نوشته شده در بین المللی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

ایران و دیگران ، توافق هسته ای در برزخ / لوموند دیپلماتیک / فرانسوا نیکولو

۲۲ ژوئن ۲۰۲۰

توافق نامه هسته ای ایران که پنج سالی از امضاء آن می گذرد، از سوی هیئت حاکمه آمریکا زیر ضربات سهمگین قرار گرفته است. و این در حالی رخ داده که خطر کنار کشیدن تهران از معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای و همچنین تشدید خطر رویاروی در خلیج فارس کاملاً محتمل می نماید.

طی دو سال، یعنی زمان خروج ایالات متحده از توافق هسته ای وین، که با عنوان برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) نیز اطلاق می شود، دولت آمریکا به دنبال بارقه هائی از فروپاشی اقتصاد ایران است که مقدمه ای برای به زانو در آوردن جمهوری اسلامی به زعم آمریکاست. افراطی ترین ها در دولت امریکا هنوز فکر میکنند که با سفت کردن تدریجی حلقه تحریم ها حول افراد، نهادها و موسسات، اثرات این محاصره پدیدار می شوند. تحریم ها بی شک اثر داشته اند اما بدون دستیابی به هدف نهائی که برای آن اعمال شده اند.

کاملاً واضخ است که ایران به سختی امکان صدور نفت را دارد و سهم صدور نفت وگاز در تولید ناخالص داخلی به طور پیوسته و در یک بازه زمانی نسبتاً طولانی، کاهش یافته است، تا جائیکه در حال حاضر کمتر از ١۵% آن را تشکیل می دهد. بنابراین اقتصاد کشور ازنیروی محرکه ومنابع دیگری تغذیه می کند تا پاسخگوی یک جمعیت ٨٠میلیونی ناراضی باشد. جمعیتی که بی تردید از این وضعیت در رنج اند. اخیراً این کشور دو بار اعتراضات خشونت آمیز را پشت سرگذاشته است، اما این اعتراضات نتوانست حلقه ی اتصالی بین طبقه فرودست و طبقه متوسط جامعه ایجاد نمایند. هیچ رهبر کاریزماتیکی سر بلند نکرد و جنبش کم رمق، به سادگی دست هایش را در برابر حکومت بالا برد.

خشم ایالات متحده

دلسردی وسرخوردگی دونالد ترامپ وهوادارانش رنگ خشم و عصبانیت به خود گرفته.[آنها] با علم به این که آغاز جنگ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نوعی خودکشی به حساب می آید، در راستای تعدیل و تحدید توافق وین، به آن حمله می کنند. به عواقب این مسئله نیز نمی اندیشند. این تصور وجود داشت که با توجه به حمایت شش کشور شرکت کننده در روند امضاء توافق نامه، که ایران یک طرف آن بود، و همچنین با تکیه بر قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که مهر تایید بر شروط مندرج در آن زده بود، این توافق نامه شکلی اجرائی به خود بگیرد. قطعنامه شورای امنیت، که توسط ایالات متحده ارائه شده بود و در بیستم ژوئیه ٢٠١۵ به تصویب پانزده عضو شورای امنیت رسید، در ادامه نهائی شدن توافق نامه هسته ای برجام نیز بود. ولی همه این ها شکننده از آب در آمد.

در ابتداء به این دلیل که برجام بنا به درخواست آمریکائی ها به عنوان یک بیانیه ساده جهت دستیابی به اهداف مشترک، تهیه شده بود. یک توافق رسمی در اصل باید در کنگره نیز به تصویب برسد، جائی که دولت اوباما در آنجا واجداکثریت لازم نبود. ثانیاً به این دلیل که قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، باز هم به درخواست آمریکا طوری نگاشته شد تا الزام آور نباشد . یعنی آنچنان که در چارچوب منشور سازمان ملل پیش بینی شده، اجرای توافق نامه برای شرکت کنندگان در مذاکرات و سایر کشورهای عضو، اجباری نباشد. اینگونه بود که ترامپ با یک تصمیم ساده توانست از آن خارج شود.

