نوشته شده در کارگری توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

مصاحبه با شیدان وثیق به مناسبت فرارسیدن اول ماه مه، روز جهانی کارگر

سایت سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران  به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر ،مصاحبه هایی با تعدادی از صاحب نظران سیاسی و کارگری در رابطه با جنبش کارگری ایران انجام داده است .

 مصاحبه با شیدان وثیق را ملاحظه میکنید .

۱- وضعیت جنبش کارگری ایران در سال گذشته را چگونه می‌بینید؟ مهم‌ترین مطالبات و یا اشکال مقاومت و مبارزه کارگران چیستند؟

شرایط عمومی کار و کارگری در ایران بیش از پیش رو به سختی رفته و می‌روند. از یکسو سیاست‌های بحران‌زا، ضد اجتماعی و ضد کارگریِ حاکمان کنونیِ ایران و از سوی دیگر تحریم‌های اقتصادی بین المللی، که مسبب اصلی‌ِ آن‌ها در درجه اول خودِ رژیم جمهوری اسلامی است، اوضاع اقتصادی کشور را هر چه بیشتر رو به وخامت و ویرانی بُرده‌اند.

در ایران، از نظر من، سه عامل در تشدید وضعیت نابسامان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، که هم‌راه با فشار و ستم بر روی کارگران و به طور کلی زحمتکشان و مردم است، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کنند. اولی، سلطه‌ی یک اقتصاد دولتی-‌ خصوصی سرمایه‌داری با ویژگی‌ها و تضادهایش است. دومی، سلطه‌ی یک دولت تمرکزگرای استبدادی (ضد‌دمکراتیک) و دینی است و سومی، هم‌راه و هم‌زاد با دو عامل پیشین، فقدان دموکراسی و مشارکت مردمان مختلف ایران در تصمیم‌گیری‌ها و اداره‌ی امور و زندگی خود در پهنه‌‌‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. تا زمانی که این سازه‌ها در ایران عمل می‌‌کنند، امکان برون رفتی واقعی از بحران‌ها و بُن‌بست‌های جامعه‌‌ وجود ندارد.

در این میان، کارگران ایران، در یک سال گذشته، خواسته‌های خود را از راه مبارزه و اعتصاب، با جسارتی بیشتر و با اقدام‌هایی متشکل‌تر مطرح کرده و به پیش بُرده‌اند. این همه را آن‌ها در شرایط سختِ سرکوب، آزارِ روحی و جسمانی، جمعی و فردی، در شرایط تهدید‌، دستگیری، زندان و حتا شکنجه‌ انجام داده‌اند.

امروزه، تشکل‌ها و فعالان کارگری در داخل کشور، بیش از پیش بهتر و کامل‌تر از همه، از جمله از گروه‌های سیاسی «هوادار طبقه کارگر»، خواسته‌های کارگری خود را بیان، فرموله و توضیح می‌دهند. برای آشنائی با این مطالبات و به‌طور کلی با وضعیت جنبش کارگریِ ایران، مناسب‌تر است که از زبانِ خودِ تشکل‌های کارگری، اتحادیه‌هائی هر چند شاید ناپایدار به دلیل سرکوب، مهم‌ترین و اصلی‌ترین خواسته‌ها و اعتراض‌های کارگران را یادآوری کنیم:

- اعتراض به عدم پرداخت حقوق‌ها و یا نپرداختن به موقع آن‌ها.

- اعتراض به قراردادهای موقت، فقدان امنیت شغلی و تبعیض درپرداخت دستمزد.

- اعتراض به اخراج از کار در واحدهای دایر و یا بیکارشدن به دنبال تعطیلی واحد ها.

- اعتراض به سطح پایین دستمزدها و خواست افزایش آن‌ها، از جمله حداقل دستمزدِ کار.

- مخالفت با خصوصی سازی‌ها.

- آزادی سندیکا و تشکل مستقل  کارگری. اعتراض به شوراهای اسلامی وابسته به دولت.

