نوشته شده در تاریخی٬یادها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

به مناسبت پنجاه و دومین سالگرد مرگ صمد بهرنگی، ( ۹ شهریور ۱۳۴۷)- صمد به روایت امیرپرویز پویان

صمد به روایت امیرپرویز پویان
“جاری جاودان در رویش فردا…”
“سالهای سال
گرم کار خویش بود.
ما چه حرفها که زدیم
او چه قصه ها که می سرود”.
“او جامعه خود را به خوبی می شناخت و از تضادی که برآن حالم بود کاملأ آگاه بود. او اعتقاد داشت که برای آن که جامعه بشری تکامل یابد، باید برای ایجاد شرایط نوینی کوشید که دیگر در اثر یک روابط خاص اجتماعی در میان انسانها نابرابری و تفاوت و تبعیض به وجود نیاید و چشم‌انداز جامعه‌ای که در آن هیچ اثری از نابرابری نباشد، همواره صمد را به سوی خود می کشید… .
می خواند، میرفت، می دوید، تجربه می کرد، می‌شناخت. از آن گروه معدودی بود که خواندن را با دیدن و تجربه کردن پیوند می‌دهند، نه شناخت و تجربه رهروان دیگر را مانند آیه الهی بدون چون وچرا می‌پذیرفت و نه با کج‌‌اندیشی بکلی آن را بی اعتبار می شمرد تا به این ترتیب توجیه روشنفکرانه برای تنبلی و فرصت‌طلبی خود بسازد. اعتقادی استوار داشت به این که نظریات انسان تنها از طریق تجربه و برخورد مستقیم و با شناختی عینی است که می تواند به نیروئی سازنده بدل شوند… .
اکنون صمد رفته است… سوگواران راستین مرگ صمد آنانند که کمتر می‌گویند، کمتر هیاهو می‌کنند، اما می‌کوشند تا بیشتر بشناسندش. صمد مرد بی آنکه بهشت شناخته خویش را تحقق یافته ببیند. همین است که مرگ او را دردناک می کند و باز همین است که وظایف سنگین را بر دوش دوستانش می گذارد.
اگرچه بی چیز مرد، برای دوستانش میراثی برجای نهاد که درهر گام نشانه راه است و راهنماست. دریافته های صمد، آنچه که شناخت و دریافت دستکم مقدمه‌ای اساسی بود برای شناخت سایر امور و دیگر زمینه ها…، بکوشیم میراث صمد را بهتر به کار گیریم و برآن بیفزاییم و در این راه نیک می دانیم که آرزوی صمد انتقال این میراث به تمامی انسانهای ستمدیده روزگار ما بود”.
برگرفته از مقاله ای که با نام مستعار “علی کبیری” در “آرش” ویژه صمد بهرنگی، سال ۱۳۴۷، چاپ شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>