با این حال برجام همچنان افتان و خیزان به مسیر خود ادامه داد، درست مانند حیوانی زخمی ولی زنده که شکارچیان خود را به سخره گرفته. ایرانی ها در ابتداء حزم و احتیاطی وسواس گونه اختیار کردند، همان طورکه گزارش های سه ماهه بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی(IAEA)، گواه همین مدعاست. واین [رفتارایرانی ها] در عین عدم توانائی اروپا، روسیه و چین در خصوص تبادلات تجاری منظم با آن ها بود. اثر بازدارنده تحریم های ایالات متحده و نفوذ امپراتوری دلار برتبادلات ارزی باعث شده است تا شرکت هایی که در همکاری با ایران مورد ظن قرار دارند، حساب کار خود را بکنند.

گزینه های رویگرداندن تهران از توافق

تا پیش از ماه مه ٢٠١٩، یعنی یک سال پس از خروج ایالات متحده از توافق نامه، هیچگونه کوتاهی از جانب ایران، که نشانه کوچک ترین تخطی این کشور از چارچوب توافق نامه وین باشد، مشاهده نگردید. خروج آمریکا از برجام، به ایران این اجازه را داد تا به محدودیت صادرات اورانیوم غنی شده سبک و همچنین آب سنگین پایان دهد؛ چرا که حالا میزان ذخائر این تولیدات از حد مجاز آن که در توافق نامه تصریح شده بود، فراتر رفته است. سقف های تعیین شده برای این محصولات، جهت ممانعت ایران از دستیابی به این دو ماده اولیه پر اهمیت است که می توانند جهت ساخت سلاح هسته ای به کار روند. از این تاریخ، اصولاً ایران دیگر خود را ملزم به انتخاب گزینه دیگری که متضمن رعایت سقف ٣٠٠ کیلوگرم اورانیوم غنی شده سبک باشد، نمی داند. برای رعایت این سقف- میزان سقف مجاز مندرج در برجام- ایران باید فعالیت همه یا تعدادی از سانتریفوژهای خود را متوقف نماید، یا این که اورانیوم غنی شده سبک خود را مجدداً رقیق کند. اما ایران راه سومی را برگزید؛ این کشور با عبور از این سقف، اقدام به ذخیره سازی تدریجی اورانیوم غنی شده نمود که هم اینک پس از گذشت یک سال، هشت برابر افزایش پیدا کرده است. با این حال ایران تصریح می کند که تصمیمی برای خروج از توافق نامه وین ندارد و چنانچه دیگر طرف ها فرصت بهره مندی این کشور از مزایای مندرج در برجام را برایش فراهم کنند، خود را متعهد به اجرای دقیق و کامل بندهای توفق نامه می داند.

و برای تحت فشار قرار دادن شرکای خود در برجام، که درمقابل کارشکنی های واشنگتن عاجز مانده اند، هر دو ماه یک بار دست به کاستن تدریجی برخی از تعهدات خود در این توافق نامه می زند: عبور از سقف مجاز غنی سازی اورانیوم تصریح شده در توافق نامه، یعنی از ٣.۶٧% به ۴.۵% ، از سرگیری فعالیت های حوزه تحقیق و توسعه به منظور بکارگیری سانتریفوژهای کارآمدتر، فعالیت مجدد سایت غنی سازی زیرزمینی فوردو که در برجام فعالیت آن متوقف شده بود. به نظر می رسد برجام در احتضار است.

