نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

پیرامون کنفرانس برخی از احزاب و سازمان های چپ در شهر استکهلم ، و کدام آلترناتیوها ؟ / سیروان هدایت وزیری

برخی از جریانات مختلف همانند ” حزب کمونیست کارگری ” ، ” حزب کمونسیت ایران ” ، ” سازمان راه کارگر ” ” سازمان فداییان ( اقلیت ) ، ” اتحاد فداییان ( کمونیست) ” و ” هسته اقلیت ” در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۷ در شهر استکلهم سوئد کنفرانسی را تشکیل دادند.  طبق مصاحبه هایی که از جانب نمایندگان این جریانات به عمل  آمده ، هدف از تشکیل این کنفرانس ، پاسخ مناسب نیروهای ” چپ ” و  ” کمونیست”  به اوضاع کنونی ایران  ، مبارزه طبقاتی و تاکید بر ” آلترناتیو سوسیالیستی “  در مقابل رژیم جمهوری اسلامی  بوده است . برای اطلاعات بیشتر از این کنفرانس ،  جا دارد که به نظرات نمایندگان این سازمان اشاره داشت ،  تا اینکه ما نیز به عنوان یک نیروی چپ و سوسیالیست  برایمان مشخص گردد که آیا در چارچوب فکری ناظر بر این کنفرانس قرار می گیریم  و یا اینکه نه ، نظرات و نتایج این کنفرانس زاویه دیدگاه فکری و عملی ما  نبست به تحولات ایران ، مبارزات طبقاتی و آ لترناتیو رژیم جمهوری اسلامی غیر از ان هست که در این کنفرانس مطرح گشته است :

سیاوش دانشور ( از حزب کمونیست کارگری _ حکمتیست) : ” هدف و نقطه عزیمت و پاسخ کنفرانس استکلهم  تصریح کرد که ” یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است ” . و در ادامه می گوید ” این کنفرانس علیه راه حلهای ارتجاعی و ضد کارگری و ضد اجتماعی در اپوزیسیون بود و در عین حال بر یک پیروزی کارگری و سوسیالیستی بر جمهوری اسلامی تاکید گردید”. و در ادامه می گوید ” این کنفرانس ازموضوع منفعت اجتماعی جنبش طبقه کارگر و انتقاد کمونیستی به وضع موجود ، آ لترناتیو سوسیالیستی را طرح میکند ، معنای سرنگونی را طرح میکند ، دست رد به راه حلهای بوژوایی میزند ، راه حل کارگری بحران و حکمیت شورائی _ کارگری را طرح می کند نظر دارد اردوی چپ جامعه را حول این افق متشکل کند ” .

صلاح ماسوجی ( از حزب کمونیست ایران ) : ” کنفرانس استکلهم در برابر رژیم جمهوری اسلامی که جامعه را به طرف پرتگاه نابودی سوق می دهد و در برابر همه بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی که برای دست به دست شدن قدرت از بالا و برای به شکست کشاندن انقلاب آتی تلاش می کنند ، پرچم تلاش مشترک با هدف شکل دادن به یک آلترناتیو سوسیالیستی را برافراشت ” .

حسن حسام ( از سازمان راه کارگر ) : پاسخ واقعی به مطالبات و راه حل ممکن برای تحقق آنها تنها در یک آلترناتیو سوسیالیستی ممکن است . سوسیالیسمی فیمینیستی ، محیط زیستی با تامین و تضمین فرصت های برابر در همه عرصه ها برای زنان و مردان و جوانان و همه شهروندان بر بستر آزادی های بی قید شرط سیاسی در مناسبات عمیقا دموکراتیک و متکی بر رای و آراده آگاهانه اکثریت عظیم به رهبری طبقه کارگر از طریق خود گردانی و خود سازمان یابی شورایی و از پایین به بالا ” .

اعظم نوری ( از سازمان فداییان اقلیت ) : با توجه به چشم انداز تعمیق بحران انقلابی موجود در جامعه ، و با توجه به نقش سرنوشت ساز طبقه کارگر و متحدانش در تحولات آتی ایران ، کنفرانس استکلهم تلاشی بود برای پاسخگوی به مسئله محوری هر انقلاب یعنی ، قدرت سیاسی . تلاشی بود برای طرح آلترناتیو طبقه کارگر در برابر آلترناتیو بوژوایی ” .

