معمولاً هموار و تدریجی نیست، و می تواند ناگهانی و مختل کننده باشد». آنان همچنین خاطرنشان می سازند که احتمال دارد از سرعت گذار، توسطِ سرمایه، مؤسسات، و نُرمهای اجتماعی موجود کاسته شود». گزارش تأکید می نماید که اهمیت دارد سرچشمه های سکون درک گردیده، و اظهار می دارد که «محوریتِ انرژی های فسیلی در توسعهٔ اقتصادی در خلال ۲۰۰ سال گذشته، سؤالاتِ آشکاری را در بارهٔ امکانِ کربن زدایی مطرح می نماید».

سیاستهای حامی شرکتهای نفتی، ثروت مشترک ما؛ هوا، جنگلها، زمین و …. را مورد استفاده قرارداده و آنها را در دستانِ اقلیتهای کوچکی قرار داده است. بنابراین سیاستهای سبز باید در هنگامه ای که نابرابری در حال فزونی است به بازتوزیع منابع ثروت بپردازد. یکی از راههای کاستن از هزینه های اجتماعی انتشار کربن، بازتوزیعِ درآمدهای مالیاتی بسود قشرهای با درآمد متوسط و کم است. چنانچه جیسون هیکل، متخصص علمِ تأثیرات کنشِ انسانی بر محیط زیست، یادآور گردیده است : هر راه حلی کمتر از محدود نمودن استخراج سوختهای فسیلی و برنامه ریزی بر کاهش تدریجی استفاده از آنها تا رسیدن به نقطهٔ صفر، تلاشی بی ثمر خواهد بود.

جالب اینکه، برغم اینکه بسیاری قبلاً اظهار نظرهای مشابهی نموده اند، این گزارش دیدگاهی را برجسته نموده است که نه تنها تغییرات اقلیمی نتیجه توسعهٔ صنعتی بوده است، که «سرشتِ توسعهٔ اقتصادی همزادِ جامعهٔ سرمایه داری …. در نهایت غیر پایدار است».

ما قادریم زندگی های خوبی داشته باشیم و در عین حال کمتر مصرف نماییم، ولی بعید می نماید که سرمایه داری بتواند خود را، بدون رشد، حفظ نماید. گزارش نتیجه می گیرد که «انتشار کنونی گازهای گلخانه ای با توافق پاریس ناسازگار بوده، و از اینرو حتماً ضروری است که بطریقی فوری و مؤثر کاهش یابد».

کاهشِ چشمگیر لازم در انتشار گازهای گلخانه ای، نمی تواند در کوتاه مدت و با مُدلِ فعلی، با توجه به تصورات کنونی آن در مورد رشدِ مصرف انرژی و مواد، حاصل آید.

بیشتر آنکه، این گزارش کاهش انتشار گازهای گلخانه ای را با ۱۷ هدفِ بنیادین توسعه مرتبط می داند که در ۲۰۱۵ در سازمان ملل بر دستیابی به آنها در سال ۲۰۳۰ توافق شد. برغم تناقضات موجود بین این ۱۷ هدف توسعهٔ پایدار، ما تلاشهای غیرقابل تردیدی را، در زمینهٔ کاهش نابرابری و حمایت از تنوع زیستی، ترکیب شده با هدفِ بحث برانگیزِ  تشویقِ توسعهٔ اقتصادی پایدار،  شاهدیم.

اگر در ۱۹۹۰ مناظرات هنوز حولِ محورِ علل تغییرات اقلیمی می چرخید، ۳۰  سال وقت تلف گردید  تا بحث بین آنانی جریان یابد که هنوز می پندارند می توان به رشد ادامه داد و از انتشار گازها با سرعت لازم کاست. عده ای این را نوعی دیگر از انکار زیرکانه تر مسئله دانسته، که در نهایت بسود – و مورد حمایتِ –  همان کسانی خواهد بود که زمانی منشأ گرمایش زمین را زیر سؤال می بردند. سؤال همچنان این خواهد بود : چه کسانی از آن سود خواهند برد؟

گزارش اظهار می دارد که «کاهش انتشار و اهدافِ توسعه نمی توانند از رهگذرِ تغییرات جزئی مرحله ای حاصل گردند». بعضی ها ادعا می نمایند که می توان به رشد ادامه داد، چون توسعهٔ فن آوریها قادر خواهد بود مشکلِ تمرکز گازهای گلخانه ای در آتمسفر را چاره نماید. اما چنین فن آوریهایی (از جمله جذب و دفن کربن)، چنانچه وعده داده شده بود تحقق نیافتند. ادامهٔ وضع جاری با امید بستن به فن آوریهای تأیید نشده و در عین حال جدل بر سرِ رشد نامحدود – در حالی که چاله های جذبِ کربن زیست بومها در حالِ کاهشند، نقاطِ اوجِ اقلیمی در نوردیده شده اند، و شرایط آب و هوایی در حال گرمتر و ناپایدارتر شدن است – در بهترین حالت نابخردی و در بدترین حالت مجرمانه می باشد.

چرا تغییرات رخ داده اینچنین ناچیز بوده اند؟ گزارش به یک «ریاکاری سازمانیافته» اشاره می نماید، که در آن توافقات و اظهارات با عملکردها همخوانی نداشته، که یکی از خطرناکترین موانع بر سرِ راه کاهش واقعی را به نمایش می گذارد. گزارش می افزاید که کووید – ۱۹ می تواند درسهای مهمی را برای بشریت به همراه داشته باشد، که هزینه های پیشگیری و تدارک آمادگی، در مقایسه با هزینه های نتایجِ پیشگیری نشده، ناچیز خواهد بود. مقایسهٔ شرایط با بحران اقلیمی روشن است. به تأخیر انداختن اقدامات پیشگیرانه چنان هزینه های هنگفتی را در پی خواهد داشت که برآمدن از عهدهٔ آنها دشوار خواهد بود.

اگر اقدامی سریع بعمل نیاید، چالشها رشدی تصاعدی داشته و نتایجِ غیر قابل پیش بینی را بدنبال خواهد داشت. این نتایج چه می توانند باشند؟ نخست، با در نظر گرفتنِ تناقضات مشهودِ در مفهومِ رشدِ پایدار، صحبت بر سر هر شکلی از توسعه فقط در صورتی ممکن خواهد بود که ایدهٔ تولید ناخالص داخلی (GDP) چون یکی از شاخصهای ثروت به کناری نهادی شود. تنها رشد پایدار، رشد افقی، و نه عمودی، با هدفِ کاهش نابرابری است.

دوم، درمیان گذاشتنِ ابعاد عظیمِ مشکل با مردم و آنانی که قدرت را درست دارند از اهمیت اساسی برخوردار است. گذار  تنها در صورتی موفق خواهد بود که  تصور گردد که اکثریت از تغییراتِ گذار سود خواهند برد. بدون گذار و تغییرات همرا آن، سودی عاید کسی نخواهد شد.

سوم، چنانچه لین مارگُلس میکروبیولوژیست نشان داد، کلیدِ توضیحِ جهشِ تکاملی بزرگ همراهی، بجای رقابت، خواهد بود. ما هم اکنون بر لبهٔ پرتگاهی هستیم که ترکیبی از مشکلات اکولوژیکی و بحرانهای اقلیمی موجب آن بوده اند. تنها در صورتِ همکاری و درکِ این حقیقت که ما مشترکات فراوانی داریم – و آتمسفر یکی از آنهاست – می توانیم از سقوط جلوگیری نماییم.

۲۸ اوت ۲۰۲۱

منبع: مانتلی ریویو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>