چشم انداز ترفندی کثیف

اما در آوریل سال ٢٠٢٠، وزیر امور خارجه آمریکا مایک پومپئو با تحریکی جدید، سنگ تازه ای را جلوی پای هواداران این توافق انداخت. وی اظهار داشت که به هر صورت ممکن، قصد دارد تا از برداشتن تحریم فروش اسلحه به ایران، که در پی امضاء برجام در قطعنامه ای به تصویب شورای امنیت رسیده بود، ممانعت کند. طی این قطعنامه که در ژوئیه ٢٠١۵ مصوب شده ، تحریم تسلیحاتی ایران در اکتبر ٢٠٢٠ منقضی می گردد. بنابراین وی اعلام داشت که آمریکا به زودی پیش نویس قطعنامه را با هدف تمدید این تحریم ها برای مدت نامحدود به شورای امنیت ارائه خواهد کرد. مهم تر این که وی اعلام داشت، در صورت رد این قطعنامه ازجانب روسیه و چین، دارندگان حق وتو و حامیان ایران -فرضیه بسیار محتمل- ، وی اقدام به فعال نمودن بند مکانیسم ماشه خواهد نمود. بر اساس این بند قطعنامه شورای امنیت مصوب ژوئیه ٢٠١۵، هریک از طرفین برجام این امکان را دارند که به تنهائی خواستار بازگشت همه یا بخشی از تحریم های سازمان ملل علیه ایران شوند.

این استدلال در نهایت موجب جنجال و آشتفگی گردید. استدلال آمریکا در واقع متکی بر نوعی ترفند حقوقی است، چرا که در قطعنامه مصوب ٢٠١۵ تصریح نشده است که در صورت خروج یکی از کشورها از توافق برجام- در این جا ایالات متحده آمریکا- بازهم این کشور می تواند یکی از اعضای امضا کنند به توافق نامه باقی بماند. به نظر می رسد چنین تدبیروشگردی چندان برازنده یک کشور معقول نیست. آیا چنین استدلالی امکان اجرائی شدن دارد؟ آیا شاهد سرپیچی همه یا تعدادی از اعضاء شورای امنیت خواهیم بود؟ هفته ها و ماه های آتی اطلاعات به مراتب بیشتری در اختیارمان خواهد گذاشت.

پایان معافیت ها

در همین حال مایک پومپئو اواخر ماه مه، با قاطعیتی مثال زدنی، مجدداً کمر به تخریب برجام می بندد. وی اعلام داشت که ایالات متحده قصد دارد بزودی تمامی معافیت های را که شامل همکاری های اعضاء برجام (مندرج در توافق نامه) جهت اصلاح برنامه هسته ایران بود ، پایان بخشد؛ به ویژه پروژه هائی که ممکن است در آینده ماهیتی نظامی پیدا کنند. به همین واسطه بود که ایران این امکان را پیدا کرد تا مساعدت هائی را برای بازطراحی رآکتور تحقیقاتی در دست ساخت خود در نزدیکی شهر اراک بدست آورد، به گونه ای که تولید پلوتونیم در آن به وضوح کاهش یافت. چرا که پلوتونیم مسیری ثانویه تولید بمب[اتمی] در کنار غنی سازی اورانیوم است.

پمپئو همچنین اعلام کرد که آمریکا از تأمین سوخت اورانیم غنی شده ٢٠٪ لازم برای بهره برداری از رآکتور تحقیقاتی کوچک تهران، که در دهه ١٩۶٠ توسط خود آمریکایی ها به ایران فروخته شده بود، ممانعت به عمل خواهد آورد. توجه داشته باشید که مایک پومپئو در بیانیه خود به ذکر چند هزار سانتریفیوژ در سایت زیرزمینی فوردو، که برای فعالیت های صلح امیز پژوهشی و همچنین تولید ایزوتوپهای مورد نیاز پزشکی، مجدداً به کار افتاده اند، اشاره ای نکرد؛ همکاری بین المللی در این مورد، در پی تصمیم ایران مبنی بر بکارگیری مجدد این سانتریفیوژها جهت تولید اورانیوم غنی شده، قطع شده بود. بدین ترتیب، چنین تصمیمی از جانب آمریکا در نظرعموم همچون« تشویق به ارتکاب جرم» و از نگاه ایرانی ها دستاویزی برای خروج از برجام و چه بسا از پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته ای(NPT) می نماید. در هر صورت واضح است که تحقیری دیگر از جانب شورای امنیت سازملن ملل، با پاسخی درخور از سوی ایران همراه خواهد بود. و چه بسا یکی ازاین واکنش های احتمالی به موج جدید مجازات ها، غنی سازی اورانیوم ٢٠% در خاک ایران باشد که آخرین میخ بر تابوت توافق وین خواهد بود. ایرانی ها به گونه ای خطرناک در حال نزدیک شدن به غنی سازی با اهداف نظامی هستند.