- اعتراض به نابسامانی شرایط کار، وضعیت بَدِ ایمنی در محیط کار و فقدان امنیت جانی.

فهرست ناکامل فوق تصویری کمابیش روشن از وضعیت کار و کارگری در ایران، که خصلت عمده‌اش اقتصادی، معیشتی و صنفی است، به دست می‌دهد. مسائلی چون کاهش قدرت خرید؛ عدم پرداخت به موقع دستمزدها؛ تنگناهای معیشتی خانوارهای کارگری؛ پائین بودن دستمزدها و حتا حقوق‌های پائین تر از حداقل رسمی دستمزد؛ شکنندگی امنیت شغلی با قراردادهای موقت، سفید امضأ و شفاهی (بدون قرار داد)؛ تعطیل و نیمه تعطیل شدن واحدها و بنگاه‌های تولیدی و خدماتی؛ بیکاری فزاینده؛ اوضاع وخیم ایمنی، بهداشتی و حوادث ناشی از کار. این وضعیت نسبت به سال‌های پیش، با وجود مبارزات فزاینده کارگری، رو به وخامت گذاشته‌اند.

۲- به نظر شما، جنبش کارگری در این دوره وارد مرحله تازه‌ای شده که آن را از دوره‌های پیشین متمایز می‌سازد؟ اگر اری ، ویژگی‌های آن چیست؟

بدون تردید در این دوره، اعتراضات کارگری شدت و گسترش کیفی و کمی یافته‌اند. در این زمان، کمتر روزی است، که این جا و آن جا، به گفته‌ی تشکل‌های کارگری در ایران، شاهد اعتراضات کارگری در شکل‌هایی گوناگون نباشیم. اشکالی چون: اعتصاب، راه‌پیمائی، تحصن، نامه به مقامات، مسدود کردن تردد، تجمع در مقابل درب بنگاه‌های تولیدی و سازمان‌های دولتی… گاه حتا با شرکت خانواده‌های کارگری. از این نگاه، شاید نتوان گفت که جنبش کارگریِ ایران در سال گذشته وارد مرحله‌ای تازه نسبت به سال‌های پیشین شده‌ است. مگر شاید در زمینه‌ی گسترش کمی و جغرافیائی مبارزات، جسارت بیشتر کارگران در ابراز اعتراضات و یا تشکل‌پذیری‌شان برای دفاع از خواسته‌های‌ خود.

امروزه تنها می‌توان از ویژگی‌هایی نام بُرد که اگر چنان‌چه استمرار و توسعه یابند، بلکه بتوانند جنبش کارگری ایران را وارد مرحله‌ای تازه و متمایر از دوران‌های پیش سازند. این ویژگی‌ها، به گفته‌ی خود فعالان کارگری، عبارتند از‌: هم‌راهی و مشارکتِ دیگر اقشار اجتماعی چون معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و غیره؛ رشدِ روحیه‌‌ی همبستگی و پیوند مبارزاتی در میان کارگرانِ واحدهای مختلف تولیدی و خدماتی در یک شهر و استان  و یا در میان کارگران هم‌رشته و در پهنه‌ی سراسری؛ گرایش به سوی کار متشکل و تشکل‌یابیِ مستقل از دولت و نهاد‌های سرسپرده‌ی آن با مواجه شدن با سرکوب، زندان، اخراج، بیکاری و سرانجام، ویژگیِ دیگر، با در پیش گرفتن فزاینده اشکالی چون اعتصاب و راه‌پیمائی که در یک سال گذشته گسترش بارزی یافته‌اند.  