یدی شیشوانی ( از اتحاد فداییان کمونیست ) :  ” نقطه عزیمت این کنفرانس وضعیت اقتصادی اجتماعی جامعه و سطح اعتراضات عمومی و جنبشهای اجتماعی موجود در آن بوده است و هدف آن ارائه آ لترناتیو مشترکی است که منافع طبقاتی و اهداف سیاسی جنبش طبقه کارگر و توده های زحمتکش مردم در شرایط کنونی را ارائه میدهد . و در درون کشمکش های طبقاتی جاری و آلترناتیو های بورژوائی چشم انداز سوسیالیسم و امکان پیروزی و معنای آنرا اعلام کند “

در هر صورت آنچه که در نکات مشترک مطرح شده  توسط نمایندگان این کنفرانس مشخص می گردد ، همانا تاکید بر تشکیل یک  ” آلترناتیو سوسیالیستی ” در مقابل جمهوری اسلامی می باشد . اگرچه که نمایندگان این کنفرانس به بغرنج های اجتماعی و وضعیت وخیم کنونی کارگران و زحمتکشان اشاره داشته اند  ، ولی از اینکه هر جریان سیاسی از راست و چپ گرفته تا سلطنت طلب و مجاهدین بر این معضل تکیه کرده اند  و اتفاقا بیشتر از این نماینده ها ،  مسائل کنونی جامعه را در بیانیه و نشریات خود انعکاس داده اند ،  تکیه بر مسائل کنونی جامعه و اشاره به سیاست های ارتجاعی رژیم ازسوی  نماینده های شرکت کننده در کنفرانس کار شاق محسوب نمی شود ، انچه که در اینجا مورد نظر می باشد ، بازتاب گریبان گیرشدن نمایندگان این کنفرانس در سرایت بودن بیماری چپ روانه کودکانه است . آنان در حقیقت با این سیاست و جهت گیری وآنهم به اسم چپ و سوسیالیست ،  بر چهره کارگران و زحمتکشان خاک می پاشند و ناشدنی ها را  ” ممکن وشدنی ”  قلمداد می کنند . ا ینکه آنان با چه برآیند سیاسی و اقتصادی مسلط بر جامعه ایران به این نتایج رسیده اند که وقوع سوسیالیسم  بعد از سرنگونی رژیم ممکن هست و آنان هم اینک  قصد تدارک استقرار آن را دارند  ، نامشخص است . اگر آنان برآیند سیاسی استقرار فوری  سوسیالیسم در جامعه کنونی ایران  را در نظر دارند ، باید ابتدا  پتانسیل ، آگاهی ، تشکل یابی و از همه مهمتر آمادگی طبقه کارگر را برای حصول به سازمانگری سوسیالیستی توجه کرده باشند .در اینجا طرح واژه انقلاب سوسیالیستی و طرح آلترناتیو نه به مثابه صرفا  ” اعلام اعتراض “  به جامعه ای مثل ایران و یا اینکه در مقابل بلوک بندی احزاب بورژوایی ، بلکه بیشتر  باید جنبه اثبات مادی وقوع آن مطرح شود .

 بخشی از طبقه کارگر در جامعه ما  فعلا در برای گرفتن حقوق و دستمزد معوقه خود دست به گریبانند ، آنچه که اساسا از جانب  یک  بورژوای مترقی و در یک جامعه با سلوک سرمایه داری  امروزی  بعید به نظر می رسد ، که حقوق کارگران را به این شیوه پرداخت نماید ( البته ممکن هست دستمزد آنان نسبت به رشد جامعه در سطح پایینی باشد)  ، اگر چنین شود ، باید کارخانه اش را تخطه کند و اعلام ورشکستگی نماید . پس نباید این مسئله را در وجود مناسبات سرمایه داری دانست ، بلکه یک مسئله فرهنگی و شارلاتانی محسوب می گردد که وجود حاکمیت قرون وسطی رژیم جمهوری اسلامی نیز تولید و باز تولید آن است  .

