نوشته شده در دسته‌بندی نشده توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

سیر حرکت سرمایه داری و جهان امروز : هشدار سمیر امین و مانتلی ریویو / جان بلامی فاستر، ترجمه ی/ ا. مانا

دوستان گرامی مانتلی ریویو

دشوار است که امروز ابعادِ جشنِ کبیر سرمایه داری، که سه دهه قبل در سالهای ۱۹۹۱-۱۹۹۲ آغاز شد را به یاد آوریم. در بحبوحهٔ جنگ خلیج به رهبری ایالات متحده علیه عراق، از هم پاشی بلوک شوروی،  نابودی اتحاد جماهیر شوروی و ادغام هر چه بیشتر چین در اقتصاد جهانی، رئیس جمهور وقت آمریکا جورج بوش پدر، پیروزمندانه ایجاد یک «نظم نوین جهانی» را اعلام داشت. اظهار گردید که سرمایه داری، یک بار و برای همیشه، پیروز گشته است. هیچ چیز قادر به متوقف نمودنِ گسترشِ امپراطوری جهانی تحتِ سلطهٔ‌ ایالات متحده نخواهد بود. ایالات متحده به مثابه تنها ابرقدرت، در حال گسترشِ به اصطلاح «اجماع واشنگتن» بود: طرحی برای جهانی سازی نئولیبرالی، و پرولتاریزه نموده بخش اعظم جمعیت کرهٔ زمین. کتابِ فرانسیس فوکویاما در سال ۱۹۹۲  به «پایان تاریخ و آخرین انسان» پرداخت که، در رسانه های نظم ِمستقر،  پیروزی نهایی لیبرالیسم را بشارت می داد.

در همین اوان، در سال ۱۹۹۲ بود که سمیر امین کتاب کوچکی به نامِ «امپراطوری آشفتگی» را در مطبوعات مانتلی ریویو منتشر نمود. فصلِ آغازین کتاب، «دنیایی غرق در آشفتگی»، با این پرسش آغاز شد: آیا از سلطهٔ ایدئولوژی جهانی سازی «می توان به این نتیجه گیری رسید» که «همهٔ جوامع کرهٔ زمین باید خود را تسلیمِ ضوابطِ عقلانی نمایند که حاکم بر گسترش جهانی سرمایه است؟ این نظرگاه، گرچه امروزه حاکم است، نه تنها غیر منطقی و اشتباه، که بی نهایت خطرناک است.»

چرا سمیر امین که نقطه نظراتش با مانتلی ریویو مشترک بود – به چنین نتیجه گیری رسید که درست نقطه مقابلِ دکترینی بود که ۳۰ سال قبل مورد پذیرش قرار گرفته بود؟

جواب می تواند در پاره ای از روندهای تاریخی باشد که در کتاب کوتاه او مورد اشاره قرار گرفته اند. امین معتقد بود که یک جهانی سازی گسترش یابنده در غیابِ دولتی فراملیتی (جهانی – م)،  به موازاتِ افولِ هژمونی اقتصادی ایالات متحده، بسرعت شکافهای جدیدی را در سیستمِ جهانی سرمایه داری بوجود خواهد آورد. منبع اولیهٔ آشفتگی روندِ امپریالیستی دنباله دار به تبعیت کشاندنِ  کشورهای پیرامونی (و نیمه پیرامونی) جهانِ سرمایه داری توسط مثلثِ ایالات متحده، اتحادیهٔ اروپا، و ژاپن بود. نئولیبرالیسم، که فاقد هرگونه «ارزشِ علمی» بود، به زبانِ ساده چنگ اندازی جهانی سرمایه به قدرت بود، که ناگزیر به ایجادِ درگیری های جدی تر در حیطه های ژئوپلتیک و و فرهنگی بین دولت و تمدنها، به موازاتِ مبارزاتِ شدید طبقاتی در درون کشورها، می انجامید. سیستم سرمایه داری به حدِ بلوغ رسیده در هستهٔ مرکزی اقتصاد جهانی، متمایل به رکود و سلطهٔ سرمایه مالی ((financialization بود (دیدگاهی که سمیر امین در کارهای بعدی اش به تفصیل به آن پرداخت). امین می اندیشید که منحنی کلی سیاسی، متمایل به از هم گسستگی دمکراسی لیبرال و «سقوط به سوی گونه ای از فاشیسم دون پایه» می باشد که نژادپرستی فزاینده، زن ستیزی، و حاکمیت زور از مشخصه های آن خواهد بود. افزون بر همهٔ اینها، سرمایه داری در کارِ آفرینش تضادهای اکولوژیکی بود که منبع رشدیابنده ای برای آشفتگی جهان بود.