۳- پیوند میان جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی ( زنان ، دانشجویان ، ملیت ها و …) در چه وضعیتی قرار دارد و چگونه می‌تواند تقویت شود؟

امروزه، پس از گذشت چهل سال از استقرار جمهوری اسلامی، قشرهای مختلف جامعه‌ی ایران، بیش از پیش در اثر نابسامانی‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی، وارد میدان مبارزه برای تغییرات بزرگ می‌شوند. تجربه سیل‌های عظیم فروردین ماه اخیر در جنوب و غرب ایران و ناتوانی دولت و مقامات استانی در پیش‌گیری و جلوگیری از آن‌ها و به‌ویژه در امداد رسانی سریع به مردم برای حفظ جان، کاشانه، زمین و سرزمینِ شان، بار دیگر ناکارائی ساختاری سیستم حاکم بر کشور را آشکار نمود. بحران ایران تنها خصلت سیاسی بنا بر فقدان آزادی و دموکراسی در داخل و ماجراجوئی و دخالت‌گریِ سیاسی‌- ‌نظامی در خارج ندارد. تنها خصلت اقتصادی بنا بر رشد بیکاری، فقر، ورشکستگی و فروپاشی تولید ندارد. تنها خصلت ملیتی بنا بر تبعیض ملی و سرکوب ملیت‌های مختلف در مبارزات دموکراتیک و برابری‌خواهانه‌ِشان ندارد. بحران ایران، در عین برخورداری از خصلت‌های فوق، اما به علت مسائل زیست بومی و گرمایش زمین در گستره‌ی جهانی، بیش از پیش خصلت محیط زیستی نیز پیدا کرده است. کلیت سیستم حاکم در ایران توانائی و قابلیت تبیین راه‌کار‌هایی برای خروج از این بحران چندگانه را ندارد و مردم بیش از پیش در اکثریت‌شان نسبت به مشکلات و ناکارائی‌ نظام آگاه می‌باشند.

اما جنبش‌های اعتراضی کارگران، زنان و دانشجویان، جنبش‌های ضد تبعیض ملیتی، حرکت‌های مدنی و حقوق بشری، فعالیت‌های دفاع از محیط زیست، اعتصاب‌ معلمان، نارضایتی بازنشستگان، اعتراض‌ها به یک رسوایی‌ اجتماعی در وجود پدیداری چون «کولبران» در ایران و غیره… باری همه‌ی این مقاومت‌ها و مبارزات و اعتراض‌ها به طور عمده در جدائی از هم انجام می‌پذیرند و هم‌سوئی، پیوند و تجانسی با هم ندارند. از این رو، در شرایط یکپارچگی حاکمیت برای حفظ رژیم خود با توسل به قهر و سرکوب و به رغم اختلاف‌ها و تضادهای درونی‌اش، مبارزات گوناگون اما نامتحد مردم نمی‌توانند در تغییر اوضاع به سرانجامی ‌رسند. تا زمانی که پیوند و تجانس میان جنبش‌های مختلف مردمی در ایران شکل نگیرند، حرکت به سوی براندازی جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نمی‌شود.  

اما می‌دانیم که شکل دادن به پیوند و تجانس مردمی در جنبش‌های مختلف بیش از همه نیاز به جمع شدن و متشکل شدن مردمانِ حاضر در میدان مبارزه برای گفتگو و رایزنی بین خود و بخش‌های گوناگون جنبش از طریق تشکیل مجامع عمومی دارد و این امر در شرایط دیکتاتوری و سرکوب بسی سخت، بغرنج و پر هزینه است. در این جا نیز باز هم این فعالان جنبش‌های اجتماعی، از زحمتکشان تا معلمان، دانشجویان، انجمن‌های مدنی، زنان مبارز و برابری‌خواه و غیره هستند که با توجه به شرایط داخل کشور و اوضاع خود می‌توانند چگونگی و چند و چون این پیوند و تجانس و شکل‌ها و راه‌های مناسب آن را کشف و اختراع نمایند.