 بخش دیگری از طبقه کارگر در نداشتن اتحادیه ، سندیکا و تشکل های مستقل خود در برای دفاع از حقوق و دستمزد خود در معضلات حقوقی و قضایی قرار دارند ، این نیز از یک کارکرد کارفرمای مدرن امروزی در این یا آن مناسبات سرمایه داری  امروزی غیر مترقبه است ، بطوریکه درهریک از کارخانه ها که تعداد ۱۰ نفر  بیشتر کارگر را داشته باشند ،  کارفرما موظف است ،  اتحادیه وسندیکا ی کارگری را که از جانب کارگران انتخاب می گردد ، به رسمیت بشناسد و موظف هست که درآمد و سودهای کارخانه خود را هر سال یک بار در یک نشست عمومی کارفرما و کارگران اعلام کند و به تناسب سود بر آمده ، به افزایش حقوق کارگران توجه داشته باشد  و نیز  باید هر ساله بیلان کار خود را در رسانه های دولتی وعمومی اعلام نماید ، اگر این کار را انجام ندهد از جانب دولت جریمه سنگینی تحمل خواهد شد و با تکرار آن ، ممکن هست که پروانه رسمی کارخانه و یا کارگاه را از دست دهد . تمامی این مسائل ، هم اینک  در حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی اساسا جنبه عملی ندارد و کارفرمایان هر چه که مورد نظر خودشان هست ، دنبال می کنند . پس کارگران در ابتدا به تشکل های مستقل خود احتیاج دارند و این مسئله نه تنها در مناسبات سوسیا لیسی مورد نظر آقایان مصاحبه شده ها ، بلکه در مناسبات سرمایه داری نیز محتمل است .

انجه که ذهن و آگاهی طبقه کارگر در ایران نشان می دهد ، نضج نیافتن عملکرد آنها در بدست گیری قدرت سیاسی تام و تمام می باشد . درست است که هم اینک در گوشه هایی از جامعه ایران دراین یا آن کارخانه تولیدی ، مسئله تشکیل شورا مطرح می شود ، شاید نمونه کارخانه هفت تپه از این نمونه  باشد ، ( اتفاقا کارگران هفت تپه ، طبق سخنرانی نمایندگان این کارخانه  می خواهند ” تمامی سود کارخانه ”  به خودشان برگردد ، اینکه منطقی هست که این کار عملی گردد ، جای بحث دارد  )   ،  ولی آنان این درک را دارند ، که این شورا همان مضمون اتحادیه و سندیکایی برای طرح مسائل صنفی خود است ، نه مضمون شکل هایی از کشورداری و گرفتن قدرت سیاسی . البته وظیفه ما ، سوسیالیست ها ،  ترویج این مسئله هست که ، این شورا ها نه صرف باید یک نیروی پیکار جو برای گرفتن صرفا مسئله صنف خود ، بلکه مشارکت در قدرت سیاسی دولتی در موازات  با مجلس موسسان و دولت حاصل از آن می باشد .