فقدان شهامت اروپائی ها

سایر شرکای برجام چه واکنشی به این حملات آمریکایی نشان دادند؟ روس ها تاکنون به گونه ای کاملاً شفاف، برنامه های اخیر آمریکائی ها را محکوم کرده اند. چینی ها که در چند جبهه دیگر با آمریکا در نزاع هستند، واکنشی محتاطانه تر نشان داده اند ولی در بزنگاه ها از روس ها عقب نمی مانند. اروپایی ها ولی، کماکان به طور رسمی اعلام نکرده اند که چنانچه آمریکایی ها برنامه های خود را به شورای امنیت ارائه دهند، چگونه واکنش نشان خواهند داد. شاید آنها برای جلوگیری ازبن بست کامل، چشم به کمک روسها و چینی ها دارند. تا به امروز تنها ژوزف بورل، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی، علناً ناخرسندی خود را از بکارگیری مکانیسم ماشه توسط ایالات متحده، اعلام کرده است.

در خصوص تصمیم آمریکا مبنی بر بازگشت تحریم ها علیه فعالیت های هسته ای ایران که با همکاری های بین المللی صورت می گیرید، طرف های اروپائی شرکت کننده در توافق نامه برجام (آلمان، انگلستان و فرانسه) به صدور بیانیه مشترک «اظهار تاسف عمیق» بسنده کردند؛ بیانیه هائی صادر شده است، اما نه توسط وزیران بامسئولیت عالی اتحادیه اروپا، بلکه سخنگویان وزارت خانه های مربوطه. راهی برای شانه خالی کردن از مسئولان اروپائی و انداختن مسئولیت به گردن طرف آمریکائی.

با وجود تحریم های آمریکا، چشم انداز چندان خوشبینانه ای برای همکاری چشمگیر اروپا ئی ها در جهت معاهده منع گسترش وجود ندارد. در عین حال، این معاهده می تواند دست کم به گونه ای ناقص ادامه یابد؛ مثلاً تا جایی که توسط اکثر شرکت های دولتی که شاید این توانائی را داشته باشند تا در مقابل تحریم ها مقاومت کنند ،و نیز برخی از فعالیت ها که واجد جنبه مالی نیستند و ذیل تحریم ها قرا رنمی گیرند (همچون حمایت های معنوی و عملی) قابلیت اجرائی شدن خواهد داشت. آیا جرات انجام چنین کاری وجود دارد؟ هیچ چیز قطعی نیست.

پنج ماه دیگر تا بحران

وانگهی، شرایط در آینده، بستگی تام به رفتار تهران خواهد داشت. در حال حاضر، تعامل این کشور با آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد مرحله حساسی شده است، زیرا ایران از دسترسی آژانس به دو سایت اعلام نشده و مظنون به فعالیت های مخفیانه یا نگهداری تجهیزات هسته ای، امتناع می ورزد و همچنین در خصوص کشف سایت دیگری توسط بازرسان آژانس، حاوی ذرات اورانیوم، از نوعی که در طبیعت یافت نمی شود، سر باز می زند؛ که همه این ها گواهی است بر فعالیت های انسانی در این سایت ها.

بنا براین طی ماه های آینده مشخص خواهد شد که رابطه متشنج بین ایران و آمریکا در زمینه فعالیت های هسته و همچنین رابطه بین ایران و شرکای برجامی اش، و در نهایت روابط بین اروپائی ها و آمریکا چگونه رقم خواهد خورد. به همه این ها باید تنش های سیاسی جاری در خلیج فارس و نیز تشنجات حاد و وخامت آمیزخاور میانه را افزود. اسرائیل و حتی عربستان سعودی در صددند تا از هر جنبشی که ایران را به سمت بی ثباتی می کشاند، پشتیبانی کنند.

فرانسوا نیکولو تحلیل گر سیاسی بین المللی، سفیر پیشین فرنسه در تهران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>