امروزه، ابداع شکل‌های جنبشیِ سازماندهیِ جمعی که نخواهد به حزب سنتی، به سازمان رهبر و راه‌بر توده تبدیل شود، تلاشی بس دشوار و بغرنج است. تجربه‌ی جنبش‌های میدانیِ اخیر در همه‌ی کشورها نشان می‌دهند که مبارزات جنبشیِ خارج از مدار تحزب سنتی، می‌توانند گرفتار ایدئولوژی‌ و راه و روشی ارتجاعی، ناسیونالیستی، پوپولیستی، عوام‌فریبانه (دِماگوژیک)، به دور از هر گونه پروژه رهائی‌خواهانه، شوند. اما به‌طور کلی شکل‌های نوین جنبشی می‌توانند، از نظر ما، چند ویژگی‌ را در اصل وجودی و ارزشی خود قرار دهند که نام می‌بریم: سازماندهی افقی و شبکه‌ای؛ تصمیم‌گیری از راه تشکیل «مجمع عمومی»؛ مناسباتِ مبتنی بر آزادی آرا و دموکراسی مستقیم و بی‌واسطه؛ شفافیت و مشارکت آزادانه‌ی شرکت‌کنندگان؛ شیوه و روش خودگردانی، چرخش و تناوب در تعیین مسئولیت‌ها؛ امکان آزادانه‌ی دخالت‌گری، انتقاد و کنترل در همه‌ی سطوح و بر همه‌ی امور؛ مشارکت برابرانه‌ی همگان، زنان و مردان، در ابراز نظر و تصمیم‌گیری‌ها. اما روشن است که تلاش برای ابداع این اشکال نوین، که چند شاخص اصلی آن را در بالا نام بردیم، تنها زمانی معنا و مفهوم پیدا می‌کند که در جهت تبیین یک پروژه سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ رهایی‌خواهانه باشد، که اثباتی و ایجابی باشد. در غیر این صورت، چنین اشکالی یا پایدار نخواهند ماند و یا به ضد خود تبدیل خواهند شد.

حال اگر به طور مشخص باز گردم به پرسشی که طرح شده، یعنی ضرورت پیوند جنبش کارگری با دیگر جنبش‌های مردمی، باید گفت که امروز در ایران بدون استمرار و پایداری جنبش‌های اعتراضی مردمی، و البته نه تنها در بخش کارگری و  زحمتکشی بلکه با شرکت فعال دیگر اقشار اجتماعی، بدون گسترش اعتصابات عمومی به بخش‌های کلیدیِ اقتصادی از جمله نفت و  صنایع بزرگ و سرانجام بدون پیوند و هم‌سویی و هم‌کاری بین جنبش‌ها از راه شکل‌های جدید و ابداعی همبستگی و مشارکتِ جمعی، تغییرات بنیادی امکان‌پذیر نخواهند شد. چگونگی انجام این امور نیز تنها و تنها از توان‌ و ابتکار عملِ خودِ فعالان اجتماعیِ درون کشور بر می‌آید. چه بی مورد نیست که در این جا، به مناسبت روز کارگر و اول ماه مه، یادی از نخستین انجمن بین‌المللی زحمتکشان (۱۸۶۴ – ۱۸۷۶) کنیم که بر سردر خود نوشته بود: رهائی زحمتکشان تنها امر خودِ زحمتکشات است.  

۴- نیاز کارگران و زحمتکشان به دموکراسی واقعی ، اگر بیشتر از سایر قشر های جامعه نباشد، کمتر از انها نیست. ارزیابی شما ازنقش طبقه کارگر، در مبارزه علیه حکومت اسلامی واستقرار دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران چیست؟