وفتی که مسئله آ لترناتیو سوسیالیستی از جانب حضرات مصاحبه شوندگان مطرح می شود ، باید به این مسئله اشاره کرده باشند ، سوسیالیسم از نظر آنان چه نوع سوسیالیسمی  است  و با چه انگیزه ایی این ا آلترناتیو مطرح می شود . اگر سوسیالیسم به ذعم آنان ، لغو مالکیت خصوصی و  اجتماعی شدن تولید و سایل تولید است ، باید آماری را نشان دهند که  از کل طبقه کارگر  ایران حداقل ۵۰ درصد آن در چند بخش تولیدی معیین  متمرکزهستند و این رشته های تولید ، شاهرگ های اقتصادی جامعه را به همیگر متصل می کند ، در نتیجه با اجتماعی شدن این رشته های تولیدی ، سوسیالیسم مورد نظر در جامعه ۵۰ درصد  مستقر می شود ، ولی طبق بر آورده ها ،  حداقل ۷۰ درصد از کارگران کم و بیش درکارخانه های کوچک تولیدی و مانوفاکتورها مشغول تولید هستند و حتی باید برآورده شود که تولیدات آنان در کل پروسه  ” تولید مثبت “  چقدر می باشد و آیا این کارگران در تولید وسایل تولید مشغولند و یا نه  ، بلکه  صرف در تولیدات کالاها ی مصرفی . اگر مشغول تولیدات مصرفیند ، پس موقعیت  ” تولید وسایل تولید “  ،  که می توان گفت تمامی تصمیمات اقتصادی و سیاسی جامعه  را چه به لحاظ داخلی و چه لحاظ بین المللی به خود اختصاص می دهد ، در کجا ست ؟  بطوریکه هم اینک کوچکترین ابزار تولیدی در خارج از جامعه ،  در این یا آن کشور به قول حضرات در جامعه با سیستم سرمایه داری تهیه می گردد . در اینجا خیلی ساده انگاری است که با استقرار سیستم سوسیالیستی از این کشورها درخواست این نوع ابزارها کرد ، اما در کنار آن سیستم و مناسبات تولیدی شان را محکوم نمود . اتفاقا این مشکل خود وجه تاریخی بسیار مهمی دارد ،  بطوریکه انقلاب ۱۹۱۷ در روسیه بقول رهبران و حتی اکثریت شوراهای کارگری ، بر آمد سیاسی جامعه روسیه برای یک انقلاب سوسیا لیستی مهیا بود ، ولی بعدا تا جایی که به اقتصاد و آمادگی این جامعه در رقابت های بین المللی بر می گشت ، نا چار به این بود که از کشورهای صنعتی با سیستم سرمایه داری کمک گیرد و به مهندسین و تکنسین های غیر خودی دهها بار حقوق بیشتر از کارگران خودی ، حقوق بپردازد . تدابیر تغییر سیستم مکا نیکی به  سیستم الکتروفیکاسیون از جمله این اقدامات بشمار می رفت  که حتی جامعه روسیه را بیشتر از قبل به کشورهای صنعتی با سیستم سرمایه داری وابسته می کرد .

حال اینکه به فرض تا حدودی تمرکز تولید در جامعه ایران وجود دارند که میتوانند نمونه های از شرکت نفت ، فولاد و ذوب آهن، پترشیمی و کارخانه مونتاژه ماشین از جمله یکان و پژو را به حساب آورد ، ولی این کارخانه ها  به هر نوعی به کشورهای دیگر با سیستم سرمایه داری وابسته اند و جه بسا اینکه کوجک ترین قطعات را باید صادر کرد در نتیجه نمی توان روی این حسابات ،  سوسیالیسم بی موردی را به جامعه تحمیل کرد.

 در ثانی مسئله حاد روز بر خلاف نظریه پردازان نمایندگان کنفرانس فوق الذکر باید در صدر اولیه قرار گیرند از این جمله :  واقعیت ها و آروزهای نا متحقق شده  دیرنیه مردم ایران در حدی است که می توانند در سیستم سرمایه داری حل و فصل شوند . وظیفه نیروهای انقلابی است که ابتدا آروز و خواست بلافعل مردم را در برنامه خود قرار دهند ، تا اینکه بلاخره با تحقق آنها روزنه ایی پیدا شود ، که نگاها را به نسبت به هرچیزی که باعث پیشرفت و سعادت توده های مردم  ایران باشد ، گسترده تر شود . برای حصول به این امر ،  ارائه یک آلترناتیو بر آمده از واقعییت های جامعه ایران  ، اتخاذ برنامه مطلوب و استقرار یافتن یک دولت دمکراتیک الزام آورد است .

 در اینجا فکر بر این هست که در این اواخر ۱۰ جریان سیاسی جمهوریخواه ، سکولار و سوسیالیست یک تفاهم نامه مشترکی حول اقدامات سیاسی و آلترناتیو دمکراتیک در مقابل رژیم جمهوری اسلامی ارائه داده اند و این سند برای نیل به اهداف اولیه طبقه کارگر و توده های زحمتکش ازکفایت قابل توجه ایی برخوردار می باشد و اتفاقا ، چپ سنتی جا دارد به این برنامه ها توجه کند و خود را با آن وفق دهد . در اینجا نظرات مورد نطر من تفاوتی در  برنامه ارائه شده از طرف ده جریان  شامل نمی شود  . در تاکید بر این نکته ،  تفاهم نامه این ۱۰ جریان  ضمیمه این مطلب می شود .