اگر به جهان امروز بنگریم، سیر حرکت «بی نهایت خطرناکی» که امین برای سیستم سرمایه داری تصویر نمود ظاهراً در حال رخ دادن است. جهانِ امروز ما دنیایی است با:

۱- رکود پایا و سلطهٔ سرمایهٔ مالی در هسته مرکزی دنیای سرمایه داری ؛

۲- فاجعهٔ زیست محیطی در حال وقوع؛

۳- کووید – ۱۹ و بحران اپیدمیولوژیک رشد یابنده؛

۴- یک جنگ دو وجهی دائمی فاقدِ محدودیت های تعریف شده، که هم اکنون با جنگِ سردِ جدید ایالات متحده علیه چین تشدید می گردد؛

۵- تجدیدِ بدهی های جهان سوم؛

۶- رشد جنبش های فاشیستی تقریباً در همه جای جهان.

در دورانی که سرمایه داری نظارتی کامل اعمال می نماید، با رشدِ انحصارات و سانسور رسانه های اجتماعی، سیستم ارتباطات جهانی به طُرق گوناگون در حال سقوط به ورطهٔ جنون است.

دشوار است که همهٔ این موارد را متفاوت از «امپراطوری آشفتگی»، که امین و مانتلی ریویو، در لحظهٔ پیروزی سرمایه داری پیش بینی نمودند، در نظر آوریم . یکسان انگاری پیروزی سرمایه داری با پایان تاریخ، چنانچه فوکویاما اظهار داشت، فقط در این معنا قابل پذیرش است که جهان را با خطر انقراض مواجه ساخته، آن چیزی که فردریک انگلس «کشتار اجتماعی» نامیده بود. حقیقت ساده اینکه نیروهای مولده ای که بشریت در طولِ تاریخ آزاد نموده است چنان عظیم اند که نمی توان انها را در دستان سیستمِ آنارشی رقابتِ طبقاتی و انحصاری رها نمود که هدف اصلی آن انباشت بی پایانِ سرمایه بر بنیان تعمیق نابرابری جهانی است.

همهٔ آنچه گفته شد، هم راستا با آنچه ایستوان مزاروش، متفکرِ برجستهٔ معاصر دیگری از همکاران مانتلی ریویو، «ضرورتِ کنترل اجتماعی» یا مبارزه توقف ناپذیر برای ایجادِ سوسیالیسمی خردگرا برای جایگزینی آشفتگی – بحران – و فاجعهٔ کنونی سرمایه داری، نامید می باشد. هدف این آفرینش، باید دنیایی با برابری اساسی و پایایی اکولوژیکی باشد. این آفرینش تنها پایان تاریخی است که بر مبارزات اکثریت عظیمی از مردم جهان متصور می باشد. و این برابری اساسی و پایایی آن چیزی است که مانتلی ریویو به آن متعهد است. فقط یک مبارزه منطقی انقلابی برای سوسیالیسم می تواند از سقوط کنونی جهان به ورطهٔ آشفتگی جلوگیری نماید. تعهد خدشه ناپذیر ما به این مبارزه، راهنمای تلاش مانتلی ریویو و مطبوعات آن در هفتاد و اندی سال گذشته بوده است.

ما به کمک شما نیاز داریم. ………………..

اتحاد و همبستگی

جان بلامی فاستر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>