من در پرسش قبلی بر ضرورت آزادی و دموکراسی در شکل‌دهیِ تجانس میان جنبش‌های مردمی تأکید کردم. جنبش کارگری، هزاران بار البته، نیاز به آزادی و دموکراسی برای سازماندهیِ توان‌مندی و مبارزه‌ی خود در جهت تحقق خواسته‌هایش، که به طور عمده عدالت اجتماعی است، دارد. اما از سوی دیگر، کارگران، در جدایش خود از دیگر جنبش‌های اجتماعی و با محدود کردن اعتراضات خود به تنها وجه اقتصادی، که شمه‌ای از آن‌ها را در در پیش گفتیم، نه تنها نمی‌توانند هم‌راه با دیگر اقشار اجتماعی جامعه را از زیر سلطه‌‌ی ستم آزاد نمایند، امری که البته تنها در «رسالت» کارگران نبوده بلکه مشارکت بخش‌های مختلف اجتماعی برای رهایی عموم را در بر می‌گیرد، بلکه حتا قادر نخواهند شد خواسته‌های صنفی کارگری خود را نیز به تحقق رسانند. از این رو، مبارزه برای آزادی و دموکراسی‌ای‌ گسترده و رادیکال، در جدا‌ناپذیر‌ی از عدالت اجتماعی، می‌بایست در بالای وظایف جنبش‌های کارگری قرار گیرد. و این امر، وظیفه‌ی جنبش کارگری به تنهایی نبوده بلکه دیگر جنبش‌های مردمی را نیز فرامی‌خواند: از زنان برابری‌خواه، دانشجویان آزادی‌خواه تا مبارزان دموکراسی‌خواه و ضد تبعیض در بین ملیت‌های مختلف ایران.

از این رو‌ست که به دیده‌ی من، امروزه هیچ قشر یا طبقه‌ی معینی در جامعه و تاریخ رسالتی پیامبرانه، مسیحایی و یا مهدویتی ندارد که به حُکم آن بگوئیم که باید رهبر و راه‌بر توده به سوی «بهشت برینِ» موعود زمینی شود.  

اما با توجه به نکته‌ی بالا و با کمی دور شدن از پرسشی که طرح شده و از نقط نظر «سیاست رهایی‌خواهی» که از دیدگاه من تنها اصل و معیار راه‌نما و تعیین‌کننده در کار سیاسی باید بشمار ‌آید، سوسیالیسم رهائی‌خواهانه و دموکراسی رادیکال را همان‌طور که گفتیم نمی‌توان از یکدیگر جدا نمود. آن هنگام که صحبت از «نقش» و «وظیفه» سیاسی و از این دست می‌کنیم، پرُبلماتیکِ رابطه‌ی دو مقوله نام‌برده به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر در برابر ما مطرح می‌شود.

فروپاشی «سوسیالیسم واقعا موجود»، یعنی آن سیستم توتالیترِ برآمده از انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷ که در سده‌ی بیستم طی هفتاد سال در بسیاری از کشورها استقرار یافت و سرانجام فروپاشید، و هم‌چنین افول چپ سنتی و سوسیال دموکراسیِ برخاسته از جنبش سوسیالیستی و کارگری غربی، علت هر دو را باید به واقع در همین جدا کردنِ دو مقوله‌ی فوق در ذهنیت و در عمل، یعنی جدا کردن رهایی‌خواهی از یک‌سو و آزادی- دموکراسی از سوی دیگر، جُست‌و‌جو نمود. اولی، یعنی سوسیالیسم لنینی- استالینی، آزادی و دموکراسی را قربانیِ سیستمی دولتی و استبدادی، که به دور از سوسیالیسم واقعی بود، کرد. دومی نیز، یعنی سوسیال ‌دموکراسی، با مدیریت نظام سرمایه‌داری، سوسیالیسم را قربانی دموکراسیِ نمایندگی، که به دور از دموکراسیِ واقعی است، می‌کند.