ضمیمه :

 طرح مشترک ما ( ۱۰ جریان)

۱- استقرار نظامی دموکراتیک در شکل جمهوری پارلمانی مبتنی بر جدایی دین و دولت ، تفکیک قوای سه گانه و پلورالیسم سیاسی، انتخابی بودن همه نهادهای حکومت با رای مستقیم مردم  و رعایت اصل تناوب قدرت. ما بر این اصل تاکید داریم که رای مردم یگانه  منشاء قدرت و مشروعیت حاکمیت است.

۲ – کشور ایران سرزمینی است که در نتیجه همزیستی ملیتهای، فارس، ترک، کرد، عرب،  بلوچ، ترکمن و دیگر مجموعه های زبانی و اقلیتهای مذهبی و فرهنگی شکل گرفته است.

برای اتحاد پایدار و باهم ماندن مردمان ایران ضروری است :

اولا هویت و حقوق ملی – دموکراتیک این مردمان پذیرفته و حق تعیین سرنوشتشان به رسمیت شناخته شود.

ثانیا تمرکز قدرت و مرکز گرائی تاکنونی، جای خود را به عدم تمرکز و تقسیم قدرت در ساختار سیاسی ایران بدهد.

ما خواهان اتحاد آزادانه مردمان ایران در یک سیستم سیاسی و اداری فدرال هستیم.

٣- جدایی دین و دولت و تضمین آزادی عقیده، دین و مذهب.

۴- تامین آزادی‏های سیاسی،

۵- تامین برابر حقوقی شهروندان، مستقل از جنسیت، مذهب، تعلق قومی، ملی، زبانی و مسلکی.

۶- تعهد و تضمین حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیمان های الحاقی آن.

۷ – لغو مجازات اعدام و هر گونه مجازاتی که حیثیت، شان و منزلت انسان را خدشه دار کند.

۸ – تامین برابر حقوقی زنان با مردان، لغو هر گونه تبعیض جنسیتی، اجرای کامل مفاد کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان  و تضمین قانونی برای تامین امکانات لازم جهت رشد استعدادها و توانایی‏های زنان در همه عرصه‏های زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی.

۹ – تحکیم پایه های دموکراسی در کشور و تدوام همزیستی تاریخی مولفه های آن ایجاب می کند که حقوق برابر ملیت های ایران و حقوق ـ ملی دموکراتیک ملیت ها و اقوام ساکن ایران واحد، دموکراتیک و غیر متمرکز در عرصه های ملی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تامین و تضمین گردد.

۱۰- تامین فرصت‏های برابر برای دسترسی همگان به مسکن، بهداشت، آموزش، اشتغال، فرهنگ و بیمه های اجتماعی.

۱۱ – برقراری روابط سیاسی ایران با همه کشورها بر پایه احترام متقابل، پذیرش اصل حق حاکمیت مردم ایران، منافع ملی و پاسداری از صلح جهانی. ما با دخالت نیروهای خارجی در امور مربوط  به حق تعیین سرنوشت مردم ایران و آلترناتیو سازی توسط آن ها مخالفیم.

۱۲- جلب پشتیبانی افکار عمومی و حمایت نهادهای بین المللی از مبارزات مردم ایران برای استقرار دموکراسی در کشور و اعمال فشار به جمهوری اسلامی در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران و در همبستگی با مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران.

۱۳- مخالفت با بنیادگرایی، اعمال خشونت و تروریسم.

۱۴- ما برگزاری اجتماعات، تحصن، اعتصاب، راهپیمایی و اشکال متفاوت مبارزه، برخورداری از حق دفاع در برابر اعمال قهر حکومت و مبارزه مدنی برای رسیدن به مطالبات اقتصادی و سیاسی را جزئی از حقوق اساسی شهروندان می شناسیم.

 

       

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>