امروزره اما، افزون بر بغرنج تلفیق و پیوند دموکراسی و سوسیالیسم رهائی‌خواهانه (توجه کنیم که ما همیشه از «سیاست رهایی» یا «سوسیالیسم رهایی‌خواهانه» سخن می‌رانیم) – سوسیالیسمی که عدالت اجتماعی بخشی از آن است و نه تمام مضمون آن – مسأله کدام پروژه‌ی اجتماعی و بدیل رهائی‌خواهانه و چگونگی تحقق آن، در برابر طرح‌های موجود دیگر، پیش کشیده می‌شوند. این که در «سیاست»، مبارزه تنها با نفی وضع موجود به جائی نمی‌رسد بلکه هم‌زمان نیاز به ارائه‌ی طرحی اثباتی دارد، برای فعالیت رهائی‌خواهانه در همه جا و از جمله در ایران، که زیر سلطه‌ی جمهوری اسلامی قرار دارد، بسیار دارای اهمیت است. جنبش‌های اجتماعی از جمله کارگری در کشور ما، همواره در سده گذشته، با همان سرنوشتی رو‌به‌رو شدند که امروزه جنبش‌های میدانی، از بهار عربی تا دیگر جنبش‌های مردمی در سرتاسر گیتی مواجه می‌شوند. این انقلاب‌ها در همه جا به بازسازی اگر نه به بازگشت همانی که مردم بر ضد‌ش قیام کردند، یعنی به استقرار سلطه‌ای دیگر، می‌انجامند. در ایران، انقلاب مشروطه (۱۲۸۵) به استبداد رضا‌شاه (۱۳۰۴)، جنبش ملی کردن نفت (۱۳۲۹) به کودتای محمد رضا شاه (۱۳۳۲) و انقلاب ۱۳۵۷ به دین‌سالاری جمهوری اسلامی می‌انجامند.

اما با تأمل بر تاریخ و درس‌های تجربیِ آن، با اندیشه‌کردن در باره‌ی نافکرشده‌های سیاست که در حقیقت تنها کار نظری به معنای واقعی و جالب کلمه است، سوسیالیست‌‌ها / کمونیست‌های رهائی‌خواهِ امروزی باید بر این اَکسیوم (اصل اولیه) سیاسی درنگ ورزند که در «سیاست»، در مبارزات اجتماعی، کارگری و غیره، تنها با نفی‌ مطلق سیستم کاری از پیش نخواهد رفت، بلکه باید پروژه‌ای نوین و اثباتی و رهائی‌خواهانه پیش‌نهاده شود. اما در عین حال باید پذیرفت که تنها با اثبات‌گرایی نیز، اگر چنان‌چه هم‌راه و هم‌زاد با ارائه‌ی طرحی ایجابی چون بَدیلی در برابر سه سلطه‌ی اساسیِ عصر ما – سلطه مالکیت، سلطه سرمایه و سلطه دولت – نباشد و در نتیجه اگر راه‌حل‌هایی مشخص و به‌واقع رهائی‌خواهانه در زمینه‌های مختلف ابداع نشوند، در زمینه‌هایی چون چگونگی پایان دادن به کار مزدوری، حفظ محیط زیست، کنترل و مدیریت جمعی (کُلکتیو) به جای مالکیت خصوصی یا مالکیت دولتی، دموکراسی مشارکتی و عدم تمرکز به جای دستگاه و بوروکراسی دولت، دولتی که همواره سلطه‌گر و تمرکزگرا‌ست، و سرانجام و مهم‌تر از همه در زمینه‌ی چگونگی پیش‌گرفتن یک زندگی مکفی به دور از ارزش‌های سرمایه‌دارانه، کالائی، دولت‌گرا، تولیدگرا و زیاده‌خواهانه… باری اگر در تمامی این زمینه‌ها فکری نشود و راه‌هایی نو کشف و طراحی نشوند، زندگانیِ دیگر، به جز از آن چه که در گذشته بوده و امروزه هست و می‌رود که به روال تاکنونی  ادامه یابد، ساخته و پرداخته نخواهد شد.

به مناسبت روز کارگر، اول ماه مه امسال، و در پایان این گفتار، این نکته را هم بگوئیم که پروبلماتیک‌های نظری و عملی طرح شده در بالا، بغرنج‌های فردای جنبش کارگری و مردمی ایران و جهان نیستند، بلکه مسائل امروزی و کنونیِجنبش‌های اجتماعی در همه جا به سوی رهایش بشری‌اند.

آوریل ۲۰۱۹  - اردیبهشت ۱۳۹۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>